Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَٰجِكَ وَٱللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿١﴾
ا ۵. شأن نزول آیات
در شأُن نزول این آیات» روایات زیادی در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ شیعه و اهل سنت نقل شده که از میان آنها این مشهورتر و مناسبتر است: پیامبر(ص) گاه نزد «زینب بنت جحش» ( یکی از همسرانش ) میرفت. زینب او را نگه میداشت و از عسلی که تهیه کرده بوده خدمت پیامبر میآورد. این سخن به گوش «عایشه» رسید و بر او گران آمد. عایشه میگوید: من با «حفصه» (یکی دیگر از همسران پیامبر) قرار گذاشتیم که هر وقت پیامبر نزد یکی از ما آمد. فوراً بگوییم آیا «صمخ مَغْافیر» خوردهای؟! (مغافیر» صمغی بود که یکی از درختان حجاز به نام عُرفط تراوش میکرد و بوی نامناسبی داشت) در حالی که پیامبر مقید بود که هرگز بوی نامناسبی از دهان یا لباسش شنیده نشود؛ بلکه به عکس خوشبو و معطر باشد. به همین ترتیب» روزی پیامبر نزد حفصه رفت. او این سخن را به پیامبر گفت. حضرت فرمود: من مغافیر نخوردهام؛ بلکه عسلی نزد زینب بنت جحش نوشیدم و من سوگند یاد میکنم که دیگر از آن عسل ننوشم؛ ولی این سخن را به کسی مگو؛ سرانجام آن زن این راز را افشا کرد و بعداً معلوم شد اصل این قضیه توطئهای بوده است. پیامبر سخت ناراحت شد و این آیات نازل گشت و ماجرا را چنان پایان داد که دیگر اینگونه کارها در درون خانةٌ پیامبر تکرار نشود. در بعضی از روایات نیز آمده است که پیامبر بعد از این ماجراء یک ماه از همسران خود کنارهگیری کرد و حتی شایعةٌ تصمیم آن حضرت در مورد طلاق همةٌ آنها منتشر شد؛ به طوری که سخت به وحشت افتادند و از کار خود پشیمان شدند. البته برخی از مفسران» این شأن نزول و دیگر روایات در این باره را مورد انتقاد قرار داده و به نحوی به آنها اشکال کردهاند.
قَدْ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَٰنِكُمْ وَٱللَّهُ مَوْلَىٰكُمْ وَهُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ﴿٢﴾
66:2 · no commentary for this ayah
وَإِذْ أَسَرَّ ٱلنَّبِىُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَٰجِهِۦ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِۦ وَأَظْهَرَهُ ٱللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُۥ وَأَعْرَضَ عَنۢ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِۦ قَالَتْ مَنْ أَنۢبَأَكَ هَٰذَا قَالَ نَبَّأَنِىَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْخَبِيرُ﴿٣﴾
66:3 · no commentary for this ayah
إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوْلَىٰهُ وَجِبْرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴿٤﴾
66:4 · no commentary for this ayah
عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُۥٓ أَزْوَٰجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَٰتٍ مُّؤْمِنَٰتٍ قَٰنِتَٰتٍ تَٰٓئِبَٰتٍ عَٰبِدَٰتٍ سَٰٓئِحَٰتٍ ثَيِّبَٰتٍ وَأَبْكَارًا﴿٥﴾
66:5 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ قُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴿٦﴾
تعلیم و توبیت خانواده
از این آیه به خوبی استفاده میشود که انسان در قبال همسر و فرزندان خویش مسئولیت سنگینی دارد و موظف است تا آنجا که میتواند. در تعلیم و تربیت آنها بکوشد آتها را از گناه باز دارد و به نیکی دعوت کند؛ نه این که تنها به تغذیةهٌ جسم آنها قناعت کند. به ویژه در عصر ما که امواج کوبندةٌ فساد در بیرون خانوادهها بسیار قوی و خطرناک است» برای خنثی کردن آنها از طریق تعلیم و تربیت خانوادگی باید برنامهریزی اساسی و دقیقتری انجام شود. در حدیثی میخوانیم: هنگامی که این آیه نازل شدء یکی از یاران پیامبر(ص) سوّال کرد: چگونه خانوادة خود را از آتش دوزخ حفظ کنیم؟ حضرت فرمود: «آنها را بدانچه خدا دستور داده, فرمان دهی و از آنچه که خدا آنها را نهی کرده» نی کنی. اگر از تو اطاعت کردند. آنها را نگه داشتهای و اگر نافرمانی کردند. آنچه وظیفهات بوده؛ انجام دادهای.» در روایت دیگری از امیر موْمنان علی(ع) در تفسیر این یه میخوانیم: «به خود و خانوادة خویش نیکی بیاموزید و آنها را ادب کنید.» ۱- نمونه چ ۲۴ ص ۲۶۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَا تَعْتَذِرُوا۟ ٱلْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴿٧﴾
66:7 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ تُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّـَٔاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّٰتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ يَوْمَ لَا يُخْزِى ٱللَّهُ ٱلنَّبِىَّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ نُورُهُمْ يَسْعَىٰ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَٰنِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَآ أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَٱغْفِرْ لَنَآ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ﴿٨﴾
به سوی خدا توبه کنید؛ توبهای خالص
خداوند در آّیات پیش به مژْمنان دستور داد که خود و خانوادهشان را از آتش دوزخ نجات دهند و در این آیهء راه نجات از آتش دوزخ را نشان میدهد. نخستین گام برای نجات» توبه از گناه است؛ توبهای که از هر نظر خالص باشد و محرک آن» فرمان خدا و ترس از گناه باشد و نه وحشت از آثار اجتماعی و دنیوی آن؛ توبهای که برای همیشه انسان را از معصیت جدا کند و بازگشتی در آن رخ ندهد. میدانیم که حقیقت توبهء ندامت و پشیمانی از گناه است که لازمةٌ آن» تصمیم بر ترک آن در آینده است؛ همجنین جبران کاری که جبران یذیر است. کَفتن استغفار نیز بیانکَر همین معنا است. به این ترتیب، ارکان توبه پنج چیز است: ترک گناه» پشیمانی» تصمیم بر ترک در آینده» جبران گذشته و استغفار. در رواینی میخوانیم که یکی از اصحاب پیامبر(ص) پرسید: ای پیامبر خداء توبةٌ خالص چیست؟ فرمود: «این است که بنده از گناهی که کرده. پشیمان شودء پس از خدا عذرخواهی کند و سپس به آن گناه باز نگردد؛ همان طور که شیر (دوشیده شده) به پستان باز نمیگردد.» این تعبیر لطیف, بیانگر این واقعیت است که توبةٌ نصوح چنان انقلابی در انسان ایجاد میکند که راه بازگشت به گذشته را به کلی بر او میبندد. بسیار دیده میشود که از انسان لغزشهایی سر میزند که اگر درهای بازگشت به روی او بسته شودء مایوس میگردد و برای همیشه از راه میماند. از اینرو در مکتب تربیتی اسلامء توبه یک اصل تربیتی بسیار بااهمیت است. به همین جمت» قرآن از تمام گنهکاران دعوت میکند که برای اصلاح خویش و جبران گذشته» از این در وارد شوند. امام سجاد(ع) در مناجات «تائبین» به پیشگاه خدا چنین عرضه میدارد: «خدای من تو کسی هستی که دری به سوی بخششت به روی بندگانت گشوده و نامش را توبه نهاده و فرمودهای: «به سوی خدا توبه کنید؛ توبهای خالص.» پس عذر کسانی که بعد از گشوده شدن این در از ورود به آن غافل شدهاند. چیست؟!» یه همسر نوح و همسر لوط؛ دو زن ناصالح:این آیه به دو همسر پیامبر اسلام(ص) که در ماجرای افشای اسرار و آزار آن حضرت دخالت داشتند» هشدار میدهد که گمان نکنند همسری پیامبر به تنهایی میتواند مانع کیفر آنها باشد؛ همانگونه که رابطة همسران نوح و لوط(ع) به خاطر خیانت» از خاندان وحی و نبوت قطع شد و کَرفتار عذاب الهی شدند. همجنین هشداری است به همة مؤمنان در تمام قشرها که پیوندهای خود با اولیای الهمی را در صورت گناه و عصیان» مانع عذاب الهی نهندارند. خیانت همسران لوط و نوح(ع) این بود که پا دشمنان همسرانشان همکاری میکردند و اسرار خانةٌ ایشان را به دشمن میسپردند. البته این دو زن هرگز آلوده به بی عفتی نشدند.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ جَٰهِدِ ٱلْكُفَّارَ وَٱلْمُنَٰفِقِينَ وَٱغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَىٰهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ﴿٩﴾
66:9 · no commentary for this ayah
ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱمْرَأَتَ نُوحٍ وَٱمْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَٰلِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا وَقِيلَ ٱدْخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ﴿١٠﴾
66:10 · no commentary for this ayah
وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ٱبْنِ لِى عِندَكَ بَيْتًا فِى ٱلْجَنَّةِ وَنَجِّنِى مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِى مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴿١١﴾
همسر فرعون؛ یکی از برترین زنان بهشت
معروف این است که نام همسر فرعون «آسیه» و نام پدرش «مُزاحم» بوده است. گفتهاند هنگامی که او معجزةٌ موسی(ع) را در مقابل ساحران مشاهده کرد اعماق قلبش به نور ایمان روشن شد و از همان لحظه به پیامبر خدا ایمان آورد؛ اما ایمان خود را مکتوم میداشت. هنگامیکه فرعون از ایمان او باخیر شد, بارها او را نهی کرد؛ ولی این زن بااستقامت هرگز تسلیم خواستة فرعون نشد. سرانجام فرعون دستور داد دست و پاهایش را با میخهابسته» در زیر آفتاب سوزان قرار دهند و سنگ ظیمی را بر سینة او بیفکنند. هنکامکه آسیه آخرین لحظههای عمر خود را می کَذراند، دعایش این بود: «پروردگارا, خانهای برای من در بهشت نزد خودت بساز و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش.» در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «برترین زنان اهل بهشت. چهار نفرند؛ خدیجه دختر خوّیلد. فاطمه دختر محمد. مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون.» ۱- نمونه ج ۰۳۴ ص ۲۸۹ ۲ المیزان» ج ۹ ص ۳۵۷ ۳ نمونه ج ۰۳۲۴ ص ۲۹۵ ٣- بیشین، ص ٣٠٠ ۲ المیزان» ج ۰۱۹ ص ۳۵۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۵- پیشین» ص ۳۰۲ > ۳ نمونه ج ۲۴ ص ۲۹۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَمَرْيَمَ ٱبْنَتَ عِمْرَٰنَ ٱلَّتِىٓ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ وَكَانَتْ مِنَ ٱلْقَٰنِتِينَ﴿١٢﴾
66:12 · no commentary for this ayah