33 · Madanī

الأحزاب

Al-Ahzaab·The Clans

✦ memorize this sūrah

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

  1. يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ ٱتَّقِ ٱللَّهَ وَلَا تُطِعِ ٱلْكَٰفِرِينَ وَٱلْمُنَٰفِقِينَ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا﴿١﴾

    33:1 · no commentary for this ayah

  2. وَٱتَّبِعْ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا﴿٢﴾

    33:2 · no commentary for this ayah

  3. وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًا﴿٣﴾

    33:3 · no commentary for this ayah

  4. مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِى جَوْفِهِۦ وَمَا جَعَلَ أَزْوَٰجَكُمُ ٱلَّٰٓـِٔى تُظَٰهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَٰتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَآءَكُمْ أَبْنَآءَكُمْ ذَٰلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَٰهِكُمْ وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِى ٱلسَّبِيلَ﴿٤﴾

    ادعاهای بیهوده

    در ادامةٌ آیات گذشته که به پیامبر(ص) دستور داده تنها از وحی الهی تبعیت کند و نه از کافران و منافقانء در اینجا گفته شده که پیروی از آنان» انسان را به مشتی خرافات و انحرافات دعوت می‌کند که سه مورد آنها در این آیه بیان شده است. نخست می‌فرماید: «خداوند برای هیچ کس دو دل در درون وجودش نیافریده.» معنی این جملةٌ عمیق این است که انسان یک قلب بیشتر ندارد و در این قلب جز عشق یک معبود نمی‌گنجد. آنها که به شرک و معبودهای متعدد دعوت می‌کنند.ء باید قلب‌های متعددی داشته باشند تا هر یک را کانون عشق معبودی کنند. در حدیفی از امیرالموّمنین علی(ع) در تفسیر این آیه می‌خوانیم: «دوستی ماو دوستی دشمن ما در یک قلب نمی‌گنجد؛ چرا که خدا برای یک انسان دو قلب قرار نداده است که با یکی دوست بدارد و با دیگری دشمن. دوستان ما در دوستی ما خالص‌اند؛ همان گونه که طلا در کوره خالص می‌شود و بدون ناخالصی می‌گردد. هر کس می‌خواهد این حقیقت را بداند. قلب خود را آزمایش کند؛ پس اگر چیزی از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آمیخته است. از ما نیست و ما هم از او نیستیم.» قرآن سپس به خرافة دیگری از عصر جاهلیت یعنی ظهار می‌پردازد. توضیح این‌که آتها هنگامی که از همسر خود ناراحت می‌شدند و می‌خواستند به او اظهار تنفر کنند.ء می‌گفتند: «انت عَلیٌ کظهر امی» - یعنی تو نسبت به من مانند پشت مادر منی -و با این گفته همسر را چون مادر خود می‌پنداشتند و این سخن را به منزلة طلاق می‌دانستند. اسلام این برنامة جاهلی را امضا نکرد؛ بلکه برای آن مجازاتی نیز قرار داد؛ بدین صورت که چنین شخصی حق ندارد با همسرش نزدیکی کند تا این که کفارهٌ لازم را بپردازد. اگر کفاره نداد و به سراغ همسر خود نرفت نیز همسر می‌تواند با توسل به حاکم شرع او را به یکی از دو کار وادار کند: یا رسماً و طبق قانون او را طلاق دهد و از او جدا شود یا کفاره دهد و همچون سابق به زندگی زناشویی ادامه دهد. قرأآن سپس به سومین خرافة جاهلی پرداخته» می‌گوید: «فرزندخوانده‌های شما را فرزند حقیقی شما قرار نداده است.»؛ چرا که در عصر جاهلیت معمول بود که بعضی از کودکان را به فرزندی انتخاب می‌کردند و آنها را پسر خود می‌خواندند و به دنبال این نام‌گذاری» تمام حقوقی را که یک پسر از پدر داشت. برای او قائل می‌شدند. اسلام این مقررات غیر منطقی و خرافی را به شدت نفی کرد.

  5. ٱدْعُوهُمْ لِـَٔابَآئِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ ٱللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوٓا۟ ءَابَآءَهُمْ فَإِخْوَٰنُكُمْ فِى ٱلدِّينِ وَمَوَٰلِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَآ أَخْطَأْتُم بِهِۦ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا﴿٥﴾

    33:5 · no commentary for this ayah

  6. ٱلنَّبِىُّ أَوْلَىٰ بِٱلْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَٰجُهُۥٓ أُمَّهَٰتُهُمْ وَأُو۟لُوا۟ ٱلْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِى كِتَٰبِ ٱللَّهِ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُهَٰجِرِينَ إِلَّآ أَن تَفْعَلُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَوْلِيَآئِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَٰلِكَ فِى ٱلْكِتَٰبِ مَسْطُورًا﴿٦﴾

    همسران رسول خدا؛ مادران موّمنان

    طبق این آیه همسران پیامبر» مادر موّمنان محسوب می‌شوند. البته تنها تأثیر این ارتباط معنوی» حفظ احترام و حرمت ازدواج با آنان بود؛ یعنی مسلمانان حق داشتند با دختران پیامبر ازدواج کنند؛ در حالی که هیچ کس با دختر مادر خود نمی‌تواند ازدواج کند. همچنین نگاه کردن به همسران پیامبر برای هیچ کس جز محارم آنها مجاز نبود. همچنین موّمنان از همسران پیامبر ارث نمی‌بردند. نِکتةٌ دیگر آیه, اولویت پیامبر نسبت به مومنان است. یعنی پیامبر(ص) در مسائل فردی» اجتماعی» حکومتی و... از هر انسانی نسبت به خودش سزاوارتر است و خواست پیامبر بر خواست وی مقدم است. در حدیثی از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «قسم به آن‌که جانم در دست اوست. هیچ‌یک از شما به حقیقت ایمان نمی‌رسد مگر زمانی که من در نزد او محبوب‌تر از خودش و مالش و فرزندش و تمام مردم باشم.» در روایات متعددی می‌خوانیم که پیامبر همین حق را برای امام علی(ع) نسبت به دیگر مسلمانان قرار داده است. ۱- نمونه ج۰۱۷ ص ۱۸۴ ۴ المیزان» جچ۰۱۶ ص ۲۸۸ ۱- نمونهء چ۱۷ ص ۱۸۴ ۲- پیشین» ص ۱۹۲ ۳ پیشین» ص ۲۰۴ ٣- بیشین، ص ٢. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  7. وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِيثَٰقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَٰقًا غَلِيظًا﴿٧﴾

    33:7 · no commentary for this ayah

  8. لِّيَسْـَٔلَ ٱلصَّٰدِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَٰفِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًا﴿٨﴾

    33:8 · no commentary for this ayah

  9. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَآءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا﴿٩﴾

    تاء٢ . جنکً احزاب

    این ایات، از یکی از مهم ترین حوادث تاریخ اسلام یعنی جنکَ احزاب سخن می‌گوید؛ جنگی که نقطةٌ عطفی در تاریخ اسلام بود و کفهُ موازنةُ قوا بین اسلام و کفر را به نفع مسلمانان بر هم زد و پیروزی در آن؛ مقدمه‌ای برای پیروزی‌های بزرگ در آینده بود. در حقیفشت کمر دشمنان در این غزوه شکست و بعد از آن نتوانستند کار مهمی صورت دهند. جنگ احزاب - چنان که از نامش پیداست - مبارزةٌ همه‌جانبه‌ای بر ضد دشمنان اسلام و گروه‌های مختلفی بود که با پیشرفت این آیین» منافع نامشروعشان به خطر می‌افتاد. نخستین جرقةٌ جنگ را گروهی از یهود بنی‌نضیر زدند که به مکه آمدند و طایفة قریش را به جنگ با پیامبر(ص) تشویق کردند و به آنها قول دادند که تا آخرین نفس در کنارشان بایستند. سپس به سراغ قبیلةٌ غطفان رفتند و آنها را نیز آمادةٌ کارزار کردند. این قبایل» از هم پیمانان خود مانند قبیلةٌ بنی‌اسد و بنی سلیم نیز دعوت کردند و چون همگی خطر را احساس کرده بودند» دست به دست هم دادند تا کار اسلام را برای همیشه یکسره کنند. مسلمانان به فرمان پیامبر به مشورت پرداختند و قبل از هر چیزء با پیشنهاد سلمان فارسیء در اطراف مدینه خندق کندند و به همین جهت» یکی از نام‌های این جنگه» جنگ خندق است. لحظات بسیار سخت و خطرناکی بر پیامبر(ص) گذشت. جان‌ها به لب رسیده بود. منافقین در میان لشکر اسلام سخت به تکاپو افتاده بودند. جمعیت انبوه دشمن و کمی لشکریان اسلام در مقابل آنها (ده هزار در برابر سه هزار نفر) و آمادگی آنها از نظر تجهیزات جنگی, آیندة سخت و دردناکی را در برابر چشم مسلمانان مجسم کرده بود؛ ولی خدا می‌خواست که در اینجا آخرین ضربه بر پیکر کفر فرود آید و صف منافقان نیز از مسلمانان جدا شودء توطئه‌گران افشا شوند و مسلمانان راستین نیز در بوتةُ آزمایش قرار گیرند. سرانجام این غزوه با لطف و عنایت الهی با پیروزی مسلمانان به پایان رسید و طوفانی سخت به فرمان خدا وزیدن گرفت که خیمه کَاه وزندکی کفار را درهم ریخت و رعب و وحشت شدیدی در قلب انها افکند و نیروهای غیبی فرشتگان نیز طی آن به یاری مسلمانان آمدند. قدرت‌نمایی‌های شگرفی همچون قدرت‌نمایی میرالموٌمنین علی(ع) در برابر عمرو بن عبدود - سردار قدرتمند کافران که کسی جز علی(ع) جرأت مقابله با او را پیدا نکرد و سرانجام به دست امام از پا درآمد - بر آن افزوده شد و مشرکان بی‌آن که بتوانند کاری انجام دهندء پا به فرار گذاردند. این یات هفده گانه نازل شد و با تحلیل‌های کوبنده و افشاگرانة خودء به عالی‌ترین وجه» از این حادئةٌ مهم برای پیروزی نهایی اسلام و کوبیدن منافقان بهرهگیری کرد. جالب توجه این که در تاریخ نقل شده که پیامبر(ص) در انتای حفر خندق - در حالی که مسلمانان به شدت مورد هجوم کافران قرار داشتند و ترس از بین رفتن اصل اسلام وجود داشت - از فتح سرزمین‌های ایران» روم و یمن به دست مسلمانان خبر داد. در آن حال» منافقان» پیامبر(ص) را به فریبکاری متهم کردند؛ چنان که در آَیةٌ ۱۳ می‌خوانیم؛ اما دیدةٌ ملکوتی آن حضرت می‌تواننست گشوده شدن درهای قصرهای پادشاهان ایران و روم و یمن را ببیند و به امت جان برکف مسلمان بشارت دهد و از اسرار آینده پرده بردارد.! > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۱۷ ص ۲۱۶ و ۲۲۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  10. إِذْ جَآءُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ ٱلْأَبْصَٰرُ وَبَلَغَتِ ٱلْقُلُوبُ ٱلْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِٱللَّهِ ٱلظُّنُونَا۠﴿١٠﴾

    33:10 · no commentary for this ayah

  11. هُنَالِكَ ٱبْتُلِىَ ٱلْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا۟ زِلْزَالًا شَدِيدًا﴿١١﴾

    33:11 · no commentary for this ayah

  12. وَإِذْ يَقُولُ ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ إِلَّا غُرُورًا﴿١٢﴾

    33:12 · no commentary for this ayah

  13. وَإِذْ قَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْهُمْ يَٰٓأَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَٱرْجِعُوا۟ وَيَسْتَـْٔذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ ٱلنَّبِىَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِىَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا﴿١٣﴾

    33:13 · no commentary for this ayah

  14. وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا۟ ٱلْفِتْنَةَ لَـَٔاتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا۟ بِهَآ إِلَّا يَسِيرًا﴿١٤﴾

    33:14 · no commentary for this ayah

  15. وَلَقَدْ كَانُوا۟ عَٰهَدُوا۟ ٱللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ ٱلْأَدْبَٰرَ وَكَانَ عَهْدُ ٱللَّهِ مَسْـُٔولًا﴿١٥﴾

    33:15 · no commentary for this ayah

  16. قُل لَّن يَنفَعَكُمُ ٱلْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ ٱلْمَوْتِ أَوِ ٱلْقَتْلِ وَإِذًا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا﴿١٦﴾

    33:16 · no commentary for this ayah

  17. قُلْ مَن ذَا ٱلَّذِى يَعْصِمُكُم مِّنَ ٱللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوٓءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا﴿١٧﴾

    33:17 · no commentary for this ayah

  18. قَدْ يَعْلَمُ ٱللَّهُ ٱلْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَٱلْقَآئِلِينَ لِإِخْوَٰنِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ ٱلْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا﴿١٨﴾

    گروه بازدارندگان

    این آیه احتمالاً به دو دسته اشاره می‌کند: ۱- دسته‌ای از منافقان که در لابه‌لای صفوف مسلمانان بودند و تعبیر «منکم» (از شما) گواه بر این است که سعی داشتند مسلمانان ضعیف‌الایمان را از جنگ باز دارند. اینها همان «معوقین» (بازدارندگان) بودند. ۲- گروه دیگری از منافقان یا یهود که بیرون از صحنه نشسته بودند و هنگامی که با سربازان پیامبر(ص) برخورد می‌کردندء می‌گفتند: پیش ما بیایید و خود را از این معرکه بیرون بکشید (در جملةٌ دوم بدانها اشاره شده است). این احتمال نیز وجود دارد که این یه بیان دو حالت متفاوت از یک گروه باشد؛ کسانی که وقتی در میان مردم هستندء آنها را از جنگ باز می‌دارند و هنگامی که کنار می‌روند» دیگران را به سوی خود دعوت می‌کنند. در روایتی می‌خوانیم که یکی از یاران پیامبر(ص) از میدان احزاب برای حاجتی به درون شهر آمده بود. برادرش را دید که نان و گوشت بریان و شراب پیش روی خود نهاده. گفت: تو اینجا به خوشگذرانی مشغولی و پیامبر خدا در میان شمشیرها و نیزه‌ها مشغول پیکار است؟ در جوابش گفت: ای ابله» تو نیز بیا با ما بنشین و خوش باش. به خدایی که محمد به او قسم یاد می‌کندء او هرگز از این میدان باز نخواهد گشت. او گفت: دروغ می‌گویی. به خدا سوگند می‌روم و رسول خدا را از آنچه گفتیء باخبر می‌کنم. پس خدمت پیامبر رفت و جریان را گفت. در اینجا این آیه نازل شد.

  19. أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَآءَ ٱلْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَٱلَّذِى يُغْشَىٰ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ ٱلْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى ٱلْخَيْرِ أُو۟لَٰٓئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا۟ فَأَحْبَطَ ٱللَّهُ أَعْمَٰلَهُمْ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرًا﴿١٩﴾

    33:19 · no commentary for this ayah

  20. يَحْسَبُونَ ٱلْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا۟ وَإِن يَأْتِ ٱلْأَحْزَابُ يَوَدُّوا۟ لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِى ٱلْأَعْرَابِ يَسْـَٔلُونَ عَنْ أَنۢبَآئِكُمْ وَلَوْ كَانُوا۟ فِيكُم مَّا قَٰتَلُوٓا۟ إِلَّا قَلِيلًا﴿٢٠﴾

    33:20 · no commentary for this ayah

  21. لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ ٱللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلْيَوْمَ ٱلْـَٔاخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرًا﴿٢١﴾

    سرمشق نیکوی مسلمانان

    انتخاب فرستادگان خدا از میان انسان‌ها به این خاطر است که آنان سرمشق عملی برای امت‌ها باشند؛ چرا که مهم‌ترین و موّثرترین بخش تبلیغ و دعوت انبیاء دعوت‌های عملی آنها است. به همین دلیل, دانشمندان مسلمان» معصوم بودن را شرط قطعی مقام نبوت دانسته‌اند و یکی از دلایل آن همین است که آنها باید سرمشق مردم باشند. به راستی اگر پیامبر در زندگی ما اسوه باشده» در ایمان و توکل» در اخلاص و شجاعت» در نظم و نظافت و در زهد و تقوی» برنامه‌های زندگی ما به کلی دگرگون خواهد شد و نور و روشنایی سراسر زندگی ما را فرا خواهد گرفت. قرآنء این اسوةٌ حسنه را کسی می‌داند که دارای سه ویژگی امید به خداء امید به رستاخیز و یاد فراوان خداوند باشد. در حقیقت» ایمان به مبداً و معاده انگیزة این حرکت است و یاد خداء تداوم‌بخش آن؛ زیرا بدون شک کسی که قلبش از چنین ایمانی سرشار نباشدء قادر به قدم گذاشتن در جای قدم‌های پیامبر نیست و در ادامةٌ این راه نیز اگر پیوسته به یاد خدا نباشد و شیطان را از خود نراندء قادر به ادامة الگوبرداری از پیامبر(ص) نخواهد بود.

  22. وَلَمَّا رَءَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلْأَحْزَابَ قَالُوا۟ هَٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّآ إِيمَٰنًا وَتَسْلِيمًا﴿٢٢﴾

    وعدة خدا و پیامبرش به موّمنان

    منظور از این وعده - به قول بعضی -این سخن پیامبر(ص) است که پیشتر فرموده بود به زودی احزاب علیه مسلمانان متحد می‌شوند. به همین جهت وقتی احزاب را دیدند. فهمیدند که این همان وعدة پیامبر است. بعضی دیگر گفته‌اند که منظور از این وعده أَیدُ ۲۱۴ سورة بقره است که می‌فرماید: «آیا گمان کردید داخل بهشت می‌شوید بی‌آن‌که حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟ همانان که گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها به آنها رسید و چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند. گفتند: پس یاری خدا کی خواهد آمد؟ (در این هنگام. تقاضای یاری از او کردند و به آنها گفته شد) آگاه باشید یاری خدا نزدیک است.» مسلمانان این را پیشتر از پیامبر شنیده بودند و می‌دانستند به زودی گرفتار مشکلاتی می‌شوند که پیامبران و موْمنان گذشته بدان‌ها گرفتار شدند و در نتیجه دل‌هایشان دچار اضطراب و وحشت می‌شود و چون احزاب را دیدندء یقین کردند که این همان وعده است و خدا به زودی یاریشان می‌دهد و بر دشمن پیروزشان می‌کند. حق این است که شاید هر دو مطلبء مورد نظر آیه باشد؛ چون در یه وعده هم به خدا نسبت داده شده و هم به پیامبر؛ یعنی موّمنان با دیدن موْمنان» به یاد وعده‌ای از خدا افتادند و وعده‌ای از پیامبر. این دو مطلب» یکی از خدا بود و یکی از پیامبر(ص)" > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۰۷ ص ۲۳۴ > ۲-پیشین» ص ۲۴۲ و ۲۶۴ > ۳ المیزان» ج۰۶ ص ۲۹۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  23. مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا۟ مَا عَٰهَدُوا۟ ٱللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُۥ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا۟ تَبْدِيلًا﴿٢٣﴾

    شهیدان و منتظران

    در میان مفسران در این باره گفت‌وگو است که این آیه در مورد چه کسانی است. از امام علی(ع) روایت شده است: «آیة «من المژمنین رجال...» در بارةٌ ما نازل شده است. آن کسی که انتظار شهادت را می‌کشد. من هستم (و قبلاً مردانی از ما همچون حمزهٌ سیدالشهدا(ع) شربت شهادت نوشیدند) و من هرگز در عهد و پیمان خود تغییر و تبدیلی ندادم.» البته آیه مفهوم وسیعی دارد که تمام موّمنان راستین را در هر عصر و زمان شامل می‌شود؛ چه آنها که در راه خدا شربت شهادت را نوشیدند و چه آنها که بدون هیچ‌گونه تزلزلی» بر سر عهد و پیمان با خدای خویش ایستاده و آمادةٌ جهاد و شهادت بودند. نقل شده است که هر کدام از یاران امام حسین(ع) در کربلا که می‌خواستند به میدان بروند» با امام وداع می‌کردند و می‌گفتند: سلام بر تو ای پسر رسول خدا (سلام خداحافظی). امام نیز به آنها پاسخ می‌گفت و می‌فرمود: «سلام بر تو. ما پشت سر تو هستیم.» سپس این یه را تلاوت می‌فرمود: «فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر.» همچنین گفته‌اند که امام حسین(ع) هنگامی که خبر شهادت برخی از شهیدان را شنید» این آیه را تلاوت فرمود.

  24. لِّيَجْزِىَ ٱللَّهُ ٱلصَّٰدِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ ٱلْمُنَٰفِقِينَ إِن شَآءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا﴿٢٤﴾

    33:24 · no commentary for this ayah

  25. وَرَدَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا۟ خَيْرًا وَكَفَى ٱللَّهُ ٱلْمُؤْمِنِينَ ٱلْقِتَالَ وَكَانَ ٱللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا﴿٢٥﴾

    33:25 · no commentary for this ayah

  26. وَأَنزَلَ ٱلَّذِينَ ظَٰهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِى قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا﴿٢٦﴾

    33:26 · no commentary for this ayah

  27. وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَٰرَهُمْ وَأَمْوَٰلَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَـُٔوهَا وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرًا﴿٢٧﴾

    33:27 · no commentary for this ayah

  28. يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ قُل لِّأَزْوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا﴿٢٨﴾

    و همسری پیامبر یا تجملات دنیا

    مفسران» شأن نزول‌های متعددی برای این آیات ذکر کرده‌اند که از نظر نتیجه چندان تفاوتی با هم ندارند. از این شأن نزول‌ها استفاده می‌شود که همسران پیامبر بعد از پاره‌ای از غزوات که غنایم سرشاری در اختیار مسلمانان قرار گرفت, تقاضاهای گوناگونی از پیامبر(ص) در مورد افزایش نفقه یا لوازم گوناگون زندگی داشتند. پیامبر که می‌دانست تسلیم شدن در برابر این‌گونه درخواست‌ها چه عواقبی برای خاندان نبوت در بر خواهد داشتء از انجام این خواسته‌ها سرباز زد و یک ماه تمام از آنها کناره گرفت. تا اینکه این آیات نازل شد و تکلیف همسران پیامبر را _ که باید الکوی زنان باایمان باشند - مشخص کرد و کَفت که اگر زنان پیامبر نسبت به زرق و برق و تجملات دنیا بی‌اعتنا باشند و به ایمان و عمل صالح و معنویت توجه داشته باشند، می توانند درکنار پیامبر بمانند و افتخار همسری با پیامبر را داشته باشند، وکرنه باید راه خود رادر بیش کیرند و از او جدا شوند. کرجه مخاطب این سخنان، همسران پیامبرند، محتوای ایات و نتیجه ان، همکان را شامل می‌شود؛ به ویژه کسانی که در مقام رهبری و پیشوایی مردم قرار گرفته‌اند. آنها همیشه بر سر دوراهی قرار دارند: استفاده از موقعیت ظاهری خویش برای رسیدن به زندگی مرفه مادی یا تن در دادن به محرومیت‌ها برای نیل به رضای خدا و هدایت خلق.

  29. وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلْـَٔاخِرَةَ فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا﴿٢٩﴾

    33:29 · no commentary for this ayah

  30. يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَٰحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَٰعَفْ لَهَا ٱلْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرًا﴿٣٠﴾

    عقاب و ثواب مضاعف

    گرچه این آیات در بارة همسران پیامبر(ص) سخن می‌گوید که اگر خدا را اطاعت کنند.ء پاداشی مضاعف دارند و اگر گناه آشکاری مرتکب شوندء کیفری مضاعف خواهند داشت» از آن رو که ملاک و معیار اصلیء داشتن مقام و شخصیت اجتماعی استء این حکم در بارةٌ افراد دیگر که موقعیتی در جامعه دارند نیز صادق است. این گونه افرادء تنها به خویشتن متعلق نیستند؛ بلکه وجود آنها دارای دو بُسد است: بعدی که به خودشان تعلق دارد و بعدی که به جامعه متعلق است و برنامة زندگی آنها می‌تواند جمعی را هدایت یا گمراه کند. بنا بر این» اعمال آنها دو اثر دارد: اثر فردی و اثر اجتماعی. از این لحاظ هر یک دارای پاداش و کیفری است. در حدیفی از امام صادق(ع) می‌خوانیم: «هفتاد گناه جاهل بخشوده می‌شود پیش از آن‌که یک گناه از عالم بخشوده شود.» از این گذشته» همواره رابطةٌ نزدیکی میان قدر و اندازةٌ علم و معرفت با پاداش و کیفر است. از امام باقر(ع) نقل شده است: «خداوند در روز قیامت در حساب بندگان به اندازةٌ عقلی که به آنها در دنیا داده» دقت و سخت‌گیری می‌کند.» در برخی از روایات نیز می‌خوانیم که پاداش به اندازةٌ آگاهی و عقل انسان است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ۰۱۷ ص ۲۴۵ ۲- پیشین» ص ۲۷۸ و۲۸۲ ۳ پیشین» ص ۲۸۴ > ۲- پیشین» ص ۲۷۸ و۲۸۲ > ٣- پیشین، ص ٢٨٣ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  31. وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعْمَلْ صَٰلِحًا نُّؤْتِهَآ أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا﴿٣١﴾

    عقاب و ثواب مضاعف

    گرچه این آیات در بارة همسران پیامبر(ص) سخن می‌گوید که اگر خدا را اطاعت کنند.ء پاداشی مضاعف دارند و اگر گناه آشکاری مرتکب شوندء کیفری مضاعف خواهند داشت» از آن رو که ملاک و معیار اصلیء داشتن مقام و شخصیت اجتماعی استء این حکم در بارةٌ افراد دیگر که موقعیتی در جامعه دارند نیز صادق است. این گونه افرادء تنها به خویشتن متعلق نیستند؛ بلکه وجود آنها دارای دو بُسد است: بعدی که به خودشان تعلق دارد و بعدی که به جامعه متعلق است و برنامة زندگی آنها می‌تواند جمعی را هدایت یا گمراه کند. بنا بر این» اعمال آنها دو اثر دارد: اثر فردی و اثر اجتماعی. از این لحاظ هر یک دارای پاداش و کیفری است. در حدیفی از امام صادق(ع) می‌خوانیم: «هفتاد گناه جاهل بخشوده می‌شود پیش از آن‌که یک گناه از عالم بخشوده شود.» از این گذشته» همواره رابطةٌ نزدیکی میان قدر و اندازةٌ علم و معرفت با پاداش و کیفر است. از امام باقر(ع) نقل شده است: «خداوند در روز قیامت در حساب بندگان به اندازةٌ عقلی که به آنها در دنیا داده» دقت و سخت‌گیری می‌کند.» در برخی از روایات نیز می‌خوانیم که پاداش به اندازةٌ آگاهی و عقل انسان است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ۰۱۷ ص ۲۴۵ ۲- پیشین» ص ۲۷۸ و۲۸۲ ۳ پیشین» ص ۲۸۴ > ۲- پیشین» ص ۲۷۸ و۲۸۲ > ٣- پیشین، ص ٢٨٣ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  32. يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا﴿٣٢﴾

    33:32 · no commentary for this ayah

  33. وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ ٱلْجَٰهِلِيَّةِ ٱلْأُولَىٰ وَأَقِمْنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعْنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجْسَ أَهْلَ ٱلْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴿٣٣﴾

    آیة تطهیر

    خداوند در آغاز این آیه, به همسران پیامبر(ص) خطاب می‌کند و به آنها دستور می‌دهد که در خانه‌های خود بمانند و همانند رسوم جاهلی پیش از اسلام در میان مردم ظاهر نشوند و موازین عفت را رعایت کنندء نماز را برپا دارندء زکات را بپردازند و خدا و رسولش را اطاعت کنند. تمام شش ضمیری که در این بخش از أیه آمد» همه به صورت جمع موْنث است. سپس لحن آیه طور دیگری می‌شود و می‌فرماید: «خداوند تنها می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما دور و شما را کاملاً پاک کند.» در این بخش از یه دو ضمیر جمع به کار رفته که هر دو مذکر است. درست است که صدر و ذیل یک آیه معمولاً یک مطلب را دنبال می‌کند؛ ولی این سخن در جایی معتبر است که قرینه‌ای خلاف آن وجود نداشته باشد. بنابر این، کسانی که این قسمت از آیه رانیز مربوط به همسران پیامبر دانستهاند، سخنی خلاف ظاهر آیه و قرینةٌ موجود در آن یعنی تفاوت ضمیرها گفته‌اند. از این گذشته» در مورد این آیه روایات متعددی وجود دارد که علمای بزرگ اسلام - سنی و شیعه - آن را از شخص پیامبر اکرم(ص) نقل کرده‌اند و این روایات در معروف‌ترین منابع فریقین که مورد قبول آنهاست» به وفور و کثرت آمده است. این روایات همگی حاکی از آن است که مخاطبان این آیهء پیامبر اسلام» علی, فاطمه, حسن و حسین(ع) هستند و نه همسران پیامبر. کلمة «یرید» اشاره به ارادةٌ تکوینی پروردگار است؛ یعنی خداوند با یک فرمان تکوینی اراده کرده است که شما را از هر گونه آلودگی پاک کند. آری» تکوینی ونه تشریعی؛ زیرا ارادةٌ تشریعی به معنای مکلف کردن آنها به حفظ پاکی خویش است و می‌دانیم این تکلیف منحصر به خاندان پیامبر(ص) نیست و همه مسلمانان موظف‌اند که خود را پاک نگه دارند. ممکن است تصور شود که ارادةٌ تکوینی موجب نوعی جبر می‌شود و در این صورت» معصوم بودن» فضیلت و افتخاری نیست. در یاسخ باید کَفت که معصومان دارای دو نوع شایستکی هستند: شایستکی ذاتی و موهبتی و شایستگی اکتسابی از طریق اعمال و لیاقت درونی. از مجموعةٌ این دو شایستگی که دست کم یکی از آنها اختیاری استء آن مقام والا حاصل می‌شود. به تعبیر دیگرء ارادةٌ الهیء زمینه‌های توفیق را برای وصول به این مقام والا فراهم می‌کند و بهره‌گیری از این توفیق, به ارادة خود آنان بستگی دارد. ترک کردن گناه برای آنها محال عادی است و نه محال عقلی. برای مثالء محال عادی است که یک شخص عالم و باایمان» شراب را با خود به مسجد ببرد و در صف جماعت بنوشد؛ ولی محال عقلی نیست و با اختیاری بودن این کار منافاتی ندارد. انجام گناه برای پیامبران و امامان نیز همین گونه است. درست است که معصوم بودن از امدادهای الهمی است؛ اما امداد المی نیز بی‌حساب نیست؛ همان‌گونه که قرآن در بارة ابراهیم خلیل(ع) می‌گوید که تا از عهدة امتحانات مهم المی بر نیامدء به مقام والای امامت و پیشوایی خلق نرسید ( بقره - ۱۳۴). «رجس)» در لت به معنای چیز ناپاک است؛ خواه از نظر طبع آدمی» آلوده و منفور باشد یا به حکم عقل و شرع یا همه اینها. اگر در بعضی از کلمات بزرگان» رجس به معنای گناه» شرک» اعتقاد باطل یا بخل و حسد آمده» مصداق‌هایی از این مفهوم وسیع و گسترده بیان شده است. جملةٌ «بطهرکم تطهیراً» با توجه به این که معنی تطهیرء پاک کردن استء تأکید مجددی بر نفی رجس و نفی همه پلیدی‌هاست که در جملةٌ پیش آمده است. نتیجه این که خداوند با انواع تأکیدها اراده فرموده که خمسةٌ طیبه(ع) را از هرگونه پلیدی و آلودگی پاک و مبرا کند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- پیام قرآن» چ۹ ص ۱۳۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Payām-i Qurʾān.

  34. وَٱذْكُرْنَ مَا يُتْلَىٰ فِى بُيُوتِكُنَّ مِنْ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلْحِكْمَةِ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا﴿٣٤﴾

    33:34 · no commentary for this ayah

  35. إِنَّ ٱلْمُسْلِمِينَ وَٱلْمُسْلِمَٰتِ وَٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ وَٱلْقَٰنِتِينَ وَٱلْقَٰنِتَٰتِ وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلصَّٰدِقَٰتِ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰبِرَٰتِ وَٱلْخَٰشِعِينَ وَٱلْخَٰشِعَٰتِ وَٱلْمُتَصَدِّقِينَ وَٱلْمُتَصَدِّقَٰتِ وَٱلصَّٰٓئِمِينَ وَٱلصَّٰٓئِمَٰتِ وَٱلْحَٰفِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَٱلْحَٰفِظَٰتِ وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرًا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا﴿٣٥﴾

    33:35 · no commentary for this ayah

  36. وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَٰلًا مُّبِينًا﴿٣٦﴾

    33:36 · no commentary for this ayah

  37. وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِىٓ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَٱتَّقِ ٱللَّهَ وَتُخْفِى فِى نَفْسِكَ مَا ٱللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى ٱلنَّاسَ وَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَىٰهُ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَٰكَهَا لِكَىْ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِىٓ أَزْوَٰجِ أَدْعِيَآئِهِمْ إِذَا قَضَوْا۟ مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ ٱللَّهِ مَفْعُولًا﴿٣٧﴾

    ازدواج برای سنت‌شکنی

    این آّیه در مورد ازدواج «زینب دختر جحش» - دخترعمةٌ پیامبر - با زید بن حارثه - بردة آزادشد پیامبر -نازل شده است. پیش از بت و بعد از آن‌که خدیجه با پیامبر(ص) ازدواج کردء برده‌ای به نام زید خرید که سپس اورا به پیامبر بخشید و حضرت او را آزاد فرمود و چون طایفه‌اش او را از خود راندندء پیامبر او را فرزندخواندةٌ خود معرفی کرد.هنگامی که پیامبر تصمیم گرفت برای زید همسری برگزیند. از زینب بنت جحش برای زید خواستگاری کرد. زینب که نخست تصور می‌کرد پیامبر می‌خواهد او را برای خود انتخاب کندء خوشحال شد و رضایت داد؛ولی بعد که فهمید خواستگاری از او برای زید است» سخت ناراحت شد و سر باز زد. برادرش عبدالثه نیز با این امر به سختی مخالفت کرد. در اینجا بود که أَیةٌ ۳۶ نازل شد و به امثال زینب و عبدالله هشدار داد که آنها نمی‌توانند هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را لازم می‌دانند» مخالفت کنند [زیرا خدا و پیامبر» مصلحت افراد را بهتر از خود آنها می‌دانند]. آنها که این آیه را شنیدند» در برابر فرمان خدا تسلیم شدند؛ اما این ازدواج دیری نپایید و بر اثر ناسازگاری‌های اخلاقی میان طرفین» منجر به طلاق شد و هر چند پیامبر(ص) اصرار داشت که این طلاق رخ ندهدء واقع شد. سپس پیامبر اسلام(ص) برای جبران این شکست زینب در ازدواج» او را به فرمان خدا به همسری خود برگزید؛ اما قبل از ازدواج با او از دو چیز نگران بود: نخست این که زیدء پسرخواندٌ پیامبر بود و مطابق یک سنت جاهلیء پسرخوانده تمام احکام پسر را داشت؛ از جمله این‌که ازدواج با همسر مطلقةٌ پسرخوانده حرام بود. دیگر این‌که مردم می‌گفتند که پیامبر چگونه حاضر می‌شود با همسر مطلقةٌ بردة آزادشده‌ای ازدواج کند و این دون شأن و مقام اوست. پیامبر اما با ایثار و فداکاری و به دستور خداء ان سنت جاهلی را زیر پا نهاد.

  38. مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥ سُنَّةَ ٱللَّهِ فِى ٱلَّذِينَ خَلَوْا۟ مِن قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ ٱللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا﴿٣٨﴾

    33:38 · no commentary for this ayah

  39. ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُۥ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَّهَ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبًا﴿٣٩﴾

    33:39 · no commentary for this ayah

  40. مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمًا﴿٤٠﴾

    خاتمیت

    این آّیهء آخرین سخنی است که خداوند در بارةٌ ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش برای شکستن یک سنت غلط جاهلی بیان می‌کند. نخست می‌فرماید: «محمد. پدر هیچ‌یک از مردان شما نبود.»؟ نه زید و نه دیگری. اگر هم روزی بر زید نام پسر محمد گذاردند این تنها یک عادت و سنت بود که با ظهور اسلام و نزول قرآن برچیده شد و نه یک رابطةٌ طبیعی و خویشاوندی. البته پیامبر(ص) پسرانی به نام‌های قاسم» طیب» طاهر و ابراهیم داشت؛ ولی طبق نقل مورخان, همه آنها قبل از بلوغء» چشم از جهان فرو بستند. سپس می‌افزاید: ارتباط پیامبر با شما تنها از ناحیة رسالت و خاتمیت است. بنابر این» صدر آیهء ارتباط نسبی را به طور کلی نفی می‌کند و ذیل آیهء ارتباط معنوی ناشی از رسالت و خاتمیت را اثبات می‌کند و بدین گونه» پیوند صدر و ذیل روشن می‌شود. از این گذشته» آیه به این حقیقت نیز اشاره دارد که در عین حالء علاقدٌ او بالاتر از علاقة یک پدر به فرزند است؛ چرا که علاقهٌ اوء علاقهٌ رسول به امت است؛ آن هم رسولی که می‌داند بعد از او پیامبری نخواهد آمد و باید آنچه تا قیامت برای آنها مورد نیاز استء با دقت و دلسوزی پیش‌بینی کند. کلمةٌ «خاتم» یعنی چیزی که به وسیلةٌ آن پایان داده می‌شود و این آیه» دلیل گویایی بر این است که نبوت و پیامبری با پیامبر اسلام(ص) به پایان می‌رسد و پس از او پیامبری برانگیخته نمی‌شود. از پیامبر اکرم می‌خوانیم: «مَتّل من در مقایسه با پیامبران گذشته. همانند مردی است که بنایی بسیار زیبا بسازد و مردم گرد آن بگردند و بگویند بنایی زیباتر از این نیست؛ جز این‌که جای یک خشت آن خالی است و من همان خشت آخرینم.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, ج۱۷ء ص ۳۱۶ ۲- پیشین» ص ۳۳۶ > ۲ پیشین» ص ۲۲۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  41. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا﴿٤١﴾

    33:41 · no commentary for this ayah

  42. وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا﴿٤٢﴾

    33:42 · no commentary for this ayah

  43. هُوَ ٱلَّذِى يُصَلِّى عَلَيْكُمْ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَكَانَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا﴿٤٣﴾

    33:43 · no commentary for this ayah

  44. تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُۥ سَلَٰمٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا﴿٤٤﴾

    33:44 · no commentary for this ayah

  45. يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِنَّآ أَرْسَلْنَٰكَ شَٰهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴿٤٥﴾

    33:45 · no commentary for this ayah

  46. وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ بِإِذْنِهِۦ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا﴿٤٦﴾

    33:46 · no commentary for this ayah

  47. وَبَشِّرِ ٱلْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا﴿٤٧﴾

    33:47 · no commentary for this ayah

  48. وَلَا تُطِعِ ٱلْكَٰفِرِينَ وَٱلْمُنَٰفِقِينَ وَدَعْ أَذَىٰهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًا﴿٤٨﴾

    33:48 · no commentary for this ayah

  49. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا نَكَحْتُمُ ٱلْمُؤْمِنَٰتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا﴿٤٩﴾

    33:49 · no commentary for this ayah

  50. يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِنَّآ أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَٰجَكَ ٱلَّٰتِىٓ ءَاتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّٰتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَٰلَٰتِكَ ٱلَّٰتِى هَاجَرْنَ مَعَكَ وَٱمْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِىِّ إِنْ أَرَادَ ٱلنَّبِىُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ ٱلْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِىٓ أَزْوَٰجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا﴿٥٠﴾

    زن باایمانی که خود را به پیامبر ببخشد

    بدون شک اجازة «گرفتن همسر بدون مَهر»؛ از مختصات پیامبر(ص) بوده و آّیه نیز بدین نکته صراحت دارد و به همین جهت از مسلّمات فقه اسلام است. در ای ن‌که آیا این حکم کلی در مورد پیامبر مصداقی پیدا کرده یا نهه در میان مفسران گفت‌وگو است. وجود چنین مصداقی برای حکم بالا از نظر تاریخی مشخص نیست؛ ولی مسلّم است که خدا چنین اجازه‌ای را به پیامبر خود داده بود.

    گوشه‌ای از فلسفة تعدد زوجات پیامبر

    جملةٌ «این به خاطر آن است که مشکلی (در ادای رسالت) بر تو نبوده باشد» در این آیه, اشاره به فلسفةٌ احکام مخصوص پیامبر(ص) است. این جمله می‌گوید که پیامبر شرایطی دارد که دیگران ندارند و همین تفاوت سبب تفاوتی در احکام شده است. به تعبیر روشن‌ترء هدف این بوده که قسمتی از محدودیت‌ها و مشکلات از دوش پیامبر از طریق این احکام برداشته شود. این تعبیر لطیفی است که نشان می‌دهد ازدواج پیامبر با زنان متعددءبرای حل یک سلسله مشکلات اجتماعی و سیاسی در زندگی او بوده است. می‌دانیم هنگامی که پیامبر ندای اسلام را بلند کرد تنها بود و تا مدت‌ها جز عدةٌ محدودی به او ایمان نیاوردند. او بر ضد تمام اعتقادات خرافی عصر و محیط خود قیام کرده بود و طبیعی است که همةٌ اقوام و قبایل آن محیط بر ضد او بسیج شوند. از این رو او می‌بایست از تمام وسایل برای شکستن اتحاد نامقدس دشمنان استفاده می‌کرد که یکی از آنها ایحاد رابطةٌ خویشاوندی از طریق ازدواج با قبایل بود؛ زیرا رابطةٌ خویشاوندی» محکم‌ترین رابطه در میان عرب جاهلی محسوب می‌شد و آنان داماد قبیله را همواره از خود و دفاع از او را لازم می‌دانستند و تنها گذاشتن او را گناه می‌شمردند. قراین زیادی در دست داریم که نشان می‌دهد ازدواج‌های پیامبر» در بسیاری از موارده جنبةٌ سیاسی داشته و بعضی ازدواج‌های او برای شکستن سنن جاهلی و برخی دیگر برای کاستن دشمنان یا افزایش دوستی و جلب محبت اشخاص یا اقوام متعصب و لجوج بوده است. روشن است کسی که در سن ۲۵سالگی که عنفوان جوانی او بوده» با زنی بیوه (خدیجه) ازدواج می‌کند و تا ۵۳ سالگی به همین یک زن قناعت می‌کند و به این ترتیب دوران جوانی خود را پشت سر گذاشته, به سن کهولت می‌رسد و در ده سال پایان عمر به ازدواج‌های متعدد دست می‌زند» کار او حتما دلیل و فلسفه‌ای دارد که با هیچ حسابی نمی‌توان آن را به انگیزه‌های علاقة جنسی پیوند داد. می‌دانیم که ازدواج متعدد در میان مردم آن روز بسیار ساده و عادی بوده و حتی گاهی همسر اول به خواستگاری همسر دوم می‌رفته و کسی هیچ‌گونه محدودیتی برای گرفتن همسری دیگر قائّل نبود. در این حال» برای پیامبر ازدواج‌های متعدد در سنین جوانی» نه مانع اجتماعی داشته و نه شرایط سنگین مالی و نه کمترین نقصی محسوب می‌شد. جالب توجه این‌که در تواریخ آمده است که پیامبر تنها با یک دختر باکره به نام عایشه ازدواج کرد که در وقت همسری بسیار کم سن و سال بود. حتی در بعضی از تواریخ می‌خوانیم که پیامبر با زنان متعددی ازدواج کرد که فقط مراسم عقدشان برگزار شد و او هرگز با آنها آمیزش نکرد و حتی در مواردی تنها به خواستگاری از بعضی از زنان قناعصت کرد و قبایل به همین افتخار می‌کردند که پیامبر زنی از آنان را خواستگاری کرده وبه این ترتیب پیوند اجتماعی آنها با پیامبر محکم‌تر و آنان در دفاع از او مصمم‌تر می‌شدند. از سوی دیگرء پیامبر به رغم ازدواج‌های متعدد» فرزندان کمی داشت. به این ترتیب روشن می‌شود که ازدواج‌های متعدد پیامبر(ص) انگیزه‌هایی برتر از علل عادی داشته است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, ج۱۷ء ص ۳۷۹ ۲- پیشین» ص۳۸۱ > ٢- پیشین، ص ٣٨١ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  51. تُرْجِى مَن تَشَآءُ مِنْهُنَّ وَتُـْٔوِىٓ إِلَيْكَ مَن تَشَآءُ وَمَنِ ٱبْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰٓ أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَآ ءَاتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِى قُلُوبِكُمْ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا﴿٥١﴾

    رفع یک مشکل دیگر!

    می‌دانیم که یکی از احکام اسلام در مورد همسران متعدد این است که شوهر اوقات خود را در میان آنها به طور عادلانه تقسیم کند و اگر یک شب نزدیکی از آنهاست» شب دیگر نزد دیگری باشد. یکی از خصایص پیامبر(ص) این بود که به خاطر شرایط خاص و بحران‌های زندگی» به ویژه در زمانی که در مدینه بود و در هر ماه تقریباً یک جنگ بر او تحمیل می‌شد و درهمین زمان همسران متعدد داشت» رعایت این حق به حکم این آیه از پیامبر ساقط بود و ایشان می‌توانست اوقات خود را هرگونه که ممکن بود.ء تقسیم کند. هر چند پیامبر اکرم - به تصریح تواریخ - مساوات و عدالت را حتی‌الامکان رعایت می‌کره نزول این آیه و حکم الهی» آرامشی به همسران پیامبر(ص) و محیط زندگی داخلی او داد.

  52. لَّا يَحِلُّ لَكَ ٱلنِّسَآءُ مِنۢ بَعْدُ وَلَآ أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَٰجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ رَّقِيبًا﴿٥٢﴾

    حکمی دیگر در بارةٌ ازدواج رسول خدا(ص)

    در تفسیر این آیه نظریات گوناگونی بیان شده که به دو نظر مهم اشاره می شود: ١- طبق شواهد تاریخی، پیامبر(ص) از ناحیه افراد و قبایل مختلف تحت فشار بود که از آنها همسر بگیرد و برای آنها افتخار بود که زنی از ایشان به همسری پیامبر در آید. البته این پیوند تا حدی برای اهداف اجتماعی و سیاسی پیامبر راه‌گشا بود؛ ولی هر چیزی اگر از حد بگذرده خود مشکل‌آفرین می‌شود و چون همةٌ قبایل چنین انتظاری داشتند. خداوند با یک قانون محکم جلوی این کار را گرفت. در این بین شاید افرادی به پیامبر می‌گفتند که‌بیشتر همسران تو بیوه و مسن هستند و شایسته است با زنی زیبا ازدواج کنی. قرآن به ویژه روی این نکته تأکید کرده که حتی اگر زنان زیبایی هم باشند. حق ازدواج با آنها را نداری. در بعضی از روایات وارد شده که منظور از آّیه» تحریم ازدواج با زنانی است که در آَیةُ ۲۳ سورةٌ نساء بیان شده که محارم انسان هستند. بنابر این تفسیرء معنای آیه این است که بعد از نزول ید ۳ نساء ازدواج با محارم حرام و با دیگر زنان حلال است (ترجمة حاضر بر اساس تفسیر یکم است).

  53. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَدْخُلُوا۟ بُيُوتَ ٱلنَّبِىِّ إِلَّآ أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيْرَ نَٰظِرِينَ إِنَىٰهُ وَلَٰكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَٱدْخُلُوا۟ فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَٱنتَشِرُوا۟ وَلَا مُسْتَـْٔنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ يُؤْذِى ٱلنَّبِىَّ فَيَسْتَحْىِۦ مِنكُمْ وَٱللَّهُ لَا يَسْتَحْىِۦ مِنَ ٱلْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَٰعًا فَسْـَٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٍ ذَٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا۟ رَسُولَ ٱللَّهِ وَلَآ أَن تَنكِحُوٓا۟ أَزْوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦٓ أَبَدًا إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا﴿٥٣﴾

    احکامی برای حفظ حریم و حیثیت پیامبر

    در توضیح این آیه به دو نکته اشاره می‌شود: ۱-این امر در میان اعراب و بسیاری مردم دیگر معمول بوده و هست که به هنگام نیاز به بعضی از وسایل زندگی» آنها را موقتأً از همسایه به عاریت می‌گیرند. خانةٌ پیامبر(ص) نیز از این قانون مستغنی نبوده و گاه و بی‌گاه می‌آمدند و چیزی از همسران پیامبر به عاریت می‌خواستند. روشن است که قرار گرفتن همسران پیامبر در دیدگاه مردم - هرچند با ححاب اسلامی بودند - کار خوبی نبود. از این رو دستور داده شد که هر کس چیزی می‌خواهد. از پشت پرده یا یشت در بکَیرد. در اینجا منظور از حجاب، یوشش زنان نیست؛ بلکه حکمی اضافه بر أن است که مخصوص همسران پیامبر(ص) بوده است. البته این حکم در بارةزنان دیگر وارد نشده و در آنها تنها رعایت پوشش کافی است. بنابر این» اسلام به زنان مسلمان دستور پرده‌نشینی نداده و آنجه بر زن مسلمان لازم است. همان پوشش اسلامی است. ۲- بعضی برای انتقام‌جویی و توهین به ساحت مقدس پیامبر(ص) تصمیم گرفته بودند که بعد از آن حضرت با همسران ایشان ازدواج کنند تا از این راه ضربه‌ای بر حیثیت آن حضرت وارد کنند. اگر این کار مجاز بوده جمعی به بهانة این‌که همسر پیامبر را بعد از او در اختیار گرفته‌اند. ممکن بود موقعیتی اجتماعی برای خویش دست و پا کنند و نیز بدین بهانه که از درون خانةٌ پیامبر و تعلیمات مکتب او به طور خاص آگاهی دارندء به تحریف اسلام بپردازند یا منافقین در صدد بر آیند که مطالبی را از این طریق در میان مردم نشر دهند که مخالف مقام پیامبر باشد. به همین دلیل, زنان پیامبر پس از او در میان امت اسلامی بسیار محترم می‌زیستند و از وضع خود بسیار راضی بودند و آن محرومیت را در برابر این افتخارات» ناچیز می‌شمردند. ۱- نمونه چ۱۷ ص ۳۸۶ ۳ اطیب‌البیان» ج۰۱۰ ص ۵۲۰ و المیزان» ج ۰۱۶ ص ۳۴۲ ۴ نمونهء جچ۰۷ ص ۴۰۱ ٢- بیشین، ص ٣. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ نمونهء چ۰۱۷ ص ۴۰۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān, al-Kāfī.

  54. إِن تُبْدُوا۟ شَيْـًٔا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمًا﴿٥٤﴾

    33:54 · no commentary for this ayah

  55. لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِىٓ ءَابَآئِهِنَّ وَلَآ أَبْنَآئِهِنَّ وَلَآ إِخْوَٰنِهِنَّ وَلَآ أَبْنَآءِ إِخْوَٰنِهِنَّ وَلَآ أَبْنَآءِ أَخَوَٰتِهِنَّ وَلَا نِسَآئِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُهُنَّ وَٱتَّقِينَ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ شَهِيدًا﴿٥٥﴾

    33:55 · no commentary for this ayah

  56. إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا﴿٥٦﴾

    صلوات بر پیامبر(ص)

    به دنبال بحث‌هایی که در آیات گذشته در بارةٌ حفظ حرمت پیامبر(ص) و لذیت نکردن ایشان آمده» این آیه. نخست علاقةٌ خاص خداوند و فرشتگان به پیامبر را ابراز می‌کند و سپس به موْمنان می‌گوید که‌مقام پیامبر آن قدر والا است که آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی که تدبیر این جهان به فرمان حق بر عهدة آنها گذارده شده» بر او درود می‌فرستند؛ اکنون که چنین استء شما نیز با این پیام هماهنگ شوید. او گوهر گران‌قدر عالم آفرینش است و اگر به لطف الهی در دسترس شما قرار گرفته, میادا او را کم‌ارزش بشمرید و ارج و مقام او را در نزد خدا و فرشتگان فراموش کنید. شایان توجه این‌که در بارةٌ کیفیت صلوات بر پیامبر(ص) در روایات بی‌شماری که از طریق شیعه و اهل سنت رسیده» به صراحت آمده است که «آل محمد» را به هنگام صلوات بر «محمد» بیفزایید. در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده است: «بر من صلوات ناقص نفرستید. عرض کردند: صلوات ناقص چیست؟ فرمود: این‌که فقط بگویید: «اللهم صل علی محمد» و ادامه ندهید؛ بلکه

  57. إِنَّ ٱلَّذِينَ يُؤْذُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا﴿٥٧﴾

    33:57 · no commentary for this ayah

  58. وَٱلَّذِينَ يُؤْذُونَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ بِغَيْرِ مَا ٱكْتَسَبُوا۟ فَقَدِ ٱحْتَمَلُوا۟ بُهْتَٰنًا وَإِثْمًا مُّبِينًا﴿٥٨﴾

    33:58 · no commentary for this ayah

  59. يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ قُل لِّأَزْوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰٓ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا﴿٥٩﴾

    حجاب؛ محافظی در برابر هرزگان

    در این‌که منظور از شناخته شدن در این آیه چیست. دو نظر در میان مفسران وجود دارد که منافاتی با هم ندارند. نخست این‌که در آن زمان معمول بوده که کنیزان بدون پوشاندن سر و گردن از منزل بیرون می‌امدند و از آنجا که از نظر اخلاقی وضع خوبی نداشتند.» گاهی بعضی از جوانان هرزه مزاحم آنها می‌شدند.در اینجا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شد که حجاب اسلامی را کاملاً رعایت کنند تا از کنیزان شناخته شوند و بهانه‌ای برای مزاحمت به دست هرزگان ندهند. بدیهی است مفهوم این سخن این نیست که اوباش حق داشتند مزاحم کنیزان شوند؛ بلکه منظور این است که بهانه از دست افراد فاسد کرفته شود. هدف دیکر اینکه زنان مسلمان در پوشیدن حجاب سهل انکَاری نکنند؛ مثل بعضی از زنان بی بند و بارکه در عین داشتن حجاب جنان بی یروا و لا ابالی هستند که غالباً قسمت هایی از بدن آنان نمایان است و همین موجب جلب توجه افراد هرزه به آنها می‌شود. برای «جلباب» چند معنی گفته شده اما بیشتر به نظر می‌رسد که منظورء پوششی است که از روسری بزرگ‌تر و از چادر کوچک‌تر است. منظور از «یدنین» (نزدیک کنند) این است که زنان جلباب را به بدن خویش نزدیک کنند تا آنها را درست حفظ کند؛ نه این‌که آن را آزاد بگذارند که گاه و بی‌گاه کنار رود و بدنشان آشکار گردد. به تعبیر سادةٌ خودمان, لباس خود را جمع و جور کنند.

  60. لَّئِن لَّمْ يَنتَهِ ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَٱلْمُرْجِفُونَ فِى ٱلْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلًا﴿٦٠﴾

    اخطار شدید به مزاحمان و شایعه‌پراکنان

    از لحن آیه استفاده می‌شود که سه گروه در مدینه به خرابکاری مشغول بودند: نخستء منافقان که برای براندازی اسلام می‌کوشیدند. دوم» اراذل و اوباش که از آنما به بیماردلان تعبیر شده است. سوم» گروه شایعه‌پراکنان که به ویژه هنگامی که پیامبر([ص) و ارتش اسلام به غزوات می‌رفتندء به تضعیف روحیة بازماندگان می‌پرداختند و خبرهای دروغین از شکست پیامبر و موْمنان می‌دادند. این احتمال نیز در تفسیر آّیه وجود دارد که این برنامه‌های تخریبی سه‌گانه همگی کار منافقان بود و جداسازی آنها از یکدیگرء جداسازی اوصاف است و نه اشخاص. به هر حالء قرآن می‌گوید: اگر اینما به اعمال ننگین خود ادامه دهندء دستور حملة عمومی را صادر خواهیم کرد و با یک حرکت مردمی موْمنان» همه را از مدینه ریشه‌کن می‌کنیم» تا دیگر نتوانند در شهر بمانند که در این صورتء از حمایت حکومت اسلامی خارج شده» از دست مسلمانان جان برکف در امان نخواهند بود و هر کجا یافته شوندء به قتل خواهند رسید. ۱- نمونه ج۰۷ ص ۴۱۵ ۲ پیشین» ص ۴۲۷ ٣- بیشین، ص ٢. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  61. مَّلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوٓا۟ أُخِذُوا۟ وَقُتِّلُوا۟ تَقْتِيلًا﴿٦١﴾

    اخطار شدید به مزاحمان و شایعه‌پراکنان

    از لحن آیه استفاده می‌شود که سه گروه در مدینه به خرابکاری مشغول بودند: نخستء منافقان که برای براندازی اسلام می‌کوشیدند. دوم» اراذل و اوباش که از آنما به بیماردلان تعبیر شده است. سوم» گروه شایعه‌پراکنان که به ویژه هنگامی که پیامبر([ص) و ارتش اسلام به غزوات می‌رفتندء به تضعیف روحیة بازماندگان می‌پرداختند و خبرهای دروغین از شکست پیامبر و موْمنان می‌دادند. این احتمال نیز در تفسیر آّیه وجود دارد که این برنامه‌های تخریبی سه‌گانه همگی کار منافقان بود و جداسازی آنها از یکدیگرء جداسازی اوصاف است و نه اشخاص. به هر حالء قرآن می‌گوید: اگر اینما به اعمال ننگین خود ادامه دهندء دستور حملة عمومی را صادر خواهیم کرد و با یک حرکت مردمی موْمنان» همه را از مدینه ریشه‌کن می‌کنیم» تا دیگر نتوانند در شهر بمانند که در این صورتء از حمایت حکومت اسلامی خارج شده» از دست مسلمانان جان برکف در امان نخواهند بود و هر کجا یافته شوندء به قتل خواهند رسید. ۱- نمونه ج۰۷ ص ۴۱۵ ۲ پیشین» ص ۴۲۷ ٣- بیشین، ص ٢. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  62. سُنَّةَ ٱللَّهِ فِى ٱلَّذِينَ خَلَوْا۟ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبْدِيلًا﴿٦٢﴾

    33:62 · no commentary for this ayah

  63. يَسْـَٔلُكَ ٱلنَّاسُ عَنِ ٱلسَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ ٱللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا﴿٦٣﴾

    33:63 · no commentary for this ayah

  64. إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلْكَٰفِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا﴿٦٤﴾

    33:64 · no commentary for this ayah

  65. خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا﴿٦٥﴾

    33:65 · no commentary for this ayah

  66. يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى ٱلنَّارِ يَقُولُونَ يَٰلَيْتَنَآ أَطَعْنَا ٱللَّهَ وَأَطَعْنَا ٱلرَّسُولَا۠﴿٦٦﴾

    33:66 · no commentary for this ayah

  67. وَقَالُوا۟ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠﴿٦٧﴾

    33:67 · no commentary for this ayah

  68. رَبَّنَآ ءَاتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ ٱلْعَذَابِ وَٱلْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا﴿٦٨﴾

    33:68 · no commentary for this ayah

  69. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ ءَاذَوْا۟ مُوسَىٰ فَبَرَّأَهُ ٱللَّهُ مِمَّا قَالُوا۟ وَكَانَ عِندَ ٱللَّهِ وَجِيهًا﴿٦٩﴾

    33:69 · no commentary for this ayah

  70. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَقُولُوا۟ قَوْلًا سَدِيدًا﴿٧٠﴾

    سخن حق بگویید تا اعمالتان اصلاح شود

    قول سدید» سخنی است که با واقعیت مطابفقت دارد و لغو و بیهوده نیست و اگر فایده‌ای داردء فایده‌اش مشروع است؛ نه مانند سخن‌چینی و امثال آن. پس انسان باایمان باید به آنچه می‌گوید» مطمئن باشد و نیز گفتار خود را بیازماید که مایةٌ لو و فساد نباشد. قرَن» گفتار این گونه را مایةٌ اصلاح اعمال و آمرزش گناهان می‌داند؛ زیرا وقتی انسان عادت کرد که چنین سخن بگویدء دیگر دروغ و غیبت و سخن لغو و مفسده‌انگیز از او صادر نمی‌شود و طبعاً از گناهان دور می‌شود. در این صورتء انسان صالح می‌شود و از گذشتةُ آلودةٌ خود پشیمان می‌گردد و همین پشیمانی توبه است و وقتی توبه کرد خدا هم در باقیماندةٌ عمرش او را از گناهان بزرگ نگه می‌دارد و اگر گناه کوچکی هم از او سر بزند» آمرزیده خواهد شد(نساء - ۳۱). علمای اخلاق» زبان را پربرکت‌ترین اعضا و در عین حال خطرناک‌ترین و پرگناه‌ترین آنها می‌دانند؛ تا آنجا که حدود سی گناه از همین عضو کوچک صادر می‌گردد. در روایتی از امام سجاد(ع) می‌خوانیم: «زبان هر انسانی همه روز از اعضای دیگر احوال‌پرسی می‌کند و می‌گوید: چگونه صبح کردید؟ همة آنها در پاسخ می‌گویند: حال ما خوب است اگر تو بگذاری. سپس اضافه می کنند: تو را به خدا, حال ما را رعایت کن. ما به خاطر تو پاداش می‌بینیم و مجازات می‌شویم.»

  71. يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَٰلَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا﴿٧١﴾

    سخن حق بگویید تا اعمالتان اصلاح شود

    قول سدید» سخنی است که با واقعیت مطابفقت دارد و لغو و بیهوده نیست و اگر فایده‌ای داردء فایده‌اش مشروع است؛ نه مانند سخن‌چینی و امثال آن. پس انسان باایمان باید به آنچه می‌گوید» مطمئن باشد و نیز گفتار خود را بیازماید که مایةٌ لو و فساد نباشد. قرَن» گفتار این گونه را مایةٌ اصلاح اعمال و آمرزش گناهان می‌داند؛ زیرا وقتی انسان عادت کرد که چنین سخن بگویدء دیگر دروغ و غیبت و سخن لغو و مفسده‌انگیز از او صادر نمی‌شود و طبعاً از گناهان دور می‌شود. در این صورتء انسان صالح می‌شود و از گذشتةُ آلودةٌ خود پشیمان می‌گردد و همین پشیمانی توبه است و وقتی توبه کرد خدا هم در باقیماندةٌ عمرش او را از گناهان بزرگ نگه می‌دارد و اگر گناه کوچکی هم از او سر بزند» آمرزیده خواهد شد(نساء - ۳۱). علمای اخلاق» زبان را پربرکت‌ترین اعضا و در عین حال خطرناک‌ترین و پرگناه‌ترین آنها می‌دانند؛ تا آنجا که حدود سی گناه از همین عضو کوچک صادر می‌گردد. در روایتی از امام سجاد(ع) می‌خوانیم: «زبان هر انسانی همه روز از اعضای دیگر احوال‌پرسی می‌کند و می‌گوید: چگونه صبح کردید؟ همة آنها در پاسخ می‌گویند: حال ما خوب است اگر تو بگذاری. سپس اضافه می کنند: تو را به خدا, حال ما را رعایت کن. ما به خاطر تو پاداش می‌بینیم و مجازات می‌شویم.»

  72. إِنَّا عَرَضْنَا ٱلْأَمَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱلْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا ٱلْإِنسَٰنُ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا﴿٧٢﴾

    حمل امانت الهی؛ بزرگ‌ترین افتخار بشر

    مفسران بزرگ اسلام در بارةٌ این آیه سخن بسیار گفته‌اند و برای شکافتن حقیقت امانت تلاش فراوان کرده‌اند. برای فهم این حقیقت باید نظری به انسان بیفکنیم که او چه دارد که آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها ندارند. انسان» موجودی با استعداد فوق‌العاده است که می‌تواند با استفاده از آَنْ» مصداق کامل «خلیفةَاله» شودء در کسب معرفت و تهذیب نفس به اوج افتخار برسد و از فرشتگان آسمان هم بگذرد. این استعداد با آزادی اراده و اختیار توأم است. پنشی آدمی این راه را که از صفر شروع می‌شود و تا بی‌نهایت می‌رود» با پای خود و با اختیار خویش طی می‌کند. آسمان و زمین و کوه‌ها دارای نوعی معرفت الهی هستند و در برابر خداوند خاضع‌اند؛ ولی همه به صورت تکوینی و اجباری» و به همین دلیل, تکاملی ندارند. تنها موجودی که قوس صعودی و نزولی‌اش بی‌انتها است و به اختیار خودش به طور نامحدود قادر به پرواز به سوی قلهٌ تکامل است. انسان است. این همان امانت الهی است که همه موجودات از حمل آن سر باز زدند و انسان به میدان آمد و یک‌تنه آن را به دوش کشید. از این روء در أَیةُ بعدء انسان‌ها به سه گروه تقسیم شده‌اند: موّمنان» کافران و منافقان. بنابر این» امانت الهی» «توانایی تکامل نامحدود آمیخته با اراده و اختیار و رسیدن به مقام انسان کامل و بندةٌ خاص و پذیرش ولایت الهیه» است. اما این که در روایات متعددی که از طرق اهل بیت(ع) رسیده» این امانت الهی به قبول ولایت امیرالموّمنین علی(ع) و فرزندانش تفسیر شده به خاطر این است که ولایت پیامبران و امامان» شعاعی نیرومند از آن ولایت کلیةٌ الهیه است و رسیدن به مقام عبودیت و طی طریق تکامل» جز با قبول ولایت اولیای خدا امکان‌پذیر نیست. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۰۱۶ ص ۳۵۴ > ۲ نمونهء ج۷ءص ۴۴۷ > - المیزان, ۶۳ ص ۳۵۴ ۲ نمونه, ۷ص ۴۴۷ ۳ پیشین» ص ۴۵۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  73. لِّيُعَذِّبَ ٱللَّهُ ٱلْمُنَٰفِقِينَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلْمُشْرِكِينَ وَٱلْمُشْرِكَٰتِ وَيَتُوبَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًۢا﴿٧٣﴾

    33:73 · no commentary for this ayah