Surah Luqman · Ayah 34·Makkī

34

إِنَّ مَا فِى وَمَا مَّاذَا وَمَا إِنَّ ﴿٣٤﴾

Translation

Saheeh International

Indeed, Allah [alone] has knowledge of the Hour and sends down the rain and knows what is in the wombs. And no soul perceives what it will earn tomorrow, and no soul perceives in what land it will die. Indeed, Allah is Knowing and Acquainted.

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

علومی که مخصوص خداست

در این آیه, خداوند امور سه‌گانه‌ای را برشمرده که علم او به طور ویژه بدان‌ها تعلق گرفته است. اولین موردء علم زمان قیامت است که خدا برای خود برگزیده و جز او هیچ کس -حتی پیامبران و امامان - از آن اطلاع ندارد. مورد دوم» نزول باران و آگاهی از ویژگی‌های ساکنان رحم‌هاست (مثشل این که جنین زیباست یا زشت یا از بهشتیان خواهد بود یا از جهنمیان) (برگرفته از خطبةٌ ۱۲۸ نهج‌البلاغه) که این هم مخصوص خداست؛ مگر این که خودش شخص دیگری را از آن آگاه کند. دو مطلب آخر (آگاهی از آنچه فردا پیش می‌آید و آگاهی انسان از محل مرگ خودش) مطالبی است که نوع انسان‌ها از آن دو بی‌خبرند و به همین جهت» حوادث آینده بر نوع انسان‌ها پوشیده است. البته تذکر این نکته لازم است که چهار مورد آخرء مواردی است که در صورت خواست خداء افرادی غیر از او نیز می‌توانند از آنما آگاه باشند. در روایات بسیاری می‌خوانیم که معصومان از آَیندةٌ خود و زمان و مکان مرگ خویش خبر داده‌اند. امام صادق(ع) فرموده است: «امام, علم غیب را نمی‌داند؛ ولی هنگامی که بخواهد چیزی را بداند» خدا به او تعلیم می‌دهد.» اگر در روایاتی می‌خوانیم که امامان علم غیب نمی‌دانند یا آگاهی از پنچ چیزی که در آیه ذکر شده» تنمها مخصوص خداست؛ بدین سبب است که در زمان ایشان» علم غیب به معنای علم ذاتی و بدون یادگیری از خدا تلقی می‌شده و است.٩‏ کاظم(ع) چنین مضمونی آمده که این آگاهی که ما داریم» علم غیب نیست؛ بلکه موروثی از رسول خدا است و هر چه ما می‌دانیم» از رسول خدا به ما رسیده و هر چه رسول خدا هم می‌داند. از جانب خدا به او آموخته شده > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۰۱۷ ص۹۵ > ۴ نمونهء چ۱۷ ص۱۰۰ > ۱- نمونهء ج۰۷ ص۹۵ ۲ نهج‌البلاغه, کلمات قصار» ش ۱۳۱ ۳ المیزان» چ۰۶ ص ۲۴۳ > ۴ نمونه» چ0۷ ص۱۰۰ ۵- منشور جاوید»ء چ۸» ص ۳۸۹ > ۳ المیزان» ج۰۱۶ ص ۲۴۳ > F1F > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Nahj al-Balāgha.