Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
وَٱلنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ﴿١﴾
53:1 · no commentary for this ayah
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ﴿٢﴾
53:2 · no commentary for this ayah
وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلْهَوَىٰٓ﴿٣﴾
53:3 · no commentary for this ayah
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَىٰ﴿٤﴾
53:4 · no commentary for this ayah
عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلْقُوَىٰ﴿٥﴾
53:5 · no commentary for this ayah
ذُو مِرَّةٍ فَٱسْتَوَىٰ﴿٦﴾
53:6 · no commentary for this ayah
وَهُوَ بِٱلْأُفُقِ ٱلْأَعْلَىٰ﴿٧﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ﴿٨﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ﴿٩﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
فَأَوْحَىٰٓ إِلَىٰ عَبْدِهِۦ مَآ أَوْحَىٰ﴿١٠﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
مَا كَذَبَ ٱلْفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ﴿١١﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ﴿١٢﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَلَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ﴿١٣﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
عِندَ سِدْرَةِ ٱلْمُنتَهَىٰ﴿١٤﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
عِندَهَا جَنَّةُ ٱلْمَأْوَىٰٓ﴿١٥﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
إِذْ يَغْشَى ٱلسِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ﴿١٦﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
مَا زَاغَ ٱلْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ﴿١٧﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلْكُبْرَىٰٓ﴿١٨﴾
معراج؛ دیداری نزدیک با دوست
این آیات و آیات پیش» وحی بر پیامبر(ص) را تصدیق کرده» آن را وصف میکند؛ اما روایات بسیاری از ائْمةٌ اهل بیت(ع) وجود دارد که بیان میکند منظور از این آیاتء بیان ویژگی هر وحیی نیست؛ بلکه بیان وحی نزدیکی است که خداوند در شب معراج بر پیامبرش فرستاد و ظاهر آیات هم این روایات را تأیید میکند. البته مفسران در تفسیر کلمات و جملات این آیات به شدت اختلاف دارند. خداوند در آَیةٌ ۷ میفرماید: «در حالی که در افق اعلی قرار داشت.» افق به معنای ناحیه است و منظور از افق اعلی، أسمان است. پس معنای آیه این می شود که پیامبر(ص) در شب معراج در بالاترین ناحیه از آسمان قرار داشت و سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... و خداوند آنچه را وحی کردنی بودء به بندهاش وحی کرد. قلب پاک پیامبر در انجه دید، هرکَز دروغ نکَفت و مشاهدات پیامبر کاملا حقیقت داشت. البته در این آیات دقیقا بیان نشده که پیامبر با چشم دل چه دید؛ اما از یه ۱۸ استفاده میشود که او در این سیر روحانی» پارهای از نشانههای بزرگ خدا را مشاهده کرد. البته ممکن است منظورء دیدار با خداوند متعال باشد؛ ولی نه با چشم سر؛ بلکه با چشم دل؛ دیداری روحانی و نه جسمانی. خدا را با چشم سر نمیتوان دید؛ اما با چشم دل چرا. روایت شده که از امام رضا(ع) پرسیدند: ایا پیامبر(ص) خدا را دید؟ فرمود: «آری» با دلش او را دید. آیا نشنیدهای که خدا میفرماید: «ما کذب الفژّاد ما رأی»؟ پیامبرء خدا را با چشم ندیدء با دل دید.» در آَیةٌ ۱۳ به دیدار دیگر پیامبر(ص) با خداوند اشاره شده است؛ دیداری دیگر در اثنای معراج پیامبر در کنار «سدرة المنتمی» که با خداوند متعال از طریق مشاهدةٌ قلبی و روحانی صورت پذیرفت. «سدر» درخت معروفی است و «منتهی» اسم مکان است و گویا منظور از آَنْ» انتهای آسمانها است؛ زیرا میفرماید «جنة المأًوی» (بهشتی که موْمنان در آن اسکان داده میشوند) در کنار آن است و بهشت در آسمان است. در قرآن یه دیگری نداریم که از این درخت سخن گفته باشد و گویا خدا میخواهد رازگونه سخن بگوید؛ در روایات بیان شده که سدرء درختی بر بالای آسمان هفتم است که اعمال انسانها به آن منتهی میشود. در روایتی از پیامبر(ص) میخوانیم: «بر هر یک از برگهای آن (درخت)» فرشتهای را دیدم که ایستاده بود و خدا را تسبیح میکرد.» در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم: «من به سدرقةالمنتهی رسیدم و دیدم در سایةٌ هر برگی از آن. امتی قرار گرفته است.» پس منظورء درختی شبیه درختان زمین نیست؛ بلکه اشاره به سایبان عظیمی در جوار قرب خداست که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان در سایة آن قرار دارند. در آیة ۱۶ میفرماید که «چیزی سدرةالمنتهی را پوشانده بود.» خداوند» منظور از این جمله را بیان نکرده اما در روایات آمده که هنگامی که پردةٌ بین خدا و پیامبر برداشته شد و او خدا را با چشم دل دریافت, نور خدا درخت سدره را پوشاند. به هر حالء ما از حقیقت معراج بیخبریم و توصیفهای گوناگونی که از آن به ما رسیده» نوعی تشبیه است که به خاطر کوتاهی لغات از بیان به این گونه واقعیات بزرگ چنین اشاره شده است. المیزان» ج ۹ ص ۳۲ ۴ المیزان» ج ۰۹ ص ۳۲ (-المیزان» ج ۸۹ ص ۲۶ ۲- پیشین» ص ۲۹ ۳ نمونه, ج۲۲, ص۴۹۷ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۳ نمونه ج۲۲. ص۴۹۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
أَفَرَءَيْتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلْعُزَّىٰ﴿١٩﴾
53:19 · no commentary for this ayah
وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلْأُخْرَىٰٓ﴿٢٠﴾
53:20 · no commentary for this ayah
أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلْأُنثَىٰ﴿٢١﴾
53:21 · no commentary for this ayah
تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَىٰٓ﴿٢٢﴾
53:22 · no commentary for this ayah
إِنْ هِىَ إِلَّآ أَسْمَآءٌ سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَٰنٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهْوَى ٱلْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلْهُدَىٰٓ﴿٢٣﴾
53:23 · no commentary for this ayah
أَمْ لِلْإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ﴿٢٤﴾
53:24 · no commentary for this ayah
فَلِلَّهِ ٱلْـَٔاخِرَةُ وَٱلْأُولَىٰ﴿٢٥﴾
53:25 · no commentary for this ayah
وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ لَا تُغْنِى شَفَٰعَتُهُمْ شَيْـًٔا إِلَّا مِنۢ بَعْدِ أَن يَأْذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرْضَىٰٓ﴿٢٦﴾
53:26 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْـَٔاخِرَةِ لَيُسَمُّونَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ تَسْمِيَةَ ٱلْأُنثَىٰ﴿٢٧﴾
53:27 · no commentary for this ayah
وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغْنِى مِنَ ٱلْحَقِّ شَيْـًٔا﴿٢٨﴾
53:28 · no commentary for this ayah
فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا﴿٢٩﴾
53:29 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ ٱلْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ ٱهْتَدَىٰ﴿٣٠﴾
53:30 · no commentary for this ayah
وَلِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ لِيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ بِمَا عَمِلُوا۟ وَيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ أَحْسَنُوا۟ بِٱلْحُسْنَى﴿٣١﴾
53:31 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلْإِثْمِ وَٱلْفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوٓا۟ أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ﴿٣٢﴾
منظور از «لّمَم»
«لمم» به معنای نزدیک شدن به گناه است و از گناهان صغیره نیز به لمم تعبیر شده است. قراین موجود در آیه گواهی میدهد که لمم به معنای گناهانی است که گاهی از انسان سر میزند» سپس متوجه میشود و آن را ترک میگوید. در حدیفی از امام صادق(ع) در تفسیر این آیه میخوانیم: «منظور گناهی است که انسان به سراغ آن میرود. سپس مدتی خودداری کرده» بار دیگر به آن آلوده میشود (وهرگز کارهمیشگی او نیست).» در حدیث دیگر از امام ششم میخوانیم: «لمم آن است که انسان به سراغ گناهی رود. سپس از آن استغفار کند.» آری» ممکن است نیکوکاران لغزشی داشته باشند؛ ولی گناه بر خلاف طبع آنهاست. روح و قلب آنها همواره پاک است و آلودگیها جنبةٌ عرضی دارد. پس به محض ارتکاب گناه پشیمان میشوند و از خدا تقاضای بخشش میکنند.
خودستایی نکنید
سرچشمةٌ اصلی این عمل ناپسندء نشناختن خویشتن است؛ چراکه اگر انسان خود را به خوبی بشناسد و کوچکی خود در برابر عظمت پروردگار و ناچیز بودن اعمالش در برابر مسئولیتهای سنگینی که بر عهده دارد و نعمتهای بیشماری را که خدا به او بخشیده» بداند هرگز در جادةٌ خودستایی گام برنمیدارد. غرور و غفلت و خود برتربینی و تفکرات جاهلی نیز انگیزههای دیگری برای این کار زشت است. خودستایی از آنرو که بیانگر اعتقاد انسان به کمال خویشتن استء مایة عقبماندگی اوست؛ چرا که رمز تکامل, اعتراف به تقصیر و قبول نقص و ضعفها است. به همین دلیل, اولیای خدا همیشه به تقصیر خود در برابر وظایف الهی معترف بودند و مردم را از خودستایی و بزرگ شمردن اعمال خویش نهی میکردند. در حدیتی از امام باقر(ع) میخوانیم: «هیچ کس از شما نباید به فزونی نماز و روزه و زکات و مناسک حج و عمرهاش افتخار کند؛ زیرا خداوند پرهیزگاران را بهتر میشناسد.» علی(ع) در بارة ویژگیهای ممتاز پرهیزگاران میفرماید: «از اعمال اندک خویش ناخشنودند و طاعت بسیار در نظرشان اندک نماید. اینان پیوسته خود را متهم میدارند و از اعمال خود بیمناکاند. چون یکیشان را به پاکی بستایید. از آن تمجید, بیمناک میشود و گوید: من خود به خویشتن آگاهترم و پروردگارم از من به من داناتر است. پروردگارا, مرا به آنچه در بارهام میگویند. موْاخذه مکن؛ مرا بهتر از آنچه میپندارند. بگردان و گناهان مرا که از آن بیخبرند, بیامرز.»
أَفَرَءَيْتَ ٱلَّذِى تَوَلَّىٰ﴿٣٣﴾
53:33 · no commentary for this ayah
وَأَعْطَىٰ قَلِيلًا وَأَكْدَىٰٓ﴿٣٤﴾
53:34 · no commentary for this ayah
أَعِندَهُۥ عِلْمُ ٱلْغَيْبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴿٣٥﴾
53:35 · no commentary for this ayah
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِى صُحُفِ مُوسَىٰ﴿٣٦﴾
53:36 · no commentary for this ayah
وَإِبْرَٰهِيمَ ٱلَّذِى وَفَّىٰٓ﴿٣٧﴾
53:37 · no commentary for this ayah
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ﴿٣٨﴾
53:38 · no commentary for this ayah
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴿٣٩﴾
انسان جز عملش چیزی ندارد
علامه طباطبایی ذیل این آیه به نکتةٌ بسیار مهمی اشاره میفرماید و آن عبارت «للانسان» است. لام در این عبارتء نشانگر مالکیت حقیقی است. آری» انسان تنها مالک اعمال خوب یا بد خویش است و این عملها تا ابد برای انسان باقی میماند؛ اما چیزهای دیگری که انسان فکر میکند برای اوست و مالک آن است» مانند مال و مقام و فرزند و...» همه مطالبی اعتباری و پنداری است که در دنیا همراه انسان است و باید هنگام مرگ و انتقال به عالم دیگرء آنها را رها کند. اما اینکه در قرآن و روایات میخوانیم که مومنان گناهکار در قیامت مشمول شفاعت شافعان میشوند و گناهانشان بخشوده میگردده با مطلب پیش منافاتی ندارد؛ زیرا همین مشمول شفاعت شدن هم به خاطر تلاش زیبای آنها در دنیا بوده که در محیط ایمان به خدا و آیاتش وارد شدند و در سایة آن ایمان از شفاعت بهره میبرند و اگر ایمانی نداشتنده هرگز شفاعتی شامل حال آنها نمیشد. به همین ترتیب» موّمن پس از مرگش؛ از استغفار موّمنان دیگر برای او و کارهای نیکی که ثوابش به او هدیه میشود.ء بهره میبرد. همچنین کسی که پایهگذار سنت نیکو یا بدی گردد»ء پس از مرگ. در پاداش و کیفر کسانی که به سنت او عمل میکنند. شریک است؛ زیرا برای پایهگذاری آن سنت تلاش کرده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۲۲ ص ۵۳۷ > ۴ المیزان» ج ۱۹ ص۴۷ > ۱-نمونه ج ۲۲ ص ۵۳۷ ۲- پیشین» ص۵۴۲ ۳ نهجالبلاغه» خطبة ۱۸۴ > ۳ نهجالبلاغه» خطبةٌ ۱۸۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Nahj al-Balāgha.
وَأَنَّ سَعْيَهُۥ سَوْفَ يُرَىٰ﴿٤٠﴾
53:40 · no commentary for this ayah
ثُمَّ يُجْزَىٰهُ ٱلْجَزَآءَ ٱلْأَوْفَىٰ﴿٤١﴾
53:41 · no commentary for this ayah
وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلْمُنتَهَىٰ﴿٤٢﴾
53:42 · no commentary for this ayah
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَىٰ﴿٤٣﴾
53:43 · no commentary for this ayah
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا﴿٤٤﴾
53:44 · no commentary for this ayah
وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ﴿٤٥﴾
53:45 · no commentary for this ayah
مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ﴿٤٦﴾
53:46 · no commentary for this ayah
وَأَنَّ عَلَيْهِ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُخْرَىٰ﴿٤٧﴾
53:47 · no commentary for this ayah
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغْنَىٰ وَأَقْنَىٰ﴿٤٨﴾
53:48 · no commentary for this ayah
وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعْرَىٰ﴿٤٩﴾
ستارةٌ شعری
ستارة شعری یکی از درخشندهترین ستارگان آسمان و معروف به شعرای یمانی است؛ چرا که در سمت جنوب قرار دارد و چون یمن در جنوب جزیرةالعرب بود» آن را به این نام مینامیدند. این ستاره معمولاً هنگام سحر در کنار صورت فلکی جوزا در آسمان ظاهر میشود و کاملاً جلب توجه میکند. این ستارهٌ عجیبالخلقه که بهخاطر درخشندگی فوقالعادهاش پادشاه ستارگان نامیده میشده» شگفتیهای بسیاری دارد. تأکید قرآن بر این که خدا پروردگار ستارهٌ شعری استء برای بیدار کردن گروهی از عرب مانند قبیلة خزاعه و مانند آنهاست که آن را تقدیس و پرستش میکردند و اعتقاد داشتند مبداً موجوداتی در روی زمین است. آنها مخلوق را به جای خالق و مربوب را به جای رب قرار داده بودند. جالب توجه این که در آغاز سوره» قسم به ستاره آمده که غروب میکند و در اینجا سخن از پروردگار شعری است. اگر این دو آیه را در کنار هم قرار دهیم» روشن میشود که چرا شعری نمیتواند معبود باشد؛ زیرا آنهم غروب میکند و اسیر چنگال قوانین خلقت است.
وَأَنَّهُۥٓ أَهْلَكَ عَادًا ٱلْأُولَىٰ﴿٥٠﴾
53:50 · no commentary for this ayah
وَثَمُودَا۟ فَمَآ أَبْقَىٰ﴿٥١﴾
53:51 · no commentary for this ayah
وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَىٰ﴿٥٢﴾
53:52 · no commentary for this ayah
وَٱلْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ﴿٥٣﴾
53:53 · no commentary for this ayah
فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴿٥٤﴾
53:54 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴿٥٥﴾
53:55 · no commentary for this ayah
هَٰذَا نَذِيرٌ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلْأُولَىٰٓ﴿٥٦﴾
53:56 · no commentary for this ayah
أَزِفَتِ ٱلْـَٔازِفَةُ﴿٥٧﴾
53:57 · no commentary for this ayah
لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴿٥٨﴾
53:58 · no commentary for this ayah
أَفَمِنْ هَٰذَا ٱلْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ﴿٥٩﴾
53:59 · no commentary for this ayah
وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ﴿٦٠﴾
53:60 · no commentary for this ayah
وَأَنتُمْ سَٰمِدُونَ﴿٦١﴾
53:61 · no commentary for this ayah
فَٱسْجُدُوا۟ لِلَّهِ وَٱعْبُدُوا۟﴿٦٢﴾
53:62 · no commentary for this ayah