Surah Ash-Shura · Ayah 11·Makkī

11

لَكُم مِّنْ وَمِنَ فِيهِ وَهُوَ ﴿١١﴾

Translation

Saheeh International

[He is] Creator of the heavens and the earth. He has made for you from yourselves, mates, and among the cattle, mates; He multiplies you thereby. There is nothing like unto Him, and He is the Hearing, the Seeing.

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

هیچ چیز مانند خدا نیست

این جملهء پایة اصلی شناخت تمام صفات خدا است که بدون توجه به آن به هیچ‌یک از اوصاف پروردگار نمی‌توان پی برد؛ زیر خطرناک‌ترین پرتگاهی‌که بر سر راه پویندگان‌طریق شناخت خدا قرار داردء پرتگاه تشبیه است که خدا را در وصفی از اوصافء شبیه مخلوقاتش بدانند. این امر سبب می‌شود که به درةٌ شرک سقوط کنند. به تعبیر دیگرء او وجودی از هر نظر بی‌پایان و نامحدود است و هر چه غیر اوست.» از هر نظر محدود و متناهی است؛ از نظر قدرت» علم» حیات» اراده» فضل و خلاصه» همه چیز. این همان تنزیه و پاک شمردن خداوند از نقایص ممکنات است. به همین دلیل» بسیاری از مفاهیمی که در مورد غیر خداوند ثابت است. در مورد ذات پاک او اصلاً معنی ندارد. برای مثال» بعضی از کارها برای ما آسان و بعضی سخت است؛ بعضی از اشیاء از ما دور و بعضی نزدیک است؛ بعضی از حوادث در کذشته واقع شده و بعضی در حال یا أینده واقع می‌شود؛ همچنین بعضی اجسام» کوچک و بعضی بزرگ است. این بدین علت است که وجود ما محدود است و با مقایسةٌ موجودات با هم» چنین مفاهیمی در ذهنمان پیدا می‌شود. اما برای وجودی که از هر نظر بی‌نهایت است و ازل و ابد را در بر گرفته» این معانی تصور نمی‌شود. دور و نزدیک در بارةٌ او تصور نمی‌شود و همه در نظرش نزدیک‌اند. مشکل و آسان برای او وجود ندارد و همه کاری برایش آسان است. آینده و گذشته‌ای نیست و همه برای او حال است. البته درک این معانیءبه دقت و خالی کردن ذهن از آنچه به آن خو گرفته است.ء نیازمند است. به همین دلیل می‌گوییم که شناخت اصل وجود خدا آسان است؛ اما شناخت صفات او مشکل. بی‌شک, خداوندءوجودی برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم است و تصور کنه ذات او برای ما غیر ممکن است؛ چون اشیائی برای ما تصورپذیر است که مثل و مانند آن را دیده باشیم یا از تجزیه و ترکیب اشیائی که دیده‌ایم» به دست آید؛اما چیزی که هیچ مثل و مانندی ندارد, در وهم و عقل ما هرگز نمی‌گنجد. همین اندازه می‌دانیم که هست و افعال و آثار او را در پهنة جهان هستی می‌بینیم و از همین آثار به اجمال به اوصاف او پی می‌بریم. اما هیچ کس حتی پیامبران و ملائکه هم نمی‌توانند به حقیقت ذات او پی برند و اعتراف به همین حقیقت» آخرین مرحلة معرفت انسان در بارةٌ اوست. حدیث معروف «ما هرگز تو را چنان که حق معرفت توست. نشناختیم» که از پیغمبر اکرم(ص) روایت شده» بیان اوج عرفان انسان نسبت به خداست. دلیل آن هم روشن است؛ زیرا او وجودی بی‌نهایت و بی‌انتها از هر نظر است و هر چه غیر اوست» محدود و متناهی از هر نظر است و بر این اساس» او را به غیر او هرگز نمی‌توان قیاس کرد و چون وجود و عقل و فکر ما محدود است» هیچ‌گاه به کنه آن حقیقت نامحدود نمی‌رسیم. شایان توجه این که در حدیثی می‌خوانیم: مردی نزد رسول خدا(ص) آمد و عرض کرد: بالاترین مرحلةٌ علم چیست؟ پیامبر فرمود: «شناخت خدا آن‌چنان که شایستةٌ اوست.» سپس افزود: «این‌که بدانی او نه مثلی دارد و نه شبیهی و او را معبود واحد و خالق و قادر و اول و آخر و ظاهر و باطن بشناسی که نه مثلی دارد و نه مانندی. این است حق معرفت الل.»