يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَآ إِلَى ٱلْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ ٱلْأَعَزُّ مِنْهَا ٱلْأَذَلَّ وَلِلَّهِ ٱلْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ ٱلْمُنَٰفِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴿٨﴾
English
Saheeh International
They say, "If we return to al-Madinah, the more honored [for power] will surely expel therefrom the more humble." And to Allah belongs [all] honor, and to His Messenger, and to the believers, but the hypocrites do not know.
Ali Quli Qarai
They say, ‘When we return to the city, the mighty will surely expel the weak from it.’ Yet all might belongs to Allah and His Apostle and the faithful, but the hypocrites do not know.
Marmaduke Pickthall
They say: Surely, if we return to Al-Madinah the mightier will soon drive out the weaker; when might belongeth to Allah and to His messenger and to the believers; but the hypocrites know not.
Abdullah Yusuf Ali
They say, "If we return to Medina, surely the more honourable (element) will expel therefrom the meaner." But honour belongs to Allah and His Messenger, and to the Believers; but the Hypocrites know not.
A. J. Arberry
They say, 'If we return to the City, the mightier ones of it will expel the more abased'; yet glory belongs unto God, and unto His Messenger and the believers, but the hypocrites do not know it.
فارسی
انصاریان (Ansarian)
می گویند: اگر به مدینه بازگردیم، مسلماً آنکه عزیزتر است [یعنی عبدالله بن ابی سلول، رئیس منافقان] آن را که خوارتر است [یعنی پیامبر که هنوز به پندار آنان تمکن لازم را به دست نیاورده] از آنجا بیرون می کند. در حالی که عزت و اقتدار برای خدا و پیامبر او و مؤمنان است، ولی منافقان [به این حقیقت] معرفت و آگاهی ندارند.
فولادوند (Fooladvand)
میگویند: «اگر به مدینه برگردیم، قطعاً آنکه عزتمندتر است آن زبونتر را از آنجا بیرون خواهد کرد.» و[لی] عزت از آن خدا و از آن پیامبر او و از آن مؤمنان است؛ لیکن این دورویان نمیدانند.
Türkçe
Diyanet İşleri
"Eğer bu savaşdan Medine'ye dönersek, şerefli kimseler alçakları and olsun ki, oradan çıkaracaktır" diyorlardı. Oysa, şeref Allah'ın, Peygamberinin ve inananlarındır, ama ikiyüzlüler bu gerçeği bilmezler.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Mereka berkata: "Sesungguhnya jika kita telah kembali ke Madinah, benar-benar orang yang kuat akan mengusir orang-orang yang lemah dari padanya". Padahal kekuatan itu hanyalah bagi Allah, bagi Rasul-Nya dan bagi orang-orang mukmin, tetapi orang-orang munafik itu tiada mengetahui.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
یہ لوگ کہتے ہیں کہ اگر ہم مدینہ واپس آگئے تو ہم صاحبان هعزت ان ذلیل افراد کو نکال باہر کریں گے حالانکہ ساری عزت اللہ , رسول اور صاحبان هایمان کے لئے ہے اور یہ منافقین یہ جانتے بھی نہیں ہیں
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
তারাই বলেঃ আমরা যদি মদীনায় প্রত্যাবর্তন করি তবে সেখান থেকে সবল অবশ্যই দুর্বলকে বহিস্কৃত করবে। শক্তি তো আল্লাহ তাঁর রসূল ও মুমিনদেরই কিন্তু মুনাফিকরা তা জানে না।
Nederlands
Fred Leemhuis
—
Español
Isa García
—
Deutsch
Bubenheim & Elyas
—
Français
Muhammad Hamidullah
—
Русский
Кулиев (Kuliev)
—
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
—
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
—
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
—
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
—
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
—
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
—
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
—
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
—
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
—
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
—
Shqip
Sherif Ahmeti
—
Bosanski
Besim Korkut
—
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
—
Татарча
Yakub ibn Nugman
—
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
—
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
—
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
—
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
—
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 5, 6, 7
شأن نزول آیات
برای این آیاتء شأن نزول مفصلی نقل شده که خلاصةٌ آن چنین است: بعد از غزوةٌ بنیالمصطلق در سال ششم هجرت, در سرزمین قٌدیده دو نفر از مسلمانان, یکی از طایفة انصار و دیگری از طایفة مهاجران» به هنگام گرفتن آب از چاه با هم اختلاف پیدا کردند. عبدالله بن اب که از سرکردههای معروف منافقان بود به پاری مرد انصاری شتافت و مشاجرة لفظی شدیدی میان آن دو در گرفت. عبدالله سخت خشمگین شد و در حالی که جمعی از قومش نزد او بودندء گفت به خدا سوگند اگر به مدینه باز گردیم» عزیزان» ذلیلان را بیرون خواهند کرد. منظور او از عزیزان» خود و پیروانش بود» و از ذلیلان» مهاجران. سپس رو به اطرافیانش کرد و گفت: این نتیجهٌ بلایی است که شما به سر خودتان آوردید؛ این گروه را در شهر خود جای دادید و اموالتان را با آنها قسمت کردید. اگر باقیماندةٌ غذای خودتان را به امثال این مرد نمیدادید» بر گردن شما سوار نمیشدند. در این وقتء زید بن آَرقم که در آن وقت جوانی کم سن و سال بود رو به عبدالله کرد و گفت: به خدا سوگندء ذلیل و قلیل تویی و محمد(ص) در عزت الهی و محبت مسلمین است. عبداله گفت: خاموش باش. تو باید بازی کنی ای کودک! زید بن ارقم خدمت رسول خدا رفت و ماجرا را نقل کرد. پیامبر(ص) کسی را به سراغ عبدالله فرستاد و فرمود:این چیست که برای من نقل کردهاند؟ عبدالله گفت: به خدایی که کتاب آسمانی را بر تو نازل کرده» من چیزی نگفتم و زید دروغ میگوید. پس از این ماجرا پیامبر دستور داد تمام آن روز و شب را لشکریان به راه ادامه دهند تا به مدینه رسیدند. زید بن ارقم از شدت اندوه و شرم در خانه ماند و بیرون نیامد. قراین» البته صدق گفتار زید و کذب گفتار عبدالله را نشان میداد؛ ولی مصلحت ایجاب میکرد که پیامبر در ظاهر عبدالله را تکذیب نکند و در این مورد منتظر وحی الهی گردد. در این هنگام» سورة منافقون نازل شد و زید را تصدیق و عبدالله را تکذیب کرد. پیامبر به زید فرمود: ای جوان» خداوند سخن تو را تصدیق کرد و آیاتی از قرآن را در مورد آنچه تو گفته بودی» نازل کرد. هنگامیکه این یات نازل شد و دروغ عبدالله ظاهر گشت؛ بعضی به او گفتند: خدمت پیامبر برو تا برای تو استغفار کند. عبداله سرش را تکان داد و سخنان ناروایی گفت. در این هنگام» یه «و اذا قیل لهم تعالوا...» نازل گردید. .٩ اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند: از آنرو که یکی از عوامل مهم نفاق» حب دنیا و علاقةٌ افراطی به اموال و فرزندان استء این یه موّمنان را از چنین علاقهای باز میدارد. اموال و اولاد؛ از مواهب المی هستند؛ولی تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به سعادت کمک گرفته شود؛ اما اگر علاقةٌ افراطی به آتها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کندء بزرگترین بلا محسوب میشوند. در حدیثی از امام باقر(ع) این معنا به روشنترین وجه ترسیم شده است؛ آنجا که میفرماید: «دو گرگ درنده در یک گلةٌ بیچوپان که یکی در اول گله و دیگری در آخر آن باشد. آنقدر ضرر نمیزنند که مالپرستی و جاهطلبی به دین موْمن ضرر میرساند.» در حدیثی میخوانیم که امیر موّمنان علی(ع) نامهای به یکی از یارانش نوشت و او را نصیحت فرمود. از جملة نصایح آن حضرت این بود: «نیا را رها کن که حب دنیاء چشم را کورء گوش را کرء زبان را لال و گردنها را به زیر میآورد. در باقیماندة عمرت. گذشته را جبران کن, و نگو فردا و پس فردا [این کار را میکنم؛ زیرا کسانی که پیش از شما بودند. به خاطر تکیه بر آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند.»
Verse DNA · this āyah at a glance
Vocabulary and recitation are counted from the morphology and the Uthmani marks; commentary reports whether an authored tafsīr entry reaches this āyah. A structural read, not a judgement — a denser strip is not a weightier verse.
Recitation · 24 points across 5 rule families
- Madd ṭabīʿī12
- Idghām (without ghunnah)2
- Heavy rāʾ3
- Lām qamariyyah5
- Ghunnah2
Commentary
- قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
Shape
17 words · 89 letters · 2 proper nouns · āyah 8 of 11