32 · Makkī

السجدة

As-Sajda·The Prostration

✦ memorize this sūrah

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

  1. الٓمٓ﴿١﴾

    32:1 · no commentary for this ayah

  2. تَنزِيلُ ٱلْكِتَٰبِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ﴿٢﴾

    32:2 · no commentary for this ayah

  3. أَمْ يَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰهُ بَلْ هُوَ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ﴿٣﴾

    32:3 · no commentary for this ayah

  4. ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِىٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴿٤﴾

    32:4 · no commentary for this ayah

  5. يُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ إِلَى ٱلْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُۥٓ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ﴿٥﴾

    روزی که هزار سال است

    مفسران در تفسیر این آیه سخنان گوناگونی مطرح کرده‌اند؛ اما با توجه به آیات دیگر و روایاتی که در تفسیر آیه وارد شده» به نظر می‌رسد که منظور آیه این باشد که خداوند این جهان را آفریده و آسمان و زمین را با تدبیر خاصی نظم بخشیده و به انسان‌ها و دیگر موجودات زنده لباس حیات پوشانده؛ ولی در پایان جهان» این تدبیر را بر هم می‌زند؛ خورشید تاریک و ستارگان بی‌فروغ می‌شوند و به فرمودة قرآن: «در آن روز که آسمان را همچون طوماری درهم می‌پیچیم, (سپس) همان‌گونه که آفرینش را آغاز کردیم» آن را باز می‌گردانیم» و به دنبال آن» طرحی نو و جهانی وسیع‌تر آغاز می‌گردد. این معنی در یات دیگر قرآن نیز آمده است (روم - ۲۷ و یونس - ۳۴). با توجه به این تعبیرات و تعبیرات دیگری که می‌گوید تمام امور سرانجام به خدا باز می‌گردند (مانند: هود - ۱۳۳ روشن می‌شود که این آیه نیز از آغاز و تدبیر و پایان جهان و برپا شدن روز قیامت سخن می‌گوید. بنابر این» مفهوم یه چنین می‌شود که خداوند امر این جهان را از آسمان و عالم معنی و قرب پروردگار به عالم پایین‌تر تدبیر می‌کند و سپس همةٌ اینها در روز قیامت به سوی او باز می‌گردند. ممکن است منظور از هزار سالی که امور عالم در آن به سوی خدا بالا می‌رود» یکی از مراحل پنجاه‌گانةٌ قیامت باشد؛ چرا که در أَیةُ ۴ سورة معارج می‌خوانیم: «فرشتگان و روح به سوی او عروج می‌کنند در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است.» در روایتی می‌خوانیم که امام صادق(ع) فرمود: «در قیامت پنجاه موقف وجود دارد که هر موقفی به اندازةٌ هزار سال از سال‌هایی است که شما می‌شمرید.» سپس این أَیةٌ سور معارج را تلاوت فرمود: «در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است.»

  6. ذَٰلِكَ عَٰلِمُ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ﴿٦﴾

    32:6 · no commentary for this ayah

  7. ٱلَّذِىٓ أَحْسَنَ كُلَّ شَىْءٍ خَلَقَهُۥ وَبَدَأَ خَلْقَ ٱلْإِنسَٰنِ مِن طِينٍ﴿٧﴾

    32:7 · no commentary for this ayah

  8. ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُۥ مِن سُلَٰلَةٍ مِّن مَّآءٍ مَّهِينٍ﴿٨﴾

    32:8 · no commentary for this ayah

  9. ثُمَّ سَوَّىٰهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِۦ وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمْعَ وَٱلْأَبْصَٰرَ وَٱلْأَفْـِٔدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ﴿٩﴾

    32:9 · no commentary for this ayah

  10. وَقَالُوٓا۟ أَءِذَا ضَلَلْنَا فِى ٱلْأَرْضِ أَءِنَّا لَفِى خَلْقٍ جَدِيدٍۭ بَلْ هُم بِلِقَآءِ رَبِّهِمْ كَٰفِرُونَ﴿١٠﴾

    32:10 · no commentary for this ayah

  11. قُلْ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلْمَوْتِ ٱلَّذِى وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ﴿١١﴾

    فرشتةٌ مرگ

    از آیات متعدد قرآن استفاده می‌شود که خداوند امور این جهان را به وسیلة گروهی از فرشتگان تدبیر می‌کند (نازعات - ۵)؛ زیرا سنت الهی بر این است که خواست خود را از طریق اسباب پیاده کند. در این میان» گروهی از فرشتگان» مأمور گرفتن جان افراد هستند (نحل - ۲۸و۳۲) و در رأس آنها فرشتةٌ مرگ قرار دارد. در بارةٌ این فرشته» روایات متعددی نقل شده است. در حدیثی از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «بیماری‌ها و دردها همگی قاصدان و فرستادگان مرگ هستند. هنگامی که عمر انسان به سر می‌رسد. فرشتةٌ مرگ می‌آید. او می‌گوید: ای بندةٌ خدا, چه اندازه خبر بعد از خبر و فرستاده بعد از فرستاده برای تو فرستادم؟ اما من آخرین خبرم و بعد از من خبری نیست. دعوت پروردگارت را از روی میل یا اکراه اجابت کن. پس هنگامی که جان او را می‌گیرد و فریاد بستگانش بلند می‌شود. او صدا می‌زند: بر چه کسی فریاد می‌زنید و زاری می‌کنید؟ به خدا من در بارةٌ پایان عمرش به او ستمی نکردم و روزی او را نخوردم؛ بلکه پروردگارش او را دعوت کرد. پس اگر شخصی گریه می‌کند. باید بر خودش زاری کند و من آن‌قدر به میان شما باز می‌گردم تا یک‌نفر از شما را باقی نگذارم.» از برخی روایات استفاده می‌شود که نام فرشتةٌ مرگ» «عزرائیل» است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۱۷ ص۱۰۴ > ۳ نمونه ج0۷ ص ۱۴۰ > ۱- نمونه, ج۱۷ ص۱۰۴ ۲ اقتباس از نمونه, ج۱۷ ص۱۱۵ و المیزان» ج ۶ ص ۲۵۲ > ۳ نمونه» ج۱۷ ص ۱۴۰ ۴ تفسیر برهان» چ۶» ص ۱۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  12. وَلَوْ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلْمُجْرِمُونَ نَاكِسُوا۟ رُءُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَآ أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَٱرْجِعْنَا نَعْمَلْ صَٰلِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ﴿١٢﴾

    32:12 · no commentary for this ayah

  13. وَلَوْ شِئْنَا لَـَٔاتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَىٰهَا وَلَٰكِنْ حَقَّ ٱلْقَوْلُ مِنِّى لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ﴿١٣﴾

    32:13 · no commentary for this ayah

  14. فَذُوقُوا۟ بِمَا نَسِيتُمْ لِقَآءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَآ إِنَّا نَسِينَٰكُمْ وَذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلْخُلْدِ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴿١٤﴾

    32:14 · no commentary for this ayah

  15. إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِـَٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا۟ بِهَا خَرُّوا۟ سُجَّدًا وَسَبَّحُوا۟ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ﴿١٥﴾

    آیات سجدةٌ واجب

    این یه نخستین ید دارای سجدهٌ واجب در قرآن مجید است و چنان که کسی تمام آن را تلاوت کند یا از دیگری بشنودء واجب است سجده کند. البته وضو برای این سجده» واجب نیست؛ ولی احتیاط واجب این است که پیشانی بر چیزی بگذارد که سجده بر آن صحیح است (مانند خاک و سنگ)" انسان باید در سجدة واجب قرآن» نیّت سجده کردن را داشته باشد و طوری باشد که اگر مردم دیدنده بگویند سجده کرد؛ ولی سایر شرایطی را که در سجدة نماز معتبر استء لازم نیست در سجدةٌ واجب قرآنی رعایت کند؛ مانند پوشاندن عورت و پاک بودن مهر یا چیزی که بر آن سجده می‌کنند و بلندتر نبودن محل سجده از محل پا و دست‌ها و زانوها و گذاشتن نوک انگشتان بزرگ پا بر زمین و مانند اینها؛ اگر چه رعایت این امور مورد احتیاط است. سجدة واجب قرآّن ذکر خاصی ندارد و همین که پیشانی را به قصد سجده به زمین بگذارده کافی است و گفتن ذکر (مثل: سبحان‌اله و الحمد شه) مستحب است. بهتر است بگوید: «۷۷ اله الا اه حقاً حقا لا اله الا اه ایماناً و تصدیقاً لاله الا له عبودیّة و را سجدت لک یا رب تَعبّداً و رقاً لا مستنکفاً و لا مستکبراًء بل انا عبِدٌ ذلیل ضعیفٌ خائفاٌ مستجیر:» سه أَیةٌ دیگری که سجدة واجب دارندء عبارتند از: فصلت -۳۷ نجم - ۰۶۲ علق - > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.

  16. تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ ٱلْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ يُنفِقُونَ﴿١٦﴾

    پاداش‌های عظیمی که هیچ کس از آن آگاه نیست

    عالم قیامت, عالمی بسیار گسترده‌تر از این جهان است؛ حتی گسترده تر از زندگی دنیایی انسان در برابر زندگی جنینی وی در شکم مادرش و البته برای ما که در چهاردیواری دنیا حبس شده‌ایم» درک این مطلبء ناممکن است.ما تنها سخنی از آن می‌شنویم و شبحی از دور می‌بینیم؛ اما تا درک و دید آن‌جهانی پیدا نکنیم» درک اهمیت آن برای ما ممکن نیست؛ همان گونه که برای طفل در شکم مادر - بر فرض که عقل و هوش کامل هم می‌داشت - درک نعمت‌های این دنیا غیر ممکن است. در روایتی از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که خدا می‌فرماید: «برای بندگان صالحم نعمت‌هایی فراهم کرده‌ام که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر فکر کسی نگذشته است» در روایاتی که ذیل این آیه نقل شده» به ویژه بر شب‌زنده‌داری و نماز شب - که در آیة ۶ به آن اشاره شده - تکیه گردیده است. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «هیچ کار خوبی نیست مگر آن‌که در قرآن برای آن پاداش مشخصی بیان شده؛ مگر نماز شب که خداوند -که نامش گرامی باد -پاداش آن را به خاطر عظمت منزلت آن روشن نکرده است. خدا می‌فرماید: «فلا تعلم نفس ما اخفی لهم..»» البته در روایات به اعمال دیگری نیز اشاره شده که پاداش آن را جز خدا نمی‌داند؛ چنان که در روایتی از امام صادق(ع) می‌خوانیم: «کسی که موْمنی را غذا دهد به طوری‌که او سیر شود. هیچ‌کس از آفریدگان خدای عزوجل نمی‌داند که او در آخرت چه اجری دارد مگر خداوند رب‌العالمین.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه چ۱۷ ص ۱۵۰ ۴ المیزان» ج۱۶ ص ۲۷۵ > ۳ نمونه ج۷ ص ۱۵۰ > نمونه چ۱۷, ص ۱۳۵ ۲ رسالة چهار مرجع» لطیف راشدی» پیام محراب, ص ۲۶۷ > ۴ المیزان» جچ۰۱۶ ص ۲۷۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  17. فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّآ أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ﴿١٧﴾

    32:17 · no commentary for this ayah

  18. أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُۥنَ﴿١٨﴾

    32:18 · no commentary for this ayah

  19. أَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمْ جَنَّٰتُ ٱلْمَأْوَىٰ نُزُلًۢا بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ﴿١٩﴾

    32:19 · no commentary for this ayah

  20. وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فَسَقُوا۟ فَمَأْوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ كُلَّمَآ أَرَادُوٓا۟ أَن يَخْرُجُوا۟ مِنْهَآ أُعِيدُوا۟ فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴿٢٠﴾

    32:20 · no commentary for this ayah

  21. وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَدْنَىٰ دُونَ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴿٢١﴾

    32:21 · no commentary for this ayah

  22. وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِۦ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَآ إِنَّا مِنَ ٱلْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ﴿٢٢﴾

    32:22 · no commentary for this ayah

  23. وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ فَلَا تَكُن فِى مِرْيَةٍ مِّن لِّقَآئِهِۦ وَجَعَلْنَٰهُ هُدًى لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ﴿٢٣﴾

    موسی(ع) و آیات المهی

    این آیه اشارة کوتاه و سریعی به داستان موسی(ع) و بنی‌اسرائیل است تا پیامبر و مومنان نخستین را دلداری دهد و در برابر تکذیب مشرکان که در آّیات گذشته به آن اشاره شدء دعوت به صبر و پایداری کند و موّمنان را بشارت دهد که سرانجام بر این گروه کافر لجوج پیروز می‌شوند و پیشوایان روی زمین می‌گردند. از آن‌رو که موسی(ع) پیامبر بزرگی بود که هم یهودیان به او ایمان داشتند و هم مسیحیان» از این نظر می‌توانست انگیزه‌ای بر حرکت اهل کتاب به سوی اسلام گردد. در این که مرجع ضمیر عبارت «من لقائه» کیست» مفسران احتمالات گوناگونی مطرح کرده‌اند. بعضی مرجع ضمیر را موسی(ع) دانسته‌اند و بنا بر این معضی چنین می‌شود: ای محمدهء تردید نداشته باش که با روح موسی ملاقات خواهی کرد. برخی دیگر گفته‌اند که مرجع ضمیرء کتاب و منظور از آن قرآن است؛ یعنی: ای پیامبر» در این که قرآن وحی الهی است» تردیدی به خود راه مده. بعضی هم گفته‌اند که مرجع ضمیرء خداست و این جمله اشاره به این است که در امر معاد دچار هیچ‌گونه تردیدی نشو. اما به نظر می‌رسد که ضمیرء به کتاب (تورات) بازگردد و جنبةٌ مفصولی داشته و فاعل آن موسی باشد. بنابر این» معنی مجموع جمله این است: تو شک نداشته باش که موسی به لقای کتاب آسمانی رسید و آن را که از درگاه پروردگار به او القا شده بود»ء دریافت کرد.!

    امر چیست؟

    هر چند در این که منظور از امر در اینجا امر تشریعی (دستورهای الهی در شرع) یا امر تکوینی (نفوذ فرمان الهی در عالم آفرینش) استء اختلاف نظر وجود داردء ظاهر یه بیانگر معنی اول است و تعبیرات روایات و مفسران نیز همین معنی را تداعی می‌کند؛ ولی بعضی از مفسران بزرگ» آن را به معنای امر تکوینی دانسته‌اند. توضیح این که هدایت در آیات و روایات به دو معنی آمده است: ارایة طریق (نشان دادن راه) و ایصال به مطلوب (رساندن به مقصد). هدایت پیشوایان اللهی نیز از هر دو طریق صورت می‌گیرد. گاه تنها به امسر و هی قناعت می‌کنند؛ ولی گاه با نفوذ باطنی در دل‌های لایق و آماده, آنها را به مقام‌های معنوی می‌رسانند. کلم امر در بعضی از آیات قرآن به معنای امر تکوینی به کار رفته است؛ مانند آَیةُ ۸۲ سور یس که می‌فرماید: «امر و) فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند. تنها به آن می‌گوید: موجود باش؛ آن نیز بی‌درنگ موجود می‌شود.» جملةٌ «یهدون بامرنا» در این یه نیز به همین معنی است؛ یعنی آنان پیشوایانی بودند که به قدرت پروردگار در جان‌های آماده نفوذ می‌کردند و آنها را به هدف‌های اعلای تربیتی و انسانی سوق می‌دادند.

  24. وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا۟ وَكَانُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا يُوقِنُونَ﴿٢٤﴾

    32:24 · no commentary for this ayah

  25. إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴿٢٥﴾

    32:25 · no commentary for this ayah

  26. أَوَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ ٱلْقُرُونِ يَمْشُونَ فِى مَسَٰكِنِهِمْ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ أَفَلَا يَسْمَعُونَ﴿٢٦﴾

    32:26 · no commentary for this ayah

  27. أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّا نَسُوقُ ٱلْمَآءَ إِلَى ٱلْأَرْضِ ٱلْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِۦ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَٰمُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ﴿٢٧﴾

    32:27 · no commentary for this ayah

  28. وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ﴿٢٨﴾

    روز پیروزی!

    در این که منظور از این روز چیست» چند احتمال وجود دارد: یکم این که منظور روز قیامت است که بین موْمنان و کافران جدایی افکنده می‌شود و موْمنان به سعادت ابدی و کافران به شقاوت جاودان می‌رسند. دیگر این که منظور از فتح و پیروزی» چشاندن عذاب نزدیک در این دنیا - که در أَیةُ ۲۱ بدان اشاره شده - یا انتقام از کافران در دنیاست. از این‌رو برخی این آیه را به روز بدر تفسیر کرده‌اند؛ چرا که ایمان مشرکان پس از کشته شدن و دیدن عذاب الهی دیگر سودی برایشان نداشت. برخی هم آیه را به فتح مکه تفسیر کرده‌اند؛ چرا که ایمان کافران سرسختی که سال‌ها با پیامبر دشمنی ورزیده بودنده ایمان حقیقی نبود؛ بلکه از روی نفاق و دورویی بود و سودی به حال ایشان نداشت. شاید هم منظور از این آیه, داوری المی بین پیامبر و امتش باشد که در آخرالزمان رخ می‌دهد و آیةٌ ۴۷ سورة یونس نیز به آن اشاره دارد و می‌فرماید: «برای هر امتی رسولی است. هنگامی که رسولشان به سوی آنها بیاید. به عدالت در میان آنها داوری می‌شود و به آنها ستمی نخواهد شد.» البته از سیاق أَیةٌ ۳۰ استفاده می‌شود که منظور از فتح و پیروزی» فتح در دنیاست؛ نه آخرت. در میان این احتمالات به نظر می‌رسد که منظور از «یوم‌الفتح» روز نزول عذاب استیصال است؛ عذابی که کفار را ریشه‌کن می‌کند و مجال ایمان به آنها نمی‌دهد. به تعبیر دیگر» عذاب استیصالء نوع خاصی از عذاب دنیوی است که بعد از اتمام حجت کاملء به زندگی اقوام گنهکار خاتمه می‌دهد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ نمونه» چ۷ ص ۱۷۶ > ۴ نمونهء چ۱۷ء ص ۱۷۶ > ۱- نمونه» ج۷ ص ۱۶۳ ۲- پیشین» ص ۱۶۷ ۳ المیزان» ج ۰۱۶ ص۲۷۳ > ۳ المیزان» ج ۰۱۶ ص۲۷۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  29. قُلْ يَوْمَ ٱلْفَتْحِ لَا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِيمَٰنُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ﴿٢٩﴾

    32:29 · no commentary for this ayah

  30. فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَٱنتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ﴿٣٠﴾

    32:30 · no commentary for this ayah