30 · Makkī

الروم

Ar-Room·The Romans

✦ memorize this sūrah

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

  1. الٓمٓ﴿١﴾

    30:1 · no commentary for this ayah

  2. غُلِبَتِ ٱلرُّومُ﴿٢﴾

    یک پیشگویی عجیب

    مفسران بزرگ همگی اتفاق نظر دارند که این آیات بدین سبب نازل شده که در آن هنگام که پیامبر(ص) در مکه بود و موّمنان در اقلیت قرار داشتند» جنگی میان ایرانیان و رومیان در گرفت و در این نبردء ایرانیان پیروز شدند. مشرکان مکه این را به فال نیک گرفتند و دلیل بر حقانیت خود دانستند و گفتند: ایرانیان مجحوس هستند و مش رک؛ اما رومیان مسیحی‌اند و اهل کتاب؛ همان گونه که ایرانیان بر رومیان غلبه کردندء پیروزی نهایی از آن شرک است و طومار اسلام به زودی پیچیده خواهد شد و ما نیز پیروز می‌شویم. گرچه این‌گونه نتیجه‌گیری‌ها پایه و مایه‌ای نداشت» در آن جو و محیط برای تبلیغ در میان مردم جاهل» خالی از تأثیر نبود. از این‌رو بر مسلمانان گران آمد. آنگاه این یات نازل شد و قاطعانه گفت که گر چه ایرانیان در این نبرد پیروز شدندء چیزی نمی‌گذرد که از رومیان شکست خواهند خورد. آیه حتی حدود زمانی این اتفاق را نیز بیان کرده است (بضع» حداقل ۳ و حداکثر ‎٩‏ سال است). این پیشگویی قاطع قرآن که از یک سو نشانةٌ اعجاز این کتاب آسمانی و اتکای آورندةٌ آن به علم بی‌پایان پروردگار به عالم غیب و از سوی دیگر نقطةٌ مقابل پیشگویی مشرکان بودء به مسلمانان نشاط و دلگرمی خاصی بخشید. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ۱۶, ص ۳۵۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۵ ۳ پیشین» ص ۳۵۹ > ۲- پیشین» ص ۳۵۵ > ۳- پیشین» ص ۳۵۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  3. فِىٓ أَدْنَى ٱلْأَرْضِ وَهُم مِّنۢ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ﴿٣﴾

    یک پیشگویی عجیب

    مفسران بزرگ همگی اتفاق نظر دارند که این آیات بدین سبب نازل شده که در آن هنگام که پیامبر(ص) در مکه بود و موّمنان در اقلیت قرار داشتند» جنگی میان ایرانیان و رومیان در گرفت و در این نبردء ایرانیان پیروز شدند. مشرکان مکه این را به فال نیک گرفتند و دلیل بر حقانیت خود دانستند و گفتند: ایرانیان مجحوس هستند و مش رک؛ اما رومیان مسیحی‌اند و اهل کتاب؛ همان گونه که ایرانیان بر رومیان غلبه کردندء پیروزی نهایی از آن شرک است و طومار اسلام به زودی پیچیده خواهد شد و ما نیز پیروز می‌شویم. گرچه این‌گونه نتیجه‌گیری‌ها پایه و مایه‌ای نداشت» در آن جو و محیط برای تبلیغ در میان مردم جاهل» خالی از تأثیر نبود. از این‌رو بر مسلمانان گران آمد. آنگاه این یات نازل شد و قاطعانه گفت که گر چه ایرانیان در این نبرد پیروز شدندء چیزی نمی‌گذرد که از رومیان شکست خواهند خورد. آیه حتی حدود زمانی این اتفاق را نیز بیان کرده است (بضع» حداقل ۳ و حداکثر ‎٩‏ سال است). این پیشگویی قاطع قرآن که از یک سو نشانةٌ اعجاز این کتاب آسمانی و اتکای آورندةٌ آن به علم بی‌پایان پروردگار به عالم غیب و از سوی دیگر نقطةٌ مقابل پیشگویی مشرکان بودء به مسلمانان نشاط و دلگرمی خاصی بخشید. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ۱۶, ص ۳۵۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۵ ۳ پیشین» ص ۳۵۹ > ۲- پیشین» ص ۳۵۵ > ۳- پیشین» ص ۳۵۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  4. فِى بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ ٱلْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِنۢ بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ ٱلْمُؤْمِنُونَ﴿٤﴾

    یک پیشگویی عجیب

    مفسران بزرگ همگی اتفاق نظر دارند که این آیات بدین سبب نازل شده که در آن هنگام که پیامبر(ص) در مکه بود و موّمنان در اقلیت قرار داشتند» جنگی میان ایرانیان و رومیان در گرفت و در این نبردء ایرانیان پیروز شدند. مشرکان مکه این را به فال نیک گرفتند و دلیل بر حقانیت خود دانستند و گفتند: ایرانیان مجحوس هستند و مش رک؛ اما رومیان مسیحی‌اند و اهل کتاب؛ همان گونه که ایرانیان بر رومیان غلبه کردندء پیروزی نهایی از آن شرک است و طومار اسلام به زودی پیچیده خواهد شد و ما نیز پیروز می‌شویم. گرچه این‌گونه نتیجه‌گیری‌ها پایه و مایه‌ای نداشت» در آن جو و محیط برای تبلیغ در میان مردم جاهل» خالی از تأثیر نبود. از این‌رو بر مسلمانان گران آمد. آنگاه این یات نازل شد و قاطعانه گفت که گر چه ایرانیان در این نبرد پیروز شدندء چیزی نمی‌گذرد که از رومیان شکست خواهند خورد. آیه حتی حدود زمانی این اتفاق را نیز بیان کرده است (بضع» حداقل ۳ و حداکثر ‎٩‏ سال است). این پیشگویی قاطع قرآن که از یک سو نشانةٌ اعجاز این کتاب آسمانی و اتکای آورندةٌ آن به علم بی‌پایان پروردگار به عالم غیب و از سوی دیگر نقطةٌ مقابل پیشگویی مشرکان بودء به مسلمانان نشاط و دلگرمی خاصی بخشید. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ۱۶, ص ۳۵۰ ۲- پیشین» ص ۳۵۵ ۳ پیشین» ص ۳۵۹ > ۲- پیشین» ص ۳۵۵ > ۳- پیشین» ص ۳۵۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  5. بِنَصْرِ ٱللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ﴿٥﴾

    30:5 · no commentary for this ayah

  6. وَعْدَ ٱللَّهِ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴿٦﴾

    30:6 · no commentary for this ayah

  7. يَعْلَمُونَ ظَٰهِرًا مِّنَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ ٱلْـَٔاخِرَةِ هُمْ غَٰفِلُونَ﴿٧﴾

    ظاهربینان و موحدان؛ دو نقطةٌ متقابل

    اصولاً بینش یک انسان موّمن و الهی با یک فرد مادی یا مشرک تفاوت بسیار دارد. اولی» طبق عقیدةٌ توحیدی» جهان را مخلوق خداوند حکیمی می‌داند که تمام افعالش روی حساب و برنامه است و به همین دلیل معتقد است که جهان» مجموعه‌ای از اسرار و رموز دقیق است» هیچ چیز در این عالم ساده نیست و همةٌ کلمات این کتاب» پرمحتوا و پرمعنی است و همه مخلوقات» نشانه‌ای از خالق دانا هستند؛ در حالی که یک فرد مادی و بی‌ایمان» دنیا را مجموعه‌ای از حوادث کور و کر و بی‌هدف می‌شمرد و جز به ظاهر آن نمی‌اندیشد و برای آن باطن و عمقی قائّل نیست. مگر می‌توان برای کتابی که خطوط آن را کودکی با حرکات بی‌هدف دست خود بر روی کاغذ کشیده» اهمیت و عمقی قائّل شد؟ از سوی دیگر چگونه ممکن است کسی که این دنیا را مرحلةٌ نهایی و هدف اصلی می‌شمرد مثل کسی ببیند و بیندیشد که آن را میدان آزمودن برای زندگی جاودانی می‌داند؟ او از ان ظاهری بیش نمی‌بیند و این به اعماق ژرفش می‌اندیشد. این اختلاف دیده‌ها در تمام زندگی آنها اثر می‌گذارد: آن ظاهربین» انفاق را سبب خسران و زیان می‌شمرد؛ در حالی که این موحدء تجارتی پرسود می‌داند. آن یکی» رباخواری را مایة افزایش درامد می‌داند و این یکی مایة وبال و بدبختی و زیان. آن یکی» جهاد را مایةٌ دردسرء و شهادت را به معنای نابودی و این یکی» جهاد را رمز سربلندی و شهادت را حیات جاویدان می‌شمرد. آری» افراد بی‌ایمان» تنها ظاهری از زندگی دنیا را می‌بینند و از آخرت غافل‌اند.

  8. أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِم مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ ٱلنَّاسِ بِلِقَآئِ رَبِّهِمْ لَكَٰفِرُونَ﴿٨﴾

    30:8 · no commentary for this ayah

  9. أَوَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوٓا۟ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا۟ ٱلْأَرْضَ وَعَمَرُوهَآ أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَٰكِن كَانُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ﴿٩﴾

    30:9 · no commentary for this ayah

  10. ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُوا۟ بِهَا يَسْتَهْزِءُونَ﴿١٠﴾

    تکذیب؛ عاقبت گناه

    این آیه به آخرین مرحلة کفر کافران اشاره دارد که گناه و آلودگی همچون بیماری خوره به جانشان افتاده و روح ایمان آنان را خورده و از بین برده و کار را به جایی رسانده که سر از تکذیب آیات الهی در می‌آورند و از آن هم فراتر می‌رود و آنها را به استهزا و مسخره کردن پیامبران و آیات الهی وا می‌دارد و به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر هیچ وعظ و اندرز و انذاری در آنان مور نیست و جز تازیانة عذاب دردناک ای راهی باقی نمی‌ماند. نگاهی به صفحات تاریخ زندگی بسیاری از یاغیان و جانیان نشان می‌دهد که آنها در آغاز کار چنین نبودند و نوری از ایمان در قلب آنها هم می‌تابید؛ ولی ارتکاب گناهان پی در پی سبب شد که روز به روز از ایمان و تقوی فاصله بگیرند و سرانجام به آخرین مرحلةٌ کفر برسند. در تاریخ نقل شده که وقتی حضرت زینب(س) مشاهده کرد یزید بن معاویه با گفتن کلمات و اشعار کفرآمیزی که بیانگر ایمان نداشتن او به اساس اسلام بودء همه چیز را به مسخره گرفته, بعد از حمد الهی و درود بر پیامبر(ص) چنین فرمود: «خداوند راست گفت که «ثم کان عاقبة الذین اساءوا...»؛ یعنی اگر تو امروز با این اشعار کفرآمیزء اسلام و ایمان را انکار می‌کنی» جای تعجب نیست. این همان چیزی است که خدا فرموده که مجرمان سرانجام آیات ما را تکذیب می‌کنند.

  11. ٱللَّهُ يَبْدَؤُا۟ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿١١﴾

    30:11 · no commentary for this ayah

  12. وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُبْلِسُ ٱلْمُجْرِمُونَ﴿١٢﴾

    یکی از نام‌های قیامت» «ساعة» است

    «ساعة» به معنای جزئی از زمان یا لحظاتی زودگذر است و چون هم وقوع رستاخیز به صورت ناگهانی و برق‌آسا است و هم به مقتضای سریع‌الحساب بودن» خداوند حساب بندگان را در آن روز به سرعت می‌رسدء این تعبیر در مورد قیامت به کار رفته تا مردم» رستاخیز را همواره در نظر داشته باشند. برخی از دانشمندان لغت‌شناس گفته‌اند که ساعةء اسمی برای زمانی است که صیحةٌ پایان چهان زده می‌شود و همگی ناگهان می‌میرند و نیز نام وقتی است که مردم در قیامت برانگیخته می‌شوند. این نام از آن جهت برای پایان جهان و وقوع رستاخیز انتخاب شده که در صیحةٌ نخستین همگی به طور ناگهانی می‌میرند و در نفخةٌ دوم ناگهان همه به پا می‌خیزند و قیامت برپا می‌شود. برخی دیگر نیز گفته‌اند که ساعة سه گونه است: ساعت کبری: روز رستاخیز و زنده شدن مردم برای حساب؛ ساعت وسطی: روز مرگ ناگهانی اهل یک زمان (به مجازات‌های الهی و عذاب‌های استیصال)؛ ساعت صغری: روز مرگ هر انسان. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۰۱۶ ص ۳۶۷ > ۱- نمونهء ج۰۱۶ ص ۲۶۷ ۲ پیشین» ص ۲۷۴ ۳- پیشین» ص۲۸۰ > ۳- پیشین» ص۲۸۰ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  13. وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمْ شُفَعَٰٓؤُا۟ وَكَانُوا۟ بِشُرَكَآئِهِمْ كَٰفِرِينَ﴿١٣﴾

    30:13 · no commentary for this ayah

  14. وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ﴿١٤﴾

    30:14 · no commentary for this ayah

  15. فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَهُمْ فِى رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ﴿١٥﴾

    30:15 · no commentary for this ayah

  16. وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَلِقَآئِ ٱلْـَٔاخِرَةِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ فِى ٱلْعَذَابِ مُحْضَرُونَ﴿١٦﴾

    30:16 · no commentary for this ayah

  17. فَسُبْحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ﴿١٧﴾

    تسبیح و حمد در همه حال برای خداست

    در این دو آیه, چهار وقت برای تسبیح پروردگار بیان شده: آغاز شب» طلوع صبح» عصرگاهان و هنگام ظهر؛ اما حمد از نظر مکان تعمیم یافته و پهنةٌ آسمان و زمین را شامل شده است. ذکر این چهار وقت در این آیات ممکن است کنایه از دوام تسبیح باشد؛ چنان که در فارسی می‌گوییم: صبح و شب از فلان کس مراقبت کن؛ یعنی همیشه و در هر زمان مراقب او باش. مفسران در تفسیر دو جملةٌ «سبحان اللّه» و «له الحمد» دو احتمال ذکر کرده‌اند: یکم این که این دو جمله خبری هستند. بنابراین تفسیرء این جملات» از قول خداوند متعال است که خبر از منزه و ستوده بودن خویش می‌دهد؛ همان‌گونه که در یه ۱۴ سورةٌ موْمنون می‌فرماید: «جاوید و پربرکت است خداوندی که بهترین خالق‌ها است.» دوم این که این حمد و تسبیح» دستور است؛ یعنی او را تسبیح و حمد گویید. این تفسیر نزدیک‌تر به نظر می‌رسد که این آیات. دستوری به همة بندگان باشد که برای زدودن آثار شرک و گناه از دل و جان» هر صبح و شام و هر ظهر و عصرء با نماز و غیر نمازه حمد و تسبیح خدا گویند. در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(ص) چنین آمده که «هر کس این دو آیه و آَیةٌ بعد آن را صبحگاهان بخواند. آنچه را در روز از او فوت می‌گردد. جبران خواهد کرد و هر کس آن را در آغاز شب بخواند. آنچه را در شب از او فوت شود. جبران خواهد کرد.»!

  18. وَلَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ﴿١٨﴾

    30:18 · no commentary for this ayah

  19. يُخْرِجُ ٱلْحَىَّ مِنَ ٱلْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ ٱلْمَيِّتَ مِنَ ٱلْحَىِّ وَيُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَٰلِكَ تُخْرَجُونَ﴿١٩﴾

    30:19 · no commentary for this ayah

  20. وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ﴿٢٠﴾

    30:20 · no commentary for this ayah

  21. وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا لِّتَسْكُنُوٓا۟ إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴿٢١﴾

    همسر؛ مایة آرامش

    این آّیه به نخستین سنگ زیربنای جامعةٌ بشری یعنی واحد خانواده و رابطةٌ روحی حاکم بر آن اشاره دارد. در این آیه» هدف زندگی زناشویی» بقای نسل شمرده نشده؛ بلکه به دست آوردن آرامش گفته شده است. آرامشی که از زندگی زناشویی به دست می‌آید. به خاطر آن است که این دو جنس» مکمل هم و مایة شکوفایی و نجات و پرورش یکدیگر هستند؛ به گونه‌ای که هر یک از آن دو بدون دیگری ناقص است و از طریق همسری» تکامل خویش را باز می‌یابد. این آرامش منحصر به جنبة جسمانی نیست؛ بلکه جنبةٌ روحانی آن مهم‌تر و قوی‌تر است. ناآرامی‌های روانی و نبود تعادل روحی و بیماری‌های گوناگونی که بر اثر ترک ازدواج برای انسان حاصل می‌شودء شاهد گویای این معنی است. مودت به معنای محبت استء و رحمت به معنای نرمشی که در قلب انسان پیدا می‌شود و او را برای نیکی کردن به کسی که سزاوار ترحم است» متمایل می‌کند. در این یه مودت مربوط به امور متقابل است؛ مانند محبتی که در میان زن و شوهر وجود دارد و هر یک را وادار به خدمت به دیگری می‌کند؛ ولی رحمت» یکجانبه و ایثارگرانه است. در واقع در زندگی زناشویی باید دو گونه رابطة معنوی برقرار باشد: نخست.ء رابطه‌ای که به شکل متقابل جلوه‌گر می‌شود و دیگر خدمات بلاعوض است؛ چرا که در همة جوامع انسانی - مانند خانواده - افراد خردسال و ضعیف و از کار افتاده‌ای وجود دارند که اگر بخواهند در انتظار خدمات متقابل بنشیننده همیشه محروم خواهند بود. چه لطیف است این تعبیر قرانی که جوامع انسانی بدون به کار بستن آن هرگز روی آرامش و آسایش را نخواهند دید.

  22. وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦ خَلْقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱخْتِلَٰفُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَٰنِكُمْ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّلْعَٰلِمِينَ﴿٢٢﴾

    تفاوت زبان‌ها و رنگ‌ها؛ نعمتی دیگر

    بی‌شک زندگی اجتماعی بشر بدون شناخت افراد و اشخاص ممکن نیست. همةٌ مردم اگر یک روز همگی یک شکل و یک قیافه و دارای یک قد و قواره شوندء در همان یک روزء شیرازة زندگی به هم می‌ریزد؛ نه پدر و فرزند و همسر از بیگانه شناخته می‌شوند و نه مجرم از بی‌گناه و نه دوست از دشمن. راستی چه جنجال عجیبی بر پا خواهد شد. به گفتةٌ برخی از مفسران» طبق این یه شناسایی یک انسان از انسان‌های دیگرء یا از طریق چشم حاصل می‌شود یا با گوش. خداوند برای تشخیص چشم» رنگ‌ها و صورت‌ها و شکل‌ها را گوناگون آفریده و برای تشخیص گوش؛ آوازها و آهنگ صداها را متنوع کرده است؛ به طوری که در تمام جهان نمی‌توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهات یکسان باشند؛ یعنی صورت انسان که عضو کوچکی است و آهنگ صدای انسان که موضوع ساده‌ای استء به قدرت پروردگار به میلیاردها شکل در آمده و این از آیات عظمت خداست. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۰۱۶ ص۳۸۳ > ۱- نمونهء ج۰۱۶ ص۳۸۳ ۲ پیام قرآن» ج۲» ص ۴۴۷ ۳ نمونهء ج۰۱۶ ص۳۹۴ > ۳ نمونه, ج۰۱۶ ص۳۹۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Payām-i Qurʾān.

  23. وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦ مَنَامُكُم بِٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱبْتِغَآؤُكُم مِّن فَضْلِهِۦٓ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ﴿٢٣﴾

    30:23 · no commentary for this ayah

  24. وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴿٢٤﴾

    30:24 · no commentary for this ayah

  25. وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن تَقُومَ ٱلسَّمَآءُ وَٱلْأَرْضُ بِأَمْرِهِۦ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِّنَ ٱلْأَرْضِ إِذَآ أَنتُمْ تَخْرُجُونَ﴿٢٥﴾

    30:25 · no commentary for this ayah

  26. وَلَهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ كُلٌّ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ﴿٢٦﴾

    30:26 · no commentary for this ayah

  27. وَهُوَ ٱلَّذِى يَبْدَؤُا۟ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ ٱلْمَثَلُ ٱلْأَعْلَىٰ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ﴿٢٧﴾

    30:27 · no commentary for this ayah

  28. ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِّنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِى مَا رَزَقْنَٰكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَآءٌ تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَٰتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴿٢٨﴾

    30:28 · no commentary for this ayah

  29. بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَهْوَآءَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِى مَنْ أَضَلَّ ٱللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴿٢٩﴾

    30:29 · no commentary for this ayah

  30. فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴿٣٠﴾

    آیین فطرت

    یکی از معانی مهم کلمة فطرتء آفرینش و خلقت است. این آیه با صراحت دین را یک موضوع فطری می‌شمرد و آن را همراه همیشگی آفرینش انسان می‌داند. از تعبیرات دانشمندان در بحث فطری بودن خداشناسی به دست می‌آید که آنها دو راه متفاوت را پیموده‌اند: بعضی فطرت را در اینجا به معنای استدلال روشن عقلی گرفته‌اند که هر انسانی بعد از رسیدن به کمال عقل» با مشاهدةٌ نظام هستی و گواهی اسرار آفرینش فورا به این حقیقت منتقل می‌شود که محال است این نظام بدیع و اسرار شگرف آن» زاییدةٌ مبدئی بدون عقل و شعور باشد. اما فطرت مفهوم دیگری دارد که در این مباحث صحیح‌تر به نظر می‌رسد؛ این که انسان حقایق را بدون هیچ‌گونه نیاز به استدلال (نه استدلال پیچیده و نه استدلال روشن) در می‌یابد و به وضوح به آن می‌رسد و آن را پذیرا می‌شود. برای مثال» هنگامی که یک شاخةٌ گل قشنگ و خوشبو را می‌بیند. به زیبایی آن اعتراف می‌کند و در این ادراک هیچ نیازی به استدلال نمی‌بیند. می‌گوید: پیداست که زیباست و نیازی به دلیل ندارد. درک فطری خدا نیز از همین قبیل است. انسان هنگامی که به اعماق جانش نگاه می‌کندء نور حق را می‌بیند و ندایی به گوش دل می‌شنود؛ ندایی که او را به مبداً علم و قدرت بی‌نظیری در جهان هستی دعوت می‌کند؛ مبدئی که کمال مطلق و مطلق کمال است و در این درک وجدانی» درست همانند زیبایی گل» خود را نیازمند به دلیلی نمی‌بیند. شواهد فراوانی در دست است که می‌تواند فطری بودن توحید را در شکل بسیار روشنی عرضه کند؛ به گونه‌ای که زبان منکران را ببندد. شواهد مهم آن را در چهار قسمت می‌توان خلاصه کرد: ۱- واقعیت‌های تاریخی که قدیم‌ترین مورخان جهان مورد بررسی قرار داده‌اند. نشان می‌دهد در زمانی که هیچ دینی در میان اقوام وجود نداشته, هر کدام به نوعی به یک مبداً علم و قدرت در عالم هستی معتقد و موّمن بوده و او را پرستش می‌کرده‌اند. آثار و علایمی که از دوران‌های قبل از تاریخ (پیش از اختراع خط و نوشته شدن شرح حال انسان‌ها) باقی‌مانده نیز نشان می‌دهد که اقوام پیشین برای خود مذهبی داشته و به خدا و حتی معاد و زندگی پس از مرگ معتقد بوده‌اند؛ به دلیل این که بسیاری از اشیائی که مورد علاقةٌ آنها بوده است. با آنبا به خاک سپرده می‌شده تا در زندگی بعد از مرگ مورد استفاده قرار گیرد. درست است که این کارها نشان می‌دهد که ایمان مذهبی آنها با خرافات بسیاری آلوده بوده؛ ولی دلیل بر این است که اصل موضوع یعنی وجود ایمان مذهبی در دوران‌های قبل از تاریخ» انکارشدنی نیست. ۳- مطالعات روانی و اکتشافات روانکاوان در بارةٌ ابعاد روح انسان و تمایلات اصیل او نیز دلیل روشنی بر فطری بودن اعتقادات مذهبی است. جهار احساس معروف و اصیلی که جمعی از روانکاوان و روان‌شناسان اخیر آنها را ابعاد چهارگانهٌ آدمی معرفی کرده‌اند. گواه این معنا است. این چهار احساس عبارتند از: حس دانایی؛ حس زیبایی؛ حس نیکی و حس مذهبی که گاه آن را گرایش به کمال مطلق تعبیر می‌کنند و همان است که انسان را به سوی مذهب دعوت می‌کند و بی آن‌که نیازی به دلیل خاصی باشدء آدمی به وجود آن مبداً بزرگ موّمن می‌شود. ۴- شدیدترین تبلیغات ضد مذهبی در طی چند قرن اخیر به ویژه در مغرب زمین صورت گرفته که در نوع خود از نظر گستردگی و استفاده از وسایل گوناگون بی‌نظیر بوده است؛ ولی می‌بینیم که این امواج ضد مذهبی نتوانسته ریشه‌های مذهب را از اعماق دل‌ها بر کند؛ به طوری که ما امروز می‌بینیم که احساسات مذهبی از نو شکوفا شده است. در روایتی از امام صادق در تفسیر عبارت «فطرة الّه النی فطر الناس علیها» می‌خوانیم که منظورء توحید است. در بعضی از روایات» تمام اصول اسلام» اموری فطری معرفی شده‌اند؛ برنامه‌هایی که باید پیامبران ابلاغ کنند و جانشینان آنها حفظ نمایند و از طریق ولایت و تأسیس حکومت الهی اجرا گردد و نتایج آن در جهان دیگر ظاهر شود برای اطلاع بیشتر ررک. > **پانوشت صفحه (منابع):** > به: اعراف - ۰۱۷۲ > ۱- پیام قرآن» ج۳. ص ۹۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Payām-i Qurʾān.

  31. مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَٱتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ﴿٣١﴾

    30:31 · no commentary for this ayah

  32. مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُوا۟ دِينَهُمْ وَكَانُوا۟ شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍۭ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ﴿٣٢﴾

    30:32 · no commentary for this ayah

  33. وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا۟ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ﴿٣٣﴾

    30:33 · no commentary for this ayah

  34. لِيَكْفُرُوا۟ بِمَآ ءَاتَيْنَٰهُمْ فَتَمَتَّعُوا۟ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ﴿٣٤﴾

    30:34 · no commentary for this ayah

  35. أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَٰنًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا۟ بِهِۦ يُشْرِكُونَ﴿٣٥﴾

    30:35 · no commentary for this ayah

  36. وَإِذَآ أَذَقْنَا ٱلنَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا۟ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌۢ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ﴿٣٦﴾

    30:36 · no commentary for this ayah

  37. أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴿٣٧﴾

    30:37 · no commentary for this ayah

  38. فَـَٔاتِ ذَا ٱلْقُرْبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلْمِسْكِينَ وَٱبْنَ ٱلسَّبِيلِ ذَٰلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ ٱللَّهِ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ﴿٣٨﴾

    حق نزدیکان

    این تعبیر» نشان‌دهندة این مطلب است که نزدیکانی که این آیه در بارة آنها سخن می‌گوید. حق ثابت و مستمری دارند. خطاب یه اما به پیامبر است. از ظاهر آیه و قراین همراه آن چنین برمی‌آید که آیه در بارة خمس است و دستور آن مربوط به پیامبر(ص) و کسانی که مکلف به پرداخت خمس هستند و منظور از نزدیکان» نزدیکان پیامبر است که خمس به آنها تعلق می‌گیرد و نه شخص دیگر. در روایتی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) می‌خوانیم که «هنگامی که این آیه بر پیامبر(ص) نازل شد. ایشان سرزمین فدک را به فاطمه(س) بخشید.»! بنابر این؛ این آیه» معنای خاص دارد؛ نه عام و گسترده (در بارة خمس ر.ک. به: انفال - ۴۱).

  39. وَمَآ ءَاتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَا۟ فِىٓ أَمْوَٰلِ ٱلنَّاسِ فَلَا يَرْبُوا۟ عِندَ ٱللَّهِ وَمَآ ءَاتَيْتُم مِّن زَكَوٰةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ ٱللَّهِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُضْعِفُونَ﴿٣٩﴾

    ربای حلال

    مفسران برای این آیه تفاسیر گوناگونی ارایه کرده‌اند؛ ولی از همه روشن‌تر و با روایت اهل بیت پیامبر هماهنگ‌تر این است که منظور هدایایی است که بعضی از افراد برای دیگران -به خصوص صاحبان مال و ثروت - می‌برند تا پاداشی بیشتر و بهتر از آنها دریافت کنند. بدیهی است در این گونه هدایاء نه استحقاق طرف در نظر گرفته می‌شود و نه شایستگی‌ها و اولویت‌ها؛ بلکه تمام توجه به این است که این هدایا به جایی داده شود که مبلغ بیشتری باز گردد. طبیعی است چنین هدایایی که اخلاصی در آن نیست.ء از نظر اخلاقی و معنوی بی‌ارزش است. بنا بر این» مراد از ربا در این آیه هدیه و عطیه است و منظور از جملة «لیربوا فی اموال الناس»» گرفتن پاداش بیشتر از مردم است. بی‌شک گرفتن چنین پاداشی حرام نیست؛ چون شرط و قراردادی در کار نبوده؛ ولی بدون ارزش معنوی و اخلاقی است. در روایات متعددی که از امام صادق (ع) رسیده از آن به ربای حلال تعبیر شده است؛ در مقابل ربای حرام که در آن شرط و قراردادی گذارده می‌شود.

  40. ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَٰلِكُم مِّن شَىْءٍ سُبْحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴿٤٠﴾

    30:40 · no commentary for this ayah

  41. ظَهَرَ ٱلْفَسَادُ فِى ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ ٱلَّذِى عَمِلُوا۟ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴿٤١﴾

    گناه؛ سرچشمةٌ فساد در خشکی و دریا

    این آیهء بیانگر ارتباط گسترده‌ای بین گناه و فساد است. بدون شک» هر کار خلافیء در وضع جامعه و از طریق آن در وضع افراد اثر می‌گذارد و موجب نوعی فساد در ساختار اجتماعی می شود. کناه و کار خلاف و قانون شکنی، همانند یک غذای ناسالم و مسموم است که در سازمان بدن انسان خواه ناخواه تأثیر نامطلوب خواهد گذارد و انسان گرفتار واکنش طبیعی آَن می‌شود. مثلاً دروغ» سلب اعتماد می‌کند و خیانت در امانت» روابط اجتماعی را بر هم می‌زند و ظلم همیشه منشاً ظلم دیگری می‌شود و... این رابطة طبیعی گناه و فساد است. از روایات اسلامی اما استفاده می‌شود که بسیاری از گناهان؛ علاوه بر اینهاء برخی آثار شوم نیز در پی دارند که ارتباط و پیوندشان با آن آثار بر ما پوشیده است. مثلا در روایات آمده که قطع رحم» عمر را کوتاه می‌کند و خوردن مال یتیم» قلب را تاریک. در روایتی از امام صادق (ع) می‌خوانیم: «آنها که به خاطر گناه از دنیا می‌روند. بیش از کسانی هستند که به مرگ طبیعی می‌میرند.» در روایتی از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «زنا شش عقوبت دارد: سه عقویت در دنیاء سه عقوبت در آخرت. در دنیا نورانیت را از انسان سلب می‌کند. مرگ زودرس می‌آورد و روزی را قطع می‌کند. در آخرت باعث سخت‌گیری در حساب و خشم پروردگار و خلود در آتش می‌شود.» در حدیث دیگری از پیامبر اکرم می‌خوانیم: «بعد از من هنگامی که زنا در میان مردم آشکار گردد. مرگ‌های ناگهانی فزونی می‌گیرد و هنگامی که کم‌فروشی کنند. خداوند خشک‌سالی و کمبود را بر آنها می‌فرستد و هنگامی که منع زکات کنند. زمین برکات خود را از زراعت و میوه و معادن باز می‌دارد و هنگامی که در داوری‌ها ظلم کنند. بر ظلم و دشمنی یکدیگر را یاری خواهند کرد وهنکامی که پیمان شکنی کنند، خداوند دشمنانشان رابر انها مسلط می کند و هنکامی که قطع رحم کنند اموال به دست اشرار می‌افتد و هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک گویند و از نیکان اهل بیت من پیروی نکنند.» خداوند جٌدان آنها را بر آنها مسلط می‌کند؛ پس خوبانشان دعا می‌کنند ولی دعایشان مستجاب نمی‌شود.» ۱- المیزان» ج۰۱۶ ص ۱۹۰ ۳ نمونه ج۰۱۶ ص ۴۴۴ ٢- یون ج٠١٣ ص ٩١٢ والطبالمان ج ١٠ ص ١٢٤ ٠ ٣٩. ص ۳ نمونهء چ۱۶ ص ۴۴۴ ۴ پیشین» ص ۴۵۶ ۵- پیام قرآن» جچ۴. ص ۴۶۸ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۵- پیام قرآن» ج۴» ص ۴۶۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Payām-i Qurʾān.

  42. قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ﴿٤٢﴾

    30:42 · no commentary for this ayah

  43. فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ ٱلْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ﴿٤٣﴾

    30:43 · no commentary for this ayah

  44. مَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُۥ وَمَنْ عَمِلَ صَٰلِحًا فَلِأَنفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ﴿٤٤﴾

    30:44 · no commentary for this ayah

  45. لِيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِن فَضْلِهِۦٓ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْكَٰفِرِينَ﴿٤٥﴾

    30:45 · no commentary for this ayah

  46. وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن يُرْسِلَ ٱلرِّيَاحَ مُبَشِّرَٰتٍ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِۦ وَلِتَجْرِىَ ٱلْفُلْكُ بِأَمْرِهِۦ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴿٤٦﴾

    بادهای بشارت‌دهنده

    گرچه در قرآن بیشتر بر بشارت‌دهندگی باد تا نزول باران تکیه شده» کلمة «مَبَشُرات» را نمی‌توان به این معنی محدود کرد؛ چرا که بادها بشارت‌های فراوان دیگری نیز با خود دارند: بادهاء گرما و سرمای هوا را تعدیل می‌کنند؛ عفونت‌ها را در فضای بزرگ مستهلک کرد هوا را تصفیه می‌کنند؛ از فشار حرارت خورشید روی برگ‌ها و گیاهان می‌کاهند و جلوی آفتاب‌سوختگی را می‌گیرند؛ اکسیژن تولیدشده به وسیلةٌ برگ‌های درختان را برای انسان‌ها به ارمغان می‌آورند و گاز کرین بازدم انسان را برای گیاهان هدیه می‌برند؛ بسیاری از گیاهان را تلقیح می‌کنند و نطفه‌های نر و ماده را در جهان نباتات به هم پیوند می‌دهند؛ وسیله‌ای برای حرکت آسیاب‌ها و عاملی برای تصفیة خرمن‌ها هستند؛ بذرها را از نقاطی که در آن بذر فراوان موجود است» حرکت می‌دهند و همچون باغبانی دلسوز در سرتاسر بیابان می‌گسترانند؛ کشتی‌های بادبانی را با مسافران و بار زیاد به نقاط گوناگون می‌برند. حتی امروز که وسایل ماشینی جانشین نیروی باد شده» باز هم وزش بادهای مخالف یا موافق» در پیشرفت یا کندی کار کشتی‌ها بسیار موّثر است. آری» آنها بشارت‌دهندگانی برای بسیاری امور هستند. علاوه بر این مطالب» یکی دیگر از نقش‌های مهم باد»ء در هنگام نزول باران است. آنبا هستند که قطعات ابر را از سوی دریاها به سوی زمین‌های خشک و تشنه حمل می‌کنند و مأموریت گستردن ابرها بر صفحهةٌ آسمان و سس متراکم کردن آنها و خنک کردن محیط ابرها و آماده کردن آنها برای باران‌زایی را بر عهده دارند.!

  47. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ فَجَآءُوهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَٱنتَقَمْنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجْرَمُوا۟ وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿٤٧﴾

    باری موْمنان بر عهدةٌ ماست

    به فرمودهٌ این آیهء مومنان این حق را بر پروردگارشان دارند که خداوند در دنیا و آخرت پاریشان کند. یکی از مصادیق این یاری» انتقام از مجرمان است. البته باید توجه داشت که خداوند این حق را از ناحیةٌ خودش برای موّمنان قرار داده و کسی نمی‌تواند بگوید که خدا محکوم و مجبور به یاری آنهاست؛ بلکه این عنایتی از خداوند بر موّمنان است. در روایتی می‌خوانیم که «هیچ شخصی از آبروی برادرش دفاع نمی‌کند مگر این‌که این حق بر عهدةٌ خدا لازم می‌آید که در قیامت. آتش جهنم را از او رد کند.»

  48. ٱللَّهُ ٱلَّذِى يُرْسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُۥ فِى ٱلسَّمَآءِ كَيْفَ يَشَآءُ وَيَجْعَلُهُۥ كِسَفًا فَتَرَى ٱلْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَٰلِهِۦ فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ﴿٤٨﴾

    30:48 · no commentary for this ayah

  49. وَإِن كَانُوا۟ مِن قَبْلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْهِم مِّن قَبْلِهِۦ لَمُبْلِسِينَ﴿٤٩﴾

    30:49 · no commentary for this ayah

  50. فَٱنظُرْ إِلَىٰٓ ءَاثَٰرِ رَحْمَتِ ٱللَّهِ كَيْفَ يُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ﴿٥٠﴾

    باران؛ رحمتی از جانب خدا

    تعبیر رحمت الهی در مورد باران؛ اشاره به آثار پر برکت آن از چهات گوناگون است. باران» زمین‌های خشک را آبیاری می‌کند و بذر گیاهان را پرورش می‌دهد؛ به درختان» زندگی و حیات نو می‌بخشد؛ گرد و غبار هوا را فرو می‌نشاند و محیط زیست را سالم و پاک می‌کند؛ گیاهان را شست‌وشو داده, به آنها طراوت می‌بخشد؛ هوا را مرطوب و ملایم و برای انسان قابل استنشاق می‌کند؛ به زمین فرو می‌رود و بعد از چندی به صورت قنات و چشمه ظاهر می‌شود؛ نهرها و سیلاب‌هایی به راه می‌اندازد که بعد از مهار شدن در پشت سدهاء برق و نور و روشنایی و حرکت تولید می‌کند و هوای گرم و سرد را تعدیل می‌کند. از گرمی می‌کاهد و سردی را تحمل‌پذیر می‌کند. در حدیثی از امام سجاد(ع) چنین می‌خوانیم: «خداوند. باران را از آسمان نازل می‌کند تا به تمام قله‌های کوه‌ها و تپه‌ها و گودال‌ها و تمام نقاط مرتفع و هموار برسد و آن را دانه دانه. نرم» پی در پیء گاه به صورت دانه‌های درشت و گاه قطره‌های کوچک قرار داده تا کاملاً در زمین فرو رود و زمین سیراب شود و آن را به صورت سیلاب نفرستاد تا زمین‌ها و درختان و مزارع و میوه‌های شما را خراب کند.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۰۱۶ ص ۴۶۴ > ۴ پیام قرآن» ج۲. ص ۲۵۶ > ۱- نمونهء ج۱۶ ص ۴۶۴ ۲ المیزان» ج۰۱۶ ص۲۰۵ ۳ نمونهء ج۰۱۶ ص۴۷۰ > ۳ نمونه, ج۰۱۶ ص۴۷۰ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Payām-i Qurʾān.

  51. وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَّظَلُّوا۟ مِنۢ بَعْدِهِۦ يَكْفُرُونَ﴿٥١﴾

    30:51 · no commentary for this ayah

  52. فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ ٱلْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا۟ مُدْبِرِينَ﴿٥٢﴾

    مرگ و حیات در منطق قرآن

    این دو آیه» مجموعة روشنی از عوامل شناخت و طرق ارتباط انسان با خارج را بازگو می‌کند: حس تشخیص و عقل بیدار در مقابل دل‌مردگی» گوش شنوا برای جذب سخنان حق از طریق سمع و چشم بینا برای مشاهدةٌ چهرةٌ حق و باطل از طریق بصر. اما لجاجت و خودسری و تقلید کور کورانه و گنا» چشم حقیقت‌بین انسان را نابینا و گوش او را کر می‌کند و گاه عقل و قلب او را نیز از کار می‌اندازد. چنین کسانی اگر تمام انبیا و اولیا و فرشتگان برای هدایتشان بسیج شوند» اثری نمی‌پذیرند؛ چرا که ارتباطشان با عالم بیرون به کلی قطع است و نه تنها در خود فرو رفته‌اندء از دیدگاه قرآن» این افراده از نظر جسمی زنده ولی در شمار مردگان‌اند. به عکس,» کسانی به ظاهر مرده اما زندگان جاویدند؛ مانند شهیدان. علت این برداشت متفاوت به خاطر آن است که اسلام علاوه بر این که معیار حیات و شخصیت انسان را ارزش‌های روحانی او می‌داند. فایده‌رسانی انسان و نبود آن را معیاری برای وجود و حیات می‌شناسد. کسی که به ظاهر زنده است اما چنان در شهوات فرو رفته که نه نالةٌ مظلومی را می‌شنودء نه صدای منادی حق راء نه چهرهٌ بینوایی را می‌بیند و نه آثار عظمت پروردگار در صحنة آفرینش راء نه حتی یک لحظه به آینده و گذشتةٌ خویش می‌اندیشد» چنین کسی در منطق قرآن مرده است؛ اما کسانی که بعد از مرگ» آثارشان جهانی را فرا گرفته و افکار و خط و راهشان رهبر و راهنما و الگو و اسوه است» چنین کسانی زنده و جاویدان‌اند.

  53. وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلْعُمْىِ عَن ضَلَٰلَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِـَٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ﴿٥٣﴾

    برهان فقر و غنا

    این آیه به یکی دیگر از دلایل توحید که برهان فقر و غنا نامیده می‌شودء اشاره می‌کند و خطاب به انسان‌ها بیان می‌دارد که در آغاز زندگی چنان ضعیف و ناتوان بودید که حتی قدرت نداشتید مگسی را از خود دور کنید یا آب دهان خویش را نگه دارید و از نظر فکری نیز حتی پدر و مادر مهربانی را که پیوسته مراقب شما بودندء نمی‌شناختید؛ ولی کم کم دارای رشد و قدرت شدید و اندامی نیرومند و فکری قوی و عقلی توانا و درکی وسیع پیدا کردید. با این حال نمی‌توانستید این قدرت را نگاه دارید و درست همانند انسانی که از دامنة کوه بلندی به فراز قله رسیده» از طرف دیگرء سراشیبی را شروع کردید و باز به قعر در ضعف و ناتوانی جسمی و روحی رسیدید. این دگرگونی‌ها و فراز و نشیب‌هاء بهترین دلیل برای این حقیقت است که نه آن قوّت از شما بود ونه آن ضعف؛ بلکه هر دو از ناحیه دیکَری بود. این خود نشانه آن است که جرخ وجود شمارا دیکَری می‌گرداند و هر چه داریده عارضی است. امیر موّمنان علی(ع) در گفتاری نورانی می‌فرماید: «خدای سبحان را به گسیختن تصمیم‌ها و حل مشکلات و از هم گسسته شدن همّت‌ها شناختم.» از این دگرگونی‌ها فهمیده می‌شود که قدرت اصلی دست دیگری است و ما خود چیزی نداریم جز انچه او به ما می‌بخشد. جالب توجه این که در مورد ضعف دوم که برای انسان پیش می‌آیده کلم «شیبة» (پیری) را نیز اضافه می‌کند؛ ولی در ضعف اولء نامی از کودکی نمی‌برد. این تعبیر ممکن است اشاره به آن باشد که ضعف پیری دردناک‌تر است؛ زیرا اولاً بر عکس کودکی رو به سوی مرگ و فنا دارد و ثانیاً توقعی که از پیران سالخورده و باتجربه دارند. هرگز از کودکان نمی‌رود؛ در حالی که گاه ضعف و ناتوانی آنها یکسان است و این بسیار عبرت‌انگیز می‌نماید. این مرحله است که قدرتمندان یاغی و سرکش را به زانو در می‌آورد و به ضعف و زبونی و بیچارگی می‌کشاند. + کافران تو را خشمگین نکنند: این آیه, دو دستور مهم و یک بشارت بزرگ به پیامبر اسلام(ص) می‌دهد تا او را در این مبارزه پی‌گیر و مستمر در برابر لجوجان جاهل و بی‌خردان سرسخت به استقامت دعوت کند. دستور یکم» صبر و شکیبایی است که کلید اصلی پیروزی است. آیه برای این‌که پیامبر را در این راه دلگرم‌تر کند» می‌افزاید: «وعدةٌ خدا به طور مسلّم حق است.» او به تو و موّمنان وعدة پیروزی و خلافت در زمین و غلبة اسلام برکفرء نور بر ظلمت و علم بر جهل را داده و به این وعده جامة عمل می‌پوشاند. کلمةٌ «وَعد» در اینجا اشاره به وعده‌های مکرری است که در قرآن در مورد پیروزی موّمنان داده شده است (روم - ۰۴۷ غافر - ۵۱ و مائده - ۵۶). دومین دستور» دستور به حفظ متانت و آرامش در این مبارزة سخت و پی‌گیر است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ۱۵ ص۵۴۱ ۲- نمونه, ج۰۱۶ ص۴۷۹ ۳ پیشین» ص ۴۸۹ > ۲- نمونهء ج۰۱۶ ص۴۷۹ > ٣- پیشین، ص ٢٨٩ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  54. ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ وَهُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْقَدِيرُ﴿٥٤﴾

    30:54 · no commentary for this ayah

  55. وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُقْسِمُ ٱلْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا۟ غَيْرَ سَاعَةٍ كَذَٰلِكَ كَانُوا۟ يُؤْفَكُونَ﴿٥٥﴾

    30:55 · no commentary for this ayah

  56. وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَٱلْإِيمَٰنَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِى كِتَٰبِ ٱللَّهِ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْبَعْثِ فَهَٰذَا يَوْمُ ٱلْبَعْثِ وَلَٰكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴿٥٦﴾

    30:56 · no commentary for this ayah

  57. فَيَوْمَئِذٍ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ﴿٥٧﴾

    30:57 · no commentary for this ayah

  58. وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِى هَٰذَا ٱلْقُرْءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِـَٔايَةٍ لَّيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ﴿٥٨﴾

    30:58 · no commentary for this ayah

  59. كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴿٥٩﴾

    30:59 · no commentary for this ayah

  60. فَٱصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ﴿٦٠﴾

    30:60 · no commentary for this ayah