Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ﴿١﴾
شقالقمر
طبق روایات مشهوری که بعضی ادعای تواتر آن را نیز کردهانده مشرکان نزد رسول خدا(ص) آمدند و گفتند: اگر راست میگویی و تو پیامبر خدایی» ماه را برای ما دو پاره کن. فرمود: اگر این کار را کنم» ایمان میآورید؟ عرض کردند: آری. آن شب» شب چهاردهم ماه بود. پس پیامبر(ص) از پیشگاه پروردگار تقاضا کرد آنچه را خواستهاند به او بدهد و با انگشت خود به ماه اشاره کرد و ناگهان ماه دو پاره شد و پیامبر» مشرکان را یک یک صدا میزد و میفرمود: ببینید. در این که شقالقمر در مکه و قبل از هجرت پیامبر(ص) واقع شدهء در میان مفسران و راویان حدیث بحثی نیست. از برخی روایات استفاده میشود این امر نزدیک هجرت و در اواخر دوران مکه روی داده است؛ آن هم بنا به تقاضای حقیقتجویانی که از مدینه خدمت پیامبر(ص) آمدند و در عقبه با او بیمت کردند. همچنین در بعضی روایات میخوانیم که علت پیشنهاد شقالقمر به پیامبر(ص) این بود که میگفتند سحر و جادو در امور زمینی اثر میگذارد» ما میخواهیم مطمئن شویم که معجزات محمد(ص) سحر نیست. حتی جمعی از متعصبان لجوج بعد از دیدن این معجزهٌ بزرگ گفتند ما قبول نخواهیم کرد مگر این که کاروانهای شام و یمن فرا رسند و از آنها سوّال کنیم که آیا آنها هم در مسیر خود چنین چیزی را دیدهاند؛ اما هنگامی که مسافران گفتند دیدهایم» باز هم ایمان نیاوردند! البته این معجزةٌ بزرگ» همانند بسیاری از معجزات دیگرء در تواریخ و روایات ضعیف با خرافات آمیخته شده و چهرةٌ آن در نظر اندیشمندان دگرگونی یافته است؛ مانند فرود آمدن قطعهای از ماه به روی زمین؛ اما باید با دقت این خرافات را از آن جدا کرد تا چهرة اصلی معجزه لوث نشود. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۲۲. ص۵۶۲ > ۱- نمونه, چ۲۲, ص۵۶۲ ۲ نمونه ج ۲۳ ص ۵ ۳ پیشین» ص ۸و٩ > ۲ نمونه ج ۳۲۳ ص ۵ > ۲ پیشین» ص ۸ و ٩ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَإِن يَرَوْا۟ ءَايَةً يُعْرِضُوا۟ وَيَقُولُوا۟ سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ﴿٢﴾
54:2 · no commentary for this ayah
وَكَذَّبُوا۟ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ﴿٣﴾
54:3 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّنَ ٱلْأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ﴿٤﴾
54:4 · no commentary for this ayah
حِكْمَةٌۢ بَٰلِغَةٌ فَمَا تُغْنِ ٱلنُّذُرُ﴿٥﴾
54:5 · no commentary for this ayah
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍ نُّكُرٍ﴿٦﴾
54:6 · no commentary for this ayah
خُشَّعًا أَبْصَٰرُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ﴿٧﴾
54:7 · no commentary for this ayah
مُّهْطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ يَقُولُ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌ﴿٨﴾
54:8 · no commentary for this ayah
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا۟ عَبْدَنَا وَقَالُوا۟ مَجْنُونٌ وَٱزْدُجِرَ﴿٩﴾
54:9 · no commentary for this ayah
فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَغْلُوبٌ فَٱنتَصِرْ﴿١٠﴾
54:10 · no commentary for this ayah
فَفَتَحْنَآ أَبْوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٍ مُّنْهَمِرٍ﴿١١﴾
54:11 · no commentary for this ayah
وَفَجَّرْنَا ٱلْأَرْضَ عُيُونًا فَٱلْتَقَى ٱلْمَآءُ عَلَىٰٓ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ﴿١٢﴾
54:12 · no commentary for this ayah
وَحَمَلْنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَٰحٍ وَدُسُرٍ﴿١٣﴾
مرکبی از الواح و میخها
تعبیر قرآن در این آیه تعبیری جالب و پرمعناست؛ زیرا گفته که در میان آن طوفان عظیم و جهانی که همه چیز را در کام خود فرو برده بود» فرمان نجات نوح(ع) و یارانش را به یک مشت میخ و چوب سپردیم و آنها این وظیفه را به خوبی انجام دادند و این قدرتنمایی بزرگی است.
تَجْرِى بِأَعْيُنِنَا جَزَآءً لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴿١٤﴾
54:14 · no commentary for this ayah
وَلَقَد تَّرَكْنَٰهَآ ءَايَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ﴿١٥﴾
54:15 · no commentary for this ayah
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ﴿١٦﴾
54:16 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ﴿١٧﴾
قرآن را برای تذکر آسان کردیم
قرآن؛ آسانترین و بهترین و نزدیکترین راه برای انس با خدا در دل و بر لب است. آسانی قرآن به دلیل آشنایی پیام آن با دل و جان انسان است؛ نه ای ن که کتابی سبک و بیمغز باشد؛ چنان که در یه ۵ سورةٌ مزمل آمده است: «ما به زودی سخنی سنگین به تو القا خواهیم کرد.» قرآن کریم» قولی ثقیل و سنگین و پرمغز است؛ ولی در عین حال» به دلیل هماهنگی و آشنایی با فطرت انسان» فهمیدن آن و بهرهمندی از آن برای همگان آسان است. جمع بین این دو خصوصیت که هم ثقیل و سنگین و پرمحتوا باشد و هم آسان و روان و همهفهم» از ویژگیهای اعجاز قرآن است. وزین بودن» مستلزم دشوار بودن نیست؛ چنان که آسان بودن مستلزم سبکسری و تهیمغزی نیست و راز اجتماع دو صفت آسانی و وزین بودن این است که این دو صفت متقابل هم نیستند تا جمع آنها ممکن نباشد. در هر زمان که دل آمادهای با قرآن تماس یابده مجذوب آن میشود. در طول تاریخ اسلام» نمونههای عجیب و شگفتانگیزی از تأثیر عمیق قرآن در دلهای آماده دیده میشود که شاهد گویای این امر است. چه میتوان کرد هنگامی که نطفةٌ حیاتی یک بذر مرده باشد؛ اگر آن را در بهترین زمینها هم جای دهند و از آب کوثر و زیر نظر بهترین باغبانها آبیاریاش کنندء هرگز رشد نخواهد کرد و گل و گیاهی از آن نمیروید. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ﴿١٨﴾
54:18 · no commentary for this ayah
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِى يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ﴿١٩﴾
مبارکی و نحوست
در میان مردم معمول است که بعضی از روزها را مبارک و بعضی را شوم میشمرند؛ هر چند در تعیین آن اختلاف بسیار است. پرسش این است که این اعتقاد عمومی را اسلام تا چه حدود پذیرفته است. برای پاسخ به این سوّال باید به چند نکته توجه داشت: اولاً اصل این باور با عقل مخالف نیست؛ هرچند از نظر استدلال عقلی» راهی برای اثبات یا نفی چنین مطلبی در اختیار نداریم. همین اندازه میگوییم که چنین امری ممکن است؛ ولی از نظر عقل نمیتوان اثبات کرد. بنابر این اگر دلایل شرعی برای این معنا از طریق وحی که افقهای وسیعتری را روشن میکند. در دست داشته باشیم» قبول آن نه تنها بیمانع بلکه لازم است. ثانیاً در یات قرآن» در مواردی به مبارکی و نحس بودن ایام اشاره شده است. در احادیث نیز به روایات معتبری در این زمینه برخورد میکنیم. در بعضی از روایات میخوانیم که روز اول ماه» روز مبارکی است؛ زیرا آدم در آن روز آفریده شد. از اینگونه روایات استفاده میشود که تأثیر مرموزی گاهی در بعضی از ایام وجود دارد که ما از آن آگاهی نداریم. ثالثاً توجه به مبارکی و نحوست ایام, علاوه بر این که غالباً انسان را به یک سلسله حوادث تاریخی آموزنده ره مینماید» عاملی برای توجه و توسل به ساحت قدس الهی نیز هست و از اینرو در روایات متصددی میخوانیم که در روزهایی که نام نحس برآنها گذارده شده» میتوانید با دادن صدقه یا خواندن دعا و استمداد از لطف خدا و قرائّت بعضی از یات قرآن و توکل بر ذات پاک الهیء به دنبال کارها بروید و پیروز و موفق باشید.؟ در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم: «صدقه بده و هر روزی که خواستی [برای سفر و کسب روزی و..] خارج شو.» بنا بر آتچه گفته شد, نباید در این باره افراط کرد و به شایعات و خرافات گوش سپرد؛ بلکه اگر چیزی در حدیثی معتبر در این زمینه ثابت شودء باید پذیرفت؛ وگرنه با بیاعتنایی به گفتةٌ این و آن و با توکل به خدا و تلاش و جدیت باید به زندگی ادامه داد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۳ ص ۳۳ > ۴ پیشین» ص ۴۱ ۵ کافیء ج ۴. ص ۲۸۳ ۶- نمونه ج ۲۳ ص ۴۴ > ۲- تفسیر موضوعی» جچ۱ء ص ۳۵۵ > ۵ کافی, ج ۴ ص ۲۸۳ > ۳ نمونهء چ۲۳ ص ۳۶ > ۱-نمونه ج ۲۳ ص ۲۳ ۲- تفسیر موضوعیء جچ۱ء ص ۲۵۵ ۳ نمونه, چ۲۳. ص ۲۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Tafsīr-i Mawḍūʿī, al-Kāfī.
تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ﴿٢٠﴾
54:20 · no commentary for this ayah
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ﴿٢١﴾
54:21 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ﴿٢٢﴾
54:22 · no commentary for this ayah
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ﴿٢٣﴾
54:23 · no commentary for this ayah
فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرًا مِّنَّا وَٰحِدًا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًا لَّفِى ضَلَٰلٍ وَسُعُرٍ﴿٢٤﴾
54:24 · no commentary for this ayah
أَءُلْقِىَ ٱلذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنۢ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ﴿٢٥﴾
54:25 · no commentary for this ayah
سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ ٱلْكَذَّابُ ٱلْأَشِرُ﴿٢٦﴾
54:26 · no commentary for this ayah
إِنَّا مُرْسِلُوا۟ ٱلنَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَٱرْتَقِبْهُمْ وَٱصْطَبِرْ﴿٢٧﴾
54:27 · no commentary for this ayah
وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ ٱلْمَآءَ قِسْمَةٌۢ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ﴿٢٨﴾
54:28 · no commentary for this ayah
فَنَادَوْا۟ صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ﴿٢٩﴾
54:29 · no commentary for this ayah
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ﴿٣٠﴾
54:30 · no commentary for this ayah
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَٰحِدَةً فَكَانُوا۟ كَهَشِيمِ ٱلْمُحْتَظِرِ﴿٣١﴾
54:31 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ﴿٣٢﴾
54:32 · no commentary for this ayah
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍۭ بِٱلنُّذُرِ﴿٣٣﴾
54:33 · no commentary for this ayah
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ نَّجَّيْنَٰهُم بِسَحَرٍ﴿٣٤﴾
54:34 · no commentary for this ayah
نِّعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَٰلِكَ نَجْزِى مَن شَكَرَ﴿٣٥﴾
54:35 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا۟ بِٱلنُّذُرِ﴿٣٦﴾
54:36 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِۦ فَطَمَسْنَآ أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ﴿٣٧﴾
ما چشمانشان را نابینا کردیم
در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم: «... پس قوم لوط با او به عناد و زورآزمایی پرداختند تا آنکه داخل خانهاش شدند. جبرئیل به لوط بانگ زد: رهایشان کن. همین که داخل شدند, جبرئیل با انگشت خود اشارهای به آنان کرد؛ پس همةٌ آنها کور شدند.»! حتی گفته میشود که جای چشم آنها به کلی صاف و همانند صورتشان شد. میگویند: این که خداوند مجازات آنها را تا هنگام طلوع صبح به تأخیر انداخت» برای این بود که این حادثه در روز قبل صورت گرفت و به آنها مجال داد که یک شب دیگر را در بارة سرنوشت خود بیندیشند و نمونهای از عذاب الهی را در وجود آن نابینایان بدبخت ببینند؛ شاید بیدار شوند و توبه کنند؛ ولی افسوس که حتی - طبق روایتی - خود آن نابینایان نیز عبرت نگرفتند و هنگامی که دست به دیوارها گرفتند و به خانةٌ خود برگشتند» سوگند خوردند که فردا صبح یک نفر از خاندان لوط را زنده نخواهیم کَذاشت. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ﴿٣٨﴾
سقر
بعضی معتقدند که سقر نام تمام دوزخ نیست؛ بلکه بخش خاصی از دوزخ است که سوزندگی فوقالعاده عجیبی دارد. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «در جهنم درهای است به نام سقر که جایگاه متکبران است و هر گاه نَقّس بکشد. دوزخ را میسوزاند.»
فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ﴿٣٩﴾
همه چیز جهان روی حساب است
این آیه از حقیقتی که بر سراسر جهان هستی حاکم است» پرده بر میدارد و آن اندازهگیری دقیق در همة کائنات است. هر قدر دانش بشری پیشرفت میکند. آدمی بااین اندازه گیری آشناتر میشود. فضانوردان با محاسبات دقیق علمی موفق میشوند درست در همان منطقه از کرةٌ ماه که میخواستند» بنشینند؛ و با این که در فاصلةٌ حرکت آنها از زمین» ماه به دور خود گردیده و زمین نیز در لحظة پرتاب سفینه, هم به دور خود و هم به دور خورشید با سرعت فوقالعادهای در حرکت است؛ ولی چون همةٌ این حرکات» حساب و اندازةٌ دقیقی داردء فضانوردان در عملیات خود موفق میشوند. ستارهشناسان هم از دهها سال قبل» خسوف و کسوفهایی را که قرار است در زمین رخ دهدء پیشبینی میکنند. اینزها همه نشانة دقت در اندازهگیریهای جهان بزرگ است. در میان موجودات کوچک» مورچههای ریز با آن اندامهای پیچیده و رگها و اعصاب ظریف» خیرهکننده هستند. هنگامی که به موجودات کوچکتر یعنی جانداران ذرهبینی مثشل میکروبهاء ویروسها و آمیبها میرسیم» ظرافت این اندازهگیری اوج میگیرد و در آنجا حتی یکهزارم میلیمتر و کوچکتر از آن به حساب آمده است. از این فراتره هنگامی که وارد اتم میشویم» تمام این مقیاسهای اندازهگیری را باید کنار بگذاریم. آنجا اندازهها به قدری کوچک میشود که به فکر هیچ انسانی نمیگنجد. این اندازهگیریها تنها در کمّیتها نیست. کیفیتهای ترکیبی نیز دقیقاً از این اندازهگیری برخوردار است. نظامی که بر روح و روحیات انسان و امیال و غرایز او حاکم است نیز اندازهگیری دقیقی در مسیر خواستههای فردی و اجتماعی انسان دارد که اگر کمترین دگرگونی در آن رخ دهدء نظام زندگی فردی و اجتماعی او به هم میریزد. موجوداتی در عالم طبیعت هستند که آفت یکدیگرند و هر کدام ترمزی در برابر دیگری محسوب میشود. پرندگان شکاری از گوشت پرندگان کوچک تغذیه میکنند و از این که شمار آنها از حد بگذرد و تمام محصولات را آسیب برساننده جلوگیری میکنند و از اینرو عمر طولانی دارند؛ اما همین پرندگان شکاری بسیار کم تخم میگذارند و کم جوجه میآورند و تنها در شرایط خاصی زندگی میکنند. حال اگر بنا بود با این عمر طولانی جوجههای فراوانی هم بیاورندء نسل تمام پرندگان کوچک منقرض میگشت. این قصه» دامنةُ بسیار گستردهای در جهان حیوانات و گیاهان دارد که مطالعهٌ آَن انسان را به عمق «اا کل شیءٍ خلقناه بقدر» آشناتر میکند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۹ المیزان» چ۹ ص۸۵ > ۱- المیزان» چ۰۱۹ ص۸۵ ۲ نمونه, ج۲۳, ص۶۴ ۳ پیشین» ص ۷۶ > ۲- نمونه ج۲۳. ص۶۴ > ٣- پیشین، ص ع٧ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ﴿٤٠﴾
54:40 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ جَآءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ ٱلنُّذُرُ﴿٤١﴾
54:41 · no commentary for this ayah
كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ﴿٤٢﴾
54:42 · no commentary for this ayah
أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُو۟لَٰٓئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَآءَةٌ فِى ٱلزُّبُرِ﴿٤٣﴾
54:43 · no commentary for this ayah
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ﴿٤٤﴾
54:44 · no commentary for this ayah
سَيُهْزَمُ ٱلْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴿٤٥﴾
54:45 · no commentary for this ayah
بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَٱلسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ﴿٤٦﴾
54:46 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَٰلٍ وَسُعُرٍ﴿٤٧﴾
54:47 · no commentary for this ayah
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا۟ مَسَّ سَقَرَ﴿٤٨﴾
54:48 · no commentary for this ayah
إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْنَٰهُ بِقَدَرٍ﴿٤٩﴾
54:49 · no commentary for this ayah
وَمَآ أَمْرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٌ كَلَمْحٍۭ بِٱلْبَصَرِ﴿٥٠﴾
54:50 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَآ أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ﴿٥١﴾
54:51 · no commentary for this ayah
وَكُلُّ شَىْءٍ فَعَلُوهُ فِى ٱلزُّبُرِ﴿٥٢﴾
54:52 · no commentary for this ayah
وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُّسْتَطَرٌ﴿٥٣﴾
54:53 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍ وَنَهَرٍ﴿٥٤﴾
54:54 · no commentary for this ayah
فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍۭ﴿٥٥﴾
54:55 · no commentary for this ayah