Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْأَنفَالِ قُلِ ٱلْأَنفَالُ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَصْلِحُوا۟ ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴿١﴾
انقال
در ذیل این آیه چندین شأُن نزول نقل شده است. این نکته در همه روایات مشترک است که پس از جنگ بدرء بین مسلمانان بر سر تقسیم غنایم اختلاف افتاد. آنها از پیامبر(ص) کسب تکلیف کردند. خداوند این یه را نازل فرمود و به آنها یاداوری کرد که تقسیم غنایم به دست آنها نیست؛ بلکه غنایم به خدا و پیامبر او تعلق دارد و تقسیم آن مربوط به خدا و پیامبر است. پس از آن» پیامبر(ص) غنایم را به طور مساوی در بین مسلمانان تقسیم کرد. گرچه این آیه در زمینةٌ غنایم جنگی وارد شده» مفهوم آن یک حکم کلی و عمومی است و تمام اموال اضافی (یعنی آنچه مالک خصوصی ندارد) را شامل میشود. به همین دلیل» در روایاتی که از طریق اهل بیت(ع) به ما رسیده» میبینیم که مفهوم وسیعی برای انفال بیان شده است.
فضیلت آشتی دادن افراد
ایحاد تفاهم و زدودن کدورتها و دشمنیها و تبدیل آن به صمیمیت و دوستی؛ یکی از مهمترین برنامههای اسلامی است. در تعلیمات اسلامی» به اندازهای به این موضوع اهمیت داده شده که یکی از برترین عبادات معرفی گردیده است. امیرالمومنین علی(ع) در آخرین وصایایش به هنگامی که در بستر شهادت بود به فرزندانش فرمود: «خدا را در نظر بگیرید. خدا را در نظر بگیرید و بین خودتان را آشتی دهید که من از جد شما پیامبر(ص) شنیدم که میفرمود: اصلاح رابطةٌ میان مردم» از همةٌ نمازها و روزهها [زی مستحبّی] برتر است.»
إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتْهُمْ إِيمَٰنًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴿٢﴾
8:2 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ يُنفِقُونَ﴿٣﴾
8:3 · no commentary for this ayah
أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿٤﴾
8:4 · no commentary for this ayah
كَمَآ أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنۢ بَيْتِكَ بِٱلْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ لَكَٰرِهُونَ﴿٥﴾
8:5 · no commentary for this ayah
يُجَٰدِلُونَكَ فِى ٱلْحَقِّ بَعْدَ مَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى ٱلْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ﴿٦﴾
8:6 · no commentary for this ayah
وَإِذْ يَعِدُكُمُ ٱللَّهُ إِحْدَى ٱلطَّآئِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ ٱلشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُحِقَّ ٱلْحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَيَقْطَعَ دَابِرَ ٱلْكَٰفِرِينَ﴿٧﴾
مقدمات جنگ بدر
مدتی پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه» مسلمانان باخبر شدند که کاروان تجاری قریش به ریاست ابوسفیان از شام به سوی مکه باز میگردد. پیامبر(ص) به اصحابش دستور داد که برای تلافی آزارهایی که مشرکان به مسلمانان رسانده بودندءبه طرف آن کاروان بشتابند و اموال آن را مصادره کنند. ابوسفیان از طریق یکی از دوستان خود در مدینه خبردار شد و قاصدی به سوی مکه فرستاد و تقاضای کمک کرد. چون بسیاری از مردم مکه در این کاروان سهمی داشتند» به سرعت بسیج شدند و حدود ۹۵۰ نفر مرد جنگی که جمعی از آنها بزرگان و سرشناسان مکه بودند. با ۷۰۰ شتر و ۱۰۰رأس اسب به فرماندهی ابوچهل حرکت کردند. از سوی دیگرء ابوسفیان برای اینکه خود را از تعرض مسلمانان مصون بدارده مسیر خود را تغییر داد و به سرعت به سوی مکه حرکت کرد. پیامبر اسلام(ص) با ۳۱۳ نفر شامل تمامی مسلمانان مبارز آن روزهاء به نزدیکی سرزمین بدر دربین راه مکه و مدینه رسیده بود که خبر حرکت سپاه قریش به او رسید. این آیه» وضعیت مسلمانان را در آن شرایط شرح میدهد. ۱- نمونه ج۷ء ص ۷۷ ۲- المیزان» چ۸۹, ص ۷ ۳ نمونه ج۷ ص ۸۱ ۴ پیشین» ص ۸۳ ۵- پیشین» ص ٩۳ ۳ المیزان» ج۸ ص ۷ ٥- بیشین، ص ٩. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه» ۷ ص ۸۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
لِيُحِقَّ ٱلْحَقَّ وَيُبْطِلَ ٱلْبَٰطِلَ وَلَوْ كَرِهَ ٱلْمُجْرِمُونَ﴿٨﴾
8:8 · no commentary for this ayah
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَٱسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّى مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ مُرْدِفِينَ﴿٩﴾
فرشتگان به یاری مسلمانان میشتابند
از ابنعباس نقل شده که گفته است: در روز بدر پس از آنکه دو لشکر با هم روبهرو شدند و صفآرایی کردندء ابوجهل گفت: خدایاء هر کدام از ما دو گروه را که برای یاری شدن شایستهتریم» یاری کن. مسلمانان نیز از خدا یاری خواستند. پس از آن» خدا فرشتگان را نازل کرد. در روایتی از امام باقر(ع) آمده است: «پیامبر(ص) هنگامی که انبوه لشکر مشرکان و کمی نفرات مسلمانان را دیدء رو به قبله کرد و گفت: خدایاء به آنچه به من وعده کردهای, وفا کن. خدایاء اگر این گروه (اصحاب من) به هلاکت رسند. دیگر در زمین کسی نیست که تو را بپرستد. پس در حالی که دستانش رو به آسمان بلند بود. آن قدر به دعا و درخواست ادامه داد که عبا از شانهاش افتاد. در این هنگام» خدا دعای او را مستجاب کرد و فرشتگان را نازل فرمود.» البته نزول فرشتگان برای بشارت و شاد کردن و آرامش دلهای موّمنان بود؛ نه برای اینکه کافران به دست فرشتگان کشته شوند؛ چنان که در آَیةٌ ۱۳ همین سوره به این نکته اشاره شده است. این معناء سخن بعضی از مورخان را تأٌیید میکند که گفتهاند: فرشتگان نازل نشدند تا مشرکان را به قتل برسانند و یک نفر از آنها را هم نکشتند؛ یک سوم یا نیمی از کشتهشدگان مشرکان را علی(ع) به قتل رساند و دو سوم یا نصف باقیمانده را دیگر مسلمانان کشتند. مأموریت فرشتگان تنها این بود که شمار مسلمانان را در نظر کافران زیاد جلوه دهند و قلبهای مسلمانان را استوار کنند و رعب و وحشت در دل مشرکان بیندازند.!
وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِۦ قُلُوبُكُمْ وَمَا ٱلنَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴿١٠﴾
8:10 · no commentary for this ayah
إِذْ يُغَشِّيكُمُ ٱلنُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً لِّيُطَهِّرَكُم بِهِۦ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ ٱلشَّيْطَٰنِ وَلِيَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ ٱلْأَقْدَامَ﴿١١﴾
فرشتگان به یاری مسلمانان میشتابند
از ابنعباس نقل شده که گفته است: در روز بدر پس از آنکه دو لشکر با هم روبهرو شدند و صفآرایی کردندء ابوجهل گفت: خدایاء هر کدام از ما دو گروه را که برای یاری شدن شایستهتریم» یاری کن. مسلمانان نیز از خدا یاری خواستند. پس از آن» خدا فرشتگان را نازل کرد. در روایتی از امام باقر(ع) آمده است: «پیامبر(ص) هنگامی که انبوه لشکر مشرکان و کمی نفرات مسلمانان را دیدء رو به قبله کرد و گفت: خدایاء به آنچه به من وعده کردهای, وفا کن. خدایاء اگر این گروه (اصحاب من) به هلاکت رسند. دیگر در زمین کسی نیست که تو را بپرستد. پس در حالی که دستانش رو به آسمان بلند بود. آن قدر به دعا و درخواست ادامه داد که عبا از شانهاش افتاد. در این هنگام» خدا دعای او را مستجاب کرد و فرشتگان را نازل فرمود.» البته نزول فرشتگان برای بشارت و شاد کردن و آرامش دلهای موّمنان بود؛ نه برای اینکه کافران به دست فرشتگان کشته شوند؛ چنان که در آَیةٌ ۱۳ همین سوره به این نکته اشاره شده است. این معناء سخن بعضی از مورخان را تأٌیید میکند که گفتهاند: فرشتگان نازل نشدند تا مشرکان را به قتل برسانند و یک نفر از آنها را هم نکشتند؛ یک سوم یا نیمی از کشتهشدگان مشرکان را علی(ع) به قتل رساند و دو سوم یا نصف باقیمانده را دیگر مسلمانان کشتند. مأموریت فرشتگان تنها این بود که شمار مسلمانان را در نظر کافران زیاد جلوه دهند و قلبهای مسلمانان را استوار کنند و رعب و وحشت در دل مشرکان بیندازند.!
إِذْ يُوحِى رَبُّكَ إِلَى ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ أَنِّى مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا۟ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ سَأُلْقِى فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلرُّعْبَ فَٱضْرِبُوا۟ فَوْقَ ٱلْأَعْنَاقِ وَٱضْرِبُوا۟ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ﴿١٢﴾
8:12 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَمَن يُشَاقِقِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ﴿١٣﴾
8:13 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَٰفِرِينَ عَذَابَ ٱلنَّارِ﴿١٤﴾
8:14 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ ٱلْأَدْبَارَ﴿١٥﴾
و فرار از جنگ؛ یکی از بزرگترین گناهان
فرار از جنگ یکی از بزرگترین گناهان در اسلام محسوب میشود؛ البته با توجه به بعضی از یات قرآن» به شرط این که شمار دشمن حداکثر دو برابر مسلمانان باشد. در روایتی از امام رضا(ع) نقل شده که در پاسخ یکی از یارانش به نام «ابن شاذان» در مورد علت تحریم فرار از جهاد فرموده است: «خداوند فرار از جنگ را حرام کرده؛ زیرا این کار سبب سبک شدن دین خدا و کوچک شمرده شدن پیامبران و امامان عادل است. آنان که از جنگ فرار میکنند. از باری پیامبران و امامان در مقابل دشمنانشان دریغ میکنند. بنابر این, مستحق عقوبت الهی میگردند؛ زیرا با این کار, دعموت پیامبران را در اقرار به ربوبیت خدا و آشکار کردن عدالت و ترک ستم و از میان بردن فساد رها میکنند و از طرفی این کار سبب جرأت دشمنان بر مسلمانان میشود و به فکر اسارت و کشتار آنها و از بین بردن دین خدا و مفاسد دیگر میافتند.» در میان امتیازهای فراوانی که امام علی(ع) داشتند و گاهی خودشان آن را برای سرمشق گرفتن دیگران مطرح میکردند» همین فرار نکردن از میدان جهاد است؛ از جمله میفرماید: «من هیچگاه از برابر انبوه دشمن فرار نکردم و هیچ کس در میدان جنگ با من روبهرو نشد مگر اینکه زمین را از خونش سیراب کردم.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» چ۸ ص ۲۲ ۲- پیشین» ص ۲۱ ۳ نمونه, ج۸۷ ص ۱۱۳ و المیزان» چ۸ ص ۵۷ > ٢- پیشین، ص ٢١ > ۳ نمونهء ج۷» ص ۱۱۳ و المیزان» ج, ص ۵۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍ فَقَدْ بَآءَ بِغَضَبٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأْوَىٰهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ﴿١٦﴾
8:16 · no commentary for this ayah
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ رَمَىٰ وَلِيُبْلِىَ ٱلْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَآءً حَسَنًا إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴿١٧﴾
خدا تیر انداخت
در روایات نقل شده است که در جنگ بدر پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: «مشتی ریگ و سنگریزه به من بده.» امام علی(ع) نیز چنین کرد. پیامبر(ص) آنها را به طرف مشرکان قریش پاشید و -به خواست خدا -چشمان تمامی مشرکان از آن ریگها پر شد. در روایات نیز تصریح شده که این عمل معجزهآساء در پیروزی مسلمانان نقش موّئری داشت. به هر حال, خداوند در این یه به مسلمانان و پیامبر(ص) یادآوری میکند که واقعةٌ بدر و شکست مشرکان تا دندان مسلح به دست مسلمانانی که از نظر نیروی انسانی و تجهیزات و سلاح در اقلیت بودندء امری عادی و معمولی نبود؛ ولی خدا با نازل کردن فرشتگان» دلهای موّمنان را محکم کرد و در دلهای کافران ترس و وحشت انداخت و با مشتی خاک به پیروزی مسلمانان کمک شایانی کرد تا مسلمانان بتوانند مشرکان رابه قتل برسانند و از آنها اسیر و غنیمت بگیرند. پس اگر چه در ظاهرء مسلمانان» مشرکان را کشتند و پیامبر(ص) مشتی خاک به سمت مشرکان پرت کردء این پیروزی کار خدا بود و مناسبتر است که به خدا نسبت داده شود.!
ذَٰلِكُمْ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ ٱلْكَٰفِرِينَ﴿١٨﴾
8:18 · no commentary for this ayah
إِن تَسْتَفْتِحُوا۟ فَقَدْ جَآءَكُمُ ٱلْفَتْحُ وَإِن تَنتَهُوا۟ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَعُودُوا۟ نَعُدْ وَلَن تُغْنِىَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْـًٔا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿١٩﴾
8:19 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَوَلَّوْا۟ عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ﴿٢٠﴾
8:20 · no commentary for this ayah
وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ قَالُوا۟ سَمِعْنَا وَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ﴿٢١﴾
8:21 · no commentary for this ayah
إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلصُّمُّ ٱلْبُكْمُ ٱلَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ﴿٢٢﴾
اسلام؛ آیین حیاتبخش
این آیه با صراحت میگوید که دعوت اسلام» دعوت به سوی حیات و زندگی است؛ حیات معنوی» حیات مادی» حیات فرهنگی» حیات اقتصادی» حیات سیاسی» حیات اخلاقی» حیات اجتماعی و...این تعبیر» کوتاهترین و جامعترین تعبیری است که در بارةٌ اسلام و آیین حق آمده است. اگر کسی بپرسد هدف اسلام چیست و چه چیز میتواند به ما بدهد, در یک جملةٌ کوتاه میگوییم: هدف اسلام» حیات و زندگی در تمام زمینههاست. البته حیات و زندگی معانی گوناگونی دارد: حیات گیاهی» حیات حیوانی» حیات فکری و عقلانی» حیات جاودان در جهان دیگر و حیات خداوند حی و قیّوم که علم و توانایی بیحد و انتهای خداوند است. با توجه به این درجات از حیات و زندگی» روشن میشود که مردم عصر جاهلی گرچه زندگی مادی و حیوانی داشتند. از زندگی انسانی و معنوی و عقلانی محروم بودند.قرآن آمد و آنها را به حیات و زندگی انسانی و المی دعوت کرد.
وَلَوْ عَلِمَ ٱللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا۟ وَّهُم مُّعْرِضُونَ﴿٢٣﴾
احاطة خدا به همة انسانها و موجودات
شک نیست که منظور از قلب» روح و عقل انسان است. این جمله به این مطلب اشاره دارد که خداوند در همه جا حاضر و ناظر است و به همةٌ موجودات احاطه دارد و در عین اینکه با موجودات این جهان یکی نیست. از آنها نیز جدا و بیگانه نیست و مرگ و زندگی» علم و قدرت» آرامش و امنیت» توفیق و سعادت» همه در دست او و به قدرت اوست و به همین دلیلء نه انسان میتواند چیزی را از او پنهان کند و نه کاری را بیتوفیق او انجام دهد و نه سزاوار است به غیر او روی آورد و از غیر او تقاضا کند؛ چرا که او مالک همه چیز است و به تمام وجود انسان احاطه دارد.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱسْتَجِيبُوا۟ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ ٱلْمَرْءِ وَقَلْبِهِۦ وَأَنَّهُۥٓ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴿٢٤﴾
8:24 · no commentary for this ayah
وَٱتَّقُوا۟ فِتْنَةً لَّا تُصِيبَنَّ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنكُمْ خَآصَّةً وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ﴿٢٥﴾
فتنه
این یه روشن نفرموده که چه فتنهای مورد نظر است؛ اما از سیاق آیه بر میآید که منظور از این فتنه» بر هم زدن حکومت حقة اسلامی و زمام آن را ناحق به دست گرفتن و تبانی برای از بین بردن احکام قطعی کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) است. آری» ظلم چنین فتنهای به تمام مسلمانان میرسد و خداوند همگان را از چنین فتنهای برحذر داشته است. در روایات اهل بیت(ع4 غصب خلافت از امیرالموّمنین(ع) و برپایی جنگ جمل علیه اوء دو مصداق بارز برای این آیه برشمرده شده است.؟ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» چ۸ ص ۶۰ ۲ نمونه ج ۷ ص ۱۳۲۷ ۳ پیشین» ص ۱۳۹ > ۴ المیزان» چ۸, ص ۵۱ > ۲ نمونهء ج ۷ ص ۱۲۷ > ۳ پیشین؛ ص ۱۳۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِى ٱلْأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ ٱلنَّاسُ فَـَٔاوَىٰكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِۦ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴿٢٦﴾
8:26 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَخُونُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ وَتَخُونُوٓا۟ أَمَٰنَٰتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ﴿٢٧﴾
خیانت در امانت؛ از منفورترین اعمال
خیانت به معنای خودداری از پرداخت حقی است که انسان پرداختن آن را تعهد کرده و کلمةٌ مقابل آن» امانت است. امانت گرچه معمولا به امانتهای مالی گفته میشودء در منطو قرآن مفموم وسیعی دارد که تمام شئون زندگی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی را در بر می کَیرد؛ تا أنجاکه در روایات اسلامی، کَفت وکَوهای خصوصی که در مجلسی کَفته می شود و کوینده راضی نیست افراد دیکَری غیر از حاضرین جلسه از آنها مطلع شوندء امانتی در نزد شنوندگان برشمرده شده است. بنابر این» آب و خاک اسلام نیز در دست مسلمانان امانت الهی است؛ فرزندان آنها امانت هستندهء و از همه بالات قرآن مجید و پیشوایان الهی» دو امانت بزرگ پروردگار محسوب میشوند. به هرحال» خیانت در امانت» از منفورترین اعمال و زشتترین گناهان است و کسی که در امانت خیانت میکند.ء منافق است. در حدیثی از قول پیامبر(ص) نقل شده است: «منافق سه نشانه دارد: هنگام سخن دروغ میگوید؛ به هنگامی که وعده میدهد. تخلف میکند و به هنگامی که امانتی نزد او بگذارند. خیانت میکند. چنین کسی منافق است؛ هرچند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند.»!
وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَآ أَمْوَٰلُكُمْ وَأَوْلَٰدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥٓ أَجْرٌ عَظِيمٌ﴿٢٨﴾
ثروت و فرزندان؛ دو وسیلة آزمایش
این آیه در ادامةٌ آیةُ پیش است و به مسلمانان میفرماید که به خاطر اموال و فرزندانتان» به خدا و پیامبر(ص) و امانتهای دیگران خیانت نکنید. میدانیم که اموال و اولاد برخی از مسلمانان که به مدینه هجرت کرده بودندء هنوز در مکه بود و آنها به خاطر جلب نظر مشرکان, برخی از اخبار سری مسلمانان را در اختیار مشرکان می کذاشتند تا انها نیز به زن و فرزند و اموال ایشان کاری نداشته باشند. این أیه به مسلمانان هشدار داد که شما به وسیلة اموال و اولادتان آزمایش می شوید و مبادا که از این امتحان سرافکنده خارج شوید. به هر حال» این دو (اموال و اولاد) از مواردی هستند که انسان به شدت به آنها دلبستگی دارد. به همین سببء» همةٌ ما باید در این دو میدان بزرگ امتحان» خود را به خدا بسپاریم و به هوش باشیم؛ زیرا افراد بسیاری در این دو میدان لغزیدند و نفرین ابدی را برای خود فراهم کردند.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تَتَّقُوا۟ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّـَٔاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ﴿٢٩﴾
8:29 · no commentary for this ayah
وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ ٱللَّهُ وَٱللَّهُ خَيْرُ ٱلْمَٰكِرِينَ﴿٣٠﴾
8:30 · no commentary for this ayah
وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُنَا قَالُوا۟ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَآءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَٰذَآ إِنْ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ﴿٣١﴾
8:31 · no commentary for this ayah
وَإِذْ قَالُوا۟ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ ٱلْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴿٣٢﴾
8:32 · no commentary for this ayah
وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ﴿٣٣﴾
حضور پیامبر(ص) و استغفار؛ دو عامل مصونیت از عذاب
امام محمد باقر(ع) از امیرالموّمنین علی(ع) روایت کرده که فرمود:« بر روی زمین» دو چیز ماه امنیت و مصونیت از عذاب خداست: یکی از آنها برداشته شد و دیگری باقی است؛ آن را بگیرید و به آن تمسک جویید. اما امانی که برداشته شد. پیامبر خدا(ص) بود و امانی که باقی است. آمرزش خواهی و استغفار است (سپس این آیه را تلاوت کرد).» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۷» ص ۱۳۶ > ۴ - نورا لثقلیر »ج ۳ ص ۴۱ > ۲ المیزان» ۸ ص ۵۶ > ۳ نمونهء ج۷ء ص ۱۳۸ > ۱/۸۰ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ ٱللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَمَا كَانُوٓا۟ أَوْلِيَآءَهُۥٓ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُتَّقُونَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿٣٤﴾
مدیریت مساجد از سوی پرهیزگاران
گرچه این حکم در بارةٌ مسجدالحرام گفته شده است» شامل همه کانونهای دینی و مساجد و مراکز مذهبی میشود که متولیان و متصدیان آنها باید از پاکترین و پرهی زگارترین و فعالترین مردم باشند تا این کانونها را پاک و زنده و مرکز تعلیم و تربیت و بیداری و آگاهی قرار دهند. چنان که در بسیاری از کشورهای اسلامی دیده میشودء نباید مشتی افراد زایدء آلوده» خودفروخته و وابسته به حکومتهای بیگانه متصدی مساجد و مراکز فرهنگی اسلامی باشند تا این مراکز را به دکّههای تجاری و مراکز تخدیر افکار و بیگانگی از حق تبدیل کنند. اگر مسلمانان همین دستور اسلامی در بارةٌ مساجد و کانونهای مذهبی را اجرا میکردندء امروز جوامع اسلامی شکل دیگری داشت. نمونهای از عبادت عرب جاهلی: در تاریخ میخوانیم که گروهی از اعراب در زمان جاهلیت» به هنگام طواف خانةٌ کعبه, لخت مادرزاد میشدند و سوت میکشیدند و کف میزدند و نام این کار را عبادت میگذاشتند. همچنین نقل شده هنگامی که پیامبر در کنار حجرالاسود رو به سوی شمال میایستاد تا هم مقابل کعبه باشد و هم بیت المقدس و مشغول نماز مشد، دو نفر از طایفه بنسهم در طرف راست و حپ ان حضرت می ایستادند که یکی فریاد میکشید و دیگری کف میزد تا پیامبر(ص) را در نماز بیازارند. هنگامی که انسان صفحات تاریخ عرب جاهلی را ورق میزند و قسمتهایی را که در قرآن آمده» بررسی میکنده میبیند که با کمال تعجب در عصر ما - که به اصطلاح عصر فضا و اتم نیز هست -کسانی هستند که با تکرار اعمال زمان جاهلیت» خود را در صف عبادتکنندگان میپندارند. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ ٱلْبَيْتِ إِلَّا مُكَآءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ﴿٣٥﴾
8:35 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ لِيَصُدُّوا۟ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِلَىٰ جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ﴿٣٦﴾
8:36 · no commentary for this ayah
لِيَمِيزَ ٱللَّهُ ٱلْخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ ٱلْخَبِيثَ بَعْضَهُۥ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُۥ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُۥ فِى جَهَنَّمَ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ﴿٣٧﴾
جایگاه خوبیها و بدیها
خداوند در یه پیش خبرداد که کافران در اهداف شیطانی خویش ناکام خواهند ماند. آنها تمام تلاش خود را صرف کرده» اموال بسیاری را خرج میکنند تا نور خدا را خاموش کنند و دین السی را نابود کنند؛ اما تلاش آنها جز نومیدی ثمری نخواهد داشت و در آخر پشیمان و زیانکار خواهند شد. این آیه» دلیل این مطلب را بیان میکند و میفرماید: تمام اعمال و تحرکات در این جهان» در محدودةٌ قانون الهی قرار دارد و قانون الهی این است که خوب و بد و پاک و ناپاک از هم جدا گردد و بدیها روی هم جمع شود و در آخر در جهنم قرار گیرد. آری» جهنم سرای نابودی است؛ جایی که کاروان بدیها در آنجا ساکن میشود و با آتش خشم الهی تا ابد میسوزد. بهشت اما محل اجتماع همةٌ خوبیهاست و همةٌ پاکیها و نیکیها در آخر به آتجا میرسند و تا ابد در آنجا خواهند ماند. این آیه به این قانون مسلّم الهی اشاره میکند که هر چیز خوبی عاقبت به اصل خوبیها و هر چیز بدی عاقبت به اصل بدیها خواهد رسید.
قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِن يَنتَهُوا۟ يُغْفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِن يَعُودُوا۟ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ ٱلْأَوَّلِينَ﴿٣٨﴾
8:38 · no commentary for this ayah
وَقَٰتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ ٱلدِّينُ كُلُّهُۥ لِلَّهِ فَإِنِ ٱنتَهَوْا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴿٣٩﴾
ممهدی(ع)» شرک را از روی زمین ریشهکن میکند
از امام صادق(ع) در ذیل این آیه نقل شده است: «تأویل و تفسیر نهایی این آیه هنوز فرا نرسیده است و هنگامی که قائم ما قیام کند. کسانی که زمان او را درک کنند. تأویل این آیه را خواهند دید. به خدا سوگند. دین محمد(ص) به جایی خواهد رسید که شبی برسد و مشرکی بر روی زمین نباشد.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱-نمونهء ج۷ء ص ۱۵۶ > ۴ نمونهء ج ۷ ص ۱۶۶ > ۱-نمونهء ج/۷ء ص ۱۵۶ ۲- پیشین» ص ۱۵۷ ۳ المیزان» ج۹» ص۷۵ > ۳ المیزان» ج۹» ص۷۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَإِن تَوَلَّوْا۟ فَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ مَوْلَىٰكُمْ نِعْمَ ٱلْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ ٱلنَّصِيرُ﴿٤٠﴾
8:40 · no commentary for this ayah
وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَىْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُۥ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَٰمَىٰ وَٱلْمَسَٰكِينِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ إِن كُنتُمْ ءَامَنتُم بِٱللَّهِ وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا يَوْمَ ٱلْفُرْقَانِ يَوْمَ ٱلْتَقَى ٱلْجَمْعَانِ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ﴿٤١﴾
خمس
این آیه» تنها آیهای از قرآن است که به موضوع خمس اشاره دارد. توضیح این حکم الهی در تفاسیر و کتابهای فقه و احکام به طور مشروح آمده است؛ اما در این مختصر به چند نکتةٌ مهم اشاره میگردد: ۱- از روایات فهمیده میشود که منظور از «ذیالقربی» (نزدیکان) در این آّیه» همه خویشاوندان پیامبر(ص) نیست؛ بلکه منظور امامان اهل بیت(ع) هستند. با توجه به این که آنها جانشینان پیامبر و رهبران حکومت اسلامی بوده و هستندء علت دادن این یک سهم از خمس به آنها روشن میگردد. به تعبیر دیگر» سهم خداء سهم پیامبراص) و سهم ذیالقربی هر سه متعلق به رهبر حکومت اسلامی است. او زندگی سادةة خود را از آن اداره میکند و بقیه را در مخارج گوناگونی که لازمة رهبری امت است, مصرف خواهد کرد که همان نیازهای جامعه و مردم است. ۲- طبق روایات منظور از یتیمان» مسکینان و واماندگان در راه» تنها یتیمان» مسکینان و واماندگان در راه از بنیهاشم و سادات هستند. بر اساس روایات - و حتی معنای لغوی «غنیمت» - منظور از غنیمت در این یه هر گونه فایدهای است که از طریق تجارت یا کسب و کار یا جنگ به دست میآید و نه فقط غنیمت جنگی. آیا اختصاص نیمی از خمس به بنیهاشم تبعیض نیست؟ اولاً نیمی از خمس که مربوط به سادات و بنیهاشم استء منحصراً باید به نیازمندان آنان داده شود؛ آن هم به اندازة احتیاجات یک سال و نه بیشتر. بنایر این تنهاء از کار افتاده و بیمار یا کودک یتیم یا کسان دیگری که به علتی از نظر هزین زندگی در بنبست قرار دارند» میتوانند از آن استفاده کنند و کسانی که قادر به کار کردن هستند و میتوانند درآمدی داشته باشند که زندگی آنها را بگرداند» نمیتوانند از این قسمت خمس استفاده کنند و جملهای که در میان بعضی از عوام معروف است و میگویند «سادات میتوانند خمس بگیرند؛ هر چند ناودان خانة آنها طلا باشد»» گفتار عوامانهای بیش نیست و هیچ گونه پایه و اساسی ندارد. ثانیاً مستمندان و نیازمندان بنیهاشم حق ندارند چیزی از زکات مصرف کنند و به جای آن میتوانند تنها از همین قسمت خمس استفاده کنند. ثالناً اگر سهم سادات که نیمی از خمس است» بیش از نیاز سادات نیازمند باشد» باید آن را به بیتالمال ریخت و در مصارف دیگر مصرف کرد؛ همان طور که اگر سهم سادات برای آنها کفایت نکندء باید از بیتالمال یا سهم زکات به آنها داد. با توجه به این جهات سهگانه روشن میشود که در حقیقت هیچگونه تفاوتی از نظر مادی میان سادات و غیر سادات گذارده نشده است. نیازمندان غیر سادات میتوانند مخارج سال خود را از محل زکات بگیرند؛ ولی از خمس محروماند. نیازمندان سادات نیز تنها میتوانند از محل خمس استفاده کنند و حق استفاده از زکات را ندارند. تنها سوّالی که پیش میآید. این است که اگر هیچگونه تفاوتی از نظر نتیجه میان این دو نبوده است» پس این برنامه چه ثمرهای دارد. در پاسخ گفتهاند که میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات از مالیاتهایی است که از اموال عمومی جامعة اسلامی محسوب میشود و به همین خاطر مصارف آن عموماً در همین قسمت است؛ ولی خمس از مالیاتهایی است که مربوط به حکومت اسلامی است؛ یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان از آن تأمین میشود. بنابر این» محروم بودن سادات از دستیابی به اموال عمومی (زکات) برای دور نگهداشتن خویشاوندان پیامبر(ص) از این قسمت است تا بهانهای به دست مخالفان نیفتد که پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط کرده است؛ ولی از سوی دیگرء نیازمندان سادات نیز باید از طریق دیگر تأمین شوند. این موضوع در قوانین اسلام چنین پیشبینی شده که آنها از بودجةٌ حکومت اسلامی بهرهمند گردند و نه از بودجة عمومی. در حقیقت» خمس نه تنها یک امتیاز برای سادات نیست» بلکه نوعی چارهجویی به خاطر مصلحت عموم و به خاطر سوء ظن پیدا نکردن مردم به آنهاست. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۷» ص ۱۷۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
إِذْ أَنتُم بِٱلْعُدْوَةِ ٱلدُّنْيَا وَهُم بِٱلْعُدْوَةِ ٱلْقُصْوَىٰ وَٱلرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدتُّمْ لَٱخْتَلَفْتُمْ فِى ٱلْمِيعَٰدِ وَلَٰكِن لِّيَقْضِىَ ٱللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَىَّ عَنۢ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ﴿٤٢﴾
8:42 · no commentary for this ayah
إِذْ يُرِيكَهُمُ ٱللَّهُ فِى مَنَامِكَ قَلِيلًا وَلَوْ أَرَىٰكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴿٤٣﴾
8:43 · no commentary for this ayah
وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ ٱلْتَقَيْتُمْ فِىٓ أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَيُقَلِّلُكُمْ فِىٓ أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِىَ ٱللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ﴿٤٤﴾
8:44 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَٱثْبُتُوا۟ وَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴿٤٥﴾
هفت دستور مهم برای مقابله با دشمن
خداوند در این سه آیهء رعایت هفت موضوع را در جنگهای اسلامی و در هنگام مقابله با دشمن» بر موْمنان واجب کرده است: ۱- ثابت قدم بودن ۲ یاد کردن فراوان خدا ٣_ اطاعت از خدا و پیامبر(ص) ٣_ ترک نزاع و کشمکش ه- داشتن صبر و استقامت ء_ بیرون نرفتن از روی هویپرستی و خودنمایی نکردن در برابر مردم ۷- باز نداشتن مردم را از راه خدا. مجموع این مور هفتگانه, قانون کامل و جامع نظامی و جنگی است که چیزی از لیات دستورهای مهم جنگی را فروگذار نکرده است. اگر در جنگهایی که در زمان پیامبر(ص) واقع شد (مانند بدر» احد» خندق» حنین و...)» به دقت تأمل گردد این نکته روشن میشود که اگر مسلمانان در جنگی پیروز شدندء به دلیل رعایت این دستورها و اهمیت دادن به آنها بود و اگر در جنگی شکست خوردند.ء به دلیل آن بود که این دستورها یا برخی از آنها را رعایت نکردند و به آن اهمیت ندادند.
وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَنَٰزَعُوا۟ فَتَفْشَلُوا۟ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَٱصْبِرُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴿٤٦﴾
هفت دستور مهم برای مقابله با دشمن
خداوند در این سه آیهء رعایت هفت موضوع را در جنگهای اسلامی و در هنگام مقابله با دشمن» بر موْمنان واجب کرده است: ۱- ثابت قدم بودن ۲ یاد کردن فراوان خدا ٣_ اطاعت از خدا و پیامبر(ص) ٣_ ترک نزاع و کشمکش ه- داشتن صبر و استقامت ء_ بیرون نرفتن از روی هویپرستی و خودنمایی نکردن در برابر مردم ۷- باز نداشتن مردم را از راه خدا. مجموع این مور هفتگانه, قانون کامل و جامع نظامی و جنگی است که چیزی از لیات دستورهای مهم جنگی را فروگذار نکرده است. اگر در جنگهایی که در زمان پیامبر(ص) واقع شد (مانند بدر» احد» خندق» حنین و...)» به دقت تأمل گردد این نکته روشن میشود که اگر مسلمانان در جنگی پیروز شدندء به دلیل رعایت این دستورها و اهمیت دادن به آنها بود و اگر در جنگی شکست خوردند.ء به دلیل آن بود که این دستورها یا برخی از آنها را رعایت نکردند و به آن اهمیت ندادند.
وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ خَرَجُوا۟ مِن دِيَٰرِهِم بَطَرًا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ﴿٤٧﴾
هفت دستور مهم برای مقابله با دشمن
خداوند در این سه آیهء رعایت هفت موضوع را در جنگهای اسلامی و در هنگام مقابله با دشمن» بر موْمنان واجب کرده است: ۱- ثابت قدم بودن ۲ یاد کردن فراوان خدا ٣_ اطاعت از خدا و پیامبر(ص) ٣_ ترک نزاع و کشمکش ه- داشتن صبر و استقامت ء_ بیرون نرفتن از روی هویپرستی و خودنمایی نکردن در برابر مردم ۷- باز نداشتن مردم را از راه خدا. مجموع این مور هفتگانه, قانون کامل و جامع نظامی و جنگی است که چیزی از لیات دستورهای مهم جنگی را فروگذار نکرده است. اگر در جنگهایی که در زمان پیامبر(ص) واقع شد (مانند بدر» احد» خندق» حنین و...)» به دقت تأمل گردد این نکته روشن میشود که اگر مسلمانان در جنگی پیروز شدندء به دلیل رعایت این دستورها و اهمیت دادن به آنها بود و اگر در جنگی شکست خوردند.ء به دلیل آن بود که این دستورها یا برخی از آنها را رعایت نکردند و به آن اهمیت ندادند.
وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ أَعْمَٰلَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ ٱلْيَوْمَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَإِنِّى جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّى بَرِىٓءٌ مِّنكُمْ إِنِّىٓ أَرَىٰ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّىٓ أَخَافُ ٱللَّهَ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ﴿٤٨﴾
شیطان در میان مشرکان
در این که نفوذ شیطان در دل مشرکان و طرح این گفتوگوها با آنها در صحنةٌ بدر به چه صورت بوده» در میان مفسران مباحثه است و به طور کلی دو عقیده وجود دارد: ۱- جمعی معتقدند که این کار از طریق وسوسههای باطنی صورت گرفته است؛ یعنی شیطان با وسوسههای خویش و استفاده از صفات منفی و شیطانی مشرکان» اعمالشان را در نظرشان جلوه داد و به آنما چنین وانمود کرد که نیروی شکستناپذیری در اختیار دارند و نوعی پناهگاه و اتکای باطنی در آنها تولید کرد؛ اما پس از مجاهدة سرسختانهٌ مسلمانان و حوادث اعجازآمیزی که سبب پیروزی آنها گردید. آثار این وسوسهها از دل آنما برچیده شد و احساس کردند که شکست در برابر انها قرار کَرفته و هیج تکیه کاهی برای انها نیست؛ بلکه کیفر و مجازات سختی از طرف خدا در انتظار آنهاست. ۲- جمعی دیگر معتقدند که شیطان به شکل انسانی محسم شد و در برابر آزها آشکار گردید. در روایتی که در بسیاری از کتب نقل شده» میخوانیم: «فریش هنگامی که تصمیم راسخ برای حرکت به سوی میدان بدر گرفتء از حملةٌ طایفةٌ بنیکنانه بیمناک بود؛ زیرا پیشتر با هم خصومت داشتند. در این موقع» ابلیس در چهرهٌ «سراقه بن مالک» که از سرشناسان قبیلةٌ بنیکنانه بودء به سراغ آنها آمد و به آنها اطمینان داد که با شما موافق و هماهنگ هستم و کسی بر شما پیروز نمیگردد و در میدان بدر شرکت کرد؛ اما هنگامی که نزول ملائکه را مشاهده کرد عقبنشینی و فرار کرد و لشکر نیز به دنبال ضربههای سختی که از مسلمانان خورده بودء با مشاهدةٌ کار ابلیس پا به فرار گذاشت. هنگامی که مشرکان به مکه بازگشتند.ء گفتند: سراقه بن مالک» سبب فرار قریش شد. این سخن به گوش سراقه رسید و سوگند یاد کرد که من به هیچ وجه از این موضوع آگاهی ندارم» و هنگامی که نشانههای متعدد وضع او در میدان بدر را باز گفتند» همه را انکار کرد و قسم خورد که چنین چیزی نبوده و او از مکه حرکت نکرده است. به این ترتیب معلوم شد که آن شخص, سراقة بن مالک نبوده.» ظاهر تعبیرات و گفتوگوهایی که در این آیه آمده با مجسم شدن ابلیس سازگارتر است.
إِذْ يَقُولُ ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَٰٓؤُلَآءِ دِينُهُمْ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴿٤٩﴾
منظور از منافقان در این آیه
در این که منظور از منافقان و آنان که در قلبشان مرض استء» چه کسانی هستندء در میان مفسران گفتوگو است. این گروه» یا منافقانی هستند که در مدینه به صفوف مسالمانان پیوسته بودند و اظهار اسلام و ایمان میکردند؛ اما در باطن با آنها نبودند؛ یا آنهایی که در مکه به ظاهر ایمان آورده بودند؛ ولی از هجرت سرباز زدند و در میدان بدر به صفوف مشرکان پیوستند و به هنگامی که کمی نفرات مسلمانان را در برابر لشکر کفر دیدند، در تعجب فرو رفته، کَفتند: این جمعیت مسلمانان، فریب دین و آیین خود را خوردند و به این میدان گام گذاردند. در هر حال» خداوند از نیت باطنی آنها خبر میدهد و اشتباه آنان و همفکرانشان را روشن میکند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۷» ص ۱۹۴ > ۱- نمونهء ج۷» ص ۱۹۴ ۲-پیشین» ص ۲۰۱ ۳ پیشین» ص ۲۰۲ > ۳ پیشین» ص ۲۰۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَلَوْ تَرَىٰٓ إِذْ يَتَوَفَّى ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَٰرَهُمْ وَذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلْحَرِيقِ﴿٥٠﴾
8:50 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّٰمٍ لِّلْعَبِيدِ﴿٥١﴾
8:51 · no commentary for this ayah
كَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ﴿٥٢﴾
8:52 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴿٥٣﴾
تغییر نعمت به دست خود انسانهاست
از امام باقر(ع) نقل شده است: «خداوند به طور قطع حکم کرده است که نعمتی را - که بر بندهاش ارزانی داشته - نگیرد؛ مگر اینکه از آن بنده گناهی سر بزند و به خاطر آن گناه, مستحق نقمت و گرفتاری گردد.» در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم: «خداوند پیامبری از پیامبرانش را به سوی قومی برانگیخت و به او وحی کرد که به قومت بگو: این مطلب بدون استثناست که اهل هر آبادی و هر مردمی که به خاطر اطاعت من در خوشی و خرمی هستند. اگر از آنچه من میپسندم. برگردند.» من نیز آنها را از حالی که دوست دارند» به حالی که دوست ندارند. برمیگردانم و اهل هر آبادی و هر خانوادهای که به خاطر سرکشی از فرامین من گرفتار هستند. اگر از آنچه من نمیپسندم, به آنچه یه استفاده میشود که بین تحولات نفسانی انسان و حوادث روزء ارتباط مستقیم برقرار است؛ به طوری که انسانها با تغییر اوضاع و احوال درونی خودء سبب تحول حوادث بیرونی میشوند.
كَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَٰهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ وَكُلٌّ كَانُوا۟ ظَٰلِمِينَ﴿٥٤﴾
8:54 · no commentary for this ayah
إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ﴿٥٥﴾
بهودیان پیمانشکن
آیات گذشته در بارة وضعیت مشرکان» جنگ با آنها و عاقبت کار آنها بود. از این یه به بعدء احکام و دستورهای دیگری در بارةٌ جنگ» صلح» پیمانها و نقض آنها و... بیان شده است. البته آیات 0۵ ۵۶ ۵۷ و ۵۸ بر طایفههای یهود که در مدینه و اطراف آن حضور داشتند.ء منطبق است. پیامبر(ص) با این طایفهها پیمان بست که آنها به پیامبر و مسلمانان زیانی نرسانند و علیه آنها نیرنگی به کار نبرند و به دشمنان اسلام کمک نکنند در عوض بر دینشان باقی بمانند و از امنیت برخوردار باشند؛ ولی آنها یکی پس از دیگری پیمانهایشان را شکستند تا این که خداوند به پیامبر(ص) فرمان داد با آنها بجنگد (برای اطلاع بیشتر از تاریخ یهود مدینه به تفسیر المیزان در ذیل این آّیات مراجعه شود.). > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Mīzān.
ٱلَّذِينَ عَٰهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِى كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ﴿٥٦﴾
8:56 · no commentary for this ayah
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِى ٱلْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ﴿٥٧﴾
8:57 · no commentary for this ayah
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَٱنۢبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَآءٍ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْخَآئِنِينَ﴿٥٨﴾
8:58 · no commentary for this ayah
وَلَا يَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ سَبَقُوٓا۟ إِنَّهُمْ لَا يُعْجِزُونَ﴿٥٩﴾
8:59 · no commentary for this ayah
وَأَعِدُّوا۟ لَهُم مَّا ٱسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ ٱلْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِۦ عَدُوَّ ٱللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَءَاخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ ٱللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِن شَىْءٍ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ﴿٦٠﴾
لزوم آمادگی کامل برای مقابله با دشمن
در این آیه» یک اصل اساسی در زمینةٌ جهاد اسلامی و حفظ موجودیت مسلمانان و مجد و عظمت و افتخارات آنان بیان شده و تعبیر یه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی کاملاً تطبیق میکند. کلمة قَُةَ معنای وسیعی را در بر دارد. بنابر این نه تنها وسایل جنگی و سلاحهای مدرن هرعصری را در بر میگیرد» بلکه تمام نیروها و قدرتهایی را که به نوعی در پیروزی بر دشمن اثر دارد, شامل میشود؛ اعم از نیروهای مادی و معنوی. بنابر این» علاوه بر اینکه باید از پیشرفتهترین سلاحهای هر زمان بهره گرفت» باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان که قوه و نیروی مهمتری است نیز پرداخت. همچنین از کسب قدرت اقتصادی» فرهنگی و سیاسی که آنها نیز در مفهوم قَوّة مندرج است و نقش بسیار موّثری در پیروزی بر دشمن دارد نیز نباید غفلت کرد.؟ البته هدف از این آمادهسازی» تهاجم بر کسی نیست؛ بلکه هدفء ترساندن دشمنان است؛ همان ترس و وحشتی که مایة جلوگیری از بروز جنگ و پیکار میشود. در واقع تقویت بنیةٌ دفاعی همیشه خود یک دفاع مور و یک عامل بازدارنده در برابر تهاجم دشمن است و این هدفی است. از قوقة, تیر است.» در روایت دیگری میخوانیم که منظور از آَنْ» هرگونه سلاح است. باز در روایتی میخوانیم که منظور از آن» شمشیر و سپر است. سرانجام در روایت دیگری میخوانیم که یکی از مصداقهای قَوَة در این آیه» سیاه کردن موهای سفید است؛ یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگسال» چهرةٌ جوانتری میدهد تا دشمن مرعوب گرددء از نظر دور نداشته است و این نشان میدهد که چه اندازه مفهوم قوٍة در این یه وسیع > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» چ۸ ص ۱۱۲ ۲- تفسیر موضوعی» چ۱۲ ص ۱۹۳ ۳ المیزان» جچ ص ۱۱۳ > ۴ نمونهء ج/۷ ص ۲۲۲ > ۲- تفسیر موضوعی» ج۰۱۲ ص ۱۹۳ > ۴ نمونهء ج۷ء ص ۲۲۲ ۵- پیام قرأن» ج۰۱۰ ص ۳۳۶ ۶- نمونه ج۷ ص ۲۲۲ > ۳ المیزان» ج* ص ۱۱۳ > ۶- نمونه ج/ ص ۲۲۲ > ر ۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Tafsīr-i Mawḍūʿī.
وَإِن جَنَحُوا۟ لِلسَّلْمِ فَٱجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ﴿٦١﴾
8:61 · no commentary for this ayah
وَإِن يُرِيدُوٓا۟ أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ ٱللَّهُ هُوَ ٱلَّذِىٓ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِۦ وَبِٱلْمُؤْمِنِينَ﴿٦٢﴾
8:62 · no commentary for this ayah
وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًا مَّآ أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُۥ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴿٦٣﴾
8:63 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ حَسْبُكَ ٱللَّهُ وَمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿٦٤﴾
8:64 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ حَرِّضِ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَى ٱلْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَٰبِرُونَ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفًا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ﴿٦٥﴾
جهاد یک مسلمان در مقابل ده کافر
گرچه این آیه به صورت خبر دادن از غلبةٌ یک نفر بر ده نفر آمده» به قرینةٌ آَیةٌ بعد که میفرماید «الان خفف الله عنکم» (هم اکنون خداوند این تکلیف را برشما تخفیف داد..)» روشن میشود که منظور از آَن» تعیین وظیفه و برنامه و دستور است و نه تنها دادن یک خبر ساده» و به این ترتیب» مسلمانان نباید منتظر این باشند که از نظر نفرات جنگی با دشمن در یک سطح مساوی قرار گیرند؛ بلکه حتی اگر عدد آنها یک دهم نفرات دشمن باشد» باز جهاد واجب است.! باید توجه داشت که این آیه و آَیةٌ بعد گرچه با هم نازل شده» از وضعیت موّمنان در دو زمان متفاوت خبر میدهد و وظیفةٌ آنها را در دو حال متفاوت بیان میدارد. یکی مربوط به زمانی است که موّمنان از نظر بینش الهی بالا و از جهت روحی قوی باشند که در این صورت» هر یک از آنها با ده نفر مقابله میکند؛ دیگری در زمانی که از نظر بینش و قدرت روحی در حد پایینتری قرار دارند که در این صورت هر یک از آنها با دو نفر مبارزه میکند. نکتهای که توجه به آن بسیار دارد؛ ولی رابطةٌ میان این دو بسیار نزدیک و محکم است؛ چه این که موّمنان راه خود را به خوبی میشناسند.ء مهم است. این است که خداوند دلیل این حکم را فهم و شعور نداشتن دشمنان بیایمان گفته است. این تعلیل در آغاز عجیب و شگفتآور به نظر میرسد که چه ارتباطی میان آگاهی و پیروزی یا نداشتن آگاهی و شکست وجود هدف آفرینش و وجود خود را درک میکنند و از نتایج مثبتی که در این جهان و پاداشهای فراوانی که در جهان دیگر در انتظار مجاهدان استء باخبرند. آنها میدانند برای چه میجنگند و برای که پیکار میکنند و در راه چه هدف مقدسی فداکاری میکنند و اگر در این راه قربانی و شهید شوندء حسابشان با کیست. این مسیر روشن و این أکاهی، به أنان صبر و استقامت ویایمردی می بخشد؛ اما افراد بی ایمان یا بتپرست، درست نمی دانند برای چه میجنگند و برای چه کسی مبارزه میکنند و اگر در این راه کشته شدندء خون آنها را چه کسی جبران خواهد کرد وتنها روی یک عادت و تقلید کورکورانه یا تعصب خشک وبی منطق یا برای به دست اوردن لذات زودکذر مادی به دنبال این مکتب افتادهاند و این تاریکی راه و ناآگاهی از هدف و ندانستن پایان کار و نتیجهٌ مبارزه» ارادة آنها را سست میکند و توان و استقامتشان را میگیرد و از آنها موجودی ضعیف میسازد.
ٱلْـَٰٔنَ خَفَّفَ ٱللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴿٦٦﴾
8:66 · no commentary for this ayah
مَا كَانَ لِنَبِىٍّ أَن يَكُونَ لَهُۥٓ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ يُثْخِنَ فِى ٱلْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴿٦٧﴾
ء. پیش از پیروزی کامل، اسیر کرفتن ممنوع
این آیه، مسلمانان را به این نکته حساس جنکی توجه میدهد که مسلمانان پیش از اطمینان از شکست کامل دشمن نباید به فکر گرفتن اسیر باشند؛ زیرا چنان که از پارهای از روایات استفاده میشودء بعضی از مسلمانان تازهکار در میدان بدر سعی داشتند دشمن را تا ممکن است. اسیر کنند؛ برای این که طبق معمول جنگهای آن روزء» پس از خاتمةٌ جنگء مبلغ فراوانی به نام فدیه یا فداء میگرفتند و اسیران را در مقابل آن آزاد میکردند. این کار ممکن است در بعضی از مواقع کار خوبی محسوب شود؛ ولی قبل از اطمینان کامل از شکست دشمن، کار خطرناکی است؛ زیرا مشغول شدن به کَرفتن اسیران و بستن دستهای آنها و انتقال آنان به یک محل مناسب در بسیاری از اوقات» جنگجویان را از اصل هدف جنگ باز میدارد» و چه بسا به دشمن زخمخورده امکان دهد که حملات خود را تشدید کند و جنگجویان را درهم بکوبد؛ همانگونه که در جنگ احدء توجه به جمعآوری غنایم» گروهی از مسلمانان را به خود مشغول کرد و دشمن از فرصت بهره گرفت و ضربة نهایی خود را بر مسلمانان وارد کرد. بنابر این» گرفتن اسیرء تنها در وقتی مجاز است که اطمینان کامل از پیروزی بر دشمن حاصل شده و در غیر این صورت باید با ضربات قاطع و کوبنده و پی در پی» قدرت و نیروی دشمن مهاجم را از کار بیندازند. البته به محض حصول اطمینان از این موضوع» ادب انسانی ایجاب میکند که دست از کشتن بردارند و به اسیر کردن قناعت کنند. ۱- نمونه ج/۷ ص ۲۳۶ ٣- بیشین، ص ٢٣٣ ۲ المیزان» ج۸ ص ۱۲۸ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۷ ص ۲۳۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
لَّوْلَا كِتَٰبٌ مِّنَ ٱللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَآ أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴿٦٨﴾
8:68 · no commentary for this ayah
فَكُلُوا۟ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَٰلًا طَيِّبًا وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿٦٩﴾
8:69 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ قُل لِّمَن فِىٓ أَيْدِيكُم مِّنَ ٱلْأَسْرَىٰٓ إِن يَعْلَمِ ٱللَّهُ فِى قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِّمَّآ أُخِذَ مِنكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَٱللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿٧٠﴾
فواید اسلام آوردن اسیران کافر
منظور از این جمله که میفرماید «اگر خداوند خیری در دلهای شما بداند» همان ایمان و پذیرش اسلام است و منظور از «بهتر از آنچه از شما گرفته, به شما میدهد» پاداشهای مادی و معنوی است که در سایة اسلام و ایمان عاید آنها میشود و به مراتب» بالاتر از مبلفی است که به اسم فدیه - برای آزاد شدن خود - پرداختهاند. علاوه بر این پاداشهاء لطف دیگری که خدا در بارة اسیران میفرماید» مربوط به گناهانشان است که به یقین بعد از ایمان آوردن» فکر آنها را ناراحت میکند و روحشان را آزار میدهد و آمرزش آنهاء آرامشی برای آنان است. در روایاتی که از اهل بیت(ع) نقل شده» آمده است که همه اسیران بدر پس از آزادی به مکه بازگشتند؛ جز چند نفر که «عباس بن عبدالمطلب»» عموی پیامبر(ص)» یکی از آنها بود. او پس از این که برای آزادی خود مبلغ فراوانی فدیه پرداخت» مسلمان شد؛ اما بعدها پیامبر(ص) مال زیادی را به جای فدیهای که عباس داده بوده به او بخشید و همین آیه را تلاوت فرمود. به طور کلی پیامبر (ص) درصدد بود اسیرانی را که اسلام آوردهاند» به نحو احسن تشویق کند و اموالی را که پرداختهاند» به طرز بهتری جبران کند.
وَإِن يُرِيدُوا۟ خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا۟ ٱللَّهَ مِن قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴿٧١﴾
8:71 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَوا۟ وَّنَصَرُوٓا۟ أُو۟لَٰٓئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْضٍ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَمْ يُهَاجِرُوا۟ مَا لَكُم مِّن وَلَٰيَتِهِم مِّن شَىْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا۟ وَإِنِ ٱسْتَنصَرُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ فَعَلَيْكُمُ ٱلنَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍۭ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَٰقٌ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴿٧٢﴾
مسئولیت مسلمانان در مورد موّمنان غیر مهاجر
در این آیه و چند آیة بعد (تا پایان سوره) سخن از پنج گروه به میان آمده است؛ چهار گروه از مسلمانان و یک گروه از کافران. آن چهار گروه مسلمان عبارتند از: ۱- مهاجران نخستین ۳۲ انصار و یاران مدینه ۳ آنها که ایمان آوردند ولی مهاجرت نکردند ۴- آنها که بعداً ایمان آوردند و به مهاجران پیوستند. خداوند در مورد گروه سوم میفرماید: «آنها که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند و به جامعة نو شما نپیوستند, هیچ گونه ولایت و تعهد و مسئولیتی در برابر آنها ندارید تا زمانی که اقدام به هجرت کنند.» تنها یک نوع حمایت و مسئولیت را استثنا کرده میفرماید: «هرگاه این گروه (مژمنان غیر مهاجر) از شما به خاطر حفظ دین و آیینشان یاری طلبند (یعنی تحت فشار شدید دشمنان قرار گیرند)» بر شما لازم است که به یاری آنها بشتابید؛ مگر زمانی که مخالفان آنها جمعیتی باشند که میان شما و آنان پیمان ترک مخاصمه بسته شده است.» به تعبیر دیگرء لزوم دفاع از آنان در صورتی است که در برابر دشمنان مشترک قرار گیرند؛ اما اگر در برابر کفاری که با شما پیمان بستهاندء واقع شدهاندء احترام به پیمان, از دفاع از این گروه لازمتر است.
وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُن فِتْنَةٌ فِى ٱلْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ﴿٧٣﴾
فلسفة نهی از رابطة دوستی با کافران
خداوند در آّیات پیش به این نکته اشاره فرمود که مسلمانان باید با یکدیگر رابطة دوستی و برادری داشته و در همه حال یار و یاور یکدیگر باشند؛ چنان که کافران نیز در میان خود چنین رابطهای دارند. البته نباید مسلمانان با کافران چنین رابطهای برقرار کنند. این جمله در حقیقت دلیل دستورهای آیات قبل را بیان میکند. البته هر جامعة بشری به رابطة دوستی و برادری و برابری در میان مردم خود نیازمند است؛ اما چون اساس جامعةٌ اسلامی بر پایةٌ حق و عدل استء ایجاد رابطه و دوستی با کفاری که دشمنان جامعةٌ اسلامی هستندء سبب اختلاط فرهنگی با آنان میشود و عقاید و اخلاق فاسد آنها به جامعهٌ اسلامی سرایت میکند و جامعةٌ مسلمانان را فاسد و تباه میکند. اگر به آنچه امروزه در امت اسلامی میگذردء به دقت بنگریم» خواهیم دید که دنیای اسلام به خاطر عمل نکردن به این دستور» مصداق واقعی فتنه و فساد عظیم شده است. محتوای کلّی سورةٌ توبه : اعلان بیزاری از مشرکان» جنگ با مشرکان و اهل کتاب» تشریح وضعیت منافقان» تشویق برای جهاد و مذخت کسانی که از این وظیفة الهی کناره گرفتهاند» نهی رابط دوستی با کافران و موضوع زکات» محتوای کلی این سوره را تشکیل میدهد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۷» ص ۲۵۲ و پیام قرآن» جچ۰ ص ۳۷۹ ۲ نمونهء ج۷ء ص ۲۵۵ > ۳-المیزان» چ۸ ص ۱۴۵ > ۲ نمونهء ج۷» ص ۲۵۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Payām-i Qurʾān.
وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَوا۟ وَّنَصَرُوٓا۟ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿٧٤﴾
8:74 · no commentary for this ayah
وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنۢ بَعْدُ وَهَاجَرُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ مَعَكُمْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مِنكُمْ وَأُو۟لُوا۟ ٱلْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِى كِتَٰبِ ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۢ﴿٧٥﴾
8:75 · no commentary for this ayah