Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
قٓ وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْمَجِيدِ﴿١﴾
50:1 · no commentary for this ayah
بَلْ عَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا شَىْءٌ عَجِيبٌ﴿٢﴾
50:2 · no commentary for this ayah
أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَٰلِكَ رَجْعٌۢ بَعِيدٌ﴿٣﴾
پاسخ به دو ایراد منکران معاد
این آیه به دو ایراد منکران معاد پاسخ داده» بیان میدارد: اشکال و ایراد شما به خاطر این است که میگویید استخوانهای آدمی پس از مرگ میپوسد و گوشت او خاک میشود و جزو زمین می گردد و ذراتی از آن نیز به بخار و گازهای پراکنده در هوا تبدیل میشود؛ در این صورت چه کسی میتواند آنها را جمع آوری کند و اصلاً چه کسی از آنها باخبر است. پاسخ این سوّال اما معلوم است: خداوندی که علم او به تمام اشیاء احاطه داردء تمام این ذرات را میشناسد و به هنگام لزوم» همه را جمعآوری میکند؛ همان گونه که ذرات پراکندةٌ آهن در میان تلی از غبار را با یک قطعه آهنربا میتوان جمعآوری کرد. البته جمع آوری ذرات پراکندةٌ هر انسان برای خدا از این هم آسانتر است. اگر ایراد شما این است که حساب اعمال انسان را چه کسی برای معاد و رستاخیز نگه میدارد. پاسخش این است که هم اینها در لوح محفوظ ثبت است؛ همان کتاب و لوحی که همةٌ اشیا و آثار و احوال را در خود حفظ کرده و از هرگونه تغییر و تبدیلی محفوظ است؛ همان کتابی که آنچه بوده و هست و تا قیامت خواهد بودء در آن ثبت شده است. ء. آسمان بدون هیج شکاف و شکست: این جمله، یا به معنای نبود نقص و عیب و ناموزونی است، یا به معنای نبود شکاف در آسمان که اطراف زمین را احاطه کرده و جو زمین نامیده میشود و به فرمودة قرآن در ید ۲۳۳۲ سورة انبیای «سقف محفوظی» که راه را بر سنگ های آسمانی که به طور مداوم با سرعت سرسام آوری به سوی زمین میآیند. میبندد و قبل از رسیدن به سطح زمین» آنها را آتش میزند و خاکستر میکند و همچنین از ورود اشعةٌ کیهانی زیانبخش به سطح زمین ممانعت میکند؛ وگرنه» آسمان به معنای محل ستارگان» یک فضای خالی است که این کرات در آن شناورند.*؟ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۲ ص ۲۲۲ > ۴ نمونهء ج۰۲۲ ص ۲۳۴ > ۱-نمونه ج ۲۲ ص ۲۲۲ ۲- پیشین» ص ۲۳۰ ۳ المیزان» ج ۱۸ ص ۳۴۳ > ۳ المیزان» ج ۱۸ ص ۳۴۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ ٱلْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَٰبٌ حَفِيظٌۢ﴿٤﴾
50:4 · no commentary for this ayah
بَلْ كَذَّبُوا۟ بِٱلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ فَهُمْ فِىٓ أَمْرٍ مَّرِيجٍ﴿٥﴾
50:5 · no commentary for this ayah
أَفَلَمْ يَنظُرُوٓا۟ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَٰهَا وَزَيَّنَّٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ﴿٦﴾
50:6 · no commentary for this ayah
وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۭ بَهِيجٍ﴿٧﴾
50:7 · no commentary for this ayah
تَبْصِرَةً وَذِكْرَىٰ لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ﴿٨﴾
50:8 · no commentary for this ayah
وَنَزَّلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً مُّبَٰرَكًا فَأَنۢبَتْنَا بِهِۦ جَنَّٰتٍ وَحَبَّ ٱلْحَصِيدِ﴿٩﴾
50:9 · no commentary for this ayah
وَٱلنَّخْلَ بَاسِقَٰتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ﴿١٠﴾
50:10 · no commentary for this ayah
رِّزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِۦ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَٰلِكَ ٱلْخُرُوجُ﴿١١﴾
50:11 · no commentary for this ayah
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَٰبُ ٱلرَّسِّ وَثَمُودُ﴿١٢﴾
50:12 · no commentary for this ayah
وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَٰنُ لُوطٍ﴿١٣﴾
50:13 · no commentary for this ayah
وَأَصْحَٰبُ ٱلْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ﴿١٤﴾
50:14 · no commentary for this ayah
أَفَعَيِينَا بِٱلْخَلْقِ ٱلْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ﴿١٥﴾
50:15 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِۦ نَفْسُهُۥ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ ٱلْوَرِيدِ﴿١٦﴾
از رگ قلب نزدیکتر
حیات جسمانی ما وابسته به رگهایی است که خون را به طور مرتب به قلب وارد و از آن خارج میکنند و به تمام اعضا میرسانند و اگر لحظهای در این عمل وقفه رخ دهدء فوراً مرگ به سراغ انسان میآید. خداوند از رگ قلب ما نیز به ما نزدیکتر است. این شبیه همان تعبیری است که در آَیدُ ۲۴ سورة انفال میفرماید: «بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل میشود.» البته همه اینها تشبیه است و نزدیکی خداوند از این هم برتر و بالاتر است؛ هر چند مثالی از اینها رساتر در محسوسات پیدا نمیشود. با این احاطةٌ علمی خداوند و بودن ما در قبضةٌ قدرت اوء تکلیف ما روشن است. نه افعال و گفتار ما از او پنمهان است و نه اندیشه و نیتها و حتی وسوسههایی که از قلب ما میگذرد. توجه به این واقعیت» انسان را بیدار میکند و او را با مسئولیت سنگین خود در دادگاه عدل الهی آشنا میکند و از انسان بیتفاوت» موجودی متعهد میسازد.
إِذْ يَتَلَقَّى ٱلْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلْيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٌ﴿١٧﴾
کمترین سخنان شما را هم مینویسند
در یه ۰۱۶ سخن از احاطةٌ علمی خداوند به ظاهر و باطن انسان به میان آمد. این آیات میفرماید که علاوه بر این» دو فرشته نیز مأمور حفظ و نگاهداری حساب اعمال انسان هستند که از طرف راست و چپ از او مراقبت میکنندء پیوسته با او هستند و لحظهای از او جدا نمیشوند. این برای اتمام حجت بیشتر و تأکیدی بر لزوم نگاهداری حساب اعمال است. از امام صادق(ع) روایت شده است: «خداوند این فرشتگان را مأمور عبادت خود کرده و آنها را شاهد بر بندگانش قرار داده تا بندگان به خاطر ملازمت آنان, بیشتر مواظب اطاعت الهی باشند و از معصیت او بیشتر اجتناب کنند. چه بسیار بندهای که تا تصمیم به(انجام) گناهی میگیرد. سپسر به باد این دو فرن شته میافتد و خودداری میکند و میگوید: پروردگارم» مرا میبیند و فرشتگان حافظ اعمال نیز گواهی میدهند.» در روایتی از پیامبر(ص) چنین مضمونی آمده که فرشتةهٌ سمت راستء نویسندةٌ حسنات است و فرشتةٌ سمت چپ» نویسندةٌ سیئات و فرشتة یکم.؛ فرماندة فرشتةٌ دوم است. هنگامی که انسان عمل نیکی انجام دهد فرشتةٌ سمت راست. ده برابر مینویسد و هنگامی که عمل بدی از او سر بزند و فرشتةٌ سمت چپ میخواهد آن را بنویسد» فرشتةٌ یکم میگوید: عجله مکن. پس او هفت ساعت نوشتن آن گناه را به تأخیر میاندازد. اگر آن انسان پشیمان شد و توبه کرد» چیزی نمینویسد و اگر توبه نکردء تنها یک گناه برای او مینویسد. از روایات بر میآید که بعد از مردن انسان موّْمن» آنها میگویند: پروردگاراء بندهات را قبض روح کردی؛ مأموریت ما کجاست؟ خدا میفرماید: «آسمان من پر از فرشتگان من است و زمین من پر از مخلوقات من. شما به سوی قبر بندهام بروید و در آنجا تسبیح و تکبیر و تهلیل گویید و (ثواب) آن را تا روز قیامت در دفتر حسنات بندهام بنویسید.»
مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ﴿١٨﴾
کمترین سخنان شما را هم مینویسند
در یه ۰۱۶ سخن از احاطةٌ علمی خداوند به ظاهر و باطن انسان به میان آمد. این آیات میفرماید که علاوه بر این» دو فرشته نیز مأمور حفظ و نگاهداری حساب اعمال انسان هستند که از طرف راست و چپ از او مراقبت میکنندء پیوسته با او هستند و لحظهای از او جدا نمیشوند. این برای اتمام حجت بیشتر و تأکیدی بر لزوم نگاهداری حساب اعمال است. از امام صادق(ع) روایت شده است: «خداوند این فرشتگان را مأمور عبادت خود کرده و آنها را شاهد بر بندگانش قرار داده تا بندگان به خاطر ملازمت آنان, بیشتر مواظب اطاعت الهی باشند و از معصیت او بیشتر اجتناب کنند. چه بسیار بندهای که تا تصمیم به(انجام) گناهی میگیرد. سپسر به باد این دو فرن شته میافتد و خودداری میکند و میگوید: پروردگارم» مرا میبیند و فرشتگان حافظ اعمال نیز گواهی میدهند.» در روایتی از پیامبر(ص) چنین مضمونی آمده که فرشتةهٌ سمت راستء نویسندةٌ حسنات است و فرشتةٌ سمت چپ» نویسندةٌ سیئات و فرشتة یکم.؛ فرماندة فرشتةٌ دوم است. هنگامی که انسان عمل نیکی انجام دهد فرشتةٌ سمت راست. ده برابر مینویسد و هنگامی که عمل بدی از او سر بزند و فرشتةٌ سمت چپ میخواهد آن را بنویسد» فرشتةٌ یکم میگوید: عجله مکن. پس او هفت ساعت نوشتن آن گناه را به تأخیر میاندازد. اگر آن انسان پشیمان شد و توبه کرد» چیزی نمینویسد و اگر توبه نکردء تنها یک گناه برای او مینویسد. از روایات بر میآید که بعد از مردن انسان موّْمن» آنها میگویند: پروردگاراء بندهات را قبض روح کردی؛ مأموریت ما کجاست؟ خدا میفرماید: «آسمان من پر از فرشتگان من است و زمین من پر از مخلوقات من. شما به سوی قبر بندهام بروید و در آنجا تسبیح و تکبیر و تهلیل گویید و (ثواب) آن را تا روز قیامت در دفتر حسنات بندهام بنویسید.»
وَجَآءَتْ سَكْرَةُ ٱلْمَوْتِ بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ﴿١٩﴾
سکرات مرگ
سکرةٌ مرگء حالتی شبیه به مستی است که بر اثر فرا رسیدن مقدمات مرگه به صورت هیجان و انقلاب فوقالعادهای به انسان دست میدهد و گاه بر عقل او چیره میگردد و او را در اضطراب و ناآرامی شدیدی فرو میبرد. علی(ع)» ترسیم زنده و گویایی از لحظةٌ مرگ و سکرات آن کرده» میفرماید: «سکرات مرگ از یک سو و حسرت از دست دادن فرصتها از سوی دیگر. دست و پاهایشان سست و رنگشان دگرگون شود. مرگ در کالیدشان نفون کند و زبانشان را از کار بیندازد. در میان اهل بیتش افتاده. چشمش میبیند و گوشش میشنود و در حالی که خرّد وی هنوز سالم است و فهم و ادراکش باقی, میاندیشد که عمرش را در چه راهی تباه کرده و روزگارش چگونه سپری گشته است. به یاد ثروتی میافتد که جمع کرده و برای به دست آوردنش چشم خود میبسته که حلال از حرام باز نشناسد و از جایی که حلال و حرامش آشکار و برخی شبههناک بوده. مال فراهم آورده؛ اکنون وبال گردن اوست. میداند که زمان جدایی فرا رسیده و پس از او. ثروتش برای میراثخواران میماند و آنها از آن متنقّم و بهرهمند خواهند شد. آری» بار مظلمه بر دوش او و نعمت میراث, نصیب دیگران است و او در گرو آن ثروت.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۲ ص۲۴۴ > ۴ مجمعالبیان» ج ٩ ص ۲۴۰ ۵ نمونهء ج ۲۲ ص ۲۵۵ > ۱- نمونه ج ۲۲ ص۲۴۴ ۲- پیشین» ص ۲۴۷ ۳ پیام قرآن» ج۰۶» ص ۱۰۹ > ۵ نمونهء ج ۲۲ ص ۲۵۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Majmaʿ al-Bayān, Payām-i Qurʾān.
وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْوَعِيدِ﴿٢٠﴾
50:20 · no commentary for this ayah
وَجَآءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَآئِقٌ وَشَهِيدٌ﴿٢١﴾
50:21 · no commentary for this ayah
لَّقَدْ كُنتَ فِى غَفْلَةٍ مِّنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلْيَوْمَ حَدِيدٌ﴿٢٢﴾
50:22 · no commentary for this ayah
وَقَالَ قَرِينُهُۥ هَٰذَا مَا لَدَىَّ عَتِيدٌ﴿٢٣﴾
50:23 · no commentary for this ayah
أَلْقِيَا فِى جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ﴿٢٤﴾
50:24 · no commentary for this ayah
مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ﴿٢٥﴾
50:25 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِى جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِى ٱلْعَذَابِ ٱلشَّدِيدِ﴿٢٦﴾
50:26 · no commentary for this ayah
قَالَ قَرِينُهُۥ رَبَّنَا مَآ أَطْغَيْتُهُۥ وَلَٰكِن كَانَ فِى ضَلَٰلٍۭ بَعِيدٍ﴿٢٧﴾
50:27 · no commentary for this ayah
قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا۟ لَدَىَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِٱلْوَعِيدِ﴿٢٨﴾
50:28 · no commentary for this ayah
مَا يُبَدَّلُ ٱلْقَوْلُ لَدَىَّ وَمَآ أَنَا۠ بِظَلَّٰمٍ لِّلْعَبِيدِ﴿٢٩﴾
50:29 · no commentary for this ayah
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ﴿٣٠﴾
50:30 · no commentary for this ayah
وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ﴿٣١﴾
50:31 · no commentary for this ayah
هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ﴿٣٢﴾
50:32 · no commentary for this ayah
مَّنْ خَشِىَ ٱلرَّحْمَٰنَ بِٱلْغَيْبِ وَجَآءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ﴿٣٣﴾
50:33 · no commentary for this ayah
ٱدْخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْخُلُودِ﴿٣٤﴾
50:34 · no commentary for this ayah
لَهُم مَّا يَشَآءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ﴿٣٥﴾
50:35 · no commentary for this ayah
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا۟ فِى ٱلْبِلَٰدِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ﴿٣٦﴾
50:36 · no commentary for this ayah
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى ٱلسَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ﴿٣٧﴾
50:37 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ﴿٣٨﴾
50:38 · no commentary for this ayah
فَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ ٱلشَّمْسِ وَقَبْلَ ٱلْغُرُوبِ﴿٣٩﴾
منظور از تسبیح خداوند در مواقع چهارگانه
در این که منظور از تسبیح خداوند در مواقع چهارگانه ( قبل از طلوع آفتاب» قبل از غروب» در شب و بعد از سجدهها) چیست» در میان مفسران گفتوگو بسیار است. برخی از مفسران بزرگ گفتهاند: تسبیح پیش از طلوع آفتاب را میتوان با نماز صبح منطبق کرد؛ یعنی مراد از آن نماز صبح است. تسبیح قبل از غروب را میتوان با نماز عصر یا ظهر و عصر منطبق کرد و تسبیح در بخشی از شب را با نمازهای مغرب و عشاء و گویا منظور از تسبیح بعد از سجدههاء ذکر تسبیح بعد از نمازهاست؛ چون سجده در آخر هر رکعت از نماز است و تعقیبات نمازهای پنجگانه پس از آن انجام میشود.
وَمِنَ ٱلَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَٰرَ ٱلسُّجُودِ﴿٤٠﴾
منظور از تسبیح خداوند در مواقع چهارگانه
در این که منظور از تسبیح خداوند در مواقع چهارگانه ( قبل از طلوع آفتاب» قبل از غروب» در شب و بعد از سجدهها) چیست» در میان مفسران گفتوگو بسیار است. برخی از مفسران بزرگ گفتهاند: تسبیح پیش از طلوع آفتاب را میتوان با نماز صبح منطبق کرد؛ یعنی مراد از آن نماز صبح است. تسبیح قبل از غروب را میتوان با نماز عصر یا ظهر و عصر منطبق کرد و تسبیح در بخشی از شب را با نمازهای مغرب و عشاء و گویا منظور از تسبیح بعد از سجدههاء ذکر تسبیح بعد از نمازهاست؛ چون سجده در آخر هر رکعت از نماز است و تعقیبات نمازهای پنجگانه پس از آن انجام میشود.
وَٱسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ ٱلْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ﴿٤١﴾
50:41 · no commentary for this ayah
يَوْمَ يَسْمَعُونَ ٱلصَّيْحَةَ بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْخُرُوجِ﴿٤٢﴾
50:42 · no commentary for this ayah
إِنَّا نَحْنُ نُحْىِۦ وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا ٱلْمَصِيرُ﴿٤٣﴾
50:43 · no commentary for this ayah
يَوْمَ تَشَقَّقُ ٱلْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ﴿٤٤﴾
50:44 · no commentary for this ayah
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِٱلْقُرْءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴿٤٥﴾
50:45 · no commentary for this ayah