24 · Madanī

النور

An-Noor·The Light

✦ memorize this sūrah

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

  1. سُورَةٌ أَنزَلْنَٰهَا وَفَرَضْنَٰهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَآ ءَايَٰتٍۭ بَيِّنَٰتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ﴿١﴾

    24:1 · no commentary for this ayah

  2. ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِى فَٱجْلِدُوا۟ كُلَّ وَٰحِدٍ مِّنْهُمَا مِا۟ئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِى دِينِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَآئِفَةٌ مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿٢﴾

    چهار حکم برای حفظ عفت عمومی

    این آیات به چهار حکم از احکام الهی نظر دارد که محور اصلی آنها گناه زنا است. در این مختصر با توجه به آیات به توضیح هر یک از این احکام می‌پردازیم: یه ۲: مجازات مرد و زن زناکار: این آّیه مشتمل بر سه دستور است: ۱- حکم مجازات زنان و مردان زناکار. البته این آیه در بیان یک حکم عمومی است که موارد استثنایی هم دارد؛ از جمله» زنای مرد یا زن همسردار که حد آن پس از تحقق شرایطء اعدام است. ۲- تأکید بر گرفتار نشدن به دام محبّت و احساس در اجرای این حد الهی. البته همان‌گونه که نباید به خاطر غلبة احساسات در اجرای حکم الهی کوتاه آمد افراط و خشونت بی‌مورد نیز ممنوع است. دستور حضور جمعی از موْمنان در صحنةٌ مجازات؛ چرا که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد؛ بلکه هدف این است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم بشود. البته قرآن شرط نکرده که این حکم حتمأً در ملاً عام اجرا شود؛ بلکه بر حسب شرایط و مصالح متفاوت است و در برخی مواقع حضور سه نفر و بیشتر کافی است. آَیة ۳ ظاهر این یه تحریم ازدواج با مرد و زن زناکار است. البته این حکم در روایات اسلامی» مقید به مردان و زنانی شده که به این عمل مشهورند و توبه نکرده‌اند. بنابر این اگر به این عمل مشوور نباشند یا از اعمال گذشتةٌ خود کناره‌گیری کرده و تصمیم بر پاکی و عفت گرفته و اثر توبةٌ خود را نیز در عمل نشان داده باشند» ازدواج با آنها شرعاً بی‌مانع است. آّیات ۴و۵: مجازات تهمت: به این دلیل که در یات گذشته» مجازات شدیدی برای زن و مرد زناکار بیان شده و ممکن است این موضوع دستاویزی برای افراد مغرض و بی‌تقوی شود که از این طریق, افراد پاک را مورد اتهام قرار دهندء بلافاصله بعد از بیان مجازات شدید زناکاران» مجازات شدید تهمت‌زنندگان را که در صدد سوء استفاده از این حکم هستندء بیان می‌کند تا حیئیت و حرمت خانواده‌های پاکدامن» از خطر این‌گونه اشخاص مصون بماند و کسی جرأت تعرض به آبروی مردم را پیدا نکند. قرآن این‌گونه اشخاص را به هشتاد تازیانه، پذیرفته نشدن شهادت ایشان و شناخته شدن به فسق محکوم می کند. این سخت‌گیری در مورد حفظ حیئیت مردم پاکدامن» منحصر به اینجا نیست و در بسیاری از تعلیمات اسلام منعکس است و همگی از ارزش فوق‌العاده‌ای که اسلام برای حیثیت زن و مرد باایمان و پاکدامن قائل شده است» حکایت می‌کند. البته اگر کسی که تهمت ناموسی زده» بعد از اجرای حکم توبه کند و از کسی که به او تهمت زده اعادةٌ حیثیت کندء با توبه, شهادتش در آینده مقبول است و حکم فسق در تمام زمینه‌ها و احکام اسلامی از او برداشته می‌شود.؟ آّیات ۶ تا ۹: این آّیات در حکم استئنا و تبصره‌ای بر حکم حد قذف است؛ به این معنی که اگر شوهری همسر خود را به عمل منافی عفت متهم کند و بگوید او را در حال انجام این کار خلاف با مرد بیگانه‌ای دیدم. حد «قَذف» (هشتاد تازیانه) در مورد او اجرا نمی‌شود و البته ادعای او بدون دلیل و شاهد نیز در مورد زن پذیرفته نخواهد شد؛ چرا که ممکن است راست یا دروغ بگوید. در اینجا قرآن راه حلی پیشنهاد می‌کند که مسأله را به بهترین صورت و عادلانه‌ترین طریق حل می‌کند. در علت و فلسفةٌ این حکم گفته‌اند که هرگاه مردی همسرش را با بیگانه‌ای ببیندء اگر بخواهد سکوت کند. برای او امکان‌پذیر نیست و غیرتش اجازه نمی‌دهد. و اگر بخواهد نزد قاضی برود و فریاد بکشدء فوراً حد قذف بر او جاری می‌شود. چرا که قاضی نمی‌داند آن مرد راست می‌گوید یا دروغ و اگر بخواهد چهار شاهد بطلبدء این نیز با حیثیت و آبروی او نمی‌سازد. و ممکن است ماجرا در این میان پایان گیرد. از سوی دیگرء افراد بیگانه زود یکدیگر را متهم می‌کنند؛ ولی مرد و زن کمتر به یکدیگر چنین اتهامی می‌زنند. البته این حکم» زن را در بن‌بست قرار نمی‌دهد و طبق أیة ۸ و ‎٩‏ راهی برای زن باقی می‌گذارد؛ اما چون در این حکم» هم مرد و هم زن» هر دو در برابر حاکم اسلامی خدا را شاهد می‌گیرند و در صورت دروغ گفتن, لعنت و غضب الهی را برای خود می‌خرند. اغلب از اقدام به چنین خلافی خودداری می‌کنند. ۱- نمونه چ۱۴ ص ۳۲۵۳ ۲ پیشین» ص ۳۵۹ ۳ پیشین» ص ۳۲۶۱ ۴- پیشین» ص ۲۳۶۹ ۵ پیشین» ص ۳۸۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۹ ٥- بیشین، ص ٣. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳- پیشین» ص ۲۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.

  3. ٱلزَّانِى لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَٱلزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَآ إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿٣﴾

    چهار حکم برای حفظ عفت عمومی

    این آیات به چهار حکم از احکام الهی نظر دارد که محور اصلی آنها گناه زنا است. در این مختصر با توجه به آیات به توضیح هر یک از این احکام می‌پردازیم: یه ۲: مجازات مرد و زن زناکار: این آّیه مشتمل بر سه دستور است: ۱- حکم مجازات زنان و مردان زناکار. البته این آیه در بیان یک حکم عمومی است که موارد استثنایی هم دارد؛ از جمله» زنای مرد یا زن همسردار که حد آن پس از تحقق شرایطء اعدام است. ۲- تأکید بر گرفتار نشدن به دام محبّت و احساس در اجرای این حد الهی. البته همان‌گونه که نباید به خاطر غلبة احساسات در اجرای حکم الهی کوتاه آمد افراط و خشونت بی‌مورد نیز ممنوع است. دستور حضور جمعی از موْمنان در صحنةٌ مجازات؛ چرا که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد؛ بلکه هدف این است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم بشود. البته قرآن شرط نکرده که این حکم حتمأً در ملاً عام اجرا شود؛ بلکه بر حسب شرایط و مصالح متفاوت است و در برخی مواقع حضور سه نفر و بیشتر کافی است. آَیة ۳ ظاهر این یه تحریم ازدواج با مرد و زن زناکار است. البته این حکم در روایات اسلامی» مقید به مردان و زنانی شده که به این عمل مشهورند و توبه نکرده‌اند. بنابر این اگر به این عمل مشوور نباشند یا از اعمال گذشتةٌ خود کناره‌گیری کرده و تصمیم بر پاکی و عفت گرفته و اثر توبةٌ خود را نیز در عمل نشان داده باشند» ازدواج با آنها شرعاً بی‌مانع است. آّیات ۴و۵: مجازات تهمت: به این دلیل که در یات گذشته» مجازات شدیدی برای زن و مرد زناکار بیان شده و ممکن است این موضوع دستاویزی برای افراد مغرض و بی‌تقوی شود که از این طریق, افراد پاک را مورد اتهام قرار دهندء بلافاصله بعد از بیان مجازات شدید زناکاران» مجازات شدید تهمت‌زنندگان را که در صدد سوء استفاده از این حکم هستندء بیان می‌کند تا حیئیت و حرمت خانواده‌های پاکدامن» از خطر این‌گونه اشخاص مصون بماند و کسی جرأت تعرض به آبروی مردم را پیدا نکند. قرآن این‌گونه اشخاص را به هشتاد تازیانه، پذیرفته نشدن شهادت ایشان و شناخته شدن به فسق محکوم می کند. این سخت‌گیری در مورد حفظ حیئیت مردم پاکدامن» منحصر به اینجا نیست و در بسیاری از تعلیمات اسلام منعکس است و همگی از ارزش فوق‌العاده‌ای که اسلام برای حیثیت زن و مرد باایمان و پاکدامن قائل شده است» حکایت می‌کند. البته اگر کسی که تهمت ناموسی زده» بعد از اجرای حکم توبه کند و از کسی که به او تهمت زده اعادةٌ حیثیت کندء با توبه, شهادتش در آینده مقبول است و حکم فسق در تمام زمینه‌ها و احکام اسلامی از او برداشته می‌شود.؟ آّیات ۶ تا ۹: این آّیات در حکم استئنا و تبصره‌ای بر حکم حد قذف است؛ به این معنی که اگر شوهری همسر خود را به عمل منافی عفت متهم کند و بگوید او را در حال انجام این کار خلاف با مرد بیگانه‌ای دیدم. حد «قَذف» (هشتاد تازیانه) در مورد او اجرا نمی‌شود و البته ادعای او بدون دلیل و شاهد نیز در مورد زن پذیرفته نخواهد شد؛ چرا که ممکن است راست یا دروغ بگوید. در اینجا قرآن راه حلی پیشنهاد می‌کند که مسأله را به بهترین صورت و عادلانه‌ترین طریق حل می‌کند. در علت و فلسفةٌ این حکم گفته‌اند که هرگاه مردی همسرش را با بیگانه‌ای ببیندء اگر بخواهد سکوت کند. برای او امکان‌پذیر نیست و غیرتش اجازه نمی‌دهد. و اگر بخواهد نزد قاضی برود و فریاد بکشدء فوراً حد قذف بر او جاری می‌شود. چرا که قاضی نمی‌داند آن مرد راست می‌گوید یا دروغ و اگر بخواهد چهار شاهد بطلبدء این نیز با حیثیت و آبروی او نمی‌سازد. و ممکن است ماجرا در این میان پایان گیرد. از سوی دیگرء افراد بیگانه زود یکدیگر را متهم می‌کنند؛ ولی مرد و زن کمتر به یکدیگر چنین اتهامی می‌زنند. البته این حکم» زن را در بن‌بست قرار نمی‌دهد و طبق أیة ۸ و ‎٩‏ راهی برای زن باقی می‌گذارد؛ اما چون در این حکم» هم مرد و هم زن» هر دو در برابر حاکم اسلامی خدا را شاهد می‌گیرند و در صورت دروغ گفتن, لعنت و غضب الهی را برای خود می‌خرند. اغلب از اقدام به چنین خلافی خودداری می‌کنند. ۱- نمونه چ۱۴ ص ۳۲۵۳ ۲ پیشین» ص ۳۵۹ ۳ پیشین» ص ۳۲۶۱ ۴- پیشین» ص ۲۳۶۹ ۵ پیشین» ص ۳۸۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۹ ٥- بیشین، ص ٣. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳- پیشین» ص ۲۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.

  4. وَٱلَّذِينَ يَرْمُونَ ٱلْمُحْصَنَٰتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا۟ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَٱجْلِدُوهُمْ ثَمَٰنِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا۟ لَهُمْ شَهَٰدَةً أَبَدًا وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَٰسِقُونَ﴿٤﴾

    چهار حکم برای حفظ عفت عمومی

    این آیات به چهار حکم از احکام الهی نظر دارد که محور اصلی آنها گناه زنا است. در این مختصر با توجه به آیات به توضیح هر یک از این احکام می‌پردازیم: یه ۲: مجازات مرد و زن زناکار: این آّیه مشتمل بر سه دستور است: ۱- حکم مجازات زنان و مردان زناکار. البته این آیه در بیان یک حکم عمومی است که موارد استثنایی هم دارد؛ از جمله» زنای مرد یا زن همسردار که حد آن پس از تحقق شرایطء اعدام است. ۲- تأکید بر گرفتار نشدن به دام محبّت و احساس در اجرای این حد الهی. البته همان‌گونه که نباید به خاطر غلبة احساسات در اجرای حکم الهی کوتاه آمد افراط و خشونت بی‌مورد نیز ممنوع است. دستور حضور جمعی از موْمنان در صحنةٌ مجازات؛ چرا که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد؛ بلکه هدف این است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم بشود. البته قرآن شرط نکرده که این حکم حتمأً در ملاً عام اجرا شود؛ بلکه بر حسب شرایط و مصالح متفاوت است و در برخی مواقع حضور سه نفر و بیشتر کافی است. آَیة ۳ ظاهر این یه تحریم ازدواج با مرد و زن زناکار است. البته این حکم در روایات اسلامی» مقید به مردان و زنانی شده که به این عمل مشهورند و توبه نکرده‌اند. بنابر این اگر به این عمل مشوور نباشند یا از اعمال گذشتةٌ خود کناره‌گیری کرده و تصمیم بر پاکی و عفت گرفته و اثر توبةٌ خود را نیز در عمل نشان داده باشند» ازدواج با آنها شرعاً بی‌مانع است. آّیات ۴و۵: مجازات تهمت: به این دلیل که در یات گذشته» مجازات شدیدی برای زن و مرد زناکار بیان شده و ممکن است این موضوع دستاویزی برای افراد مغرض و بی‌تقوی شود که از این طریق, افراد پاک را مورد اتهام قرار دهندء بلافاصله بعد از بیان مجازات شدید زناکاران» مجازات شدید تهمت‌زنندگان را که در صدد سوء استفاده از این حکم هستندء بیان می‌کند تا حیئیت و حرمت خانواده‌های پاکدامن» از خطر این‌گونه اشخاص مصون بماند و کسی جرأت تعرض به آبروی مردم را پیدا نکند. قرآن این‌گونه اشخاص را به هشتاد تازیانه، پذیرفته نشدن شهادت ایشان و شناخته شدن به فسق محکوم می کند. این سخت‌گیری در مورد حفظ حیئیت مردم پاکدامن» منحصر به اینجا نیست و در بسیاری از تعلیمات اسلام منعکس است و همگی از ارزش فوق‌العاده‌ای که اسلام برای حیثیت زن و مرد باایمان و پاکدامن قائل شده است» حکایت می‌کند. البته اگر کسی که تهمت ناموسی زده» بعد از اجرای حکم توبه کند و از کسی که به او تهمت زده اعادةٌ حیثیت کندء با توبه, شهادتش در آینده مقبول است و حکم فسق در تمام زمینه‌ها و احکام اسلامی از او برداشته می‌شود.؟ آّیات ۶ تا ۹: این آّیات در حکم استئنا و تبصره‌ای بر حکم حد قذف است؛ به این معنی که اگر شوهری همسر خود را به عمل منافی عفت متهم کند و بگوید او را در حال انجام این کار خلاف با مرد بیگانه‌ای دیدم. حد «قَذف» (هشتاد تازیانه) در مورد او اجرا نمی‌شود و البته ادعای او بدون دلیل و شاهد نیز در مورد زن پذیرفته نخواهد شد؛ چرا که ممکن است راست یا دروغ بگوید. در اینجا قرآن راه حلی پیشنهاد می‌کند که مسأله را به بهترین صورت و عادلانه‌ترین طریق حل می‌کند. در علت و فلسفةٌ این حکم گفته‌اند که هرگاه مردی همسرش را با بیگانه‌ای ببیندء اگر بخواهد سکوت کند. برای او امکان‌پذیر نیست و غیرتش اجازه نمی‌دهد. و اگر بخواهد نزد قاضی برود و فریاد بکشدء فوراً حد قذف بر او جاری می‌شود. چرا که قاضی نمی‌داند آن مرد راست می‌گوید یا دروغ و اگر بخواهد چهار شاهد بطلبدء این نیز با حیثیت و آبروی او نمی‌سازد. و ممکن است ماجرا در این میان پایان گیرد. از سوی دیگرء افراد بیگانه زود یکدیگر را متهم می‌کنند؛ ولی مرد و زن کمتر به یکدیگر چنین اتهامی می‌زنند. البته این حکم» زن را در بن‌بست قرار نمی‌دهد و طبق أیة ۸ و ‎٩‏ راهی برای زن باقی می‌گذارد؛ اما چون در این حکم» هم مرد و هم زن» هر دو در برابر حاکم اسلامی خدا را شاهد می‌گیرند و در صورت دروغ گفتن, لعنت و غضب الهی را برای خود می‌خرند. اغلب از اقدام به چنین خلافی خودداری می‌کنند. ۱- نمونه چ۱۴ ص ۳۲۵۳ ۲ پیشین» ص ۳۵۹ ۳ پیشین» ص ۳۲۶۱ ۴- پیشین» ص ۲۳۶۹ ۵ پیشین» ص ۳۸۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۹ ٥- بیشین، ص ٣. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳- پیشین» ص ۲۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.

  5. إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿٥﴾

    چهار حکم برای حفظ عفت عمومی

    این آیات به چهار حکم از احکام الهی نظر دارد که محور اصلی آنها گناه زنا است. در این مختصر با توجه به آیات به توضیح هر یک از این احکام می‌پردازیم: یه ۲: مجازات مرد و زن زناکار: این آّیه مشتمل بر سه دستور است: ۱- حکم مجازات زنان و مردان زناکار. البته این آیه در بیان یک حکم عمومی است که موارد استثنایی هم دارد؛ از جمله» زنای مرد یا زن همسردار که حد آن پس از تحقق شرایطء اعدام است. ۲- تأکید بر گرفتار نشدن به دام محبّت و احساس در اجرای این حد الهی. البته همان‌گونه که نباید به خاطر غلبة احساسات در اجرای حکم الهی کوتاه آمد افراط و خشونت بی‌مورد نیز ممنوع است. دستور حضور جمعی از موْمنان در صحنةٌ مجازات؛ چرا که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد؛ بلکه هدف این است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم بشود. البته قرآن شرط نکرده که این حکم حتمأً در ملاً عام اجرا شود؛ بلکه بر حسب شرایط و مصالح متفاوت است و در برخی مواقع حضور سه نفر و بیشتر کافی است. آَیة ۳ ظاهر این یه تحریم ازدواج با مرد و زن زناکار است. البته این حکم در روایات اسلامی» مقید به مردان و زنانی شده که به این عمل مشهورند و توبه نکرده‌اند. بنابر این اگر به این عمل مشوور نباشند یا از اعمال گذشتةٌ خود کناره‌گیری کرده و تصمیم بر پاکی و عفت گرفته و اثر توبةٌ خود را نیز در عمل نشان داده باشند» ازدواج با آنها شرعاً بی‌مانع است. آّیات ۴و۵: مجازات تهمت: به این دلیل که در یات گذشته» مجازات شدیدی برای زن و مرد زناکار بیان شده و ممکن است این موضوع دستاویزی برای افراد مغرض و بی‌تقوی شود که از این طریق, افراد پاک را مورد اتهام قرار دهندء بلافاصله بعد از بیان مجازات شدید زناکاران» مجازات شدید تهمت‌زنندگان را که در صدد سوء استفاده از این حکم هستندء بیان می‌کند تا حیئیت و حرمت خانواده‌های پاکدامن» از خطر این‌گونه اشخاص مصون بماند و کسی جرأت تعرض به آبروی مردم را پیدا نکند. قرآن این‌گونه اشخاص را به هشتاد تازیانه، پذیرفته نشدن شهادت ایشان و شناخته شدن به فسق محکوم می کند. این سخت‌گیری در مورد حفظ حیئیت مردم پاکدامن» منحصر به اینجا نیست و در بسیاری از تعلیمات اسلام منعکس است و همگی از ارزش فوق‌العاده‌ای که اسلام برای حیثیت زن و مرد باایمان و پاکدامن قائل شده است» حکایت می‌کند. البته اگر کسی که تهمت ناموسی زده» بعد از اجرای حکم توبه کند و از کسی که به او تهمت زده اعادةٌ حیثیت کندء با توبه, شهادتش در آینده مقبول است و حکم فسق در تمام زمینه‌ها و احکام اسلامی از او برداشته می‌شود.؟ آّیات ۶ تا ۹: این آّیات در حکم استئنا و تبصره‌ای بر حکم حد قذف است؛ به این معنی که اگر شوهری همسر خود را به عمل منافی عفت متهم کند و بگوید او را در حال انجام این کار خلاف با مرد بیگانه‌ای دیدم. حد «قَذف» (هشتاد تازیانه) در مورد او اجرا نمی‌شود و البته ادعای او بدون دلیل و شاهد نیز در مورد زن پذیرفته نخواهد شد؛ چرا که ممکن است راست یا دروغ بگوید. در اینجا قرآن راه حلی پیشنهاد می‌کند که مسأله را به بهترین صورت و عادلانه‌ترین طریق حل می‌کند. در علت و فلسفةٌ این حکم گفته‌اند که هرگاه مردی همسرش را با بیگانه‌ای ببیندء اگر بخواهد سکوت کند. برای او امکان‌پذیر نیست و غیرتش اجازه نمی‌دهد. و اگر بخواهد نزد قاضی برود و فریاد بکشدء فوراً حد قذف بر او جاری می‌شود. چرا که قاضی نمی‌داند آن مرد راست می‌گوید یا دروغ و اگر بخواهد چهار شاهد بطلبدء این نیز با حیثیت و آبروی او نمی‌سازد. و ممکن است ماجرا در این میان پایان گیرد. از سوی دیگرء افراد بیگانه زود یکدیگر را متهم می‌کنند؛ ولی مرد و زن کمتر به یکدیگر چنین اتهامی می‌زنند. البته این حکم» زن را در بن‌بست قرار نمی‌دهد و طبق أیة ۸ و ‎٩‏ راهی برای زن باقی می‌گذارد؛ اما چون در این حکم» هم مرد و هم زن» هر دو در برابر حاکم اسلامی خدا را شاهد می‌گیرند و در صورت دروغ گفتن, لعنت و غضب الهی را برای خود می‌خرند. اغلب از اقدام به چنین خلافی خودداری می‌کنند. ۱- نمونه چ۱۴ ص ۳۲۵۳ ۲ پیشین» ص ۳۵۹ ۳ پیشین» ص ۳۲۶۱ ۴- پیشین» ص ۲۳۶۹ ۵ پیشین» ص ۳۸۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۹ ٥- بیشین، ص ٣. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳- پیشین» ص ۲۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.

  6. وَٱلَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَٰجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَآءُ إِلَّآ أَنفُسُهُمْ فَشَهَٰدَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَٰدَٰتٍۭ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴿٦﴾

    چهار حکم برای حفظ عفت عمومی

    این آیات به چهار حکم از احکام الهی نظر دارد که محور اصلی آنها گناه زنا است. در این مختصر با توجه به آیات به توضیح هر یک از این احکام می‌پردازیم: یه ۲: مجازات مرد و زن زناکار: این آّیه مشتمل بر سه دستور است: ۱- حکم مجازات زنان و مردان زناکار. البته این آیه در بیان یک حکم عمومی است که موارد استثنایی هم دارد؛ از جمله» زنای مرد یا زن همسردار که حد آن پس از تحقق شرایطء اعدام است. ۲- تأکید بر گرفتار نشدن به دام محبّت و احساس در اجرای این حد الهی. البته همان‌گونه که نباید به خاطر غلبة احساسات در اجرای حکم الهی کوتاه آمد افراط و خشونت بی‌مورد نیز ممنوع است. دستور حضور جمعی از موْمنان در صحنةٌ مجازات؛ چرا که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد؛ بلکه هدف این است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم بشود. البته قرآن شرط نکرده که این حکم حتمأً در ملاً عام اجرا شود؛ بلکه بر حسب شرایط و مصالح متفاوت است و در برخی مواقع حضور سه نفر و بیشتر کافی است. آَیة ۳ ظاهر این یه تحریم ازدواج با مرد و زن زناکار است. البته این حکم در روایات اسلامی» مقید به مردان و زنانی شده که به این عمل مشهورند و توبه نکرده‌اند. بنابر این اگر به این عمل مشوور نباشند یا از اعمال گذشتةٌ خود کناره‌گیری کرده و تصمیم بر پاکی و عفت گرفته و اثر توبةٌ خود را نیز در عمل نشان داده باشند» ازدواج با آنها شرعاً بی‌مانع است. آّیات ۴و۵: مجازات تهمت: به این دلیل که در یات گذشته» مجازات شدیدی برای زن و مرد زناکار بیان شده و ممکن است این موضوع دستاویزی برای افراد مغرض و بی‌تقوی شود که از این طریق, افراد پاک را مورد اتهام قرار دهندء بلافاصله بعد از بیان مجازات شدید زناکاران» مجازات شدید تهمت‌زنندگان را که در صدد سوء استفاده از این حکم هستندء بیان می‌کند تا حیئیت و حرمت خانواده‌های پاکدامن» از خطر این‌گونه اشخاص مصون بماند و کسی جرأت تعرض به آبروی مردم را پیدا نکند. قرآن این‌گونه اشخاص را به هشتاد تازیانه، پذیرفته نشدن شهادت ایشان و شناخته شدن به فسق محکوم می کند. این سخت‌گیری در مورد حفظ حیئیت مردم پاکدامن» منحصر به اینجا نیست و در بسیاری از تعلیمات اسلام منعکس است و همگی از ارزش فوق‌العاده‌ای که اسلام برای حیثیت زن و مرد باایمان و پاکدامن قائل شده است» حکایت می‌کند. البته اگر کسی که تهمت ناموسی زده» بعد از اجرای حکم توبه کند و از کسی که به او تهمت زده اعادةٌ حیثیت کندء با توبه, شهادتش در آینده مقبول است و حکم فسق در تمام زمینه‌ها و احکام اسلامی از او برداشته می‌شود.؟ آّیات ۶ تا ۹: این آّیات در حکم استئنا و تبصره‌ای بر حکم حد قذف است؛ به این معنی که اگر شوهری همسر خود را به عمل منافی عفت متهم کند و بگوید او را در حال انجام این کار خلاف با مرد بیگانه‌ای دیدم. حد «قَذف» (هشتاد تازیانه) در مورد او اجرا نمی‌شود و البته ادعای او بدون دلیل و شاهد نیز در مورد زن پذیرفته نخواهد شد؛ چرا که ممکن است راست یا دروغ بگوید. در اینجا قرآن راه حلی پیشنهاد می‌کند که مسأله را به بهترین صورت و عادلانه‌ترین طریق حل می‌کند. در علت و فلسفةٌ این حکم گفته‌اند که هرگاه مردی همسرش را با بیگانه‌ای ببیندء اگر بخواهد سکوت کند. برای او امکان‌پذیر نیست و غیرتش اجازه نمی‌دهد. و اگر بخواهد نزد قاضی برود و فریاد بکشدء فوراً حد قذف بر او جاری می‌شود. چرا که قاضی نمی‌داند آن مرد راست می‌گوید یا دروغ و اگر بخواهد چهار شاهد بطلبدء این نیز با حیثیت و آبروی او نمی‌سازد. و ممکن است ماجرا در این میان پایان گیرد. از سوی دیگرء افراد بیگانه زود یکدیگر را متهم می‌کنند؛ ولی مرد و زن کمتر به یکدیگر چنین اتهامی می‌زنند. البته این حکم» زن را در بن‌بست قرار نمی‌دهد و طبق أیة ۸ و ‎٩‏ راهی برای زن باقی می‌گذارد؛ اما چون در این حکم» هم مرد و هم زن» هر دو در برابر حاکم اسلامی خدا را شاهد می‌گیرند و در صورت دروغ گفتن, لعنت و غضب الهی را برای خود می‌خرند. اغلب از اقدام به چنین خلافی خودداری می‌کنند. ۱- نمونه چ۱۴ ص ۳۲۵۳ ۲ پیشین» ص ۳۵۹ ۳ پیشین» ص ۳۲۶۱ ۴- پیشین» ص ۲۳۶۹ ۵ پیشین» ص ۳۸۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۹ ٥- بیشین، ص ٣. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳- پیشین» ص ۲۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.

  7. وَٱلْخَٰمِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ ٱللَّهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ﴿٧﴾

    چهار حکم برای حفظ عفت عمومی

    این آیات به چهار حکم از احکام الهی نظر دارد که محور اصلی آنها گناه زنا است. در این مختصر با توجه به آیات به توضیح هر یک از این احکام می‌پردازیم: یه ۲: مجازات مرد و زن زناکار: این آّیه مشتمل بر سه دستور است: ۱- حکم مجازات زنان و مردان زناکار. البته این آیه در بیان یک حکم عمومی است که موارد استثنایی هم دارد؛ از جمله» زنای مرد یا زن همسردار که حد آن پس از تحقق شرایطء اعدام است. ۲- تأکید بر گرفتار نشدن به دام محبّت و احساس در اجرای این حد الهی. البته همان‌گونه که نباید به خاطر غلبة احساسات در اجرای حکم الهی کوتاه آمد افراط و خشونت بی‌مورد نیز ممنوع است. دستور حضور جمعی از موْمنان در صحنةٌ مجازات؛ چرا که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد؛ بلکه هدف این است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم بشود. البته قرآن شرط نکرده که این حکم حتمأً در ملاً عام اجرا شود؛ بلکه بر حسب شرایط و مصالح متفاوت است و در برخی مواقع حضور سه نفر و بیشتر کافی است. آَیة ۳ ظاهر این یه تحریم ازدواج با مرد و زن زناکار است. البته این حکم در روایات اسلامی» مقید به مردان و زنانی شده که به این عمل مشهورند و توبه نکرده‌اند. بنابر این اگر به این عمل مشوور نباشند یا از اعمال گذشتةٌ خود کناره‌گیری کرده و تصمیم بر پاکی و عفت گرفته و اثر توبةٌ خود را نیز در عمل نشان داده باشند» ازدواج با آنها شرعاً بی‌مانع است. آّیات ۴و۵: مجازات تهمت: به این دلیل که در یات گذشته» مجازات شدیدی برای زن و مرد زناکار بیان شده و ممکن است این موضوع دستاویزی برای افراد مغرض و بی‌تقوی شود که از این طریق, افراد پاک را مورد اتهام قرار دهندء بلافاصله بعد از بیان مجازات شدید زناکاران» مجازات شدید تهمت‌زنندگان را که در صدد سوء استفاده از این حکم هستندء بیان می‌کند تا حیئیت و حرمت خانواده‌های پاکدامن» از خطر این‌گونه اشخاص مصون بماند و کسی جرأت تعرض به آبروی مردم را پیدا نکند. قرآن این‌گونه اشخاص را به هشتاد تازیانه، پذیرفته نشدن شهادت ایشان و شناخته شدن به فسق محکوم می کند. این سخت‌گیری در مورد حفظ حیئیت مردم پاکدامن» منحصر به اینجا نیست و در بسیاری از تعلیمات اسلام منعکس است و همگی از ارزش فوق‌العاده‌ای که اسلام برای حیثیت زن و مرد باایمان و پاکدامن قائل شده است» حکایت می‌کند. البته اگر کسی که تهمت ناموسی زده» بعد از اجرای حکم توبه کند و از کسی که به او تهمت زده اعادةٌ حیثیت کندء با توبه, شهادتش در آینده مقبول است و حکم فسق در تمام زمینه‌ها و احکام اسلامی از او برداشته می‌شود.؟ آّیات ۶ تا ۹: این آّیات در حکم استئنا و تبصره‌ای بر حکم حد قذف است؛ به این معنی که اگر شوهری همسر خود را به عمل منافی عفت متهم کند و بگوید او را در حال انجام این کار خلاف با مرد بیگانه‌ای دیدم. حد «قَذف» (هشتاد تازیانه) در مورد او اجرا نمی‌شود و البته ادعای او بدون دلیل و شاهد نیز در مورد زن پذیرفته نخواهد شد؛ چرا که ممکن است راست یا دروغ بگوید. در اینجا قرآن راه حلی پیشنهاد می‌کند که مسأله را به بهترین صورت و عادلانه‌ترین طریق حل می‌کند. در علت و فلسفةٌ این حکم گفته‌اند که هرگاه مردی همسرش را با بیگانه‌ای ببیندء اگر بخواهد سکوت کند. برای او امکان‌پذیر نیست و غیرتش اجازه نمی‌دهد. و اگر بخواهد نزد قاضی برود و فریاد بکشدء فوراً حد قذف بر او جاری می‌شود. چرا که قاضی نمی‌داند آن مرد راست می‌گوید یا دروغ و اگر بخواهد چهار شاهد بطلبدء این نیز با حیثیت و آبروی او نمی‌سازد. و ممکن است ماجرا در این میان پایان گیرد. از سوی دیگرء افراد بیگانه زود یکدیگر را متهم می‌کنند؛ ولی مرد و زن کمتر به یکدیگر چنین اتهامی می‌زنند. البته این حکم» زن را در بن‌بست قرار نمی‌دهد و طبق أیة ۸ و ‎٩‏ راهی برای زن باقی می‌گذارد؛ اما چون در این حکم» هم مرد و هم زن» هر دو در برابر حاکم اسلامی خدا را شاهد می‌گیرند و در صورت دروغ گفتن, لعنت و غضب الهی را برای خود می‌خرند. اغلب از اقدام به چنین خلافی خودداری می‌کنند. ۱- نمونه چ۱۴ ص ۳۲۵۳ ۲ پیشین» ص ۳۵۹ ۳ پیشین» ص ۳۲۶۱ ۴- پیشین» ص ۲۳۶۹ ۵ پیشین» ص ۳۸۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۹ ٥- بیشین، ص ٣. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳- پیشین» ص ۲۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.

  8. وَيَدْرَؤُا۟ عَنْهَا ٱلْعَذَابَ أَن تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَٰدَٰتٍۭ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ﴿٨﴾

    چهار حکم برای حفظ عفت عمومی

    این آیات به چهار حکم از احکام الهی نظر دارد که محور اصلی آنها گناه زنا است. در این مختصر با توجه به آیات به توضیح هر یک از این احکام می‌پردازیم: یه ۲: مجازات مرد و زن زناکار: این آّیه مشتمل بر سه دستور است: ۱- حکم مجازات زنان و مردان زناکار. البته این آیه در بیان یک حکم عمومی است که موارد استثنایی هم دارد؛ از جمله» زنای مرد یا زن همسردار که حد آن پس از تحقق شرایطء اعدام است. ۲- تأکید بر گرفتار نشدن به دام محبّت و احساس در اجرای این حد الهی. البته همان‌گونه که نباید به خاطر غلبة احساسات در اجرای حکم الهی کوتاه آمد افراط و خشونت بی‌مورد نیز ممنوع است. دستور حضور جمعی از موْمنان در صحنةٌ مجازات؛ چرا که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد؛ بلکه هدف این است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم بشود. البته قرآن شرط نکرده که این حکم حتمأً در ملاً عام اجرا شود؛ بلکه بر حسب شرایط و مصالح متفاوت است و در برخی مواقع حضور سه نفر و بیشتر کافی است. آَیة ۳ ظاهر این یه تحریم ازدواج با مرد و زن زناکار است. البته این حکم در روایات اسلامی» مقید به مردان و زنانی شده که به این عمل مشهورند و توبه نکرده‌اند. بنابر این اگر به این عمل مشوور نباشند یا از اعمال گذشتةٌ خود کناره‌گیری کرده و تصمیم بر پاکی و عفت گرفته و اثر توبةٌ خود را نیز در عمل نشان داده باشند» ازدواج با آنها شرعاً بی‌مانع است. آّیات ۴و۵: مجازات تهمت: به این دلیل که در یات گذشته» مجازات شدیدی برای زن و مرد زناکار بیان شده و ممکن است این موضوع دستاویزی برای افراد مغرض و بی‌تقوی شود که از این طریق, افراد پاک را مورد اتهام قرار دهندء بلافاصله بعد از بیان مجازات شدید زناکاران» مجازات شدید تهمت‌زنندگان را که در صدد سوء استفاده از این حکم هستندء بیان می‌کند تا حیئیت و حرمت خانواده‌های پاکدامن» از خطر این‌گونه اشخاص مصون بماند و کسی جرأت تعرض به آبروی مردم را پیدا نکند. قرآن این‌گونه اشخاص را به هشتاد تازیانه، پذیرفته نشدن شهادت ایشان و شناخته شدن به فسق محکوم می کند. این سخت‌گیری در مورد حفظ حیئیت مردم پاکدامن» منحصر به اینجا نیست و در بسیاری از تعلیمات اسلام منعکس است و همگی از ارزش فوق‌العاده‌ای که اسلام برای حیثیت زن و مرد باایمان و پاکدامن قائل شده است» حکایت می‌کند. البته اگر کسی که تهمت ناموسی زده» بعد از اجرای حکم توبه کند و از کسی که به او تهمت زده اعادةٌ حیثیت کندء با توبه, شهادتش در آینده مقبول است و حکم فسق در تمام زمینه‌ها و احکام اسلامی از او برداشته می‌شود.؟ آّیات ۶ تا ۹: این آّیات در حکم استئنا و تبصره‌ای بر حکم حد قذف است؛ به این معنی که اگر شوهری همسر خود را به عمل منافی عفت متهم کند و بگوید او را در حال انجام این کار خلاف با مرد بیگانه‌ای دیدم. حد «قَذف» (هشتاد تازیانه) در مورد او اجرا نمی‌شود و البته ادعای او بدون دلیل و شاهد نیز در مورد زن پذیرفته نخواهد شد؛ چرا که ممکن است راست یا دروغ بگوید. در اینجا قرآن راه حلی پیشنهاد می‌کند که مسأله را به بهترین صورت و عادلانه‌ترین طریق حل می‌کند. در علت و فلسفةٌ این حکم گفته‌اند که هرگاه مردی همسرش را با بیگانه‌ای ببیندء اگر بخواهد سکوت کند. برای او امکان‌پذیر نیست و غیرتش اجازه نمی‌دهد. و اگر بخواهد نزد قاضی برود و فریاد بکشدء فوراً حد قذف بر او جاری می‌شود. چرا که قاضی نمی‌داند آن مرد راست می‌گوید یا دروغ و اگر بخواهد چهار شاهد بطلبدء این نیز با حیثیت و آبروی او نمی‌سازد. و ممکن است ماجرا در این میان پایان گیرد. از سوی دیگرء افراد بیگانه زود یکدیگر را متهم می‌کنند؛ ولی مرد و زن کمتر به یکدیگر چنین اتهامی می‌زنند. البته این حکم» زن را در بن‌بست قرار نمی‌دهد و طبق أیة ۸ و ‎٩‏ راهی برای زن باقی می‌گذارد؛ اما چون در این حکم» هم مرد و هم زن» هر دو در برابر حاکم اسلامی خدا را شاهد می‌گیرند و در صورت دروغ گفتن, لعنت و غضب الهی را برای خود می‌خرند. اغلب از اقدام به چنین خلافی خودداری می‌کنند. ۱- نمونه چ۱۴ ص ۳۲۵۳ ۲ پیشین» ص ۳۵۹ ۳ پیشین» ص ۳۲۶۱ ۴- پیشین» ص ۲۳۶۹ ۵ پیشین» ص ۳۸۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۹ ٥- بیشین، ص ٣. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳- پیشین» ص ۲۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.

  9. وَٱلْخَٰمِسَةَ أَنَّ غَضَبَ ٱللَّهِ عَلَيْهَآ إِن كَانَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴿٩﴾

    چهار حکم برای حفظ عفت عمومی

    این آیات به چهار حکم از احکام الهی نظر دارد که محور اصلی آنها گناه زنا است. در این مختصر با توجه به آیات به توضیح هر یک از این احکام می‌پردازیم: یه ۲: مجازات مرد و زن زناکار: این آّیه مشتمل بر سه دستور است: ۱- حکم مجازات زنان و مردان زناکار. البته این آیه در بیان یک حکم عمومی است که موارد استثنایی هم دارد؛ از جمله» زنای مرد یا زن همسردار که حد آن پس از تحقق شرایطء اعدام است. ۲- تأکید بر گرفتار نشدن به دام محبّت و احساس در اجرای این حد الهی. البته همان‌گونه که نباید به خاطر غلبة احساسات در اجرای حکم الهی کوتاه آمد افراط و خشونت بی‌مورد نیز ممنوع است. دستور حضور جمعی از موْمنان در صحنةٌ مجازات؛ چرا که هدف تنها این نیست که گنهکار عبرت گیرد؛ بلکه هدف این است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم بشود. البته قرآن شرط نکرده که این حکم حتمأً در ملاً عام اجرا شود؛ بلکه بر حسب شرایط و مصالح متفاوت است و در برخی مواقع حضور سه نفر و بیشتر کافی است. آَیة ۳ ظاهر این یه تحریم ازدواج با مرد و زن زناکار است. البته این حکم در روایات اسلامی» مقید به مردان و زنانی شده که به این عمل مشهورند و توبه نکرده‌اند. بنابر این اگر به این عمل مشوور نباشند یا از اعمال گذشتةٌ خود کناره‌گیری کرده و تصمیم بر پاکی و عفت گرفته و اثر توبةٌ خود را نیز در عمل نشان داده باشند» ازدواج با آنها شرعاً بی‌مانع است. آّیات ۴و۵: مجازات تهمت: به این دلیل که در یات گذشته» مجازات شدیدی برای زن و مرد زناکار بیان شده و ممکن است این موضوع دستاویزی برای افراد مغرض و بی‌تقوی شود که از این طریق, افراد پاک را مورد اتهام قرار دهندء بلافاصله بعد از بیان مجازات شدید زناکاران» مجازات شدید تهمت‌زنندگان را که در صدد سوء استفاده از این حکم هستندء بیان می‌کند تا حیئیت و حرمت خانواده‌های پاکدامن» از خطر این‌گونه اشخاص مصون بماند و کسی جرأت تعرض به آبروی مردم را پیدا نکند. قرآن این‌گونه اشخاص را به هشتاد تازیانه، پذیرفته نشدن شهادت ایشان و شناخته شدن به فسق محکوم می کند. این سخت‌گیری در مورد حفظ حیئیت مردم پاکدامن» منحصر به اینجا نیست و در بسیاری از تعلیمات اسلام منعکس است و همگی از ارزش فوق‌العاده‌ای که اسلام برای حیثیت زن و مرد باایمان و پاکدامن قائل شده است» حکایت می‌کند. البته اگر کسی که تهمت ناموسی زده» بعد از اجرای حکم توبه کند و از کسی که به او تهمت زده اعادةٌ حیثیت کندء با توبه, شهادتش در آینده مقبول است و حکم فسق در تمام زمینه‌ها و احکام اسلامی از او برداشته می‌شود.؟ آّیات ۶ تا ۹: این آّیات در حکم استئنا و تبصره‌ای بر حکم حد قذف است؛ به این معنی که اگر شوهری همسر خود را به عمل منافی عفت متهم کند و بگوید او را در حال انجام این کار خلاف با مرد بیگانه‌ای دیدم. حد «قَذف» (هشتاد تازیانه) در مورد او اجرا نمی‌شود و البته ادعای او بدون دلیل و شاهد نیز در مورد زن پذیرفته نخواهد شد؛ چرا که ممکن است راست یا دروغ بگوید. در اینجا قرآن راه حلی پیشنهاد می‌کند که مسأله را به بهترین صورت و عادلانه‌ترین طریق حل می‌کند. در علت و فلسفةٌ این حکم گفته‌اند که هرگاه مردی همسرش را با بیگانه‌ای ببیندء اگر بخواهد سکوت کند. برای او امکان‌پذیر نیست و غیرتش اجازه نمی‌دهد. و اگر بخواهد نزد قاضی برود و فریاد بکشدء فوراً حد قذف بر او جاری می‌شود. چرا که قاضی نمی‌داند آن مرد راست می‌گوید یا دروغ و اگر بخواهد چهار شاهد بطلبدء این نیز با حیثیت و آبروی او نمی‌سازد. و ممکن است ماجرا در این میان پایان گیرد. از سوی دیگرء افراد بیگانه زود یکدیگر را متهم می‌کنند؛ ولی مرد و زن کمتر به یکدیگر چنین اتهامی می‌زنند. البته این حکم» زن را در بن‌بست قرار نمی‌دهد و طبق أیة ۸ و ‎٩‏ راهی برای زن باقی می‌گذارد؛ اما چون در این حکم» هم مرد و هم زن» هر دو در برابر حاکم اسلامی خدا را شاهد می‌گیرند و در صورت دروغ گفتن, لعنت و غضب الهی را برای خود می‌خرند. اغلب از اقدام به چنین خلافی خودداری می‌کنند. ۱- نمونه چ۱۴ ص ۳۲۵۳ ۲ پیشین» ص ۳۵۹ ۳ پیشین» ص ۳۲۶۱ ۴- پیشین» ص ۲۳۶۹ ۵ پیشین» ص ۳۸۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۹ ٥- بیشین، ص ٣. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳- پیشین» ص ۲۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.

  10. وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُۥ وَأَنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ﴿١٠﴾

    24:10 · no commentary for this ayah

  11. إِنَّ ٱلَّذِينَ جَآءُو بِٱلْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ ٱمْرِئٍ مِّنْهُم مَّا ٱكْتَسَبَ مِنَ ٱلْإِثْمِ وَٱلَّذِى تَوَلَّىٰ كِبْرَهُۥ مِنْهُمْ لَهُۥ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴿١١﴾

    نسبتی ناروا به خانوادةٌ رسول الثه(ص) و دفاع خداوند از پیامبر

    این آیات به ماجرای افک (تهمت بزرگ) اشاره دارد. در روایات اهل سنت» کسی که به او تهمت زده شدهء عایشه - همسر پیامبر - و در روایات شیعه» ماریة قبطیه - همان زنی که پادشاه مصر برای پیامبر(ص) هدیه فرستاد و تنها پسر پیامبر» ابراهیم که در ۸ ماهگی فوت کرد.ء از او بود - معرفی شده است. در هر دو دسته از این روایات اما نکاتی وجود دارد که درستی آنها را زیر سوّال می‌برد. بدین جهت از طرح آن روایات خودداری می‌شود. آنچه از مجموع روایات فهمیده می‌شود و مسلّم استء این است که تهمتی که در این آیات از آن یاد شده» مربوط به یکی از افراد خانوادة پیامبر(ص) است؛ عایشه یا ماریة قبطیه. از آّیات نیز بر می‌آید جماعتی یکدل» برخی از افراد خانوادةٌ پیامبر را به عمل منافی عفت متهم کردند و بعضی از منافقان و بیماردلان» به سبب علاقه به پخش این تهمت در میان مردم» در رواج آن و شایعه‌پراکنی کمک کردند و بدین ترتیب» آن اتهام در میان مردم و دهان به دهان چرخید. آنگاه خداوند این آیات را نازل کرد و از پیامبرش دفاع و شایعه‌پراکنان را به شدت توبیخ کرد.

    ماجرای افک؛ ظاهری تلخ و باطنی سودمند

    این آیهء مومنانی را که از ایراد آن تهمت ناروا به شخصی پاکدامن سخت ناراحت شده بودندء دلداری می‌دهد و می‌فرماید: «گمان نکنید که این ماجرا برای شما بد است؛ بلکه برای شما خوب است»؛ چرا که در این ماجراء پرده از نیات پلید گروهی از مسلمان‌نماها برداشته شد.» و این از سعادت یک جامعهٌ صالح است که منحرفان و فاسدان در آن مشخص شوند و بدین‌وسیله مردم درستکار به وضعیتشان بیناتر شوند و برای اصلاح اعضای فاسد جامعه به پا خیزند.

  12. لَّوْلَآ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ ٱلْمُؤْمِنُونَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا۟ هَٰذَآ إِفْكٌ مُّبِينٌ﴿١٢﴾

    24:12 · no commentary for this ayah

  13. لَّوْلَا جَآءُو عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا۟ بِٱلشُّهَدَآءِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ عِندَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلْكَٰذِبُونَ﴿١٣﴾

    24:13 · no commentary for this ayah

  14. وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُۥ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِى مَآ أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴿١٤﴾

    24:14 · no commentary for this ayah

  15. إِذْ تَلَقَّوْنَهُۥ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِۦ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُۥ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمٌ﴿١٥﴾

    24:15 · no commentary for this ayah

  16. وَلَوْلَآ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَٰنَكَ هَٰذَا بُهْتَٰنٌ عَظِيمٌ﴿١٦﴾

    24:16 · no commentary for this ayah

  17. يَعِظُكُمُ ٱللَّهُ أَن تَعُودُوا۟ لِمِثْلِهِۦٓ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴿١٧﴾

    24:17 · no commentary for this ayah

  18. وَيُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْـَٔايَٰتِ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴿١٨﴾

    24:18 · no commentary for this ayah

  19. إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ ٱلْفَٰحِشَةُ فِى ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴿١٩﴾

    اشاعة فحشا؛ دامن زدن به آتش گناه در جامعه

    چون انسان یک موجود اجتماعی استء جامعة بزرگی که در آن زندگی می‌کند از یک نظر همچون خانةٌ او است و حریم آن همچون حریم خانةٌ او محسوب می‌شود؛ پاکی جامعه به پاکی او کمک می‌کند و آلودگی آن به آلودگی‌اش. روی همین اصل, اسلام با هر کاری که جو جامعه را مسموم یا آلوده کندء به شدت مبارزه کرده است. اگر می‌بینیم در اسلام با غییت مبارزه و دستور به عیب‌پوشی داده شده» یک دلیلش همین است که گناه جنبةٌ عمومی پیدا نکند. در روایتی از امام رضا(ع) می‌خوانیم: «آن‌کس که گناه را نشر دهدء خوار شده و آن‌کس که گناه را پنهان کند. مشمول آمرزش الهی است.» اکر می بینیم در أیات بیش، موضوع اشاعه فحشا با لحنی بسیار شدید محکوم شده نیز دلیلش همین است. اصولاً گناه همانند آتش است. هنگامی که این آتش در نقطه‌ای از جامعه روشن شود باید بکوشیم که خاموش یا دست کم محاصره گردد؛ اما اگر به آتش دامن بزنیم و آن را از نقطه‌ای به نقطهٌ دیگر ببریم» حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسی قادر به مهار آن نخواهد بود. از این گذشته» عظمت گناه در نظر عامةٌ مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی‌هاء خود سد بزرگی در برابر فساد است. در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) می‌خوانیم: «کسی که کار زشتی را نشر دهد.ء همانند کسی است که اولین بار [در عالم] به آن اقدام کرده است.» در حدیث دیگری از امام کاظم(ع) می‌خوانیم که مردی خدمتش آمد و عرض کرد: فدایت شوم؛ از یکی از برادران دینی کاری نقل کردند که من آن را ناخوش داشتم. از خودش پرسیدمء انکار کرد؛ در حالی که جمعی از افراد مورد اعتمادء این مطلب را از او نقل کرده‌اند. امام فرمود: «گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن. حتی اگر پنجاه نفر سوگند خوردند که او کاری کرده و او بگوید نکرده‌ام» از او بپذیر و از آنها نپذیر. هرگز چیزی که مایةٌ عیب و ننگ او است و شخصیتش را از میان می‌برد. در جامعه پخش مکن که از آنها خواهی بود که خداوند در بارةٌ آنها فرموده: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة...».» البته این موضوع, استثناهایی مانند شهادت در دادگاه دارد؛ یا مواردی که برای نهی از منکر راهی جز پرده برداشتن از زشت‌کاری یک نفر وجود ندارد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱-المیزان» ج۰۱۵ ص ‎٩۹۰‏ > ۱- المیزان» چ۵ ص ‎٩۹۰‏ ۲- پیشین» ص ‎٩۱‏ ۳ نمونه, چ۱۴ ص ۴۰۵ > ۳ نمونهء ج۰۱۴ ص ۴۰۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  20. وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُۥ وَأَنَّ ٱللَّهَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ﴿٢٠﴾

    24:20 · no commentary for this ayah

  21. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ فَإِنَّهُۥ يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ وَٱلْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُۥ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُزَكِّى مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴿٢١﴾

    اگر فضل و رحمت الهی نبودء هرگز احدی پاک نمی‌شد

    بدون شک فضل و رحمت المی است که موجب نجات انسان‌ها از آلودگی‌ها و انحرافات و گناهان می‌شود؛ چرا که خداء هم موهبت عقل را داده و هم موهبت وجود پیامبر و احکامی را که از طریق وحی نازل گشته است. از این مواهب گذشته» توفیقات خاص او و امدادهای غیبی‌اش که شامل حال انسان‌های آماده و مستعد می‌گردد. مهم‌ترین عامل پاکی و تزکیه است. جملة «من یشاء» (هر که بخواهد) به معنای مشیت و خواست بی‌دلیل نیست؛ بلکه تا مجاهده و تلاشی از ناحیة بندگان نباشد» هدایت و موهبتی از ناحیةٌ خدا صورت نمی گیرد. آن کس که طالب این راه است و در آن گام می‌نهد و جهاد می‌کندء خدا دستش را می‌گیرد و از وسوسةٌ شیاطین حفظ می‌کند و به سرمنزل مقصود می‌رساند. به تعبیر دیگر» فضل و رحمت الهیء گاه جنبةٌ تشریعی دارد و آن از طریق بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی و تشریع احکام و بشارت‌ها و انذارها استء» و گاه جنبةٌ تکوینی دارد و آن از طریق امدادهای معنوی و الهی است. این مورد بیشتر به قسمت دوم نظر دارد. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) می‌خوانیم: «.. هیچ کس با عملش (به تنهایی) نجات نخواهد یافت.» راوی حدیث پرسید: حتی شما ای رسول خدا؟! فرمود: «حتی من؛ مگر این‌که خداوند مرا مشمول رحمتش کند.»

  22. وَلَا يَأْتَلِ أُو۟لُوا۟ ٱلْفَضْلِ مِنكُمْ وَٱلسَّعَةِ أَن يُؤْتُوٓا۟ أُو۟لِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْمَسَٰكِينَ وَٱلْمُهَٰجِرِينَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلْيَعْفُوا۟ وَلْيَصْفَحُوٓا۟ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ ٱللَّهُ لَكُمْ وَٱللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿٢٢﴾

    اعتدال اسلام در مجازات

    جمعی از مفسران برای این آیه شأن نزولی نقل کرده‌اند که پیوند آن رابا یات گذشته روشن می‌کند. این آّیه در بارة گروهی از صحابه نازل شده که بعد از داستان افک سوگند یاد کردند که به هیچ‌یک از کسانی که در این ماجرا درگیر بودند و به این تهمت بزرگ دامن زدند» کمک مالی ندهند و در هیچ موردی از آنها دلجویی نکنند. این آیه نازل شد و آنها را از این شدت عمل و خشونت باز داشت و دستور عفو و گذشت داد. قرآًن» هم با آن همه آّیات کوبنده» اصحاب افک را به شدت محکوم می‌کند و هم برای این که افراد افراطی از حد تجاوز نکنند. با سه جمله که هر یک از دیگری گیراتر و جذاب‌تر استء احساساتشان را مهار می‌کند: نخست به عفو و گذشت امر می‌کند؛ سپس می‌گوید «آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را بیبخشد»؛ پس شما هم ببخشید و سرانجام دو صفت از صفات خدا را که «غفور» و «رحیم» استء برای تأکید ذکر می‌کند؛ اشاره به این که شما نباید از فرمان پروردگارتان داغ‌تر باشید. خداوند که صاحب اصلی این حکم است غفور و رحیم است. او دستور می‌دهد کمک‌ها را قطع نکنید؛ دیگر شما چه می‌گویید؟! بدون شک» درگیری همة مسلمانان در ماجرای افک» با توطئةٌ قبلی نبود. بعضی از منافقان مسلمان‌نماء پایه‌گذار بودند و گروهی مسلمان فریب‌خورده» دنباله‌رو. البته همةٌ آنها مقصر بودند؛ اما میان این دو گروه بسیار فرق بود و دیگران نمی‌بایست با همه یکسان رفتار می‌کردند. این آیه» درس بزرگی برای همةٌ مسلمانان است که به هنگام آلودگی بعضی از افراد به گناه و لغزش نباید از حد اعتدال در کیفر تجاوز کردء نباید آنها را از جامعهٌ اسلامی طرد کرد و نباید درهای کمک را به روی آنها بست تا یکباره در دامن دشمن سقوط کنند و در صف آنها قرار گیرند. این آیات در حقیفت ترسیمی از تعادل جاذبه و دافعةٌ اسلامی است؛ آیات افک و مجازات شدید تهمت‌زنندگان به نوامیس مردم» نیروی عظیم دافعه را تشکیل می دهد و ایه مورد بحث که از عفو و کذشت و غفور و رحیم بودن خدا سخن می‌گویدء بیانگر جاذبه است.

  23. إِنَّ ٱلَّذِينَ يَرْمُونَ ٱلْمُحْصَنَٰتِ ٱلْغَٰفِلَٰتِ ٱلْمُؤْمِنَٰتِ لُعِنُوا۟ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴿٢٣﴾

    24:23 · no commentary for this ayah

  24. يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ﴿٢٤﴾

    24:24 · no commentary for this ayah

  25. يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ ٱللَّهُ دِينَهُمُ ٱلْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْحَقُّ ٱلْمُبِينُ﴿٢٥﴾

    24:25 · no commentary for this ayah

  26. ٱلْخَبِيثَٰتُ لِلْخَبِيثِينَ وَٱلْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَٰتِ وَٱلطَّيِّبَٰتُ لِلطَّيِّبِينَ وَٱلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَٰتِ أُو۟لَٰٓئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴿٢٦﴾

    حرمت ازدواج با زناکاران

    در احادیثی از امام باقر و امام صادق(ع) نقل شده که این آیه همانند «الزانی لا ینکج الا زانیة او مشرکة» (آَیةٌ ۳ همین سوره) است؛ زیرا گروهی بودند که تصمیم گرفتند با زنان آلوده ازدواج کنند. خداوند آنها را از این کار نهی کرد و این عمل را برای ایشان ناپسند شمرد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۰۱۴ ص ۴۱۳ ۲- نمونهء ج۳۲۷, ص ۲۳۲ ۳ نمونه, چ۰۱۴ ص ۴۱۴ > ۴ المیزان» چ۵ ص ۱۰۸ > ۲ نمونه, ج۲۷. ص ۲۳۲ > ۳ نمونهء چ۱۴ ص ۴۱۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  27. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَدْخُلُوا۟ بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّىٰ تَسْتَأْنِسُوا۟ وَتُسَلِّمُوا۟ عَلَىٰٓ أَهْلِهَا ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ﴿٢٧﴾

    علت اجازه گرفتن برای ورود به خانه‌ها

    بی‌شک وجود انسان دارای دو بُعد است؛ بعد فردی و بعد اجتماعی. به همین دلیل دارای دو نوع زندگی است: زندگی خصوصی و عمومی که هرکدام برای خود ویژگی‌ها و آداب و مقرراتی دارد. انسان ناچار است در محیط اجتماع» قیود زیادی را از نظر لباس و طرز حرکت و رفت و امد تحمل کند؛ ولی پیداست که رعایت این وضع در تمام مدت شبانه‌روزه خسته‌کننده و دردسرآفرین است. او می‌خواهد مدتی از شبانه‌روز را آزاد باشد» قید و بندها را دور کندء به استراحت بپردازدء با خانواده و فرزندان خود به گفت‌وگوی خصوصی بنشیند و تا آنجا که ممکن استء از این آزادی بهره گیرد. به همین دلیلء به خانة خصوصی خود پناه می‌برد و با بستن درها به روی دیگران» زندگی خویش را برای ساعاتی از جامعه جدا می‌کند و همراه آن» از انبوه قیودی که ناچار بود در محیط اجتماع برخود تحمیل کند. آزاد می‌شود. اینک باید در این محیط آزاده امنیت کافی وجود داشته باشد. اگر بنا باشد هرکس سرزده به این محیط وارد شود و به حریم امن آن تجاوز کندء دیگر آن آزادی و استراحت و آرامش وجود نخواهد داشت. به همین دلیل همیشه در میان انسان‌ها مقررات ویژه‌ای در این زمینه بوده است. در حدیثی می‌خوانیم که پیامبر(ص) هنگامی که به در خانهٌ کسی می‌رفت. روبه‌روی در نمی‌ایستاد؛ بلکه طرف راست یا چپ قرار می‌گرفت و می‌فرمود: «السلام علیکم.» آن هنگام هنوز معمول نشده بود که در برابر در خانه پرده بیاویزند". > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.

  28. فَإِن لَّمْ تَجِدُوا۟ فِيهَآ أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّىٰ يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ٱرْجِعُوا۟ فَٱرْجِعُوا۟ هُوَ أَزْكَىٰ لَكُمْ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ﴿٢٨﴾

    علت اجازه گرفتن برای ورود به خانه‌ها

    بی‌شک وجود انسان دارای دو بُعد است؛ بعد فردی و بعد اجتماعی. به همین دلیل دارای دو نوع زندگی است: زندگی خصوصی و عمومی که هرکدام برای خود ویژگی‌ها و آداب و مقرراتی دارد. انسان ناچار است در محیط اجتماع» قیود زیادی را از نظر لباس و طرز حرکت و رفت و امد تحمل کند؛ ولی پیداست که رعایت این وضع در تمام مدت شبانه‌روزه خسته‌کننده و دردسرآفرین است. او می‌خواهد مدتی از شبانه‌روز را آزاد باشد» قید و بندها را دور کندء به استراحت بپردازدء با خانواده و فرزندان خود به گفت‌وگوی خصوصی بنشیند و تا آنجا که ممکن استء از این آزادی بهره گیرد. به همین دلیلء به خانة خصوصی خود پناه می‌برد و با بستن درها به روی دیگران» زندگی خویش را برای ساعاتی از جامعه جدا می‌کند و همراه آن» از انبوه قیودی که ناچار بود در محیط اجتماع برخود تحمیل کند. آزاد می‌شود. اینک باید در این محیط آزاده امنیت کافی وجود داشته باشد. اگر بنا باشد هرکس سرزده به این محیط وارد شود و به حریم امن آن تجاوز کندء دیگر آن آزادی و استراحت و آرامش وجود نخواهد داشت. به همین دلیل همیشه در میان انسان‌ها مقررات ویژه‌ای در این زمینه بوده است. در حدیثی می‌خوانیم که پیامبر(ص) هنگامی که به در خانهٌ کسی می‌رفت. روبه‌روی در نمی‌ایستاد؛ بلکه طرف راست یا چپ قرار می‌گرفت و می‌فرمود: «السلام علیکم.» آن هنگام هنوز معمول نشده بود که در برابر در خانه پرده بیاویزند". > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.

  29. لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا۟ بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَٰعٌ لَّكُمْ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ﴿٢٩﴾

    خانه‌های غیر مسکونی

    منظور از خانه‌های غیرمسکونی که در آن متاعی وجود داردء خانه‌هایی است که برای بهره‌ای غیر سکونت دائمی ساخته شده‌اند و از این رو کسی در آن به صورت طبیعی سکونت ندارد؛ مانند مهمانسراهاء حمام‌هاء آسیاب‌ها و امثال آن. همین که بنایی برای عموم ساخته شده, همگان اجازه دارند داخل آن شوند.

  30. قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا۟ مِنْ أَبْصَٰرِهِمْ وَيَحْفَظُوا۟ فُرُوجَهُمْ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرٌۢ بِمَا يَصْنَعُونَ﴿٣٠﴾

    فلسفةٌ حجاب

    بدون شک در عصر ما که بعضی نام آن را عصر برهنگی و آزادی جنسی گذارده‌اند و افراد غرب‌زده» بی‌بندوباری مردان و زنان را جزئی از آزادی او می‌دانند. سخن از حجاب گفتن برای این دسته» ناخوشایند و گاه افسانه‌ای متعلق به زمان‌های گذشته است؛ ولی مفاسد بی‌حساب و مشکلات و گرفتاری‌های روزافزون که از این آزادی‌های بی قید و شرط به وجود آمده سبب شده که به تدریج گوش‌های شنوایی برای این سخن پیدا شود. مسأله این است که آیا زنان باید برای بهره‌کشی از طریق سمع و بصر و لمس - جز آمیزش جنسی -در اختیار همه مردان باشند یا این کارها مخصوص همسران آنهاست. اسلام می‌گوید: کامیابی‌های جنسی» اعم از آمپزش و لذایذ سمعی و بصری و لمس, مخصوص به همسران است و غیر از آن» گناه و مایة آلودگی جامعه است. فلسفةٌ حجابء» چیز پنهانی نیست؛ زیرا: ۱- برهنگی زنان که پیامدهایی همچون آرایش و عشوه‌گری و امثال آن داردء مردان به ویژه جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار می‌دهد؛ تحریکی که سبب کوبیده شدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان‌های بیمارگونةٌ عصبی و گاه سرچشمةٌ امراض روانی می‌گردد. ۲- آمار قطعی و مستند نشان می‌دهد که با افزایش برهنگی در جهان» شمار طلاق و از هم‌گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مداوم بالا رفته است. ۳- گسترش دامنة فحشا و افزایش فرزندان نامشروع» از دردناک‌ترین پیامدهای بی‌حجابی است و عوارض آن به ویژه در جوامع غربی کاملاً نمایان استآ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱ نمونه چ۱۴, ص ۴۲۹ المیزان» ج۰۱۵ ص ۱۱۰ ۳ نمونه چ۱۴ ص ۴۴۲ > ۲ المیزان» چ۵ ص ۱۱۰ > ۳ نمونه ج۰۱۴ ص ۴۴۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  31. وَقُل لِّلْمُؤْمِنَٰتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَٰرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيْرِ أُو۟لِى ٱلْإِرْبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفْلِ ٱلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا۟ عَلَىٰ عَوْرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴿٣١﴾

    فلسفةٌ حجاب

    بدون شک در عصر ما که بعضی نام آن را عصر برهنگی و آزادی جنسی گذارده‌اند و افراد غرب‌زده» بی‌بندوباری مردان و زنان را جزئی از آزادی او می‌دانند. سخن از حجاب گفتن برای این دسته» ناخوشایند و گاه افسانه‌ای متعلق به زمان‌های گذشته است؛ ولی مفاسد بی‌حساب و مشکلات و گرفتاری‌های روزافزون که از این آزادی‌های بی قید و شرط به وجود آمده سبب شده که به تدریج گوش‌های شنوایی برای این سخن پیدا شود. مسأله این است که آیا زنان باید برای بهره‌کشی از طریق سمع و بصر و لمس - جز آمیزش جنسی -در اختیار همه مردان باشند یا این کارها مخصوص همسران آنهاست. اسلام می‌گوید: کامیابی‌های جنسی» اعم از آمپزش و لذایذ سمعی و بصری و لمس, مخصوص به همسران است و غیر از آن» گناه و مایة آلودگی جامعه است. فلسفةٌ حجابء» چیز پنهانی نیست؛ زیرا: ۱- برهنگی زنان که پیامدهایی همچون آرایش و عشوه‌گری و امثال آن داردء مردان به ویژه جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار می‌دهد؛ تحریکی که سبب کوبیده شدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان‌های بیمارگونةٌ عصبی و گاه سرچشمةٌ امراض روانی می‌گردد. ۲- آمار قطعی و مستند نشان می‌دهد که با افزایش برهنگی در جهان» شمار طلاق و از هم‌گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مداوم بالا رفته است. ۳- گسترش دامنة فحشا و افزایش فرزندان نامشروع» از دردناک‌ترین پیامدهای بی‌حجابی است و عوارض آن به ویژه در جوامع غربی کاملاً نمایان استآ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱ نمونه چ۱۴, ص ۴۲۹ المیزان» ج۰۱۵ ص ۱۱۰ ۳ نمونه چ۱۴ ص ۴۴۲ > ۲ المیزان» چ۵ ص ۱۱۰ > ۳ نمونه ج۰۱۴ ص ۴۴۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  32. وَأَنكِحُوا۟ ٱلْأَيَٰمَىٰ مِنكُمْ وَٱلصَّٰلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَآئِكُمْ إِن يَكُونُوا۟ فُقَرَآءَ يُغْنِهِمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ﴿٣٢﴾

    ازدواج؛ سنت الهی

    ازدواج سالم» یک حکم فطری و هماهنگ با قانون آفرینش است که انسان برای بقای نسل و آرامش جسم و روح و حل مشکلات زندگی به آن احتیاج دارد. اسلام که هماهنگ با آفرینش گام بر می‌دارد. در این زمینه تعبیرات جالبی دارد. در حدیثی از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «کسی که ازدواج کند. نیمی از دین خود را محفوظ داشته. و باید تقوای الهی را در نیم دیگر رعایت کند.» غریزةٌ جنسی,» نیرومندترین و سرکش‌ترین غرایز انسان است که به تنهایی با دیگر غرایز برابری می‌کند و انحراف آن» نیمی از ایمان انسان را به خطر خواهد انداخت. به همین دلیلء در آیات مربوط و همچنین روایات متعددی» مسلمانان به کمک در امر ازدواج مجردان تشویق شده‌اند. در روایتی از امام کاظم(ع)» یکی از سه طایفه‌ای که در روز قیامت در سایة عرش خدا قرار دارنده کسی دانسته شده که وسایل تزویج برادر مسلمانش را فراهم کند.! به ویژه وظیفةٌ پدران در این مورد بسیار سنگین است؛ چنان که در حدیثی از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «کسی که فرزندش به حد رشد برسد و امکانات ازدواج او را داشته باشد و اقدام نکرده و در نتیجه فرزند مرتکب گناهی شود. این گناه بر هر دو نوشته خواهد شد.» باز به همین دلیل دستور موّکد داده شده است که هزینه‌های ازدواج اعم از هر و سایر هزینه‌ها را سبک بگیرند تا مانعی بر سر راه ازدواج مجردان پیدا نشود. به همین جهت» در روایات» سنگینی مَهر زن» از نشانه‌های بدقدمی او شمرده شده» و چون یک بهانة همگانی برای فرار از زیر بار ازدواج و تشکیل خانواده» مسألةٌ فقر و نداشتن امکانات مالی استء قرآن در پاسخ آن به صراحت فرموده که فقر نمی‌تواند مانع راه ازدواج گردد؛ بلکه چه بسا ازدواج سبب بی‌نیازی شود. در حدیثی از امام صادق(ع) می‌خوانیم: «روزی» همراه همسر و فرزند است.» بدون شک امدادهای الهی نیز به کمک افرادی که برای انجام وظیفةٌ انسانی و حفظ پاکی خود اقدام به ازدواج می‌کنندء می‌آید.

  33. وَلْيَسْتَعْفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغْنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَٱلَّذِينَ يَبْتَغُونَ ٱلْكِتَٰبَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِىٓ ءَاتَىٰكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا۟ فَتَيَٰتِكُمْ عَلَى ٱلْبِغَآءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا۟ عَرَضَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعْدِ إِكْرَٰهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿٣٣﴾

    24:33 · no commentary for this ayah

  34. وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ ءَايَٰتٍ مُّبَيِّنَٰتٍ وَمَثَلًا مِّنَ ٱلَّذِينَ خَلَوْا۟ مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ﴿٣٤﴾

    24:34 · no commentary for this ayah

  35. ٱللَّهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشْكَوٰةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ ٱلْمِصْبَاحُ فِى زُجَاجَةٍ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَٰرَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِىٓءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٍ يَهْدِى ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْأَمْثَٰلَ لِلنَّاسِ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ﴿٣٥﴾

    آیه نور

    اکر بخواهیم برای ذات پاک خدا تشبیه و تمثیلی از موجودات حسی این جهان انتخاب کنیم، أیا جز واژةٌ نور می‌یابیم؛ همان خدایی که روشنی‌بخش عالم آفرینش است و اگر لحظه‌ای لطف خود را از آنها بازگیرده همگی در ظلمت فنا و نیستی فرو می‌روند. جالب توجه این که هر موجودی به هر نسبت که با او ارتباط داردء به همان اندازه روشنایی کسب می‌کند. قرآن نور است؛ چون کلام اوستء و پیامبران نورند؛ چون فرستادگان اویند. اگر نور را به معنای وسیع کلمه به کار ببریم» یعنی هر چیزی که ذاتش ظاهر و آشکار و ظاهرکنندة غیر باشدء دیگر به کار بردن کلمةٌ نور برای ذات پاک اوء جنبةٌ تشبیه هم نخواهد داشت؛ چرا که چیزی در عالم خلقت از او آشکارتر نیست و تمام آنچه غیر اوست» از برکت وجود او آشکار است. قرآن با ذکر یک مثال زیباء چگونگی نور الهی را تشریح می‌کند. توضیح این مثال این که نور ایمان که در قلب موّمنان است» دارای همان چهار عاملی است که دریک جراغ پرفروغ موجود است: «مصباح» (جراغ)، همان شعله های ایمان است که در قلب مؤمن آشکار می‌گردد و فروغ هدایت از آن منتشر می‌شود. «زجاجة» (حباب)» قلب موّمن است که ایمان را در وجودش نظیم می کند. «مشکاة» (جراغدان)، سینه مؤمن یا مجموعه شخصیت و آکاهی اوست که ایمان وی را از کَزند طوفان حوادث مصون می‌دارد. «شجرة مبارکة زیتونة» (درخت مبارک زیتون)» همان وحی الهی است که عصارهٌ آن در نهایت پاکی است و ایمان موّمنان با آن شعله‌ور می‌گردد. خدا همان نوری است که آسمان‌ها و زمین را روشن می‌کند و از کانون قلب موّمنان سر بر می‌آورد و تمام وجود آنها را نورانی می‌کند. دلایلی که آنان با عقل دریافته‌اند. با نور وحی آمیخته می‌شود و مصداق «نورٌ علی نور» می‌گردد. این چنین» دل‌های مستعد به این نور الهی هدایت می‌شوند و مشمول «یهدی اه لنوره من یشاء» می‌گردند. این نور وحی باید از آلودگی به گرایش‌های انحرافی شرقی و غربی که موجب کدورت آن می‌شود رکنار باشد؛ چنان خالی از هرگونه انحراف که بدون نیاز به هیچ چیز دیگرء تمام نیروهای وجود انسان را بسیج کند و مصداق «یکاد زیتها یضیء و لو لم تمسسه نار» گردد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۰۱۴ ص ۴۶۲ - ۴۵۷ > ۱- نمونهء جچ۰۱۴ ص ۴۶۳ - ۴۵۷ ۲- پیشین» ص ۴۶۴ ۳ پیشین» ص ۴۷۴ > ٣- پیشین، ص ٣٧٢ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  36. فِى بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا ٱسْمُهُۥ يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلْغُدُوِّ وَٱلْـَٔاصَالِ﴿٣٦﴾

    24:36 · no commentary for this ayah

  37. رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَٰرَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلْقُلُوبُ وَٱلْأَبْصَٰرُ﴿٣٧﴾

    روزی که دل‌ها و چشم‌ها زیر و رو می‌شود

    از آیات قرآن استفاده می‌شود که قیامتء روز کنار رفتن پرده‌ها از روی حقایق و آشکار شدن حقیقت است؛ چنان که می‌فرماید: «ما پرده را از (چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملاً تیزبین است.» (ق - ۲۲). در نتیجهء در آن روزء دل‌ها و چشم‌ها از مشاهده و نگاه دنیایی که غیر خدا را می‌دید و خدا را فراموش می‌کرد و حقیقت را می‌پوشاند» زیر و رو می‌شود و به گونه‌ای دیگر در می‌اید. در آن روزء دیدن» تنها با نور ایمان و معرفت امکان‌پذیر است و موّمنانی که در دنیا این نور را در باطن خویش حفظ کرده بودند، با ظاهر شدن آن، راه خود رامی یابند و به لطف و کرامت پروردکارشان می نکَرند؛ چنان که می‌فرماید: «روزی که مردان و زنان باایمان را می‌نگری که نورشان پیش رو و سمت راستشان به‌سرعت حرکت می‌کند.» (حدید - ۱۲). نیز می‌فرماید: «در آن روزء صورت‌هایی شاداب و مسرور است و به (لطف و کرامت) پروردگارش می‌نگرند» (قیامت - ۲۲ و ۲۳). کافران اما که در دنیا بدون این نور بوده‌اند» کور خواهند بود؛ چنان که در آَیةُ ۷۲ سورهٌ اسراء می‌خوانیم: «اما کسی که در این جهان (از دیدن چهرةٌ حق) نابینا بوده است. در آخرت نیز نابینا و گمراه‌تر است.» پس زیر و رو شدن چشم‌ها و دل‌هاء برای هر دو گروه موّمن و کافر است؛ اما مردان الهی - که ایه از ایشان سخن می‌گوید - از نوع دوم این زیر و رو شدن می‌ترسند.

  38. لِيَجْزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا۟ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِۦ وَٱللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴿٣٨﴾

    24:38 · no commentary for this ayah

  39. وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَعْمَٰلُهُمْ كَسَرَابٍۭ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ ٱلظَّمْـَٔانُ مَآءً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمْ يَجِدْهُ شَيْـًٔا وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ﴿٣٩﴾

    سرابی در کویر یا ظلماتی در دریای عمیق

    پس از این که خداوند در آیات قبل وضعیت موّمنان را تشریح کرد و سرانجام نیکوی ایشان را بیان کردء در این آیات» آن وضعیت و سرانجام را با دو مثال زیبا با وضعیت و سرانجام کافران مقایسه می‌کند. ید ۳۹, اعمال و عبادات شرک‌آلود کافران را به سرابی تشبیه می‌کند و کافران را به تشنه‌ای که آب می‌خواهد و نزد او آب گوارایی هست؛ ولی او از آن روی بر می‌گرداند و به سرور خود که خیر او را می‌خواهد و او را به خوردن آّب دعوت می‌کند» توجهی نمی‌کند؛ بلکه سراب را آب می‌پندارد و به سمت آن حرکت می‌کند. از طرف دیگرء هنگام مرگ که زمان پایان اعمال استء چنین ترسیم شده که آن شخص تشنه» به محل سراب می‌رسد؛ ولی آبی نمی‌یاید؛ بلکه آن شخص خیرخواه را می‌یابد که او را به آب گوارا دعوت می‌کرد. آری» کافران به جای یاد خدا و اعمال صالحی که می‌توانست آنها را به نور المی و سعادت ابدیشان برساندء به بت‌ها و اعمال شرک‌آلودی که فکر می‌کردند سعادتشان در آن است» روی می‌آورند و عمری را بدین‌صورت سپری می‌کنند تا مرگشان برسد و به سرای آخرت آگاهی پیدا کنند. در آن زمان دیگر از بت‌ها خبری نیست و آنان می‌فهمند که سرانجام کارشان با خداوند جهان است؛ در حالی که چیزی در دست ندارند که او را خشنود کند. در یه ۰۴۰ کافران از جهت اعمالشان به کسی تشبیه شده‌اند که در یک دریای پهناور و ظلمانی در حال سیر و سفر است؛ دریایی که با وجود ابرهای متراکم و موج‌های سهمگین چنان تاریک شده که مسافر آن به هیچ وجه به خورشید و ماه و ستارگان دسترسی نداردء در تاریکی محض به سر می‌برد و هیچ نوری ندارد تا با آن خود را به ساحل نجات برساند. آری» پرده‌های گوناگون جهل و گناه چنان بر دل‌های کافران افتاده که آنها را از نور معرفت تهی کرده و راهی برای ورود نور به آن باقی نگذاشته است (برای اطلاع از وضعیت جزای اعمال کافران ر.ک. به: ابراهیم - ۱۸).

  40. أَوْ كَظُلُمَٰتٍ فِى بَحْرٍ لُّجِّىٍّ يَغْشَىٰهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِۦ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِۦ سَحَابٌ ظُلُمَٰتٌۢ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَآ أَخْرَجَ يَدَهُۥ لَمْ يَكَدْ يَرَىٰهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورًا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ﴿٤٠﴾

    سرابی در کویر یا ظلماتی در دریای عمیق

    پس از این که خداوند در آیات قبل وضعیت موّمنان را تشریح کرد و سرانجام نیکوی ایشان را بیان کردء در این آیات» آن وضعیت و سرانجام را با دو مثال زیبا با وضعیت و سرانجام کافران مقایسه می‌کند. ید ۳۹, اعمال و عبادات شرک‌آلود کافران را به سرابی تشبیه می‌کند و کافران را به تشنه‌ای که آب می‌خواهد و نزد او آب گوارایی هست؛ ولی او از آن روی بر می‌گرداند و به سرور خود که خیر او را می‌خواهد و او را به خوردن آّب دعوت می‌کند» توجهی نمی‌کند؛ بلکه سراب را آب می‌پندارد و به سمت آن حرکت می‌کند. از طرف دیگرء هنگام مرگ که زمان پایان اعمال استء چنین ترسیم شده که آن شخص تشنه» به محل سراب می‌رسد؛ ولی آبی نمی‌یاید؛ بلکه آن شخص خیرخواه را می‌یابد که او را به آب گوارا دعوت می‌کرد. آری» کافران به جای یاد خدا و اعمال صالحی که می‌توانست آنها را به نور المی و سعادت ابدیشان برساندء به بت‌ها و اعمال شرک‌آلودی که فکر می‌کردند سعادتشان در آن است» روی می‌آورند و عمری را بدین‌صورت سپری می‌کنند تا مرگشان برسد و به سرای آخرت آگاهی پیدا کنند. در آن زمان دیگر از بت‌ها خبری نیست و آنان می‌فهمند که سرانجام کارشان با خداوند جهان است؛ در حالی که چیزی در دست ندارند که او را خشنود کند. در یه ۰۴۰ کافران از جهت اعمالشان به کسی تشبیه شده‌اند که در یک دریای پهناور و ظلمانی در حال سیر و سفر است؛ دریایی که با وجود ابرهای متراکم و موج‌های سهمگین چنان تاریک شده که مسافر آن به هیچ وجه به خورشید و ماه و ستارگان دسترسی نداردء در تاریکی محض به سر می‌برد و هیچ نوری ندارد تا با آن خود را به ساحل نجات برساند. آری» پرده‌های گوناگون جهل و گناه چنان بر دل‌های کافران افتاده که آنها را از نور معرفت تهی کرده و راهی برای ورود نور به آن باقی نگذاشته است (برای اطلاع از وضعیت جزای اعمال کافران ر.ک. به: ابراهیم - ۱۸).

  41. أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱلطَّيْرُ صَٰٓفَّٰتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسْبِيحَهُۥ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِمَا يَفْعَلُونَ﴿٤١﴾

    تسبیح موجودات عالم

    ررک. به: اسراء - ۴۴.

  42. وَلِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِيرُ﴿٤٢﴾

    24:42 · no commentary for this ayah

  43. أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُزْجِى سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُۥ ثُمَّ يَجْعَلُهُۥ رُكَامًا فَتَرَى ٱلْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَٰلِهِۦ وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن جِبَالٍ فِيهَا مِنۢ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَصْرِفُهُۥ عَن مَّن يَشَآءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِۦ يَذْهَبُ بِٱلْأَبْصَٰرِ﴿٤٣﴾

    کوه‌هایی در آسمان

    هر چند در بارةٌ «جبال» در این آیه چند نظر وجود دارد» یک نظر سزاوار توجه این است که توده‌های ابر در آسمان به راستی شبیه کوه‌ها هستند. گرچه از پایین که به آنما می‌نگریم» صاف می‌نماینده کسانی که با هواپیما بر فراز ابرها حرکت کرده‌اند؛ غالباً با چشم خود این منظره را دیده‌اند که اپرها چون کوه‌ها و دره‌ها و پستی‌ها هستند و همانند سطح زمین» ناهمواری‌های فراوان دارند و از این نظرء اطلاق نام جبال بر آنها مناسب است. - المیزان» چ۵ ص ۱۲۸ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۱۵, ص ۱۲۸ ۲- پیشین» ص ۱۳۱ ۳ نمونه چ۰۱۴ ص ۵۰۴ > ٣- نمونه، ج ١٢، ص ٥٠٣ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  44. يُقَلِّبُ ٱللَّهُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُو۟لِى ٱلْأَبْصَٰرِ﴿٤٤﴾

    24:44 · no commentary for this ayah

  45. وَٱللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَآبَّةٍ مِّن مَّآءٍ فَمِنْهُم مَّن يَمْشِى عَلَىٰ بَطْنِهِۦ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِى عَلَىٰ رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِى عَلَىٰٓ أَرْبَعٍ يَخْلُقُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ﴿٤٥﴾

    آب؛ مادةٌ اولیة جنبندگان

    در این که کلمة «ماء» در این آیه اشاره به چه آبی استء در میان مفسران گفت‌وگو است. در این میان» دو نظر صحیح‌تر به نظر می‌رسد: ۱- منظورء آب نطفه است. مشکلی که در این تفسیر وجود دارده این است که همةٌ جنبندگان, از آب نطفه به وجود نمی‌آیند؛ زیرا حیوانات تک‌سلولی و بعضی دیگر از حیوانات که مصداق جنبنده (دابة) هستند» از طریق تقسیم سلول‌ها به وجود می‌آیند و نه از نطفه؛ مگر این که گفته شود حکم بالا جنبهٌ نوعی دارد و نه عمومی. ۲- منظورء پیدایش نخستین موجود است. طبق بعضی از روایات اسلامی نیز اولین موجودی که خدا آفریده» آب بوده و انسان‌ها را سپس از آن آب آفریده است. همچنین طبق فرضیةٌ علمی جدیدء نخستین جوانة حیات در دریاها ظاهر شده است. تا ۵۰. منافقان؛ در جست‌وجوی نفع خویش, نه تسلیم در برابر خدا و رسول(ص): مفسران برای این آیات» دو شأن نزول ذکر کرده‌اند. ۱- یکی از منافقان با یک مرد یهودی نزاعی داشت. مرد یهودی» منافتی به ظاهر مسلمان را به داوری پیامبر اسلام(ص) خواند؛ اما منافق زیر بار نرشت و او را به داوری کعب بن اشرف بهودی دعوت کرد. طبق بعضی از روایات» به صراحت گفت که ممکن است محمد در مورد ما عدالت را رعاییت نکند. یه نازل شد و این‌گونه اشخاص را سخت مورد سرزنش و مذمت قرار داد. ۲- در میان امیرالموّمنین علی(ع) و یکی از اصحابء» بر سر زمینی که از علی(ع) خریداری کرده بودء اختلافی درگرفت؛ زیرا از آن زمین سنگ‌های بسیار بیرون آمد و خریدار می‌خواست آن را به عنوان معیوب بودن رد کند؛ اما علی(ع) نیپذیرفت و فرمود: میان من و توء پیامبر خدا داوری کند. حَکّم بن ابی‌العاص که از منافقان بودء به خریدار گفت: این کار را نکن؛ چرا که اگر نزد پسر عموی او - یعنی پیامبر - بروی» بی‌شک به نفع او داوری خواهد کرد. این آیه نازل شد و او را سخت نکوهش کرد.؟ در ذیل این آیات روایت شده که یکی از شیعیان خدمت امام باقر(ع) شرفیاب شد و عرض کرد: اگر بین دو نفر از شیعیان اختلافی در قرض یا ارث باشد» یا می‌توانند نزد قاضی حکومت جور بروند؟ حضرت فرمود: «خیر؛ حکم او حکم طاغوت است و اگر حکم او درست هم باشد., عمل به آن حرام است.» آن شخص عرض کرد: پس در این‌گونه موارد چه کنیم؟ حضرت فرمود: «نزد یکی از هم‌مذهبانتان بروید که در حلال و حرام [مطابق اعتقاد] ما صاحب‌نظر است و احکام ما را می‌شناسد. پس به داوری او رضایت دهید؛ چرا که من او را برای شما حَکُم قرار دادم. کسی که چنین شخصی را رد کند. مانند کسی است که ما را رد کرده و کسی که ما را رد کند. مانند کسی است که خدا را رد کرده و کسی که خدا را رد کند. در حد شرک به خداوند است.» از این روایت به دست می‌آید که حکم مجتهد جامع‌الشرایط مانند حکم امامان است و نمی‌توان آن را رد کرد و عمل به حکم غیر مجتهد جامع‌الشرایط واجب نیست.

  46. لَّقَدْ أَنزَلْنَآ ءَايَٰتٍ مُّبَيِّنَٰتٍ وَٱللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴿٤٦﴾

    24:46 · no commentary for this ayah

  47. وَيَقُولُونَ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَمَآ أُو۟لَٰٓئِكَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ﴿٤٧﴾

    24:47 · no commentary for this ayah

  48. وَإِذَا دُعُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ﴿٤٨﴾

    24:48 · no commentary for this ayah

  49. وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلْحَقُّ يَأْتُوٓا۟ إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ﴿٤٩﴾

    24:49 · no commentary for this ayah

  50. أَفِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ٱرْتَابُوٓا۟ أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُۥ بَلْ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴿٥٠﴾

    24:50 · no commentary for this ayah

  51. إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا۟ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ﴿٥١﴾

    24:51 · no commentary for this ayah

  52. وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَخْشَ ٱللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَآئِزُونَ﴿٥٢﴾

    پیروزمند واقعی

    در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده که «مقصود از این آیه. علی(ع) است». بدون شک حضرت علی(ع) بارزترین مصداق آیه است؛ اما هرگز عمومیت مفهوم آن از بین نمی‌رود. ۵ دوران ظهور مهدی(عج)؛ دوران حاکمیت مطلق دین الهی و پرستش خالصانة پروردگار : مفسران در این که این آیه در بارةٌ چه کسانی است و از کدام حکومت سخن می‌گویدء سخنان فراوانی به میان آورده‌اند. بعضی» آن را در بارةٌ اصحاب پیامبر(ص) می‌دانند و بر آن‌اند که تحقق وعدةٌ آیه» یعنی حکمرانی موّمنان بر روی زمین» همان قدرت و شوکتی است که اسلام بعد از رحلت پیامبر(ص) در ایام خلفای راشدین به دست آورد. برخی دیگرء آّیه را شامل تمام امت پیامبر می‌دانند و منظور از حکمرانی را قدرت گرفتن دین اسلام و ایجاد امنیت برای مسلمانان یا حکمرانی خلفای اسلامی بعد از پیامبر و شکست دشمنان اسلام که پس از آن حضرت با پیروزی‌های گوناگون مسلمانان صورت گرفتء می‌دانند. بسیاری از مفسران اما - بر اساس روایات متواتری که از امامان اهل بیت(ع) نقل شده - معتقدند که منظور از این وعدةٌ الهی» حکومت جهانی اسلام است که به دست حضرت مهدی(عج) تشکیل خواهد شد و جهان به همت آن جناب از عدل پر می‌شود؛ همان‌گونه که از ظلم پر شده است. در میان نظریات مفسران در بارة این آیه» نظر آخر از همه درست‌تر است؛ چرا که اگر در این آیه» آن‌طور که سزاوار استء تدبر شودء به این نتیجه می‌رسیم که چنین جامعةٌ پاک و پاکیزه‌ای» با چنین صفات ارزشمند و مقدسی که این آیه وصف کرده از زمان بعثت پیامبر(ص) تا روزگار ما تشکیل نشده است. خداوند در این یه به موّمنان نیکوکار وعده داده که به زودی جامعه‌ای برایشان پدید می‌آورد که به تمام معنی صالح باشد و از لکة ننگ کفر و نفاق و فسق پاک باشد و در عقاید و اعمال افراد آن جامعه چیزی جز دین حق حاکم نباشده با امنیت زندگی کنند و از دشمن داخلی یا خارجی ترسی نداشته باشند. آری» اگر این جامعه مصداقی داشته باشد - که طبق وعدهٌ خدا حتماً دارد - در روزگار ظهور مهدی(عج) خواهد بود؛ زیرا روایات متواتری از پیامبر و امامان اهل بیت(ع) در بارة تشکیل چنین جامعه‌ای نقل شده که با مفاد این آیه انطباق‌پذیر است. از امام سجاد(ع) روایت شده که وقتی این آیه را تلاوت کردء فرمود: «به خدا سوگند. ایشان شیعیان ما اهل بیت‌اند که خدا این وعدة خود را در حق ایشان به وسیلةٌ مردی از ما عملی خواهد کرد و او مهدی این امت است؛ کسی که پیامبر خدا(ص) در باره‌اش فرموده: «اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد. خدا آن روز را آن‌قدر طولانی می‌کند تا مردی هم نام من از خاندانم قیام کند و زمین را پر از عدل و داد می‌کند؛ چنان‌که از ظلم و جور پر شده باشد.»»۱ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ نمونه, ج۰۱۴ ص ۵۲۳ > ۴ نمونه, چ۰۱۴ ص ۵۲۳ > ۱- نمونهء چ۵۴ ص ۵۰۸ - پیشین» ص ۵۱۳ ۳ اطیب‌البیان» چ۹ ص ۵۴۸ > ۳- اطیب‌البیان» ج۸ ص ۵۴۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.

  53. وَأَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لَّا تُقْسِمُوا۟ طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَ﴿٥٣﴾

    24:53 · no commentary for this ayah

  54. قُلْ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا۟ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلْبَلَٰغُ ٱلْمُبِينُ﴿٥٤﴾

    24:54 · no commentary for this ayah

  55. وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ كَمَا ٱسْتَخْلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ ٱلَّذِى ٱرْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّنۢ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِى لَا يُشْرِكُونَ بِى شَيْـًٔا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَٰسِقُونَ﴿٥٥﴾

    24:55 · no commentary for this ayah

  56. وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ﴿٥٦﴾

    24:56 · no commentary for this ayah

  57. لَا تَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مُعْجِزِينَ فِى ٱلْأَرْضِ وَمَأْوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ وَلَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ﴿٥٧﴾

    24:57 · no commentary for this ayah

  58. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِيَسْتَـْٔذِنكُمُ ٱلَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَٰنُكُمْ وَٱلَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا۟ ٱلْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَٰثَ مَرَّٰتٍ مِّن قَبْلِ صَلَوٰةِ ٱلْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ ٱلظَّهِيرَةِ وَمِنۢ بَعْدِ صَلَوٰةِ ٱلْعِشَآءِ ثَلَٰثُ عَوْرَٰتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌۢ بَعْدَهُنَّ طَوَّٰفُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْـَٔايَٰتِ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴿٥٨﴾

    کسب اجازه برای ورود به جایگاه خصوصی پدر و مادر

    برای ریشه‌کن کردن مفاسد اجتماعی مانند اعمال منافی عفت نباید تنها به اجرای حدود و تازیانه زدن اکتفا کرد؛ بلکه باید با روش‌های تربیتی و آموزش‌های فرهنگی و اخلاقی از آن پیشگیری نمود و محیطی سالم ایجاد کرد و سپس مجازات را چون عاملی در کنار این عوامل در نظر گرفت. به همین دلیل» این سوره که در واقع سورة عفاف استء از مجازات تازیانه برای مردان و زنان زناکار شروع کرده و موضوعات دیگری مانند فراهم آوردن وسایل ازدواج سالم» رعایت حجاب اسلامی» نهی از چشم‌چرانی» و سرانجام اجازه گرفتن فرزندان به هنگام ورود به خلوتگاه پدران و مادران را مطرح کرده است. خدمتکاران نیز موظف‌اند که برای ورود به اتاق صاحب‌خانه اجازه بگیرند. به کودکان نابالغ که مرتباً نزد پدر و مادر هستند نیز باید آموزش داده شود که لااقل در سه وقت (قبل از نماز صبح» بعد از نماز عشاء و هنگام ظهر که پدران و مادران به استراحت می‌پردازند) بدون اجازه وارد نشوند. بر خلاف آنچه بعضی از ساده‌اندیشان فکر می‌کنندء ثابت شده است که کودکان» روی این مسائل حساسیت بسیاری دارند و گاه می‌شود که سهل‌انگاری پدران و مادران و برخورد کودکان به منظره‌هایی که نباید آن را ببینند»سرچشمةٌ انحرافات اخلاقی و گاه بیماری‌های روانی شده است. پس پدران و مادران باید این نکات را جدی بگیرند و فرزندان خود را به گرفتن اجازة ورودعادت دهند. جالب توجه این که در حدیتی از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «مبادا در حالی که کودکی در گهواره به شما می‌نگرد. آمیزش جنسی کنید.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ۱۵ ص ۱۵۴ ۲- نمونه, چ۱۴, ص ۵۴۴ و ۵۴۶ > ۲- نمونه, ج۰۱۴ ص ۵۴۴ و ۵۴۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  59. وَإِذَا بَلَغَ ٱلْأَطْفَٰلُ مِنكُمُ ٱلْحُلُمَ فَلْيَسْتَـْٔذِنُوا۟ كَمَا ٱسْتَـْٔذَنَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ ءَايَٰتِهِۦ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴿٥٩﴾

    24:59 · no commentary for this ayah

  60. وَٱلْقَوَٰعِدُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ ٱلَّٰتِى لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَٰتٍۭ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴿٦٠﴾

    حکم حجاب برای زنان سالخورده

    اصل استثنای این گروه از حکم حجاب در میان علمای اسلام, محل بحث و گفت‌وگو نیست؛ چرا که قرآن خود گویای این مطلب است؛ ولی در خصوصیات آن نظریاتی وجود دارد که مجموع همةٌ این نظریات به یک واقعیت اشاره می‌کند و آن این که زنان به سن و سالی می‌رسند که معمولاً در آن سن و سال کسی ازدواج نمی‌کند؛ هرچند ممکن است به ندرت چنین زنانی اقدام به ازدواج کنند. در مورد مقداری از بدن که جایز است آنها آشکار کنندء در احادیث اسلامی تعبیرات گوناگونی آمده؛ در حالی که قرآًن به طور سربسته گفته است مانعی ندارد که لباس‌های خود را فرو نهند و البته این تعبیر به ظاهر برای لباس رو است. همه اینها در صورتی است که زینت و آرایش نکنند. همچنین باید زینت‌های پنهانی خود را که دیگران هم واجب است بپوشانند» پوشیده دارند و لباس‌های زینتی که جلب توجه می‌کندء نپوشند.

  61. لَّيْسَ عَلَى ٱلْأَعْمَىٰ حَرَجٌ وَلَا عَلَى ٱلْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى ٱلْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا۟ مِنۢ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَٰنِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَٰتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَٰمِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّٰتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَٰلِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا۟ جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ مُبَٰرَكَةً طَيِّبَةً كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْـَٔايَٰتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴿٦١﴾

    خانه‌هایی که غذا خوردن از آنها مجاز است

    توضیح برخی از جملات این آیه لازم به نظر می‌رسد: الف - «بر نابینا و افراد لنگ و بیمار گناهی نیست (که با شما هم‌غذا شوند)»: بنا بر بعضی از روایات, اهل مدینه» پیش از آن که اسلام را پذیرا شوندء افراد نابینا و شل و بیمار را از حضور بر سر سفرة غذا منع می‌کردند و با آنها هم‌غذا نمی‌شدند و از این کار نفرت داشتند؛ اما بعد از ظهور اسلام» گروهی غذای این‌گونه افراد را نه به این علت جدا می‌دادند که از هم‌غذا شدن با آنها تنفر داشتندء بلکه به این دلیل که شاید شخص کورء غذای خوب را نبیند و آنها ببینند و بخورند و این بر خلاف اخلاق است؛ یا فرد لنگ و بیمار ممکن است در غذا خوردن عقب بماند و افراد سالم پیشی بگیرند. ب - «بر شما گناهی نیست که از خانه‌های خودتان... با خانه‌های دوستانتان غذا بخورید»: این آیه برای مژْمنان این حق را قرار داده که از غذاهای خانه‌های بستگانشان یا خانه‌هایی که به ایشان سپرده شده یا خانه‌های دوستانشان به اندازة احتیاج و بدون اسراف و افساد بخورند" و در آن. اجازه گرفتن از آنها شرط نشده؛ چون با وجود اجازه» از غذای هر کس می‌توان خورد و همین که احتمال رضایت صاحب خانه را بدهندء کافی است. ج - «و بر شما گناهی نیست که جمعی یا جداگانه غذا بخورید»: نقل شده که جمعیتی در زمان جاهلیت» غذا خوردن تنهایی را ننگ می‌دانستند. حتی پیش می‌آمد که یکی از آنان با این که بسیار گرسنه بودء غذا را با خود می‌گرداند تا شاید کسی را پیدا کند که با او غذا بخورد و آب بیاشامد؛ ولی در اسلام اجازة هر دو قسم غذا خوردن (فردی و گروهی) داده شده و این آیه بدین مناسبت نازل گردید.

    چون وارد خانه‌ای شدید.ء بر خویشتن سلام کنید

    منظور از این جمله» سلام کردن بر هر کسی است که در خانه باشد. در اینجا اگر نفرموده «بر اهل خانه سلام کنید»» می‌خواسته یگانگی مسلمانان را با یک‌دیگر برساند؛ چون همه انسان‌اند و خدا همه را از یک مرد و زن خلق کرده؛ علاوه بر این که همه موْمن‌اند و ایمان موجب گرد آمدن آنها شده و آنها را یگانه کرده» و پیوند ایمانی موّمنان» از پیوندهای خانوادگی و غیر آن بسی نیرومندتر است. بعضی از مفسران نیز این آیه را اشاره به خانه‌هایی می‌دانند که شخصی در آَن ساکن نباشد. خوب است انسان به هنگام ورود در آنجاء با این عبارت بر خویشتن سلام کند: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» (برای اطلاع بیشتر در باره سلام ر.ک. به: نساء - ۸۶" ۲۳ . ضرورت کسب اجازه از پیامبر(ص) برای حضور نیافتن در برنامه‌های مهم : در بعضی از روایات می‌خوانیم این آیه در مورد «حنظلة بن ابی‌عیاش» نازل شده است که در شبی که فردای آن جنگ احد در گرفت. می‌خواست ازدواج کند. پیامبر اکرم با اصحاب و یارانش مشغول مشورت در بارةٌ جنگ بود. او نزد پیامبر آمد و عرضه کرد که اگر پیامبر به او اجازه دهد. آن شب را نزد همسر خود بماند. پیامبر به او اجازه داد. صبحگاهان به قدری برای شرکت در برنامةٌ جهاد عجله داشت که موفق به انجام غسل نشد و با همان حال وارد معرکدٌ کارزار گردید و سرانجام به شهادت رسید. پیامبر(ص) در بارةٌ او فرمود: «فرشتگان را دیدم که حنظله را در میان آسمان و زمین غسل می‌دهند.» از این‌رو» بعد از آن» حنظله به «غسیل‌الملائکة» (کسی که فرشتگان او را غسل دادند) معروف شد." > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۱۴ ص ۵۴۶ > ۴- نمونه» ج۰۱۴ ص ۵۵۴ > ۱- نمونهء چ۱۴, ص ۵۴۶ ۲- پیشین» ص ۵۴۹ ۳ المیزان» جچ۱۵ ص ۱۶۴ > ۴ نمونهء ج۰۱۴ ص ۵۵۴ ۵ و ۶ -المیزان» ج۰۱۵ ص ۱۶۵ ۷ نمونهء ج۰۱۴ ص ۵۵۳ > ۳ المیزان» ۱۵ ص ۱۶۴ > ۷ نمونه» ج۰۱۴ ص ۵۵۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, al-Kāfī.

  62. إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَإِذَا كَانُوا۟ مَعَهُۥ عَلَىٰٓ أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ يَذْهَبُوا۟ حَتَّىٰ يَسْتَـْٔذِنُوهُ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسْتَـْٔذِنُونَكَ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ فَإِذَا ٱسْتَـْٔذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمُ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿٦٢﴾

    24:62 · no commentary for this ayah

  63. لَّا تَجْعَلُوا۟ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَآءِ بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴿٦٣﴾

    پیامبر را مانند همدیگر صدا نکنید

    برای این جمله دو تفسیر ذکر شده است: یکم این که دعوت پیامبر را مانند دعوت دیگری تلقی نکنید. اگر او شما را برای موضوعی فرا خوانده» حتما برای یک موضوع مهم السی و دینی است؛ باید آن را بااهمیت تلقی کنید. دعوت‌های او را ساده نگیرید که فرمانش فرمان خدا و دعوتش دعوت پروردکار است. دوم اینکه هنکامی که پیامبر(ص) را صدا می زنید، با ادب و احترامی که شایستة مقام او است، وی را بخوانید؛ نه همچون صدا زدن یک‌دیگر؛ زیرا کسانی که با ادب اسلامی آشنا نبودندء وقتی خدمت پیامبر(ص) می‌رسیدندء در میان جمع یا تنهایی» «یا محمد... یا محمد» می‌گفتند؛ به گونه‌ای که شایستة یک رهبر بزرگ آسمانی نبود. هدف آیه این است که او را با تعبیراتی مانند «یا رسول‌الله» و «یا نبی الّه» و با لحنٍ معقول و موّدبانه صدا بزنند. جالب توجه این که در روایشی از امام صادق(ع) از قول حضرت فاطمه(س) می‌خوانیم: هنگامی که این آیه نازل شدء دیگر من از این که به پیامبر خدا «یا ابَة» (پدر جان) بگویم» خودداری کردم و «یا رسول‌الله» می‌گفتم... پس پیامبر به من فرمود: «تو بگو «یا ابة» چرا که این سخنء دل من را زنده‌تر و خدا را خشنودتر می‌کند.» > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr-i Mawḍūʿī.

  64. أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا۟ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۢ﴿٦٤﴾

    24:64 · no commentary for this ayah