Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
إِذَا جَآءَكَ ٱلْمُنَٰفِقُونَ قَالُوا۟ نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُۥ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ ٱلْمُنَٰفِقِينَ لَكَٰذِبُونَ﴿١﴾
منافقان؛ بزرگترین دشمنان اسلام
مسألةٌ نفاق و منافقان در اسلام از زمانی مطرح شد که پیامبر(ص) به مدینه هجرت فرمود و پایههای اسلام قوی گردید و پیروزی آن آشکار شد. چون اظهار مخالفت به طور آشکار مشکل و گاه غیر ممکن بودء دشمنان شکستخورده برای اجرای برنامههای تخریبی خود تغییر چهره دادند و در ظاهر به صفوف مسلمانان پیوستند؛ ولی به صورت پنهانی به اعمال خود ادامه دادند. هر انقلابی بعد از پیروزی چشمگیر خود با صفوف منافقان روبهرو میشود و دشمنان سرسخت دیروزیاش در لباس دوستان ظاهری جلوهگر میشوند. از همین رو میتوان فهمید که چرا این همه از یات مربوط به منافقان» در مدینه نازل شده و نه مکه. البته برخی از مفسران بر آَن اند که نفاق از همان ابتدای بعئت وجود داشته است و برخی در مکه و با وجود مشکلات متعدٌّد مسلمانان به ظاهر اسلام اوردند و پیامبر را یاری کردند؛ به امید این که در نهایت پیامبر بر دشمنانش پیروز گردد و آنها گوی ریاست را پس از پیامبر بربایند. به همین دلیلء اسلام در طول تاریخ خود بیشترین ضربه را از منافقان خورده و به همین دلیلء قرآن سختترین حملات خود را متوجه منافقان کرده و آنقدر که آنها را کوبیده» هیچ دشمنی را نکوبیده است. رسول خدا(ص) فرمود: «من بر ات خود از موْمن و مشرک باکی ندارم؛ زیرا خدا موْمن را به سبب ایمانش باز میدارد و مشرک را به سبب شرکش خوار میکند؛ ولی بر شما از آنکه در دل منافق و به گفتار داناست. میترسم که چیزهایی میگوید که میپسندید و کارهایی میکند که نمیپسندید.» باید توجه داشت که نفاق معنای وسیعی دارد که هر گونه دوگانگی ظاهر و باطن را در بر میگیرد.مصداق بارز آن» نفاق عقیدتی است که آیات منافقین معمولاً ناظر به آن است و آن مربوط به کسانی است که در ظاهر اظهار ایمان میکنند؛ ولی در دل» شرک و کفر خود را پنهان نگه میدارند. نفاق عملی اما مربوط به کسانی است که اعتقاد باطنی آنها اسلام است؛ ولی اعمالی خلاف این تعقد باطنی انجام میدهند که دوگانگی چهرةٌ درون و برون آنان را نشان میدهد؛ مانند: پیمانشکنی» دروغ و خیانت در امانت. در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(ص) آمده است: «سه چیز است که در هر کس باشد. منافق است؛ هرچند نماز بخواند و روزه بگیرد و خود را مسلمان بداند: خیانت در امانت» سخن دروغ و خلف وعده.» در حدیث دیگری از امام سجاد(ع) میخوانیم: «منافق, نهی از منکر میکند؛ اما خود آن را ترک نمیگوید. و امر به معروف میکند. اما خودش انجام نمیدهد.» از شعب مهم نفاق عملی» ریاکاری است که در روایات نیز به آن اشاره شده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۴ ص ۱۳۳ ۲- پیشین» ص ۱۳۹ ۳ پیشین» ص ۱۴۳ > ۴ پیشین» ص ۱۴۶ ۵-ر.ک. به: المیزان» چ۹, ص ۳۰۰ ۶- نمونه ج۲۴. ص ۱۴۶ تا ۱۷۷ > ۲ پیشین» ص ۱۳۹ > ۵-ر.ک. به: المیزان» جچ۱۹ ص ۳۰۰ > ۳- پیشین» ص ۱۴۲ > ۶- نمونه ج۲۴ ص ۱۴۶ تا ۱۷۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
ٱتَّخَذُوٓا۟ أَيْمَٰنَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا۟ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ إِنَّهُمْ سَآءَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ﴿٢﴾
منافقان؛ بزرگترین دشمنان اسلام
مسألةٌ نفاق و منافقان در اسلام از زمانی مطرح شد که پیامبر(ص) به مدینه هجرت فرمود و پایههای اسلام قوی گردید و پیروزی آن آشکار شد. چون اظهار مخالفت به طور آشکار مشکل و گاه غیر ممکن بودء دشمنان شکستخورده برای اجرای برنامههای تخریبی خود تغییر چهره دادند و در ظاهر به صفوف مسلمانان پیوستند؛ ولی به صورت پنهانی به اعمال خود ادامه دادند. هر انقلابی بعد از پیروزی چشمگیر خود با صفوف منافقان روبهرو میشود و دشمنان سرسخت دیروزیاش در لباس دوستان ظاهری جلوهگر میشوند. از همین رو میتوان فهمید که چرا این همه از یات مربوط به منافقان» در مدینه نازل شده و نه مکه. البته برخی از مفسران بر آَن اند که نفاق از همان ابتدای بعئت وجود داشته است و برخی در مکه و با وجود مشکلات متعدٌّد مسلمانان به ظاهر اسلام اوردند و پیامبر را یاری کردند؛ به امید این که در نهایت پیامبر بر دشمنانش پیروز گردد و آنها گوی ریاست را پس از پیامبر بربایند. به همین دلیلء اسلام در طول تاریخ خود بیشترین ضربه را از منافقان خورده و به همین دلیلء قرآن سختترین حملات خود را متوجه منافقان کرده و آنقدر که آنها را کوبیده» هیچ دشمنی را نکوبیده است. رسول خدا(ص) فرمود: «من بر ات خود از موْمن و مشرک باکی ندارم؛ زیرا خدا موْمن را به سبب ایمانش باز میدارد و مشرک را به سبب شرکش خوار میکند؛ ولی بر شما از آنکه در دل منافق و به گفتار داناست. میترسم که چیزهایی میگوید که میپسندید و کارهایی میکند که نمیپسندید.» باید توجه داشت که نفاق معنای وسیعی دارد که هر گونه دوگانگی ظاهر و باطن را در بر میگیرد.مصداق بارز آن» نفاق عقیدتی است که آیات منافقین معمولاً ناظر به آن است و آن مربوط به کسانی است که در ظاهر اظهار ایمان میکنند؛ ولی در دل» شرک و کفر خود را پنهان نگه میدارند. نفاق عملی اما مربوط به کسانی است که اعتقاد باطنی آنها اسلام است؛ ولی اعمالی خلاف این تعقد باطنی انجام میدهند که دوگانگی چهرةٌ درون و برون آنان را نشان میدهد؛ مانند: پیمانشکنی» دروغ و خیانت در امانت. در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(ص) آمده است: «سه چیز است که در هر کس باشد. منافق است؛ هرچند نماز بخواند و روزه بگیرد و خود را مسلمان بداند: خیانت در امانت» سخن دروغ و خلف وعده.» در حدیث دیگری از امام سجاد(ع) میخوانیم: «منافق, نهی از منکر میکند؛ اما خود آن را ترک نمیگوید. و امر به معروف میکند. اما خودش انجام نمیدهد.» از شعب مهم نفاق عملی» ریاکاری است که در روایات نیز به آن اشاره شده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۴ ص ۱۳۳ ۲- پیشین» ص ۱۳۹ ۳ پیشین» ص ۱۴۳ > ۴ پیشین» ص ۱۴۶ ۵-ر.ک. به: المیزان» چ۹, ص ۳۰۰ ۶- نمونه ج۲۴. ص ۱۴۶ تا ۱۷۷ > ۲ پیشین» ص ۱۳۹ > ۵-ر.ک. به: المیزان» جچ۱۹ ص ۳۰۰ > ۳- پیشین» ص ۱۴۲ > ۶- نمونه ج۲۴ ص ۱۴۶ تا ۱۷۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ ءَامَنُوا۟ ثُمَّ كَفَرُوا۟ فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ﴿٣﴾
منافقان؛ بزرگترین دشمنان اسلام
مسألةٌ نفاق و منافقان در اسلام از زمانی مطرح شد که پیامبر(ص) به مدینه هجرت فرمود و پایههای اسلام قوی گردید و پیروزی آن آشکار شد. چون اظهار مخالفت به طور آشکار مشکل و گاه غیر ممکن بودء دشمنان شکستخورده برای اجرای برنامههای تخریبی خود تغییر چهره دادند و در ظاهر به صفوف مسلمانان پیوستند؛ ولی به صورت پنهانی به اعمال خود ادامه دادند. هر انقلابی بعد از پیروزی چشمگیر خود با صفوف منافقان روبهرو میشود و دشمنان سرسخت دیروزیاش در لباس دوستان ظاهری جلوهگر میشوند. از همین رو میتوان فهمید که چرا این همه از یات مربوط به منافقان» در مدینه نازل شده و نه مکه. البته برخی از مفسران بر آَن اند که نفاق از همان ابتدای بعئت وجود داشته است و برخی در مکه و با وجود مشکلات متعدٌّد مسلمانان به ظاهر اسلام اوردند و پیامبر را یاری کردند؛ به امید این که در نهایت پیامبر بر دشمنانش پیروز گردد و آنها گوی ریاست را پس از پیامبر بربایند. به همین دلیلء اسلام در طول تاریخ خود بیشترین ضربه را از منافقان خورده و به همین دلیلء قرآن سختترین حملات خود را متوجه منافقان کرده و آنقدر که آنها را کوبیده» هیچ دشمنی را نکوبیده است. رسول خدا(ص) فرمود: «من بر ات خود از موْمن و مشرک باکی ندارم؛ زیرا خدا موْمن را به سبب ایمانش باز میدارد و مشرک را به سبب شرکش خوار میکند؛ ولی بر شما از آنکه در دل منافق و به گفتار داناست. میترسم که چیزهایی میگوید که میپسندید و کارهایی میکند که نمیپسندید.» باید توجه داشت که نفاق معنای وسیعی دارد که هر گونه دوگانگی ظاهر و باطن را در بر میگیرد.مصداق بارز آن» نفاق عقیدتی است که آیات منافقین معمولاً ناظر به آن است و آن مربوط به کسانی است که در ظاهر اظهار ایمان میکنند؛ ولی در دل» شرک و کفر خود را پنهان نگه میدارند. نفاق عملی اما مربوط به کسانی است که اعتقاد باطنی آنها اسلام است؛ ولی اعمالی خلاف این تعقد باطنی انجام میدهند که دوگانگی چهرةٌ درون و برون آنان را نشان میدهد؛ مانند: پیمانشکنی» دروغ و خیانت در امانت. در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(ص) آمده است: «سه چیز است که در هر کس باشد. منافق است؛ هرچند نماز بخواند و روزه بگیرد و خود را مسلمان بداند: خیانت در امانت» سخن دروغ و خلف وعده.» در حدیث دیگری از امام سجاد(ع) میخوانیم: «منافق, نهی از منکر میکند؛ اما خود آن را ترک نمیگوید. و امر به معروف میکند. اما خودش انجام نمیدهد.» از شعب مهم نفاق عملی» ریاکاری است که در روایات نیز به آن اشاره شده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۴ ص ۱۳۳ ۲- پیشین» ص ۱۳۹ ۳ پیشین» ص ۱۴۳ > ۴ پیشین» ص ۱۴۶ ۵-ر.ک. به: المیزان» چ۹, ص ۳۰۰ ۶- نمونه ج۲۴. ص ۱۴۶ تا ۱۷۷ > ۲ پیشین» ص ۱۳۹ > ۵-ر.ک. به: المیزان» جچ۱۹ ص ۳۰۰ > ۳- پیشین» ص ۱۴۲ > ۶- نمونه ج۲۴ ص ۱۴۶ تا ۱۷۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا۟ تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ ٱلْعَدُوُّ فَٱحْذَرْهُمْ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ﴿٤﴾
منافقان؛ بزرگترین دشمنان اسلام
مسألةٌ نفاق و منافقان در اسلام از زمانی مطرح شد که پیامبر(ص) به مدینه هجرت فرمود و پایههای اسلام قوی گردید و پیروزی آن آشکار شد. چون اظهار مخالفت به طور آشکار مشکل و گاه غیر ممکن بودء دشمنان شکستخورده برای اجرای برنامههای تخریبی خود تغییر چهره دادند و در ظاهر به صفوف مسلمانان پیوستند؛ ولی به صورت پنهانی به اعمال خود ادامه دادند. هر انقلابی بعد از پیروزی چشمگیر خود با صفوف منافقان روبهرو میشود و دشمنان سرسخت دیروزیاش در لباس دوستان ظاهری جلوهگر میشوند. از همین رو میتوان فهمید که چرا این همه از یات مربوط به منافقان» در مدینه نازل شده و نه مکه. البته برخی از مفسران بر آَن اند که نفاق از همان ابتدای بعئت وجود داشته است و برخی در مکه و با وجود مشکلات متعدٌّد مسلمانان به ظاهر اسلام اوردند و پیامبر را یاری کردند؛ به امید این که در نهایت پیامبر بر دشمنانش پیروز گردد و آنها گوی ریاست را پس از پیامبر بربایند. به همین دلیلء اسلام در طول تاریخ خود بیشترین ضربه را از منافقان خورده و به همین دلیلء قرآن سختترین حملات خود را متوجه منافقان کرده و آنقدر که آنها را کوبیده» هیچ دشمنی را نکوبیده است. رسول خدا(ص) فرمود: «من بر ات خود از موْمن و مشرک باکی ندارم؛ زیرا خدا موْمن را به سبب ایمانش باز میدارد و مشرک را به سبب شرکش خوار میکند؛ ولی بر شما از آنکه در دل منافق و به گفتار داناست. میترسم که چیزهایی میگوید که میپسندید و کارهایی میکند که نمیپسندید.» باید توجه داشت که نفاق معنای وسیعی دارد که هر گونه دوگانگی ظاهر و باطن را در بر میگیرد.مصداق بارز آن» نفاق عقیدتی است که آیات منافقین معمولاً ناظر به آن است و آن مربوط به کسانی است که در ظاهر اظهار ایمان میکنند؛ ولی در دل» شرک و کفر خود را پنهان نگه میدارند. نفاق عملی اما مربوط به کسانی است که اعتقاد باطنی آنها اسلام است؛ ولی اعمالی خلاف این تعقد باطنی انجام میدهند که دوگانگی چهرةٌ درون و برون آنان را نشان میدهد؛ مانند: پیمانشکنی» دروغ و خیانت در امانت. در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(ص) آمده است: «سه چیز است که در هر کس باشد. منافق است؛ هرچند نماز بخواند و روزه بگیرد و خود را مسلمان بداند: خیانت در امانت» سخن دروغ و خلف وعده.» در حدیث دیگری از امام سجاد(ع) میخوانیم: «منافق, نهی از منکر میکند؛ اما خود آن را ترک نمیگوید. و امر به معروف میکند. اما خودش انجام نمیدهد.» از شعب مهم نفاق عملی» ریاکاری است که در روایات نیز به آن اشاره شده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۴ ص ۱۳۳ ۲- پیشین» ص ۱۳۹ ۳ پیشین» ص ۱۴۳ > ۴ پیشین» ص ۱۴۶ ۵-ر.ک. به: المیزان» چ۹, ص ۳۰۰ ۶- نمونه ج۲۴. ص ۱۴۶ تا ۱۷۷ > ۲ پیشین» ص ۱۳۹ > ۵-ر.ک. به: المیزان» جچ۱۹ ص ۳۰۰ > ۳- پیشین» ص ۱۴۲ > ۶- نمونه ج۲۴ ص ۱۴۶ تا ۱۷۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا۟ يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ ٱللَّهِ لَوَّوْا۟ رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ﴿٥﴾
شأن نزول آیات
برای این آیاتء شأن نزول مفصلی نقل شده که خلاصةٌ آن چنین است: بعد از غزوةٌ بنیالمصطلق در سال ششم هجرت, در سرزمین قٌدیده دو نفر از مسلمانان, یکی از طایفة انصار و دیگری از طایفة مهاجران» به هنگام گرفتن آب از چاه با هم اختلاف پیدا کردند. عبدالله بن اب که از سرکردههای معروف منافقان بود به پاری مرد انصاری شتافت و مشاجرة لفظی شدیدی میان آن دو در گرفت. عبدالله سخت خشمگین شد و در حالی که جمعی از قومش نزد او بودندء گفت به خدا سوگند اگر به مدینه باز گردیم» عزیزان» ذلیلان را بیرون خواهند کرد. منظور او از عزیزان» خود و پیروانش بود» و از ذلیلان» مهاجران. سپس رو به اطرافیانش کرد و گفت: این نتیجهٌ بلایی است که شما به سر خودتان آوردید؛ این گروه را در شهر خود جای دادید و اموالتان را با آنها قسمت کردید. اگر باقیماندةٌ غذای خودتان را به امثال این مرد نمیدادید» بر گردن شما سوار نمیشدند. در این وقتء زید بن آَرقم که در آن وقت جوانی کم سن و سال بود رو به عبدالله کرد و گفت: به خدا سوگندء ذلیل و قلیل تویی و محمد(ص) در عزت الهی و محبت مسلمین است. عبداله گفت: خاموش باش. تو باید بازی کنی ای کودک! زید بن ارقم خدمت رسول خدا رفت و ماجرا را نقل کرد. پیامبر(ص) کسی را به سراغ عبدالله فرستاد و فرمود:این چیست که برای من نقل کردهاند؟ عبدالله گفت: به خدایی که کتاب آسمانی را بر تو نازل کرده» من چیزی نگفتم و زید دروغ میگوید. پس از این ماجرا پیامبر دستور داد تمام آن روز و شب را لشکریان به راه ادامه دهند تا به مدینه رسیدند. زید بن ارقم از شدت اندوه و شرم در خانه ماند و بیرون نیامد. قراین» البته صدق گفتار زید و کذب گفتار عبدالله را نشان میداد؛ ولی مصلحت ایجاب میکرد که پیامبر در ظاهر عبدالله را تکذیب نکند و در این مورد منتظر وحی الهی گردد. در این هنگام» سورة منافقون نازل شد و زید را تصدیق و عبدالله را تکذیب کرد. پیامبر به زید فرمود: ای جوان» خداوند سخن تو را تصدیق کرد و آیاتی از قرآن را در مورد آنچه تو گفته بودی» نازل کرد. هنگامیکه این یات نازل شد و دروغ عبدالله ظاهر گشت؛ بعضی به او گفتند: خدمت پیامبر برو تا برای تو استغفار کند. عبداله سرش را تکان داد و سخنان ناروایی گفت. در این هنگام» یه «و اذا قیل لهم تعالوا...» نازل گردید. .٩ اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند: از آنرو که یکی از عوامل مهم نفاق» حب دنیا و علاقةٌ افراطی به اموال و فرزندان استء این یه موّمنان را از چنین علاقهای باز میدارد. اموال و اولاد؛ از مواهب المی هستند؛ولی تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به سعادت کمک گرفته شود؛ اما اگر علاقةٌ افراطی به آتها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کندء بزرگترین بلا محسوب میشوند. در حدیثی از امام باقر(ع) این معنا به روشنترین وجه ترسیم شده است؛ آنجا که میفرماید: «دو گرگ درنده در یک گلةٌ بیچوپان که یکی در اول گله و دیگری در آخر آن باشد. آنقدر ضرر نمیزنند که مالپرستی و جاهطلبی به دین موْمن ضرر میرساند.» در حدیثی میخوانیم که امیر موّمنان علی(ع) نامهای به یکی از یارانش نوشت و او را نصیحت فرمود. از جملة نصایح آن حضرت این بود: «نیا را رها کن که حب دنیاء چشم را کورء گوش را کرء زبان را لال و گردنها را به زیر میآورد. در باقیماندة عمرت. گذشته را جبران کن, و نگو فردا و پس فردا [این کار را میکنم؛ زیرا کسانی که پیش از شما بودند. به خاطر تکیه بر آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند.»
سَوَآءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ ٱللَّهُ لَهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْفَٰسِقِينَ﴿٦﴾
شأن نزول آیات
برای این آیاتء شأن نزول مفصلی نقل شده که خلاصةٌ آن چنین است: بعد از غزوةٌ بنیالمصطلق در سال ششم هجرت, در سرزمین قٌدیده دو نفر از مسلمانان, یکی از طایفة انصار و دیگری از طایفة مهاجران» به هنگام گرفتن آب از چاه با هم اختلاف پیدا کردند. عبدالله بن اب که از سرکردههای معروف منافقان بود به پاری مرد انصاری شتافت و مشاجرة لفظی شدیدی میان آن دو در گرفت. عبدالله سخت خشمگین شد و در حالی که جمعی از قومش نزد او بودندء گفت به خدا سوگند اگر به مدینه باز گردیم» عزیزان» ذلیلان را بیرون خواهند کرد. منظور او از عزیزان» خود و پیروانش بود» و از ذلیلان» مهاجران. سپس رو به اطرافیانش کرد و گفت: این نتیجهٌ بلایی است که شما به سر خودتان آوردید؛ این گروه را در شهر خود جای دادید و اموالتان را با آنها قسمت کردید. اگر باقیماندةٌ غذای خودتان را به امثال این مرد نمیدادید» بر گردن شما سوار نمیشدند. در این وقتء زید بن آَرقم که در آن وقت جوانی کم سن و سال بود رو به عبدالله کرد و گفت: به خدا سوگندء ذلیل و قلیل تویی و محمد(ص) در عزت الهی و محبت مسلمین است. عبداله گفت: خاموش باش. تو باید بازی کنی ای کودک! زید بن ارقم خدمت رسول خدا رفت و ماجرا را نقل کرد. پیامبر(ص) کسی را به سراغ عبدالله فرستاد و فرمود:این چیست که برای من نقل کردهاند؟ عبدالله گفت: به خدایی که کتاب آسمانی را بر تو نازل کرده» من چیزی نگفتم و زید دروغ میگوید. پس از این ماجرا پیامبر دستور داد تمام آن روز و شب را لشکریان به راه ادامه دهند تا به مدینه رسیدند. زید بن ارقم از شدت اندوه و شرم در خانه ماند و بیرون نیامد. قراین» البته صدق گفتار زید و کذب گفتار عبدالله را نشان میداد؛ ولی مصلحت ایجاب میکرد که پیامبر در ظاهر عبدالله را تکذیب نکند و در این مورد منتظر وحی الهی گردد. در این هنگام» سورة منافقون نازل شد و زید را تصدیق و عبدالله را تکذیب کرد. پیامبر به زید فرمود: ای جوان» خداوند سخن تو را تصدیق کرد و آیاتی از قرآن را در مورد آنچه تو گفته بودی» نازل کرد. هنگامیکه این یات نازل شد و دروغ عبدالله ظاهر گشت؛ بعضی به او گفتند: خدمت پیامبر برو تا برای تو استغفار کند. عبداله سرش را تکان داد و سخنان ناروایی گفت. در این هنگام» یه «و اذا قیل لهم تعالوا...» نازل گردید. .٩ اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند: از آنرو که یکی از عوامل مهم نفاق» حب دنیا و علاقةٌ افراطی به اموال و فرزندان استء این یه موّمنان را از چنین علاقهای باز میدارد. اموال و اولاد؛ از مواهب المی هستند؛ولی تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به سعادت کمک گرفته شود؛ اما اگر علاقةٌ افراطی به آتها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کندء بزرگترین بلا محسوب میشوند. در حدیثی از امام باقر(ع) این معنا به روشنترین وجه ترسیم شده است؛ آنجا که میفرماید: «دو گرگ درنده در یک گلةٌ بیچوپان که یکی در اول گله و دیگری در آخر آن باشد. آنقدر ضرر نمیزنند که مالپرستی و جاهطلبی به دین موْمن ضرر میرساند.» در حدیثی میخوانیم که امیر موّمنان علی(ع) نامهای به یکی از یارانش نوشت و او را نصیحت فرمود. از جملة نصایح آن حضرت این بود: «نیا را رها کن که حب دنیاء چشم را کورء گوش را کرء زبان را لال و گردنها را به زیر میآورد. در باقیماندة عمرت. گذشته را جبران کن, و نگو فردا و پس فردا [این کار را میکنم؛ زیرا کسانی که پیش از شما بودند. به خاطر تکیه بر آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند.»
هُمُ ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا۟ عَلَىٰ مَنْ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ حَتَّىٰ يَنفَضُّوا۟ وَلِلَّهِ خَزَآئِنُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَٰكِنَّ ٱلْمُنَٰفِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ﴿٧﴾
شأن نزول آیات
برای این آیاتء شأن نزول مفصلی نقل شده که خلاصةٌ آن چنین است: بعد از غزوةٌ بنیالمصطلق در سال ششم هجرت, در سرزمین قٌدیده دو نفر از مسلمانان, یکی از طایفة انصار و دیگری از طایفة مهاجران» به هنگام گرفتن آب از چاه با هم اختلاف پیدا کردند. عبدالله بن اب که از سرکردههای معروف منافقان بود به پاری مرد انصاری شتافت و مشاجرة لفظی شدیدی میان آن دو در گرفت. عبدالله سخت خشمگین شد و در حالی که جمعی از قومش نزد او بودندء گفت به خدا سوگند اگر به مدینه باز گردیم» عزیزان» ذلیلان را بیرون خواهند کرد. منظور او از عزیزان» خود و پیروانش بود» و از ذلیلان» مهاجران. سپس رو به اطرافیانش کرد و گفت: این نتیجهٌ بلایی است که شما به سر خودتان آوردید؛ این گروه را در شهر خود جای دادید و اموالتان را با آنها قسمت کردید. اگر باقیماندةٌ غذای خودتان را به امثال این مرد نمیدادید» بر گردن شما سوار نمیشدند. در این وقتء زید بن آَرقم که در آن وقت جوانی کم سن و سال بود رو به عبدالله کرد و گفت: به خدا سوگندء ذلیل و قلیل تویی و محمد(ص) در عزت الهی و محبت مسلمین است. عبداله گفت: خاموش باش. تو باید بازی کنی ای کودک! زید بن ارقم خدمت رسول خدا رفت و ماجرا را نقل کرد. پیامبر(ص) کسی را به سراغ عبدالله فرستاد و فرمود:این چیست که برای من نقل کردهاند؟ عبدالله گفت: به خدایی که کتاب آسمانی را بر تو نازل کرده» من چیزی نگفتم و زید دروغ میگوید. پس از این ماجرا پیامبر دستور داد تمام آن روز و شب را لشکریان به راه ادامه دهند تا به مدینه رسیدند. زید بن ارقم از شدت اندوه و شرم در خانه ماند و بیرون نیامد. قراین» البته صدق گفتار زید و کذب گفتار عبدالله را نشان میداد؛ ولی مصلحت ایجاب میکرد که پیامبر در ظاهر عبدالله را تکذیب نکند و در این مورد منتظر وحی الهی گردد. در این هنگام» سورة منافقون نازل شد و زید را تصدیق و عبدالله را تکذیب کرد. پیامبر به زید فرمود: ای جوان» خداوند سخن تو را تصدیق کرد و آیاتی از قرآن را در مورد آنچه تو گفته بودی» نازل کرد. هنگامیکه این یات نازل شد و دروغ عبدالله ظاهر گشت؛ بعضی به او گفتند: خدمت پیامبر برو تا برای تو استغفار کند. عبداله سرش را تکان داد و سخنان ناروایی گفت. در این هنگام» یه «و اذا قیل لهم تعالوا...» نازل گردید. .٩ اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند: از آنرو که یکی از عوامل مهم نفاق» حب دنیا و علاقةٌ افراطی به اموال و فرزندان استء این یه موّمنان را از چنین علاقهای باز میدارد. اموال و اولاد؛ از مواهب المی هستند؛ولی تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به سعادت کمک گرفته شود؛ اما اگر علاقةٌ افراطی به آتها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کندء بزرگترین بلا محسوب میشوند. در حدیثی از امام باقر(ع) این معنا به روشنترین وجه ترسیم شده است؛ آنجا که میفرماید: «دو گرگ درنده در یک گلةٌ بیچوپان که یکی در اول گله و دیگری در آخر آن باشد. آنقدر ضرر نمیزنند که مالپرستی و جاهطلبی به دین موْمن ضرر میرساند.» در حدیثی میخوانیم که امیر موّمنان علی(ع) نامهای به یکی از یارانش نوشت و او را نصیحت فرمود. از جملة نصایح آن حضرت این بود: «نیا را رها کن که حب دنیاء چشم را کورء گوش را کرء زبان را لال و گردنها را به زیر میآورد. در باقیماندة عمرت. گذشته را جبران کن, و نگو فردا و پس فردا [این کار را میکنم؛ زیرا کسانی که پیش از شما بودند. به خاطر تکیه بر آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند.»
يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَآ إِلَى ٱلْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ ٱلْأَعَزُّ مِنْهَا ٱلْأَذَلَّ وَلِلَّهِ ٱلْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ ٱلْمُنَٰفِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴿٨﴾
شأن نزول آیات
برای این آیاتء شأن نزول مفصلی نقل شده که خلاصةٌ آن چنین است: بعد از غزوةٌ بنیالمصطلق در سال ششم هجرت, در سرزمین قٌدیده دو نفر از مسلمانان, یکی از طایفة انصار و دیگری از طایفة مهاجران» به هنگام گرفتن آب از چاه با هم اختلاف پیدا کردند. عبدالله بن اب که از سرکردههای معروف منافقان بود به پاری مرد انصاری شتافت و مشاجرة لفظی شدیدی میان آن دو در گرفت. عبدالله سخت خشمگین شد و در حالی که جمعی از قومش نزد او بودندء گفت به خدا سوگند اگر به مدینه باز گردیم» عزیزان» ذلیلان را بیرون خواهند کرد. منظور او از عزیزان» خود و پیروانش بود» و از ذلیلان» مهاجران. سپس رو به اطرافیانش کرد و گفت: این نتیجهٌ بلایی است که شما به سر خودتان آوردید؛ این گروه را در شهر خود جای دادید و اموالتان را با آنها قسمت کردید. اگر باقیماندةٌ غذای خودتان را به امثال این مرد نمیدادید» بر گردن شما سوار نمیشدند. در این وقتء زید بن آَرقم که در آن وقت جوانی کم سن و سال بود رو به عبدالله کرد و گفت: به خدا سوگندء ذلیل و قلیل تویی و محمد(ص) در عزت الهی و محبت مسلمین است. عبداله گفت: خاموش باش. تو باید بازی کنی ای کودک! زید بن ارقم خدمت رسول خدا رفت و ماجرا را نقل کرد. پیامبر(ص) کسی را به سراغ عبدالله فرستاد و فرمود:این چیست که برای من نقل کردهاند؟ عبدالله گفت: به خدایی که کتاب آسمانی را بر تو نازل کرده» من چیزی نگفتم و زید دروغ میگوید. پس از این ماجرا پیامبر دستور داد تمام آن روز و شب را لشکریان به راه ادامه دهند تا به مدینه رسیدند. زید بن ارقم از شدت اندوه و شرم در خانه ماند و بیرون نیامد. قراین» البته صدق گفتار زید و کذب گفتار عبدالله را نشان میداد؛ ولی مصلحت ایجاب میکرد که پیامبر در ظاهر عبدالله را تکذیب نکند و در این مورد منتظر وحی الهی گردد. در این هنگام» سورة منافقون نازل شد و زید را تصدیق و عبدالله را تکذیب کرد. پیامبر به زید فرمود: ای جوان» خداوند سخن تو را تصدیق کرد و آیاتی از قرآن را در مورد آنچه تو گفته بودی» نازل کرد. هنگامیکه این یات نازل شد و دروغ عبدالله ظاهر گشت؛ بعضی به او گفتند: خدمت پیامبر برو تا برای تو استغفار کند. عبداله سرش را تکان داد و سخنان ناروایی گفت. در این هنگام» یه «و اذا قیل لهم تعالوا...» نازل گردید. .٩ اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند: از آنرو که یکی از عوامل مهم نفاق» حب دنیا و علاقةٌ افراطی به اموال و فرزندان استء این یه موّمنان را از چنین علاقهای باز میدارد. اموال و اولاد؛ از مواهب المی هستند؛ولی تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به سعادت کمک گرفته شود؛ اما اگر علاقةٌ افراطی به آتها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کندء بزرگترین بلا محسوب میشوند. در حدیثی از امام باقر(ع) این معنا به روشنترین وجه ترسیم شده است؛ آنجا که میفرماید: «دو گرگ درنده در یک گلةٌ بیچوپان که یکی در اول گله و دیگری در آخر آن باشد. آنقدر ضرر نمیزنند که مالپرستی و جاهطلبی به دین موْمن ضرر میرساند.» در حدیثی میخوانیم که امیر موّمنان علی(ع) نامهای به یکی از یارانش نوشت و او را نصیحت فرمود. از جملة نصایح آن حضرت این بود: «نیا را رها کن که حب دنیاء چشم را کورء گوش را کرء زبان را لال و گردنها را به زیر میآورد. در باقیماندة عمرت. گذشته را جبران کن, و نگو فردا و پس فردا [این کار را میکنم؛ زیرا کسانی که پیش از شما بودند. به خاطر تکیه بر آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند.»
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَٰلُكُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُكُمْ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ﴿٩﴾
63:9 · no commentary for this ayah
وَأَنفِقُوا۟ مِن مَّا رَزَقْنَٰكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ أَحَدَكُمُ ٱلْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَآ أَخَّرْتَنِىٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴿١٠﴾
انفاق؛ عامل موّثری در اصلاح انسان و نجات در آخرت
گرچه بعضی امر به انفاق در اینجا را به معنلی وجوب تعجیل در ادای زکات تفسیر کردهانده روشن است که این آیه هر گونه انفاق واجب و مستحب را که وسیلة نجات انسان در آخرت استء شامل میشود. در بخش پایانی آیه آمده است: «صدقه دهم و از صالحان باشم.» این تعبیرء بیانگر تأثیر عمیق انفاق در صالح بودن انسان است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۰۲۴ ص ۱۵۶ > ۴ پیشین» ص ۱۷۲ ۵- پیام قرآن» ج۱ ص ۳۲۳ ۶- نمونه ج۲۴. ص ۱۷۳ > ۲- منشور جاویدء ج۴» ص ۸۵ > ۳- نمونهء ج ۲۴ ص ۱۵۸ > ۶- نمونهء ج۲۴. ص ۱۷۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Payām-i Qurʾān.
وَلَن يُؤَخِّرَ ٱللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَا وَٱللَّهُ خَبِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَ﴿١١﴾
63:11 · no commentary for this ayah