Surah Al-Kahf · Ayah 82·Makkī

82

وَأَمَّا فِى لَّهُمَا أَن مِّن وَمَا عَنْ ذَٰلِكَ مَا لَمْ عَّلَيْهِ ﴿٨٢﴾

Translation

Saheeh International

And as for the wall, it belonged to two orphan boys in the city, and there was beneath it a treasure for them, and their father had been righteous. So your Lord intended that they reach maturity and extract their treasure, as a mercy from your Lord. And I did it not of my own accord. That is the interpretation of that about which you could not have patience."

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

انصاف موسی در برابر خضر

این آیه» حکایت از نهایت انصاف و دورنگری موسی(ع) می‌کند؛ زیرا پس از سه بار آزمایش که در می‌یابد مأموریت او و خضر از هم جدا است» تسلیم حق می‌شود. آری» با این که فراق استاد برای او سخت ناگوار بودء در برابر این واقعیت لجاجت به خرج نمی‌دهد و منصفانه حق را به آن مرد عالم می‌دهد؛ در حالی که از همین دوستی کوتاه» گنج‌های عظیمی از حقیقت اندوخته بود. انسان نباید تا آخر عمر مشغول آزمایش خویش باشد و هنگامی که چند بار مطلبی را آزمود» باید به نتیجهُ آن گردن نهد.!

تأثیر درستکاری انسان بر سرنوشت فرزند

از این آیه استفاده می‌شود که درستکاری انسان گاهی در وارثان انسان اثر نیک می‌گذارد و سبب سعادت و خیر برای آنها می‌گردد؛ چنان که از یه ‎٩‏ سورهٌ نساء نیز استفاده می‌شود که صلاح پدر و مادر در سرنوشت فرزند موّئر است؛ آنجا که می‌فرماید: «کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود به یادگار بگذارند. از آیندةٌ آنان می‌ترسند. باید (از ستم در بارةٌ یتیمان مردم) بترسند.» از امام صادق(ع) چنین روایت شده است: «خداوند به خاطر شایستگی مرد موْمنء فرزند او و نوه‌اش را هم اصلاح می‌کند و خاندان و اطرافیانش را حفظ می‌فرماید. پس آنها پیوسته به خاطر آن موّمن در نزد خداوند در حفظ و نگهبانی خدا هستند.» سپس امام داستان دو نوجوان یتیم را یادآوری کرد و به این قسمت از آیه استناد نمود که می‌فرماید: «و کان ابوهما صالحا». پس فرمود: «آیا نمی‌بینی چگونه خدا صلاح پدر و مادر آن دو را با لطف و رحمت نسبت به آن دو نوجوان شکرگزاری کرد.»

آیا روش خضر سرمشق است

مهمترین مسئله‌ای که دانشمندان را در داستان موسی و خضر(ع) به خود مشغول کرده» ماجراهای سه‌گانة آن دو است. موسی چون به باطن آمور آگاه نبود. زبان به اعتراض می‌گشود؛ ولی بعداً که توضیحات استاد را می‌شنید» قانع می‌شد. سوال این است که آیا واقعاً می‌توان اموال کسی را بدون اجازة او معیوب کرد؛ به خاطر آن‌که غاصبی آن را از بین نبرد؟ و آیا می‌توان نوجوانی را به خاطر کاری که در اینده انجام می‌دهدء مجازات کرد؟! و آیا لزومی دارد که ما برای حفظ مال شخص دیگری به رایگان زحمت بکشیم؟! در پاسخ این سوّال‌ها باید گفت که ما در این جهان دارای دو نظام هستیم: نظام تکوین و نظام تشریع. گرچه این دو نظام در اصول کلی هماهنگ‌اند گاه می‌شود که در جزئیات از هم جدا می‌شوند. مثلاً خداوند برای آزمایش بندگان» آنها را به امور ترس‌آور و کاهش در اموال و محصولات و از بین رفتن عزیزان مبتلا می‌کند تا معلوم شود چه اشخاصی در برابر این حوادث صابر و شکیبا هستند؛ اما آیا هیچ پیامبری می‌تواند اقدام به چنین کاری کند؟ یا این که خداوند به خاطر ناشکری شخصی,» نعمتی مثل سلامت را از او می‌گیرد؛ ولی از نظر قوانین شرع نمی‌توان به خاطر ناشکری شخصی, سلامتش را از او گرفت. از نظر نظام تکوین الهی هیچ مانعی وجود ندارد که خداوند حتی کودک نابالغی را گرفتار حادثه‌ای کند و در آن حادثه جان او را بگیرد؛ چرا که وجودش در آینده ممکن است خطرات بزرگی به بار آورد؛ همان گونه که گاهی ماندن این اشخاص دارای مصالحی همچون امتحان است. همین گونه است که خداوند گروهی (مانند موسی) را مأمور پیاده کردن نظام تشریع می‌کند و گروهی از فرشتگان یا انسان‌ها را مأمور پیاده کردن نظام تکوین. البته بدون شک هیچ یک از دو گروه نمی‌تواند خودسرانه اقدامی کند و باید از مالک و حاکم حقیقی اجازه داشته باشد. به همین دلیل, خضر با > **پانوشت صفحه (منابع):** > صراحت اعلام کرد که من آن کارها را خودسرانه انجام نداده‌ام.* > ۱- المیزان» ج۰۱۳۲ ص ۴۹۴ و ۵۱۹ ۲ المیزان» چ۸۳ ص ۳۴۵ ۳ نمونه چ۵۲ ص ۵۰۵ > ۲ المیزان» ج۰۱۳ ص ۳۴۵ > ۳ نمونه ج۱۲ ص ۵۰۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.