فَٱلْتَقَمَهُ ٱلْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ﴿١٤٢﴾
English
Saheeh International
Then the fish swallowed him, while he was blameworthy.
Ali Quli Qarai
Then the fish swallowed him while he was blameworthy.
فارسی
انصاریان (Ansarian)
پس آن ماهی بزرگ او را بلعید، در حالی که سزاوار سرزنش بود.
فولادوند (Fooladvand)
[او را به دریا افکندند] و عنبرماهی او را بلعید در حالی که او نکوهشگر خویش بود!
Nederlands
Fred Leemhuis
Toen slokte de vis hem op, laakbaar als hij was.
Español
Isa García
Cuando [fue arrojado al mar] una ballena se lo tragó. Jonás cometió un acto reprochable,
Türkçe
Diyanet İşleri
Kendini kınarken onu bir balık yutmuştu.
Deutsch
Bubenheim & Elyas
Da verschlang ihn der (große) Fisch", während er sich Tadel zugezogen hatte.
Français
Muhammad Hamidullah
Le poisson l'avala alors qu'il était blâmable.
Русский
Кулиев (Kuliev)
Его проглотила рыба, когда он был достоин порицания.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Maka ia ditelan oleh ikan besar dalam keadaan tercela.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
پھر انہیں مچھلی نے نگل لیا جب کہ وہ خود اپنے نفس کی ملامت کررہے تھے
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
Setelah itu ia ditelan oleh ikan besar, sedang ia berhak ditempelak.
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
অতঃপর একটি মাছ তাঁকে গিলে ফেলল, তখন তিনি অপরাধী গণ্য হয়েছিলেন।
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
(Yunis Allahın izni olmadan qövmünü tərk edib getdiyinə görə) özünü qınayarkən (dənizə atılarkən) balıq onu udmuşdu.
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Бас, уни маломатга лойиқ бўлган ҳолида наҳанг балиқ ютди.
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
Моҳӣ фурӯ бурдаш ва ӯ лоиқи сарзаниш буд.
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
نو ښوى تېر كړ هغه لره مهي (كب)، په دې حال كې چې هغه (د خپل ځان) ملامت كوونكى و
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
پوءِ کيس مڇي ڳھي وئي ۽ اُھو (اھڙو ڪم ڪندڙ ھو جو) ملامت جو لائق ھو.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
ئینجانهههنگێک قووتی دا، لهکاتێکدا که شایانی سهرزهنشت و گلهیی بوو (چونکه پێش ئهوهی خوا مۆڵهتی بدات قهومهکهی بهجێهێشت).
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
Sai kĩfi ya yi lõma da shi, alhãli kuwa yanã wanda ake zargi.
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Samaki akammeza hali ya kuwa ni mwenye kulaumiwa.
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Kalluunna liqay isagoo ladagaalay.
Shqip
Sherif Ahmeti
Dhe atë e kafshoi (e gëlltit) peshku, zatën ai ishte që e meritoi qortimin.
Bosanski
Besim Korkut
i riba ga proguta, a bio je zaslužio prijekor,
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
እርሱም ተወቃሽ ሲሆን ዐሳው ዋጠው፡፡
Татарча
Yakub ibn Nugman
Аны дәрхәл бер зур балык йотты, вә ул Аллаһ рөхсәтеннән башка кавемен ташлап киткәне өчен үзен үзе шелтәлидер.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
ئۇنى چوڭ بىر بېلىق يۇتۇۋەتتى. ئۇ (قەۋمىنى تاشلاپ، پەرۋەردىگارىنىڭ ئىزنىسىز چىققانلىقى ئۈچۈن) ئەيىبلىنىشكە تېگىشلىك ئىدى
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
ފަހެ، އެހިނދު މަހެއް (އައިސް) އެކަލޭގެފާނު (އޮތްގޮތަށް) ދިރުވައިލިއެވެ. (އެއީ) އެކަލޭގެފާނަށް މަލާމާތް ލިބިވަޑައިގެންވާ حال ގައެވެ.
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
അങ്ങനെ അദ്ദേഹം ആക്ഷേപത്തിന് അര്ഹനായിരിക്കെ ആ വന്മത്സ്യം അദ്ദേഹത്തെ വിഴുങ്ങി.
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
ஆகவே, (அவர்களுடைய) பழிப்புக்கிடமான நிலையில் (கடலில்) எறியப்பட வேண்டியவரானார் ஒரு மீன் விழுங்கிற்று.
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 139, 140, 141, 143, 144, 145, 146, 147, 148
یونس در بوتة آزمون
یونس» همانند سایر پیامبران» دعوت خود را از توحید و مبارزه با بتپرستی شروع کرد و سپس با مفاسدی که در محیط او رایج بودء به مبارزه پرداخت. یونس همچنان از روی دلسوزی و خیرخواهی» مانند پدری مهربان آن قوم گمراه را اندرز میداد؛ ولی در برابر منطق حکیمانة خود جز مغالطه و سفسطه از دشمنان نمیشنید. تنها گروه اندکی که شاید شمارشان از دو نفر تجاوز نکرد (عاید و عالمی) به او ایمان آوردند. یونس آنقدر تبلیغ کرد که تقریباً از آنها مأیوس شد و به پیشنهاد مرد عابد و با ملاحظة اوضاع و احوال قوم تصمیم گرفت به آنها نفرین کند. این برنامه تحقق یافت و یونس به آنها نفرین کرد. به او وحی شد که در فلان زمان» عذاب الهی نازل میشود. هنگامی که موعد عذاب نزدیک شدء یونس - در حالی که خشمگین بود - همراه مرد عابد از میان آنها بیرون رفت تا به ساحل دریا رسید. در آنجا یک کشتی پر از مسافر و بار را مشاهده کرد و از آنها خواست که او را نیز همراه خود ببرند. این همان است که قرآن در آَیةٌ ۱۴۰ به آن اشاره کرده و رفتن او به سوی کشتی را به فرار تعبیر کرده است. بدون شک» یونس(ع) پیامبری معصوم بود و هرگز مرتکب گناهی نشد؛ ولی بهتر این بود که باز هم تحمل به خرج میداد و تا آخرین لحظات پیش از نزول عذاب» در میان قوم خود میماند. درست است که طبق بعضی از روایات» چهل سال تبلیغ کرد؛ ولی باز بهتر بود که چند روز یا چند ساعت هم بر آن میافزود. چون چنین نکردء به بندة فراری تشبیه شد. پس از آنکه یونس بر کشتی سوار شدء ماهی عظیمی سر راه را بر کشتی گرفت و دهان باز کرد؛ گویی غذایی میطلبد. سرنشینان کشتی گفتند: به نظر میرسد گناهکاری در میان ماست که باید طعمةٌ این ماهی شود و چارهای جز استفاده از قرعه نیست. در اینجا قرعه افکندند و قرعه به نام یونس(ع) افتاد. ناچار یونس را گرفتند و در دهان ماهی عظیم پرتاب کردند؛ اما خداوند به آن حیوان فرمان داد که کمترین آزاری به بندهاش یونس نرساند. او میبایست دوران زندان بیسابقهای را طی میکرد تا متوجه ترک اولای خود شود و در مقام جبران برآید. قرآن میگوید که اگر او از تسبیحکنندگان نبودء تا روز قیامت در شکم ماهی میماند و آن زندان موقت به یک زندان دائم و چه بسا گورستان او تبدیل میشد؛ اما او متوجه ماجرا شد و با تمام وجودش رو به درگاه خدا برد و از ترک اولای خویش در درگاه خدا استغفار کرد. آیةٌ ۸۷ سورة انبیاء میفرماید: «او در میان ظلمتهای متراکم فریاد زد که معبودی جز تو نیست. منزهی تو. من از ستمکاران بودم.» این اعتراف صادقانه و این تسبیح توأم با پشیمانی» کار خود را کرد؛ چنان که در یه ۸۸ سورةٌ انبیاء میخوانیم: «ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و اینگونه موْمنان را نجات میدهیم.» ماهی عظیم در کنار ساحل خشک و بیگیاه» به فرمان خدا لقمهای را که از سر او زیاد بوده بیرون افکند؛ اما پیداست که آن زندان عجیب» سلامت جسم یونس را بر هم زده و او را بیمار و ناتوان کرده بود. گفتهاند که او همچون جوجةٌ نوزادی ضعیف و بیبال و پر از شکم ماهی بیرون آمد؛ به طوری که توان حرکت نداشت. پس خداوند به لطفش بوتةٌ کدویی برای او رویاند تا برگهای بزرگ آن بر اندام ضعیف و رنجورش سایبانی باشد و او را از حرارت آفتاب حفظ کند. یونس بعد از این ماجرا به سراغ قومش بازگشت تا ببیند عذاب بر سر آنها چه آورده است. هنگامی که به آنجا رسیدء در تعجب فرو رفت که چگونه آنها در روز هجرتش همه بتپرست بودند؛ ولی اکنون همه موحد و خداپرست شدهاند. ماجرا از این قرار است که پس از نفرین یونس» آنها تکانی خوردند و به فکر چارهای افتادند و به راهنمایی آن عالم موّمن» در مقام توبه بر آمدند. پس جمعی به سوی بیابان حرکت کردند و بین زنان و فرزندان و حیوانات و بچههای آنها جدایی افکندنده سپس گریه سر دادند و صدای نالةٌ خود را بلند کردند و از خدا بخشش خواستند. در این هنگامء پردةٌ عذاب کنار رفشت و حادثه بر کوهها ریخت و جمعیت موّمن توبهکار نجات یافتند و در پرتو ایمان به یونس تا مدت معینی از زندگی دنیا بهرهمند شدند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۰۱۹ ص۱۵۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.