Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا﴿١﴾
فتح المبین
منظور از این فتح، پیروزی عظیمی است که از طریق صلح حدیبیه نصیب مسلمانان شد. در ماه ذیالقعدةٌ سال ششم هجرت» پیغمبر اکرم(ص) به قصد عمره به سوی مکه حرکت کرد و همةٌ مسلمانان را به شرکت در این سفر تشویق کرد؛ اما گروهی از همراهی خودداری کردند. در مقابل, جمع کثیری از مهاجران و انصار و اعراب بادیهنشین در خدمتش عازم مکه شدند. این جمعیت که در حدود هزار و چهارصد نفر بودند.ء همکی لباس احرام بر تن داشتند و جز شمشیر که سلاح مسافران محسوب می شد، هیج سلاح جنکَی با خود بر نداشتند. هنگامی که پیامبر([ص) به حدیبیه رسیدء عثمان بن عفان به مکه رفت تا اشراف قریش را از هدف سفر آگاه کند؛ اما چیزی نگذشت که در میان مسلمانان شایع شد او را کشتهاند. در اینجا پیامبر در زیر درختی با یارانش پیمان بست که تا آخرین نفس مبارزه کنند؛ ولی چیزی نگذشت که عثمان سالم بازگشت و به دنبال اوء از جانب قریش, سهیل بن عمرو برای مصالحه خدمت پیامبر رسید. بعد از گفتگوهای زیاده پیمان صلحی منعقد شد که یک پیمان ترک تعرض همهجانبه بود که به جنگهای مداوم و مکرر بین مسلمانان و مشرکان به طور موقت پایان میداد. اما راز این که خداوند این صلح را پیروزی آشکار معرفی کرده» این است که خارج شدن پیامبر(ص) و موّمنان برای عمره» کار بسیار خطرناکی بود؛ تا آنجا که برخی بازگشت آنها به مدینه را امری محال شمردند. مسلمانان با عدهای کم به سرزمین دشمن زخمخورده و قدرتمند وارد شدند؛ ولی خداوند ماجرا را به نفع پیامبر(ص) و موّمنان تغییر داد؛ به طوری که مشرکان به این راضی شدند که برای مدت ده سال صلح کنند و نیز پیامبر آن سال به مدینه برگردد و سال بعد به مکه وارد شود و مردم مکه مسجدالحرام و کعبه را سه روز برای ایشان خالی کنند و این روشنترین پیروزی است که خدا نصیب پیامبرش کرد. این صلح همچنین موْئرترین عامل فتح مکه شد؛ زیرا بسیاری از مشرکان در دو سال بین صلح حدیبیه و فتح مکه مسلمان شدند و دو سال پس از صلح, خیبر و دهکدههای اطراف آن به دست مسلمانان فتح شد و همین طور بر عظمت مسلمانان افزوده شد تا این که در سال هشتم هجرت (پس از شکسته شدن پیمان صلح از سوی مشرکان)» پیامبر برای فتح مکه حرکت کرد و به جای هزار و چهارصد نفری که در زمان صلح داشتء ده یا دوازده هزار نفر نیرو داشت. علاوه بر این» پیامبر اکرم(ص) در سال هفتم توانست سفیران خود را به اطراف نقاط آباد آن روز روانه کند و سران کشورهای متمدن را به آیین خود فرا خواند و از این طریق» جهانی بودن آیین خویش را اعلام دارد و این پیام را به گوش همگان برساند که دوران شرایع دیگر سپری شده و همگی باید از آخرین شریعت آسمانی پیروی کنند.
لِّيَغْفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَٰطًا مُّسْتَقِيمًا﴿٢﴾
گناه پیامبر(ص) چه بود؟
کلمة «ذنب» همیشه به معنای گناه نیست؛ بلکه در اصل به معنای کاری است که پیامدهای بدی دارد و کلمة مغفرت به معنای پردهافکنی بر روی هر چیز است و از آنرو که گویی بخشودن گناه» پردهافکنی و پوشاندن آن استء در این مورد هم بهکار میرود. به نظر میرسد که در این آیه» منظور از ذنب پیامبر» پیامدهای خطرناکی است که دعوت پیامبر برای کافران به بار میآورد. کافران» پیامبر را شخصی حادثهآفرین و خرابکار میدانستند و تا زمانی که قدرت داشتندء بر این تصمیم بودند که او را نابود کنند؛ اما خداوند با صلح حدیبیه - که به فتح مکه و نابودی قدرت کافران منجر شد - قدرت قریش را از آنان گرفت و در نتیجه, گناهانی را که پیامبر(ص) در چشم مشرکان داشت, پوشاند و او را از شر قریش ایمن کرد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۲ ص۶ > ۴- منشور جاوید.ء ج/۷ ص ۱۷ > ۱- نمونه, ج ۲۲ ص۶ ۲- پیشین» ص۱۰ ۳ المیزان» ج ۸ ص ۲۵۶ > ۵- المیزان» ج ۰۱۸ ص ۲۵۸ > ۳ المیزان» ج ۱۸ ص ۲۵۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَيَنصُرَكَ ٱللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا﴿٣﴾
48:3 · no commentary for this ayah
هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ فِى قُلُوبِ ٱلْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوٓا۟ إِيمَٰنًا مَّعَ إِيمَٰنِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا﴿٤﴾
48:4 · no commentary for this ayah
لِّيُدْخِلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ جَنَّٰتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّـَٔاتِهِمْ وَكَانَ ذَٰلِكَ عِندَ ٱللَّهِ فَوْزًا عَظِيمًا﴿٥﴾
48:5 · no commentary for this ayah
وَيُعَذِّبَ ٱلْمُنَٰفِقِينَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلْمُشْرِكِينَ وَٱلْمُشْرِكَٰتِ ٱلظَّآنِّينَ بِٱللَّهِ ظَنَّ ٱلسَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ ٱلسَّوْءِ وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَآءَتْ مَصِيرًا﴿٦﴾
48:6 · no commentary for this ayah
وَلِلَّهِ جُنُودُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا﴿٧﴾
48:7 · no commentary for this ayah
إِنَّآ أَرْسَلْنَٰكَ شَٰهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴿٨﴾
48:8 · no commentary for this ayah
لِّتُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا﴿٩﴾
48:9 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ ٱللَّهَ يَدُ ٱللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِمَا عَٰهَدَ عَلَيْهُ ٱللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا﴿١٠﴾
بیعت رضوان
در توضیح یه یکم همین سوره ذکر شد که هنگامی که پیامبر(ص) و مسلمانان به سرزمین حدیبیه رسیدند» عثمان که از بستگان ابوسفیان بود و این رابطه در انتخاب او تأثیر داشتء از طرف پیامبر مأْمور شد که این پیام را به اهل مکه برساند که مسلمانان به قصد جنگ نیامدهاند؛ ولی مشرکان عثمان را توقیف موقت کردند و همین سبب شد که در میان مسلمانان خبر قتل او شایع گردد و اگر چنین چیزی صحت میداشت. دلیل بر اعلام جنگ قریش بود. از این رو پیامبر فرمود «ما از اینجا حرکت نمیکنیم تا با این قوم پیکار کنیم» و برای تأکید بر این امر مهم» از مردم دعوت کرد که با او تجدید بیست کنند. مسلمانان در زیر درختی که آنجا بود» جمع شدند و با حضرتش بیعت کردند که هرگز پشت به میدان نکنند و تا آنجا که در توان دارند» در قلع و قمع دشمن بکوشند. این موضوع به گوش مشرکان رسید و وحشتی در دلهای آنها افکند و سبب شد که آنها به این صلح ناخوشایند تن در دهند. این بیعت را از این جهت «بیعت رضوان» مینامند که در آَیةُ ۱۸ همین سوره آمده است: «خداوند از موْمنان -هنگامی که در زیر درخت با تو بیمت کردند - راضی شد.»»! بیعت، نوعی قرارداد و معاهده میان بیعت کننده و بیعت یذیر است و محتوای آن، اطاعت و پیروی و حمایت و دفاع بیعت کنندکان از بیعتشونده است. بعضی بیعت را شبیه انتخابات یا نوعی از ان می دانند؛ در حالی که انتخابات درست عکس آن است؛ یعنی ماهیت آن نوعی ایجاد مسئولیت و وظیفه و پست و مقام برای انتخابشونده یا - به تعبیر دیگر -نوعی وکالت دادن در انجام کاری است. البته این انتخاب» وظایفی هم برای انتخابکننده به دنبال دارد؛ در حالی که بیعت چنین نیست و مردم به کسی که مسئولیت و منصبی داردء اعلام وفاداری میکنند. از این رو بیعتکنندگان نمیتوانند بیعتشان را به هم زنند مگر این که بیعتشونده خود بیعتاش را بردارد؛ اما در مورد انتخابات» در بسیاری از مواردء انتخابکنندگان حق دارند که شخص انتخابشده را از مقامش عزل کنند. البته در مورد پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) که از سوی خدا نصب میشوندء هیچ نیازی به بیعت نیست. اطاعت أنها به امر خدا واجب است؛ خواه بر کسانی که بیعت کرده یا نکرده باشند. اکر در تاریخ می خوانیم که پیامبر و برخی از امامان از مردم بیعمت گرفتنده بیشک به این معناست که مردم بتوانند اعلام کنند که بر پیمانشان با رهبران الهی خود وفادارند. شکستن بیعت» از گناهان کبیره است و در روایات» امری هلاککننده معرفی شده که نسان را سزاوار عذاب الهی می کند. البته در فقه ما هیج موردی برای بیعت با غیر پیامبر و امام دیده نمی شود و مقام نیابت ولی فقیه نیز چون از سوی امام معصوم تعیین شده» هیچ نیازی به بیمت ندارد و پیروی مردم از ولی فقیه» ارتباطی با موضوع بیعت ندارد؛ بلکه عمل به حکم الهی در مورد ولایت فقیه است.
سَيَقُولُ لَكَ ٱلْمُخَلَّفُونَ مِنَ ٱلْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَآ أَمْوَٰلُنَا وَأَهْلُونَا فَٱسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِى قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًۢا بَلْ كَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًۢا﴿١١﴾
48:11 · no commentary for this ayah
بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَنقَلِبَ ٱلرَّسُولُ وَٱلْمُؤْمِنُونَ إِلَىٰٓ أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَٰلِكَ فِى قُلُوبِكُمْ وَظَنَنتُمْ ظَنَّ ٱلسَّوْءِ وَكُنتُمْ قَوْمًۢا بُورًا﴿١٢﴾
48:12 · no commentary for this ayah
وَمَن لَّمْ يُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ فَإِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلْكَٰفِرِينَ سَعِيرًا﴿١٣﴾
48:13 · no commentary for this ayah
وَلِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا﴿١٤﴾
48:14 · no commentary for this ayah
سَيَقُولُ ٱلْمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا۟ كَلَٰمَ ٱللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمْ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا۟ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا﴿١٥﴾
متخلفان آمادهطلب
طبق روایات» هنگامی که پیامبر(ص) از حدیبیه باز میگشت.» به فرمان خداء مسلمانان شرکتکننده در حدیبیه را به فتح خیبر بشارت داد و تصریح فرمود که در این پیکار فقط کسانی شرکت میکنند که در ماجرای حدیبیه حضور داشتند و غنایم جنگی مخصوص آنها است و تخلفکنندگان نصیبی از این غنایم نخواهند برد؛ اما این دنیاپرستان ترسو همین که از قراین فهمیدند که پیامبر در جنگ پیشرو بیشک پیروز میشود و غنایم فراوانی به دست سپاه اسلام خواهد افتادء از فرصت استفاده کرد» خدمت پیامبر آمدند و اجازه خواستند به بهانة جبران خطای گذشته و سبک کردن بار مسئولیتء در این میدان جهاد شرکت کنند؛ غافل از این که آیات قرآن از قبل نازل شده و راز آنها را فاش کرده بود. سرانجام پیامبر اکرم طبق نقل تواریخ؛ غنایم خیبر را تنها به اهل حدیبیه تقسیم کرد و حتی برای جابر بن عبداله انصاری که در حدیبیه بود ولی به شرکت در غزوةٌ خیبر موفق نشد نیز سهمی قرار داد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > نمونه, ج۲۲, ص۴۳ - پیشین» ص ۷۱ ۳ پیشین» ص۵۷ > ٢- پیشین، ص ٧١ > ٣- پیشین، ص ٧ه > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ ٱلْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَىٰ قَوْمٍ أُو۟لِى بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَٰتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِن تُطِيعُوا۟ يُؤْتِكُمُ ٱللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِن تَتَوَلَّوْا۟ كَمَا تَوَلَّيْتُم مِّن قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا﴿١٦﴾
قوم نیرومند و جنگجو
با توجه به این که در عصر پیامبر(ص) بعد از ماجرای حدیبیه و خیبرء غزوةٌ مهمی با مشرکان جز فتح مکه و غزوةٌ حنین وجود نداشت» این آّیه ممکن است اشاره به این دو موضوع باشد؛ به ویژه غزوة حنین که مردان جنگجوی سخت کوشی از طایفةٌ «هوازن» و «بنیسعد» در آَن شرکت داشتند.
لَّيْسَ عَلَى ٱلْأَعْمَىٰ حَرَجٌ وَلَا عَلَى ٱلْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى ٱلْمَرِيضِ حَرَجٌ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ يُدْخِلْهُ جَنَّٰتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ وَمَن يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا﴿١٧﴾
احکام مربوط به معافشدگان از جنگ و جهاد
چون در میان متخلفان از جهاد.ء افرادی بودند که بهخاطر نقص عضو یا بیماری» به راستی قدرت بر شرکت در جهاد نداشتند و نمیبایست حق آنها در این میان نادیده گرفته شود این آیه در بارة معذور بودن آنان سخن گفته است. بعضی از مفسران نقل کردهاند که بعد از نزول أَیة قبل و تهدید متخلفان به عذاب دردناک» جمعی از معلولان یا بیماران خدمت پیامبر(ص) رسیدند و عرض کردند: ای رسول خداء تکلیف ما در این میان چیست؟ در اینجا این آیه نازل شد و حکم آنان را بازگو کرد. البته تنها جهاد نیست که به قدرت و توانایی مشروط است؛ تمام تکالیف الهی» یک سلسله شرایط عمومی دارد که از جملةٌ آنها توانایی و قدرت است. در آَیةٌ ۲۸۶ سورة بقره این مطلب را به صورت یک اصل کلیتر میخوانیم: «خداوند بر هیچکس جز به اندازةٌ تواناییاش تکلیف نمیکند.» البته این گروه گرچه از شرکت در میدان جهاد معافاندء باید به مقدار توان خود برای تقویت قوای اسلام و پیشبرد اهداف الهی آن بکوشند؛ چنان که در آیةُ ٩۱ سورة توبه میخوانیم: «بر ضعیفان و بیماران و آنها که وسیلهای برای انقاق (در جهاد) ندارند, ایرادی نیست (که در میدان جهاد شرکت نجویند) هرگاه برای خدا و رسولش خیرخواهی کنند (و از آنچه در توان دارند. مضایقه ننمایند).»؛ یعنی اگر آنها نمیتوانند با دست کاری انجام دهند.ء از زبان مضایقه نکنند. این نشان میدهد که هر کس باید در حد توان بکوشد. به تعبیر دیگرء اگر معافشدگان از جهاد نمیتوانند در جیمه شرکت کنند»ء دست کم پشت جبهه را محکم نگه دارند. این نکته نیز شایان توجه است که معذور بودن نابینا و لنگ و بیماران سخت» مخصوص جهاد است؛ اما در موضوع دفاع» هر کس به قدر تواناییاش باید از کیان اسلام و وطن اسلامی و جان خود دفاع کند و هیچ استثنایی در این زمینه وجود ندارد.
لَّقَدْ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِى قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَٰبَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا﴿١٨﴾
ماجرای غزوةٌ خیبر
منظور از بیعتی که این آیه از آن سخن میگوید» بیعت رضوان است که ذیل یه ۱۰ همین سوره در بارة آن توضیحاتی داده شد؛ منظور از پیروزی نزدیک در این آیه که میفرماید این یکی را زودتر برای شما فراهم ساخت» ماجرای خیبر است که چند ماه پس از صلح حدیبیه اتفاق افتاد. هنگامی که پیامبر(ص) از حدیبیه بازگشت. تمام ماه ذیحجه و مقداری از محرم سال هفتم هجری را در مدینه توقف کرد و سپس با هزار و چهارصد نفر از یارانش که در حدیبیه شرکت کرده بودند. به سوی خیبر حرکت کرد؛ جایی که کانون تحریکات ضد اسلامی بود و پیامبر برای فرصت مناسبی روزشماری میکرد که آن کانون فساد را برچیند. در ان ایام» حالت سردرد شدیدی که گاه به سراغ پیامبر(ص) میآمدء به او دست داد؛ به گونهای که یکی دو روز نتوانست از خیمه بیرون آید. در این هنگام» ابوبکر پرچم را به دست گرفت و با مسلمانان به سوی لشکر یهود تاخت؛ اما بی أن که نتیجه بکَیرد، بازکَشت. بار دیکَر، عمر پرجم را به دست کَرفت و مسلمانان شدیدتر از روز قبل جنگیدند؛ ولی بدون گرفتن نتیجه بازگشتند. در روز سوم» پیامبر(ص) پرچم را به دست علی(ع) سپرد. امام علی(ع4 «مرحب» - فرمانده آن دز - را از پای در آورد و با حرکتی نیرومنده در آن قلعه را از جا کند و مسلمانان وارد آن شدند و آن را فتح کردند. یهودیان تسلیم شدند و از پیامبر خواستند که در برابر این تسلیم» خون آنها محفوظ باشد. پیامبر پذیرفت. غنایم منقول به دست سپاه اسلام افتاد و پیامبر اراضی و باغهای آنجا را به دست بهود سپرد؛ مشروط به این که نیمی از درأمد آن را به مسلمانان بپردازند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱-نمونه ج ۲۲ ص ۶۱ ۲ پیشین» ص ۶۲ ۳ پیشین» ص ۸۳ > ۲ پیشین» ص ۶۲ > ٣ - بیشین، ص ٨٣ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا﴿١٩﴾
48:19 · no commentary for this ayah
وَعَدَكُمُ ٱللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَٰذِهِۦ وَكَفَّ أَيْدِىَ ٱلنَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ ءَايَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَٰطًا مُّسْتَقِيمًا﴿٢٠﴾
48:20 · no commentary for this ayah
وَأُخْرَىٰ لَمْ تَقْدِرُوا۟ عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ ٱللَّهُ بِهَا وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرًا﴿٢١﴾
48:21 · no commentary for this ayah
وَلَوْ قَٰتَلَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوَلَّوُا۟ ٱلْأَدْبَٰرَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا﴿٢٢﴾
48:22 · no commentary for this ayah
سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبْدِيلًا﴿٢٣﴾
48:23 · no commentary for this ayah
وَهُوَ ٱلَّذِى كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنۢ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا﴿٢٤﴾
یکی دیگر از دستاوردهای صلح حدیبیه
به راستی این صلح» مصداق روشن «فتحالمبین» بود؛ همان توصیفی که قران برای آن برگزید. جمعیتی محدود بدون تجهیزات جنگی کافی وارد سرزمین دشمن شوند و دشمنی که بارها به مدینه لشکرکشی کرده و تلاش عجیبی برای درهم کوبیدن مسلمانان داشته» اکنون چنان مرعوب شود که پیشنهاد صلح کند! چه فتحی از این برتر که بیآن که حتی قطرةٌ خونی از بینی کسی بریزده چنین برتری اشکاری بر دشمن حاصل گردد؟! بدون شک ماجرای صلح حدیبیه در سراسر جزیرةالعرب شکستی برای قریش و فتحی برای مسلمانان محسوب میشد که تا آن حد توانسته بودند از دشمن زهر چشم بگیرند. سزاوار توجه این که قرآن بر ترک درگیری در شهر مکه تکیه میکند. این تعبیر ممکن است اشاره به دو نکته باشد: نخست این که مکه» کانون قدرت دشمن بود و آنان قاعدتاً میبایست از این فرصت مناسب استفاده می کردند و به مسلمانان حملهور می شدند. به اصطلاح، أنها مسلمانان را در اسمانها جستوجو می کردند؛ اینک که آنها را در زمین خودشان به چنگ آورده بودند» نمیبایست به سادگی رها میکردند؛ اما خداوند قدرت آنها را گرفت. دیگر این که مکهء حرم امن خدا بود. اگر درگیری و خونریزی در آنجا واقع میشده هم احترام حرم خدشهدار میگشت و هم عیب و عاری برای مسلمانان پدید میآمد که آنها امنیت سنتی این سرزمین مقدس را در هم شکستهاند. پس یکی از نعمتهای بزرگ خداوند بر پیامبر(ص) و مسلمین این بود که دو سال بعد از این ماجراء مکه فتح شد که آن هم بدون خونریزی بود. ۵. اگر مژمنان و کافران از هم جدا میشدند. کافران را عذاب دردناکی میکردیم: این آیه اشاره به مردان و زنان مسلمانی دارد که به اسلام پیوسته ولی به عللی نتوانسته بودند هجرت کنند و در مکه مانده بودند. اکر مسلمانان به مکه حمله می کردند، جان این کَروه از مسلمانان مستضعف در مکه به خطر می افتاد و مشرکان از روی طعنه میگفتند: لشکر اسلام نه بر مخالفان خود رحم میکند و نه حتی به پیروان و موافقان خودء و این ننگ بزرگی بود. از روایات متعددی که ذیل این آیه نقل شده» استفاده میشود که منظور از این آّیهء افراد باایمانی بودند که هنوز به دنیا نیامده بودند و در صلب کفار قرار داشتند. خداوند به خاطر این که آن موّمنان بعدها به دنیا خواهند آمد, این گروه کفار را مجازات نکرد. در روایتی میخوانیم که کسی از امام صادق(ع) پرسید: مگر علی(ع) در دین خداوند قوی و با قدرت نبود؟ امام فرمود: «آری» قوی بود.» عرض کرد: پس چرا بر اقوامی (از افراد بیایمان و منافق) مسلط شد؛ اما آنها را از میان نبرد؟ چه چیز مانع بود؟ فرمود: «یک آیه در قرآن مجید.» سوال کرد: کدام آیه؟ فرمود: «این آیه که خدا میفرماید: «اگر آنها جدا میشدند. کافران را عذاب دردناکی میکردیم.»» سپس افزود: «خداوند ودیعههای باایمانی در صلب اقوام کافر و منافق داشت و علی(ع) پدران را نکشت تا این ودایع ظاهر گردند... و همچنین قائُم ما اهل بیت ظاهر نمیشود تا این ودایع آشکار گردد.» یعنی خدا میداند که گروهی از فرزندان آنها در آینده با اراده و اختیار خود ایمان را میپذیرند و به خاطر آنها پدران را از مجازات سریع معاف میکند. مانعی ندارد که این آیه» هم اشاره به اختلاط موٌمنان مکه با کفار باشد و هم موْمنانی که در صلب آنها قرار داشتند. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.
هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْهَدْىَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُۥ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَآءٌ مُّؤْمِنَٰتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَـُٔوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌۢ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِّيُدْخِلَ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ لَوْ تَزَيَّلُوا۟ لَعَذَّبْنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا﴿٢٥﴾
48:25 · no commentary for this ayah
إِذْ جَعَلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى قُلُوبِهِمُ ٱلْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ ٱلْجَٰهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ ٱلتَّقْوَىٰ وَكَانُوٓا۟ أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمًا﴿٢٦﴾
48:26 · no commentary for this ayah
لَّقَدْ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءْيَا بِٱلْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا۟ فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا﴿٢٧﴾
رویای راست پیامبر(ص)
نقل شده که پیامبر(ص) در خوابی دید که به اتفاق یارانش برای انجام مناسک عمره وارد مکه میشوند و این خواب را برای یاران بیان کرد. همگی خوشحال شدند؛ اما در سالی که صلح حدیبیه رخ دادء در آن هنگام که مشرکان راه ورود به مکه را در حدیبیه به روی آنها بستنده برخی از مسلمانان گرفتار شک و تردید شدند که مگر روّیای پیامبر(ص) هم ممکن است نادرست از آب در آید. پیامبر در پاسخ فرمود: «مگر من به شما گفتم این روْیا همین امسال تحقق خواهد یافت؟» این آیه در راه بازگشت به مدینه نازل شد و تأکید کرد که خواب پیامبر راست بوده و این واقعه بیشک اتفاق خواهد افتاد. -نمونه ج ۳۲۲ ص ۸٩ ۲- پیشین» ص ٩۲ ۳ پیشین» ص ۱۰۲ ٢- بیشین، ص ٩. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ پیشین» ص ۱۰۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
هُوَ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلْهُدَىٰ وَدِينِ ٱلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدًا﴿٢٨﴾
48:28 · no commentary for this ayah
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلْكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيْنَهُمْ تَرَىٰهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضْوَٰنًا سِيمَاهُمْ فِى وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ ٱلسُّجُودِ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِى ٱلتَّوْرَىٰةِ وَمَثَلُهُمْ فِى ٱلْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْـَٔهُۥ فَـَٔازَرَهُۥ فَٱسْتَغْلَظَ فَٱسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِۦ يُعْجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلْكُفَّارَ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًۢا﴿٢٩﴾
توصیفی از همراهان پیامبر(ص)
این آیه. ترسیم بسیار گویایی از اصحاب و یاران خاص پیامبر(ص) و کسانی را که در خط او بودندء از تورات و انجیل بیان کرده است. در این مختصر به دو نکته اشاره میشود: ۱- سیما در اصل به معنای علامت و هیأت است؛ خواه این علامت در صورت باشد یا در جای دیگر بدن. گرچه بعضی از مفسران» آن را به اثر ظاهری سجده در پیشانی یا اثر خاک در محل سجدهگاه تفسیر کردهانده ظاهر آیه مفهوم گستردهتری دارد که چهرةٌ این مردان الهی را به طور کامل ترسیم میکند. در حدیثی از امام صادق(ع) نیز آمده است: «منظور,ء بیدار ماندن در شب برای نماز خواندن است.»؛ که آثارش در روز در چهرةٌ آنان نمایان است. البته جمع این معانی نیز کاملاً ممکن است. ۲- «کزرع اخرج شطاه...»: در این توصیف» پنج وصف عمده برای موّمنان و یاران محمد(ص) ذکر شده است: جوانه زدن» کمک کردن برای پرورش» محکم شدن» بر پای خود ایستادن»نمو چشمگیر و اعجابانگیز. آنها انسانهایی با صفات والا هستند که لحظهای از حرکت باز نمیایستند. همواره جوانه میزنند و جوانهها پرورش مییابد و بارور میشود. آنان همواره اسلام را با گفتار و اعمال خود در جهان نشر میدهند و روز به روز خیل تازهای بر جامعة اسلامی میافزایند. آنها هرگز از پای نمینشینند و پیوسته با نیاتی پاک» حرکت رو به جلو دارند. در برابر دشمنان حق» مظهر خشم خدایند و در برابر دوستان حق» نمایانگر لطف و رحمت او.