Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
قُلْ أُوحِىَ إِلَىَّ أَنَّهُ ٱسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ ٱلْجِنِّ فَقَالُوٓا۟ إِنَّا سَمِعْنَا قُرْءَانًا عَجَبًا﴿١﴾
آفرینش جن
جن» چنان که از مفهوم لغوی این کلمه به دست میآید» موجودی است ناپیدا که در قرآن مشخصات زیادی برای او ذکر شده است: ۱- از شعلهٌ آتش آفریده شده است (رحمن - ۱۵). ۲- دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است (آیات سورةٌ جن). دارای تکلیف و مسئولیت است (آیات سورههای جن و رحمن). گروهی از آنها موّمن صالح و گروهی کافرند (جن - ۱۱). ۵ - دارای حشر و نشر و معادند (جن - ۱۵). ۶- آنها قدرت نفوذ در آسمان ها و خبرگیری و استراق سمع داشتند و پس از بعئت پیامبر اسلام(ص) از این کار منع شدند (جن ٩ - ۷ آنها با بعضی از انسانها ارتباط برقرار می کردند و با آگاهی محدودی که از بعضی از اسرار نهانی داشتندء به گمراه ساختن انسانها میپرداختند (جن - ۸.۶ - افرادی از آنها از قدرت فوقالساده برخوردارند؛ همان گونه که در میان انسانها نیز چنین است (نمل - ۳۹ ۹ آنها قدرت بر انجام برخی کارهای مورد نیاز انسان را دارند (سباً - ۱۲ و ۱۳). ۱۰- خلقت آنها روی زمین» قبل از خلقت انسانها بوده است (حجر - ۲۷)... و ویژگیهای دیگر. به علاوه» از یات قرآن استفاده میشود که بر خلاف آنچه در بین مردم مشهور است و آنها را از ما بهتران میدانند. انسان» نوعی برتر از جن است؛ به دلیل این که جنیان مسلمان به پیامبر اسلام(ص) که از نوع بشر بود ایمان آوردند و از او تبعیت کردند. اصولاً واجب شدن سجده بر شیطان در برابر آدم» دلیل بر فضیلت نوع انسان بر جن است؛ زیرا شیطان در آن زمان از بزرگان طایفةٌ جن بود (کهف - ۵۰). مردم عوام و ناآگاه» خرافات زیادی در بارة این موجود ساختهاند که با عقل و منطق جور در نمیآید و جن به همین دلیل, یک چهرة خرافی و غیر منطقی پیدا کرده که وقتی نامش میآیده مشتی خرافات نیز با آن تداعی میشود؛ از جمله این که آنها اشکال عجیب و غریب و وحشتناکی دارند و موجوداتی دمدار و سمدار و موذی و پرآزار و کینهتوز و بدرفتار هستند و موهومات دیگری از این قبیل. به هر حال» هم قرآن کریم از وجود چنین موجودی با ویژگیهای پیش گفته خبر داده و هم هیچ دلیل عقلی بر نفی آن وجود ندارد. بنابر این باید آن را پذیرفت و از توجیهات غلط و ناروا برحذر بود و از خرافات عوام باید اجتناب کرد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۵ ص۹۷ ۲- پیشین» ص۱۵۴ > ٢- پیشین، ص١٥٢ > اد > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
يَهْدِىٓ إِلَى ٱلرُّشْدِ فَـَٔامَنَّا بِهِۦ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدًا﴿٢﴾
72:2 · no commentary for this ayah
وَأَنَّهُۥ تَعَٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَٰحِبَةً وَلَا وَلَدًا﴿٣﴾
72:3 · no commentary for this ayah
وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطًا﴿٤﴾
72:4 · no commentary for this ayah
وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن تَقُولَ ٱلْإِنسُ وَٱلْجِنُّ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا﴿٥﴾
72:5 · no commentary for this ayah
وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ ٱلْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ ٱلْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا﴿٦﴾
72:6 · no commentary for this ayah
وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا۟ كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ ٱللَّهُ أَحَدًا﴿٧﴾
72:7 · no commentary for this ayah
وَأَنَّا لَمَسْنَا ٱلسَّمَآءَ فَوَجَدْنَٰهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا﴿٨﴾
72:8 · no commentary for this ayah
وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَٰعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ ٱلْـَٔانَ يَجِدْ لَهُۥ شِهَابًا رَّصَدًا﴿٩﴾
72:9 · no commentary for this ayah
وَأَنَّا لَا نَدْرِىٓ أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِى ٱلْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا﴿١٠﴾
72:10 · no commentary for this ayah
وَأَنَّا مِنَّا ٱلصَّٰلِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَ كُنَّا طَرَآئِقَ قِدَدًا﴿١١﴾
72:11 · no commentary for this ayah
وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن نُّعْجِزَ ٱللَّهَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُۥ هَرَبًا﴿١٢﴾
72:12 · no commentary for this ayah
وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا ٱلْهُدَىٰٓ ءَامَنَّا بِهِۦ فَمَن يُؤْمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا﴿١٣﴾
72:13 · no commentary for this ayah
وَأَنَّا مِنَّا ٱلْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا ٱلْقَٰسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ تَحَرَّوْا۟ رَشَدًا﴿١٤﴾
72:14 · no commentary for this ayah
وَأَمَّا ٱلْقَٰسِطُونَ فَكَانُوا۟ لِجَهَنَّمَ حَطَبًا﴿١٥﴾
72:15 · no commentary for this ayah
وَأَلَّوِ ٱسْتَقَٰمُوا۟ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَٰهُم مَّآءً غَدَقًا﴿١٦﴾
آزمایش با نعمتهای فراوان
قرآن مجید بر این مطلب تکیه میکند که ایمان و تقو نه تنها سرچشمةٌ برکات معنوی» که موجب فزونی ارزاق مادی و وفور نعمت و آبادی و عمران و برکت مادی نیز هست. طبق این آیات» آنچه مایةٌ وفور نعمت میشودء استقامت بر ایمان است و نه اصل ایمان؛ زیرا ایمان موقت و زودگذر نمیتواند چنین برکاتی را از خود نشان دهد. مهم» استقامت بر ایمان و تقویل است که پای بسیاری در این راه» لنگ و لرزان است. در آَیةٌ ۱۷ به این حقیقت اشاره شده که منظور از وفور نعمت، ازمودن افراد است که أیا مایة غرور و غفلت انها می شود یا سبب بیداری و شکرگزاری و توجه بیشتر به خدا. از اینجا روشن میشود یکی از اسباب مهم امتحان الهی» وفور نعمست است و اتفاقاً آزمایش با نعمتء از آزمایش با مشکلات و سختیها سختتر و پیچیدهتر است؛ زیرا طبیعت فزونی نعمت» سستی و تنبلی و غفلت و غرق شدن در لذایذ و شهوات است. این درست چیزی است که انسان را از خدا دور میکند و میدان را برای فعالیت شیطان آماده میکند. تنها کسانی میتوانند از عوارض نامطلوب فزونی و وفور نعمت در امان بمانند که به طور دائم به یاد خدا باشندء او را فراموش نکنند و با یادآوریهای مداوم» خانةٌ قلب را از نفوذ شیاطین حفظ کنند.
لِّنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِۦ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا﴿١٧﴾
72:17 · no commentary for this ayah
وَأَنَّ ٱلْمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدًا﴿١٨﴾
مساجد از آن خداست
در این که منظور از مساجد در اینجا چیست» تفسیرهای گوناگونی ذکر شده است: ۱- منظورء مکان هایی است که در آنجا برای خدا سجده میشود که مصداق اکمل آن؛ مسجدالحرام و مصداق دیگرش سایر مساجد و مصداق گستردهترش تمام مکانهایی است که انسان در آنجا نماز میخواند و برای خدا سجده میکند و به حکم حدیث معروف پیامبر([ص) که فرمود «تمام روی زمین سجدهگاه و وسیلةٌ طهارت (تیمم) برای من قرارداده شده» همه جا را شامل میشود. به این ترتیب» این آیه پاسخی به اعمال مشرکان عرب و مانند آنهاست که خانةٌ کعبه را بتکده کرده بودند و هم پاسخی به اعمال مسیحیان منحرف که به سراغ تثلیث رفته و در کلیساهای خودء خدایان سهگانه را میپرستیدند. قرآن بیان میدارد که تمام معابد مخصوص خداست و در آنها جز برای خدا نمیتوان سجده کرد و پرستش غیر او ممنوع است. ۲- منظور از مساجدء اعضای هفتگانهٌ سجده (پیشانی» دو کف دستء دو سر زانو و سر دو انگشت بزرگ پا) است. این اعضا را تنها برای خدا باید بر زمین گذاشت و این کار برای غیر او جایز نیست. این تفسیر از حدیثی از امام جواد(ع) برگرفته شده است. البته آنچه با ظاهر آّیه سازگارتر استء» همان تفسیر یکم است و تفسیر دوم ممکن است از قبیل توسعه در مفهوم آیه بوده باشد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ ۲۵ ص۱۲۲ ۲- پیشین» ص۱۳۴ > ۲ پیشین» ص۱۳۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبْدُ ٱللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا۟ يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا﴿١٩﴾
72:19 · no commentary for this ayah
قُلْ إِنَّمَآ أَدْعُوا۟ رَبِّى وَلَآ أُشْرِكُ بِهِۦٓ أَحَدًا﴿٢٠﴾
72:20 · no commentary for this ayah
قُلْ إِنِّى لَآ أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا﴿٢١﴾
72:21 · no commentary for this ayah
قُلْ إِنِّى لَن يُجِيرَنِى مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًا﴿٢٢﴾
72:22 · no commentary for this ayah
إِلَّا بَلَٰغًا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ وَمَن يَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴿٢٣﴾
72:23 · no commentary for this ayah
حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوْا۟ مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا﴿٢٤﴾
72:24 · no commentary for this ayah
قُلْ إِنْ أَدْرِىٓ أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُۥ رَبِّىٓ أَمَدًا﴿٢٥﴾
72:25 · no commentary for this ayah
عَٰلِمُ ٱلْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِۦٓ أَحَدًا﴿٢٦﴾
72:26 · no commentary for this ayah
إِلَّا مَنِ ٱرْتَضَىٰ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُۥ يَسْلُكُ مِنۢ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦ رَصَدًا﴿٢٧﴾
72:27 · no commentary for this ayah
لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا۟ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَىٰ كُلَّ شَىْءٍ عَدَدًۢا﴿٢٨﴾
72:28 · no commentary for this ayah