Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
وَٱلْفَجْرِ﴿١﴾
۴۱۱ سوگندها
مفسران در تفسیر این آیات سخنان بسیاری به میان آوردهاند. مناسبتر از همه این است که منظور از «فجر» (سپیدهدم) در یه 0 همةٌ صبحها است؛ همچنان که خداوند در آیات متعدد قرآن به اوقات گوناگون شبانهروز سوگند یاد کرده است. شاید هم منظور از آَن» سپیدهدم روز عید قربان یعنی دهم ذیحجه باشد؛ اما منظور از شبهای دهگانه احتمالاً شبهای اول تا دهم ذیحجه است. همچنین زوج و فرد با روز ترویه (هشتم ذیحجه) و روز عرفه (نهم ذیحجه) تطبیقپذیر است. شاید از این بیان بنوان استفاده کرد که این سوگندها به ایام برگزاری مراسم پاشکوه و روحانی حج اشاره دارد. آخرین سوگند این است: «و قسم به شب. هنگامی که به سوی صبحگاهان و روشنایی روز پیش میرود.» چه تعبیر جالبی که راه رفتن را به خود شب نسبت داده است! گویی شب موجود زندهای دارای حس و حرکت است که در تاریکی خود گام بر میدارد و به سوی صبحی روشن حرکت میکند. آری» به آن تاریکیای قسم یاد شده که رو به سوی روشنایی است؛ تاریکی متحرک و نه ایستا و ثابت. تاریکی آنگاه وحشتناک است که ثابت بماند؛ اما اگر در آن حرکتی به سوی نور باشد. پرارزش است. در بعضی از روایاتی که اشاره به بطون قرآن میکند. فجر به وجود حضرت مهدی(عج) و شبهای دهگانه به ده امام قبل از آن حضرتء شفع به حضرت علی(ع) و زهرا(س) و وّتر به پیامبر اکرم(ص) تفسیر شده
وَلَيَالٍ عَشْرٍ﴿٢﴾
۴۱۱ سوگندها
مفسران در تفسیر این آیات سخنان بسیاری به میان آوردهاند. مناسبتر از همه این است که منظور از «فجر» (سپیدهدم) در یه 0 همةٌ صبحها است؛ همچنان که خداوند در آیات متعدد قرآن به اوقات گوناگون شبانهروز سوگند یاد کرده است. شاید هم منظور از آَن» سپیدهدم روز عید قربان یعنی دهم ذیحجه باشد؛ اما منظور از شبهای دهگانه احتمالاً شبهای اول تا دهم ذیحجه است. همچنین زوج و فرد با روز ترویه (هشتم ذیحجه) و روز عرفه (نهم ذیحجه) تطبیقپذیر است. شاید از این بیان بنوان استفاده کرد که این سوگندها به ایام برگزاری مراسم پاشکوه و روحانی حج اشاره دارد. آخرین سوگند این است: «و قسم به شب. هنگامی که به سوی صبحگاهان و روشنایی روز پیش میرود.» چه تعبیر جالبی که راه رفتن را به خود شب نسبت داده است! گویی شب موجود زندهای دارای حس و حرکت است که در تاریکی خود گام بر میدارد و به سوی صبحی روشن حرکت میکند. آری» به آن تاریکیای قسم یاد شده که رو به سوی روشنایی است؛ تاریکی متحرک و نه ایستا و ثابت. تاریکی آنگاه وحشتناک است که ثابت بماند؛ اما اگر در آن حرکتی به سوی نور باشد. پرارزش است. در بعضی از روایاتی که اشاره به بطون قرآن میکند. فجر به وجود حضرت مهدی(عج) و شبهای دهگانه به ده امام قبل از آن حضرتء شفع به حضرت علی(ع) و زهرا(س) و وّتر به پیامبر اکرم(ص) تفسیر شده
وَٱلشَّفْعِ وَٱلْوَتْرِ﴿٣﴾
۴۱۱ سوگندها
مفسران در تفسیر این آیات سخنان بسیاری به میان آوردهاند. مناسبتر از همه این است که منظور از «فجر» (سپیدهدم) در یه 0 همةٌ صبحها است؛ همچنان که خداوند در آیات متعدد قرآن به اوقات گوناگون شبانهروز سوگند یاد کرده است. شاید هم منظور از آَن» سپیدهدم روز عید قربان یعنی دهم ذیحجه باشد؛ اما منظور از شبهای دهگانه احتمالاً شبهای اول تا دهم ذیحجه است. همچنین زوج و فرد با روز ترویه (هشتم ذیحجه) و روز عرفه (نهم ذیحجه) تطبیقپذیر است. شاید از این بیان بنوان استفاده کرد که این سوگندها به ایام برگزاری مراسم پاشکوه و روحانی حج اشاره دارد. آخرین سوگند این است: «و قسم به شب. هنگامی که به سوی صبحگاهان و روشنایی روز پیش میرود.» چه تعبیر جالبی که راه رفتن را به خود شب نسبت داده است! گویی شب موجود زندهای دارای حس و حرکت است که در تاریکی خود گام بر میدارد و به سوی صبحی روشن حرکت میکند. آری» به آن تاریکیای قسم یاد شده که رو به سوی روشنایی است؛ تاریکی متحرک و نه ایستا و ثابت. تاریکی آنگاه وحشتناک است که ثابت بماند؛ اما اگر در آن حرکتی به سوی نور باشد. پرارزش است. در بعضی از روایاتی که اشاره به بطون قرآن میکند. فجر به وجود حضرت مهدی(عج) و شبهای دهگانه به ده امام قبل از آن حضرتء شفع به حضرت علی(ع) و زهرا(س) و وّتر به پیامبر اکرم(ص) تفسیر شده
وَٱلَّيْلِ إِذَا يَسْرِ﴿٤﴾
۴۱۱ سوگندها
مفسران در تفسیر این آیات سخنان بسیاری به میان آوردهاند. مناسبتر از همه این است که منظور از «فجر» (سپیدهدم) در یه 0 همةٌ صبحها است؛ همچنان که خداوند در آیات متعدد قرآن به اوقات گوناگون شبانهروز سوگند یاد کرده است. شاید هم منظور از آَن» سپیدهدم روز عید قربان یعنی دهم ذیحجه باشد؛ اما منظور از شبهای دهگانه احتمالاً شبهای اول تا دهم ذیحجه است. همچنین زوج و فرد با روز ترویه (هشتم ذیحجه) و روز عرفه (نهم ذیحجه) تطبیقپذیر است. شاید از این بیان بنوان استفاده کرد که این سوگندها به ایام برگزاری مراسم پاشکوه و روحانی حج اشاره دارد. آخرین سوگند این است: «و قسم به شب. هنگامی که به سوی صبحگاهان و روشنایی روز پیش میرود.» چه تعبیر جالبی که راه رفتن را به خود شب نسبت داده است! گویی شب موجود زندهای دارای حس و حرکت است که در تاریکی خود گام بر میدارد و به سوی صبحی روشن حرکت میکند. آری» به آن تاریکیای قسم یاد شده که رو به سوی روشنایی است؛ تاریکی متحرک و نه ایستا و ثابت. تاریکی آنگاه وحشتناک است که ثابت بماند؛ اما اگر در آن حرکتی به سوی نور باشد. پرارزش است. در بعضی از روایاتی که اشاره به بطون قرآن میکند. فجر به وجود حضرت مهدی(عج) و شبهای دهگانه به ده امام قبل از آن حضرتء شفع به حضرت علی(ع) و زهرا(س) و وّتر به پیامبر اکرم(ص) تفسیر شده
هَلْ فِى ذَٰلِكَ قَسَمٌ لِّذِى حِجْرٍ﴿٥﴾
89:5 · no commentary for this ayah
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ﴿٦﴾
89:6 · no commentary for this ayah
إِرَمَ ذَاتِ ٱلْعِمَادِ﴿٧﴾
89:7 · no commentary for this ayah
ٱلَّتِى لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِى ٱلْبِلَٰدِ﴿٨﴾
89:8 · no commentary for this ayah
وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُوا۟ ٱلصَّخْرَ بِٱلْوَادِ﴿٩﴾
89:9 · no commentary for this ayah
وَفِرْعَوْنَ ذِى ٱلْأَوْتَادِ﴿١٠﴾
89:10 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ طَغَوْا۟ فِى ٱلْبِلَٰدِ﴿١١﴾
89:11 · no commentary for this ayah
فَأَكْثَرُوا۟ فِيهَا ٱلْفَسَادَ﴿١٢﴾
89:12 · no commentary for this ayah
فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ﴿١٣﴾
89:13 · no commentary for this ayah
إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلْمِرْصَادِ﴿١٤﴾
89:14 · no commentary for this ayah
فَأَمَّا ٱلْإِنسَٰنُ إِذَا مَا ٱبْتَلَىٰهُ رَبُّهُۥ فَأَكْرَمَهُۥ وَنَعَّمَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّىٓ أَكْرَمَنِ﴿١٥﴾
89:15 · no commentary for this ayah
وَأَمَّآ إِذَا مَا ٱبْتَلَىٰهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّىٓ أَهَٰنَنِ﴿١٦﴾
89:16 · no commentary for this ayah
كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ ٱلْيَتِيمَ﴿١٧﴾
89:17 · no commentary for this ayah
وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلْمِسْكِينِ﴿١٨﴾
89:18 · no commentary for this ayah
وَتَأْكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا﴿١٩﴾
89:19 · no commentary for this ayah
وَتُحِبُّونَ ٱلْمَالَ حُبًّا جَمًّا﴿٢٠﴾
89:20 · no commentary for this ayah
كَلَّآ إِذَا دُكَّتِ ٱلْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا﴿٢١﴾
89:21 · no commentary for this ayah
وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا﴿٢٢﴾
آمدن خدا!
تعبیر «جاء ربک» کنایه از فرا رسیدن فرمان خدا برای رسیدگی به حساب خلایق یا ظهور آیات عظمت و نشانههای خداوند یا ظهور کامل معرفت به پروردگار در آن روز است؛ به گونهای که جای انکار برای هیچ کس باقی نمیماند؛ گویی همه ذات بیمثالش را با چشم مشاهده میکنند. به هر حال مسلم است که آمدن خداوند به معنای حقیقی کلمه که لازمهٌ آن جسم بودن و انتقال در مکان استء معنی ندارد؛ چرا که او از جسم و خواص آن مبرا است. همین معنی با صراحت در حدیثی از امام رضا(ع) نقل شده است.
وَجِا۟ىٓءَ يَوْمَئِذٍۭ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ ٱلْإِنسَٰنُ وَأَنَّىٰ لَهُ ٱلذِّكْرَىٰ﴿٢٣﴾
در آن روز جهنم را حاضر میکنند
از این تعبیر استفاده میشود که جهنم حرکتپذیر است و آن را به مجرمان نزدیک میکنند؛ همانگونه که در مورد بهشت نیز در آَیةٌ ۹۰ سوره شعراء میخوانیم: «بهشت رابه پرهیزکاران نزدیک میکنند.» در واقع حقایق عالم قیامت به درستی بر ما روشن نیست و شرایط حاکم بر آنجا با اینجا متفاوت است و هیچ مانعی ندارد که در آن روز بهشت و دوزخ را تغییر مکان دهند. در حدیتی از امام رضا(ع) میخوانیم که «وقتی این آیه نازل شد. رنگ چهرة پیامبر(ص) دگرگون گشت. این حالت بر اصحاب گران آمد. بعضی به سراغ علی(ع) رفتند و ماجرا را بیان کردند. علی(ع) آمد و میان دو شانة پیامبر(ص) را بوسید و گفت: ای رسول خداء پدر و مادرم فدایت باد» چه حادثهای روی داده؟ فرمود: جبرئیل آمد و این آیه را بر من تلاوت کرد. علی (ع) عرض کرد: چگونه جهنم را میآورند؟ فرمود: هفتاد هزار فرشته آن را با هفتاد هزار مهار میکشند و میآورند؛ در حالی که چنان سرکش است که اگر او را رها کنند. همه را آتش میزند. سپس من در برابر جهنم قرار میگیرم و او میگوید: ای محمد. مرا با تو کاری نیست. خداوند گوشت تو را بر من حرام کرده است. در آن روز هیچکس نمیماند مگر اینکه میگوید: خودم» خودم؛ اما محمد میگوید: «پروردگاراء امتم. امتم».» ۱- نمونه ج ۲۶ ص ۴۳۸ ۲ المیزان» ج ۲۰ ص ۳۱۵ ۳ نمونه ج ۲۶ ص ۴۴۳ ٣- بیشین، ص ٧٠م ۲ المیزان. چ ۲۰ ص ۲۳۱۵ ۵ پیشین» ص ۴۷۱ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه. ج ۰۲۶ ص ۴۴۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
يَقُولُ يَٰلَيْتَنِى قَدَّمْتُ لِحَيَاتِى﴿٢٤﴾
89:24 · no commentary for this ayah
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٌ﴿٢٥﴾
89:25 · no commentary for this ayah
وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٌ﴿٢٦﴾
89:26 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفْسُ ٱلْمُطْمَئِنَّةُ﴿٢٧﴾
نفس مطمئْنّه
در آیات پیش آمده است که انسانهای دنیاپرست پیوسته در دو حال قرار دارند: بیتابی در اثر سلب نعمتء و طغیان و سرکشی به خاطر رسیدن به مواهب الهی؛ در حالی که توجه ندارند که وفور نعمت یا سلب آن هر دو امتحان خداست که آیا انسان در برابر نعمت شکرگزار است یا ناسپاس و در برایر مصیبت شکیبا است یا بیتاب. در این آیه اما - در مقابل این گروه که عاقبتی بسیار دردناک برایشان ذکر شد - به گروه دیگری اشاره شده که در پرتو ایمان و یاد خدا به چنان آرامشی دست یافتهاند که به هر آنچه خدا خواسته. رضایت میدهند و خود را بندهای میبینند که صاحب هیچ نفع و ضرری برای خود نیستند. آنان دنیا را یک زندگی مجازی و مقدمة زندگی بسیار ارزشمندتری میدانند و داشتن و نداشتن در آن را امتحان خدا میشمرند و در هر حال در جادة بندگی پا بر جا میمانند و از راه راست منحرف نمیشوند. در روایت بسیار ارزشمندی میخوانیم که فردی از امام صادق(ع) پرسید: آیا ممکن است موّْمن از قبض روحش ناراضی باشد؟ فرمود: «نه به خدا سوگند. هنگامی که فرشتةٌ مرگ برای قبض روحش میآید. اظهار ناراحتی میکند. فرشتةٌ مرگ میگوید: ای دوست خدا ناراحت نباش. سوگند به آن کس که محمد را مبعوث کرده. من بر تو مهربانتر و دلسوزترم از پدری مهربان اگر اینجا حاضر بود. چشمهایت را بگشا و ببین. (او نگاه میکشد)» رسول خدا(ص) امیرالموْمنین(ع)» فاطمه(س)» حسن(ع) و حسین(ع) و امامان از نسل او را میبیند. به او گفته میشود: این رسول خدا و امیرالموْمنین و فاطمه و حسن و حسین و امامان هستند که همراهان تواند. او چشمانش را باز میکند و نگاه میکند. ناگهان گویندهای از سوی پروردگار بزرگ ندا میدهد و میگوید: «ای کسی که به محمّد و خاندانش اطمینان داشتی, باز گرد به سوی پروردگارت؛ در حالی که به ولایت (آنها) راضی هستی و او با ثوابش از تو خشنود است. داخل شو در میان بندگانم یعنی محمّد و اهل بیتش و داخل شو در بهشتام.» پسء چیزی برای انسان محبوبتر از آن نیست که هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به این منادی بپیوندد.»!
ٱرْجِعِىٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً﴿٢٨﴾
نفس مطمئْنّه
در آیات پیش آمده است که انسانهای دنیاپرست پیوسته در دو حال قرار دارند: بیتابی در اثر سلب نعمتء و طغیان و سرکشی به خاطر رسیدن به مواهب الهی؛ در حالی که توجه ندارند که وفور نعمت یا سلب آن هر دو امتحان خداست که آیا انسان در برابر نعمت شکرگزار است یا ناسپاس و در برایر مصیبت شکیبا است یا بیتاب. در این آیه اما - در مقابل این گروه که عاقبتی بسیار دردناک برایشان ذکر شد - به گروه دیگری اشاره شده که در پرتو ایمان و یاد خدا به چنان آرامشی دست یافتهاند که به هر آنچه خدا خواسته. رضایت میدهند و خود را بندهای میبینند که صاحب هیچ نفع و ضرری برای خود نیستند. آنان دنیا را یک زندگی مجازی و مقدمة زندگی بسیار ارزشمندتری میدانند و داشتن و نداشتن در آن را امتحان خدا میشمرند و در هر حال در جادة بندگی پا بر جا میمانند و از راه راست منحرف نمیشوند. در روایت بسیار ارزشمندی میخوانیم که فردی از امام صادق(ع) پرسید: آیا ممکن است موّْمن از قبض روحش ناراضی باشد؟ فرمود: «نه به خدا سوگند. هنگامی که فرشتةٌ مرگ برای قبض روحش میآید. اظهار ناراحتی میکند. فرشتةٌ مرگ میگوید: ای دوست خدا ناراحت نباش. سوگند به آن کس که محمد را مبعوث کرده. من بر تو مهربانتر و دلسوزترم از پدری مهربان اگر اینجا حاضر بود. چشمهایت را بگشا و ببین. (او نگاه میکشد)» رسول خدا(ص) امیرالموْمنین(ع)» فاطمه(س)» حسن(ع) و حسین(ع) و امامان از نسل او را میبیند. به او گفته میشود: این رسول خدا و امیرالموْمنین و فاطمه و حسن و حسین و امامان هستند که همراهان تواند. او چشمانش را باز میکند و نگاه میکند. ناگهان گویندهای از سوی پروردگار بزرگ ندا میدهد و میگوید: «ای کسی که به محمّد و خاندانش اطمینان داشتی, باز گرد به سوی پروردگارت؛ در حالی که به ولایت (آنها) راضی هستی و او با ثوابش از تو خشنود است. داخل شو در میان بندگانم یعنی محمّد و اهل بیتش و داخل شو در بهشتام.» پسء چیزی برای انسان محبوبتر از آن نیست که هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به این منادی بپیوندد.»!
فَٱدْخُلِى فِى عِبَٰدِى﴿٢٩﴾
نفس مطمئْنّه
در آیات پیش آمده است که انسانهای دنیاپرست پیوسته در دو حال قرار دارند: بیتابی در اثر سلب نعمتء و طغیان و سرکشی به خاطر رسیدن به مواهب الهی؛ در حالی که توجه ندارند که وفور نعمت یا سلب آن هر دو امتحان خداست که آیا انسان در برابر نعمت شکرگزار است یا ناسپاس و در برایر مصیبت شکیبا است یا بیتاب. در این آیه اما - در مقابل این گروه که عاقبتی بسیار دردناک برایشان ذکر شد - به گروه دیگری اشاره شده که در پرتو ایمان و یاد خدا به چنان آرامشی دست یافتهاند که به هر آنچه خدا خواسته. رضایت میدهند و خود را بندهای میبینند که صاحب هیچ نفع و ضرری برای خود نیستند. آنان دنیا را یک زندگی مجازی و مقدمة زندگی بسیار ارزشمندتری میدانند و داشتن و نداشتن در آن را امتحان خدا میشمرند و در هر حال در جادة بندگی پا بر جا میمانند و از راه راست منحرف نمیشوند. در روایت بسیار ارزشمندی میخوانیم که فردی از امام صادق(ع) پرسید: آیا ممکن است موّْمن از قبض روحش ناراضی باشد؟ فرمود: «نه به خدا سوگند. هنگامی که فرشتةٌ مرگ برای قبض روحش میآید. اظهار ناراحتی میکند. فرشتةٌ مرگ میگوید: ای دوست خدا ناراحت نباش. سوگند به آن کس که محمد را مبعوث کرده. من بر تو مهربانتر و دلسوزترم از پدری مهربان اگر اینجا حاضر بود. چشمهایت را بگشا و ببین. (او نگاه میکشد)» رسول خدا(ص) امیرالموْمنین(ع)» فاطمه(س)» حسن(ع) و حسین(ع) و امامان از نسل او را میبیند. به او گفته میشود: این رسول خدا و امیرالموْمنین و فاطمه و حسن و حسین و امامان هستند که همراهان تواند. او چشمانش را باز میکند و نگاه میکند. ناگهان گویندهای از سوی پروردگار بزرگ ندا میدهد و میگوید: «ای کسی که به محمّد و خاندانش اطمینان داشتی, باز گرد به سوی پروردگارت؛ در حالی که به ولایت (آنها) راضی هستی و او با ثوابش از تو خشنود است. داخل شو در میان بندگانم یعنی محمّد و اهل بیتش و داخل شو در بهشتام.» پسء چیزی برای انسان محبوبتر از آن نیست که هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به این منادی بپیوندد.»!
وَٱدْخُلِى جَنَّتِى﴿٣٠﴾
نفس مطمئْنّه
در آیات پیش آمده است که انسانهای دنیاپرست پیوسته در دو حال قرار دارند: بیتابی در اثر سلب نعمتء و طغیان و سرکشی به خاطر رسیدن به مواهب الهی؛ در حالی که توجه ندارند که وفور نعمت یا سلب آن هر دو امتحان خداست که آیا انسان در برابر نعمت شکرگزار است یا ناسپاس و در برایر مصیبت شکیبا است یا بیتاب. در این آیه اما - در مقابل این گروه که عاقبتی بسیار دردناک برایشان ذکر شد - به گروه دیگری اشاره شده که در پرتو ایمان و یاد خدا به چنان آرامشی دست یافتهاند که به هر آنچه خدا خواسته. رضایت میدهند و خود را بندهای میبینند که صاحب هیچ نفع و ضرری برای خود نیستند. آنان دنیا را یک زندگی مجازی و مقدمة زندگی بسیار ارزشمندتری میدانند و داشتن و نداشتن در آن را امتحان خدا میشمرند و در هر حال در جادة بندگی پا بر جا میمانند و از راه راست منحرف نمیشوند. در روایت بسیار ارزشمندی میخوانیم که فردی از امام صادق(ع) پرسید: آیا ممکن است موّْمن از قبض روحش ناراضی باشد؟ فرمود: «نه به خدا سوگند. هنگامی که فرشتةٌ مرگ برای قبض روحش میآید. اظهار ناراحتی میکند. فرشتةٌ مرگ میگوید: ای دوست خدا ناراحت نباش. سوگند به آن کس که محمد را مبعوث کرده. من بر تو مهربانتر و دلسوزترم از پدری مهربان اگر اینجا حاضر بود. چشمهایت را بگشا و ببین. (او نگاه میکشد)» رسول خدا(ص) امیرالموْمنین(ع)» فاطمه(س)» حسن(ع) و حسین(ع) و امامان از نسل او را میبیند. به او گفته میشود: این رسول خدا و امیرالموْمنین و فاطمه و حسن و حسین و امامان هستند که همراهان تواند. او چشمانش را باز میکند و نگاه میکند. ناگهان گویندهای از سوی پروردگار بزرگ ندا میدهد و میگوید: «ای کسی که به محمّد و خاندانش اطمینان داشتی, باز گرد به سوی پروردگارت؛ در حالی که به ولایت (آنها) راضی هستی و او با ثوابش از تو خشنود است. داخل شو در میان بندگانم یعنی محمّد و اهل بیتش و داخل شو در بهشتام.» پسء چیزی برای انسان محبوبتر از آن نیست که هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به این منادی بپیوندد.»!