ثُمَّ نَظَرَ﴿٢١﴾
English
Saheeh International
Then he considered [again];
Ali Quli Qarai
Then he looked;
فارسی
انصاریان (Ansarian)
آن گاه نظر کرد،
فولادوند (Fooladvand)
آنگاه نظر انداخت.
Nederlands
Fred Leemhuis
Toen keek hij.
Español
Isa García
Luego meditó [cómo desacreditar la revelación],
Türkçe
Diyanet İşleri
Sonra baktı;
Deutsch
Bubenheim & Elyas
Hierauf hat er geschaut,
Français
Muhammad Hamidullah
Ensuite, il a regardé.
Русский
Кулиев (Kuliev)
Затем он задумался.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
kemudian dia memikirkan,
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
پھر غور کیا
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
Kemudian ia merenung dan memikirkan (berkali-kali: jalan-jalan mencaci Al-Quran, tetapi ia gagal);
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
সে আবার দৃষ্টিপাত করেছে,
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
Sonra (qövmünün üzünə) baxdı.
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Сўнгра назар солди.
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
Он гоҳ нигарист.
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
بیا يې وكتل
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
وري (غور ڪري) ڏٺائين.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
ئینجا بیری لێ کردهوهو ورد بۆوهو تهماشای دهوروبهری کرد.
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
Sa'an nan, ya yi tunãni
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Kisha akatazama,
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Kadib wuxuu eebay (si uu Quraanka u wax yeeleeyo).
Shqip
Sherif Ahmeti
Ai sërish thellohej në mendime.
Bosanski
Besim Korkut
Zatim je pogledao
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
ከዚያም እንደ ገና (በቁርኣኑ ነገር) ተመለከተ፡፡
Татарча
Yakub ibn Nugman
Соңра Коръәнгә каршы ничек мәкерлек кылырга дип, янә уйлап фикерләп карады.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
ئاندىن ئۇ قارىدى،
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
ދެން އޭނާ ބަލައި ވިސްނިއެވެ.
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
പിന്നീട് അവനൊന്നു നോക്കി.
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
பிறகும் (குர்ஆனின் வசனங்களை) அவன் நோட்டமிட்டான்.
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 22, 23, 24, 25
نقشةٌ شوم
در شأُن نزول این آیات نقل شده است که پیامبر(ص) در حجر اسماعیل مینشست و قرآن میخواند. مشرکان قریش نزد «ولید بن مغیرة» که پیرمردی مسن و از کسانی بود که پیامبر(ص) را مسخره میکردندء رفتند و به او گفتند: ای اباعبدالشمس» این چیزهایی که محمد میگوید» چیست؟ آیا شعر است یا کهانت (رابطه با جن) یا خطابه؟ گفت: مرا رها کنید تا سخنش را بشنوم. پس نزد پیامبر خدا رفت و گفت: ای محمد. از شعرهایت برای من بسرای. فرمود: آن شعر نیست؛ بلکه سخن خدا است که برای فرشتگان و پیامبرانش برگزیده است. او گفت: چیزی از آن برایم بخوان. پیامبر(ص) آیاتی از سورةٌ فصّلت را برایش خواند. چون به یه ۱۳ این سوره رسید که میفرماید «اگر آنها رویگردان شدند. بگو: شما را از صاعقهای همانند صاعقةٌ عاد و تمود میترسانم». ولید به خود لرزید و تمام موهای سر و صورتش از ترس راست شد و به خانهاش رفت و پس از آن به نزد قریش بازنگشت. پس مشرکان نزد ابوجهل آمدند و گفتند: ای ابوالحکم (نام اصلی ابوجهل بود و نام ابوجهل را پیامبر بر او نهاد)» ابوعبدالشمس به دین محمد تمایل پیدا کرده است؛ آیا نمیبینی که بازنگشت؟ ابوجهل نزد ولید رفت و گفت: ای عموء ما را سرشکسته و رسوا و دشمنشاد کردی و به دین محمد مایل گشتی! ولید گفت: به دین او مایل نگشتم؛ ولی من سخنی سخت شنیدم که از آن پوستها به لرزه میافتد. ابوجهل به او گفت: آیا خطابه است؟ گفت: نه» خطابه سخنی به هم پیوسته است و این سخنی جدا جدا است (اشاره به آیه یه بودن قرآن) و بعضی از آن شبیه به بعضی نیست. گفت: آیا شعر است؟ گفت: نه» من انواع مختلف اشعار عرب را شنیدهام و این شعر نیست. گفت: پس آن چیست؟ گفت: رهایم کن تا در بارهاش فکر کنم. فردای آن روز به ولید گفتند: ای ابو عبدالشمس, در بارهٌ آنچه گفتیم» چه میگویی؟ گفت: بگویید که آن سحر و جادو است و او دل های مردم را (با جادو) به دست می اورد. پس خداوند در این باره این أیات را نازل فرمود: «مرا با کسی که او را به تنهایی آفریدهام واگذار!