Surah Al-Muddaththir · Ayah 19·Makkī

19

﴿١٩﴾

Translation

Saheeh International

So may he be destroyed [for] how he deliberated.

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 20, 21, 22, 23, 24, 25

نقشةٌ شوم

در شأُن نزول این آیات نقل شده است که پیامبر(ص) در حجر اسماعیل می‌نشست و قرآن می‌خواند. مشرکان قریش نزد «ولید بن مغیرة» که پیرمردی مسن و از کسانی بود که پیامبر(ص) را مسخره می‌کردندء رفتند و به او گفتند: ای اباعبدالشمس» این چیزهایی که محمد می‌گوید» چیست؟ آیا شعر است یا کهانت (رابطه با جن) یا خطابه؟ گفت: مرا رها کنید تا سخنش را بشنوم. پس نزد پیامبر خدا رفت و گفت: ای محمد. از شعرهایت برای من بسرای. فرمود: آن شعر نیست؛ بلکه سخن خدا است که برای فرشتگان و پیامبرانش برگزیده است. او گفت: چیزی از آن برایم بخوان. پیامبر(ص) آیاتی از سورةٌ فصّلت را برایش خواند. چون به یه ۱۳ این سوره رسید که می‌فرماید «اگر آنها روی‌گردان شدند. بگو: شما را از صاعقه‌ای همانند صاعقةٌ عاد و تمود می‌ترسانم». ولید به خود لرزید و تمام موهای سر و صورتش از ترس راست شد و به خانه‌اش رفت و پس از آن به نزد قریش بازنگشت. پس مشرکان نزد ابوجهل آمدند و گفتند: ای ابوالحکم (نام اصلی ابوجهل بود و نام ابوجهل را پیامبر بر او نهاد)» ابوعبدالشمس به دین محمد تمایل پیدا کرده است؛ آیا نمی‌بینی که بازنگشت؟ ابوجهل نزد ولید رفت و گفت: ای عموء ما را سرشکسته و رسوا و دشمن‌شاد کردی و به دین محمد مایل گشتی! ولید گفت: به دین او مایل نگشتم؛ ولی من سخنی سخت شنیدم که از آن پوست‌ها به لرزه می‌افتد. ابوجهل به او گفت: آیا خطابه است؟ گفت: نه» خطابه سخنی به هم پیوسته است و این سخنی جدا جدا است (اشاره به آیه یه بودن قرآن) و بعضی از آن شبیه به بعضی نیست. گفت: آیا شعر است؟ گفت: نه» من انواع مختلف اشعار عرب را شنیده‌ام و این شعر نیست. گفت: پس آن چیست؟ گفت: رهایم کن تا در باره‌اش فکر کنم. فردای آن روز به ولید گفتند: ای ابو عبدالشمس, در بارهٌ آنچه گفتیم» چه می‌گویی؟ گفت: بگویید که آن سحر و جادو است و او دل های مردم را (با جادو) به دست می اورد. پس خداوند در این باره این أیات را نازل فرمود: «مرا با کسی که او را به تنهایی آفریده‌ام واگذار!