Surah Yusuf · Ayah 55·Makkī

55

عَلَىٰ إِنِّى ﴿٥٥﴾

Translation

Saheeh International

[Joseph] said, "Appoint me over the storehouses of the land. Indeed, I will be a knowing guardian."

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

نجات مردم از خطری بدتر از قحطی

از بعضی از روایات استفاده می‌شود که یوسف(ع) علاوه بر نجات آن جامعه از خطر قحطی, آنها را از خطر شرک نیز نجات داد. در روایتی از امام رضا(ع) چنین نقل شده است: «یوسف(ع) در هفت سال فراوانی نعمت. به جمع‌آوری آذوقه‌ها پرداخت. هنگامی که سال‌های قحطی فرا رسید. او شروع به فروختن آذوقه‌ها کرد. در سال اول, آذوقه‌ها را در مقابل پول نقد (دینار و درهم) فروخت و بدین ترتیب» تمام پول نقد مصر در ملک یوسف در آمد. در سال دومء اذوقه‌ها را در مقابل زیورآلات و جواهرات فروخت و بدین ترتیب تمام زیورآلات و جواهرات در ملک او در آمد. به همین ترتیب, در سال سوم در ازای دام‌ها و چهارپایان. سال چهارم در مقابل غلامان و کنیزان, سال پنجم در قبال خانه‌ها و عرصه‌هاء سال ششم در ازای مزارع و رودها و سال هفتم چون برای مصریان چیزی نمانده بود. ناگزیر آذوقه را به ازای خود خریدند و بدین ترتیب. تمام مردم مصرء برد یوسف شدند و در ملک او قرار گرفتند و در آن حال به هم می‌گفتند: ما هرگز سراغ نداریم خداوند به کسی چنین سلطنتی داده باشد و هیچ پادشاهی را به علم و تدبیر این پادشاه نمی‌شناسیم. در آن زمان, پوسف(ع) به پادشاه مصر گفت: نظرت در بارةٌ این نعمت‌هایی که خدا به من بخشیده, چیست؟ بدان که من آنها را از بدبختی نجات ندادم تا خودم مالکشان شوم و بلای جان آنها گردم. پادشاه گفت: هر چه تو بگویی. یوسف گفت: من, خداوند و تو را شاهد می‌گیرم که تمامی اهل مصر را آزاد کنم و اموال ایشان را به خودشان برگردانم. همچنین اختیارات و سلطنت و تاج و تخت تو را نیز به خودت سپردم؛ مگر این‌که جز به روش من عمل نکنی و جز حکم من حکمی ننمایی. پادشاه گفت: عمل به این پیشنهاد. توبةٌ من است و مایةٌ افتخار من که جز به دین و روش تو عمل نکنم و جز حکم تو حکمی ننمایم. اگر تو نبودی, هرگز هدایت نمی‌شدم و این تو بودی که سلطنت مرا حفظ کردی و استحکام بخشیدی و من گواهی می‌دهم که خدایی جز اللّه نیست و تو پیامبر او هستی. پس بر این منصبی که تو را نصب کردم بمان که تو نزد ما جایگاه والایی داری و مورد اعتماد هستی.»