Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴿١﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
أَن جَآءَهُ ٱلْأَعْمَىٰ﴿٢﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴿٣﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكْرَىٰٓ﴿٤﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
أَمَّا مَنِ ٱسْتَغْنَىٰ﴿٥﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
فَأَنتَ لَهُۥ تَصَدَّىٰ﴿٦﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ﴿٧﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
وَأَمَّا مَن جَآءَكَ يَسْعَىٰ﴿٨﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
وَهُوَ يَخْشَىٰ﴿٩﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ﴿١٠﴾
چهره درهم کشید و روی برتافت!
این آیات به اجمال نشان میدهد که خداوند کسی را به این خاطر مورد عتاب قرار داده که فرد یا افراد ثروتمندی را بر نابینای حقطلبی مقدم داشته است. در این که شخص مورد عتاب کیست. اختلاف نظر است. هر چند برخی از مفسران؛ طبق شأن نزولی» این شخص را پیامبر میدانند و بیان میکنند آن حضرت بر مسلمانی که برای کسب معرفت نزد آن جناب آمده بوده چهره در هم کشید و رو ترش کرد. در مقابل این نظر از امام صادق(ع) روایت شده که «این آیات در بارةٌ مردی از بنیامیه نازل شده که نزد پیامبر(ص) نشسته بود. در همان حال, «عبداللّ بن ام مکتوم» - که مردی نابینا و فقیر بود -وارد شد. هنگامی که چشم آن شخص به عبدالل افتاد» خود را چنان جمع کرد که انگار میترسید به فقر او آلوده شود و قیافه درهم کشیده, صورت خود را برگردانید. خداوند در این آیات, عمل او را نقل کرده و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.» این آّیات» بیانگر این واقعیت است که اسلام و قرآن اهمیت و احترام خاصی برای پویندگان راه حق به ویژه از طبقات مستضعف قائل است و به عکس» موضع تند و خشنی در برابر آتها که بر اثر وفور نعمت الهی» مست و مغرور شدهاند. دارد؛ تا آنجا که راضی نمیشود به خاطر پرداختن به آنان» کمترین رنجشی در این قشر حقطلب پیدا شود؛ چرا که همیشه گروه مستضعفء» پشتیبان مخلص اسلام و فریادرس پیشوایان بزرگ دین در مشکلات و ایثارگر میدانهای نبرد و شهادت بودهاند. امیرالموْمنین(ع) در فرمان مصروف خود به مالک اشتر میفرماید: «ستون دین و انبوهی مسالمانان و مهیّا شدگان در برابر دشمنانء عامَةٌ مردماند. پس باید توجه و میل تو به ایشان افزونتر باشد.»
كَلَّآ إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ﴿١١﴾
80:11 · no commentary for this ayah
فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴿١٢﴾
80:12 · no commentary for this ayah
فِى صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ﴿١٣﴾
80:13 · no commentary for this ayah
مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍۭ﴿١٤﴾
80:14 · no commentary for this ayah
بِأَيْدِى سَفَرَةٍ﴿١٥﴾
80:15 · no commentary for this ayah
كِرَامٍۭ بَرَرَةٍ﴿١٦﴾
80:16 · no commentary for this ayah
قُتِلَ ٱلْإِنسَٰنُ مَآ أَكْفَرَهُۥ﴿١٧﴾
80:17 · no commentary for this ayah
مِنْ أَىِّ شَىْءٍ خَلَقَهُۥ﴿١٨﴾
80:18 · no commentary for this ayah
مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُۥ فَقَدَّرَهُۥ﴿١٩﴾
80:19 · no commentary for this ayah
ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴿٢٠﴾
80:20 · no commentary for this ayah
ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقْبَرَهُۥ﴿٢١﴾
80:21 · no commentary for this ayah
ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴿٢٢﴾
80:22 · no commentary for this ayah
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَآ أَمَرَهُۥ﴿٢٣﴾
80:23 · no commentary for this ayah
فَلْيَنظُرِ ٱلْإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ﴿٢٤﴾
انسان باید به غذای خود بنگرد
روشن است که منظور از نگاه کردن در این آیهء تماشای ظاهری نیست؛ بلکه به معنای دقت و اندیشه در ساختمان این مواد غذایی و اجزای حیاتبخش آن و تأثیرات شگرفی که در وجود انسان دارد و سپس اندیشه در خالق آنهاست. آری» نزدیکترین اشیای خارجی به انسان» غذای اوست که با یک دگرگونیء جزء بافت وجود او میشود و اگر به او نرسدء به زودی راه مرگ را پیش میگیرد. به همین دلیل» قرآن از میان تمام موجودات» روی مواد غذایی» آن هم موادّی که از طریق گیاهان و درختان عاید اسان میشودء تکیه کرده است. در بعضی از روایات که از معصومین(ع) نقل شده» میخوانیم که منظور از غذا در اینجا علم و دانش است که غذای روح انسان است و او باید بنگرد که آن را از چه کسی میگیرد. البته معنای ظاهری آیه همان غذاهای جسمانی است که در آیات بعد تشریح شده؛ ولی از آن رو که انسان ترکیبی از روح و جسم است» همانگونه که جسم او به غذای مادی نیاز دارده روح او نیز به غذای روحانی محتاج است و جایی که انسان باید به غذای جسمانیاش دقیق شود و سرچشمة آن را که باران حیاتبخش است بشناسدء باید در غذای روحانی خود نیز دقت به خرج دهد که از طریق باران وحی بر سرزمین قلب پاک پیامبر(ص) نازل میگردد و در سینههای معصومان(ع) ذخیره میشود و همچون چشمههای جوشانی در صفحات قلوب جاری میگردد و انواع میوههای لذتبخش ایمان و تقوی و فضایل اخلاقی را پرورش میدهد. انسان باید بنگرد که مبادا از سرچشمة آلودهای تغذیه شود و روح و جان او بیمار و نابود شود. عجیب اینکه بعضی از مردم در غذای جسم بسیار سختگیر و موشکافاند؛ ولی برای غذای روحشان هیچ قید و شرطی قائل نیستند. در روایتی از امام حسن مجتبی(ع) میخوانیم: «متعجیم از آنها که به غذای جسم خود میاندیشند؛ اما در غذای روح دقت نمیکنند. خوراک زیانبار را از شکم دور نگه میدارند؛ اما قلب را با مطالب هلاککننده آکنده میکنند.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج ۲۶ ص ۱۴۴ ۴ پیشین» ص ۱۶۲ > ۳ نمونه, ج ۰۲۶ ص ۱۴۴ > ۱- نمونه ج ۲۶ ص ۱۲۱ ۲- پیشین» ص ۱۲۳ و المیزان» ج ۲۰ ص ۲۲۲ > ۴- پیشین» ص ۱۶۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
أَنَّا صَبَبْنَا ٱلْمَآءَ صَبًّا﴿٢٥﴾
80:25 · no commentary for this ayah
ثُمَّ شَقَقْنَا ٱلْأَرْضَ شَقًّا﴿٢٦﴾
80:26 · no commentary for this ayah
فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا حَبًّا﴿٢٧﴾
80:27 · no commentary for this ayah
وَعِنَبًا وَقَضْبًا﴿٢٨﴾
80:28 · no commentary for this ayah
وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا﴿٢٩﴾
80:29 · no commentary for this ayah
وَحَدَآئِقَ غُلْبًا﴿٣٠﴾
80:30 · no commentary for this ayah
وَفَٰكِهَةً وَأَبًّا﴿٣١﴾
80:31 · no commentary for this ayah
مَّتَٰعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَٰمِكُمْ﴿٣٢﴾
80:32 · no commentary for this ayah
فَإِذَا جَآءَتِ ٱلصَّآخَّةُ﴿٣٣﴾
80:33 · no commentary for this ayah
يَوْمَ يَفِرُّ ٱلْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ﴿٣٤﴾
80:34 · no commentary for this ayah
وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴿٣٥﴾
80:35 · no commentary for this ayah
وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴿٣٦﴾
80:36 · no commentary for this ayah
لِكُلِّ ٱمْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ﴿٣٧﴾
80:37 · no commentary for this ayah
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ﴿٣٨﴾
80:38 · no commentary for this ayah
ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ﴿٣٩﴾
80:39 · no commentary for this ayah
وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ﴿٤٠﴾
80:40 · no commentary for this ayah
تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ﴿٤١﴾
80:41 · no commentary for this ayah
أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْكَفَرَةُ ٱلْفَجَرَةُ﴿٤٢﴾
80:42 · no commentary for this ayah