Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
الٓر كِتَٰبٌ أَنزَلْنَٰهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ ٱلنَّاسَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِ﴿١﴾
پیامبر(ص)؛ پیاده کنندةٌ قرآن
یکی از نکات مهم این آیه» این فرموده است که «ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا تو مردم را از تاریکیها به سوی روشنایی درآوری.» یعنی قرآن مجید گرچه کتاب هدایت و نجات بشر استء نیاز به مجری و پیادهکننده دارد. باید رهبری همچون پیامبر باشد که به وسیلةٌ قرآن» گمگشتگان راه حقیقت را از ظلمات بدبختی به نور سعادت هدایت کند. بنابر این حتی قرآن هم با آن عظمت» بدون وجود رهبر و راهنما و مجری و پیاده کننده» همة مشکلات را حل نخواهد کرد.
ٱللَّهِ ٱلَّذِى لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَٰفِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ﴿٢﴾
14:2 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا عَلَى ٱلْـَٔاخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ضَلَٰلٍۭ بَعِيدٍ﴿٣﴾
امامان(ع)؛ آگاهان از قرآن
چنان که در ابتدای این سوره گفته شدء هدف اصلی این سوره» اثبات حقانیت قرآن است. خداوند در آخرین اه این سوره نیز همین هدف را دنبال کرده و در مقابل کسانی که رسالت پیامبر را انکار میکنند» میفرماید که خداوند خود گواه رسالت پیامبر است. همچنین کسی که قرآن را فرا گرفته و به آن عالم گشته و در آن تخصص یافته باشدء گواهی میدهد که قرآّن از جانب خداست و پیامبر» فرستادة اوست. در بسیاری از روایات اهل بیت(ع)» «کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست» امام علی(ع) و امامان پس از او دانسته شده است؛ زیرا آنان آگاهترین افراد به قرآن هستند و از تمام رموز قرآن مطلعاند.
وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِۦ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ﴿٤﴾
دعوت پیامبران با زبان رایج قوم خود
پیامبران در درجة اول با قوم خود یعنی همان ملی که از میان آنها برمیخاستند» تماس داشتند. نخستین شعاع وحی پیامبران بر آنها میتابید و نخستین یاران و یاوران آنها از میان آنان برگزیده میشدند. بنابر این» هر پیامبری باید به زبان قوم خود سخن بگوید تا حقایق را به روشنی برای آنان اآشکار سازد. همچنین از این جمله استفاده میشود که دعوت پیامبران» دعوتی خارقالعاده نبوده که به طور معجزهآسا مردم را از گمراهی نجات دهد و هدایت کند؛ بلکه پیامبران تنها وظیفه داشتند که با زبان رایج در میان مردم قوم خود با آنها سخن بگویند و دعوت الهی را برای آنها تشریح کنند و فراتر از ایین؛ یی هدایت و گمراهی مردم» دیگر به پیامبران مربوط نبوده و این خداوند است که با توجه به قبول یا انکار دعصوت پیامبران از سوی مردم» هر یک از آنها را به نحو مناسب هدایت یا گمراه میکند.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِـَٔايَٰتِنَآ أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَذَكِّرْهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴿٥﴾
روزهای خدا
مسلّماً تمام روزها و زمانها برای خداست؛ اما تعبیر «ایامالله» (روزهای خدا) نشاندهندة روزهای مخصوصی است که به خاطر حوادنی که در آنها اتفاق افتاده یا خواهد افتاده سلطنت و امر خدا چنان آشکار میگردد که در روزهای دیگر چنین ظهوری ندارد؛ مانند روز مرگ که سلطنت اخروی آشکار میشود و اسباب دنیوی بیتأثیر میگردد؛ یا روز قیامت که هیچ کسی به خواست و ارادةٌ خود نمیتواند کاری برای دیگری انجام دهد و تمام کارها به دست خداست؛ یا روزهایی که خداوند در آنها قوم نوح و عاد و ثمود و... را نابود کرد و قهر و غلبه و سلطة خود را آشکار نمود؛ یا روزهایی که برخی از پیامبران و پیروان آنان را با عنایتی ویژه نجات بخشید؛ مانند روزی که نوح(ع) و همراهانش را از طوفان نجات داد یا آتش را بر ابراهیم(ع) گلستان کرد یا موسی(ع) و قومش را از دریا گذراند و آنها را از شر فرعونیان نجات بخشید. در روایات اهل بیت(ع) نیز مصادیق فراوانی برای ایام اه ذکر شده که یکی از بارزترین آنهاء روز ظهور حضرت مهدی(عج) است. نمونه, ج۰ ص ۲۶۹ و المیزان» ج۰۱۲ ص ۱۵ ۵- المیزان» ۰۱۲ ص ۱۷ ۲ نمونه ج۱۰ ص ۲۵۹ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۱۱ ص ۳۸۹ ۲ نمونهء ج۱۰ ص ۲۵۹ ۳- پیشین» ص ۲۶۷ > ۵- المیزان» ۰۱۲ ص ۱۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَىٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَآءَكُمْ وَفِى ذَٰلِكُم بَلَآءٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ﴿٦﴾
14:6 · no commentary for this ayah
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ﴿٧﴾
حقیقت کر
بدون شک خداوند در برابر نعمتهایی که به ما میبخشد. نیازی به شکر ما ندارده و اگر به شکرگزاری دستور داده» برای باز افزایی آن نعمتهاست. مهم این است که ببینیم حقیقت شکر چیست تا روشن شود که رابطةٌ آن با افزونی نعمت چیست و چگونه میتواند خود یک عامل تربیتی باشد. حقیقت شکرء تنها تشکر زبانی مانند گفتن «الحمد لّه» و مانند آن نیست بلکه شکر دارای سه مرحله است: نخست آن که به دقت بیندیشیم که بخشندةٌ نعمت کیست و به او توجه کنیم. دومین مرحله, شکر زبانی است. مرحلة سوم که از همه مهمتر است» شکر عملی است؛ یعنی این که درست بیندیشیم که هر نعمتی برای چه هدفی به ما داده شده است و آن را در مورد خودش به کار گیریم که اگر چنین نکنیم» کفران نعمت کردهایم. آری» اگر نعمت چشم را در راه دیدن نشانههای الهی» نعمت گوش را در راه شنیدن یات خداء نعمت عقل را در راه شناخت آفریدگار هستی و به طور کلی هر نعمتی را در مسیر خود مصرف کردیم» خداوند را شکر کردهایم؛ اما اگر همین نعمتها وسیلهای برای طغیان و خودپرستی و غرور و غفلت و بیگانگی از خدا شدء مسلّماً کفران نعمت کردهایم؛ اگر چه همواره با زبان» خدا را شکر کنیم. امام صادق(ع) میفرماید: «کمترین شکر این است که نعمت را از خدا بدانی؛ بدون آنکه خدا را فراموش کنی و دلت به کلی به آن نعمت مشغول گردد. و به آنچه خدا به تو اعطا کرده, راضی باشی و آن را وسیلةٌ نافرمانی او قرار ندهی و با امر و نهی او با استفاده از نعمتهایش مخالفت نکنضی.» از اینجا روشن میشود که شیوةٌ شکر کردن برای قدرت و علم و نیروی فکر و اندیشه و نفوذ اجتماعی و مال و ثروت و سلامت و تندرستی کدام است و کفران آن چگونه است. در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم: «شکر نعمت. پرهیز از گناهان است.» همچنین از اینجا رابطةٌ میان شکر و فزونی نعمت روشن میشود. هرگاه انسانها نعمتهای خدا را درست در همان هدفهای واقعی نعمت صرف کنندء در عمل ثابت میکنند که لیاقت آن نعمتها را دارند و این لیاقت و شایستگی سبب فیض بیشتر و موهبت افزونتر میگردد. در برابر این گروه؛ افراد نالایق و ناشایستی هستند که حتی نعمتی که در اختیار دارندء برای آنان اضافی است؛ تا چه رسد به فزونی
وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِن تَكْفُرُوٓا۟ أَنتُمْ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِىٌّ حَمِيدٌ﴿٨﴾
14:8 · no commentary for this ayah
أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا۟ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا ٱللَّهُ جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَرَدُّوٓا۟ أَيْدِيَهُمْ فِىٓ أَفْوَٰهِهِمْ وَقَالُوٓا۟ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِۦ وَإِنَّا لَفِى شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَآ إِلَيْهِ مُرِيبٍ﴿٩﴾
14:9 · no commentary for this ayah
قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِى ٱللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُوٓا۟ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَٰنٍ مُّبِينٍ﴿١٠﴾
سعادت دنیا و آخرت؛ هدف بعثت پیامبران(ع)
او شما را دعوت میکند تا بخشی از گناهانتان را بیخشد و تا موعد مقرری شما را باقی گذارد.» این جملةٌ کوتاه» بیانگر هدف بعثت پیامبران است. توضیح این که قانون خداوند این است که هر موجودی را به کمال مطلوبش برساندء و انسان نیز مشمول این قانون است؛ اما زندگی و کمال انسان به این دنیا محدود نمیشود؛ بلکه او زندگی جاودانی و امکان رسیدن به کمال نامحدود دارد. اما اگر در دنیا رها شودء گرفتار هوی و هوس میشود و در نتیجه سرکشی و طغیانگری میکند و مستحق دو عذاب میشود: یکم» عذابی که در همین دنیا بر او نازل خواهد شد و اجازه نخواهد داد که او زندگی عادی و پاکیزةٌ خود را داشته باشد و او را قبل از موعد مقررش از دنیا خواهد برد (مثل عذابهایی که بر اقوام گذشته نازل شده)؛ دوم» عذابی که به خاطر گناهانش در آخرت دامان او را خواهد گرفت و او را از سعادت جاودانش باز خواهد داشت. البته خداوند به خاطر این که انسان را به کمال مطلوبش برساند» پیامبرانی را مبعوث کرده و راه و روش رسیدن به سعادت را به آنها نمایانده است. پس پیروی از پیامبران؛ دو فایده دارد: یکم» فایدةٌ دنیوی که این آیه در بارهاش میفرماید: «و یوْخرکم الی اجل مسمّی» (و تا موعدی مقرر شما را باقی بگذارد و امکان بهرهمندی از نعمات دنیایی را به شما عنایت نماید.)؛ دومء فایدةٌ آخرتی که در بارهاش میفرماید: «لیغفر لکم من ذنوبکم» (تا به نسبت اطاعت و پیروی شماء از گناهانتان ببخشد و مشمول عذاب اخروی نشوید و به سعادت جاویدان برسید.). > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۰۱۰ ص ۲۷۸ > ۲- منشور جاویدء چ۰۱ ص ۲۴۸ > ۳ المیزان» ج۰۱۲ ص ۲۶ > از > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَمَا كَانَ لَنَآ أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَٰنٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ﴿١١﴾
14:11 · no commentary for this ayah
وَمَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدْ هَدَىٰنَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَآ ءَاذَيْتُمُونَا وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ﴿١٢﴾
14:12 · no commentary for this ayah
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِى مِلَّتِنَا فَأَوْحَىٰٓ إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴿١٣﴾
14:13 · no commentary for this ayah
وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ ٱلْأَرْضَ مِنۢ بَعْدِهِمْ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِى وَخَافَ وَعِيدِ﴿١٤﴾
14:14 · no commentary for this ayah
وَٱسْتَفْتَحُوا۟ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ﴿١٥﴾
14:15 · no commentary for this ayah
مِّن وَرَآئِهِۦ جَهَنَّمُ وَيُسْقَىٰ مِن مَّآءٍ صَدِيدٍ﴿١٦﴾
آب بدبوی متعفن
در ذیل این آیه از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «آن آب بدیو و متعفن را نزدیک شخص جهنمی میبرند. او خود را عقب میکشد. آنگاه نزدیکتر میبرند. صورتش از حرارت آن بریان شده» پوست سرش کنده میشود. هنگامی که آن را میآشامد. درونش را متلاشی میکند و از پایین تنش خارج میشود. خداوند در قرآن در بارةٌ آنها فرموده: «و از آب جوشانی نوشانده میشوند که اندرونشان را متلاشی میکند.» همچنین فرموده: «و اگر تقاضای آب کنند. آبی برای آنان میآورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان میکند»»
يَتَجَرَّعُهُۥ وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُۥ وَيَأْتِيهِ ٱلْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِۦ عَذَابٌ غَلِيظٌ﴿١٧﴾
14:17 · no commentary for this ayah
مَّثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ أَعْمَٰلُهُمْ كَرَمَادٍ ٱشْتَدَّتْ بِهِ ٱلرِّيحُ فِى يَوْمٍ عَاصِفٍ لَّا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا۟ عَلَىٰ شَىْءٍ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلضَّلَٰلُ ٱلْبَعِيدُ﴿١٨﴾
پاداش نیکوکاران و مخترعان غیر مسلمان
از این آیه و آیات دیگر قرآن استفاده میشود که اعمال کافران و کسانی که ایمان و اعتقاد توحیدی ندارندء اگرچه به ظاهر خوب و نیکو باشدء نزد خدا ارزشی ندارد [ چرا که اگر وجود انسان را به درختی تشبیه کنیم» اعتقادات» حکم ریشه» و اعمال و رفتار انسان» حکم شاخ و برگ آن درخت را دارند. در کافران» ریشة آن درخت فاسد شده و حتی اگر به ظاهر زیبا و محکم باشد، اساس و ریشهای ندارد و نمی توان برای ان ارزشی قائل شد.]. سؤال مهمی که در اینجا مطرح میشودء این است که تکلیف کافرانی که عمری را در راه خدمت به خلق و نیکوکاری گذراندهاند» چیست. در پاسخ باید گفت که این گونه افرادء از دو حالت خارج نیستند؛ یا انگیزةٌ آنمها منافع مادی و کسب شهرت و قدرت و ثروت بوده؛ یا انگیزه های انسانی و مردمی داشته و در پی خدمت به خلق و نیکوکاری بودهاند. تکلیف گروه یکم روشن است: آنها هیچ گونه طلبی از خدا و مردم ندارند و پاداش آنها همان سود و شهرتی بوده که میخواستهاند و به آن رسیدهاند. بدون شک اما گروه دوم پاداش مناسبی از خداوند دریافت خواهند داشت. این پاداش ممکن است در دنیا باشد و ممکن است در جهان دیگر؛ ولی این مسلّم است که خداوند عالم و عادل, آنها را محروم نمیکند؛ اما چطور و چگونه جزئیاتش بر ما روشن نیست. همین اندازه میتوان گفت «ان اللّه لا یضیع اجر المحسنین» (خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نمیکند). آری» اگر خدمات انسانی و مردمی همراه با ایمان باشد.ء عالیترین پاداش را خواهد داشت. در غیر این صورتء به کلی بیپاداش خواهد بود. البته پاداش عمل منحصراً داخل شدن در بهشت نیست؛ چنان که در حدیثی از امام کاظم(ع) می خوانیم: «در بنیاسرائیل, مرد باایمانی بود که همسایةٌ کافری داشت. مرد کافر نسبت به همسایةٌ باایمان خود نیکرفتاری میکرد. وقتی که از دنیا رفت. خدا برای او خانهای بنا کرد که مانع گرمای آتش شود... و به او گفته شد این به سبب نیکرفتاریات با همسایةٌ موْمنت است.» همچنین از پیامبر(ص) در بارةٌ شخصی به نام «عبدالله بن جدعان» که از مشرکان معروف جاهلیت و از سران قریش بوده چنین نقل شده: «کم عذابترین اهل جهنم. ابن جدعان است.» سوّال کردند: چرا ای پیامبر خدا؟ فرمود: «زیرا او به گرسنگان غذا میداد.» در روایت دیگری می خوانیم که پیامبر به عدی بن حاتم (فرزند حاتم طائی) فرمود: «به خاطر سخاوت پدرت» عذاب شدید از او برداشته شد.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- بحارالانواره چ ۸» ص ۲۴۴ > ۱- بحارالانوار»ه ج ۸» ص ۲۴۴ ۲ اقتباس از نمونهء چ۰۱۰ ص ۳۱۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Biḥār al-Anwār.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ﴿١٩﴾
14:19 · no commentary for this ayah
وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٍ﴿٢٠﴾
14:20 · no commentary for this ayah
وَبَرَزُوا۟ لِلَّهِ جَمِيعًا فَقَالَ ٱلضُّعَفَٰٓؤُا۟ لِلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُوٓا۟ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍ قَالُوا۟ لَوْ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ لَهَدَيْنَٰكُمْ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَجَزِعْنَآ أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ﴿٢١﴾
اگر خدا ما را هدایت کرده بود» ما نیز شما را هدایت میکردیم
ظاهراً منظور از هدایتء راهنمایی برای خلاص شدن از عذاب جهنم است؛ یعنی رهبران گمراه مستکبر» در حالی که در عذاب میسوزندء به پیروان نادان مستضعف میگویند: اگر خدا ما را به بیرون شدن از جهنم راهنمایی کرده بود. ما نیز شما را به آنجا هدایت میکردیم. شاید هم منظور آنها هدایت به دین حق در دنیا باشد؛ یعنی اگر خداوند در دنیا به ما توفیق داده و ما را هدایت کرده بودء ما نیز شما را هدایت میکردیم؛ ولی ما به خاطر تکبرمان و شما به خاطر حماقتتان هر دو گمراه و جهنمی شدیم. البته این دو تفسیر در واقع یکی است؛ چرا که آنچه در قیامت ظاهر میشود» چیزی جز اعمال و اعتقادات انسان در دنیا نیست که حقیقت آن پوشیده است و در آنجا آشکار میگردد.
وَقَالَ ٱلشَّيْطَٰنُ لَمَّا قُضِىَ ٱلْأَمْرُ إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ ٱلْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِىَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوْتُكُمْ فَٱسْتَجَبْتُمْ لِى فَلَا تَلُومُونِى وَلُومُوٓا۟ أَنفُسَكُم مَّآ أَنَا۠ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَآ أَنتُم بِمُصْرِخِىَّ إِنِّى كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴿٢٢﴾
وسوسههای شیطان, اختیار را از انسان نمی گیرد
از این یه به خوبی استفاده میشود که وسوسه های شیطان هرگز اختیار و آزادی اراده را از انسان نمیگیرد؛ بلکه او یک دعوتکننده بیش نیستء و این انسانها هستند که با ارادةٌ خود دعوت شیطان را میپذیرند؛ منتها ممکن است زمینههای قبلی و تداوم کار خلاف، انسان را به جایی برساند که نوعی حالت سلب اختیار در برابر وسوسهها در وجود او پیدا شود؛ همان گونه که در بعضی از معتادان نسبت به مواد مخدر مشاهده میکنیم. در یات ۹ و ۱۰۰ سورةٌ نحل میخوانیم: «شیطان بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل میکنند. تسلطی ندارد. تسلط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیدهاند و آنها که نسبت به او [خدا] شرک میورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا گردن مینهند)» همچنین شیطان به این ترتیب» پاسخ دندانشکنی به همةٌ کسانی میدهد که گناهان خویش را به گردن او میاندازند و او را عامل انحرافات خود می شمرند و به او لعنت می فرستند، و این منطق عوامانه راکه کروهی از گناهکاران برای تبرئةٌ خویش دارند»ء میکوبد.
درخت پاکیزةٌ توحید
با دقت در آّیات قرآن به دست میآید که منظور از «کلمة طیّبه» (گفتار پاکیزه) که به درخت پاکیزهای تشبیه شده اعتقاد حقیقی و پایدار به توحید و یکتایی خداوند است. اصل و اساس این اعتقاد - یعنی خداوند - وجودی است که هرگز از بین نمیرود و هیچ تبدیل و تغییری در آن راه ندارد. به همین جهت» به ریش ثابت درخت تشبیه شده که تمام حقایق و برکات از آن سرچشمه میگیرد. اعتقادات پاک» اخلاق نیکو و اعمال شایسته که زندگی واقعی انسان و آبادانی مادی و معنوی جامعةٌ انسانی به آن وابسته است» همه و همه از این ریشه نشأت میگیرد. هنگامی که توحید و خداپرستی در وجود انسان ریشه بدواند» خود انسان» مصداق آن درخت پاکیزه میشود که از طرفی دل و جانش با خدای جهان مرتبط میگردد و از طرف دیگر مردم از برکات وجود او بهرهمند میشوند. به همین جهت. در روایات بسیاری از اهل بیت(ع) در ذیل این آیه نقل شده که این درخت پاکیزه پیامبر اسلام(ص) و خاندان پاکش است. حتی میتوان گفت که هر اعتقاد صحیح و هر عمل صالحی, مصداق این درخت پاکیزه است؛ از اعتقاد راسخ توحیدی نشات میگیرد و خیر و برکات آن در جهان هستی پس میشود. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ۰۱۲ ص ۴۲ ۲ نمونه, ج۱۰, ص ۳۲۷ ۳ المیزان» ۰۱۲ ص ۴۹ > ۲- نمونه ج0۰ ص ۳۲۷ > ۳ المیزان» ۰۱۲ ص ۴۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَأُدْخِلَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جَنَّٰتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَٰمٌ﴿٢٣﴾
14:23 · no commentary for this ayah
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِى ٱلسَّمَآءِ﴿٢٤﴾
14:24 · no commentary for this ayah
تُؤْتِىٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍۭ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴿٢٥﴾
14:25 · no commentary for this ayah
وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ ٱجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ ٱلْأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ﴿٢٦﴾
درخت پلید کفر و گناه
«کلمةٌ خبیثه» به هر چیز خبیث و ناپاک اطلاق میشود؛ از جمله به گفتار زشت و ناپسندء برنامههای گمراه کننده و غلطء انسانهای ناپاک و آلوده. بدیهی است درخت زشت و شومی که ریشة آَنْ کنده شده» نه رشد و نمو دارد و نه ترقی و تکامل, نه گل و میوه» نه سایه و منظره» نه ثبات و استقرار؛ قطعه چوبی است که جز به درد سوزاندن نمیحورد. در برحی از روایات مطرح شده که دودمان شوم بنی امیه یا دشمنان اهل بیت» مصداق این درخت هستند.
يُثَبِّتُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱلْقَوْلِ ٱلثَّابِتِ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَفِى ٱلْـَٔاخِرَةِ وَيُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلظَّٰلِمِينَ وَيَفْعَلُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ﴿٢٧﴾
پاداش پایداری در راه حق
خداوند در این آیه به موْمنانی که با اعتقاد راسخ بر ایمان خویش پایداری میورزندء وعده می دهد که به عنوان پاداش پایداریشان» آنان را در زندگی دنیا و آخرت از لغزش انحراف از راه راست حفظ میکند و در مسیر سعادتشان نگه میدارد. یکی از مراحل مهمی که انسان در مسیر تکامل خویش باید بگذراندء مرحلةٌ انتقال از دنیا به عالم برزخ یعنی مرگ است. در روایات فراوانی که در ذیل این آیه نقل شده» می خوانیم که خداوند موّمنان پایدار را در این مرحلة هولناک از خطر لغزش و انحراف حفظ میکند. برای نمونهء از امام صادق(ع) روایت شده است: «شیطان هنگام مرگ یکی از شیعیان و دوستداران ماء از طرف راست و چپ او میرود تا او را از (ولایت) ما باز دارد؛ اما خداوند نمیگذارد که آن شخص بلغزد و این است معنای «یثبت ال الذین آمنوا...».» البته این مرحله» یکی از مراحل سیر انسان استء خداوند در این آّیه وعده داده است که موّمنان پایدار را همیشه و همه جا در دنیا و آخرت از انحراف حفظ میکند. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ بَدَّلُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا۟ قَوْمَهُمْ دَارَ ٱلْبَوَارِ﴿٢٨﴾
آنها که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند
منظور از این افراد» پیشوایان کفر و گمراهی در امتهای گذشته و نیز امّت پیامبر(ص) هستند که به جای شکر نعمتهای الهی» کفران نعمت کردند و از نعمات خداوند» آن گونه که او راضی استء استفاده نکردند؛ چرا که بهترین شکرگزاری از نعمتهای خداء استفاده از آن نعمات به گونه ای است که خدا دوست دارد و شکر زبانی» یک مرحله از شکرگزاری است. بدین ترتیب» خود و قوم خود را به جهنم سوزان کشاندند. در روایتی از امیرالموٌمنین علی(ع) در ذیل این آّیه میخوانیم: «ما (اهل بیت) نعمت خدا هستیم که بر بندگانش ارزانی داشته است.» بیشک نعمتهای خدا بیشمار است؛ اما امامان معصوم(ع)» بزرگترین نعمت خدا بر بشریت هستند.؟
جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ ٱلْقَرَارُ﴿٢٩﴾
14:29 · no commentary for this ayah
وَجَعَلُوا۟ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّوا۟ عَن سَبِيلِهِۦ قُلْ تَمَتَّعُوا۟ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى ٱلنَّارِ﴿٣٠﴾
14:30 · no commentary for this ayah
قُل لِّعِبَادِىَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُنفِقُوا۟ مِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خِلَٰلٌ﴿٣١﴾
14:31 · no commentary for this ayah
ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلْفُلْكَ لِتَجْرِىَ فِى ٱلْبَحْرِ بِأَمْرِهِۦ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلْأَنْهَٰرَ﴿٣٢﴾
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
انسان از دیدگاه قرآن به قدری عظمت دارد که همه موجودات به فرمان خدا مسخّر او گشتهاند؛ یعنی یا زمام اختیارشان به دست انسان است یا در خدمت منافع انسان حرکت میکنند. به هر حال آن قدر به این انسان عظمت داده شده است که به صورت یک هدف عالی در مجموعهٌ آفرینش در آمده است. آری» همه از بهر او سرگشته و فرمانبردارند. بیان و شرح این همه نعمتء علاوه بر این که در انسان شخصیت تازهای می آفریند و او را به عظمت مقام خویش أکَاه می کند، حس شکر کزاراش رانیز برمی انکَیزد. شایان ذکر است که تسخیر در فرهنکَ قرآّن به دو معنی آمده است: یکی این که چیزهایی مثل خورشید و ماه در خدمت منافع و مصالح انسان هستند و دیگری این که زمام اختیار چیزهایی مثل راندن کشتی در دریاها در دست بشر است.٩ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ پیشین» ص ۵۴ ۵ نمونه, چ۱۰ ص ۳۵۵ > ٣- پیشین، ص ٣ه > ۱- نمونه چ۱۰ ص ۳۳۵ ۲ اطیبالبیان» چ۷ء ص ۳۸۴ ۳ المیزان» چ۱۳ ص ۶۳ > ۵- نمونهء ج ۱۰ ص ۳۵۵ > ۳ المیزان» ج۱۲ ص ۶۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ دَآئِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ﴿٣٣﴾
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
انسان از دیدگاه قرآن به قدری عظمت دارد که همه موجودات به فرمان خدا مسخّر او گشتهاند؛ یعنی یا زمام اختیارشان به دست انسان است یا در خدمت منافع انسان حرکت میکنند. به هر حال آن قدر به این انسان عظمت داده شده است که به صورت یک هدف عالی در مجموعهٌ آفرینش در آمده است. آری» همه از بهر او سرگشته و فرمانبردارند. بیان و شرح این همه نعمتء علاوه بر این که در انسان شخصیت تازهای می آفریند و او را به عظمت مقام خویش أکَاه می کند، حس شکر کزاراش رانیز برمی انکَیزد. شایان ذکر است که تسخیر در فرهنکَ قرآّن به دو معنی آمده است: یکی این که چیزهایی مثل خورشید و ماه در خدمت منافع و مصالح انسان هستند و دیگری این که زمام اختیار چیزهایی مثل راندن کشتی در دریاها در دست بشر است.٩ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ پیشین» ص ۵۴ ۵ نمونه, چ۱۰ ص ۳۵۵ > ٣- پیشین، ص ٣ه > ۱- نمونه چ۱۰ ص ۳۳۵ ۲ اطیبالبیان» چ۷ء ص ۳۸۴ ۳ المیزان» چ۱۳ ص ۶۳ > ۵- نمونهء ج ۱۰ ص ۳۵۵ > ۳ المیزان» ج۱۲ ص ۶۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
وَءَاتَىٰكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ لَا تُحْصُوهَآ إِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ﴿٣٤﴾
آنچه نیاز دارید» به شما داده است
این آیه میفرماید که خداوند به شما لطف کرد و قسمتی از آنچه را که از او تقاضا کردیدء به شما داد (توجه داشته باشید که «من» در جملةٌ «من کل ما سألتموه» تبعیضیه است). بدین علت چنین گفته شده که بسیاری اوقات» انسان از خدا چیزی میخواهد که بیشک ضرر و زیان یا حتی هلاکت او در آن است و خود نمیداند؛ اما خداوند دانا و حکیم و مهربان هرگز به چنین تقاضایی پاسخ نمیدهد و زبان حال را. آن را تمنا میکند و خدا به او میدهد. هیچ مانعی ندارد که «ما سألتموه»» هم درخواست زبانی را شامل شود»ء هم بسیاری اوقات نیز انسان با زبانش چیزی را از خدا نمیخواهد؛ ولی با زبان حال و فطرت و طبیعت و هستیاش
وَإِذْ قَالَ إِبْرَٰهِيمُ رَبِّ ٱجْعَلْ هَٰذَا ٱلْبَلَدَ ءَامِنًا وَٱجْنُبْنِى وَبَنِىَّ أَن نَّعْبُدَ ٱلْأَصْنَامَ﴿٣٥﴾
14:35 · no commentary for this ayah
رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ ٱلنَّاسِ فَمَن تَبِعَنِى فَإِنَّهُۥ مِنِّى وَمَنْ عَصَانِى فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿٣٦﴾
فرزندان حقیقی ابراهیم(ع)
در یه پیش خواندیم که حضرت ابراهیم(ع) از خدا تقاضا کرد که او و فرزندانش را از بتپرستی دور نگاه دارد. بدین ترتیب» آن حضرت» انسانها را به دو گروه موحد و مشرک تقسیم کرد و از خدا خواست که او و فرزندانش را از گروه موحدان قرار دهد. این آیه میفرماید که ابراهیم خلیل(ع) به خداوند عرض کرد که هر کس حقیقتاً از راه و روش من - که توحید و خداپرستی است - پیروی کندء از من است و هر کس که در قلب و عمل از راه و روش من سرپیچی کند و خود را به شرک بیالاید. از من نیست. شاید بتوان گفت که حضرت ابراهیم(ع) به زیبایی این نکته را بیان داشته که خدایاء اگر چه من از تو خواستم که فرزندانم را از شرک دور نگاه داری» فرزندان حقیقی من کسانی هستند که از آیین من - که پرستش تو است - پیروی کنند؛ حتی اگر ظاهراً از نسل هن نباشندء و آنها که از آیین توحید روی بر میگرداننده با من نسبتی ندارند؛ حتی اگر به ظاهر از نسل من باشند. این نکتهٌ بسیار مهمی است که آنچه که نزد خدا و اولیای او ارزشمند است. نسبتهای ظاهری نیست؛ بلکه ملاک ارزشمندی در نزد خداوندء نسبتهای معنوی و شباهتهای روحی با پیامبران و امامان است. در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم: «هر کس ما را دوست داشته باشد. از ما اهل بیت است.» راوی حدیث میگوید که من به امام عرض کردم: فدایت شومء آیا از شماست؟! فرمود: «به خدا سوگند که از ماست. آیا سخن خداوند را نشنیدهای که از قول ابراهیم(ع) میفرماید که «هر کس از من پیروی کند. از من است»؟» در روایت دیگری از همان حضرت میخوانیم: «هر کس از شما که تقوای الهی پیشه کند و خود را اصلاح کند. از ما اهل بیت است.» راوی حدیث از امام پرسید: از شما اهل بیت است؟! امام است»» شخصی به نام عمر بن یزید پرسید: [آیا به راستی] از آل محمد(ص) است؟! امام فرمود: «یله» به خدا سوگند. از آل محمد(ص) است. به خدا سوگند. از آنهاست. مگر نشنیدهای که خداوند میفرماید: «سزاوارترین مردم به ابراهیم. کسانی هستند که از او پیروی کردند»؟ نیز سخن ابراهیم را که فرمود: «هر کس از من پیروی کند، از من است»؟»
رَّبَّنَآ إِنِّىٓ أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِى بِوَادٍ غَيْرِ ذِى زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ ٱلْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ فَٱجْعَلْ أَفْـِٔدَةً مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهْوِىٓ إِلَيْهِمْ وَٱرْزُقْهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ﴿٣٧﴾
رها کردن هاجر و اسماعیل در سرزمین مکه
این آیه به زمانی اشاره دارد که حضرت ابراهیم از کنیزش هاجر صاحب پسری شد و نامش را اسماعیل گذاشتء حسادت همسر اولش ساره تحریک شد و او نتوانست حضور هاجر و فرزندش را تحمل کند. به همین جهت از ابراهیم خواست که آن مادر و فرزند را به نقطه دیکَری ببرد. ابراهیم(ع) نیز به فرمان خدا در برابر این درخواست تسلیم شد و اسماعیل و مادرش هاجر را به سرزمین مکه که در آن روزء سرزمینی خشک و غیرمسکونی بودء برد و در انجا گذارد و با آنها خداحافظی کرد و بازگشت. چیزی نگذشت که این کودک و مادر در آن آفتاب گرم و داغ تشنه شدند. هاجر برای نجات جان کودکش سعی و تلاش فراوان کرد و خدایی که اراده کرده بود آن سرزمین یک کانون بزرگ عبادت گرد چشمة زمزم را آشکار کرد. چیزی نگذشت قبیلهٌ بیابانگرد «جُرهُم» که از نزدیکی آنجا میگذشت. از ماجرا آگاه شد و در آنجا رحل اقامت افکند و مکه کم کم شکل گرفت. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۱۰ ص ۳۵۷ > ۲ المیزان» چ۳ ص ۶۹ > ۳ نمونهء ج۱۰ ص ۳۶۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِى وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَىْءٍ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فِى ٱلسَّمَآءِ﴿٣٨﴾
14:38 · no commentary for this ayah
ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى وَهَبَ لِى عَلَى ٱلْكِبَرِ إِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ إِنَّ رَبِّى لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴿٣٩﴾
14:39 · no commentary for this ayah
رَبِّ ٱجْعَلْنِى مُقِيمَ ٱلصَّلَوٰةِ وَمِن ذُرِّيَّتِى رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَآءِ﴿٤٠﴾
14:40 · no commentary for this ayah
رَبَّنَا ٱغْفِرْ لِى وَلِوَٰلِدَىَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ ٱلْحِسَابُ﴿٤١﴾
14:41 · no commentary for this ayah
وَلَا تَحْسَبَنَّ ٱللَّهَ غَٰفِلًا عَمَّا يَعْمَلُ ٱلظَّٰلِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ ٱلْأَبْصَٰرُ﴿٤٢﴾
14:42 · no commentary for this ayah
مُهْطِعِينَ مُقْنِعِى رُءُوسِهِمْ لَا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْـِٔدَتُهُمْ هَوَآءٌ﴿٤٣﴾
توصیفی از حال ستمگران در قیامت
در آَیهٌ پیش و این آیه برای قیامت پنج ویژگی ذکر شده است: خیره شدن چشمهاء کشیده شدن گردنهاء بلند کردن سرها به سوی آسمان» از حرکت افتادن پلک چشمها و فراموش شدن همه چیزها. این صفات» ترسیم بسیار گویایی از هول و وحشت فوقالعاده شدیدی است که در آن روز به ظالمان دست میدهد. همانها که همیشه با نگاههای مغرورانه و متکبّرانة خویش همه چیز را به باد استهزا میگرفتند. آن روز چنان بیچاره میشوند که حتی توانایی بستن پلک چشمها را از دست میدهند. برای ندیدن منظرههای هولناک فقط چشمها را خیره به آسمان میدوزند؛ چرا که به هر طرف نگاه کننده منظرة وحشتناکی در برابر چشم آنهاست. آنها که خود را عقل کل میپنداشتند و دیگران را بیخرد میانگاشتنده چنان عقل و هوش خود را از دست میدهند که نگاهشان نگاه دیوانگان بلکه مردگان است؛ نگاهی خشک» بیتفاوت. بیحرکت و پر از ترس و وحشت. به راستی قرآن هنگامی که میخواهد منظرهای را مجسم کندء در کوتاهترین عبارت» کاملترین ترسیمها را میکند که نمونة آن همین دو یه است.
وَأَنذِرِ ٱلنَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ ٱلْعَذَابُ فَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ رَبَّنَآ أَخِّرْنَآ إِلَىٰٓ أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ ٱلرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُوٓا۟ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ﴿٤٤﴾
این آیه به کدام روز اشاره دارد؟
در دو یه گذشته» سخن از وضعیت ستمگران در قیامت و حال و روز سخت و پریشان آنها در آن روز هولناک به میان آمد. این آیه نیز مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان میآید. میترساند. مفسران بزرگی همچون علامه طباطبایی اما بر آناند که منظور از آن روزء قیامت نیست؛ بلکه روزی است که عذاب الهی در همین دنیا به طور ناگهانی نازل میشود و بین پیامبران و امتهایشان داوری میکند و دشمنان ظالم و متکبّر پیامبران را از بین میبرد. این عذاب» در بارةٌ تمام امتها - به شرط نافرمانی از پیامبران(ع) - مقرر گشته و با رسیدن اجلشان اجرا نیز شده است. قومهای لوط هودء مود و...» اقوامی هستند که قرآن به صراحت به عذاب دنیوی آنها اشاره کرده است. حتی امت پیامبر اسلام(ص) - که همةٌ انسانهای پس از پیامبر(ص) را شامل میشود - نیز از این قانون مستثنا نیست و در آیات فراوانی از قرآن» وعدةٌ عذاب در همین دنیا به این امت داده شده است. روزی که عذاب الهیء ظالمان این امت را در بر بگیرد و آنها را نابود کند. دیگر از شرک و عصیان خبری نیست و تنها موّمنان موحد بر روی زمین باقی میمانند؛ چنان که خداوند در این باره میفرماید: «ما در زبور بعد از ذکر [- تورات] نوشتیم که بندگان صالح منء وارث (حکومت) زمین خواهند شد.» (انبیاء - ۱۰۵). جالب توجه این که در روایات اهل بیت(ع) میخوانیم که ید ۱۰۵ سور انبیاء به ظهور حضرت مهدی(عج) و این که ایشان پس از پر شدن زمین از ظلم و جورء آن را پر از عدل و داد خواهد کرد اشاره دارد.
وَسَكَنتُمْ فِى مَسَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ ٱلْأَمْثَالَ﴿٤٥﴾
14:45 · no commentary for this ayah
وَقَدْ مَكَرُوا۟ مَكْرَهُمْ وَعِندَ ٱللَّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ ٱلْجِبَالُ﴿٤٦﴾
14:46 · no commentary for this ayah
فَلَا تَحْسَبَنَّ ٱللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِۦ رُسُلَهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ ذُو ٱنتِقَامٍ﴿٤٧﴾
14:47 · no commentary for this ayah
يَوْمَ تُبَدَّلُ ٱلْأَرْضُ غَيْرَ ٱلْأَرْضِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ وَبَرَزُوا۟ لِلَّهِ ٱلْوَٰحِدِ ٱلْقَهَّارِ﴿٤٨﴾
قیامت؛ امری بالاتر از تصوّر
با تدبّر و دقت در آیاتی که در بارةٌ تبدیل و تغییر آسمانها و زمین در قیامت سخن میگوید» این نکته روشن میشود که این موضوع چنان عظمت دارد که از فهم و درک بشر خارج است و حقیقت آن را نمیتوان تصور کرد. تنها این مقدار فهمیده میشود که نظام هستی در آن روز به طور کلی تغییر میکند و به صورت دیگری درمیآید. اگر در روایاتی که در این باره نقل شده» به مطالب حسی برمیخوریم» باید توجه کنیم که همه آنها از باب مثال و نزدیک کردن آن حادئةٌ بزرگ به ذهنها است؛ چنان که در آیاتی از قرآن نیز چنین است. برای مثال در یه ۲۰ سور نباً میخوانیم که «در قیامت, کوهها به حرکت درمیآید و به صورت سرابی میشود». روشن است که منظور از سراب شدن کوههاء حرکت آنها از جایشان و از بین رفتن آنهاست؛ نه این که کوهها به صورت سراب در آیند. همچنین اگر در روایتی میخوانیم که در قیامت» خاک به صورت نقره در میآید. از باب مثال و تقریب به ذهن است؛ و ال حقیقت آن روز بر عقلهای ما پوشیده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۱۰ ص ۳۷۵ ۲ المیزان» ج۲ ص ۸۰ ۳ المیزان» چ۰۱۴ ص ۳۳۸ > ۴ المیزان» ج۰۱۳ ص ۸۷ > ۲ المیزان» ج۱۲ ص ۸۰ > ۳ المیزان» ج۰۱۴ ص ۳۳۸ > [همه > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَتَرَى ٱلْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِى ٱلْأَصْفَادِ﴿٤٩﴾
14:49 · no commentary for this ayah
سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴿٥٠﴾
14:50 · no commentary for this ayah
لِيَجْزِىَ ٱللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ﴿٥١﴾
14:51 · no commentary for this ayah
هَٰذَا بَلَٰغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُوا۟ بِهِۦ وَلِيَعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَٰحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ﴿٥٢﴾
14:52 · no commentary for this ayah