Surah Al-Munaafiqoon · Ayah 6·Madanī

6

عَلَيْهِمْ لَهُمْ أَمْ لَمْ لَهُمْ لَن لَهُمْ إِنَّ لَا ﴿٦﴾

Translation

Saheeh International

It is all the same for them whether you ask forgiveness for them or do not ask forgiveness for them; never will Allah forgive them. Indeed, Allah does not guide the defiantly disobedient people.

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 5, 7, 8

شأن نزول آیات

برای این آیاتء شأن نزول مفصلی نقل شده که خلاصةٌ آن چنین است: بعد از غزوةٌ بنی‌المصطلق در سال ششم هجرت, در سرزمین قٌدیده دو نفر از مسلمانان, یکی از طایفة انصار و دیگری از طایفة مهاجران» به هنگام گرفتن آب از چاه با هم اختلاف پیدا کردند. عبدالله بن اب که از سرکرده‌های معروف منافقان بود به پاری مرد انصاری شتافت و مشاجرة لفظی شدیدی میان آن دو در گرفت. عبدالله سخت خشمگین شد و در حالی که جمعی از قومش نزد او بودندء گفت به خدا سوگند اگر به مدینه باز گردیم» عزیزان» ذلیلان را بیرون خواهند کرد. منظور او از عزیزان» خود و پیروانش بود» و از ذلیلان» مهاجران. سپس رو به اطرافیانش کرد و گفت: این نتیجهٌ بلایی است که شما به سر خودتان آوردید؛ این گروه را در شهر خود جای دادید و اموالتان را با آنها قسمت کردید. اگر باقیماندةٌ غذای خودتان را به امثال این مرد نمی‌دادید» بر گردن شما سوار نمی‌شدند. در این وقتء زید بن آَرقم که در آن وقت جوانی کم سن و سال بود رو به عبدالله کرد و گفت: به خدا سوگندء ذلیل و قلیل تویی و محمد(ص) در عزت الهی و محبت مسلمین است. عبداله گفت: خاموش باش. تو باید بازی کنی ای کودک! زید بن ارقم خدمت رسول خدا رفت و ماجرا را نقل کرد. پیامبر(ص) کسی را به سراغ عبدالله فرستاد و فرمود:این چیست که برای من نقل کرده‌اند؟ عبدالله گفت: به خدایی که کتاب آسمانی را بر تو نازل کرده» من چیزی نگفتم و زید دروغ می‌گوید. پس از این ماجرا پیامبر دستور داد تمام آن روز و شب را لشکریان به راه ادامه دهند تا به مدینه رسیدند. زید بن ارقم از شدت اندوه و شرم در خانه ماند و بیرون نیامد. قراین» البته صدق گفتار زید و کذب گفتار عبدالله را نشان می‌داد؛ ولی مصلحت ایجاب می‌کرد که پیامبر در ظاهر عبدالله را تکذیب نکند و در این مورد منتظر وحی الهی گردد. در این هنگام» سورة منافقون نازل شد و زید را تصدیق و عبدالله را تکذیب کرد. پیامبر به زید فرمود: ای جوان» خداوند سخن تو را تصدیق کرد و آیاتی از قرآن را در مورد آنچه تو گفته بودی» نازل کرد. هنگامی‌که این یات نازل شد و دروغ عبدالله ظاهر گشت؛ بعضی به او گفتند: خدمت پیامبر برو تا برای تو استغفار کند. عبداله سرش را تکان داد و سخنان ناروایی گفت. در این هنگام» یه «و اذا قیل لهم تعالوا...» نازل گردید. ‎.٩‏ اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند: از آن‌رو که یکی از عوامل مهم نفاق» حب دنیا و علاقةٌ افراطی به اموال و فرزندان استء این یه موّمنان را از چنین علاقه‌ای باز می‌دارد. اموال و اولاد؛ از مواهب المی هستند؛ولی تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به سعادت کمک گرفته شود؛ اما اگر علاقةٌ افراطی به آتها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کندء بزرگ‌ترین بلا محسوب می‌شوند. در حدیثی از امام باقر(ع) این معنا به روشن‌ترین وجه ترسیم شده است؛ آنجا که می‌فرماید: «دو گرگ درنده در یک گلةٌ بی‌چوپان که یکی در اول گله و دیگری در آخر آن باشد. آن‌قدر ضرر نمی‌زنند که مال‌پرستی و جاه‌طلبی به دین موْمن ضرر می‌رساند.» در حدیثی می‌خوانیم که امیر موّمنان علی(ع) نامه‌ای به یکی از یارانش نوشت و او را نصیحت فرمود. از جملة نصایح آن حضرت این بود: «نیا را رها کن که حب دنیاء چشم را کورء گوش را کرء زبان را لال و گردن‌ها را به زیر می‌آورد. در باقیماندة عمرت. گذشته را جبران کن, و نگو فردا و پس فردا [این کار را می‌کنم؛ زیرا کسانی که پیش از شما بودند. به خاطر تکیه بر آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند.»