Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
نٓ وَٱلْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ﴿١﴾
68:1 · no commentary for this ayah
مَآ أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ﴿٢﴾
68:2 · no commentary for this ayah
وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ﴿٣﴾
68:3 · no commentary for this ayah
وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ﴿٤﴾
رسول اکرم(ص)؛ صاحب اخلاق برجسته
برای موفقیت پیامبر(ص) در انجام رسالتاش عوامل متعددی را میتوان مطرح کرد که یکی از مهمترین آنها جاذبة اخلاقی پیامبر(ص) بود. صفات عالی انسانی و مکارم اخلاق چنان در او جمع بود که دشمنان سرسخت را تحت تأثیر قرار میداد و به تسلیم وا میداشت و دوستان را سخت مجذوب میکرد؛ بلکه اگر این را معجزهٌ اخلاقی پیامبر(ص) بنامیم» اغراق نکردهایم. در بارةٌ اخلاق نیکوی پیامبر(ص) و گذشت و مهربانی و ایثار و تقوای آن حضرت, داستانهای زیادی نقل شده است. در حدیثی از امام حسین(ع) آمده که از پدرم امیرالموّمنین علی(ع) در بارة ویژگیهای زندگی پیامبر(ص) و اخلاق او سوّال کردم و پدرم مشروحاً به من پاسخ فرمود. در بخشی از پاسخ امام آمده است: «پیامبر(ص) با همنشینانش دائماً خوشروء خندان و ملایم بود. هرگز خشن و سنگدل و پرخاشگر و بدزبان و عیبجو و چاپلوس نبود. هیچکس از او مأیوس نمیشد و هر کس به در خانةٌ او میآمد. نومید باز نمیگشت. خود را از سه چیز [ناپسند] آزاد کرده بود: مجادله در سخن, پرگویی و دخالت در کاری که به او مربوط نبود. سه کار رابا مردم نمیکرد: کسی را مذمت و سرزنش نمیکرد و لغزشها و عیوب پنهانی مردم را جستوجو نمیکرد و هرگز سخن نمیگفت مگر در مورد اموری که ثواب الهی را امید داشت... هرگاه فرد غریب و ناآگاهی با خشونت سخن میگفت و چیزی میخواست» تحمل میکرد و به یارانش میفرمود: «هر کسی را دیدید که حاجتی دارد به او عطا کنید.» هرگز کلام کسی را قطع نمیکرد تا سخنش پایان یاید.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۴ ص ۳۵۸ ۲ المیزان» ج ۰۱۹ ص ۳۸۳ ۳ نمونه ج ۲۴ ص ۳۷۷ > ۲ المیزان» ج ۰۱۹ ص ۳۸۳ > ۳ نمونه ج ۰۲۴ ص ۳۷۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ﴿٥﴾
68:5 · no commentary for this ayah
بِأَييِّكُمُ ٱلْمَفْتُونُ﴿٦﴾
68:6 · no commentary for this ayah
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَ﴿٧﴾
68:7 · no commentary for this ayah
فَلَا تُطِعِ ٱلْمُكَذِّبِينَ﴿٨﴾
68:8 · no commentary for this ayah
وَدُّوا۟ لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ﴿٩﴾
68:9 · no commentary for this ayah
وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ﴿١٠﴾
68:10 · no commentary for this ayah
هَمَّازٍ مَّشَّآءٍۭ بِنَمِيمٍ﴿١١﴾
68:11 · no commentary for this ayah
مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ﴿١٢﴾
68:12 · no commentary for this ayah
عُتُلٍّۭ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ﴿١٣﴾
68:13 · no commentary for this ayah
أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ﴿١٤﴾
68:14 · no commentary for this ayah
إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ﴿١٥﴾
68:15 · no commentary for this ayah
سَنَسِمُهُۥ عَلَى ٱلْخُرْطُومِ﴿١٦﴾
68:16 · no commentary for this ayah
إِنَّا بَلَوْنَٰهُمْ كَمَا بَلَوْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا۟ لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ﴿١٧﴾
۳ انحصارطلبی؛ بلای بزرگ ثروتمندان
انسان خواه ناخواه به مال دنیا علاقه دارد؛ چرا که گذران زندگی او به وسیلةٌ آن است و این علاقه در حد اعتدال مذموم نیست. مهم این است که نیازمندان را هم در اموال خود سهیم کند و نه تنها حقوق واجب الهی را بپردازد. از انفاقهای مستحب نیز خودداری نکند؛ به ویژه در مورد باغ و زراعت در روایات اسلامی دستور داده شده که به نیازمندان حاضر سهمی بدهند (انعام - ۱۴۱). اما هنگامی که علاقه به مال و ثروت در شکل افراطی و انحرافی ظاهر شودء صورت انحصارطلبی به خود میگیرد. حتی گاهی آدمی بیآن که خود به چیزی نیاز داشته باشد» دوست دارد دیگران از آن محروم باشند. به تعبیر دیگرء از انتحصار مواهب لذت میبرد و این بلای بزرگی است که امروزه هم در جوامع انسانی نمونههای بسیار دارد و میتوان آن را نوعی بیماری خطرناک شمرد. داستان «اصحابالجنة» (صاحبان باغ) که در این آیات آمده» ترسیم روشنی از روحیةٌ انحصارطلبی گروهی از ثروتمندان است که دست به دست هم میدهند و برای محروم کردن نیازمندان نقشه میکشند و دور از چشم آنها به برداشتن محصول و استفادههای کلان میپردازند. بسا اما که نالةٌ این محرومان به صاعقههای سوزانی تبدیل میگردد و خرمن زندگی ثروتمندان انحصارطلب را به آتش میکشد و بسیار دیده شده که این صاعقهها در شکل انقلابها ظاهر میشود و ثروتمندان» آنچه را که باور نمیکردندء با چشم خود میبینند. فریادشان به آسمان بلند میشود و دم از توبه و جبران خطاهای گذشته میزنند؛ اما کار از کار گذشته است. نکتةٌ دیگر این که از این داستان به روشنی استفاده میشود که میان گناه و قطع روزی رابطةٌ نزدیکی وجود دارد. در حدیثی از امام باقر(ع) میخوانیم: «گاه انسان گناه میکند. در نتیجه روزی او قطع میشود.» سپس امام(ع) آّیات ۱۷ تا ۱۹ همین سوره را تلاوت میکند. در روایتی میخوانیم که به ابن عباس گفته شد: گروهی از این امت به غلط خیال میکنند که انسان گناه میکند و همین سبب میشود که از رزق و روزی محروم شود. ابن عباس گفت: «قسم به خدایی که جز او خدایی نیستء این مطلب در قرآن از خورشید درخشان» نورانیتر است و خدا از آن در سور قلم یاد کرده است.» سپس داستان صاحبان باغستان را تشریح کرد. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَلَا يَسْتَثْنُونَ﴿١٨﴾
68:18 · no commentary for this ayah
فَطَافَ عَلَيْهَا طَآئِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَآئِمُونَ﴿١٩﴾
68:19 · no commentary for this ayah
فَأَصْبَحَتْ كَٱلصَّرِيمِ﴿٢٠﴾
68:20 · no commentary for this ayah
فَتَنَادَوْا۟ مُصْبِحِينَ﴿٢١﴾
68:21 · no commentary for this ayah
أَنِ ٱغْدُوا۟ عَلَىٰ حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰرِمِينَ﴿٢٢﴾
روزی که به سجده دعوت میشوند؛ اما نمیتوانند
جملةٌ «یْکُسَفاٌ عَن ساق» (ساقها برهنه میشود) به گفتةٌ جمعی از مفسران» کنایه از شدت و هول و وحشت و وخامت کار است؛ زیرا در میان عرب معمول بوده که هنگامی که در برابر کار مشکلی قرار میگرفتندء دامن به کمر میزدند و ساق پاهایشان را برهنه میکردند. سپس میفرماید: در آن روز که همگان به سجده و خضوع در برابر پروردگار دعوت میشوند موّمنان به سجده میافتند؛ ولی مجرمان قدرت سجده ندارند؛ زیرا روحیات زشتی که در وجود آنها در دنیا راسخ شده بودء در آن روز بروز میکند و مانع میشود که در برابر ذات پاک خدا کمر خم کنند. در اینجا این پرسش پیش میآید که اگر روز قیامت» روز تکلیف نیستء» پس دعوت به سجده رفتن برای چیست. در روایتی از امام رضا(ع) پاسخ این پرسش را چنین میخوانیم: «در قیامت, حجابی از نور الهی برداشته میشود و موّمنان به خاطر عظمت آن به سجده میافتند؛ ولی پشت منافقان چنان خشک میشود که قدرت بر سجده ندارند.» به تعبیر دیگرء در آن روز» عظمت خدا آشکار میگردد. این عظمتء موّمنان را به سجده دعوت میکند و آنها به سجده میافتند؛ ولی کافران از این سعادت محروماند.؟ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱-نمونه ج ۲۴ ص ۴۰۴ ۲ المیزان» چ۱۹, ص ۳۹۴ ۳ نمونه ج ۲۴ ص ۴۱۳ > ۲ المیزان» ج۰۱۹ ص ۳۹۴ > ۳ نمونه ج ۰۲۴ ص ۴۱۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
فَٱنطَلَقُوا۟ وَهُمْ يَتَخَٰفَتُونَ﴿٢٣﴾
68:23 · no commentary for this ayah
أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا ٱلْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ﴿٢٤﴾
68:24 · no commentary for this ayah
وَغَدَوْا۟ عَلَىٰ حَرْدٍ قَٰدِرِينَ﴿٢٥﴾
68:25 · no commentary for this ayah
فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوٓا۟ إِنَّا لَضَآلُّونَ﴿٢٦﴾
68:26 · no commentary for this ayah
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ﴿٢٧﴾
68:27 · no commentary for this ayah
قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ﴿٢٨﴾
68:28 · no commentary for this ayah
قَالُوا۟ سُبْحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴿٢٩﴾
68:29 · no commentary for this ayah
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَلَٰوَمُونَ﴿٣٠﴾
68:30 · no commentary for this ayah
قَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴿٣١﴾
68:31 · no commentary for this ayah
عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴿٣٢﴾
68:32 · no commentary for this ayah
كَذَٰلِكَ ٱلْعَذَابُ وَلَعَذَابُ ٱلْـَٔاخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ﴿٣٣﴾
68:33 · no commentary for this ayah
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ﴿٣٤﴾
68:34 · no commentary for this ayah
أَفَنَجْعَلُ ٱلْمُسْلِمِينَ كَٱلْمُجْرِمِينَ﴿٣٥﴾
68:35 · no commentary for this ayah
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ﴿٣٦﴾
68:36 · no commentary for this ayah
أَمْ لَكُمْ كِتَٰبٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ﴿٣٧﴾
68:37 · no commentary for this ayah
إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُونَ﴿٣٨﴾
68:38 · no commentary for this ayah
أَمْ لَكُمْ أَيْمَٰنٌ عَلَيْنَا بَٰلِغَةٌ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ﴿٣٩﴾
68:39 · no commentary for this ayah
سَلْهُمْ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ﴿٤٠﴾
68:40 · no commentary for this ayah
أَمْ لَهُمْ شُرَكَآءُ فَلْيَأْتُوا۟ بِشُرَكَآئِهِمْ إِن كَانُوا۟ صَٰدِقِينَ﴿٤١﴾
68:41 · no commentary for this ayah
يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ﴿٤٢﴾
68:42 · no commentary for this ayah
خَٰشِعَةً أَبْصَٰرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا۟ يُدْعَوْنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمْ سَٰلِمُونَ﴿٤٣﴾
68:43 · no commentary for this ayah
فَذَرْنِى وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ﴿٤٤﴾
68:44 · no commentary for this ayah
وَأُمْلِى لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ﴿٤٥﴾
68:45 · no commentary for this ayah
أَمْ تَسْـَٔلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ﴿٤٦﴾
68:46 · no commentary for this ayah
أَمْ عِندَهُمُ ٱلْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ﴿٤٧﴾
68:47 · no commentary for this ayah
فَٱصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌ﴿٤٨﴾
68:48 · no commentary for this ayah
لَّوْلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ﴿٤٩﴾
68:49 · no commentary for this ayah
فَٱجْتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴿٥٠﴾
68:50 · no commentary for this ayah
وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَٰرِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا۟ ٱلذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجْنُونٌ﴿٥١﴾
( آیا چشم زدن واقعیت دارد؟
بسیاری از مردم معتقدند که در بعضی از چشمها اثر مخصوصی است که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرنده ممکن است آن را از بین ببرند یا درهم بشکنندء و انسان را بیمار یا دیوانه کنند. این پاور از نظر عقلی امر محالی نیست. امروزه بسیاری از دانشمندان معتقدند که در بعضی از چشمها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده که کارایی زیادی دارد و حتی با تمرین و ممارست میتوان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی, از طریق همین نیروی مغناطیسی چشمها انجامشدنی است. در دنیایی که اشعةٌ لیزر که نامرئی است» میتواند کاری کند که از هیچ سلاح مخرب دیگری ساخته نیستء پذیرش وجود نیرویی در بعضی از چشمها که از طریق امواج مخصوصی در طرف مقابل اثر بگذارده چیز عجیبی نیست. بسیاری نقل میکنند که با چشم خود افرادی را دیدهاند که دارای این نیروی مرموز چشم بودهاند و افراد یا حیوانات یا اشیائی را از طریق چشم زدن از کار انداختهاند. پس نه تنها نباید اصراری در انکار این امور داشت بلکه باید امکان وجود آن را از نظر عقل و علم نیز پذیرفت. در روایات اسلامی نیز تعبیرات گوناگونی دیده میشود که وجود چنین امری را تأیید میکند. در حدیثی میخوانیم که اسماء بنت عمیس خدمت پیامبر(ص) عرض کرد که گاه فرزندان جعفر (شوهرش) چشم میزنند؛ آیا رُقیهای برای آنها بگیریم؟ (منظور از رقیه» دعایی است که مینویسند و افراد برای جلوگیری از چشم زخم با خود نگه میدارند. آن را تعویذ نیز میگویند) پیامبر(ص) فرمود: «آری» مانعی ندارد. اگر چیزی میتوانست بر قضا و قدر پیشی گیرد. چشم زدن بود.» در حدیث دیگری از امیرالموّمنین(ع) آمده است که پیامبر برای امام حسن(ع) و امام حسین(ع) رقیه گرفت و این دعا را خواند: «َعیذْکُما بِکلِماتٍ التَامَة و آسماءالله الحُستی کلها عامّة من شر السَامّة و الهامَة و من شرٌ کُلٌ غین لامَة و من شَرّ حاسِدٍ (ذا حَسد.»؛ یعنی: «شما را میسپارم به تمام کلمات و اسمای حسنای خداوند از شر مرک و حیوانات موذی و هر چشم بد و حسود آنگاه که حسد ورزد.» سپس پیامبر(ص) نگاهی به ما کرد و فرمود: «حضرت ابراهیم(ع) اینچنین برای اسماعیل و اسحاق(ع) تعویذ کرد.» از امام علی(ع) نیز روایت شده است: «چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.» ذکر این نکته لازم است که هیچ مانعی ندارد که این دعاها و توسلها به فرمان خداوند» جلوی تأثیر نیروی مرموز مغناطیسی چشمها را بگیرد؛ همانگونه که دعاها بر بسیاری از عوامل مخرب دیگر اثر میگذارد و آنها را به فرمان خدا خنئی میکند. این نیز سزاوار یادآوری است که قبول تأثیر چشم زخم به این معنا نیست که به کارهای خرافی و اعمال عوامانه در این گونه موارد پناه برده شود که هم بر خلاف دستور شرع است و هم سبب شک و تردید افراد ناآگاه به اصل موضوع میشود؛ همانگونه که آلوده شدن بسیاری از حقایق با خرافات, این تأثیر نامطلوب را در اذهان گذارده است.
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَٰلَمِينَ﴿٥٢﴾
68:52 · no commentary for this ayah