وَأَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ مِا۟ئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ﴿١٤٧﴾
English
Saheeh International
And We sent him to [his people of] a hundred thousand or more.
Ali Quli Qarai
We sent him to a [community of] hundred thousand or more,
فارسی
انصاریان (Ansarian)
و او را به سوی [قومی] یکصد هزار نفر [ی] یا بیشتر فرستادیم.
فولادوند (Fooladvand)
و او را به سوی یکصدهزار [نفر از ساکنان نینوا] یا بیشتر روانه کردیم.
Nederlands
Fred Leemhuis
En Wij zonden hem naar honderdduizend [mensen] -- of het waren er nog meer --
Español
Isa García
Luego lo envié a [una población de] más de cien mil personas
Türkçe
Diyanet İşleri
Onu, yüzbin veya daha çok kişiye peygamber olarak gönderdik.
Deutsch
Bubenheim & Elyas
Und Wir sandten ihn zu Hunderttausend oder sogar noch mehr.
Français
Muhammad Hamidullah
et l'envoyâmes ensuite (comme prophète) vers cent mille hommes ou plus.
Русский
Кулиев (Kuliev)
Мы отправили его к ста тысячам или даже больше того.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Dan Kami utus dia kepada seratus ribu orang atau lebih.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
اور انہیں ایک لاکھ یا اس سے زیادہ کی قوم کی طرف نمائندہ بناکر بھیجا
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
Dan (Nabi Yunus yang tersebut kisahnya itu) Kami utuskan kepada (kaumnya yang seramai) seratus ribu atau lebih.
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
এবং তাঁকে, লক্ষ বা ততোধিক লোকের প্রতি প্রেরণ করলাম।
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
Biz onu yüz min nəfərə və daha çox kimsəyə peyğəmbər göndərdik.
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Ва уни юз минг ёки ундан кўпроққа Пайғамбар қилиб юбордик.
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
Ва ӯро ба пайғамбарӣ бар сад ҳазор кас ва бештар фиристодем.
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
او مونږ دى لېږلى و سل زرو خلقو ته بلكې دوى زیات وو
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
۽ کيس (ھڪ) لک يا (اُن کان) وڌيڪ (ماڻھن) ڏانھن موڪليوسون.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
ئینجا گهڕانمانهوه و ڕهوانهمهن کرد به پێغهمبهرایهتی بۆ لای سهد ههزار کهس و زیاتریش دهبن (که قهومهکهیهتی).
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
Kuma Muka aika shi zuwa ga waɗansu mutãne dubuɗari, kõ sunã ƙaruwa (a kan haka).
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Na tulimtuma kwa watu laki moja au zaidi.
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Waxaana u diray Boqolkun oo dad ah ama ka badan.
Shqip
Sherif Ahmeti
Ne (pastaj) e dërguam atë te njëqindmijë e më shumë.
Bosanski
Besim Korkut
i poslasmo ga stotini hiljada ljudi, i više,
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
ወደ መቶ ሺሕ ሰዎችም (ዳግመኛ) ላክነው፡፡ ከቶውንም ይጨምራሉ፡፡
Татарча
Yakub ibn Nugman
Без аны йөз меңле яки йөз меңнән артыграк кешеле шәһәргә пәйгамбәр итеп җибәргән идек, балык карыныннан чыккач та шул шәһәргә җибәрдек.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
ئۇنى بىز 100 مىڭ، بەلكى (بۇنىڭدىنمۇ) كۆپ (بىر قەۋمگە پەيغەمبەر قىلىپ) ئەۋەتتۇق
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
އަދި ސަތޭކަހާސް މީހުން، ނުވަތަ އެއަށްވުރެ ގިނަމީހުންގެ قوم އަކަށް رسول ކަމާއިގެން ތިމަންރަސްކަލާނގެ އެކަލޭގެފާނު ފޮނުއްވީމެވެ.
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
അദ്ദേഹത്തെ നാം ഒരു ലക്ഷമോ അതിലധികമോ വരുന്ന ജനവിഭാഗത്തിലേക്ക് നിയോഗിച്ചു.
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
மேலும், நாம் அவரை ஒரு நூறாயிரம் அல்லது அதற்கதிகமானவர்களிடம் அனுப்பி வைத்தோம்.
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 139, 140, 141, 142, 143, 144, 145, 146, 148
یونس در بوتة آزمون
یونس» همانند سایر پیامبران» دعوت خود را از توحید و مبارزه با بتپرستی شروع کرد و سپس با مفاسدی که در محیط او رایج بودء به مبارزه پرداخت. یونس همچنان از روی دلسوزی و خیرخواهی» مانند پدری مهربان آن قوم گمراه را اندرز میداد؛ ولی در برابر منطق حکیمانة خود جز مغالطه و سفسطه از دشمنان نمیشنید. تنها گروه اندکی که شاید شمارشان از دو نفر تجاوز نکرد (عاید و عالمی) به او ایمان آوردند. یونس آنقدر تبلیغ کرد که تقریباً از آنها مأیوس شد و به پیشنهاد مرد عابد و با ملاحظة اوضاع و احوال قوم تصمیم گرفت به آنها نفرین کند. این برنامه تحقق یافت و یونس به آنها نفرین کرد. به او وحی شد که در فلان زمان» عذاب الهی نازل میشود. هنگامی که موعد عذاب نزدیک شدء یونس - در حالی که خشمگین بود - همراه مرد عابد از میان آنها بیرون رفت تا به ساحل دریا رسید. در آنجا یک کشتی پر از مسافر و بار را مشاهده کرد و از آنها خواست که او را نیز همراه خود ببرند. این همان است که قرآن در آَیةٌ ۱۴۰ به آن اشاره کرده و رفتن او به سوی کشتی را به فرار تعبیر کرده است. بدون شک» یونس(ع) پیامبری معصوم بود و هرگز مرتکب گناهی نشد؛ ولی بهتر این بود که باز هم تحمل به خرج میداد و تا آخرین لحظات پیش از نزول عذاب» در میان قوم خود میماند. درست است که طبق بعضی از روایات» چهل سال تبلیغ کرد؛ ولی باز بهتر بود که چند روز یا چند ساعت هم بر آن میافزود. چون چنین نکردء به بندة فراری تشبیه شد. پس از آنکه یونس بر کشتی سوار شدء ماهی عظیمی سر راه را بر کشتی گرفت و دهان باز کرد؛ گویی غذایی میطلبد. سرنشینان کشتی گفتند: به نظر میرسد گناهکاری در میان ماست که باید طعمةٌ این ماهی شود و چارهای جز استفاده از قرعه نیست. در اینجا قرعه افکندند و قرعه به نام یونس(ع) افتاد. ناچار یونس را گرفتند و در دهان ماهی عظیم پرتاب کردند؛ اما خداوند به آن حیوان فرمان داد که کمترین آزاری به بندهاش یونس نرساند. او میبایست دوران زندان بیسابقهای را طی میکرد تا متوجه ترک اولای خود شود و در مقام جبران برآید. قرآن میگوید که اگر او از تسبیحکنندگان نبودء تا روز قیامت در شکم ماهی میماند و آن زندان موقت به یک زندان دائم و چه بسا گورستان او تبدیل میشد؛ اما او متوجه ماجرا شد و با تمام وجودش رو به درگاه خدا برد و از ترک اولای خویش در درگاه خدا استغفار کرد. آیةٌ ۸۷ سورة انبیاء میفرماید: «او در میان ظلمتهای متراکم فریاد زد که معبودی جز تو نیست. منزهی تو. من از ستمکاران بودم.» این اعتراف صادقانه و این تسبیح توأم با پشیمانی» کار خود را کرد؛ چنان که در یه ۸۸ سورةٌ انبیاء میخوانیم: «ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و اینگونه موْمنان را نجات میدهیم.» ماهی عظیم در کنار ساحل خشک و بیگیاه» به فرمان خدا لقمهای را که از سر او زیاد بوده بیرون افکند؛ اما پیداست که آن زندان عجیب» سلامت جسم یونس را بر هم زده و او را بیمار و ناتوان کرده بود. گفتهاند که او همچون جوجةٌ نوزادی ضعیف و بیبال و پر از شکم ماهی بیرون آمد؛ به طوری که توان حرکت نداشت. پس خداوند به لطفش بوتةٌ کدویی برای او رویاند تا برگهای بزرگ آن بر اندام ضعیف و رنجورش سایبانی باشد و او را از حرارت آفتاب حفظ کند. یونس بعد از این ماجرا به سراغ قومش بازگشت تا ببیند عذاب بر سر آنها چه آورده است. هنگامی که به آنجا رسیدء در تعجب فرو رفت که چگونه آنها در روز هجرتش همه بتپرست بودند؛ ولی اکنون همه موحد و خداپرست شدهاند. ماجرا از این قرار است که پس از نفرین یونس» آنها تکانی خوردند و به فکر چارهای افتادند و به راهنمایی آن عالم موّمن» در مقام توبه بر آمدند. پس جمعی به سوی بیابان حرکت کردند و بین زنان و فرزندان و حیوانات و بچههای آنها جدایی افکندنده سپس گریه سر دادند و صدای نالةٌ خود را بلند کردند و از خدا بخشش خواستند. در این هنگامء پردةٌ عذاب کنار رفشت و حادثه بر کوهها ریخت و جمعیت موّمن توبهکار نجات یافتند و در پرتو ایمان به یونس تا مدت معینی از زندگی دنیا بهرهمند شدند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۰۱۹ ص۱۵۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.