Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
وَٱلْمُرْسَلَٰتِ عُرْفًا﴿١﴾
سوگند
در این که منظور از این سوگندهای سربسته که از مسائل مهمی خبر میدهد.ء چیست. سه تفسیر معروف وجود دارد: ۱- تمام این سوگندهای پنجگانه» اشاره به بادها و طوفانها است که نقش موّثری در بسیاری از مسائل جهان طبیعت دارند. بنابر این مفهوم آیات چنین میشود: سوگند به بادهایی که پشت سر هم میوزند و سوگند به طوفانهایی که به شدت حرکت میکنند و قسم به آنها که ابرها را میگسترانند و قطرات حیاتبخش باران را از لابهلای آنها روانة سرزمینهای خشک میکنند و سوگند به آنها که ابرها را بعد از ریزش باران میپراکنند و قسم به این بادها که با این برنامه انسانها را به یاد خدا میاندازند. ۲- تمام این سوگندهاء اشاره به فرشتگان آسمان است. معنای آیات یعنی: قسم به فرشتگانی که پی در پی به سوی انبیا فرستاده میشوند و قسم به آنها که همچون طوفان با سرعت تمام به دنبال ماموریت خود میروند و آنها که ایات کتب آسمانی را در برابر پیامبران می گسترانند و نشر میدهند و آنها که حق را با این عمل از باطل جدا میکنند و آنها که ذکر حق و دستورهای او را به انبیا القا میکنند. سوگند یکم و دومء ناظر به بادها و طوفانها است و سوگند سوم و چهارم و پنجم» ناظر به نشر آیات حق به وسیلةٌ فرشتگان و سپس جدا کردن حق از باطل و بسد القای ذکر و دستورهای الهی به پیامبران به منظور اتمام حجت و انذار است. در این میان» تفسیر سوم از جهاتی درستتر به نظر میرسد.
فَٱلْعَٰصِفَٰتِ عَصْفًا﴿٢﴾
سوگند
در این که منظور از این سوگندهای سربسته که از مسائل مهمی خبر میدهد.ء چیست. سه تفسیر معروف وجود دارد: ۱- تمام این سوگندهای پنجگانه» اشاره به بادها و طوفانها است که نقش موّثری در بسیاری از مسائل جهان طبیعت دارند. بنابر این مفهوم آیات چنین میشود: سوگند به بادهایی که پشت سر هم میوزند و سوگند به طوفانهایی که به شدت حرکت میکنند و قسم به آنها که ابرها را میگسترانند و قطرات حیاتبخش باران را از لابهلای آنها روانة سرزمینهای خشک میکنند و سوگند به آنها که ابرها را بعد از ریزش باران میپراکنند و قسم به این بادها که با این برنامه انسانها را به یاد خدا میاندازند. ۲- تمام این سوگندهاء اشاره به فرشتگان آسمان است. معنای آیات یعنی: قسم به فرشتگانی که پی در پی به سوی انبیا فرستاده میشوند و قسم به آنها که همچون طوفان با سرعت تمام به دنبال ماموریت خود میروند و آنها که ایات کتب آسمانی را در برابر پیامبران می گسترانند و نشر میدهند و آنها که حق را با این عمل از باطل جدا میکنند و آنها که ذکر حق و دستورهای او را به انبیا القا میکنند. سوگند یکم و دومء ناظر به بادها و طوفانها است و سوگند سوم و چهارم و پنجم» ناظر به نشر آیات حق به وسیلةٌ فرشتگان و سپس جدا کردن حق از باطل و بسد القای ذکر و دستورهای الهی به پیامبران به منظور اتمام حجت و انذار است. در این میان» تفسیر سوم از جهاتی درستتر به نظر میرسد.
وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشْرًا﴿٣﴾
سوگند
در این که منظور از این سوگندهای سربسته که از مسائل مهمی خبر میدهد.ء چیست. سه تفسیر معروف وجود دارد: ۱- تمام این سوگندهای پنجگانه» اشاره به بادها و طوفانها است که نقش موّثری در بسیاری از مسائل جهان طبیعت دارند. بنابر این مفهوم آیات چنین میشود: سوگند به بادهایی که پشت سر هم میوزند و سوگند به طوفانهایی که به شدت حرکت میکنند و قسم به آنها که ابرها را میگسترانند و قطرات حیاتبخش باران را از لابهلای آنها روانة سرزمینهای خشک میکنند و سوگند به آنها که ابرها را بعد از ریزش باران میپراکنند و قسم به این بادها که با این برنامه انسانها را به یاد خدا میاندازند. ۲- تمام این سوگندهاء اشاره به فرشتگان آسمان است. معنای آیات یعنی: قسم به فرشتگانی که پی در پی به سوی انبیا فرستاده میشوند و قسم به آنها که همچون طوفان با سرعت تمام به دنبال ماموریت خود میروند و آنها که ایات کتب آسمانی را در برابر پیامبران می گسترانند و نشر میدهند و آنها که حق را با این عمل از باطل جدا میکنند و آنها که ذکر حق و دستورهای او را به انبیا القا میکنند. سوگند یکم و دومء ناظر به بادها و طوفانها است و سوگند سوم و چهارم و پنجم» ناظر به نشر آیات حق به وسیلةٌ فرشتگان و سپس جدا کردن حق از باطل و بسد القای ذکر و دستورهای الهی به پیامبران به منظور اتمام حجت و انذار است. در این میان» تفسیر سوم از جهاتی درستتر به نظر میرسد.
فَٱلْفَٰرِقَٰتِ فَرْقًا﴿٤﴾
سوگند
در این که منظور از این سوگندهای سربسته که از مسائل مهمی خبر میدهد.ء چیست. سه تفسیر معروف وجود دارد: ۱- تمام این سوگندهای پنجگانه» اشاره به بادها و طوفانها است که نقش موّثری در بسیاری از مسائل جهان طبیعت دارند. بنابر این مفهوم آیات چنین میشود: سوگند به بادهایی که پشت سر هم میوزند و سوگند به طوفانهایی که به شدت حرکت میکنند و قسم به آنها که ابرها را میگسترانند و قطرات حیاتبخش باران را از لابهلای آنها روانة سرزمینهای خشک میکنند و سوگند به آنها که ابرها را بعد از ریزش باران میپراکنند و قسم به این بادها که با این برنامه انسانها را به یاد خدا میاندازند. ۲- تمام این سوگندهاء اشاره به فرشتگان آسمان است. معنای آیات یعنی: قسم به فرشتگانی که پی در پی به سوی انبیا فرستاده میشوند و قسم به آنها که همچون طوفان با سرعت تمام به دنبال ماموریت خود میروند و آنها که ایات کتب آسمانی را در برابر پیامبران می گسترانند و نشر میدهند و آنها که حق را با این عمل از باطل جدا میکنند و آنها که ذکر حق و دستورهای او را به انبیا القا میکنند. سوگند یکم و دومء ناظر به بادها و طوفانها است و سوگند سوم و چهارم و پنجم» ناظر به نشر آیات حق به وسیلةٌ فرشتگان و سپس جدا کردن حق از باطل و بسد القای ذکر و دستورهای الهی به پیامبران به منظور اتمام حجت و انذار است. در این میان» تفسیر سوم از جهاتی درستتر به نظر میرسد.
فَٱلْمُلْقِيَٰتِ ذِكْرًا﴿٥﴾
سوگند
در این که منظور از این سوگندهای سربسته که از مسائل مهمی خبر میدهد.ء چیست. سه تفسیر معروف وجود دارد: ۱- تمام این سوگندهای پنجگانه» اشاره به بادها و طوفانها است که نقش موّثری در بسیاری از مسائل جهان طبیعت دارند. بنابر این مفهوم آیات چنین میشود: سوگند به بادهایی که پشت سر هم میوزند و سوگند به طوفانهایی که به شدت حرکت میکنند و قسم به آنها که ابرها را میگسترانند و قطرات حیاتبخش باران را از لابهلای آنها روانة سرزمینهای خشک میکنند و سوگند به آنها که ابرها را بعد از ریزش باران میپراکنند و قسم به این بادها که با این برنامه انسانها را به یاد خدا میاندازند. ۲- تمام این سوگندهاء اشاره به فرشتگان آسمان است. معنای آیات یعنی: قسم به فرشتگانی که پی در پی به سوی انبیا فرستاده میشوند و قسم به آنها که همچون طوفان با سرعت تمام به دنبال ماموریت خود میروند و آنها که ایات کتب آسمانی را در برابر پیامبران می گسترانند و نشر میدهند و آنها که حق را با این عمل از باطل جدا میکنند و آنها که ذکر حق و دستورهای او را به انبیا القا میکنند. سوگند یکم و دومء ناظر به بادها و طوفانها است و سوگند سوم و چهارم و پنجم» ناظر به نشر آیات حق به وسیلةٌ فرشتگان و سپس جدا کردن حق از باطل و بسد القای ذکر و دستورهای الهی به پیامبران به منظور اتمام حجت و انذار است. در این میان» تفسیر سوم از جهاتی درستتر به نظر میرسد.
عُذْرًا أَوْ نُذْرًا﴿٦﴾
سوگند
در این که منظور از این سوگندهای سربسته که از مسائل مهمی خبر میدهد.ء چیست. سه تفسیر معروف وجود دارد: ۱- تمام این سوگندهای پنجگانه» اشاره به بادها و طوفانها است که نقش موّثری در بسیاری از مسائل جهان طبیعت دارند. بنابر این مفهوم آیات چنین میشود: سوگند به بادهایی که پشت سر هم میوزند و سوگند به طوفانهایی که به شدت حرکت میکنند و قسم به آنها که ابرها را میگسترانند و قطرات حیاتبخش باران را از لابهلای آنها روانة سرزمینهای خشک میکنند و سوگند به آنها که ابرها را بعد از ریزش باران میپراکنند و قسم به این بادها که با این برنامه انسانها را به یاد خدا میاندازند. ۲- تمام این سوگندهاء اشاره به فرشتگان آسمان است. معنای آیات یعنی: قسم به فرشتگانی که پی در پی به سوی انبیا فرستاده میشوند و قسم به آنها که همچون طوفان با سرعت تمام به دنبال ماموریت خود میروند و آنها که ایات کتب آسمانی را در برابر پیامبران می گسترانند و نشر میدهند و آنها که حق را با این عمل از باطل جدا میکنند و آنها که ذکر حق و دستورهای او را به انبیا القا میکنند. سوگند یکم و دومء ناظر به بادها و طوفانها است و سوگند سوم و چهارم و پنجم» ناظر به نشر آیات حق به وسیلةٌ فرشتگان و سپس جدا کردن حق از باطل و بسد القای ذکر و دستورهای الهی به پیامبران به منظور اتمام حجت و انذار است. در این میان» تفسیر سوم از جهاتی درستتر به نظر میرسد.
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَٰقِعٌ﴿٧﴾
77:7 · no commentary for this ayah
فَإِذَا ٱلنُّجُومُ طُمِسَتْ﴿٨﴾
77:8 · no commentary for this ayah
وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ فُرِجَتْ﴿٩﴾
77:9 · no commentary for this ayah
وَإِذَا ٱلْجِبَالُ نُسِفَتْ﴿١٠﴾
77:10 · no commentary for this ayah
وَإِذَا ٱلرُّسُلُ أُقِّتَتْ﴿١١﴾
تعیین وقت برای پیامبران
این آیه در ادامةٌ توضیح رستاخیز میافزاید: در آن زمان برای پیامبران تعیین وقت میشود که به نوبت بیایند و در بارة امت خود شهادت بدهند. در آَیةْ ۶ سورةٌ اعراف آمده است: «ما, هم از کسانی که رسولان به سوی آنها مبعوث شدند, سوّال میکنیم و هم از رسولان.» سپس میافزاید: «برای چه روزی شهادت این رسولان و گواهان آنها بر امتها به تخیر افتاده؟» و پاسخ میگوید: «برای روز جدایی.» این روزء روز جدایی حق از باطل, جدایی صفوف موّمنان از کافران و نیکوکاران از بدکاران و روز داوری مطلق حق در بارةٌ همگان است. این سوال و جواب برای بیان عظمت آن روز بزرگ است و چه تعبیر پرمعنی و گویایی از آن روز شده است: «روز جداییها».
لِأَىِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ﴿١٢﴾
77:12 · no commentary for this ayah
لِيَوْمِ ٱلْفَصْلِ﴿١٣﴾
77:13 · no commentary for this ayah
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا يَوْمُ ٱلْفَصْلِ﴿١٤﴾
77:14 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿١٥﴾
وای بر تکذیبکنندگان
«ویل» در مواردی گفته میشود که فرد یا افرادی به هلاکت بیفتند و معنی عذاب و بدبختی را میدهد و به گفتةٌ بعضی,» مفهومی شدیدتر از عذاب دارد. جمعی گفتهاند که ویل» چاه یا درهای در دوزخ است؛ ولی منظور آنان» معنای لغوی آن نیست؛ بلکه بیان نوعی مصداق است. این تعبیر در قرآن مجید در موارد زیادی از جمله در بارة کفارء مشرکان» دروغگویان» تکذیب کنندگان» گنهکاران» کمفروشان و نمازگزاران بیخبر به کار رفته است؛ ولی بیشترین مورد استعمال آن در قرآن مجیده تکذیبکنندگان است. در این سوره» جملةٌ «ویل یومئُذ للمکذبین» ده بار > **پانوشت صفحه (منابع):** > تکرار شده است.* > ۴ نمونه, چ۲۲, ص۴۰۲ > ۱- نمونه, چ۳۵, ص۳۹۱ ۲- پیشین» ص۳۹۷ ۳ پیشین» ص۴۰۱ > ۳ پیشین» ص۳۹۷ > ۳- پیشین. ص۴۰۱ > ۵/۸۰ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
أَلَمْ نُهْلِكِ ٱلْأَوَّلِينَ﴿١٦﴾
77:16 · no commentary for this ayah
ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ ٱلْـَٔاخِرِينَ﴿١٧﴾
77:17 · no commentary for this ayah
كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِٱلْمُجْرِمِينَ﴿١٨﴾
77:18 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿١٩﴾
77:19 · no commentary for this ayah
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّآءٍ مَّهِينٍ﴿٢٠﴾
77:20 · no commentary for this ayah
فَجَعَلْنَٰهُ فِى قَرَارٍ مَّكِينٍ﴿٢١﴾
77:21 · no commentary for this ayah
إِلَىٰ قَدَرٍ مَّعْلُومٍ﴿٢٢﴾
77:22 · no commentary for this ayah
فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ ٱلْقَٰدِرُونَ﴿٢٣﴾
77:23 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿٢٤﴾
77:24 · no commentary for this ayah
أَلَمْ نَجْعَلِ ٱلْأَرْضَ كِفَاتًا﴿٢٥﴾
زمین؛ مرکز اجتماع انسانها
در تفسیر این آیه کَفته اند: زمین قرارکاهی برای همة انسان هاست که زندگان را روی خود جمع میکند. تمام حوایج و نیازهایشان را در اختیارشان میگذارد و مردگان آنها را نیز در خود جا میدهد. تصور کنید اگر زمین آمادةٌ دفن مردگان نبودء عفونت و بیماریهای ناشی از آن» فاجعهای برای همةٌ زندگان به وجود میآورد. آری» زمین همچون مادری که فرزندان را دور خود جمع میکند و زیر بال و پر خویش قرار می دهد، انسان هارا روی خود جامی دهد، نوازش می کند، تغذیه می نماید، لباس می پوشاند، مسکن میدهد و همةٌ حوایجشان را تأمین میکند و مردگان آنها را نیز در دل خود نگاه میدارد و جذب میکند و آثار بد آنها را از بین میبرد. در روایتی آمده است که امیرالمژمنین علی(ع) هنگامی که از میدان صفین باز میگشت. نزدیک کوفه رسید. هنگامی که چشمان مبارکش به قبرستانی که بیرون دروازةٌ کوفه بود»ء افتاد»ء فرمود: «این مرکز اجتماع مردگان است.»؛ یعنی منزلگاههای آنهاست. سپس نگاهی به خانههای کوفه کرد و فرمود: «این هم مرکز اجتماع زندگان است.» آنگاه این آیه را تلاوت کرد؛ اشاره به این که فاصلةٌ زیادی میان منازل زندگان و مردگان وجود ندارد.
أَحْيَآءً وَأَمْوَٰتًا﴿٢٦﴾
77:26 · no commentary for this ayah
وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ شَٰمِخَٰتٍ وَأَسْقَيْنَٰكُم مَّآءً فُرَاتًا﴿٢٧﴾
77:27 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿٢٨﴾
77:28 · no commentary for this ayah
ٱنطَلِقُوٓا۟ إِلَىٰ مَا كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴿٢٩﴾
77:29 · no commentary for this ayah
ٱنطَلِقُوٓا۟ إِلَىٰ ظِلٍّ ذِى ثَلَٰثِ شُعَبٍ﴿٣٠﴾
جرقههایی مانند کاخ
در یه ۲۹ خواندیم که در قیامت به تکذیبکنندگان معاد خطاب میشود به سوی جهنمی که همیشه آن را انکار میکردید. روانه گردید. این آّیات به توضیح بیشتری در بارةٌ این عذاب پرداخته است. منظور از سایة سهشاخه, سایهای از دودهای خفهکنندةٌ آتش است که سه شاخه دارد؛ شاخهای از بالاسرء شاخهای از طرف راست و شاخهای از طرف چپ. به این ترتیب» این دود غلیظ مرگبار از هر طرف آنها را احاطه میکند و در کام خود فرو میبرد. آَیدٌ ۳۲ در توصیف دیگری از آتش سوزان جهنم میافزاید: «جرقههایی مانند یک کاخ عظیم از خود بیرون میدهد.»؛ نه همچون جرقههای آتش این دنیا که گاه به اندازة سر سوزنی بیش نیست. تعبیر به قصر و کاخ در اینجا تعبیر پرمعنایی است. شاید تصور شود که مناسبتر این بود که گفته شود جرقههایی همچون کوه؛ ولی نباید فراموش کرد که کوههاء همانگونه که در ید ۷ همین سوره نیز بدان اشاره شده» منبع انواع برکات است و سرچشمةٌ آب گوارا؛ اما قصرها و کاخهای ستمکاران» منشاً شعلههای سوزان و آتشهای شرربار است و باید در آن جهان با جرقههایی چون کاخهایشان بسوزند. در ید ۳۳ توصیف دیگری در بارةٌ شرارهها و جرقههای این آتش سوزان آمده است: «آنها همچون شترهایی زرد هستند.» در آَیةُ پیش؛ این جرقهها از نظر حجم به کاخ بزرگ تشبیه شده بود و در این آیه از نظر کفرت و رنگ و سرعت حرکت و پراکنده شدن به هر سوء به گروهی از شتران زرد رنگ تشبیه شده که به هر سو رواناند. جایی که جرقههای آتش چنین باشد» پیداست که خود آَن آتش سوزان چگونه است.
لَّا ظَلِيلٍ وَلَا يُغْنِى مِنَ ٱللَّهَبِ﴿٣١﴾
77:31 · no commentary for this ayah
إِنَّهَا تَرْمِى بِشَرَرٍ كَٱلْقَصْرِ﴿٣٢﴾
77:32 · no commentary for this ayah
كَأَنَّهُۥ جِمَٰلَتٌ صُفْرٌ﴿٣٣﴾
77:33 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿٣٤﴾
77:34 · no commentary for this ayah
هَٰذَا يَوْمُ لَا يَنطِقُونَ﴿٣٥﴾
روزی که مکذّبین سخن نمی گویند
قیامت» روزی است که تکذیبکنندگان نه اجازة سخن گفتن دارند و نه عذرخواهی و دفاع از خویشتن؛ چرا که همة حقایق در آنجا روشن است و چیزی برای گفتن ندارند. پرسش این است که ایا هول و وحشت عظیم قیامت سبب از کار افتادن زبان آنها میشود یا اصولا سخنی برای گفتن و عذرخواهی و حجتی برای بیان کردن ندارند یا زبانها به حکم خدا از کار میافتد و اعضای بدن در بارة اعمال انسان گواهی میدهند. ممکن است هر سه تفسیر در معنی یه جمع باشد؛ هر چند تفسیر سوم روشنتر به نظر میرسد. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که «خداوند. برتر وعادلتر و بزرگتر از آن است که بندهاش عذر موجهی داشته باشد و به او اجازةٌ عذرخواهی ندهد؛ بلکه آنها میج عذر موجهی ندارند که مطرح کنند.». > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج ۰۲۵ ص۴۱۱ > ۴ پیام قرآن» ج۵» ص ۱۱۰ ۵- نمونه ج ۰۲۵ ص۴۲۱ > ۱- نمونهء چ۲۵, ص۴۱۱ ۲ پیشین» ص۴۱۷ ۳ پیشین» ص ۴۲۱ > ۵- نمونه ج ۰۲۵ ص۴۲۱ > ٣- بیشین، ص ٢١م > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Payām-i Qurʾān.
وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ﴿٣٦﴾
77:36 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿٣٧﴾
77:37 · no commentary for this ayah
هَٰذَا يَوْمُ ٱلْفَصْلِ جَمَعْنَٰكُمْ وَٱلْأَوَّلِينَ﴿٣٨﴾
77:38 · no commentary for this ayah
فَإِن كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ﴿٣٩﴾
77:39 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿٤٠﴾
77:40 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى ظِلَٰلٍ وَعُيُونٍ﴿٤١﴾
77:41 · no commentary for this ayah
وَفَوَٰكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ﴿٤٢﴾
77:42 · no commentary for this ayah
كُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ هَنِيٓـًٔۢا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴿٤٣﴾
77:43 · no commentary for this ayah
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ﴿٤٤﴾
77:44 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿٤٥﴾
77:45 · no commentary for this ayah
كُلُوا۟ وَتَمَتَّعُوا۟ قَلِيلًا إِنَّكُم مُّجْرِمُونَ﴿٤٦﴾
77:46 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿٤٧﴾
77:47 · no commentary for this ayah
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱرْكَعُوا۟ لَا يَرْكَعُونَ﴿٤٨﴾
77:48 · no commentary for this ayah
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ﴿٤٩﴾
77:49 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ حَدِيثٍۭ بَعْدَهُۥ يُؤْمِنُونَ﴿٥٠﴾
77:50 · no commentary for this ayah