39 · Makkī

الزمر

Az-Zumar·The Groups

✦ memorize this sūrah

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

  1. تَنزِيلُ ٱلْكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَكِيمِ﴿١﴾

    39:1 · no commentary for this ayah

  2. إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ فَٱعْبُدِ ٱللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ ٱلدِّينَ﴿٢﴾

    39:2 · no commentary for this ayah

  3. أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلْخَالِصُ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلْفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِى مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى مَنْ هُوَ كَٰذِبٌ كَفَّارٌ﴿٣﴾

    دین خالص از آن خداست

    منظور از دین در این آیه - و آَیةٌ پیش - «عبادت» است و معنای آن خداست.)* نمی یذیرد؛ جه در عبادت خدا شخص دیکَری را هم شریک کند، جه شخص دیکَری را به تنهایی بپرستد. در روایتی نقل شده که مردی به پیامبر اکرم عرض کرد: ای پیامبر خداء ما اموالمان را می‌دهیم تانام نیکی به دست أوریم؛ أیا برای این کار پاداشی داریم؟ پیامبر(ص) فرمود: «خداوند جزاز کسی که او را خالصانه عبادت کند. چیزی نمی‌پذیرد.» سپس این آیه را تلاوت کرد: «آگاه باشید که دین خالص از آن خداست.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- قاموس قرآن» ج ۰۶ ص۱۳۷ ۲- نمونهء ج ۱۹ ص ۳۵۲ ۳ پیشین» ص ۳۵۹ > ۴ المیزان» ج ۰۱۷ ص ۲۳۳ و ۲۴۵ > ۲ نمونهء ج ۰۱۹ ص ۳۵۲ > ۳ پیشین» ص ۲۳۵۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  4. لَّوْ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا لَّٱصْطَفَىٰ مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ سُبْحَٰنَهُۥ هُوَ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ﴿٤﴾

    39:4 · no commentary for this ayah

  5. خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ يُكَوِّرُ ٱلَّيْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى أَلَا هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّٰرُ﴿٥﴾

    39:5 · no commentary for this ayah

  6. خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍ فِى ظُلُمَٰتٍ ثَلَٰثٍ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ﴿٦﴾

    هشست زوج از چهارپایان و سه تاریکی

    منظور از هشت زوج, شتر نر و ماده» گوسفند نر و ماد بز نر و ماده و گاو نر و ماده است و از آن‌رو که در عربی کلمة زوج به هر یک از دو جنس نر و ماده گفته می‌شودء مجموعا ۸ زوج می‌شود. تعبیر «ظلمات ثلاث»» اشاره به ظلمت شکم مادرء ظلمت رحم و ظلمت مشیمه (کیسةٌ مخصوص جنین) است؛ سه پردةٌ ضخیم که بر روی جنین کشیده شده است. صورتگران معمولی باید در مقابل نور و روشنایی کامل صورتگری کنند؛ اما آفریدگار انسان در آن ظلمتگاه عجیب چنان نقش بر آب می‌زند و صورتگری می‌کند که پس از ولادت همه مجذوب تماشای آن می‌شوند و نیز در جایی که هیچ دسترسی از ناحیةٌ هیچ کس به آن نیست» رزق و روزی‌اش را که برای پرورش و رشد سریع سخت به آن نیازمند استء به طور مداوم به او می‌رساند. آری» جنین, از عجیب‌ترین و ظریف‌ترین چهره‌های آفرینش پروردگار است؛ چنان که علم جنین‌شناسی» یک‌دورةٌ کامل خداشناسی محسوب می‌شود و کمتر کسی است که ریزه‌کاری‌های این مرحله را مطالعه کند و زبان به ستایش آفرینندة آن نگشاید.

  7. إِن تَكْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا۟ يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴿٧﴾

    39:7 · no commentary for this ayah

  8. وَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَٰنَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُۥ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُۥ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِىَ مَا كَانَ يَدْعُوٓا۟ إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِۦ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلنَّارِ﴿٨﴾

    39:8 · no commentary for this ayah

  9. أَمَّنْ هُوَ قَٰنِتٌ ءَانَآءَ ٱلَّيْلِ سَاجِدًا وَقَآئِمًا يَحْذَرُ ٱلْـَٔاخِرَةَ وَيَرْجُوا۟ رَحْمَةَ رَبِّهِۦ قُلْ هَلْ يَسْتَوِى ٱلَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ﴿٩﴾

    ‏ آیا کسانی که می‌دانندء با کسانی که نمی‌دانندء برابرند؟

    گرچه این سوّال گسترده و مقایسه‌ای آشکار میان آگاهان و ناآگاهان استء نظر به این که پیشتر سوّال دیگری در مورد نابرابری مشرکان با مومنان شب زنده‌دار مطرح شده» این سوال هم به همین نکته اشاره می‌کند؛ یعنی یا کسانی که می دانند آن مشرکان لجوج و کوردل با این موّمنان پاک و روشن‌ضمیر و مخلص نابرابرنده با کسانی که از این واقعیت روشن آگاه نیستند» مساوی‌اند؟ به هر حال» این جمله جزء شعارهای اساسی اسلام است که عظمت مقام علم و عالمان را در برابر جاهلان روشن می‌کند. بر خلاف آنچه بی‌خبران می‌پندارند و مذهب را عامل تخدیر می‌شمرند.ء مهم‌ترین دعوت انبیاء دعوت به سوی علم و دانش بوده است. علاوه بر یات قرآن» در روایات نیز تعبیراتی دیده می‌شود که والاتر از آَنْ در اهمیت علم تصور نمی‌شود. در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) می‌خوانیم: «زندگی جز برای دو کس فایده‌ای ندارد: عالمی که از او پیروی گردد و دانش‌طلبی که به سخن دانشمندی گوش دهد.» در روایتی از امام صادق(ع) در تفسیر این آیه می‌خوانیم: «کسانی که می‌دانند. ما (اهل بیت) هستیم و کسانی که نمی‌دانند. دشمنان ما هستند و خردمندان, شیمیان ما هستند» ابته روشن است که این تفسیرء بیان مصداق‌های واضح آیه است و عمومیت مفهوم یه را نفی نمی‌کند.

  10. قُلْ يَٰعِبَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا۟ فِى هَٰذِهِ ٱلدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّٰبِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ﴿١٠﴾

    زمین وسیع خدا

    این تعبیر» پاسخی به بهانه جویان سست اراده است که می‌گفتند ما در سرزمین مکه به خاطر سیطرهٌ حکومت مشرکان قادر به انجام وظایف الهی خود نیستیم. قرآن می‌گوید که سرزمین خدا محدود به مکه نیست. دنبا پهناور است. بنابر این» از مراکز آلوده به کفر و خفقان که مانع آزادی و انجام وظایف شماستء به جای دیگر نقل مکان کنید. هجرت» یکی از مهم‌ترین راهکارهایی است که نه تنها در آغاز اسلام» اساسی‌ترین نقش را در پیروزی حکومت اسلامی ایفا کرد و به همین دلیل, سرآغاز تاریخ اسلامی شدء بلکه در هر زمان دیگر نیز از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است که هم موّمنان را از تسلیم در برابر فشار و خفقان محیط باز می‌دارد و هم عامل صدور اسلام به نقاط > **پانوشت صفحه (منابع):** > گوناگون جهان می‌شود. > ۱- نمونه ج ۱۹ ص۳۸۱ ۲- پیشین» ص۳۹۴ ۳ پیشین» ص۴۰۱ > ۲- پیشین» ص۳۹۴ > ۳- پیشین. ص۴۰۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  11. قُلْ إِنِّىٓ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ ٱلدِّينَ﴿١١﴾

    39:11 · no commentary for this ayah

  12. وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ ٱلْمُسْلِمِينَ﴿١٢﴾

    39:12 · no commentary for this ayah

  13. قُلْ إِنِّىٓ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّى عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴿١٣﴾

    39:13 · no commentary for this ayah

  14. قُلِ ٱللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُۥ دِينِى﴿١٤﴾

    39:14 · no commentary for this ayah

  15. فَٱعْبُدُوا۟ مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِۦ قُلْ إِنَّ ٱلْخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ أَلَا ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْخُسْرَانُ ٱلْمُبِينُ﴿١٥﴾

    منظور از اهل (بستگان) چیست؟

    مفسران به این پرسش پاسخ‌های متفاوتی داده‌اند؛ اما با سیاق آیه سازگارتر این است که منظور از اهل» همسران و خدمتکارانی هستند که خدا برای انسان موّمن و پرهیزگار در بهشت آماده کرده است؛ چون خویشاوندی و هر رابطة اجتماعی دنیوی در روز قیامت از هم گسیخته می‌شود؛ چنان که در أَیةُ ۱۰۱ سورة موْمنون می‌خوانیم: «.. هیچ یک از پیوندهای خویشاوندی میان آنها در آن روز نخواهد بود..» پس معنای آیه این است که زیانکاران واقعی کسانی هستند که وجود خویش را در مصرض هلاکت ابدی قرار دادند و آن را از کمال واقعی باز داشتند و همسران و خدمتکاران بهشتی را که می‌توانستند با ایمان و عمل صالح به دست آورند و اهل و بستگان حقیقی و جاودان خویش کنند. از دست دادند. آری» زیان آشکار همین است.!

  16. لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ ٱلنَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَٰلِكَ يُخَوِّفُ ٱللَّهُ بِهِۦ عِبَادَهُۥ يَٰعِبَادِ فَٱتَّقُونِ﴿١٦﴾

    39:16 · no commentary for this ayah

  17. وَٱلَّذِينَ ٱجْتَنَبُوا۟ ٱلطَّٰغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلْبُشْرَىٰ فَبَشِّرْ عِبَادِ﴿١٧﴾

    39:17 · no commentary for this ayah

  18. ٱلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۥٓ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمْ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ﴿١٨﴾

    منطق آزاداندیشانة اسلام

    این آّیه و آَیهٌ پیش که به صورت یک شعار اسلامی در آمده» آزاداندیشی مسلمانان و انتخابگری آنها در مسائل گوناگون را به خوبی نشان می‌دهد. بسیاری از مذاهب» پیروان خود را از مطالعه و بررسی سخنان دیگران نهی می‌کنند؛ چرا که به دلیل ضعف منطق خویش, از این می‌ترسند که منطق دیگران برتری پیدا کند و پیروانشان را از دستشان بگیرد؛ اما به طوری که در این آیه خواندیم اسلام بندگان راستین خداوند را کسانی معرفی کرده که اهل تحقیق‌اند. نه از شنیدن سخنان دیگران وحشت دارندء نه تسلیم بی‌قید و شرط می‌شوند و نه هر وسوسه‌ای را می‌پذیرند. اسلام به کسانی بشارت می‌دهد که گفتارها را می‌شنوند و خوب‌ترین آنها را بر می‌گزینند. نه تنها خوب را بر بد ترجیح می‌دهند. در میان خوب‌ها هم هر گلی را که بهتر است» می‌چینند. اصولاً مکتبی که دارای منطق نیرومندی استء دلیلی ندارد که از گفته‌های دیگران وحشت داشته باشد و از طرح مسائل آنها هراس به خود راه دهد. آنها باید بترسند که ضعیف و بی‌منطق هستند.در احادینی که در تفسیر این آیه یا به طور مستقل وارد شده نیز بر این موضوع تکیةٌ فراوان دیده می‌شود؛ از جمله در حدیثی از امام کاظم(ع) می‌خوانیم: «خداوند متعال, اهل عقل و فهم را در کتابش بشارت داده و فرموده: بندگانم را بشارت ده؛ آنان که سخنان را می‌شنوند و از بهترین آنها پیروی می‌کنند.» همچنین در روایتی از امام علی(ع) می‌خوانیم: «حکمت, گمشده موْمن است. پس حکمت را فرا گیر؛ گرچه از اهل نفاق باشد.»

  19. أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ ٱلْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِى ٱلنَّارِ﴿١٩﴾

    39:19 · no commentary for this ayah

  20. لَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ وَعْدَ ٱللَّهِ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ ٱلْمِيعَادَ﴿٢٠﴾

    غرفه‌هایی بر فراز غرفه‌های دیگر

    در أیةٌ ۱۶ همین سوره که در بارةٌ عذاب زیانکاران روز قیامت سخن می‌گویدء خواندیم که برای آنان از بالای سرشان سایبان‌هایی از آتش و در زیر پایشان نیز طبقاتی از آتش است و به این ترتیبء آنها از هر طرف با شعله‌های آتش محاصره شده‌اند. در مقابل آن عذاب طاقت‌فرساء این آیه به پرهیزگاران بشارت می‌دهد که در بهشتء غرفه‌هایی بر فراز غرفه‌ها و قصرهایی بر فراز قصرها دارند. امام صادق(ع) می‌فرماید: «امیرالمژمنین(ع) از پیامبر(ص) پرسید: این غرفه‌ها برای چه بنا شده است؟ رسول خدا(ص) فرمود: این غرفه‌ها را حق تعالی برای دوستانش از درّ و یاقوت و زبرجد ساخته. سقف‌های آنها از طلاست و با نقره به هم متصل و مستحکم گشته است. هر یک از این غرفه‌ها هزار در از طلا دارد که بر هر یک فرشته‌ای گمارده شده است...» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج ۰۷ ص۲۵۰ > ۴- تفسیر موضوعی» ج۵» ص ۲۳۱۱ > ۲ نمونه ج ۰۱۹ ص۴۱۲ > ۱- المیزان» ج ۷ ص۲۵۰ ۲ نمونه ج ۸۹ ص۴۱۲ ۳ پیشین» ص۴۱۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Tafsīr-i Mawḍūʿī.

  21. أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَسَلَكَهُۥ يَنَٰبِيعَ فِى ٱلْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِۦ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَٰنُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُۥ حُطَٰمًا إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ﴿٢١﴾

    39:21 · no commentary for this ayah

  22. أَفَمَن شَرَحَ ٱللَّهُ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَٰمِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِّن رَّبِّهِۦ فَوَيْلٌ لِّلْقَٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ ٱللَّهِ أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ضَلَٰلٍ مُّبِينٍ﴿٢٢﴾

    عوامل شرح صدر و قساوت قلب

    شرح صدر به معنای گشادگی سینه است تا ظرفیت پذیرفتن سخن حق را داشته باشد و چون شرح صدر به خاطر اسلام است و اسلام یعنی تسلیم در برابر خدا و آنچه او اراده کرده و او هم جز حق را اراده نمی‌کندء در نتیجه, شرح صدر برای اسلام به این معناست که انسان وضعی به خود بگیرد که هر سخن حقی را بپذیرد و آن را رد نکند. البته معنای این حرف این نیست که انسان هر سخنی را - هرچه باشد - کورکورانه بپذیرد؛ بلکه باید با بصیرت نسبت به حق و شناختن راه رشده آن را قبول کند.! در مقابل شرح صدرء قساوت قلب است. این حالت در دل‌هایی است که در برابر نور حق و هدایت انعطافی از خود نشان نمی‌دهند و نرم و تسلیم نمی‌شوند و نور هدایت در آنها نفوذ نمی‌کند. به‌طور کلی انسان‌ها در پذیرفتن حق یکسان نیستند: بعضی حقیقت را با یک اشارة لطیف یا یک کلام کوتاه به خوبی درک می‌کنند؛ در حالی که گویاترین دلایل و نیرومندترین موعظه‌ها در برخی از انسان‌ها هیچ اثری نمی‌گذارد. البته هر یک از این دو عواملی دارد. مطالعات پی‌گیر و مستمرء ارتباط با دانشمندان و علمای صالح» خودسازی و تهذیب نفس, پرهیز از گناه و به ویژه غذای حرامء و یاد خداء از عوامل مهم شرح صدر است. بر عکس» جهل و گناه و لجاجت و بحث و جدال بی‌مورد و هم‌نشینی با بدان و گنهکاران باعث تنگی روح و قساوت قلب می‌شود. در روایتی می‌خوانیم که ابن مسعود از تفسیر این آیه از پیامبر(ص) سوّال کرد و پرسید: چگونه انسان شرح صدر پیدا می‌کند؟ پیامبر اکرم فرمود: «هنگامی که نور به قلب انسان داخل شود. گسترده و باز می‌گردد.» عرض کرد: ای رسول خداء نشانة آن چیست؟ فرمود: «توجه به سرای آخرت و جدا شدن از سرای فریب و آماده گشتن برای مرگ پیش از فرود آمدنش.» در روایتی از امام علی(ع) می‌خوانیم: «اشک‌ها خشک نمی‌شود مگر به خاطر سختی دل‌ها و دل‌ها سخت و سنگین نمی‌شود مگر به خاطر فزونی گناه.» در روایت دیگری می‌خوانیم که خداوند به موسی(ع) وحی فرستاد: «ای موسی, آرزوهایت را در دنیا دراز مکن که قلبت سخت و انعطاف ناپذیر می‌شود و سنگدلان از من دورند.»

  23. ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ ٱلْحَدِيثِ كِتَٰبًا مُّتَشَٰبِهًا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهْدِى بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍ﴿٢٣﴾

    بهترین سخن

    منظور از «متشابه» در این آّیه» کلامی است که قسمت‌های گوناگون آن با یکدیگر همرنگ و هماهنگ‌اند و هیچ‌گونه تضاد و اختلافی در میان آنها نیست و خوب و بد ندارند؛ بلکه یکی از یکی بهتر است. این درست بر خلاف کلام انسان‌ها است که هرچه بیشتر در آن دقت شودء اختلاف‌ها و تناقض‌ها و تضادهای افزون‌تری در آن پیدا می‌شود. یه سپس می‌افزاید که ویژگی دیگر این کتاب این است که مکرر است. این تعبیر ممکن است اشاره به تکرار مباحث گوناگون داستان‌هاء سرگذشت‌هاء مواعظ و اندرزها باشد؛ اما تک‌راری که هرگز ملال‌آور نیست؛ بلکه شوق‌انگیز و نشاط‌آفرین است. این یکی از اصول مهم فصاحت است که انسان چیزی را به هنگام لزوم و برای تأثیر عمیق بخشیدن تکرار کند؛ اما هر زمان به شکلی تازه و صورتی نو که موجب ملالی نشود. به علاوه» مطالب قرآن» مفسر یکدیگرند و بسیاری از مشکلات از این طریق حل می‌شود. بعد از این توصیفء آیه به آخرین ویژگی قرآن در این بحث یعنی نفوذ عمیق و فوق‌العادةٌ آن در دل‌های خاشعان می‌پردازد و با ترسیمی زیبا آن را بیان می‌کند: قرآن» نخست در دل‌های آماده ترسی ایجاد می‌کند؛ ترسی که مایة بیداری و آغاز حرکت است و انسان را متوجه مسئولیت‌هایش می‌کند. در مرحلةٌ بعدء حالت نرمش و پذیرش سخن حق را به او می‌بخشد و به دنبال آن بدو آرامش می‌دهد. اری» انذارهای قرآأن» دل‌ها را به لرزه وا می‌دارد و مژده‌های آن» به دل‌ها آرامش می‌بخشد. اندیشه در عظمت خداوندء انسان را در وحشت فرو می‌برد که چگونه می‌توان او را شناخت؛ اما مطالعةٌ آثار و دلایل آن ذات مقدس در آفاق و انفس» به آدمی نرمش و آرامش می بخشد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۰۷ ص ۲۵۵ > ۲- نمونه ج ۱۹ ص۴۲۵ > - المیزان» ج۷ ص ۲۵۵ ۲ نمونه ج ۹ ص۴۲۵ ۳ پیشین, ص۴۳۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  24. أَفَمَن يَتَّقِى بِوَجْهِهِۦ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَقِيلَ لِلظَّٰلِمِينَ ذُوقُوا۟ مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ﴿٢٤﴾

    39:24 · no commentary for this ayah

  25. كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَىٰهُمُ ٱلْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ﴿٢٥﴾

    39:25 · no commentary for this ayah

  26. فَأَذَاقَهُمُ ٱللَّهُ ٱلْخِزْىَ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَلَعَذَابُ ٱلْـَٔاخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ﴿٢٦﴾

    39:26 · no commentary for this ayah

  27. وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِى هَٰذَا ٱلْقُرْءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴿٢٧﴾

    39:27 · no commentary for this ayah

  28. قُرْءَانًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِى عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴿٢٨﴾

    39:28 · no commentary for this ayah

  29. ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَآءُ مُتَشَٰكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿٢٩﴾

    39:29 · no commentary for this ayah

  30. إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ﴿٣٠﴾

    39:30 · no commentary for this ayah

  31. ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ عِندَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ﴿٣١﴾

    39:31 · no commentary for this ayah

  32. فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى ٱللَّهِ وَكَذَّبَ بِٱلصِّدْقِ إِذْ جَآءَهُۥٓ أَلَيْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَٰفِرِينَ﴿٣٢﴾

    39:32 · no commentary for this ayah

  33. وَٱلَّذِى جَآءَ بِٱلصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُتَّقُونَ﴿٣٣﴾

    صادق و مصدّق

    بسیاری از مفسران» این آیه را به پیامبر اسلام(ص) تفسیر کرده‌اند. البته تفسیر این آیه به شخص پیامبر که هم آورندةٌ وحی بود و هم تصدیق کنندةٌ آن» باید از قبیل مصداق باشد و نه بیان تمام مف‌هوم آیه. از این‌رو» گروهی از مفسران» جملةٌ «کسی که سخن راست بیاورد» را به تمام پیامبران(ع) تفسیر کرده‌اند و جملة «و کسی که آن را تصدیق کند» را به پیروان راستین آنها که پرهیزگاران جهان هستند. تفسیر جالب توجه دیگری در مورد آّیه وجود دارد که از همه جامع‌تر است: «کسی که سخن راست بیاورد» منحصر به پیام‌آوران وحی نیست؛ بلکه تمام کسانی که مبلغ مکتب آنها و مروّج سخنان حق و صدق بوده‌اند» در این صف قرار دارند و در این صورت هیچ مانعی ندارد که هر دو جمله بر یک گروه منطبق شود. به این ترتیب» سخن از کسانی است که هم آورندةٌ صدق‌اند و هم عمل‌کنندةٌ به آن؛ آنها که مکتب وحی را در عالم منتشر می‌کنند و خود به آن ایمان دارند و عمل می‌کنند؛ پیامبران و امامان و تبیین‌کنندگان مکتب آنها. بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت در ذیل آیه این حدیث را نقل کرده‌اند که منظور از «کسی که سخن راست بیاورد» پیامبر(ص) است و منظور از «کسی که آن را تصدیق کند» علی(ع) است. باید توجه داشت که این تفسیرء مفهوم آیه را محدود نمی‌کند؛ بلکه بیان روشن‌ترین مصداق یه است. بدون شک علی(ع) در میان تصدیق‌کنندگان پیامبر» در صف اول قرار داشته و احدی از علمای اسلام منکر این واقعیت نیست که علی(ع) از میان مردان - و بلکه تمام مردم - نخستین کسی بوده که پیامبر را تصدیق کرده است.

  34. لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلْمُحْسِنِينَ﴿٣٤﴾

    39:34 · no commentary for this ayah

  35. لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ ٱلَّذِى عَمِلُوا۟ وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ﴿٣٥﴾

    39:35 · no commentary for this ayah

  36. أَلَيْسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُۥ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍ﴿٣٦﴾

    خدا کافی است

    بسیاری از مفسران نقل کرده‌اند که بت‌پرستان مکه» پیامبر(ص) را از خشم و غضب بتها برحذر می داشتند و می کَفتند: از انها بدکویی مکن و برخلاف انها اقدام منما که تورا دیوانه می کنند و به تو آزار می‌رسانند. این آیه نازل شد و به آنها پاسخ داد. گرچه شأن نزول آیه» طبق روایتنی که گفته شدهء تهدید کافران به خشم بت‌ها استء مفهوم آیه چنان وسیع و گسترده است که هر نوع تهدید به غیر خدا را شامل می‌شود و نویدی برای همة پویندگان راه حق و موّمنان راستین است؛ به ویژه در محیط‌هایی که در اقلیت قرار دارند و از هر سو مورد تهدید هستند. این آیه به آنها دلگرمی و ثبات قدم می‌بخشده» روح آنها را سرشار از نشاط و گام‌هایشان را استوار کرده» اثرات روانی زیانبار تهدیدهای دشمن را خنثی می‌کند. انسان چون پر کاهی در برابر تندباد حوادث قرار دارد و هر زمان به سویی پرتاب می‌شود. ممکن است این پر کاه به برگی یا شاخة شکسته‌ای اتصال پیدا کند؛ ولی تندباد هر دو را با خود می‌برد. حتی اگر پنجه بر درختی بیفکند» گاهی طوفان» درخت را نیز از ریشه بر می‌کند؛ اما اگر به کوهی عظیم بپیوندد» هیچ طوفانی نمی‌تواند او را از جا حرکت دهد. این کوه» همان ایمان به خدا است و بقیةٌ پیوندهاء تکیه بر غیر اوست. توجه و ایمان به محتوای این آّیهء شجاعت و اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ای به انسان می‌بخشد و خاطرش را آرام می‌کند تا در برابر حوادث سخت همجون کوه مقاومت کند. از انبوه دشمنان نهراسد.ء از کمی همراهان وحشت نکند و بحران‌های شدید. آرامش روح او را بر هم نزند. در پرتو توحیدء هیچ عاملی سبب نمی‌شود که موحّد به بردگی و بندگی غیر خدا سوق پیدا کند. بندگی خداء حریّت و آزادی بنده از غیر اه - حتی هوای نفس -را در پی دارد؛ زیرا چنین موحدی» بندةٌ خدایی است که همه جا حاضر و ناظر است و انسان موحّد همه شئون خود را به او واگذار کرده است. چنین انسانیء به هدایت خاص الهی» مورد استثمار استعمار و استعباد دیگران قرار نمی‌گیرد تا باطل‌ها او را خوار و تحقیر کنند و به عبودیت خویش وادارند؛ زیرا او با اتصال به قدرت لایزال الهی» از هیچ قدرتی واهمه ندارد تا بر اثر آن به ستایش دیگران و چاپلوسی و تحقیر خود تن دهدء و چون حیات و روزی خود را به دست دیگران نمی‌داندء برای رسیدن به آن»؛ تن به ذلت و بردگی نمی‌دهد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۰۱۹ ص ۴۵۲ > ۱- نمونهء چ۱۹, ص ۴۵۲ ۲- پیشین» ص ۴۵۷ ۳ تفسیر موضوعی, ج۲, ص ۵۶۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Tafsīr-i Mawḍūʿī.

  37. وَمَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ ٱللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِى ٱنتِقَامٍ﴿٣٧﴾

    39:37 · no commentary for this ayah

  38. وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ قُلْ أَفَرَءَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنْ أَرَادَنِىَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوْ أَرَادَنِى بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَٰتُ رَحْمَتِهِۦ قُلْ حَسْبِىَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ﴿٣٨﴾

    39:38 · no commentary for this ayah

  39. قُلْ يَٰقَوْمِ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّى عَٰمِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ﴿٣٩﴾

    39:39 · no commentary for this ayah

  40. مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ﴿٤٠﴾

    39:40 · no commentary for this ayah

  41. إِنَّآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ لِلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ فَمَنِ ٱهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِۦ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ﴿٤١﴾

    39:41 · no commentary for this ayah

  42. ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَٱلَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ ٱلَّتِى قَضَىٰ عَلَيْهَا ٱلْمَوْتَ وَيُرْسِلُ ٱلْأُخْرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴿٤٢﴾

    جهان اسرارآمیز خواب

    حقیقت خواب چیست و چه می‌شود که انسان به خواب می‌رود؟ در این باره دانشمندان بحث‌ها و توجیهات فراوانی دارند؛ اما به نظر می‌آید چیزی که سبب شده دانشمندان امروز از بیان تفسیر روشنی برای موضوع خواب عاجز بماننده همان تفکر مادی آنها است. آنها می‌خواهند این موضوع را بدون قبول اصالت و استقلال روح تفسیر کنند؛ در حالی که خواب» پیش از آن‌ که یک پدیدةٌ جسمانی باشدء یک پدیدةٌ روحانی است که بدون شناخت صحیح روح» تفسیر آن غیر ممکن است. قرآن مجید در این آیه» دقیق‌ترین تفسیر را برای موضوع خواب بیان کرده و گفته است که خواب نوعی جدایی روح از جسم است؛ اما نه جدایی کامل. به این ترتیب» هنگامی که به فرمان خدا پرتو روح از بدن برچیده می‌شود و جز شعاع کم‌رنگی از آن بر این جسم نمی‌تابد» دستگاه درک و شعور از کار می‌افتد و انسان از حس و حرکت باز می‌ماند؛ هر چند قسمتی از فعالیت‌هایی مانند ضربان قلب و گردش خون و فعالیت تنفس و گوارش که برای ادامة حیات او ضرورت دارد» ادامه می‌یابد. در اینجا همچنین موضوع مهم «روّیا» نیز روشن می‌شود. بسیارند خواب‌هایی که عیناً یا با مختصر تفاوتی در عالم خارج واقع می‌شوند. تفسیرهای مادی» از بیان علت و توجیه این‌گونه خواب‌ها عاجزند؛ در حالی که تفسیرهای روحی به خوبی می‌توانند این مطلب را روشن کنند. روح انسان به هنگام جدایی از تن و ارتباط با عالم ارواح» حقایق بیشتری از گذشته و آینده را درک می‌کند و همین» اساس رویاهای صادقه است. از روایاتی که در ذیل این آیه ذکر شده به خوبی روشن می‌شود که خوابء در اسلام» حرکتی به سوی عالم ارواح شمرده شده و بیداری» بازگشت روح به بدن و حیات مجدد است. در حدیثی از امام علی(ع) می‌خوانیم: «مسلمان نباید با حالت جنابت بخوابد و جز با طهارت و وضو به بستر نرود. پس اگر آب پیدا نکرد. تیمم کند؛ زیرا روح موْمن به سوی خداوند متعال بالا می‌رود. پس او را می‌پذیرد و به او برکت می‌دهد. اگر پایان عمرش فرا رسیده باشد.ء او را در گنج‌های رحمتش قرار می‌دهد و اگر فرا نرسیده باشد. او را همراه گروهی از ملائکه که او را به امانت گرفته بودند, بر می‌انگیزد و آنها او را به جسدش باز می‌گردانند.» آنها از نام خدا وحشت دارند ۳ نباید تصور کرد که این آیه مخصوص مشرکان عصر پیامبر(ص) بوده است؛ بلکه در هر عصرء منحرفان تاریک‌دلی هستند که از شنیدن نام دشمنان خدا و مکتب‌های الحادی و پیروزی ستمگران خوشحال می‌شوند؛ اما نام نیکان و پاکان و برنامه‌ها و پیروزی‌هایشان برای آنان دردآور است. در بعضی از روایات» این آیه به کسانی تفسیر شده که از شنیدن فضایل اهل بیت(ع) یا پیروی مکتبشان ناراحصت می‌شوند. هم‌اکنون نیز مشاهده می‌شود که برخی افراده حاضر به شرکت در مجالس قران و موعظه و احکام و ذکر فضایل اهل بیت(ع) نیستند و اگر هم به دلیلی شرکت کنندء از روی بی‌میلی است؟ اما اگر به مجالس گناه و معصیت دعوت شوندهء با کمال میل به سوی آن می‌شتابند و از آن استقبال می‌کنند.

  43. أَمِ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُفَعَآءَ قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا۟ لَا يَمْلِكُونَ شَيْـًٔا وَلَا يَعْقِلُونَ﴿٤٣﴾

    39:43 · no commentary for this ayah

  44. قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَٰعَةُ جَمِيعًا لَّهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿٤٤﴾

    39:44 · no commentary for this ayah

  45. وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحْدَهُ ٱشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْـَٔاخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ﴿٤٥﴾

    39:45 · no commentary for this ayah

  46. قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ عَٰلِمَ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِى مَا كَانُوا۟ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴿٤٦﴾

    39:46 · no commentary for this ayah

  47. وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مَا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُۥ مَعَهُۥ لَٱفْتَدَوْا۟ بِهِۦ مِن سُوٓءِ ٱلْعَذَابِ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا۟ يَحْتَسِبُونَ﴿٤٧﴾

    آنچه هرگز گمان نمی کردند

    طبق این آیه, کافران در قیامت به اموری برخورد می‌کنند که وضع آن امورء بالاتر از تصورشان و بزرگ‌تر و هول‌انگیزتر از آن بوده که به ذهن آنان خطور کند؛ نه این که چیزهایی را خواهند دید که بدانها اعتقاد نداشتند. مشرکان از پیامبران و موّمنان می‌شنیدند که خدا برای اعمال بندگان؛ حساب و میزانی دارد و برای کافران» آتش و عذاب‌های رنگارنگی در نظر گرفته. آنگاه شنیده‌های خود را با آنچه در ذهنشان بودء یعنی آتش دنیا و عذاب دنیا و حساب و میزان دنیا مقایسه می‌کردند؛ اما هنگامی که در قیامت با عذاب الهی روبه‌رو شوندء خواهند دید که بزرگ‌تر از آن بوده که در دنیا به ذهن کسی خطور کند. این آیه در توصیف عذاب خدا مانند ید ۱۷ سورةٌ سحده است که در توصیف نعمت‌های بهشتیان می‌فرماید: «هیج کس نمی‌داند چه پاداش‌های مهمی که مایةٌ روشنی چشم‌هاست. برای آنها نهفته شده...»؟ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۱۹. ص ۴۸۱ > ۴ المیزان» ج ۰۷ ص ۲۷۳ > ۱- نمونهء چ۰۱۹ ص ۴۸۱ ۲- پیشین» ص ۴۸۷ ۳ اطیب‌البیان» ج۱۱ء ص ۳۲۳ > ۳ اطیب‌البیان» ج۱ ص ۳۲۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.

  48. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُوا۟ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ﴿٤٨﴾

    39:48 · no commentary for this ayah

  49. فَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَٰنَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَٰهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍۭ بَلْ هِىَ فِتْنَةٌ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿٤٩﴾

    39:49 · no commentary for this ayah

  50. قَدْ قَالَهَا ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ﴿٥٠﴾

    39:50 · no commentary for this ayah

  51. فَأَصَابَهُمْ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُوا۟ وَٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنْ هَٰٓؤُلَآءِ سَيُصِيبُهُمْ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُوا۟ وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ﴿٥١﴾

    39:51 · no commentary for this ayah

  52. أَوَلَمْ يَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴿٥٢﴾

    39:52 · no commentary for this ayah

  53. قُلْ يَٰعِبَادِىَ ٱلَّذِينَ أَسْرَفُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا۟ مِن رَّحْمَةِ ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ يَغْفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴿٥٣﴾

    خداوند همة گناهان را می‌آمرزد

    دقت در تعبیرات این آّیه نشان می‌دهد که از امیدبخش‌ترین آیات قرآن برای گنهکاران است. شمول این آیه به حدی است که در روایتی از امیرموژمنان علی(ع) می‌خوانیم: در تمام قرآن, آیه‌ای فراگیرتر از «یا عبادی الذین اسرفوا...» نیست.» به طور کلی یکی از مشکلات مهمی که بر سر راه کار تربیتی وجود دارده احساس گناهکاری بر اثر اعمال بد گذشته است. به ویژه زمانی که گناهان سنگین باشدء این فکر پیوسته در نظر انسان مجسم می‌شود که اگر بخواهد مسیر خود را تغییر دهد و به راه خدا باز گردد» چگونه می‌تواند خود را از مسئولیت سنگین گذشته برهاند. این مشکل در فرهنگ قرآن حل گشته و توبة حقیقی» وسیلةٌ قاطعی برای جدا شدن از گذشته و آغاز یک زندگی جدید برشمرده شده است. به این ترتیب» قرآن درهای لطف الهی را به روی هر انسان و در هر شرایطی و با هرگونه بار مسئولیتی باز می‌گذارد. نمونة زنده‌اش همین آیه است که با انواع لطایف بیان» مجرمان و گنهکاران را به سوی خدا دعوت می‌کند و به آنها قول می‌دهد که می‌توانند خود را از زندگی گذشته به کلی جدا کنند. در روایتی از پیامبر اسلام(ص) می‌خوانیم: «کسی که از گناه توبه کند, همانند کسی است که گناه نکرده است.» البته این بازگشت به سوی رحمت الهی» بی‌قید و شرط نیست؛ زیرا خدا حکیم است و کار بی‌حساب نمی‌کند و اگر آغوش رحمتش را به روی همگان گشوده و پیوسته انها را به سوی خود می‌خواند» وجود آمادگی هایی در بندگان نیز لازم است. هم باید با تمام وجود خواهان بازگشت باشند و انقلاب درونی و دگرگونی بنیادی پیدا کنند و هم بعد از بازگشت. پایه‌های ایمان و اعتقاداتشان که بر اثر طوفان گناه فرو ریختهء نوسازی و تجدید بنا شود و نیز با اعمال صالح» ناتوانی روحی و ضعف اخلاقی خود را جبران کنند. البته هر قدر گناهان سابق سنگین‌تر باشد.ء باید اعمال نیکوتری انجام دهند و بدین‌وسیله گذشتةٌ تاریک را با اعمال نورانی جبران کنند.

  54. وَأَنِيبُوٓا۟ إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا۟ لَهُۥ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ﴿٥٤﴾

    39:54 · no commentary for this ayah

  55. وَٱتَّبِعُوٓا۟ أَحْسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ﴿٥٥﴾

    39:55 · no commentary for this ayah

  56. أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَٰحَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِى جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ﴿٥٦﴾

    جنب‌الله

    «جّنب» در لغت به معنای پهلو است و به هر چیزی که در کنار چیزی قرار گرفته باشد اطلاق می‌شود. «جنب‌الله» در این آیه به معنای تمام اموری است که در جانب پروردگار قرار دارد و به او مربوط است: فرمان اوء اطاعت او و قرب اوء کتب آسمانی که از ناحیه او نازل شده» همه در معنی آن جمع است. به این ترتیب» تفریط در این قسمت شامل تمام انواع کوتاهی‌ها در اطاعت فرمان او و پیروی از کتب آسمانی و اقتدا به پیامبران و امامان می‌گردد. در روایات متعددی «جنب‌الله» به امامان تفسیر شده است. در روایتی از امام کاظم(ع) می‌خوانیم: «جنب‌ال» امیرالموْمنین(ع) و همچنین اوصیای بعد از او هستند که مقام والایی دارند تا امر (امامت) به آخرین نفر برسد.» البته این تفسیرها از قبیل بیان مصداق روشن است؛ زیرا مسلّم است که پیروی از مکتب امامان(ع)» پیروی از پیامبر(ص) و اطاعت فرمان خدا است؛ چرا که آنها از خود چیزی نمی گویند. ۱- نمونه» چ۰۱۹ ص ۴۹۹ ۲- پیشین» ص ۵۱۱ ٢- بیشین، ص ١١ه > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  57. أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِى لَكُنتُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ﴿٥٧﴾

    39:57 · no commentary for this ayah

  58. أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِى كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ ٱلْمُحْسِنِينَ﴿٥٨﴾

    39:58 · no commentary for this ayah

  59. بَلَىٰ قَدْ جَآءَتْكَ ءَايَٰتِى فَكَذَّبْتَ بِهَا وَٱسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ﴿٥٩﴾

    39:59 · no commentary for this ayah

  60. وَيَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ تَرَى ٱلَّذِينَ كَذَبُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ أَلَيْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْمُتَكَبِّرِينَ﴿٦٠﴾

    39:60 · no commentary for this ayah

  61. وَيُنَجِّى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ بِمَفَازَتِهِمْ لَا يَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴿٦١﴾

    39:61 · no commentary for this ayah

  62. ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَىْءٍ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ وَكِيلٌ﴿٦٢﴾

    39:62 · no commentary for this ayah

  63. لَّهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ﴿٦٣﴾

    کلیدهای آسمان و زمین

    «مقالید» جمع «مقلید» است. این تعبیر معمولاً کنایه از مالکیت یا سلطه بر چیزی است؛ چنان که می‌گوییم: کلید این کار به دست فلانی است. بنابر این» این آّیه ممکن است هم اشاره به یگانگی خداوند در مالکیت داشته باشد و هم یگانگی تدبیر و ربوبیت و حاکمیت او بر عالم هستی. به همین دلیل بلافاصله چنین نتیجه‌گیری می‌کند: «و کسانی که به آیات خداوند کافر شدند.ء زیانکارانند.»؛ چرا که منبع اصلی و سرچشمةٌ واقعی همةٌ خیرات و برکات را رها کرده و در بیراهه‌ها سرگردان شده و از کسی که تمام کلیدهای آسمان و زمین به دست او استء روی برتافته و به سراغ موجودات ناتوانی رفته‌اند که مطلقاً کاری از آنها ساخته نیست. بعضی مفسران در ذیل این آیه گفته‌اند: کلید دو گونه چرخش دارد: با یک چرخش, در را باز می‌کند و با چرخش دیگرء آن را می‌بندد. کلید مخازن جهان به دست خداست و او همةٌ درهای مخازن رحمت را بر روی حق و حق‌پویان موّمن می‌گشاید؛ ولی آن را بر روی باطل‌پویان کافر می‌بندد و هیچ مخزنی با باطل و کفر هماهنگ نیست. نکتةٌ دیگر این‌که یکی از مهم‌ترین کلیدهای درهای رحمت خداوند دعا و عرض حاجت به ساحت مقدس اوست. در روایتی از امام جعفر صادق(ع) آمده است: «بسیار دعا کن؛ زیرا کلید هر رحمتی و سیب برآورده شدن هر حاجتی است.»

  64. قُلْ أَفَغَيْرَ ٱللَّهِ تَأْمُرُوٓنِّىٓ أَعْبُدُ أَيُّهَا ٱلْجَٰهِلُونَ﴿٦٤﴾

    39:64 · no commentary for this ayah

  65. وَلَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ﴿٦٥﴾

    اگر مشرک شوی, اعمالت بر باد می‌رود

    در اینجا این سوّال مطرح می‌شود که مگر امکان دارد انبیای بزرگ الهی راه شرک را پیش گیرند که این آیه با این لحن با آنها سخن می‌گوید. پاسخ این سوّال روشن است: انبیا هرگز مشرک نخواهند شد؛ هر چند قدرت و اختیار این کار را دارند. معصوم بودن به معنای سلب قدرت و اختیار نیست؛ بلکه بالا بودن سطح معرفت آنها و ارتباط مستقیم و مستمرشان با مبداً وحی» مانع از این می‌شود که آنها حتی برای لحظه‌ای هم فکر شرک را به خود راه دهند. آیا پزشک ماهر و هوشمندی که از تأثیر یک ماد سمّی بسیار خطرناک و کشنده به خوبی آگاه است» هرگز ممکن است در حال اعتدال فکر» خود را به آن آلوده کند؟ هدف آیه این است که اهمیت خطر شرک را به همگان یادآوری کند تا مردم بدانند وقتی خداوند با پیامبران بزرگش چنین سخن می‌گوید. تکلیف دیگران روشن است. همین معنی در حدیثی از امام رضا(ع) نقل شده است که فرمود: «منظور از این‌گونه آیات, امت است؛ هر چند مخاطب رسول خدا است.»

  66. بَلِ ٱللَّهَ فَٱعْبُدْ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴿٦٦﴾

    39:66 · no commentary for this ayah

  67. وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِۦ وَٱلْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطْوِيَّٰتٌۢ بِيَمِينِهِۦ سُبْحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴿٦٧﴾

    خدا را آن گونه که شایسته است» نشناختند

    سرچشمةٌ شرک» نشناختن صحیح خداوند است. کسی که بداند وجود خداوند از هر نظر بی‌پایان و نامحدود است و آفرینش همةٌ موجودات از ناحیة او است و حتی برای ادامة هستی خود هر لحظه به فیض وجود او نیازمندند و تدبیر عالم هستی و گشودن گره تمام مشکلات و همه ارزاق به دست باقدرت اوست و حتی اگر شفاعتی هم انجام گیرد. به اذن و فرمان او خواهد بودء دیگر به سوی غیرخدا رو نخواهد کرد. «قبضه» به معنای چیزی است که در مشت می‌گیرند و معمولاً کنایه از قدرت مطلقه و سلطة کامل بر چیزی است؛ همان‌گونه که در تعبیرات روزمره می‌گوییم فلان شهر در دست من است یا فلان ملک در قبضه و مشت من است. «مطویات» از مادةٌ «طی» به معنای به هم پیچیدن است که گاه کنایه از گذشتن عمر یا عبور از چیزی نیز است. این تعبیر به صورت واضح‌تر در ایةٌ ۱۰۴ سورةٌ انبیاء آمده است که می‌فرماید: «در آن روزء آسمان را چون طوماری درهم می‌پیچیم.» کسی که طوماری را درهم پیچیده و در دست راست گرفته» کامل‌ترین تسلط را بر آن دارد؛ به ویژه انتخاب «یمین» به خاطر این است که غالب اشخاص کارهای مهم را با دست راست انجام می‌دهند و قَوّت و قدرت بیشتری در آن احساس می‌کنند. در اینجا این سوّال مطرح می‌شود که مگر در این دنیا زمین و آسمان در قبضةٌ قدرت خدا نیست. پاسخ این است که در روز قیامتء قدرت خداوند از هر زمان آشکارتر است و به مرحلة ظهور و بروز نهایی می‌رسد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۰۱۹ ص ۵۲۲ > ۱- نمونه چ۰۱۹ ص ۵۲۲ ۲- تفسیر موضوعی, جچ۶» ص ۳۰ > ۳ تفسیر موضوعی» ج۱۴ ص ۲۱۳ ۴ نمونهء ج ۰۱۹ ص ۵۲۸ ۵ پیشین» ص ۵۲۹ > ۴ نمونهء ج ۰۱۹ ص ۵۲۸ > ۵- پیشین» ص ۵۲۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Tafsīr-i Mawḍūʿī.

  68. وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ﴿٦٨﴾

    فریاد مرگ و حیات

    در آیات فراوانی از قرآن مجید اشاراتی به موضوع نفخ صور (دمیدن در شیپور) آمده است. از این آیات به خوبی استفاده می‌شود که دو بار در صور دمیده می‌شود؛ یک بار در پایان جهان که همه خلایق می‌میرند و این نفخةٌ مرگ استء بار دیگر در آستانة رستاخیز که همةٌ مردگان زنده می‌شوند و این نفخهٌ حیات است. آنچه با ظاهر آّیات سازگارتر استء این است که این تعبیر (نفخ صور) جنبةٌ کنایی ندارد؛ بلکه واقعاً در شیپور دمیده می‌شود؛ ولی واضح است که آن یک شیپور عادی نیست؛ صاعقه و صیحةٌ عظیمی است که تمام أسمان وزمین رایر می کند و سبب مرکً ناکَهانی همه موجودات زنده می شود یا همه را به حرکت و جنبش در می‌آورد و سبب حیات آنها می‌گردد. در حدیثی از امام سجاد(ع) می‌خوانیم: «صور, شاخ بزرگی است که یک سر و دو طرف دارد و فاصلةٌ میان طرف پایین که به سمت زمین است تا طرف بالا که به سمت آسمان است. به اندازةٌ فاصلةٌ اعماق زمین هفتم تا فراز هفتمین آسمان است و در آن سوراخ‌هایی به شمار ارواح خلایق است و دهانة آن به وسعت بین آسمان و زمین است.» در احادیث آمده که یکی از فرشتگان مقرب خدا به نام «اسرافیل» مأْمور دمیدن در صور است. از بعضی روایات استفاده می‌شود که او مقرب‌ترین فرشتةٌ خدا و نخستین فرشته‌ای است که برای آدم سجده کرد. البته از روایتی از امام سجاد(ع) استفاده می‌شود که نفخةٌ مرگ را اسرافیل می‌دمد و بعد از آن خود اسرافیل هم می‌میرد و نفخهٌ حیات را خود پروردگار عالم می‌دمد. از بعضی از روایات نیز استفاده می‌شود که فاصلة بین نفخةٌ یکم و دوم چهل سال است؛ ولی آیا این سال‌ها همچجون سال‌های معمولی دنیا است یا همانند سال‌ها و ایام قیامت که هر روز آن معادل پنجاه هزار سال است» درست بر ما روشن نیست. در روایتی از امیرالموّمنین علی(ع) در توصیف انچه پس از نفخةٌ یکم رخ می‌دهده می‌خوانیم: «در صور دمیده شود و جان‌ها از تن‌ها بیرون آیند و زبان‌ها گنگ شود و کوه‌های افراشته و صخره‌های استوار چنان فرو ریزند که از دور چون سراب‌های لرزان در نظر آیند و آبادی‌هاء زمینی خشک و هموار شوند.» اما در تفسیر این که این آیه» گروهی را از مرگ در نفخهُ نخست استثنا می‌کند» دو احتمال وجود دارد: یکم این که اگر تصور شود که خداوند مخلوقاتی در غیر آسمان‌ها و زمین داشته باشدء می‌توان این استئنا را در بارةٌ آنها شمرد؛ زیرا آیه می‌فرماید که همه کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستندء می‌میرندء و در بارة مخلوقاتی که ممکن است در مکان دیگری به جز آسمان‌ها و زمین باشنده سخن نمی‌گوید. دوم این که می‌توان گفت مرگ مربوط به جسم‌هاست و وقتی روح از جسم خارج شودء جسم می‌میرد؛ اما ارواح نمی‌میرند و شاید استثنای آیه در بارة ارواح باشد. برخی از روایات اهل بیت(ع) نیز احتمال دوم را تأیید می‌کند.

  69. وَأَشْرَقَتِ ٱلْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ ٱلْكِتَٰبُ وَجِا۟ىٓءَ بِٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَقُضِىَ بَيْنَهُم بِٱلْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ﴿٦٩﴾

    زمین به نور پروردگار روشن می‌شود

    در تفسیر این جمله» دو نظر مناسب‌تر است: ۱- منظور از نور رب» حق و عدالت است که خداوند صفحةٌ زمین را در آن روز با آن نورانی می‌کند. علامه محلسی در این باره می‌گوید: «یعنی زمین به عدل پروردگار در روز قیامت روشن می‌شود؛ زیرا نور زمین به عدالت است.»۲- مراد از روشن شدن زمین به نور پروردگار که از خصوصیات روز قیامت است» همان کنار رفتن پرده‌ها و ظاهر شدن حقایق اشیا و اعمال انسان‌ها از خیر و شر و اطاعت و عصیان و حق و باطل است و هنگامی چیزی اشکار می‌شود که نوری وجود داشته باشد و بدون شک آشکار کنندة حقایق در قیامت» شخص خداوند است؛ زیرا اسباب روشنگری (مانند خورشید و...) در قیامت از کار می‌افتد؛ پس حقایق همه چیز به وسیلةٌ نوری از جانب خدا آشکار می‌گردد. نکتةٌ دیگر این که در برخی از روایاتء این آیه به قیام حضرت مهدی(عج) تفسیر شده است. باید توجه داشت که این روایات» نوعی تطبیق و تشبیه است و تأکید بر این معنی که به هنگام قیام آن بزرگوار دنیا نمونه‌ای از صحنةٌ قیامت می‌شود و عدل و داد به همت آن امام بر حق - تا آنجا که طبیعت دنیا می‌پذیرد - در روی زمین حکم‌فرما خواهد شد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- پیام قرآن» ج ۰۶ ص ۶۷ ۲ نهج‌البلاغه» خطبة ۱۸۶ ۳ المیزان» ج ۷ ص ۲۹۳ > ۴ نمونهء ج ۱۹ ص ۵۴۳ > ۲ نهج‌البلاغه» خطبة ۱۸۶ > ۳ المیزان» ج ۷ ص ۲۹۳ > F99 > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Nahj al-Balāgha, Payām-i Qurʾān.

  70. وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ﴿٧٠﴾

    39:70 · no commentary for this ayah

  71. وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَآ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ ءَايَٰتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَآءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا قَالُوا۟ بَلَىٰ وَلَٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ ٱلْعَذَابِ عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ﴿٧١﴾

    39:71 · no commentary for this ayah

  72. قِيلَ ٱدْخُلُوٓا۟ أَبْوَٰبَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى ٱلْمُتَكَبِّرِينَ﴿٧٢﴾

    39:72 · no commentary for this ayah

  73. وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ إِلَى ٱلْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَٰمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَٱدْخُلُوهَا خَٰلِدِينَ﴿٧٣﴾

    39:73 · no commentary for this ayah

  74. وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى صَدَقَنَا وَعْدَهُۥ وَأَوْرَثَنَا ٱلْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَآءُ فَنِعْمَ أَجْرُ ٱلْعَٰمِلِينَ﴿٧٤﴾

    39:74 · no commentary for this ayah

  75. وَتَرَى ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ حَآفِّينَ مِنْ حَوْلِ ٱلْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِىَ بَيْنَهُم بِٱلْحَقِّ وَقِيلَ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ﴿٧٥﴾

    39:75 · no commentary for this ayah