Surah An-Nisaa · Ayah 171·Madanī

171

لَا فِى وَلَا عَلَى إِلَّا إِنَّمَا عِيسَى مَرْيَمَ إِلَىٰ مَرْيَمَ مِّنْهُ وَلَا لَّكُمْ إِنَّمَا أَن لَهُۥ لَّهُۥ مَا فِى وَمَا فِى ﴿١٧١﴾

Translation

Saheeh International

O People of the Scripture, do not commit excess in your religion or say about Allah except the truth. The Messiah, Jesus, the son of Mary, was but a messenger of Allah and His word which He directed to Mary and a soul [created at a command] from Him. So believe in Allah and His messengers. And do not say, "Three"; desist - it is better for you. Indeed, Allah is but one God. Exalted is He above having a son. To Him belongs whatever is in the heavens and whatever is on the earth. And sufficient is Allah as Disposer of affairs.

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

غعلَوّ

غلوّ در بارهٌ پیشوایان» یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های انحراف در ادیان آسمانی بوده است. از آن رو که انسان به خود علاقه‌دارده میل دارد که رهبران و پیشوایان خویش را هم بیش از آنچه هستندء بزرگ نشان دهد تا بر عظمت خود افزوده باشد. گاهی نیز این تصور که غلو در بارةٌ پیشوایان» نشانةٌ ایمان به آنان و عشق و علاقه به آنهاست. سبب گام نهادن در این ورطةٌ هولناک می‌شود. غلو همواره این عیب بزرگ را همراه دارد که ریش اصلی مذهب» یعنی خداپرستی و توحید را خراب می‌کند. به همین جهت» اسلام در بارهٌ غُلات (غلوکننده‌ها) سخت‌گیری شدیدی کرده و در کتب عقاید و فقه» غلات از بدترین کفار معرفی شده‌اند.! از امام علی(ع) نقل شده است: «در رابطةٌ با من. دو کس به هلاکت می‌رسد: آن که در دوستی من اغراق کند و آن که در دشمنی من از حد تجاوز کند.» در روایت دیگری آمده است که حضرت علی(ع) به مردی که در ستایش او افراط می‌کرد و امام می‌دانست که دلش با زبانش یکی نیست» چنین فرمود: «من از آنچه می‌گویی, پایین‌تر و از آنچه در دل داری, برترم.»

بزرگ‌ترین انحراف مسیحیت

در میان انحرافاتی که مسیحیان بدان گرفتار شده‌انده هیچ‌یک بدتر از تثلیث نیست. آنها به صراحت می‌گویند که خداونده هم سه‌گانه و هم یگانه است؛ یعنی هم وحدت را حقیقی می‌دانند و هم سه‌گانگی را واقعی می‌شمرند. این موضوع, مشکل بزرگی برای پژوهشگران مسیحی به وجود آورده است. اگر حاضر بودند یگانگی خدا را مجازی و تثلیث را حقیقی یا تثلیث را مجازی و توحید را حقیقی بدانند» مسئله ساده بود؛ ولی عجیب این است که هر دو را حقیقی و واقعی می‌دانند. اینجاست که مسیحیان» با یک مطلب غیر معقول مواجه‌اند؛ زیرا معادلةً «۳-۱» را هیچ کودک دبستانی هم نمی‌پذیرد. به همین دلیل می‌گویند که این عقیده را نباید با مقیاس عقل, بلکه باید با مقیاس تعبد و دل پذیرفت. از همین جا ماجرای بیگانگی مذهب با منطق عقل شروع می‌شود و برخی مسیحیان به این وادی خطرناک می‌رسند که مذهب جنبة عقلانی ندارد؛ بلکه صرفا جنبةٌ قلبی و تعبدی دارد. همچنین بیگانگی علم و مذهب و تضاد این دو با هم نیز از نظر منطق مسیحیت کنونی آشکار می‌شود؛ زیرا علم می‌گوید که عدد سه هرگز با یک مساوی نیست و