Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
الٓمٓ﴿١﴾
31:1 · no commentary for this ayah
تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْحَكِيمِ﴿٢﴾
31:2 · no commentary for this ayah
هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ﴿٣﴾
31:3 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ﴿٤﴾
31:4 · no commentary for this ayah
أُو۟لَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ﴿٥﴾
31:5 · no commentary for this ayah
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشْتَرِى لَهْوَ ٱلْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ﴿٦﴾
غنا ؛ یکی از دامهای بزرگ شیطان
«لپو الحدیث» مفهوم وسیع و گستردهای دارد که هرگونه سخنان با آهنگهای سرگرم کننده و غفلتزا که انسان را به بیهودگی یا گمراهی میکشاند. در بر میگیرد؛ خواه از قبیل غنا و الحان و آهنگهای شهوتانگیز و هوسآلود باشدء خواه سخنانی که نه از طریق آهنگ, بلکه از طریق محتواء انسان را به بیهودگی و فساد سوق میدهد. در تفسیر این آیه» روایات متعددی از امامان اهل بیت(ع) نقل شده که یکی از مصداقهای «لپو الحدیث» را که موجب عذاب خوارکننده است» غنا معرفی کردهاند. در حدیثی از امام صادق(ع) میخوانیم که «مجلس غنا و خوانندگی لهو و باطل, مجلسی است که خدا به اهل آن نمینگرد (و آنها را مشمول لطفش قرار نمیدهد) و این مصداق همان چیزی است که خداوند فرموده: «و من الناس من بشتری لهوالحدیث»» از مجموع کلمات فقها در این زمینه میتوان استفاده کرد که غناء آهنگهای طربانگیز و لهو و باطل و متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد است و به صوتی گفته میشود که قوای شهوانی را در انسان تحریک میکند. در روایات اسلامی» غنا به طور اکید نهی شده است. در حدیثی از امام صادق میخوانیم: «خانهای که در آن غنا باشد. ایمن از مصیبت دردناک نیست و دعا در آن به اجابت نمیرسد و فرشتگان وارد آن نمیشوند.» در حدیث دیگری از امام ششم میخوانیم: «غناء روح نفاق را پرورش میدهد و فقر و بدبختی میآفریند.» در روایت دیگری از پیامبر(ص) وارد شده که «شیطان اولین کسی بود که غنا خواند.» در فلسفةٌ تحریم غنا گفتهاند که طبق تجربهء بسیاری افراد تحت تأثیر آهنگهای غناء راه تقوی و پرهیزگاری را رها کرده, به شهوات و فساد روی میآورند. مجلس غنا معمولاً مرکز انواع مفاسد است و آنچه به این مفاسد دامن میزند» همان غنا است. نکنة دیگرء غافل شدن از یاد خداست. تعبیر لهو در مورد غنا که در بعضی از روایات اسلامی آمده» اشاره به همین حقیقت است که غنا انسان را چنان مست شهوات میکند که از یاد خدا غافل میشود. در این آیه خواندیم که لهو الحدیث یکی از عوامل گمراهی از راه خدا و موجب عذاب دردناک است. نکن دیگرء تأثیر زیانبخش غنا و موسیقی بر اعصاب است که گاه آدمی را تا سرحد جنون پیش میبرد و تأثیر آن بر قلب و فشار خون و تحریکات نامطلوب دیگر به حدی است که نیاز به بحث ندارد. از آمارهایی که از مرگ و میرها در عصر ما تهیه شده» چنین استفاده میشود که مرگهای ناگهانی نسبت به گذشته افزایش زیادی یافته است. عوامل این افزایش را امور گوناگونی ذکر کردهاند که از جملةٌ آنها افزایش موسیقی در سطح جهان است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۷ ص ۵ > ۱- نمونهء ج۷ ص ۵ ۲- پیشین» ص ۱۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِىٓ أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴿٧﴾
31:7 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمْ جَنَّٰتُ ٱلنَّعِيمِ﴿٨﴾
31:8 · no commentary for this ayah
خَٰلِدِينَ فِيهَا وَعْدَ ٱللَّهِ حَقًّا وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ﴿٩﴾
31:9 · no commentary for this ayah
خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَىٰ فِى ٱلْأَرْضِ رَوَٰسِىَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ﴿١٠﴾
31:10 · no commentary for this ayah
هَٰذَا خَلْقُ ٱللَّهِ فَأَرُونِى مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِى ضَلَٰلٍ مُّبِينٍ﴿١١﴾
31:11 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَٰنَ ٱلْحِكْمَةَ أَنِ ٱشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِۦ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ حَمِيدٌ﴿١٢﴾
لقمان که بود؟
نام لقمان در دو آیه از قرآن در همین سوره آمده است. در قرآًن» دلیل صریحی بر این که او پیامبر بوده یا حکیم وجود ندارد؛ ولی لحن بیان قرآن در مورد لقمان نشان میدهد که پیامبر نبود. در حدیثی از پیامبر(ص) نیز میخوانیم: «به حق میگویم که لقمان پیامبر نبود؛ ولی بندهای بود که بسیار فکر میکرد و یقینش عالی بود. خدا را دوست میداشت و خدا نیز او را دوست داشت و نعمت حکمت را بر او ارزانی کرده بود...» در بعضی از تواریخ آمده که لقمان؛ غلام سیاهی از مردم سودان مصر بود و به رغم چهرةٌ نازیباء دلی روشن و روحی مصفا داشت. در روایتی آمده که شخصی به لقمان گفت: مگر تو با ما شبانی نمیکردی؟! در پاسخ کَفت: آری، جنین است. سؤال کننده پرسید: پس از کجا این همه علم و حکمت نصیب تو شد؟ در یاسخ گفت: این به خواست خدا بود و به خاطر ادای امانت و راستگویی و سکوت در مورد آنچه به من مربوط نبود. از پیامبر نقل شده است: «روزی لقمان در وسط روز برای استراحت خوابیده بود. ناگهان ندایی شنید که ای لقمان, آیا میخواهی خداوند تو را خلیفهاش در زمین قرار دهد که در میان مردم به حق قضاوت کنی؟ لقمان در پاسخ آن ندا گفت: اگر پروردگارم مخیر کند. راه عافیت را میپذیرم و تن به این آزمون بزرگ نمیدهم؛ ولی اگر فرمان دهد. فرمانش را به جان پذیرا میشوم؛ زیرا میدانم اگر چنین مسئولیتی بر دوش من بگذارد.ء حتماً مرا کمک میکند و از لغزشها نگه میدارد. فرشتگان گفتند: ای لقمان, برای چه؟ گفت: برای اینکه داوری در میان مردم. سختترین منزلگاهها و مهمترین مراحل است و امواج ظلم و ستم از هر سو متوجه آن است. اگر خدا انسان را حفظ کند. شایستةٌ نجات است و اگر راه خطا برود. از راه بهشت منحرف شده است. کسی که در دنیا سربهزیر و در آخرت سربلند باشد. بهتر از کسی است که در دنیا سربلند و در آخرت سربهزیر باشد, و کسی که دنیا را بر آخرت برگزیند. به دنیا نخواهد رسید و آخرت را نیز از دست خواهد داد. فرشتگان از منطق نیکوی لقمان در شگفتی فرو رفتند. لقمان این سخن را گفت و به خواب فرو رفت. خداوند. نور حکمت را در دل او افکند. هنگامی که بیدار شدء زبان به حکمت گشود.»!
وَإِذْ قَالَ لُقْمَٰنُ لِٱبْنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ يَٰبُنَىَّ لَا تُشْرِكْ بِٱللَّهِ إِنَّ ٱلشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ﴿١٣﴾
31:13 · no commentary for this ayah
وَوَصَّيْنَا ٱلْإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُۥ وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍ وَفِصَٰلُهُۥ فِى عَامَيْنِ أَنِ ٱشْكُرْ لِى وَلِوَٰلِدَيْكَ إِلَىَّ ٱلْمَصِيرُ﴿١٤﴾
31:14 · no commentary for this ayah
وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِۦ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِى ٱلدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَٱتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَىَّ ثُمَّ إِلَىَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴿١٥﴾
31:15 · no commentary for this ayah
يَٰبُنَىَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِى صَخْرَةٍ أَوْ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوْ فِى ٱلْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا ٱللَّهُ إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ﴿١٦﴾
31:16 · no commentary for this ayah
يَٰبُنَىَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ وَأْمُرْ بِٱلْمَعْرُوفِ وَٱنْهَ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ ٱلْأُمُورِ﴿١٧﴾
31:17 · no commentary for this ayah
وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِى ٱلْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴿١٨﴾
اعتدال در عمل و سخن
در این دو آیه از دو صفت نهی و به دو صفت امر شده است: نمی از خودبرتربینی و خودپسندی که یکی سبب میشود انسان بر بندگان خدا تکبر کند و دیگری سبب میشود که انسان خود را در حد کمال پندارد و در نتیجه درهای تکامل را به روی خود ببندد و هر چند گاه یک بار خود را با دیگری مقایسه نکند؛ در مقابل این دو صفت مذمومء به رعایت اعتدال در عمل و سخن امر شده است. به راستی کسی که این صفات چهارگانه را دارده در میان مردم خوشبخت و پیروز است و در پیشگاه خدا عزیز و محبوب. جالب توجه این که در یه فریادهای مغروران و ابلهان به صدای الاغ تشبیه شده است؛ چرا که به گفتةُ مفسران» صدای حیوانات دیگر غالبا به واسطةٌ نیاز است اما این حیوان گاهی بیجهت و بدون هیچ گونه نیاز و بی هیچ مقدمه فریاد را وقت و بیوقت سر میدهد و زشت بودن صدای او در میان صداها نیاز به بحث و گفتوگو ندارد. در روایتی از امام صادق(ع) این آیه به عطسهای که با صدای بلند ادا میشود یا داد و فریاد به هنگام سخن گفتن تفسیر گردیده که در حقیقت بیان مصداق روشنی از آن است. در روایات اسلامی آنقدر به موضوع تواضع و حسن خلق و ملاطفت در برخوردها و ترک خشونت در معاشرت اهمیت داده شده که به کمتر چیزی اهمیت داده شده است. شخصی نزد پیامبر(ص) رفت و عرض کرد: ای پیامبر خداء مرا به چیزی سفارش کن. در میان توصیههایی که پیامبر به او فرمودء این توصیه وجود داشت: «برادر مسلمانت را با روی گشاده ملاقات کن.» در حدیث دیگر از پیامبر میخوانیم: «در روز قیامت. چیزی برتر از اخلاق نیکو در ترازوی عمل کسی نهاده نمیشود.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه» ج۰۱۷ ص۴۴ > ۱- نمونهء ج۷ ص۴۴ ۲- پیشین» ص ۵۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَٱقْصِدْ فِى مَشْيِكَ وَٱغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ ٱلْأَصْوَٰتِ لَصَوْتُ ٱلْحَمِيرِ﴿١٩﴾
31:19 · no commentary for this ayah
أَلَمْ تَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُۥ ظَٰهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُجَٰدِلُ فِى ٱللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَٰبٍ مُّنِيرٍ﴿٢٠﴾
نعمتهای آشکار و پنهان
نعمتهای آشکارء مانند گوش و چشم و دیگر اعضا و جوارح و همچنین تندرستی و روزیهای پاکیزه است که با حواس انسان به خوبی درک میشوند؛ اما نعمتهایی از حواس انسان پنهان هستند؛ مثل شعور و اراده و عقل و مقامهای معنوی که با اخلاص در عمل میتوان به آن رسید. این امور با حواس پنجگانه انسانی درکشدنی نیستند. در روایات» امور گوناگونی به عنوان مصداق این دو گروه از نعمتهای الهی بیان شدهاند. در برخی از روایات» نعمت آشکار به امام آشکار» و نعمت پنهان به امام پنهان تفسیر شده است. در حدیثی از امام باقر(ع) میخوانیم: «نعمت آشکار, پیامبر(ص) و آنچه از شناخت خدا و یکتاپرستی آورده است و اما نعمت پنهان, ولایت ما اهل بیت و پیمان دوستی با ما است.» در حدیثی از پیامبر(ص) میخوانیم: «نعمت ظاهر, اسلام است و آفرینش کامل و منظم تو از سوی پروردگار و روزیهایی که به تو ارزانی داشته و نعمت باطن» پوشاندن زشتیهای اعمال تو و رسوا نکردنت در برابر مردم است.» البته منافاتی در میان این تفسیرها وجود ندارد و هر کدام یکی از مصداق های روشن نعمت آشکار و پنهان را بیان میکند؛ بیآن که مفهوم آن را محدود کند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُوا۟ بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ أَوَلَوْ كَانَ ٱلشَّيْطَٰنُ يَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ﴿٢١﴾
31:21 · no commentary for this ayah
وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰ وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلْأُمُورِ﴿٢٢﴾
31:22 · no commentary for this ayah
وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُۥٓ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴿٢٣﴾
31:23 · no commentary for this ayah
نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٍ﴿٢٤﴾
31:24 · no commentary for this ayah
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ قُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿٢٥﴾
31:25 · no commentary for this ayah
لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ﴿٢٦﴾
31:26 · no commentary for this ayah
وَلَوْ أَنَّمَا فِى ٱلْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَٰمٌ وَٱلْبَحْرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَٰتُ ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴿٢٧﴾
کلمات خدا پایان نمیگیرد
این آیه» ترسیمی از علم بیپایان خداست که با ذکر مثالی بسیار گویا و رسا صورت گرفته است. علم انسان هر قدر هم گسترده باشد.ء در برابر علم خداوند ذرهای بیش نیست و آنچه نزد انسان بسیار استء نزد خدا بسیار کم است. کلمات» جمع کلمه و به معنای الفاظی است که انسان با آن سخن میگوید. سپس معنای گستردهتری مییابد و به هر چیزی گفته میشود که میتواند بیانگر مطلبی باشد و از آنرو که مخلوقات گوناگون این جهان هر کدام بیانگر ذات پاک خدا و علم و قدرت اویندء برای هر موجودی و به خصوص موجودات شریف تر این تعبیر به کار رفته است؛ مانند حضرت مسیح(ع) (در آّیات ۱۷۱ نساء و ۴۵ آلعمران). به همین مناسبت نیز «کلمات الثه» به معنای علم و دانش پروردگار به کار رفته است. عبارات این آیه به درستی عجیب و شایان تدبر است. تبدیل تمام درختان به قلم که گاه از یک درخت تنومند میتوان هزاران بلکه میلیونها قلم به وجود آورد و تبدیل دریاها و اقیانوسها به مرکّب و مخصوصاً افزوده شدن هفت دریای دیگر (با توجه به این که عدد هفت در اینجا به معنای تعداد نیست بلکه به معنای تکثیر است)» وسعت و عظمت علم المی را ترسیم میکند. در روایتی میخوانیم: «منظور از آیه این است که علم خدا از این هم بیشتر است و آنچه به شما داده شده. در میان خودتان بسیار اما نزد خدا کم و ناچیز است.» تعبیر این آیه به قدری گویا است که امواج فکر انسان را در افقهای بی کران همراه خود میبرد و غرق در حیرت و ابهت میکند و کوچکی معلوماتش در برابر علم الهی را به او میفهماند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۰۱۶ ص ۲۳۴ و ۲۴۴ > ۴ تفسیر قمی, ج۲, ص ۱۴۳ ۵ نمونه ج۱۷, ص ۷۶ > ۲- نمونهء ج۷ ص ۶۵ > ۵ نمونه» ج۰۱۷ ص ۷۶ > - المیزان, ۶ ص ۲۳۴ و ۲۴۴ ۲ نمونه چ۷ ص ۶۵ ۳ پیشین, ص ۷۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Tafsīr al-Qummī.
مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَٰحِدَةٍ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌۢ بَصِيرٌ﴿٢٨﴾
31:28 · no commentary for this ayah
أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِىٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ﴿٢٩﴾
31:29 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ ٱلْبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْكَبِيرُ﴿٣٠﴾
31:30 · no commentary for this ayah
أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱلْفُلْكَ تَجْرِى فِى ٱلْبَحْرِ بِنِعْمَتِ ٱللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ ءَايَٰتِهِۦٓ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴿٣١﴾
31:31 · no commentary for this ayah
وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَٱلظُّلَلِ دَعَوُا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمْ إِلَى ٱلْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِـَٔايَٰتِنَآ إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ﴿٣٢﴾
31:32 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ وَٱخْشَوْا۟ يَوْمًا لَّا يَجْزِى وَالِدٌ عَن وَلَدِهِۦ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِۦ شَيْـًٔا إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلْغَرُورُ﴿٣٣﴾
بزرگترین عوامل انحراف
این آیه هشدار میدهد که زرق و برق زندگی دنیا شما را نفریید. سپس از فریب شیطان سخن میگوید و در مورد آن اعلام خطر میکند؛ زیرا مردم چند گروهاند: بعضی آنقدر ضعیف و ناتواناند که تنها مشاهدةٌ زرق و برق دنیا برای فریب و غرورشان کافی است؛ اما بعضی که مقاومت بیشتری دارنده وسوسههای شیطان نیز باید به آن افزوده شود و شیطان درون و برون باید دست به دست هم دهند تا آنها فریفته شوند. تعبیرات این آیه» هشداری به همه این گروههاست. ذکر این نکته نیز لازم است که «غرور» به معنای هر موجود فریبنده است و این که آن را به شیطان تفسیر کردهاند. بیان مصداق واضح آن است؛ وگرنه هر انسان فریبنده» هر کتاب فریبنده» هر شخص یا موقعیت وسوسهگر و هر موجودی که انسان را گمراه کندء در مفهوم وسیع این کلمه داخل است. این که بعضی آن را به دنیا تفسیر کردهاندء به خاطر فریبندگی دنیاست. از امام علی(ع) در بارةٌ دنیا نقل شده است: «دنیا میفریبد و زیان میرساند و میگذرد.» نکتهای که باید بدان توجه داشتء این است که فریبندگی دنیا و مذمت آن به خاطر این است که بسیاری از مظاهر زندگی دنیا غفلتزا است و گاه چنان انسان را به خویشتن مشغول میکند که از هر چیز غیر آن غافل میشود. با این حال» در لابهلای صحنههای گوناگون همین دنیای فریبنده» صحنههای گویایی است که ناپایداری جهان و توخالی بودن زرق و برق آن را به روشنترین وجه بیان میکند؛ حوادنی که هر انسان هوشمندی را میتواند بیدار کند و بلکه ناهوشمندان را نیز به هوش آورد. در حدیتی از امام علی(ع) میخوانیم که آن حضرت از کسی شنید که دنیا را مذمت میکند و آن را فریبنده میشمرد. علی(ع) او را توبیخ کرد و فرمود: «.. همانا دنیا سرای راستی است برای کسی که گفتارش را راست انگارد و سرای عافیت است برای کسی که حقیقت آن را در یابد و سرای توانگری است برای کسی که برای آخرتش توشه بر گیرد و سرای اندرز و موعظه است برای کسی که از آن پند گیرد. دنیا مسجد دوستان خدا و محل نماز فرشتگان و محل نزول وحی و بازار یاران خداست.» > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.
إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلْمُ ٱلسَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ ٱلْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِى ٱلْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِى نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِى نَفْسٌۢ بِأَىِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۢ﴿٣٤﴾
علومی که مخصوص خداست
در این آیه, خداوند امور سهگانهای را برشمرده که علم او به طور ویژه بدانها تعلق گرفته است. اولین موردء علم زمان قیامت است که خدا برای خود برگزیده و جز او هیچ کس -حتی پیامبران و امامان - از آن اطلاع ندارد. مورد دوم» نزول باران و آگاهی از ویژگیهای ساکنان رحمهاست (مثشل این که جنین زیباست یا زشت یا از بهشتیان خواهد بود یا از جهنمیان) (برگرفته از خطبةٌ ۱۲۸ نهجالبلاغه) که این هم مخصوص خداست؛ مگر این که خودش شخص دیگری را از آن آگاه کند. دو مطلب آخر (آگاهی از آنچه فردا پیش میآید و آگاهی انسان از محل مرگ خودش) مطالبی است که نوع انسانها از آن دو بیخبرند و به همین جهت» حوادث آینده بر نوع انسانها پوشیده است. البته تذکر این نکته لازم است که چهار مورد آخرء مواردی است که در صورت خواست خداء افرادی غیر از او نیز میتوانند از آنما آگاه باشند. در روایات بسیاری میخوانیم که معصومان از آَیندةٌ خود و زمان و مکان مرگ خویش خبر دادهاند. امام صادق(ع) فرموده است: «امام, علم غیب را نمیداند؛ ولی هنگامی که بخواهد چیزی را بداند» خدا به او تعلیم میدهد.» اگر در روایاتی میخوانیم که امامان علم غیب نمیدانند یا آگاهی از پنچ چیزی که در آیه ذکر شده» تنمها مخصوص خداست؛ بدین سبب است که در زمان ایشان» علم غیب به معنای علم ذاتی و بدون یادگیری از خدا تلقی میشده و است.٩ کاظم(ع) چنین مضمونی آمده که این آگاهی که ما داریم» علم غیب نیست؛ بلکه موروثی از رسول خدا است و هر چه ما میدانیم» از رسول خدا به ما رسیده و هر چه رسول خدا هم میداند. از جانب خدا به او آموخته شده > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۰۱۷ ص۹۵ > ۴ نمونهء چ۱۷ ص۱۰۰ > ۱- نمونهء ج۰۷ ص۹۵ ۲ نهجالبلاغه, کلمات قصار» ش ۱۳۱ ۳ المیزان» چ۰۶ ص ۲۴۳ > ۴ نمونه» چ0۷ ص۱۰۰ ۵- منشور جاوید»ء چ۸» ص ۳۸۹ > ۳ المیزان» ج۰۱۶ ص ۲۴۳ > F1F > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Nahj al-Balāgha.