Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
تَنزِيلُ ٱلْكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَكِيمِ﴿١﴾
39:1 · no commentary for this ayah
إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ فَٱعْبُدِ ٱللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ ٱلدِّينَ﴿٢﴾
39:2 · no commentary for this ayah
أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلْخَالِصُ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلْفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِى مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى مَنْ هُوَ كَٰذِبٌ كَفَّارٌ﴿٣﴾
دین خالص از آن خداست
منظور از دین در این آیه - و آَیةٌ پیش - «عبادت» است و معنای آن خداست.)* نمی یذیرد؛ جه در عبادت خدا شخص دیکَری را هم شریک کند، جه شخص دیکَری را به تنهایی بپرستد. در روایتی نقل شده که مردی به پیامبر اکرم عرض کرد: ای پیامبر خداء ما اموالمان را میدهیم تانام نیکی به دست أوریم؛ أیا برای این کار پاداشی داریم؟ پیامبر(ص) فرمود: «خداوند جزاز کسی که او را خالصانه عبادت کند. چیزی نمیپذیرد.» سپس این آیه را تلاوت کرد: «آگاه باشید که دین خالص از آن خداست.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- قاموس قرآن» ج ۰۶ ص۱۳۷ ۲- نمونهء ج ۱۹ ص ۳۵۲ ۳ پیشین» ص ۳۵۹ > ۴ المیزان» ج ۰۱۷ ص ۲۳۳ و ۲۴۵ > ۲ نمونهء ج ۰۱۹ ص ۳۵۲ > ۳ پیشین» ص ۲۳۵۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
لَّوْ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا لَّٱصْطَفَىٰ مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ سُبْحَٰنَهُۥ هُوَ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ﴿٤﴾
39:4 · no commentary for this ayah
خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ يُكَوِّرُ ٱلَّيْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى أَلَا هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّٰرُ﴿٥﴾
39:5 · no commentary for this ayah
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍ فِى ظُلُمَٰتٍ ثَلَٰثٍ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ﴿٦﴾
هشست زوج از چهارپایان و سه تاریکی
منظور از هشت زوج, شتر نر و ماده» گوسفند نر و ماد بز نر و ماده و گاو نر و ماده است و از آنرو که در عربی کلمة زوج به هر یک از دو جنس نر و ماده گفته میشودء مجموعا ۸ زوج میشود. تعبیر «ظلمات ثلاث»» اشاره به ظلمت شکم مادرء ظلمت رحم و ظلمت مشیمه (کیسةٌ مخصوص جنین) است؛ سه پردةٌ ضخیم که بر روی جنین کشیده شده است. صورتگران معمولی باید در مقابل نور و روشنایی کامل صورتگری کنند؛ اما آفریدگار انسان در آن ظلمتگاه عجیب چنان نقش بر آب میزند و صورتگری میکند که پس از ولادت همه مجذوب تماشای آن میشوند و نیز در جایی که هیچ دسترسی از ناحیةٌ هیچ کس به آن نیست» رزق و روزیاش را که برای پرورش و رشد سریع سخت به آن نیازمند استء به طور مداوم به او میرساند. آری» جنین, از عجیبترین و ظریفترین چهرههای آفرینش پروردگار است؛ چنان که علم جنینشناسی» یکدورةٌ کامل خداشناسی محسوب میشود و کمتر کسی است که ریزهکاریهای این مرحله را مطالعه کند و زبان به ستایش آفرینندة آن نگشاید.
إِن تَكْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا۟ يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴿٧﴾
39:7 · no commentary for this ayah
وَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَٰنَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُۥ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُۥ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِىَ مَا كَانَ يَدْعُوٓا۟ إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِۦ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلنَّارِ﴿٨﴾
39:8 · no commentary for this ayah
أَمَّنْ هُوَ قَٰنِتٌ ءَانَآءَ ٱلَّيْلِ سَاجِدًا وَقَآئِمًا يَحْذَرُ ٱلْـَٔاخِرَةَ وَيَرْجُوا۟ رَحْمَةَ رَبِّهِۦ قُلْ هَلْ يَسْتَوِى ٱلَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ﴿٩﴾
آیا کسانی که میدانندء با کسانی که نمیدانندء برابرند؟
گرچه این سوّال گسترده و مقایسهای آشکار میان آگاهان و ناآگاهان استء نظر به این که پیشتر سوّال دیگری در مورد نابرابری مشرکان با مومنان شب زندهدار مطرح شده» این سوال هم به همین نکته اشاره میکند؛ یعنی یا کسانی که می دانند آن مشرکان لجوج و کوردل با این موّمنان پاک و روشنضمیر و مخلص نابرابرنده با کسانی که از این واقعیت روشن آگاه نیستند» مساویاند؟ به هر حال» این جمله جزء شعارهای اساسی اسلام است که عظمت مقام علم و عالمان را در برابر جاهلان روشن میکند. بر خلاف آنچه بیخبران میپندارند و مذهب را عامل تخدیر میشمرند.ء مهمترین دعوت انبیاء دعوت به سوی علم و دانش بوده است. علاوه بر یات قرآن» در روایات نیز تعبیراتی دیده میشود که والاتر از آَنْ در اهمیت علم تصور نمیشود. در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) میخوانیم: «زندگی جز برای دو کس فایدهای ندارد: عالمی که از او پیروی گردد و دانشطلبی که به سخن دانشمندی گوش دهد.» در روایتی از امام صادق(ع) در تفسیر این آیه میخوانیم: «کسانی که میدانند. ما (اهل بیت) هستیم و کسانی که نمیدانند. دشمنان ما هستند و خردمندان, شیمیان ما هستند» ابته روشن است که این تفسیرء بیان مصداقهای واضح آیه است و عمومیت مفهوم یه را نفی نمیکند.
قُلْ يَٰعِبَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا۟ فِى هَٰذِهِ ٱلدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّٰبِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ﴿١٠﴾
زمین وسیع خدا
این تعبیر» پاسخی به بهانه جویان سست اراده است که میگفتند ما در سرزمین مکه به خاطر سیطرهٌ حکومت مشرکان قادر به انجام وظایف الهی خود نیستیم. قرآن میگوید که سرزمین خدا محدود به مکه نیست. دنبا پهناور است. بنابر این» از مراکز آلوده به کفر و خفقان که مانع آزادی و انجام وظایف شماستء به جای دیگر نقل مکان کنید. هجرت» یکی از مهمترین راهکارهایی است که نه تنها در آغاز اسلام» اساسیترین نقش را در پیروزی حکومت اسلامی ایفا کرد و به همین دلیل, سرآغاز تاریخ اسلامی شدء بلکه در هر زمان دیگر نیز از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است که هم موّمنان را از تسلیم در برابر فشار و خفقان محیط باز میدارد و هم عامل صدور اسلام به نقاط > **پانوشت صفحه (منابع):** > گوناگون جهان میشود. > ۱- نمونه ج ۱۹ ص۳۸۱ ۲- پیشین» ص۳۹۴ ۳ پیشین» ص۴۰۱ > ۲- پیشین» ص۳۹۴ > ۳- پیشین. ص۴۰۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
قُلْ إِنِّىٓ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ ٱلدِّينَ﴿١١﴾
39:11 · no commentary for this ayah
وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ ٱلْمُسْلِمِينَ﴿١٢﴾
39:12 · no commentary for this ayah
قُلْ إِنِّىٓ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّى عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴿١٣﴾
39:13 · no commentary for this ayah
قُلِ ٱللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُۥ دِينِى﴿١٤﴾
39:14 · no commentary for this ayah
فَٱعْبُدُوا۟ مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِۦ قُلْ إِنَّ ٱلْخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ أَلَا ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْخُسْرَانُ ٱلْمُبِينُ﴿١٥﴾
منظور از اهل (بستگان) چیست؟
مفسران به این پرسش پاسخهای متفاوتی دادهاند؛ اما با سیاق آیه سازگارتر این است که منظور از اهل» همسران و خدمتکارانی هستند که خدا برای انسان موّمن و پرهیزگار در بهشت آماده کرده است؛ چون خویشاوندی و هر رابطة اجتماعی دنیوی در روز قیامت از هم گسیخته میشود؛ چنان که در أَیةُ ۱۰۱ سورة موْمنون میخوانیم: «.. هیچ یک از پیوندهای خویشاوندی میان آنها در آن روز نخواهد بود..» پس معنای آیه این است که زیانکاران واقعی کسانی هستند که وجود خویش را در مصرض هلاکت ابدی قرار دادند و آن را از کمال واقعی باز داشتند و همسران و خدمتکاران بهشتی را که میتوانستند با ایمان و عمل صالح به دست آورند و اهل و بستگان حقیقی و جاودان خویش کنند. از دست دادند. آری» زیان آشکار همین است.!
لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ ٱلنَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَٰلِكَ يُخَوِّفُ ٱللَّهُ بِهِۦ عِبَادَهُۥ يَٰعِبَادِ فَٱتَّقُونِ﴿١٦﴾
39:16 · no commentary for this ayah
وَٱلَّذِينَ ٱجْتَنَبُوا۟ ٱلطَّٰغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلْبُشْرَىٰ فَبَشِّرْ عِبَادِ﴿١٧﴾
39:17 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۥٓ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمْ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ﴿١٨﴾
منطق آزاداندیشانة اسلام
این آّیه و آَیهٌ پیش که به صورت یک شعار اسلامی در آمده» آزاداندیشی مسلمانان و انتخابگری آنها در مسائل گوناگون را به خوبی نشان میدهد. بسیاری از مذاهب» پیروان خود را از مطالعه و بررسی سخنان دیگران نهی میکنند؛ چرا که به دلیل ضعف منطق خویش, از این میترسند که منطق دیگران برتری پیدا کند و پیروانشان را از دستشان بگیرد؛ اما به طوری که در این آیه خواندیم اسلام بندگان راستین خداوند را کسانی معرفی کرده که اهل تحقیقاند. نه از شنیدن سخنان دیگران وحشت دارندء نه تسلیم بیقید و شرط میشوند و نه هر وسوسهای را میپذیرند. اسلام به کسانی بشارت میدهد که گفتارها را میشنوند و خوبترین آنها را بر میگزینند. نه تنها خوب را بر بد ترجیح میدهند. در میان خوبها هم هر گلی را که بهتر است» میچینند. اصولاً مکتبی که دارای منطق نیرومندی استء دلیلی ندارد که از گفتههای دیگران وحشت داشته باشد و از طرح مسائل آنها هراس به خود راه دهد. آنها باید بترسند که ضعیف و بیمنطق هستند.در احادینی که در تفسیر این آیه یا به طور مستقل وارد شده نیز بر این موضوع تکیةٌ فراوان دیده میشود؛ از جمله در حدیثی از امام کاظم(ع) میخوانیم: «خداوند متعال, اهل عقل و فهم را در کتابش بشارت داده و فرموده: بندگانم را بشارت ده؛ آنان که سخنان را میشنوند و از بهترین آنها پیروی میکنند.» همچنین در روایتی از امام علی(ع) میخوانیم: «حکمت, گمشده موْمن است. پس حکمت را فرا گیر؛ گرچه از اهل نفاق باشد.»
أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ ٱلْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِى ٱلنَّارِ﴿١٩﴾
39:19 · no commentary for this ayah
لَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ وَعْدَ ٱللَّهِ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ ٱلْمِيعَادَ﴿٢٠﴾
غرفههایی بر فراز غرفههای دیگر
در أیةٌ ۱۶ همین سوره که در بارةٌ عذاب زیانکاران روز قیامت سخن میگویدء خواندیم که برای آنان از بالای سرشان سایبانهایی از آتش و در زیر پایشان نیز طبقاتی از آتش است و به این ترتیبء آنها از هر طرف با شعلههای آتش محاصره شدهاند. در مقابل آن عذاب طاقتفرساء این آیه به پرهیزگاران بشارت میدهد که در بهشتء غرفههایی بر فراز غرفهها و قصرهایی بر فراز قصرها دارند. امام صادق(ع) میفرماید: «امیرالمژمنین(ع) از پیامبر(ص) پرسید: این غرفهها برای چه بنا شده است؟ رسول خدا(ص) فرمود: این غرفهها را حق تعالی برای دوستانش از درّ و یاقوت و زبرجد ساخته. سقفهای آنها از طلاست و با نقره به هم متصل و مستحکم گشته است. هر یک از این غرفهها هزار در از طلا دارد که بر هر یک فرشتهای گمارده شده است...» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج ۰۷ ص۲۵۰ > ۴- تفسیر موضوعی» ج۵» ص ۲۳۱۱ > ۲ نمونه ج ۰۱۹ ص۴۱۲ > ۱- المیزان» ج ۷ ص۲۵۰ ۲ نمونه ج ۸۹ ص۴۱۲ ۳ پیشین» ص۴۱۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Tafsīr-i Mawḍūʿī.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَسَلَكَهُۥ يَنَٰبِيعَ فِى ٱلْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِۦ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَٰنُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُۥ حُطَٰمًا إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ﴿٢١﴾
39:21 · no commentary for this ayah
أَفَمَن شَرَحَ ٱللَّهُ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَٰمِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِّن رَّبِّهِۦ فَوَيْلٌ لِّلْقَٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ ٱللَّهِ أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ضَلَٰلٍ مُّبِينٍ﴿٢٢﴾
عوامل شرح صدر و قساوت قلب
شرح صدر به معنای گشادگی سینه است تا ظرفیت پذیرفتن سخن حق را داشته باشد و چون شرح صدر به خاطر اسلام است و اسلام یعنی تسلیم در برابر خدا و آنچه او اراده کرده و او هم جز حق را اراده نمیکندء در نتیجه, شرح صدر برای اسلام به این معناست که انسان وضعی به خود بگیرد که هر سخن حقی را بپذیرد و آن را رد نکند. البته معنای این حرف این نیست که انسان هر سخنی را - هرچه باشد - کورکورانه بپذیرد؛ بلکه باید با بصیرت نسبت به حق و شناختن راه رشده آن را قبول کند.! در مقابل شرح صدرء قساوت قلب است. این حالت در دلهایی است که در برابر نور حق و هدایت انعطافی از خود نشان نمیدهند و نرم و تسلیم نمیشوند و نور هدایت در آنها نفوذ نمیکند. بهطور کلی انسانها در پذیرفتن حق یکسان نیستند: بعضی حقیقت را با یک اشارة لطیف یا یک کلام کوتاه به خوبی درک میکنند؛ در حالی که گویاترین دلایل و نیرومندترین موعظهها در برخی از انسانها هیچ اثری نمیگذارد. البته هر یک از این دو عواملی دارد. مطالعات پیگیر و مستمرء ارتباط با دانشمندان و علمای صالح» خودسازی و تهذیب نفس, پرهیز از گناه و به ویژه غذای حرامء و یاد خداء از عوامل مهم شرح صدر است. بر عکس» جهل و گناه و لجاجت و بحث و جدال بیمورد و همنشینی با بدان و گنهکاران باعث تنگی روح و قساوت قلب میشود. در روایتی میخوانیم که ابن مسعود از تفسیر این آیه از پیامبر(ص) سوّال کرد و پرسید: چگونه انسان شرح صدر پیدا میکند؟ پیامبر اکرم فرمود: «هنگامی که نور به قلب انسان داخل شود. گسترده و باز میگردد.» عرض کرد: ای رسول خداء نشانة آن چیست؟ فرمود: «توجه به سرای آخرت و جدا شدن از سرای فریب و آماده گشتن برای مرگ پیش از فرود آمدنش.» در روایتی از امام علی(ع) میخوانیم: «اشکها خشک نمیشود مگر به خاطر سختی دلها و دلها سخت و سنگین نمیشود مگر به خاطر فزونی گناه.» در روایت دیگری میخوانیم که خداوند به موسی(ع) وحی فرستاد: «ای موسی, آرزوهایت را در دنیا دراز مکن که قلبت سخت و انعطاف ناپذیر میشود و سنگدلان از من دورند.»
ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ ٱلْحَدِيثِ كِتَٰبًا مُّتَشَٰبِهًا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهْدِى بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍ﴿٢٣﴾
بهترین سخن
منظور از «متشابه» در این آّیه» کلامی است که قسمتهای گوناگون آن با یکدیگر همرنگ و هماهنگاند و هیچگونه تضاد و اختلافی در میان آنها نیست و خوب و بد ندارند؛ بلکه یکی از یکی بهتر است. این درست بر خلاف کلام انسانها است که هرچه بیشتر در آن دقت شودء اختلافها و تناقضها و تضادهای افزونتری در آن پیدا میشود. یه سپس میافزاید که ویژگی دیگر این کتاب این است که مکرر است. این تعبیر ممکن است اشاره به تکرار مباحث گوناگون داستانهاء سرگذشتهاء مواعظ و اندرزها باشد؛ اما تکراری که هرگز ملالآور نیست؛ بلکه شوقانگیز و نشاطآفرین است. این یکی از اصول مهم فصاحت است که انسان چیزی را به هنگام لزوم و برای تأثیر عمیق بخشیدن تکرار کند؛ اما هر زمان به شکلی تازه و صورتی نو که موجب ملالی نشود. به علاوه» مطالب قرآن» مفسر یکدیگرند و بسیاری از مشکلات از این طریق حل میشود. بعد از این توصیفء آیه به آخرین ویژگی قرآن در این بحث یعنی نفوذ عمیق و فوقالعادةٌ آن در دلهای خاشعان میپردازد و با ترسیمی زیبا آن را بیان میکند: قرآن» نخست در دلهای آماده ترسی ایجاد میکند؛ ترسی که مایة بیداری و آغاز حرکت است و انسان را متوجه مسئولیتهایش میکند. در مرحلةٌ بعدء حالت نرمش و پذیرش سخن حق را به او میبخشد و به دنبال آن بدو آرامش میدهد. اری» انذارهای قرآأن» دلها را به لرزه وا میدارد و مژدههای آن» به دلها آرامش میبخشد. اندیشه در عظمت خداوندء انسان را در وحشت فرو میبرد که چگونه میتوان او را شناخت؛ اما مطالعةٌ آثار و دلایل آن ذات مقدس در آفاق و انفس» به آدمی نرمش و آرامش می بخشد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۰۷ ص ۲۵۵ > ۲- نمونه ج ۱۹ ص۴۲۵ > - المیزان» ج۷ ص ۲۵۵ ۲ نمونه ج ۹ ص۴۲۵ ۳ پیشین, ص۴۳۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
أَفَمَن يَتَّقِى بِوَجْهِهِۦ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَقِيلَ لِلظَّٰلِمِينَ ذُوقُوا۟ مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ﴿٢٤﴾
39:24 · no commentary for this ayah
كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَىٰهُمُ ٱلْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ﴿٢٥﴾
39:25 · no commentary for this ayah
فَأَذَاقَهُمُ ٱللَّهُ ٱلْخِزْىَ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَلَعَذَابُ ٱلْـَٔاخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ﴿٢٦﴾
39:26 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِى هَٰذَا ٱلْقُرْءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴿٢٧﴾
39:27 · no commentary for this ayah
قُرْءَانًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِى عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴿٢٨﴾
39:28 · no commentary for this ayah
ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَآءُ مُتَشَٰكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿٢٩﴾
39:29 · no commentary for this ayah
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ﴿٣٠﴾
39:30 · no commentary for this ayah
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ عِندَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ﴿٣١﴾
39:31 · no commentary for this ayah
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى ٱللَّهِ وَكَذَّبَ بِٱلصِّدْقِ إِذْ جَآءَهُۥٓ أَلَيْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَٰفِرِينَ﴿٣٢﴾
39:32 · no commentary for this ayah
وَٱلَّذِى جَآءَ بِٱلصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُتَّقُونَ﴿٣٣﴾
صادق و مصدّق
بسیاری از مفسران» این آیه را به پیامبر اسلام(ص) تفسیر کردهاند. البته تفسیر این آیه به شخص پیامبر که هم آورندةٌ وحی بود و هم تصدیق کنندةٌ آن» باید از قبیل مصداق باشد و نه بیان تمام مفهوم آیه. از اینرو» گروهی از مفسران» جملةٌ «کسی که سخن راست بیاورد» را به تمام پیامبران(ع) تفسیر کردهاند و جملة «و کسی که آن را تصدیق کند» را به پیروان راستین آنها که پرهیزگاران جهان هستند. تفسیر جالب توجه دیگری در مورد آّیه وجود دارد که از همه جامعتر است: «کسی که سخن راست بیاورد» منحصر به پیامآوران وحی نیست؛ بلکه تمام کسانی که مبلغ مکتب آنها و مروّج سخنان حق و صدق بودهاند» در این صف قرار دارند و در این صورت هیچ مانعی ندارد که هر دو جمله بر یک گروه منطبق شود. به این ترتیب» سخن از کسانی است که هم آورندةٌ صدقاند و هم عملکنندةٌ به آن؛ آنها که مکتب وحی را در عالم منتشر میکنند و خود به آن ایمان دارند و عمل میکنند؛ پیامبران و امامان و تبیینکنندگان مکتب آنها. بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت در ذیل آیه این حدیث را نقل کردهاند که منظور از «کسی که سخن راست بیاورد» پیامبر(ص) است و منظور از «کسی که آن را تصدیق کند» علی(ع) است. باید توجه داشت که این تفسیرء مفهوم آیه را محدود نمیکند؛ بلکه بیان روشنترین مصداق یه است. بدون شک علی(ع) در میان تصدیقکنندگان پیامبر» در صف اول قرار داشته و احدی از علمای اسلام منکر این واقعیت نیست که علی(ع) از میان مردان - و بلکه تمام مردم - نخستین کسی بوده که پیامبر را تصدیق کرده است.
لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلْمُحْسِنِينَ﴿٣٤﴾
39:34 · no commentary for this ayah
لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ ٱلَّذِى عَمِلُوا۟ وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ﴿٣٥﴾
39:35 · no commentary for this ayah
أَلَيْسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُۥ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍ﴿٣٦﴾
خدا کافی است
بسیاری از مفسران نقل کردهاند که بتپرستان مکه» پیامبر(ص) را از خشم و غضب بتها برحذر می داشتند و می کَفتند: از انها بدکویی مکن و برخلاف انها اقدام منما که تورا دیوانه می کنند و به تو آزار میرسانند. این آیه نازل شد و به آنها پاسخ داد. گرچه شأن نزول آیه» طبق روایتنی که گفته شدهء تهدید کافران به خشم بتها استء مفهوم آیه چنان وسیع و گسترده است که هر نوع تهدید به غیر خدا را شامل میشود و نویدی برای همة پویندگان راه حق و موّمنان راستین است؛ به ویژه در محیطهایی که در اقلیت قرار دارند و از هر سو مورد تهدید هستند. این آیه به آنها دلگرمی و ثبات قدم میبخشده» روح آنها را سرشار از نشاط و گامهایشان را استوار کرده» اثرات روانی زیانبار تهدیدهای دشمن را خنثی میکند. انسان چون پر کاهی در برابر تندباد حوادث قرار دارد و هر زمان به سویی پرتاب میشود. ممکن است این پر کاه به برگی یا شاخة شکستهای اتصال پیدا کند؛ ولی تندباد هر دو را با خود میبرد. حتی اگر پنجه بر درختی بیفکند» گاهی طوفان» درخت را نیز از ریشه بر میکند؛ اما اگر به کوهی عظیم بپیوندد» هیچ طوفانی نمیتواند او را از جا حرکت دهد. این کوه» همان ایمان به خدا است و بقیةٌ پیوندهاء تکیه بر غیر اوست. توجه و ایمان به محتوای این آّیهء شجاعت و اعتماد به نفس فوقالعادهای به انسان میبخشد و خاطرش را آرام میکند تا در برابر حوادث سخت همجون کوه مقاومت کند. از انبوه دشمنان نهراسد.ء از کمی همراهان وحشت نکند و بحرانهای شدید. آرامش روح او را بر هم نزند. در پرتو توحیدء هیچ عاملی سبب نمیشود که موحّد به بردگی و بندگی غیر خدا سوق پیدا کند. بندگی خداء حریّت و آزادی بنده از غیر اه - حتی هوای نفس -را در پی دارد؛ زیرا چنین موحدی» بندةٌ خدایی است که همه جا حاضر و ناظر است و انسان موحّد همه شئون خود را به او واگذار کرده است. چنین انسانیء به هدایت خاص الهی» مورد استثمار استعمار و استعباد دیگران قرار نمیگیرد تا باطلها او را خوار و تحقیر کنند و به عبودیت خویش وادارند؛ زیرا او با اتصال به قدرت لایزال الهی» از هیچ قدرتی واهمه ندارد تا بر اثر آن به ستایش دیگران و چاپلوسی و تحقیر خود تن دهدء و چون حیات و روزی خود را به دست دیگران نمیداندء برای رسیدن به آن»؛ تن به ذلت و بردگی نمیدهد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۰۱۹ ص ۴۵۲ > ۱- نمونهء چ۱۹, ص ۴۵۲ ۲- پیشین» ص ۴۵۷ ۳ تفسیر موضوعی, ج۲, ص ۵۶۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Tafsīr-i Mawḍūʿī.
وَمَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ ٱللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِى ٱنتِقَامٍ﴿٣٧﴾
39:37 · no commentary for this ayah
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ قُلْ أَفَرَءَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنْ أَرَادَنِىَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوْ أَرَادَنِى بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَٰتُ رَحْمَتِهِۦ قُلْ حَسْبِىَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ﴿٣٨﴾
39:38 · no commentary for this ayah
قُلْ يَٰقَوْمِ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّى عَٰمِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ﴿٣٩﴾
39:39 · no commentary for this ayah
مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ﴿٤٠﴾
39:40 · no commentary for this ayah
إِنَّآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ لِلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ فَمَنِ ٱهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِۦ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ﴿٤١﴾
39:41 · no commentary for this ayah
ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَٱلَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ ٱلَّتِى قَضَىٰ عَلَيْهَا ٱلْمَوْتَ وَيُرْسِلُ ٱلْأُخْرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴿٤٢﴾
جهان اسرارآمیز خواب
حقیقت خواب چیست و چه میشود که انسان به خواب میرود؟ در این باره دانشمندان بحثها و توجیهات فراوانی دارند؛ اما به نظر میآید چیزی که سبب شده دانشمندان امروز از بیان تفسیر روشنی برای موضوع خواب عاجز بماننده همان تفکر مادی آنها است. آنها میخواهند این موضوع را بدون قبول اصالت و استقلال روح تفسیر کنند؛ در حالی که خواب» پیش از آن که یک پدیدةٌ جسمانی باشدء یک پدیدةٌ روحانی است که بدون شناخت صحیح روح» تفسیر آن غیر ممکن است. قرآن مجید در این آیه» دقیقترین تفسیر را برای موضوع خواب بیان کرده و گفته است که خواب نوعی جدایی روح از جسم است؛ اما نه جدایی کامل. به این ترتیب» هنگامی که به فرمان خدا پرتو روح از بدن برچیده میشود و جز شعاع کمرنگی از آن بر این جسم نمیتابد» دستگاه درک و شعور از کار میافتد و انسان از حس و حرکت باز میماند؛ هر چند قسمتی از فعالیتهایی مانند ضربان قلب و گردش خون و فعالیت تنفس و گوارش که برای ادامة حیات او ضرورت دارد» ادامه مییابد. در اینجا همچنین موضوع مهم «روّیا» نیز روشن میشود. بسیارند خوابهایی که عیناً یا با مختصر تفاوتی در عالم خارج واقع میشوند. تفسیرهای مادی» از بیان علت و توجیه اینگونه خوابها عاجزند؛ در حالی که تفسیرهای روحی به خوبی میتوانند این مطلب را روشن کنند. روح انسان به هنگام جدایی از تن و ارتباط با عالم ارواح» حقایق بیشتری از گذشته و آینده را درک میکند و همین» اساس رویاهای صادقه است. از روایاتی که در ذیل این آیه ذکر شده به خوبی روشن میشود که خوابء در اسلام» حرکتی به سوی عالم ارواح شمرده شده و بیداری» بازگشت روح به بدن و حیات مجدد است. در حدیثی از امام علی(ع) میخوانیم: «مسلمان نباید با حالت جنابت بخوابد و جز با طهارت و وضو به بستر نرود. پس اگر آب پیدا نکرد. تیمم کند؛ زیرا روح موْمن به سوی خداوند متعال بالا میرود. پس او را میپذیرد و به او برکت میدهد. اگر پایان عمرش فرا رسیده باشد.ء او را در گنجهای رحمتش قرار میدهد و اگر فرا نرسیده باشد. او را همراه گروهی از ملائکه که او را به امانت گرفته بودند, بر میانگیزد و آنها او را به جسدش باز میگردانند.» آنها از نام خدا وحشت دارند ۳ نباید تصور کرد که این آیه مخصوص مشرکان عصر پیامبر(ص) بوده است؛ بلکه در هر عصرء منحرفان تاریکدلی هستند که از شنیدن نام دشمنان خدا و مکتبهای الحادی و پیروزی ستمگران خوشحال میشوند؛ اما نام نیکان و پاکان و برنامهها و پیروزیهایشان برای آنان دردآور است. در بعضی از روایات» این آیه به کسانی تفسیر شده که از شنیدن فضایل اهل بیت(ع) یا پیروی مکتبشان ناراحصت میشوند. هماکنون نیز مشاهده میشود که برخی افراده حاضر به شرکت در مجالس قران و موعظه و احکام و ذکر فضایل اهل بیت(ع) نیستند و اگر هم به دلیلی شرکت کنندء از روی بیمیلی است؟ اما اگر به مجالس گناه و معصیت دعوت شوندهء با کمال میل به سوی آن میشتابند و از آن استقبال میکنند.
أَمِ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُفَعَآءَ قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا۟ لَا يَمْلِكُونَ شَيْـًٔا وَلَا يَعْقِلُونَ﴿٤٣﴾
39:43 · no commentary for this ayah
قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَٰعَةُ جَمِيعًا لَّهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿٤٤﴾
39:44 · no commentary for this ayah
وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحْدَهُ ٱشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْـَٔاخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ﴿٤٥﴾
39:45 · no commentary for this ayah
قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ عَٰلِمَ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِى مَا كَانُوا۟ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴿٤٦﴾
39:46 · no commentary for this ayah
وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مَا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُۥ مَعَهُۥ لَٱفْتَدَوْا۟ بِهِۦ مِن سُوٓءِ ٱلْعَذَابِ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا۟ يَحْتَسِبُونَ﴿٤٧﴾
آنچه هرگز گمان نمی کردند
طبق این آیه, کافران در قیامت به اموری برخورد میکنند که وضع آن امورء بالاتر از تصورشان و بزرگتر و هولانگیزتر از آن بوده که به ذهن آنان خطور کند؛ نه این که چیزهایی را خواهند دید که بدانها اعتقاد نداشتند. مشرکان از پیامبران و موّمنان میشنیدند که خدا برای اعمال بندگان؛ حساب و میزانی دارد و برای کافران» آتش و عذابهای رنگارنگی در نظر گرفته. آنگاه شنیدههای خود را با آنچه در ذهنشان بودء یعنی آتش دنیا و عذاب دنیا و حساب و میزان دنیا مقایسه میکردند؛ اما هنگامی که در قیامت با عذاب الهی روبهرو شوندء خواهند دید که بزرگتر از آن بوده که در دنیا به ذهن کسی خطور کند. این آیه در توصیف عذاب خدا مانند ید ۱۷ سورةٌ سحده است که در توصیف نعمتهای بهشتیان میفرماید: «هیج کس نمیداند چه پاداشهای مهمی که مایةٌ روشنی چشمهاست. برای آنها نهفته شده...»؟ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۱۹. ص ۴۸۱ > ۴ المیزان» ج ۰۷ ص ۲۷۳ > ۱- نمونهء چ۰۱۹ ص ۴۸۱ ۲- پیشین» ص ۴۸۷ ۳ اطیبالبیان» ج۱۱ء ص ۳۲۳ > ۳ اطیبالبیان» ج۱ ص ۳۲۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
وَبَدَا لَهُمْ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُوا۟ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ﴿٤٨﴾
39:48 · no commentary for this ayah
فَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَٰنَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَٰهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍۭ بَلْ هِىَ فِتْنَةٌ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿٤٩﴾
39:49 · no commentary for this ayah
قَدْ قَالَهَا ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ﴿٥٠﴾
39:50 · no commentary for this ayah
فَأَصَابَهُمْ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُوا۟ وَٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنْ هَٰٓؤُلَآءِ سَيُصِيبُهُمْ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُوا۟ وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ﴿٥١﴾
39:51 · no commentary for this ayah
أَوَلَمْ يَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴿٥٢﴾
39:52 · no commentary for this ayah
قُلْ يَٰعِبَادِىَ ٱلَّذِينَ أَسْرَفُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا۟ مِن رَّحْمَةِ ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ يَغْفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴿٥٣﴾
خداوند همة گناهان را میآمرزد
دقت در تعبیرات این آّیه نشان میدهد که از امیدبخشترین آیات قرآن برای گنهکاران است. شمول این آیه به حدی است که در روایتی از امیرموژمنان علی(ع) میخوانیم: در تمام قرآن, آیهای فراگیرتر از «یا عبادی الذین اسرفوا...» نیست.» به طور کلی یکی از مشکلات مهمی که بر سر راه کار تربیتی وجود دارده احساس گناهکاری بر اثر اعمال بد گذشته است. به ویژه زمانی که گناهان سنگین باشدء این فکر پیوسته در نظر انسان مجسم میشود که اگر بخواهد مسیر خود را تغییر دهد و به راه خدا باز گردد» چگونه میتواند خود را از مسئولیت سنگین گذشته برهاند. این مشکل در فرهنگ قرآن حل گشته و توبة حقیقی» وسیلةٌ قاطعی برای جدا شدن از گذشته و آغاز یک زندگی جدید برشمرده شده است. به این ترتیب» قرآن درهای لطف الهی را به روی هر انسان و در هر شرایطی و با هرگونه بار مسئولیتی باز میگذارد. نمونة زندهاش همین آیه است که با انواع لطایف بیان» مجرمان و گنهکاران را به سوی خدا دعوت میکند و به آنها قول میدهد که میتوانند خود را از زندگی گذشته به کلی جدا کنند. در روایتی از پیامبر اسلام(ص) میخوانیم: «کسی که از گناه توبه کند, همانند کسی است که گناه نکرده است.» البته این بازگشت به سوی رحمت الهی» بیقید و شرط نیست؛ زیرا خدا حکیم است و کار بیحساب نمیکند و اگر آغوش رحمتش را به روی همگان گشوده و پیوسته انها را به سوی خود میخواند» وجود آمادگی هایی در بندگان نیز لازم است. هم باید با تمام وجود خواهان بازگشت باشند و انقلاب درونی و دگرگونی بنیادی پیدا کنند و هم بعد از بازگشت. پایههای ایمان و اعتقاداتشان که بر اثر طوفان گناه فرو ریختهء نوسازی و تجدید بنا شود و نیز با اعمال صالح» ناتوانی روحی و ضعف اخلاقی خود را جبران کنند. البته هر قدر گناهان سابق سنگینتر باشد.ء باید اعمال نیکوتری انجام دهند و بدینوسیله گذشتةٌ تاریک را با اعمال نورانی جبران کنند.
وَأَنِيبُوٓا۟ إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا۟ لَهُۥ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ﴿٥٤﴾
39:54 · no commentary for this ayah
وَٱتَّبِعُوٓا۟ أَحْسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ﴿٥٥﴾
39:55 · no commentary for this ayah
أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَٰحَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِى جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ﴿٥٦﴾
جنبالله
«جّنب» در لغت به معنای پهلو است و به هر چیزی که در کنار چیزی قرار گرفته باشد اطلاق میشود. «جنبالله» در این آیه به معنای تمام اموری است که در جانب پروردگار قرار دارد و به او مربوط است: فرمان اوء اطاعت او و قرب اوء کتب آسمانی که از ناحیه او نازل شده» همه در معنی آن جمع است. به این ترتیب» تفریط در این قسمت شامل تمام انواع کوتاهیها در اطاعت فرمان او و پیروی از کتب آسمانی و اقتدا به پیامبران و امامان میگردد. در روایات متعددی «جنبالله» به امامان تفسیر شده است. در روایتی از امام کاظم(ع) میخوانیم: «جنبال» امیرالموْمنین(ع) و همچنین اوصیای بعد از او هستند که مقام والایی دارند تا امر (امامت) به آخرین نفر برسد.» البته این تفسیرها از قبیل بیان مصداق روشن است؛ زیرا مسلّم است که پیروی از مکتب امامان(ع)» پیروی از پیامبر(ص) و اطاعت فرمان خدا است؛ چرا که آنها از خود چیزی نمی گویند. ۱- نمونه» چ۰۱۹ ص ۴۹۹ ۲- پیشین» ص ۵۱۱ ٢- بیشین، ص ١١ه > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِى لَكُنتُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ﴿٥٧﴾
39:57 · no commentary for this ayah
أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِى كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ ٱلْمُحْسِنِينَ﴿٥٨﴾
39:58 · no commentary for this ayah
بَلَىٰ قَدْ جَآءَتْكَ ءَايَٰتِى فَكَذَّبْتَ بِهَا وَٱسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ﴿٥٩﴾
39:59 · no commentary for this ayah
وَيَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ تَرَى ٱلَّذِينَ كَذَبُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ أَلَيْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْمُتَكَبِّرِينَ﴿٦٠﴾
39:60 · no commentary for this ayah
وَيُنَجِّى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ بِمَفَازَتِهِمْ لَا يَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴿٦١﴾
39:61 · no commentary for this ayah
ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَىْءٍ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ وَكِيلٌ﴿٦٢﴾
39:62 · no commentary for this ayah
لَّهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ﴿٦٣﴾
کلیدهای آسمان و زمین
«مقالید» جمع «مقلید» است. این تعبیر معمولاً کنایه از مالکیت یا سلطه بر چیزی است؛ چنان که میگوییم: کلید این کار به دست فلانی است. بنابر این» این آّیه ممکن است هم اشاره به یگانگی خداوند در مالکیت داشته باشد و هم یگانگی تدبیر و ربوبیت و حاکمیت او بر عالم هستی. به همین دلیل بلافاصله چنین نتیجهگیری میکند: «و کسانی که به آیات خداوند کافر شدند.ء زیانکارانند.»؛ چرا که منبع اصلی و سرچشمةٌ واقعی همةٌ خیرات و برکات را رها کرده و در بیراههها سرگردان شده و از کسی که تمام کلیدهای آسمان و زمین به دست او استء روی برتافته و به سراغ موجودات ناتوانی رفتهاند که مطلقاً کاری از آنها ساخته نیست. بعضی مفسران در ذیل این آیه گفتهاند: کلید دو گونه چرخش دارد: با یک چرخش, در را باز میکند و با چرخش دیگرء آن را میبندد. کلید مخازن جهان به دست خداست و او همةٌ درهای مخازن رحمت را بر روی حق و حقپویان موّمن میگشاید؛ ولی آن را بر روی باطلپویان کافر میبندد و هیچ مخزنی با باطل و کفر هماهنگ نیست. نکتةٌ دیگر اینکه یکی از مهمترین کلیدهای درهای رحمت خداوند دعا و عرض حاجت به ساحت مقدس اوست. در روایتی از امام جعفر صادق(ع) آمده است: «بسیار دعا کن؛ زیرا کلید هر رحمتی و سیب برآورده شدن هر حاجتی است.»
قُلْ أَفَغَيْرَ ٱللَّهِ تَأْمُرُوٓنِّىٓ أَعْبُدُ أَيُّهَا ٱلْجَٰهِلُونَ﴿٦٤﴾
39:64 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ﴿٦٥﴾
اگر مشرک شوی, اعمالت بر باد میرود
در اینجا این سوّال مطرح میشود که مگر امکان دارد انبیای بزرگ الهی راه شرک را پیش گیرند که این آیه با این لحن با آنها سخن میگوید. پاسخ این سوّال روشن است: انبیا هرگز مشرک نخواهند شد؛ هر چند قدرت و اختیار این کار را دارند. معصوم بودن به معنای سلب قدرت و اختیار نیست؛ بلکه بالا بودن سطح معرفت آنها و ارتباط مستقیم و مستمرشان با مبداً وحی» مانع از این میشود که آنها حتی برای لحظهای هم فکر شرک را به خود راه دهند. آیا پزشک ماهر و هوشمندی که از تأثیر یک ماد سمّی بسیار خطرناک و کشنده به خوبی آگاه است» هرگز ممکن است در حال اعتدال فکر» خود را به آن آلوده کند؟ هدف آیه این است که اهمیت خطر شرک را به همگان یادآوری کند تا مردم بدانند وقتی خداوند با پیامبران بزرگش چنین سخن میگوید. تکلیف دیگران روشن است. همین معنی در حدیثی از امام رضا(ع) نقل شده است که فرمود: «منظور از اینگونه آیات, امت است؛ هر چند مخاطب رسول خدا است.»
بَلِ ٱللَّهَ فَٱعْبُدْ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴿٦٦﴾
39:66 · no commentary for this ayah
وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِۦ وَٱلْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطْوِيَّٰتٌۢ بِيَمِينِهِۦ سُبْحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴿٦٧﴾
خدا را آن گونه که شایسته است» نشناختند
سرچشمةٌ شرک» نشناختن صحیح خداوند است. کسی که بداند وجود خداوند از هر نظر بیپایان و نامحدود است و آفرینش همةٌ موجودات از ناحیة او است و حتی برای ادامة هستی خود هر لحظه به فیض وجود او نیازمندند و تدبیر عالم هستی و گشودن گره تمام مشکلات و همه ارزاق به دست باقدرت اوست و حتی اگر شفاعتی هم انجام گیرد. به اذن و فرمان او خواهد بودء دیگر به سوی غیرخدا رو نخواهد کرد. «قبضه» به معنای چیزی است که در مشت میگیرند و معمولاً کنایه از قدرت مطلقه و سلطة کامل بر چیزی است؛ همانگونه که در تعبیرات روزمره میگوییم فلان شهر در دست من است یا فلان ملک در قبضه و مشت من است. «مطویات» از مادةٌ «طی» به معنای به هم پیچیدن است که گاه کنایه از گذشتن عمر یا عبور از چیزی نیز است. این تعبیر به صورت واضحتر در ایةٌ ۱۰۴ سورةٌ انبیاء آمده است که میفرماید: «در آن روزء آسمان را چون طوماری درهم میپیچیم.» کسی که طوماری را درهم پیچیده و در دست راست گرفته» کاملترین تسلط را بر آن دارد؛ به ویژه انتخاب «یمین» به خاطر این است که غالب اشخاص کارهای مهم را با دست راست انجام میدهند و قَوّت و قدرت بیشتری در آن احساس میکنند. در اینجا این سوّال مطرح میشود که مگر در این دنیا زمین و آسمان در قبضةٌ قدرت خدا نیست. پاسخ این است که در روز قیامتء قدرت خداوند از هر زمان آشکارتر است و به مرحلة ظهور و بروز نهایی میرسد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۰۱۹ ص ۵۲۲ > ۱- نمونه چ۰۱۹ ص ۵۲۲ ۲- تفسیر موضوعی, جچ۶» ص ۳۰ > ۳ تفسیر موضوعی» ج۱۴ ص ۲۱۳ ۴ نمونهء ج ۰۱۹ ص ۵۲۸ ۵ پیشین» ص ۵۲۹ > ۴ نمونهء ج ۰۱۹ ص ۵۲۸ > ۵- پیشین» ص ۵۲۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Tafsīr-i Mawḍūʿī.
وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ﴿٦٨﴾
فریاد مرگ و حیات
در آیات فراوانی از قرآن مجید اشاراتی به موضوع نفخ صور (دمیدن در شیپور) آمده است. از این آیات به خوبی استفاده میشود که دو بار در صور دمیده میشود؛ یک بار در پایان جهان که همه خلایق میمیرند و این نفخةٌ مرگ استء بار دیگر در آستانة رستاخیز که همةٌ مردگان زنده میشوند و این نفخهٌ حیات است. آنچه با ظاهر آّیات سازگارتر استء این است که این تعبیر (نفخ صور) جنبةٌ کنایی ندارد؛ بلکه واقعاً در شیپور دمیده میشود؛ ولی واضح است که آن یک شیپور عادی نیست؛ صاعقه و صیحةٌ عظیمی است که تمام أسمان وزمین رایر می کند و سبب مرکً ناکَهانی همه موجودات زنده می شود یا همه را به حرکت و جنبش در میآورد و سبب حیات آنها میگردد. در حدیثی از امام سجاد(ع) میخوانیم: «صور, شاخ بزرگی است که یک سر و دو طرف دارد و فاصلةٌ میان طرف پایین که به سمت زمین است تا طرف بالا که به سمت آسمان است. به اندازةٌ فاصلةٌ اعماق زمین هفتم تا فراز هفتمین آسمان است و در آن سوراخهایی به شمار ارواح خلایق است و دهانة آن به وسعت بین آسمان و زمین است.» در احادیث آمده که یکی از فرشتگان مقرب خدا به نام «اسرافیل» مأْمور دمیدن در صور است. از بعضی روایات استفاده میشود که او مقربترین فرشتةٌ خدا و نخستین فرشتهای است که برای آدم سجده کرد. البته از روایتی از امام سجاد(ع) استفاده میشود که نفخةٌ مرگ را اسرافیل میدمد و بعد از آن خود اسرافیل هم میمیرد و نفخهٌ حیات را خود پروردگار عالم میدمد. از بعضی از روایات نیز استفاده میشود که فاصلة بین نفخةٌ یکم و دوم چهل سال است؛ ولی آیا این سالها همچجون سالهای معمولی دنیا است یا همانند سالها و ایام قیامت که هر روز آن معادل پنجاه هزار سال است» درست بر ما روشن نیست. در روایتی از امیرالموّمنین علی(ع) در توصیف انچه پس از نفخةٌ یکم رخ میدهده میخوانیم: «در صور دمیده شود و جانها از تنها بیرون آیند و زبانها گنگ شود و کوههای افراشته و صخرههای استوار چنان فرو ریزند که از دور چون سرابهای لرزان در نظر آیند و آبادیهاء زمینی خشک و هموار شوند.» اما در تفسیر این که این آیه» گروهی را از مرگ در نفخهُ نخست استثنا میکند» دو احتمال وجود دارد: یکم این که اگر تصور شود که خداوند مخلوقاتی در غیر آسمانها و زمین داشته باشدء میتوان این استئنا را در بارةٌ آنها شمرد؛ زیرا آیه میفرماید که همه کسانی که در آسمانها و زمین هستندء میمیرندء و در بارة مخلوقاتی که ممکن است در مکان دیگری به جز آسمانها و زمین باشنده سخن نمیگوید. دوم این که میتوان گفت مرگ مربوط به جسمهاست و وقتی روح از جسم خارج شودء جسم میمیرد؛ اما ارواح نمیمیرند و شاید استثنای آیه در بارة ارواح باشد. برخی از روایات اهل بیت(ع) نیز احتمال دوم را تأیید میکند.
وَأَشْرَقَتِ ٱلْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ ٱلْكِتَٰبُ وَجِا۟ىٓءَ بِٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَقُضِىَ بَيْنَهُم بِٱلْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ﴿٦٩﴾
زمین به نور پروردگار روشن میشود
در تفسیر این جمله» دو نظر مناسبتر است: ۱- منظور از نور رب» حق و عدالت است که خداوند صفحةٌ زمین را در آن روز با آن نورانی میکند. علامه محلسی در این باره میگوید: «یعنی زمین به عدل پروردگار در روز قیامت روشن میشود؛ زیرا نور زمین به عدالت است.»۲- مراد از روشن شدن زمین به نور پروردگار که از خصوصیات روز قیامت است» همان کنار رفتن پردهها و ظاهر شدن حقایق اشیا و اعمال انسانها از خیر و شر و اطاعت و عصیان و حق و باطل است و هنگامی چیزی اشکار میشود که نوری وجود داشته باشد و بدون شک آشکار کنندة حقایق در قیامت» شخص خداوند است؛ زیرا اسباب روشنگری (مانند خورشید و...) در قیامت از کار میافتد؛ پس حقایق همه چیز به وسیلةٌ نوری از جانب خدا آشکار میگردد. نکتةٌ دیگر این که در برخی از روایاتء این آیه به قیام حضرت مهدی(عج) تفسیر شده است. باید توجه داشت که این روایات» نوعی تطبیق و تشبیه است و تأکید بر این معنی که به هنگام قیام آن بزرگوار دنیا نمونهای از صحنةٌ قیامت میشود و عدل و داد به همت آن امام بر حق - تا آنجا که طبیعت دنیا میپذیرد - در روی زمین حکمفرما خواهد شد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- پیام قرآن» ج ۰۶ ص ۶۷ ۲ نهجالبلاغه» خطبة ۱۸۶ ۳ المیزان» ج ۷ ص ۲۹۳ > ۴ نمونهء ج ۱۹ ص ۵۴۳ > ۲ نهجالبلاغه» خطبة ۱۸۶ > ۳ المیزان» ج ۷ ص ۲۹۳ > F99 > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Nahj al-Balāgha, Payām-i Qurʾān.
وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ﴿٧٠﴾
39:70 · no commentary for this ayah
وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَآ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ ءَايَٰتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَآءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا قَالُوا۟ بَلَىٰ وَلَٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ ٱلْعَذَابِ عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ﴿٧١﴾
39:71 · no commentary for this ayah
قِيلَ ٱدْخُلُوٓا۟ أَبْوَٰبَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى ٱلْمُتَكَبِّرِينَ﴿٧٢﴾
39:72 · no commentary for this ayah
وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ إِلَى ٱلْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَٰمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَٱدْخُلُوهَا خَٰلِدِينَ﴿٧٣﴾
39:73 · no commentary for this ayah
وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى صَدَقَنَا وَعْدَهُۥ وَأَوْرَثَنَا ٱلْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَآءُ فَنِعْمَ أَجْرُ ٱلْعَٰمِلِينَ﴿٧٤﴾
39:74 · no commentary for this ayah
وَتَرَى ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ حَآفِّينَ مِنْ حَوْلِ ٱلْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِىَ بَيْنَهُم بِٱلْحَقِّ وَقِيلَ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ﴿٧٥﴾
39:75 · no commentary for this ayah