47 · Madanī

محمد

Muhammad·Muhammad

✦ memorize this sūrah

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

  1. ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوا۟ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَٰلَهُمْ﴿١﴾

    47:1 · no commentary for this ayah

  2. وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَءَامَنُوا۟ بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّـَٔاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ﴿٢﴾

    47:2 · no commentary for this ayah

  3. ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱتَّبَعُوا۟ ٱلْبَٰطِلَ وَأَنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّبَعُوا۟ ٱلْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَٰلَهُمْ﴿٣﴾

    47:3 · no commentary for this ayah

  4. فَإِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَضَرْبَ ٱلرِّقَابِ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا۟ ٱلْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّۢا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَآءً حَتَّىٰ تَضَعَ ٱلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَٰلِكَ وَلَوْ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَٰكِن لِّيَبْلُوَا۟ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَٱلَّذِينَ قُتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَٰلَهُمْ﴿٤﴾

    بردگی در اسلام

    به فرمودةٌ این آیه, اسیر جنگی را نمی‌توان بعد از پایان جنگ به قتل رسانید؛ بلکه رهبر مسلمانان» طبق مصالحی که در نظر می‌گیرد. آنها را بدون عوض یا گاهی با عوض آزاد می‌کند و این عوض» نوعی غرامت جنگی است که دشمن باید بپردازد. البته حکم سومی نیز در این رابطه در اسلام هست که اسیران را به صورت بردگان درآورند. البته این یک دستور الزامی نیست؛ بلکه در صورتی است که رهبر مسلمانان در شرایط خاصی آن را لازم ببیند و شاید به همین دلیل در متن قرآن به صراحت نیامده و تنها در روایات منعکس شده است. برده‌داری در زمان پیامبر(ص) وجود داشته و بعضی بر اسلام خرده می‌گیرند که چرا این آیین الهی با آن همه محتوا و ارزش‌های والای انسانی» بردگی را به کلی لغو نکرد و طی یک حکم قطمی و عمومی» آزادی بی قید و شرط بردگان را اعلام نکرد. باید توجه داشت که برای ریشه‌کن کردن یک خو و عادت نادرست که در وجود شخص یا اجتماع ریشه دوانده باید از برنامة زمان‌بندی‌شده استفاده کرد و چه بسا جلوگیری ناگهانی از آن عادتء تأٌثیر منفی از خود به جا گذارد. در آن زمان» برده‌داری» یک سنت کاملاً جا افتاده در جامعه‌ها محسوب می‌شد و بسیاری از مردم را بردگان تشکیل می‌دادند. اگر اسلام با یک فرمان عمومی» آزادی تمام بردگان را اعلام می‌کردء ناگهان یک جمعیت عظیم بیکار ظاهر می‌شد که هم زندگی آنان با خطر مواجه می‌گشت و هم ممکن بود نظم جامعه مختل گردد و فشار محرومیت به همه جا حمله‌ور شود و درگیری و خون‌ریزی به راه افتد. از این رو می‌بایست به تدریج آزاد و جذب جامعه می‌شدند تا نه جان خودشان و نه امنیت جامعه به خطر بیفتد. برنامة حساب‌شدةٌ اسلام این بود که سرچشمةٌ برده‌داری را بست و تنها در یک مورد اجازةٌ برده‌گیری داد و آن؛ اسیران جنگی بود که جنبة الزامی نیز نداشت و دلیل جواز آن هم این بود که در آن زمان» زندانی نبود که بتوان اسیران جنگی را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگه داشت و راهی جز تقسیم کردن آنها در میان خانواده‌ها و نگهداری به صورت برده وجود نداشت. بدیهی است هنگامی که چنین شرایطی تغییر یابد» هیچ دلیلی ندارد که امام مسلمانان حکم بردگی را در بارة اسیران بپذیرد و می‌توان با در نظر گرفتن مصالحء آنها را با فدیه یا بدون آن آزاد کرد. از طرف دیگر می‌بینیم که اسلام برنامهٌ وسیعی را برای آزاد شدن بردگان تنظیم کرده است که اگر مسلمانان آن را عمل می‌کردند. در مدتی نه چندان زیاد» همه بردگان به تدریج آزاد و جذب جامعةٌ اسلامی می‌شدند. برخی از رئوس این برنامهء اینهاست: ۱- یکی از مصارف زکاتء آزاد کردن برده‌هاست. بردگان می‌توانند طبق قراردادی که با مالک خود می‌بندندء از دسترنج خود آزاد شوند. آزاد کردن بردگان» یکی از مهم‌ترین عبادات و اعمال خیر در اسلام است و پیشوایان اسلام در این کار پیش‌قدم بودند و به کمترین علتی» بردگان را آزاد می‌کردند. ۴- کفارةٌ بسیاری از تخلفات در اسلامء آزاد کردن بردگان قرار داده شده است. در دوران میانی که بردگان مسیر خود را طبق برنامةٌ حساب‌شدة اسلام به سوی آزادی می‌پیمایند. اسلام برای احیای حقوق آنها اقدامات وسیعی کرده و نهایت احترام و شخصیت انسانی را برای آنها قائل شده است؛ تا آتجا که از پیامبر(ص) روایت شده است: «کسی که برادرش زیردست اوست. باید از آنچه می‌خورد. به او بخوراند و از آنچه می‌پوشد. به او بپوشاند و زیادتر از توانایی به او تکلیف نکند.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱ المیزان» ج ۸۸ ص ۲۲۵ ۲ نمونه ج ۲۱ ص ۴۱۲ > ۲- نمونهء ج ۲۱ ص ۴۱۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  5. سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بَالَهُمْ﴿٥﴾

    47:5 · no commentary for this ayah

  6. وَيُدْخِلُهُمُ ٱلْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ﴿٦﴾

    47:6 · no commentary for this ayah

  7. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تَنصُرُوا۟ ٱللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ﴿٧﴾

    47:7 · no commentary for this ayah

  8. وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَتَعْسًا لَّهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَٰلَهُمْ﴿٨﴾

    47:8 · no commentary for this ayah

  9. ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَٰلَهُمْ﴿٩﴾

    47:9 · no commentary for this ayah

  10. أَفَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَٰفِرِينَ أَمْثَٰلُهَا﴿١٠﴾

    47:10 · no commentary for this ayah

  11. ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ مَوْلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَأَنَّ ٱلْكَٰفِرِينَ لَا مَوْلَىٰ لَهُمْ﴿١١﴾

    47:11 · no commentary for this ayah

  12. إِنَّ ٱللَّهَ يُدْخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جَنَّٰتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ ٱلْأَنْعَٰمُ وَٱلنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ﴿١٢﴾

    47:12 · no commentary for this ayah

  13. وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِىَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَٰهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ﴿١٣﴾

    47:13 · no commentary for this ayah

  14. أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِۦ كَمَن زُيِّنَ لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُم﴿١٤﴾

    47:14 · no commentary for this ayah

  15. مَّثَلُ ٱلْجَنَّةِ ٱلَّتِى وُعِدَ ٱلْمُتَّقُونَ فِيهَآ أَنْهَٰرٌ مِّن مَّآءٍ غَيْرِ ءَاسِنٍ وَأَنْهَٰرٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُۥ وَأَنْهَٰرٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّٰرِبِينَ وَأَنْهَٰرٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَٰلِدٌ فِى ٱلنَّارِ وَسُقُوا۟ مَآءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَآءَهُمْ﴿١٥﴾

    نهرهای چهار گانة بهشتی

    از یات قرآن مجید به خوبی استفاده می‌شود که نهرها و چشمه‌های گوناگونی در بهشت وجود دارد که هر کدام فایده و لذتی دارد که چهار نمونةٌ آن در این آیه آمده است. تعبیر به انهار در مورد این چهار نوع نشان می‌دهد که هر کدام آنها یک نهر نیست؛ بلکه نهرها است. باید توجه داشت که نعمت‌های بهشتی چیزی نیست که با الفاظ روزمرة زندگی دنیا بتوان در بارة آنها سخن گفت. این الفاظ کوچک‌تر از آن است که بتواند ترسیم کامل و گویایی از آنها بکند؛ بلکه تنها می‌تواند شبحی کم‌رنگ از آن حقایق در اذهان ترسیم کند. شاید علت این که این آیه می‌فرماید «مثل الجنة التی...» نیز همین باشد؛ یعنی حقیقت بهشت بسیار بالاتر از این است که بتوان آن را با کلمات توصیف کرد و برای این‌که آن حقیقت را بتوان به اذهان نزدیک کردء از آن مثالی زده شده است. در آَیةُ ۱۷ سورةٌ سجده می‌خوانیم: «هیچ کس نمی‌داند چه پاداش‌های مهمی که مایة روشنی چشم‌هاست. برای آنها نهفته شده است.» در این آیه به چهار نوشیدنی بهشتی اشاره شده که در چهار نهر بهشت جریان دارد: آب برای رفع عطش» شیر برای تغذیه» شراب طهور برای نشاط و عسل برای قَوّت و لذت. البته این نوشیدنی‌ها با همانندهای خود در دنیا بسیار متفاوت هستند: آب‌های دنیا پس از مدتی بدبو و بدمزه می‌شود» شیرهای دنیا پس از مدتی فاسد می‌گردد, شراب‌های دنیا تلخ و بد طعم و مستی‌آور است و عسل‌های دنیا در بسیاری از موارد با ناخالصی‌ها آمیخته است؛ اما نوشیدنی‌های بهشت از همةٌ این عیوب بر کثار است. گویی بهشت محیطی است که حتی کوچک‌ترین آلودگی و ناپسندی در آن وجود ندارد.

  16. وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّىٰٓ إِذَا خَرَجُوا۟ مِنْ عِندِكَ قَالُوا۟ لِلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ مَاذَا قَالَ ءَانِفًا أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ﴿١٦﴾

    47:16 · no commentary for this ayah

  17. وَٱلَّذِينَ ٱهْتَدَوْا۟ زَادَهُمْ هُدًى وَءَاتَىٰهُمْ تَقْوَىٰهُمْ﴿١٧﴾

    47:17 · no commentary for this ayah

  18. فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا ٱلسَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَآءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّىٰ لَهُمْ إِذَا جَآءَتْهُمْ ذِكْرَىٰهُمْ﴿١٨﴾

    علایم قیامت

    کلمةٌ «اشراط» جمع «شرط» به معنای علامت است. شرط به معنای آَن چیزی است که پدید آمدن چیز دیگری مشروط به بودن آن باشد. بدین ترتیب» محقق شدن آن» نشانه و علامت به وجود آمدن پدیدةٌ بعدی است. پس نشانه‌های قیامت» چیزهایی است که پدید آمدن قیامت» به وجود آن چیزها بستگی دارد. شاید منظور از این نشانه‌هاء پدید آمدن انسان و تقسیم شدن نوع انسان به صالحان و فاسدان و پرهیزگاران و گنهکاران است؛ زیرا این تقسیم شدن,» نیازمند داوری قطعی الهی است تا بین این دو گروه جدایی افکند و هر یک را به جزای مناسب خود برساند. همچنین فرود آمدن مرگ بر انسان‌ها می‌تواند یکی از نشانه‌های قیامت باشد؛ زیرا یکی از شرایط وقوع قیامت» مرگ همگانی است و تا همه نمیرند» قیامت بر پا نخواهد شد. بعضی نیز معتقدند که منظور از جملة «فقد جاء اشراطها» این نیست که تمام نشانه‌های قیامت در عصر پیامبر(ص) آشکار شده؛ بلکه منظور این است که بعضی از آنها ظاهر شده که خبر از نزدیکی قیامت می‌دهد و قسمت‌هایی نیز بعدا آشکار می‌گردد. با توجه به این مطلب» بسیاری معتقدند که منظور از «اشراط الساعة» در آَیةٌ مورد بحثء قیام شخص پیامبر(ص) است؛ به شهادت حدیتی از خود آن حضرت که فرموده «من و قیامت. مانند این دو مبعصوث شده‌ایم» و به انگشت سبابه و وسط دست خود اشاره کرده است. بعضی, «شق‌القمر» و پاره‌ای دیگر از حوادث عصر پیامبر(ص) را نیز جزو «اشراط الساعة» شمرده‌اند. احادیث متعددی نیز وارد شده که مخصوصاً شیوع بسیاری از گناهان در میان مردم را از نشانه‌های نزدیک شدن قیامت معرفی کرده است. در روایتی از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «از نشانه‌های قیامت این است که علم بر چیده می‌شود و جهل آشکار می‌گردد و شراب خورده می‌شود و زنا زیاد می‌گردد.» حتی حوادث مهم و موّری همانند قیام حضرت مهدی(عج) نیز از نشانه‌های قیامت شمرده شده است.٩ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ المیزان» ج ۱۸ ص ۲۴۰ ۵ نمونه ج ۲۱ ص ۴۴۹ > ۴ المیزان» ج ۰۸ ص ۲۴۰ > ۲ المیزان» ج ۱۸ ص ۲۳۶ > ۵ نمونهء ج ۲۱ ص ۴۴۹ > ۱-نمونه ج ۲۱ ص ۴۴۲ ۲ المیزان» ج ۸۱۸ ص ۲۳۶ ۳ پیام قرآن» ج ۰۶ ص ۲۴۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Payām-i Qurʾān.

  19. فَٱعْلَمْ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱسْتَغْفِرْ لِذَنۢبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَىٰكُمْ﴿١٩﴾

    47:19 · no commentary for this ayah

  20. وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا ٱلْقِتَالُ رَأَيْتَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ ٱلْمَغْشِىِّ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْمَوْتِ فَأَوْلَىٰ لَهُمْ﴿٢٠﴾

    وحشت از نام جهاد

    این آیه, موضع گیری موّمنان و منافقان در برابر فرمان جهاد را روشن می‌کند. نخست می‌فرماید: «کسانی که ایمان آوردند. می‌گویند: چرا سوره‌ای نازل نمی‌شود.»؛ سوره ای که در آن فرمان جهاد باشد و تکلیف ما را در برابر دشمنان سنگدل و خونخوار و بی‌منطق روشن کند؛ سوره‌ای که آیاتش نور هدایت بر قلب ما بپاشد و روح و جان ما را با فروغش روشن کند. منافقان اما با شنیدن نام جنگ چنان وحشت و اضطرابی سر تا پای وجود آنها را فرا می‌گیرد که نزدیک می‌شود قالب تهی کنند! فکرشان از کار می‌افتده سیاهی چشمشان از حرکت باز می‌ایستد و همچون کسانی که نزدیک است جانشان گرفته شودء نگاهی بی‌حرکت و خیره» بی آن که پلک‌های دیدگانشان به هم خوردء دارند و این گویاترین تعبیر برای حال منافقان بزدل و ترسوست. راستی چرا برخورد موّمنان و منافقان چنین نباشد؛ در حالی که گروه یکم به خاطر ایمان محکمشان» هم به لطف و عنایت و یاری پروردگار امیدوارند و هم از شهادت در راه او پروایی ندارند و میدان جهاد برای آنها میدان اظهار عشق به محبوب» میدان شرف و فضیلت» میدان شکوفایی استعدادها و میدان پایداری و مقاومت و پیروزی است و در چنین میدانی ترس معنا ندارد و اما برای منافقان» میدان نبرده میدان مرگ و نابودی و بدبختی است؛ میدان شکست و جدایی از لذات دنیا و میدانی تاریک و ظلمانی با آینده‌ای وحشتناک و مبهم است.

  21. طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ ٱلْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا۟ ٱللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ﴿٢١﴾

    47:21 · no commentary for this ayah

  22. فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوٓا۟ أَرْحَامَكُمْ﴿٢٢﴾

    قطع رحم

    در روایتی از امام سجاد(ع) می‌خوانیم که به فرزندش امام باقر(ع) فرمود: «از دوستی با کسی که پیوند خویشاوندی‌اش را قطع کرده, بر حذر باش؛ زیرا من او را در سه جا از کتاب خدا ملصون یافتم. خداوند می‌فرماید: «فهل عسیتم...».» در حدیث دیگری از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «سه گروه‌اند که وارد بهشت نخواهند شد: شرابخوار و جادوگر و آن‌که پیوند خویشاوندی را قطع کند.»

    قرآن؛ کتاب اندیشه و عمل

    آیات متعدد قرآن این حقیقت را بیان کرده که این کتاب بزرگ آسمانی تنها برای تلاوت نیست؛ بلکه هدف نهایی آن» ذکر (یادآوری)» تدبر (بررسی عواقب و نتایج کار انذار (بیم دادن خارج کردن انسان‌ها از ظلمات به نور و شفا و رحمت و هدایت است. بنابر این» قرآن مجید باید در متن زندگی مسلمانان قرار گیرد و آنان این کتاب عظیم را رهبر و سرمشق خویش قرار دهندء دستورهایش را مو به مو اجرا کنند و تمام خطوط زندگی خویش را با آن هماهنگ کنند. در آیه به صراحت آمده که این منافقان بیماردل در قرآن تدبر نکردند که به این روز سیاه افتادند. نباید فراموش کرد که بهره‌گیری از قرآن به نوعی خودسازی نیاز دارد؛ چرا که اگر بر دل‌ها قفل‌هایی از هوی و هوس» کبر و غرورء» لجاجت و تعصب باشدء نور حق اجازة ورود پیدا است.» بر پایند و جزء جزء قرآن را آرام و با تأنی و تدیّر تلاوت می‌کنند. به هنگام تلاوت, خود را اندوهگین می‌کنند و داروی درد خویش را از آن می‌جویند. چون به آیه‌ای رسند که در آن بشارتی باشد. بدان طمع بندند؛ چنان‌که گویی در برابر آنهاست و روحشان به شوق دیدار پر می‌کشد. و چون به آیه‌ای رسند که در آن بیم عذاب باشد. گوش دل بدان می‌سپارند و می‌پندارند که اکنون بانگ شیون و فریاد دوزخ در گوششان پیچیده است.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۱ ص ۴۶۱ > ۱-نمونهء چ ۲۱ ص ۴۶۱ ۲- پیشین» ص ۴۶۶ ۳ پیشین» صص ۴۶۹ - ۴۶۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  23. أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَىٰٓ أَبْصَٰرَهُمْ﴿٢٣﴾

    47:23 · no commentary for this ayah

  24. أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ ٱلْقُرْءَانَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَآ﴿٢٤﴾

    47:24 · no commentary for this ayah

  25. إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱرْتَدُّوا۟ عَلَىٰٓ أَدْبَٰرِهِم مِّنۢ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلْهُدَى ٱلشَّيْطَٰنُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَىٰ لَهُمْ﴿٢٥﴾

    47:25 · no commentary for this ayah

  26. ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لِلَّذِينَ كَرِهُوا۟ مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ ٱلْأَمْرِ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ﴿٢٦﴾

    47:26 · no commentary for this ayah

  27. فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَٰرَهُمْ﴿٢٧﴾

    47:27 · no commentary for this ayah

  28. ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱتَّبَعُوا۟ مَآ أَسْخَطَ ٱللَّهَ وَكَرِهُوا۟ رِضْوَٰنَهُۥ فَأَحْبَطَ أَعْمَٰلَهُمْ﴿٢٨﴾

    47:28 · no commentary for this ayah

  29. أَمْ حَسِبَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ ٱللَّهُ أَضْغَٰنَهُمْ﴿٢٩﴾

    47:29 · no commentary for this ayah

  30. وَلَوْ نَشَآءُ لَأَرَيْنَٰكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَٰهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِى لَحْنِ ٱلْقَوْلِ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَٰلَكُمْ﴿٣٠﴾

    منافقان را از طرز سخنانشان می‌توان شناخت

    ممکن نیست انسان چیزی را در دل داشته باشد و بتواند برای مدت طولانی آن را چنان پنهان کند که حتی در کنایات و اشارات و لحن کلام او ظاهر نشود. در حدیثی از امیرالموّمنین علی(ع) می‌خوانیم: «هیچ‌کس چیزی را در دل نهان نمی‌کند مگر آن‌که در سخنان بی‌تأملش یا در وجناتش ظاهر می‌گردد.» در یات دیگر قرآن» سخنان موذیانة منافقان که مصداق طرز سخن گفتن یا حرکات مشکوک آنهاست. نقل شده و شاید به همین دلیل بعضی از مفسران گفته‌اند که بعد از نزول این آیه, پیامبر(ص) به خوبی منافقان را با نشانه‌های آنها می‌شناخت. شاهد گویای این سخن این که به پیامبر دستور داده شد که هر گاه یکی از آنها از دنیا برود» بر او نماز نخواند و کنار قبرش برای دعا و طلب آمرزش نایستد (توبه - ۸۴). یکی از مواقعی که منافقان به خوبی چهرةٌ خود را آشکار می‌کردند» موقع جهاد بود: قبل از جنگ به هنگام جمع‌آوری کمک‌ها و آماده شدن برای میدان نبردء و در میدان جنگ» به هنگام حملات شدید دشمن» و بعد از جنگ» هنگام تقسیم غنایم که در آیات فراوانی از قرآن - به ویژه در سوره‌های توبه و احزاب -به آنها اشاره شده است. کار به جایی رسیده بود که حتی افراد عادی مسلمانان نیز منافقان را در این صحنه‌ها می‌شناختند. یکی دیگر از نشانه‌های بارز منافقان» اظهار دشمنی با امیرالموّمنین علی(ع) بود. در حدیث معروفی از ابوسعید خدری نقل شده است: «منظور از «لحن‌القول» (طرز سخن گفتن)» بغض آنها نسبت به علی بن ابی‌طالب(ع) است و منافقان عصر پیامبر را با بغض آنها نسبت به علی بن ابی‌طالب(ع) می‌شناختیم.» آری» این یکی از نشانه‌های بارز منافقان بود که نسبت به اولین موّمن از میان مردان و نخستین پیشگام جانباز اسلام عداوت می‌ورزیدند. امروز هم شناختن منافقان از لحن قول و موضع‌گیری‌های خلافشان در مسائل مهم اجتماعی و به ویژه در بحران‌ها یا جنگ‌ها کار مشکلی نیست و با کمی دقت در گفتار و رفتارشان شناسایی می‌شوند. چه خوب است مسلمانان بیدار باشند و از این آیه الهام گیرند و این گروه خطرناک و کینه‌توز را بشناسند و افشا کنند.!

  31. وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ ٱلْمُجَٰهِدِينَ مِنكُمْ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَنَبْلُوَا۟ أَخْبَارَكُمْ﴿٣١﴾

    47:31 · no commentary for this ayah

  32. إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوا۟ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَشَآقُّوا۟ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلْهُدَىٰ لَن يَضُرُّوا۟ ٱللَّهَ شَيْـًٔا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَٰلَهُمْ﴿٣٢﴾

    47:32 · no commentary for this ayah

  33. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوٓا۟ أَعْمَٰلَكُمْ﴿٣٣﴾

    47:33 · no commentary for this ayah

  34. إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوا۟ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ثُمَّ مَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يَغْفِرَ ٱللَّهُ لَهُمْ﴿٣٤﴾

    47:34 · no commentary for this ayah

  35. فَلَا تَهِنُوا۟ وَتَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱلسَّلْمِ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ وَٱللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَٰلَكُمْ﴿٣٥﴾

    47:35 · no commentary for this ayah

  36. إِنَّمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِن تُؤْمِنُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْـَٔلْكُمْ أَمْوَٰلَكُمْ﴿٣٦﴾

    47:36 · no commentary for this ayah

  37. إِن يَسْـَٔلْكُمُوهَا فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا۟ وَيُخْرِجْ أَضْغَٰنَكُمْ﴿٣٧﴾

    47:37 · no commentary for this ayah

  38. هَٰٓأَنتُمْ هَٰٓؤُلَآءِ تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِۦ وَٱللَّهُ ٱلْغَنِىُّ وَأَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ وَإِن تَتَوَلَّوْا۟ يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوٓا۟ أَمْثَٰلَكُم﴿٣٨﴾

    نتیجهةٌ سرپیچی از خداوند

    این جمله» هشداری به همه مسلمانان است که قدر این نعمت و موهبت بزرگ را که خداوند آنها را پاسدار آیین پاکش قرار داده» بدانند؛ ولی این را هم باید بدانند که هرگز این بار بر زمین نمی‌ماند و اگر شما به اهمیت جایگاهتان پی نبرید و این رسالت عظیم را نادیده بگیرید.ء خداوند قوم دیگری را بر می‌انگیزد و این رسالت عظیم را بر دوش آنها می‌افکند؛ قومی که در ایثار و فداکاری و بذل جان و مال و انفاق در راه خدا به مراتب از شما برتر باشند. اکثر مفسران نقل کرده‌اند که بعد از نزول این ایه» جمعی از اصحاب پیامبر(ص) عرض کردند: این گروهی که خداوند در این آیه به آنها اشاره کرده» چه کسانی هستند؟ در این هنگام» سلمان نزدیک پیامبر نشسته بود. پیامبر دست بر پای سلمان - و طبق روایتی» بر شانةٌ او - زد و فرمود: «منظور, این مرد و قوم اوست. سوگند به آن کس که جانم به دست اوست. اگر ایمان به ستارةٌ ثریا بسته شده باشد. گروهی از مردان فارسء آن را به چنگ می‌آورند.» حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که مکمل حدیث پیش است. آن حضرت فرمود: «به خدا سوگند که خداوند به این وعدةٌ خود وفا کرد و گروهی از غیر عرب را که از آنها بهترند. جانشین آنها فرمود.» اگر با دقت و خالی از هر گونه تعصب به تاریخ اسلام و علوم اسلامی بنگریم و سهم عجم (غیر عرب) و به‌ویژه ایرانیان را در میدان‌های جهاد و مبارزه با دشمنان از یک سو و تدوین علوم اسلامی از سوی دیگر بنگریم به واقعیت این حدیث پی خواهیم برد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱-نمونه ج ۲۱.ص ۴۷۹ پیشین» ص ۴۹۷ > ۲- پیشین» ص ۴۳۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.