Surah Al-Hashr · Ayah 16·Madanī

16

إِذْ فَلَمَّا إِنِّى مِّنكَ إِنِّىٓ ﴿١٦﴾

Translation

Saheeh International

[The hypocrites are] like the example of Satan when he says to man, "Disbelieve." But when he disbelieves, he says, "Indeed, I am disassociated from you. Indeed, I fear Allah, Lord of the worlds."

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

با طناب پوسیدةٌ شیطان به چاه نروید

در این‌که منظور از انسان در این یه کیست» سخنان گوناگونی به میان آمده است. برخی گفته‌اند که منظور» همةٌ انسان‌هایی هستند که تحت تأثیر شیطان قرار گرفته» فریب وعده‌های دروغین او را می‌خورند و راه کفر را می‌پویند و سرانجام شیطان آنها را تنها گذاشته» از آنان بیزاری می‌جوید. برخی هم گفته‌اند منظورء انسان خاصی همانند ابوجهل و پیروان اوست که در جنگ بدر به وعده‌های فریبندةٌ شیطان دلگرم شدند و عاقبت طعم تلخ شکست را چشیدند (ر.ک. به: انفال - ۴۸). بعضی از مفسران و دانایان حدیثء ذیل این آیات» روایتی پر معنا از عابدی از بنی‌اسرائیل به نام برصیصا نقل کرده‌اند که می‌تواند درس بزرگی برای همةٌ افراد باشد تا هرگز با طناب پوسیدةٌ شیطان و منافقان به چاه نروند» که رفتن همان و سرنگون شدن در قعر چاه همان. خلاصةٌ داستان چنین است: در میان بنی‌اسرائیل,» عابدی به نام برصیصا بود که زمانی طولانی عبادت کرده و به آن حد از مقام قرب رسیده بود که بیماران روانی را نزد او می‌آوردند و با دعهای او سلامت روانی آنان را باز می‌یافتند. روزی زن جوانی از یک خانوادة با شخصیت را برادرانش نزد او آوردند و بنا شد مدتی بماند تا شفا یابد. شیطان در اینجا به وسوسه‌گری مشغول شد و آن‌قدر صحنه را در نظر او زینت داد تا آن مرد عابد مرتکب عمل منافی عفت شد. چیزی نگذشت که معلوم شد آن زن باردار شده - و چون ارتکاب یک گناه همیشه سرچشمةٌ انجام گناهان بزرگ‌تر است - زن را به قتل رسانید و او را در گوشه‌ای از بیابان دفن کرد. برادرانش از این ماجرا باخبر شدند که مرد عابد دست به چنین جنایت هولناکی زده است. این خبر در تمام شهر پیچید و به گوش امیر رسید. او با گروهی از مردم حرکت کرد تا از ماجرا باخبر شود. هنگامی که جنایات عابد مسلم شدهء او را از عبادتگاهش فرو کشیدند. پس از اقرار عابد به گناه امیر دستور داد او را به دار بیاویزند. هنگامی که بر بالای چوبةٌ دار قرار گرفت» شیطان در نظرش مجسم شد و گفت: من بودم که تو را به این روز افکندم و اگر آنچه را می‌گویم» اطاعت کنی» تو را نجات خواهم داد. عابد گفت چه کنم؟ گفت: تنها یک سجده برای من کافی است. عابد گفت: در این حالتی که می‌بینی» توانایی ندارم. شیطان گفت: اشاره‌ای کافی است. عابد با گوشةٌ چشم یا با دست خود اشاره‌ای کرد و به شیطان سجده کرد و در دم جان داد و در کفر محض از دنیا رفت. آآری» چنین است سرانجام وسوسه‌های شیاطین و منافقانی که در خط آنها هستند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۲۳, ص۵۲۶ ۲- پیشین» ص۵۳۷ و ۵۴۴ > ۲- پیشین» ص۵۲۷ و ۵۴۴ > FVه > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.