Surah Al-Maaida · Ayah 83·Madanī

83

وَإِذَا مَآ إِلَى مِنَ مِمَّا مِنَ مَعَ ﴿٨٣﴾

Translation

Saheeh International

And when they hear what has been revealed to the Messenger, you see their eyes overflowing with tears because of what they have recognized of the truth. They say, "Our Lord, we have believed, so register us among the witnesses.

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

نجاشی؛ اسلامش را پنهان کرد

چنان که در توضیح آیةٌ پیش گفته شد.ء این یات در بارة نجاشی و یاران او نازل گردیده است. مفسران نقل کرده‌اند در زمانی که پیامبر(ص) در مکه اقامت داشتء از آسیب رساندن مشرکان به اصحابش می‌ترسید. به همین دلیل, جعفر بن ابی‌طالب و ابن مسعود و عثمان بن مظعون را همراه با گروهی از اصحابش به سوی نجاشی, پادشاه حبشه, فرستاد. هنگامی که این خبر به مشرکان رسید.ء عمرو بن عاص را با گروهی به سمت نجاشی فرستادند. گفته‌اند که آنها زودتر از اصحاب پیامبر(ص) به دربار نجاشی وارد شدند و به نجاشی گفتند: مردی از میان ما برخاسته که عقل‌های قریش را تباه و فاسد می‌داند و می‌پندارد که پیامبر است. گروهی را به سوی تو فرستاده تا قومت را علیه تو فاسد کنند. ما دیدیم خوب است نزد تو بیاییم و تو را از این قضیه باخبر کنیم. نجاشی گفت: اگر نزد من امدندء در بارةٌ انچه می‌گویند» فکر می‌کنم. هنگامی که اصحاب پیامبر(ص) به آنجا رسیدندء به بارگاه او آمدند و به دربان‌ها گفتند: برای دوستان خدا اجازه بخواهید. نجاشی گفت: به آنها اجازه دهید که درود بر دوستان خدا باد! هنگامی که داخل شدندء به او سلام کردند. گروه مشرکان گفتند: ای پادشاه» ندیدی ما راست گفتیم؟ آنها به روش مخصوص شما درود نگفتند. او به مسلمانان گفت: چرا به روش مخصوص به من درود و سلام نگفتید؟ آنها گفتند: ما به روش اهل بهشت و فرشتگان به تو درود و سلام گفتیم. نجاشی به آنها گفت: هم‌نشین شما (پیامبر) در بارةٌ عیسی(ع) و مادرش چه می‌گوید؟ گفتند: می‌گوید: او بندة خدا و پیامبر اوست و کلمه‌ای است از سوی خدا و روحی است از او که خداوند به مریم القا کرد. در بارةٌ مریم(س) نیز می‌گوید: او بانویی پاکدامن و پاکیزه است که هرگز ازدواج نکرده است. پس نجاشی چوبی را از زمین برداشت وگفت: عیسی(ع) و مادرش (حتی) به قدر این چوب بیش از آنچه همنشین شما (پیامبر) گفته» نگفته اند. مشرکان از این سخن نجاشی بدشان آمد و از ناراحتی رنگ صورت‌هایشان تغییر کرد. نجاشی به آنها گفت: ایا چیزی از آنچه بر شما نازل شده» برای من می‌خوانید؟ گفتند: آری. او گفت: پس بخوانید. آنان آیاتی از قرآن را خواندند. در آن هنگام» گروهی از کشیش‌ها و راهبان مسیحی و برخی از مسیحیان دیگر در کنار نجاشی بودند. پس هر آیه‌ای که خوانده می‌شد» به سبب آنچه از حق در می‌یافتندء اشک از چشمان برخی از کشیش‌ها و راهبان جاری می‌شد و این آیات (۸۲ و ۸۳ مائده) به آن حالت اشاره دارد. در روایات دیگری آمده است که نجاشی و یارانش اسلام را پذیرفتند؛ ولی او اسلامش را پنهان کرد تا این که از ترس جانش از سرزمین حبشه خارج شد و به سمت پیامبر(ص) حرکت کرد؛ اما در بین راه» جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.