Surah Al-Anbiyaa · Ayah 4·Makkī

4

فِى وَهُوَ ﴿٤﴾

Translation

Saheeh International

The Prophet said, "My Lord knows whatever is said throughout the heaven and earth, and He is the Hearing, the Knowing."

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 3, 5, 6, 7, 8, 9, 10

برخی از ایرادهای مشرکان به نبوت

در این آیات به بعضی از ایرادها و پهانه‌جویی‌های مشرکان لجوج از نبوت پیامبر و قران اشاره شده است. ایراد یکم این که می کَفتند (ایة ٣): پیامبر بشری مانند خود شماست و در هیچ چیز از اسباب و لوازم بشر بودن از شما جدا نیست. پس اگر ادعایش مبنی بر ارتباط با غیب درست باشد.ء شما هم باید از غیب مطلع باشید و چون نیستید» پس او هم دروغ می‌گوید و کتابی را که مشابه معجزه و دلیل نبوت خود معرفی کرده» معجزه نیست؛ بلکه جادویی است که شما از آوردن آن عاجزید. خداوند در پاسخ به این ایراده دو مطلب را مطرح می‌فرماید (أیةُ ۷): یکم این که پیامبران گذشته نیز همگی بشر بودند و این که پیامبر اسلام ادعای نبوت کرده» ادعای تازه‌ای نیست. دوم این که نبوت چیزی نیست که با انسان بودن نسازد. فرق پیامبر و غیر پیامبر» وحی است که امکان دارد خداوند آن را به کسی عنایت کند و به دیگری نکنده و اگر خدا بر کسی وحی فرستادء لازم نیست بر همگان بفرستد؛ یا اگر به کسی وحی نفرستاده لازم نیست از دیگری دریغ کند؛ بلکه وحی رابطةٌ مخصوصی بین انسان و خداست که به حکمت الهی برخی دارای آن هستند و بعضی دیگر نه. در پایان آیه تأکید شده که اگر مطالب ذکرشده - مبنی بر انسان بودن پیامبران گذشته و منافات نداشتن وحی و انسان بودن - را می‌دانید که هیچء و اگر نمی‌دانید از اهل کتاب که در آن زمان مورد تأیید و احترام مشرکان بودند» بپرسید. ایراد دوم مشرکان» تهمت‌های ناروا به پیامبر و کتاب او بود که درجه به درجه شدیدتر می‌شد (آیةٌ ۵). در ابتدا گفتند که سخنان پیامبر (قرآن)» خواب‌های پریشانی است که او دیده و وحی الهی پنداشته است؛ پس این سخنان» از سحر هم بی‌ارزش‌تر است. سپس درجةٌ تهمت را شدیدتر کرد گفتند: اینها خواب‌های آشفته نیست که غیر عمدی دیده باشد؛ بلکه او به دروغ و از روی فکر و عمد آن رابه خدا بسته. سپس شدیدترش کرده» گفتند: اصلاً او شاعر است و شعر می‌گوید. این از آن جهت شدیدتر است که دروغگو فکر می‌کند چه بگوید؛ اما شاعر بدون هیچ تدبری» آنچه به نظرش می‌رسدء می‌گوید و هر تعبیری را که از نظر فن شاعری خوشایندش آیدء به کار می‌برد. چه بسا ضروریات را هم انکار کند یا به طور علنی بر باطلی اصرار ورزد و چه بسا مطلب راستی را دروغ یا دروغی را راست شمارد. سپس مشرکان از این سخنانشان نتیجه گرفتند که قرآآن معجزه نیست و اگر پیامبر راست می‌گوید» باید مانند پیامبران گذشته معجزه بیاورد؛ معجزه‌ای مثل عصای موسی یا ناقةٌ صالح. خداوند این ادعای مشرکان را که اگر پیامبر(ص) معجره‌ای مانند معجزات پیامبران قبلی بیاورد» ایمان می‌آورند تکذیب و رد کرده» می‌فرماید: گذشتگان اینها نیز از پیامبرانشان تقاضای معجزات عجیب و غریب می‌کردند؛ اما هنگامی که پیامبران معجزه‌های پیشنهادی آنها را می‌آوردند. باز هم ایمان نمی‌آوردند و به همین جهت, مستحق عذاب الهی می‌شدند. اینها هم مانند آنها هستند و دروغ می‌گویند. سپس (أیةٌ ۱۰) در یک جملةٌ کوتاه و پرمعنی به اکثر ایرادهای مشرکان بدین صورت پاسخ می‌دهد که هرکس یات قرآن را که مایة تذکر و بیداری دل و حرکت اندیشه و پاکی جامعه است» بررسی کندء به خوبی می‌فهمد که آن یک معجزة روشن و جاویدان است و با این که آثار اعجاز از جهات گوناگون این کتاب نمایان است» انکار آن و درخواست معجزات دیگرء نشان‌دهندة غرض‌ورزی و نابخردی است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ۰۱۴ ص ۲۴۴ ۲ نمونه, چ۱۳ ص ۳۵۳ ۳ المیزان» ۰۱۴ ص ۲۵۱ > ۴ نمونه, چ۱۳, ص ۳۶۳ > ۲- نمونهء چ۱۳ ص ۳۵۳ > ۳ المیزان» ج۰۱۴ ص ۲۵۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.