ذَٰلِكَ جَزَيْنَٰهُم بِمَا كَفَرُوا۟ وَهَلْ نُجَٰزِىٓ إِلَّا ٱلْكَفُورَ﴿١٧﴾
English
Saheeh International
[By] that We repaid them because they disbelieved. And do We [thus] repay except the ungrateful?
Ali Quli Qarai
We requited them with that for their ingratitude. Do We not requite ingrates?
فارسی
انصاریان (Ansarian)
این [سیل ویران گر] را در برابر کفرشان به آنان کیفر دادیم. آیا جز کفران کننده را کیفر می دهیم؟
فولادوند (Fooladvand)
این [عقوبت] را به [سزای] آنکه کفران کردند به آنان جزا دادیم؛ و آیا جز ناسپاس را به مجازات میرسانیم؟
Nederlands
Fred Leemhuis
Daarmee vergolden Wij hun omdat zij ondankbaar waren. Vergelden Wij dan iemand anders dan de ondankbare zo?
Español
Isa García
Así los castigué por ser desagradecidos, y no castigo así sino al desagradecido.
Türkçe
Diyanet İşleri
İşte böylece, inkarlarından ötürü onları cezalandırdık. Biz nankörden başkasına ceza mı veririz?
Deutsch
Bubenheim & Elyas
Das vergalten Wir ihnen, daß sie undankbar waren. Vergelten Wir denn sonst jemand anderem als dem Undankbaren?
Français
Muhammad Hamidullah
Ainsi les rétribuâmes Nous pour leur mécréance. Saurions-Nous sanctionner un autre que le mécréant?
Русский
Кулиев (Kuliev)
Так Мы воздали им за то, что они не уверовали. Разве Мы караем так кого-либо, кроме неблагодарных?
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Demikianlah Kami memberi balasan kepada mereka karena kekafiran mereka. Dan Kami tidak menjatuhkan azab (yang demikian itu), melainkan hanya kepada orang-orang yang sangat kafir.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
یہ ہم نے ان کی ناشکری کی سزادی ہے اور ہم ناشکروں کے علاوہ کس کو سزادیتے ہیں
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
Demikianlah Kami membalas mereka disebabkan kekufuran mereka; dan sebenarnya Kami tidak menimpakan balasan yang demikian melainkan kepada orang-orang yang amat kufur.
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
এটা ছিল কুফরের কারণে তাদের প্রতি আমার শাস্তি। আমি অকৃতজ্ঞ ব্যতীত কাউকে শাস্তি দেই না।
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
Onları nankorluqlarına görə belə cəzalandırdıq. Biz heç nankordan başqasına cəzamı verərik?
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Уларни ношукрлик қилганлари учун ана шундоқ жазоладик. Биз фақат ўта ношукрларгагина жазо берурмиз.
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
Онҳоро, ки носипос буданд, инчунин ҷазо додем, Оё Мо ғайри носипосонро ҷазо мекунем?
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
دغه، مونږ دوى ته سزا وركړه، په سبب د دوى د كفر كولو۔ او مونږ جزا نه وركوو مګر سخت ناشكري ته
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
سندن بي شڪريءَ سببان کين اھا سزا ڏني سون، ۽ بي شڪر کانسواءِ (ٻئي) ڪنھن کي سزا نه ڏيندا آھيون.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
(ئهو بارودۆخهی که بهسهریاندا هات) دهرئهنجامی بێئیمانی و کافرێتیاندا بوو، مهگهر ئێمه تۆڵه ههر له کافران ناسێنین؟!).
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
Wancan, da shi Muka yi musu sakamako sabõda kãfircinsu. Kuma lalle, bã Mu yi wa kõwa irin wannan sakamako, fãce kafirai.
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Hayo tuliwalipa kwa sababu ya walivyo kufuru. Nasi kwani tunamuadhibu isipo kuwa anaye kufuru?
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Sidaasaana ku abaalmarinay gaalnimadoodii darteed, abaalmarin xunna waxaan abaal marinaa kuwa gaalnimada badan.
Shqip
Sherif Ahmeti
Atë dënim ua dhamë atyre për shkak se nuk besuan, e Ne nuk dënojmë, përveç mohuesit.
Bosanski
Besim Korkut
Kaznili smo ih tako zato što su bili nezahvalni, a da li Mi kažnjavamo ikoga drugog do nevjernika, nezahvalnika?!
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
በመካዳቸው ይህንን መነዳናቸው፤ (እንዲህ ያለውን ቅጣት) በጣም ከሓዲን እንጂ ሌላውን እንቀጣለን?
Татарча
Yakub ibn Nugman
Әнә шулай бакчаларын юк итүебез, көфран нигъмәт кылганнары өчен Бездән аларга җәза булды. Без фәкать Раббиларына карышып көфран нигъмәт кылучы кешеләрне ґәзаб белән җәзалыйбыз.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
ئۇلار كۇفرىلىق قىلغانلىقلىرى ئۈچۈن مۇشۇنداق جازالىدۇق، بىز پەقەت كۇفرىلىق قىلغۇچىلارنىلا جازالايمىز
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
އެ ޖަޒާ އެއުރެންނަށް ތިމަންރަސްކަލާނގެ ދެއްވީ، އެއުރެން كافر ވުމުގެ ސަބަބުންނެވެ. كافر ވާ މީހުންނަށް މެނުވީ، ތިމަންރަސްކަލާނގެ އެފަދަ ޖަޒާ ދެއްވަމުހެއްޔެވެ؟
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
അവര് നന്ദികേട് കാണിച്ചതിന് നാം അവര്ക്ക് പ്രതിഫലമായി നല്കിയതാണത്. കടുത്ത നന്ദികേട് കാണിക്കുന്നവന്റെ നേരെയല്ലാതെ നാം ശിക്ഷാനടപടി എടുക്കുമോ?
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
அவர்கள் நிராகரித்ததன் காரணமாக அவர்களுக்கு இக்கூலியை, நாம் கொடுத்தோம். (நன்றி மறந்து) நிராகரித்தோருக்கன்றி வேறெவருக்கும் நாம் (இத்தகைய) கூலியைக் கொடுப்போமா?
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 15, 16, 18, 19
تمدن درخشانی که بر اثر کفران بر باد رفت
در این که «سباً» نام کیستء در میان مورخان گفت وگوست؛ ولی معروف این است که سباً نام پدر اعراب یمن است و طبق روایتی که از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده» مردی به نام سباً بود که ده فرزند داشت و از هر کدام از آنها قبیلهای از قبایل عرب در آن سرزمین به وجود آمد. بعضی سباً را نام سرزمین یمن یا منطقهای از آن دانستهاند. ظاهر قرآن مجید در داستان سلیمان و هدهد در سورهٌ نمل نیز نشان میدهد که سباً نام مکانی بوده است. البته ممکن است سباً در ابتدا نام شخصی بوده و سپس تمام قوم او به آن نام نامیده شده و بعد این اسم به سرزمین آنها نیز منتقل گردیده باشد. ماجرا بدین قرار است که آن قوم توانستند با سد عظیمی که در میان کوههای مهم آن ناحیه بر پا کردند. سیلابهای فراوانی را که موجب ویرانی میگشت یا لااقل در بیابانها بیهوده تلف میشده در پشت آن سد عظیم ذخیره کنند و با ایجاد دریچههایی در سدء استفاده از آن مخزن عظیم آب را در مهار خود در آورند و سرزمینهای گستردهای را زیر کشت ببرند.البته دو باغی که این آیات از آنها سخن میگوید. دو باغ معمولی نبود؛ بلکه یک رشته باغهای به هم پیوسته در دو طرف نهر عظیمی بود که از آن سد بزرگ آبیاری میشد و به قدری پربرکت بود که در تواریخ آمده اگر کسی سبدی بر روی سر میگذاشت و در فصل میوه از زیر درختان عبور میکرد. آنقدر میوه در آن میریخت که بعد از مدت کوتاهی سبد پر میشد. همچنین در میان آنها و سرزمین مبارک یعنی شامات (شام» فلسطین و اردن)» آبادیهای متصل و زنجیرهای وجود داشت. فاصلةٌ این آبادیها به اندازهای کم بود که هر یک دیگری را میدیدند و به خاطر همین فواصل متناسب و حسابشده از نظر حملةٌ وحوش و درندگان بیابان یا سارقین و راهزنان» در نهایت امنیت بودند؛ به گونهای که مردم میتوانستند بدون توشه و مرکب» بیانکه به حرکت جمعی و استفاده از افراد مسلح احتیاج داشته باشندء بدون هیچ ترسی از جهت ناامنی راه یا کمبود آب و اذوقه به مسیر خود ادامه دهند. این مردم ناسپاس اما در برابر آن همه نعمتهای بزرگ الهی که سرتاسر زندگانی آنها را فرا گرفته بود -مانند بسیاری از اقوام متنعم دیگر - گرفتار غرور و غفلت شدند و راه ناسپاسی پیش گرفتند و به دستورهای الهی بیاعتنا گشتند. یکی از تقاضاهای جنونآمیز آنها این بود که از خداوند خواستند که سفرهای آنها را طولانی کند؛ یعنی بین این قریههای آباد فاصلهای بیفتد و بیابانهای خشک پیدا شود؛ به این جهت که ثروتمندان مایل نبودند افراد کمدرآمد همانند آنها سفر کنند و به هر جا میخواهندء بیزاد و توشه و مرکب بروند. گویا راحتی و رفاه» آنها را ناراحت کرده بود؛ همانگونه که بنیاسرائیل از «منْ» و «سلوی» (دو غذای آسمانی) خسته شدند و از خدا پیاز و سیر و عدس تقاضا کردند. در بعضی از تواریخ آمده که موشهای صحرایی» دور از چشم آن مردم مغرور و مستء به دیوارة آن سد خاکی روی آوردند و آن را از درون سست کردند. ناگهان باران شدیدی بارید و سیلاب عظیمی حرکت کرد و دیوارهایی که قادر به تحمل فشار سیلاب نبودند» یکمرتبه درهم شکست و آب بسیار زیادی که پشت سد متراکم شده بودء ناگهان بیرون ریخت و آن سرزمین را یکباره ویران کرد و به صحرایی خشک و بیآب و علف مبدل کرد و از آن همه باغهای خرم فقط چند درخت تلخ آراک و شورگز و اندکی درختان سدر به جای ماند. هنگامی که خداوند میخواهد قدرتنمایی کند» تمدنی عظیم را با چند موش بر باد میدهد تا بندگان به ضعف خود آشنا گردند و به هنگام قدرت مغرور نشوند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۱۸ ص ۵۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.