Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرْوًا﴿١﴾
توضیح سوگندهای آیات
در این آّیات» چندین سوگند پشت سر هم آمده تا بر مطلبی تأکید کند. آن مطلبء جزا دادن به اعمال انسانهاست. در ید یکم به «بادهایی که ابرها (را به حرکت در میآورند و ذرات و بذرها) را (روی زمین) پراکنده میکنند» سوگند خورده شده و در أَیةُ بعد به «ابرهایی که بار سنگینی از باران را با خود حمل میکنند». سپس به «کشتیهایی که به آسانی به حرکت در میآیند» قسم خورده شده و در آَیةٌ چهارم به «فرشتگانی که کارشان این است که به دستورهای خدا عمل کنند و فرامین او را بین خود با توجه به تفاوت مقامها و مأموریتهایشان تقسیم کنند». آری» فرمان خداوند در خلقت و تدبیر عالم یکی است؛ ولی وقتی این فرمان را فرشتگانی دریافت میکنند که مأموریتهای متفاوتی دارند» تقسیم می شود و همچنان این تقسیم ادامه دارد تا به دست فرشتگانی برسد که مأمور پدید آوردن حوادث جزئی عالماند. بدین ترتیب» فرمان الهی مبنی بر تدبیر عالم» به گروه ملائکه می رسد و هر یک از آنها بر اساس این فرمان» وظیفةٌ خود را انجام میدهد و به تدبیر بخشی از عالم مشغول میشود. به طوری که ملاحظه میکنید. این یات چهارگانه به تمامی جهان اشاره دارد؛ چون هم نمونهای از تدبیر امور خشکیها را ذکر کرده که همان «بادهای به حرکت درآورنده» است و هم نمونهای از تدابیر امور دریاها را که همان «کشتی هایی که به آسانی حرکت میکنند»» است و هم نمونهای از تدابیر مربوط به فضا را که همان «ابرهای بارانزا» هست و به دیگر امور عالم نیز با «فرشتگانی که واسطههای مدبّر و تقسیم کنندةٌ کارها هستند» اشاره کرده است. پس این آًیات چهارگانه میفرماید: «سوگند می خورم به تمام اسبابی که امر تدبیر در جهان با آنها تمام می شود که آنچه که به شما وعده داده شده» راست است و جزای اعمال واقعشدنی است.» در روایاتی که از طریق شیعه و سنی نقل شده» تفسیر این آیات» به صورتی که گفته شدء از امام علی(ع) وارد شده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج ۸ ص۳۶۴ ۲- نمونهء ج۲۲, ص ۳۰۳ ۳ المیزان» ج ۸ ص ۳۶۸ > ۲- نمونهء ج۲۲. ص ۳۰۳ > ۳ المیزان» ج ۱۸ ص ۳۶۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
فَٱلْحَٰمِلَٰتِ وِقْرًا﴿٢﴾
توضیح سوگندهای آیات
در این آّیات» چندین سوگند پشت سر هم آمده تا بر مطلبی تأکید کند. آن مطلبء جزا دادن به اعمال انسانهاست. در ید یکم به «بادهایی که ابرها (را به حرکت در میآورند و ذرات و بذرها) را (روی زمین) پراکنده میکنند» سوگند خورده شده و در أَیةُ بعد به «ابرهایی که بار سنگینی از باران را با خود حمل میکنند». سپس به «کشتیهایی که به آسانی به حرکت در میآیند» قسم خورده شده و در آَیةٌ چهارم به «فرشتگانی که کارشان این است که به دستورهای خدا عمل کنند و فرامین او را بین خود با توجه به تفاوت مقامها و مأموریتهایشان تقسیم کنند». آری» فرمان خداوند در خلقت و تدبیر عالم یکی است؛ ولی وقتی این فرمان را فرشتگانی دریافت میکنند که مأموریتهای متفاوتی دارند» تقسیم می شود و همچنان این تقسیم ادامه دارد تا به دست فرشتگانی برسد که مأمور پدید آوردن حوادث جزئی عالماند. بدین ترتیب» فرمان الهی مبنی بر تدبیر عالم» به گروه ملائکه می رسد و هر یک از آنها بر اساس این فرمان» وظیفةٌ خود را انجام میدهد و به تدبیر بخشی از عالم مشغول میشود. به طوری که ملاحظه میکنید. این یات چهارگانه به تمامی جهان اشاره دارد؛ چون هم نمونهای از تدبیر امور خشکیها را ذکر کرده که همان «بادهای به حرکت درآورنده» است و هم نمونهای از تدابیر امور دریاها را که همان «کشتی هایی که به آسانی حرکت میکنند»» است و هم نمونهای از تدابیر مربوط به فضا را که همان «ابرهای بارانزا» هست و به دیگر امور عالم نیز با «فرشتگانی که واسطههای مدبّر و تقسیم کنندةٌ کارها هستند» اشاره کرده است. پس این آًیات چهارگانه میفرماید: «سوگند می خورم به تمام اسبابی که امر تدبیر در جهان با آنها تمام می شود که آنچه که به شما وعده داده شده» راست است و جزای اعمال واقعشدنی است.» در روایاتی که از طریق شیعه و سنی نقل شده» تفسیر این آیات» به صورتی که گفته شدء از امام علی(ع) وارد شده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج ۸ ص۳۶۴ ۲- نمونهء ج۲۲, ص ۳۰۳ ۳ المیزان» ج ۸ ص ۳۶۸ > ۲- نمونهء ج۲۲. ص ۳۰۳ > ۳ المیزان» ج ۱۸ ص ۳۶۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
فَٱلْجَٰرِيَٰتِ يُسْرًا﴿٣﴾
توضیح سوگندهای آیات
در این آّیات» چندین سوگند پشت سر هم آمده تا بر مطلبی تأکید کند. آن مطلبء جزا دادن به اعمال انسانهاست. در ید یکم به «بادهایی که ابرها (را به حرکت در میآورند و ذرات و بذرها) را (روی زمین) پراکنده میکنند» سوگند خورده شده و در أَیةُ بعد به «ابرهایی که بار سنگینی از باران را با خود حمل میکنند». سپس به «کشتیهایی که به آسانی به حرکت در میآیند» قسم خورده شده و در آَیةٌ چهارم به «فرشتگانی که کارشان این است که به دستورهای خدا عمل کنند و فرامین او را بین خود با توجه به تفاوت مقامها و مأموریتهایشان تقسیم کنند». آری» فرمان خداوند در خلقت و تدبیر عالم یکی است؛ ولی وقتی این فرمان را فرشتگانی دریافت میکنند که مأموریتهای متفاوتی دارند» تقسیم می شود و همچنان این تقسیم ادامه دارد تا به دست فرشتگانی برسد که مأمور پدید آوردن حوادث جزئی عالماند. بدین ترتیب» فرمان الهی مبنی بر تدبیر عالم» به گروه ملائکه می رسد و هر یک از آنها بر اساس این فرمان» وظیفةٌ خود را انجام میدهد و به تدبیر بخشی از عالم مشغول میشود. به طوری که ملاحظه میکنید. این یات چهارگانه به تمامی جهان اشاره دارد؛ چون هم نمونهای از تدبیر امور خشکیها را ذکر کرده که همان «بادهای به حرکت درآورنده» است و هم نمونهای از تدابیر امور دریاها را که همان «کشتی هایی که به آسانی حرکت میکنند»» است و هم نمونهای از تدابیر مربوط به فضا را که همان «ابرهای بارانزا» هست و به دیگر امور عالم نیز با «فرشتگانی که واسطههای مدبّر و تقسیم کنندةٌ کارها هستند» اشاره کرده است. پس این آًیات چهارگانه میفرماید: «سوگند می خورم به تمام اسبابی که امر تدبیر در جهان با آنها تمام می شود که آنچه که به شما وعده داده شده» راست است و جزای اعمال واقعشدنی است.» در روایاتی که از طریق شیعه و سنی نقل شده» تفسیر این آیات» به صورتی که گفته شدء از امام علی(ع) وارد شده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج ۸ ص۳۶۴ ۲- نمونهء ج۲۲, ص ۳۰۳ ۳ المیزان» ج ۸ ص ۳۶۸ > ۲- نمونهء ج۲۲. ص ۳۰۳ > ۳ المیزان» ج ۱۸ ص ۳۶۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
فَٱلْمُقَسِّمَٰتِ أَمْرًا﴿٤﴾
توضیح سوگندهای آیات
در این آّیات» چندین سوگند پشت سر هم آمده تا بر مطلبی تأکید کند. آن مطلبء جزا دادن به اعمال انسانهاست. در ید یکم به «بادهایی که ابرها (را به حرکت در میآورند و ذرات و بذرها) را (روی زمین) پراکنده میکنند» سوگند خورده شده و در أَیةُ بعد به «ابرهایی که بار سنگینی از باران را با خود حمل میکنند». سپس به «کشتیهایی که به آسانی به حرکت در میآیند» قسم خورده شده و در آَیةٌ چهارم به «فرشتگانی که کارشان این است که به دستورهای خدا عمل کنند و فرامین او را بین خود با توجه به تفاوت مقامها و مأموریتهایشان تقسیم کنند». آری» فرمان خداوند در خلقت و تدبیر عالم یکی است؛ ولی وقتی این فرمان را فرشتگانی دریافت میکنند که مأموریتهای متفاوتی دارند» تقسیم می شود و همچنان این تقسیم ادامه دارد تا به دست فرشتگانی برسد که مأمور پدید آوردن حوادث جزئی عالماند. بدین ترتیب» فرمان الهی مبنی بر تدبیر عالم» به گروه ملائکه می رسد و هر یک از آنها بر اساس این فرمان» وظیفةٌ خود را انجام میدهد و به تدبیر بخشی از عالم مشغول میشود. به طوری که ملاحظه میکنید. این یات چهارگانه به تمامی جهان اشاره دارد؛ چون هم نمونهای از تدبیر امور خشکیها را ذکر کرده که همان «بادهای به حرکت درآورنده» است و هم نمونهای از تدابیر امور دریاها را که همان «کشتی هایی که به آسانی حرکت میکنند»» است و هم نمونهای از تدابیر مربوط به فضا را که همان «ابرهای بارانزا» هست و به دیگر امور عالم نیز با «فرشتگانی که واسطههای مدبّر و تقسیم کنندةٌ کارها هستند» اشاره کرده است. پس این آًیات چهارگانه میفرماید: «سوگند می خورم به تمام اسبابی که امر تدبیر در جهان با آنها تمام می شود که آنچه که به شما وعده داده شده» راست است و جزای اعمال واقعشدنی است.» در روایاتی که از طریق شیعه و سنی نقل شده» تفسیر این آیات» به صورتی که گفته شدء از امام علی(ع) وارد شده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج ۸ ص۳۶۴ ۲- نمونهء ج۲۲, ص ۳۰۳ ۳ المیزان» ج ۸ ص ۳۶۸ > ۲- نمونهء ج۲۲. ص ۳۰۳ > ۳ المیزان» ج ۱۸ ص ۳۶۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ﴿٥﴾
51:5 · no commentary for this ayah
وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٌ﴿٦﴾
51:6 · no commentary for this ayah
وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلْحُبُكِ﴿٧﴾
جین و شکنهای آسمان
برای «حْبْک» معانی بسیاری گفته شده؛ از جمله راهها و چین و شکنهایی که بر اثر بادها روی شنهای بیابان یا صفحة آب یا ابرهای آسمان پیدا میشود. به موهای مجعد نیز حبک گفته میشود. گاه حبک را زیبایی و زینت نیز تفسیر کردهاند و گاه شکل موزون و مرتب. اصل آن به معنای بستن و محکم کردن است. به نظر میرسد که همةٌ این معانی به یک معنی باز میگردد و آن چین و شکنهای زیبایی است که در میان امواج» ابرهای آسمانء شنهای بیابان و موهای سر پیدا میشود؛ اما تطبیق این معنا بر اسمان, یا به خاطر آشکال گوناگون تودههای ستارگان و صورتهای فلکی یا به خاطر موجهای جالبی است که در ابرهای آسمانی پیدا میشود و گاه به قدری زیبا است که مدتها چشمهای انسان را متوجه خود میکند یا تودههای عظیم کهکشانها که همچون پیچ و خمهای موهای مجعد بر صفحةٌ آسمان ظاهر میشود. عکسهای جالبی که دانشمندان با تلسکوپها از این کهکشانها برداشتهاند کاملاً نقش موهای مجعد را تداعی میکند. بنابر این معناء قرآن به آسمان و این کهکشانهای عظیم که در آن روز چشم تیزیین بشر هنوز به آن نیفتاده بو سوگند یاد میکند. با توجه به این که این معانی منافاتی با هم ندارنده ممکن است هم آنها در این سوگند جمع باشند. در آیة ۷ سورةٌ موْمنون نیز میخوانیم: «ما بر فراز شما هفت راه آفریدیم.»؛ که اشاره به تنوع و کثرت آسمانها و کرات و کهکشانها و عوالم گوناگون است. این نکته نیز سزاوار توجه است که حبک ممکن است به استحکام آسمانها و پیوند محکم کرات با یکدیگر مانند سیارات منظومةٌ شمسی با قرص خورشید اشاره داشته باشد.
إِنَّكُمْ لَفِى قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ﴿٨﴾
51:8 · no commentary for this ayah
يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ﴿٩﴾
51:9 · no commentary for this ayah
قُتِلَ ٱلْخَرَّٰصُونَ﴿١٠﴾
51:10 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ هُمْ فِى غَمْرَةٍ سَاهُونَ﴿١١﴾
51:11 · no commentary for this ayah
يَسْـَٔلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلدِّينِ﴿١٢﴾
51:12 · no commentary for this ayah
يَوْمَ هُمْ عَلَى ٱلنَّارِ يُفْتَنُونَ﴿١٣﴾
51:13 · no commentary for this ayah
ذُوقُوا۟ فِتْنَتَكُمْ هَٰذَا ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تَسْتَعْجِلُونَ﴿١٤﴾
51:14 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍ وَعُيُونٍ﴿١٥﴾
51:15 · no commentary for this ayah
ءَاخِذِينَ مَآ ءَاتَىٰهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُحْسِنِينَ﴿١٦﴾
51:16 · no commentary for this ayah
كَانُوا۟ قَلِيلًا مِّنَ ٱلَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ﴿١٧﴾
51:17 · no commentary for this ayah
وَبِٱلْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ﴿١٨﴾
51:18 · no commentary for this ayah
وَفِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِ﴿١٩﴾
51:19 · no commentary for this ayah
وَفِى ٱلْأَرْضِ ءَايَٰتٌ لِّلْمُوقِنِينَ﴿٢٠﴾
51:20 · no commentary for this ayah
وَفِىٓ أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ﴿٢١﴾
51:21 · no commentary for this ayah
وَفِى ٱلسَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ﴿٢٢﴾
روزی شما در آسمان است
در بعضی از آیات و روایات این نکته آمده است که رزق هر جنبندهای بر عهدةٌ خدا است و او آن را تکفل فرموده است. اکنون این سوّال پیش میآید که اگر چنین باشد. تلاش و کوشش برای تحصیل معاش و روزی و برنامهریزی برای بهبود وضع اقتصادی یک جامعه چه مفهومی دارد. با توجه به سایر یات و روایات» هنگامی که همه در کنار هم چیده شوند» پاسخ این سوّال روشن میگردد که منظور از تضمین رزق از سوی خداوند و تکفل و تعهد و تقسیم آن» فراهم آوردن زمینهها است؛ زمینههایی خارج از وجود انسان و زمینههایی در درون وجود اوست که هرگاه دست به دست هم دهندء انسان سهم خود را از روزی دریافت می کند. این نکته رانیز نباید فراموش کرد که خداوند برای اینکه مردم در عالم اسباب کم نشوند و روزی را نتیجةٌ منحصر تلاش و کوششهای خود ندانند, گاه به اشخاصی روزی میرساند که تلاش چندانی نکردهاند و گاه روزی را از کسانی میگیرد که پرتلاشاند تا روشن کند که در پشت این دستگا» قدرت دیگری حاکم است. اگر اما روزی همه تضمین شده است» پس چرا گروهی گرسنهاند؟ در پاسخ این سوال باید به این نکات توجه کرد: ۱- تأمین و تضمین روزی به این معنا نیست که آن را برای انسان عاقل باشعور فراهم کننده به در خانهاش بفرستند یا لقمه کنند و در دهانش بگذارند؛ بلکه زمینهها فراهم شده و تلاش و کوشش انسان» شرط تحقق و به فعلیت رسیدن این زمینههاست. ۲- اگر انسانهایی در گذشته و حال,» حقوق دیگران را غصب کنند و ظالمانه روزی آنها را تصاحب کنندء دلیل بر تأمین نشدن روزی از ناحیة خدا نیست. ۳- منابع زیادی برای تغذیة انسانها در همین کرةٌ خاکی وجود دارد که باید با هوش و درایت آنها را کشف کنند و به کار گیرندء و اگر انسان در این زمینه کوتاهی کند. مقصر خود او است. ۴- در روایات. آموری موجب وسعت و فزونی روزی شمرده شده که برخی از آنها عبارتند از: صلةٌ رحم» نظافت خانه و ظروف و بدن» مواسات با برادران مسلمان» صبح زود به دنبال کسب و کار رفتن» شکر نعمتء» ترک حرص» پرهیز از قسم دروغ, استغفار و توبه از گناهان» حسن نیت در کارهاء نیکی به همسایگان و توجه به خدا. تأثیر هر یک از این امور در سالمسازی جامعه و پیشبرد اهداف اقتصادی و فزونی ارزاق روشن است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج ۲۲ ص ۳۱۲ > ۱- نمونه ج ۲۲ ص ۳۱۲ ۲ پیام قرآن» ج۲. ص ۳۵۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Payām-i Qurʾān.
فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ إِنَّهُۥ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَآ أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ﴿٢٣﴾
روزی شما در آسمان است
در بعضی از آیات و روایات این نکته آمده است که رزق هر جنبندهای بر عهدةٌ خدا است و او آن را تکفل فرموده است. اکنون این سوّال پیش میآید که اگر چنین باشد. تلاش و کوشش برای تحصیل معاش و روزی و برنامهریزی برای بهبود وضع اقتصادی یک جامعه چه مفهومی دارد. با توجه به سایر یات و روایات» هنگامی که همه در کنار هم چیده شوند» پاسخ این سوّال روشن میگردد که منظور از تضمین رزق از سوی خداوند و تکفل و تعهد و تقسیم آن» فراهم آوردن زمینهها است؛ زمینههایی خارج از وجود انسان و زمینههایی در درون وجود اوست که هرگاه دست به دست هم دهندء انسان سهم خود را از روزی دریافت می کند. این نکته رانیز نباید فراموش کرد که خداوند برای اینکه مردم در عالم اسباب کم نشوند و روزی را نتیجةٌ منحصر تلاش و کوششهای خود ندانند, گاه به اشخاصی روزی میرساند که تلاش چندانی نکردهاند و گاه روزی را از کسانی میگیرد که پرتلاشاند تا روشن کند که در پشت این دستگا» قدرت دیگری حاکم است. اگر اما روزی همه تضمین شده است» پس چرا گروهی گرسنهاند؟ در پاسخ این سوال باید به این نکات توجه کرد: ۱- تأمین و تضمین روزی به این معنا نیست که آن را برای انسان عاقل باشعور فراهم کننده به در خانهاش بفرستند یا لقمه کنند و در دهانش بگذارند؛ بلکه زمینهها فراهم شده و تلاش و کوشش انسان» شرط تحقق و به فعلیت رسیدن این زمینههاست. ۲- اگر انسانهایی در گذشته و حال,» حقوق دیگران را غصب کنند و ظالمانه روزی آنها را تصاحب کنندء دلیل بر تأمین نشدن روزی از ناحیة خدا نیست. ۳- منابع زیادی برای تغذیة انسانها در همین کرةٌ خاکی وجود دارد که باید با هوش و درایت آنها را کشف کنند و به کار گیرندء و اگر انسان در این زمینه کوتاهی کند. مقصر خود او است. ۴- در روایات. آموری موجب وسعت و فزونی روزی شمرده شده که برخی از آنها عبارتند از: صلةٌ رحم» نظافت خانه و ظروف و بدن» مواسات با برادران مسلمان» صبح زود به دنبال کسب و کار رفتن» شکر نعمتء» ترک حرص» پرهیز از قسم دروغ, استغفار و توبه از گناهان» حسن نیت در کارهاء نیکی به همسایگان و توجه به خدا. تأثیر هر یک از این امور در سالمسازی جامعه و پیشبرد اهداف اقتصادی و فزونی ارزاق روشن است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج ۲۲ ص ۳۱۲ > ۱- نمونه ج ۲۲ ص ۳۱۲ ۲ پیام قرآن» ج۲. ص ۳۵۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Payām-i Qurʾān.
هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ ٱلْمُكْرَمِينَ﴿٢٤﴾
51:24 · no commentary for this ayah
إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَقَالُوا۟ سَلَٰمًا قَالَ سَلَٰمٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ﴿٢٥﴾
51:25 · no commentary for this ayah
فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ﴿٢٦﴾
51:26 · no commentary for this ayah
فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ﴿٢٧﴾
51:27 · no commentary for this ayah
فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا۟ لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٍ﴿٢٨﴾
51:28 · no commentary for this ayah
فَأَقْبَلَتِ ٱمْرَأَتُهُۥ فِى صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ﴿٢٩﴾
51:29 · no commentary for this ayah
قَالُوا۟ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْعَلِيمُ﴿٣٠﴾
51:30 · no commentary for this ayah
قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا ٱلْمُرْسَلُونَ﴿٣١﴾
51:31 · no commentary for this ayah
قَالُوٓا۟ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ﴿٣٢﴾
51:32 · no commentary for this ayah
لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن طِينٍ﴿٣٣﴾
51:33 · no commentary for this ayah
مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ﴿٣٤﴾
51:34 · no commentary for this ayah
فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿٣٥﴾
51:35 · no commentary for this ayah
فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِّنَ ٱلْمُسْلِمِينَ﴿٣٦﴾
51:36 · no commentary for this ayah
وَتَرَكْنَا فِيهَآ ءَايَةً لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ﴿٣٧﴾
51:37 · no commentary for this ayah
وَفِى مُوسَىٰٓ إِذْ أَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطَٰنٍ مُّبِينٍ﴿٣٨﴾
51:38 · no commentary for this ayah
فَتَوَلَّىٰ بِرُكْنِهِۦ وَقَالَ سَٰحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ﴿٣٩﴾
51:39 · no commentary for this ayah
فَأَخَذْنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌ﴿٤٠﴾
51:40 · no commentary for this ayah
وَفِى عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلْعَقِيمَ﴿٤١﴾
51:41 · no commentary for this ayah
مَا تَذَرُ مِن شَىْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَٱلرَّمِيمِ﴿٤٢﴾
51:42 · no commentary for this ayah
وَفِى ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا۟ حَتَّىٰ حِينٍ﴿٤٣﴾
51:43 · no commentary for this ayah
فَعَتَوْا۟ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمْ يَنظُرُونَ﴿٤٤﴾
51:44 · no commentary for this ayah
فَمَا ٱسْتَطَٰعُوا۟ مِن قِيَامٍ وَمَا كَانُوا۟ مُنتَصِرِينَ﴿٤٥﴾
51:45 · no commentary for this ayah
وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًا فَٰسِقِينَ﴿٤٦﴾
51:46 · no commentary for this ayah
وَٱلسَّمَآءَ بَنَيْنَٰهَا بِأَيْي۟دٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ﴿٤٧﴾
گسترش مستمر آسمانها
بعضی از مفسران» این گسترش را به معنای گسترش رزق از سوی خدا بر بندگان از طریق نزول باران دانستهاند. برخی آن را به معنای گسترش رزق از هر نظر میدانند و بعضی نیز آن را به معنای بینیازی خداوند تفسیر کردهاند؛ چرا که خزاین او آنقدر گسترده است که با اعطای رزق به خلایق هرگز پایان نمیپذیرد و کم نمیشود؛ ولی با توجه به موضوع آفرینش آسمانها در جملةٌ قبل و نیز با توجه به کشفیات اخیر دانشمندان در مورد «گسترش جهان» که از طریق مشاهدات حسی نیز تأیید شده است» این معنای لطیفتر را برای آیه میتوان بیان کرد که خداوند آسمانها را آفریده و پیوسته آنها را گسترش میدهد. علم امروز میگوید: نه تنها کرهٌ زمین بر اثر جذب مواد آسمانی به تدریج سنگینتر میشود» بلکه آسمانها نیز در گسترشاند؛ به این شکل که ستارگانی که در یک کهکشان قرار دارند» به سرعت از مرکز کهکشان دور میشوند. جالب توجه این که تعبیر «انا لموسعون» (ما گسترشدهندگانیم) نشان میدهد که این گسترش همواره وجود داشته و همچنان ادامه دارد و این درست همان چیزی است که دانشمندان امروز به آن رسیدهاند که تمام کرات آسمانی و کهکشانها در آغاز در مرکز واحدی - با وزن مخصوص بسیار زیاد - جمع بودهانده سپس انفجار عظیم و وحشتناکی در آن رخ داده و به دنبال آن» اجزای جهان متلاشی شده و به صورت کرات در آمدهاند که به سرعت درحال عقب نشینی و توسعه است.
وَٱلْأَرْضَ فَرَشْنَٰهَا فَنِعْمَ ٱلْمَٰهِدُونَ﴿٤٨﴾
51:48 · no commentary for this ayah
وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ﴿٤٩﴾
آفرینش زوجی همة آفریدهها
بسیاری از مفسران» زوج (جفت) را در اینجا به معنای اصناف گوناگون دانسته و این آیه را اشاره به اصناف گوناگون موجودات این جهان میدانند که به صورت زوج - زوج در آمدهاند؛ مانند شب و روزء نور و ظلمت» دریا و صحراء خورشید و ماه و غیر اینها. البته زوج بودن در اینگونه آیات میتواند اشاره به معنای دقیقتری باشد؛ زیرا واژةٌ زوج را معمولا به دو جنس نر و ماده اطلاق میکنند؛ خواه در عالم حیوانات باشد یا گیاهان. و هرگاه آن را کمی توسعه دهیم» تمام نیروهای مثبت و منفی را شامل میشود و با توجه به این که قرآن در این ایه میگوید «من کل شیء» (از همه موجودات) نه فقط موجودات زنده میتواند اشاره به این حقیقت باشدء که تمام موجودات جهان از ذرات مثبت و منفی ساخته شده است. امروزه از نظر علمی نیز مسلّم است که اتمها از اجزای متعددی تشکیل یافتهاند؛ از جمله اجزایی که دارای بار الکتریسیتةٌ منفی هستنده به نام الکترون و اجزایی که دارای بار مثبت هستندء به نام پروتون. بنابر این الزامی نیست که شیء را حتماً حیوان و گیاه تفسیر کنیم یا زوج را به معنای صنف بدانیم. در عین حال میتوان هر دو تفسیر را جمع کرد. + فوار به سوی خدا: تعبیر فرار در اینجا تعبیر زیبا و لطیفی است. معمولاً فرار در جایی گفته میشود که انسان از یک سو با موجود یا حادئةٌ وحشتناکی روبهرو شده و از سوی دیگر پناهگاهی در نقطهای سراغ دارد از اینرو با سرعت تمام از محل حادثه دور میشود و به نقطة امن و امان روی میآورد. مشرکان نیز باید از شرک و بتپرستی که عقیدةٌ وحشتناکی استء بگریزند و به توحید خالص که منطقةٌ امن و امان واقصی است.» رو آورند. آیه از این رو خطاب میکند که همگان از عذاب خدا بگریزید و به سوی رحمتش بروید. از گناهان فرار کنید و به توبه و استغفار متوسل شوید. از زشتیهاء بدیهاء بیایمانی» تاریکی جهل و عذاب جاویدان بگریزید و خود را در آغوش رحمت حق و سعادت جاویدان قرار دهید. از امام صادق(ع) نقل شده که منظور از فرار به سوی خداء حج و زیارت خانةٌ اوست. روشن است که زیارت خانةٌ خداء یکی از مصادیق واضح فرار به سوی خداست؛ زیرا حج. انسان را با حقیقت توحید و توبه و استغفار آشنا میکند و در پناه الطاف خداوندی جا میدهد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۲ ص ۳۷۳ > ۱- نمونهء چ۰۲۲ ص ۳۷۳ ۲- پیشین» ص ۳۷۶ ۳ پیشین» ص۳۷۷ > ٣- پیشین، ص٣٧٧ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
فَفِرُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ﴿٥٠﴾
51:50 · no commentary for this ayah
وَلَا تَجْعَلُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ﴿٥١﴾
51:51 · no commentary for this ayah
كَذَٰلِكَ مَآ أَتَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا۟ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ﴿٥٢﴾
51:52 · no commentary for this ayah
أَتَوَاصَوْا۟ بِهِۦ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ﴿٥٣﴾
51:53 · no commentary for this ayah
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٍ﴿٥٤﴾
51:54 · no commentary for this ayah
وَذَكِّرْ فَإِنَّ ٱلذِّكْرَىٰ تَنفَعُ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿٥٥﴾
51:55 · no commentary for this ayah
وَمَا خَلَقْتُ ٱلْجِنَّ وَٱلْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴿٥٦﴾
هدف خلقت انسان از دیدگاه قرآن
از مهمترین سوالاتی که هر کس از خود میپرسد.ء این است که ما برای چه آفریده شدهایم. آیا خدا کمبودی داشت که با آفرینش انسان برطرف میشد؛ در حالی که میدانیم وجود او از هر جهت کامل و بینهایت است؟ در آیات قرآن» هدف آفرینش انسان» با تعبیرهای گوناگونی آمده است. در یه ۲ سور ملک امتحان انسانها از نظر حُسن عملء یک هدف معرفی شده است. در آَیةُ ۱۲ سورةٌ طلاق, آگاهی از قدرت و علم خداوندء هدفی برای آفرینش آسمانها و زمین ذکر شده و آیات ۱۱۸ و ۱۱۹ سورة هود بیان میکند که هدف خلقت انسانها این است که مشمول رحمت خدا شوند. این آیه اما تنها بر موضوع عبادت و بندگی تکیه میکند و با صراحت آن را هدف آفرینش جن و انس معرفی میکند. اندکی تأمل در مفهوم این یات نشان میدهد که هیچ اختلافی در میان آنها نیست؛ بلکه بعضی از اهدافء مقدماتی» برخی هدف متوسطء بعضی هدف نهایی و بعضی نتیجهٌ آن هستند. هدف اصلی, همان عبودیت است که در آّیات مورد بحث بدان اشاره شده؛ علم و دانش و امتحان و آزمایش» اهدافی هستند که در مسیر عبودیت قرار دارند و رحمت خداوند. نتیجةٌ این عبودیت است. البته باید توجه داشت که عبادت» تنها اعمال ظاهری مانند نماز و روزه نیست؛ گرچه آزها نیز در جای خود بسیار مهم است؛» بلکه عبودیتء نهایت تسلیم در برابر ذات پاک اوست. عبودیت.ء اطاعت بی قید و شرط و فرمانبرداری در تمام زمینههاست. عبودیت کامل این است که انسان جز به معبود واقعی یعنی کمال مطلق نیندیشد.ء جز در راه او گام بر ندارد و غیر او - حتی خویشتن - را فراموش کند. این است هدف نهایی آفرینش بشر که خدا برای وصول به آن» میدان آزمایش فراهم ساخته و علم و آگاهی به انسان داده و نتیجةٌ نهاییاش نیز غرق شدن در اقیانوس رحمت اوست. محتوای سورةٌ طور: این سوره از جمله سورههای مکی است که بحثهای آن؛ بر سرنوشت نیکان و پاکان و بدان و مجرمان در قیامت دور میزند؛ هر چند مطالب دیگری در زمینههای گوناگون اعتقادی نیز در آن دیده میشود. تا ۶. توضیح سوگندهای آیات: احتمالاً منظور از کوه طور همان طور سینا است که در آنجا وحی بر نازل شد و در صفحاتی گسترده نوشته شده بود. در این که منظور از بیتالمعمور (خانةٌ آباد) چیست» دو نظر وجود دارد: یکم این که کعبه است؛ چرا که آن اولین خانهای است که برای عبادت مردم ساخته شده و تا زمان ما همچنان آباد بوده و هست» دوم این که آن خانهای است که در آسمانها محاذی کعبه است و با عبادت فرشتگان آباد است. این معنا در روایات متعددی دیده میشود. منظور از سقف برافراشته» آسمان است و تعبیر سقف ممکن است از این نظر باشد که ستارگان و کرات آسمانی چنان سراسر آسمان را پوشاندهاند که به سقفی میماند. همچنین شاید به جوٌ اطراف زمین اشاره داشته باشد که قشر فشردهای از هوا همجون سقف محکمی اطراف آن را فرا گرفته و آن را در برابر هجوم سنگهای آسمانی و اشعة زیانبار کیهانی به خوبی حفظ میکند. بحر مسجور به دو معنا است: دریای پر و دریای بر افروخته. آیات قرآن (تکویر -۶ و انفطار - ۲) و برخی از روایات» معنای دوم را تأیید میکنند. در روایات آمده است که دریاها در قیامت افروخته میشوند و به آتش مبدل میگردند و نیز گفته شده که منظور این است که آب دریاها با افروختن آتش در آنها خشک خواهد شد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۲ ص ۳۸۴ ۲- پیشین» ص ۴۰۷ > ۲- پیشین» ص ۴۳۰۷ > ۳ با استفاده از تفاسیر نمونه» ج ۳ ص ۴۱۱ و المیزان؛ 3 ۹٩ ص ۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
مَآ أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ﴿٥٧﴾
51:57 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلْقُوَّةِ ٱلْمَتِينُ﴿٥٨﴾
51:58 · no commentary for this ayah
فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ذَنُوبًا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَٰبِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ﴿٥٩﴾
51:59 · no commentary for this ayah
فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن يَوْمِهِمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَ﴿٦٠﴾
51:60 · no commentary for this ayah