Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
ٱلرَّحْمَٰنُ﴿١﴾
55:1 · no commentary for this ayah
عَلَّمَ ٱلْقُرْءَانَ﴿٢﴾
55:2 · no commentary for this ayah
خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ﴿٣﴾
55:3 · no commentary for this ayah
عَلَّمَهُ ٱلْبَيَانَ﴿٤﴾
بیان؛ پیچیدهترین عمل انسان
«بیان» از نظر مفهوم لغت» معنای گستردهای دارد و به هر چیزی گفته میشود که مبیّن و آشکار کنندةٌ چیزی باشد. بنابر این نه فقط نطق و سخن گفتن را شامل میشود. که حتی کتابت و خط و انواع استدلالات عقلی و منطقی که مبیّن موضوعات گوناگون و پیچیده است» همه در مفهوم بیان جمع است؛ هر جند شاخص این مجموعه همان سخن کَفتن است. کَرجِه ما به خاطر عادت، سخن کَفتن را موضوع سادهای میپنداریم از پیچیدهترین و ظریفترین اعمال انسان است؛ بلکه میتوان گفت که هیچ کاری به این ظرافت و پیچیدگی نیست. زیرا از یک سو دستگاههای صوتی برای ایجاد اصوات گوناگون با یکدیگر همکاری میکنند: ریهها هوا را در خود جمع میکنند و آن را به تدریج از حنجره بیرون میفرستند. تارهای صوتی به صدا در میآیند و صداهای کاملاً متفاوت که بعضی نشانهٌ رضایت و برخی نشانة خشم و دیگری استمداد و دیگری محبت یا عداوت استء ایجاد میکنند. سپس این صداها با کمک زبان و لبها و دندانها و فضای دهانء حروف الفبا را با سرعت و ظرافت خاصی به وجود میآورند. به تعبیر دیگرء آن صدای ممتد و یکنواخت که از حنجره بیرون میآید, به اشکال و اندازههای متفاوت بریده میشود و حروف شکل میگیرند. از سوی دیگرء موضوع وضع لغات پیش میآید. انسان بر اثر پیشرفت فکری» لغات گوناگونی برای انواع نیازهای مادی و معنویاش وضع میکند و عجیب اینکه هیچگونه محدودیتی برای انسان در وضع لغات نیست و شمار زبانهای موجود در دنیا به قدری زیاد است که نمیتوان آنها را شمرد و حتی با گذشت زمان» لغات و زبانهای جدیدی به تدریج تشکیل میشود. از اینها که بگذریم اگر نقش بیان را در تکامل و پیشرفت زندگی انسانها و پیدایش و ترقی تمدنها در نظر بگیریم» معلوم میشود که اگر این نعمت بزرگ نبود, انسان هرگز نمیتوانست تجربیات و علوم خود را به سادگی از نسلی به نسل دیگر منتقل کند و باعث پیشرفت علم و تمدن و دین و اخلاق گردد. اگر یک روز این نعمت بزرگ از انسانها گرفته شود.ء جامعةٌ انسانی به سرعت در راه قهقرا میافتد و هرگاه بیان را به معنای وسیع آن که شامل خط و کتابت و انواع هنرها میشود تفسیر کنیم» نقش فوقالعاده مهم آن در زندگی انسانها روشنتر میگردد. اینجاست که میفهمیم چرا بعد از نعمت خلقت انسان» سخن از تعلیم بیان در این سوره که مجموعهای از مواهب پرورگار بیان شده» به میان آمده است.
ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ﴿٥﴾
55:5 · no commentary for this ayah
وَٱلنَّجْمُ وَٱلشَّجَرُ يَسْجُدَانِ﴿٦﴾
55:6 · no commentary for this ayah
وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلْمِيزَانَ﴿٧﴾
55:7 · no commentary for this ayah
أَلَّا تَطْغَوْا۟ فِى ٱلْمِيزَانِ﴿٨﴾
55:8 · no commentary for this ayah
وَأَقِيمُوا۟ ٱلْوَزْنَ بِٱلْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا۟ ٱلْمِيزَانَ﴿٩﴾
55:9 · no commentary for this ayah
وَٱلْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ﴿١٠﴾
55:10 · no commentary for this ayah
فِيهَا فَٰكِهَةٌ وَٱلنَّخْلُ ذَاتُ ٱلْأَكْمَامِ﴿١١﴾
55:11 · no commentary for this ayah
وَٱلْحَبُّ ذُو ٱلْعَصْفِ وَٱلرَّيْحَانُ﴿١٢﴾
55:12 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿١٣﴾
فبأی آلاء رتکما تکذّبان
خداوند با این جمله انسانها و جن را در برابر این واقعیت قرار میدهد که در بار نعمتهای خدا بیندیشند و از عقل خود بپرسند که آیا هیچ یک از این نعمتهای المی انکارشدنی است و اگر نیستء چرا ولینعمت خود را نشناسند؛ چرا شکر منعم را وسیلةٌ شناخت او قرار ندهند و چرا در آستان مقدسش سر تعظیم فرود نیاورند؟ تکرار این جمله نه تنها با فصاحت منافاتی ندارده خود یکی از فنون فصاحت است. این درست به آن میماند که پدری فرزند فراموش کارش را مخاطب قرار داده. میگوید: آیا کودکی و ناتوانیات را فراموش کردهای؟ ایا فراموش کردهای بیمار شدی و بهترین طبیبان را برای تو حاضر کردم و برای دارو و درمانت چه زحمتها که نکشیدم؟ آیا فراموش کردهای هنگامی که به مرحلةٌ جوانی رسیدی و نیاز به همسر داشتی» پاکترین همسران را برای تو انتخاب کردم؟ آیا فراموش کردهای آن زمان که به خانه و زندگی نیاز داشتی» همه چیز را برایت فراهم کردم؟ پس این سرکشی و بیمهری از چیست؟ خداوند منان نیز نعمتهای گوناگونش را به این بشر فراموشکار یادآور میشود و به دنبال هر بخش از این نعمتهاء از او سوال میکند که کدام یک از اینها را میتوانی انکار کنی. پس از ذکر برخی از مجازاتهای دوزخیان نیز این جمله تکرار شده است که در واقع» عذاب آنها هم نعمت است؛ البته نه برای خودشان؛ بلکه برای مجموعهٌ نظام انسان و جن. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ۰۳۳ ص۱٩ - پیشین» ص۹۹ ۳ پیشین» ص۱۱۳ > ۴ المیزان» ج۰۱۹ ص۱۰۲ > ۲ پیشین» ص۹۹ > ٣- پیشین، ص١١٣ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍ كَٱلْفَخَّارِ﴿١٤﴾
55:14 · no commentary for this ayah
وَخَلَقَ ٱلْجَآنَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ﴿١٥﴾
55:15 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿١٦﴾
55:16 · no commentary for this ayah
رَبُّ ٱلْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ ٱلْمَغْرِبَيْنِ﴿١٧﴾
55:17 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿١٨﴾
55:18 · no commentary for this ayah
مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ﴿١٩﴾
55:19 · no commentary for this ayah
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ﴿٢٠﴾
55:20 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٢١﴾
55:21 · no commentary for this ayah
يَخْرُجُ مِنْهُمَا ٱللُّؤْلُؤُ وَٱلْمَرْجَانُ﴿٢٢﴾
55:22 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٢٣﴾
55:23 · no commentary for this ayah
وَلَهُ ٱلْجَوَارِ ٱلْمُنشَـَٔاتُ فِى ٱلْبَحْرِ كَٱلْأَعْلَٰمِ﴿٢٤﴾
55:24 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٢٥﴾
55:25 · no commentary for this ayah
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ﴿٢٦﴾
55:26 · no commentary for this ayah
وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِ﴿٢٧﴾
55:27 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٢٨﴾
55:28 · no commentary for this ayah
يَسْـَٔلُهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍ﴿٢٩﴾
او هر روز در شأن و کاری است
این آیهه مفهوم گستردهای دارد که هر گونه آفرینش تازه و دگرگونی و تحول را در این جهان در بر میگیرد. خلقت خدا دائم و مستمر است و پاسخگویی او به نیازهای سائلان و نیازمندان نیز چنین است و هر روز طرح تازهای ابداع میکند. یک روز اقوامی را قدرت میدهد و روز دیگری آنها را بر خاک سیاه مینشاند. یک روز سلامت و جوانی میبخشد و روز دیگر ضعف و ناتوانی میدهد. یک روز غم و اندوه را از دل میزداید و روز دیگر مایة اندوهی میآفریند. خلاصهء هر روز طبق حکمت و نظام احسن, پدیدةٌ تازه و حادثة جدیدی دارد. توجه به این حقیقت از یک سو نیاز مستمر ما را به ذات پاک او روشن میکند و از سوی دیگر پردههای نومیدی را از دل کنار میزند و از سوی سوم غرور و غفلت را درهم میشکند. آری» او هر روز در شأن و کاری است. در روایتی از امیر موّمنان(ع) میخوانیم: «حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که هرگز نمیمیرد و شگفتیهای خلقتش پایان نمیگیرد؛ چرا که هر روز در شأن و کاری است و موضوع تازهای میآفریند که هرگز نبوده است.» در حدیث دیگری از رسول خدا(ص) میخوانیم که در تفسیر این آیه فرمود: «از کارهای او این است که گناهی را میبخشد. ناراحتی و رنجی را برطرف میکند. گروهی را بالا میبرد و گروه دیگری را پایین میآورد.» این آیه, آیهای است امیدبخش و غرورشکن و نشانة دوام خلقت و استمرار افرینش. به همین دلیلء گاهی پیشوایان اسلام برای امید بخشیدن به افراده مخصوصا روی این یه تکیه میکردند؛ چنان که در داستان تبعید دردناک ابوذر به سرزمین ربّذه میخوانیم که علی(ع) با جملههایی بسیار گیرا و پرمعنا به هنگام بدرقه او به او دلداری دادء سپس امام حسن(ع) او را «عمو» خطاب کرد و جملههای دیگری افزود. بعد از او» امام حسین(ع) زبان به سخن گشود و فرمود: «ای عمو, خداوند متعال میتواند که این شرایط را دگرگون سازد و او هر روز در شأُن و کار تازهای است. دنیای این گروه. تو را [از حقگویی] باز داشت و دین تو آنها را [از پیروی باطل] باز داشت... پس از خدا صبر و پیروزی بطلب.» این نکته نیز لازم است یاد آوری شود که «یوم» در اینجا به معنای روز در مقابل شب نیست؛ بلکه هم دورانهای طولانی را شامل میشود و هم ساعات و لحظات را و مفهومش این است که خداوند متعال در هر زمان در شأن و کاری است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٣٠﴾
55:30 · no commentary for this ayah
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ ٱلثَّقَلَانِ﴿٣١﴾
55:31 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٣٢﴾
55:32 · no commentary for this ayah
يَٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ إِنِ ٱسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا۟ مِنْ أَقْطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ فَٱنفُذُوا۟ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَٰنٍ﴿٣٣﴾
اگر میتوانیدء از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید
در این که این آیه مربوط به قیامت است یا دنیا یا هر دو در میان مفسران گفتوگو است و چون آیات قبل و بعد از آن؛ مربوط به رویدادهای سرای دیگر است» به نظر میرسد که این آیه نیز مربوط به فرار از چنگال عدالت الهی در قیامت باشد. در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم «خداوند در روز قیامت. بندگان را در محل واحدی جمع میکند و به فرشتگان آسمان پایین وحصی میفرستد که فرود آیید. آنها که دو برابر جمعیت روی زمین از جن و انس هستند. فرود میآیند. سپس اهل آسمان دوم که آنها نیز دو برابر همه هستند. فرود میآیند و به همین ترتیب» فرشتگان هفت آسمان فرود میآیند و همچون هفت حجاب گرداگرد انس و جن را احاطه میکنند. اینجاست که منادی صدا میزند: ای گروه جن و انس اگر میتوانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید. پس بگذرید؛ ولی هرگز نمیتوانید مگر با نیرویی (فوقالعاده). در اینجا میبینند که اطراف آنها را هفت گروه عظیم از فرشتگان فرا گرفتهاند»»
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٣٤﴾
55:34 · no commentary for this ayah
يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ﴿٣٥﴾
55:35 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٣٦﴾
55:36 · no commentary for this ayah
فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَٱلدِّهَانِ﴿٣٧﴾
55:37 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٣٨﴾
55:38 · no commentary for this ayah
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْـَٔلُ عَن ذَنۢبِهِۦٓ إِنسٌ وَلَا جَآنٌّ﴿٣٩﴾
آیا در قیامت سوّْال و جوابی نیست؟
ممکن است این آیه با آیاتی که بر سوّال از بندگان در قیامت تصریح و تأکید میکند» ظاهراً تضاد داشته باشد؛ اما با توجه به این نکته» مشکل حل میشود که قیامت یک روز بسیار طولانی است و انسان از مواقف و گذرگاههای متعددی باید بگذرد و در هر صحنه و موقفی باید مدتی بایستد. طبق بعضی از روایات» این مواقف پنجاه عدد است که در بعضی از این مواقف اصلاً سوّالی نمیشود؛ بلکه «رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون»؛ در بعضی از مواقف هم مُهر بر دهان انسان گذارده میشود و اعضای بدن شهادت می دهند. از بعضی انسانها دقیقا پرسش می شود و بعضی دیکَر جدال و دفاع و مخاصمه می کنند. خلاصهء هر صحنهای شرایطی دارد و هر صحنه از صحنةٌ دیگر خوفناکتر است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۲۳ ص۱۳۸ > ۱ نمونهء ۳۳ ص۱۳۸ ۲- پیشین» ص ۱۴۹ ۳ پیشین» ص۱۵۵ > ٣- پیشین، ص١٥٥ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٤٠﴾
55:40 · no commentary for this ayah
يُعْرَفُ ٱلْمُجْرِمُونَ بِسِيمَٰهُمْ فَيُؤْخَذُ بِٱلنَّوَٰصِى وَٱلْأَقْدَامِ﴿٤١﴾
55:41 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٤٢﴾
55:42 · no commentary for this ayah
هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِى يُكَذِّبُ بِهَا ٱلْمُجْرِمُونَ﴿٤٣﴾
55:43 · no commentary for this ayah
يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ ءَانٍ﴿٤٤﴾
در میان دوزخ و آب سوزان
«آن» و «آنی» در اینجا به معنای آبی است که در نهایت حرارت و سوزندگی باشد و از ماد «انا» به معنای وقت است؛ زیرا آب سوزان به وقت و مرحلةٌ نهایی خود رسیده است. به این ترتیب» آنها از یک سو در میان شعلههای سوزان جهنم میسوزند و تشنه میشوند و تمنای آب میکنند و از سوی دیگر آآب جوشان به آنها میدهند - یا بر آنها میریزند - و این مجازاتی دردناک است. از آیات ۷۱ و۷۲ سورة غافر استفاده میشود که چشمةٌ سوزان حمیم در کنار جهنم است که نخست دوزخیان را در آن میبرند و سپس در آتش دوزخ میافکنند: «در آن هنگام که غل و زنجیرها در گردن آنها قرار گرفته و آنها را میکشند و در آب جوشان وارد میکنند. سپس درآتش دوزخ افروخته میشوند.» تعبیر أیةٌ مورد بحث نیز با همین معنا متناسب است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٤٥﴾
55:45 · no commentary for this ayah
وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ﴿٤٦﴾
این دو بهشت در انتظار خائفان است
در این که منظور از ترس از مقام پروردگار چیستء تفسیرهای گوناگونی شده است. یکی از آن تفاسیر که برخی از آیات قرآن و روایات نیز آن را تأیید میکننده این است که این عبارت به معنای ترس از مقام علمی خدا و مراقبت دائمی او نسبت به همه انسانهاست؛ چنان که در آَیهٌ ۳۳ سورةٌ رعد میفرماید: «آیا کسی که بالای سر همه ایستاده (و حافظ و نگهبان و مراقب همه است) و اعمال همه را میبیند (همچون کسی است که هیچ یک از این صفات را ندارد)؟» در حدیثی از امام صادق(ع) در تفسیر این آیه میخوانیم: «کسی که میداند خدا او را میبیند و آنچه را میگوید. میشنود و آنچه را از خیر و شر انجام میدهد. میداند و این توجه. او را از کارهای زشت باز میدارد. همان کسی است که از مقام پروردگارش میترسد و خود را از هوای نفس باز داشته است.»
دو باغ بهشتی
در اینکه منظور از این دو بهشت چیست» مفسران سخنان فراوانی به میان آوردهاند. ممکن است بهشت یکم» بهشت مادی و جسمانی باشد و بهشت دوم» بهشت معنوی و روحانی که بهشتیان در آن از لذت وصفناشدنی خشنودی خدا لذت میبرند (ر.ک. به: آل عمران - ۱۵)؛ یا این که پهشت یکم» پاداش اعمال آنهاست و بهشت دوم تفضل ( ر.ک. به: نور - ۳۸)؛ یا این که یک بهشت برای اطاعت و دیگری برای ترک معصیت است یا یکی برای ایمان و عقیده است و دیگری برای اعمال صالح و مانند آن؛ یا این که چون مخاطب جن و انس هستندء هر یک از این دو بهشت به گروهی از آنها تعلق دارد. البته هیچ یک از این تفسیرها دلیل خاصی ندارد و در عین حال همه آنها ممکن است در آیه جمع باشد. این مسلّم است که خداوند باغهای متعددی از بهشت در اختیار بندگان صالح میگذارد که در آن رفت و آمد دارند. دوزخیان در میان آتش و آب سوزان در رفت و آمد هستند و اینها در باغهای بهشتی. درآیات ۶۲ به بعدء از دو بهشت دیگر سخن به میان آمده که در مرحلةٌ پایینتری از دو بهشت مذکور در این آیات قرار دارند و طبعا برای افرادی است که در سطح پایینتری از ایمان و خوف از پروردگار هستند. به تعبیر دیگرء هدفء بیان وجود سلسله مراتب به تناسب ایمان و عمل صالح است. روی همین اصلء در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است که «دو بهشت از طلا برای مقربان است که مقامشان بسیار بالا است و دو بهشت از نقره برای اصحاب یمین که در مقام پایینتری قرار دارند.» در روایت دیگری میخوانیم که شخصی به نام علاء بن سیابه به امام صادق(ع) عرض کرد: مردم از ما تعجب میکنند هنگامی که میگوییم گروهی از آتش بیرون میآیند و به بهشت وارد میشوند. پس به ما میگویند که (آنها با آن وضعیت) با اولیای خدا در ههشت هستند؟ پس حضرت فرمود: «ای علا» خداوند میفرماید: و پایینتر از آنها دو باغ بهشتی دیگر است. نه. به خدا سوگند. با اولیای خدا نیستند...» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۲۳ ص۱۵۸ > ۱- نمونهء ۰۳۳ ص۱۵۸ ۲- پیشین» ص۱۶۰ ۳ پیشین» ص ۱۶۲ > ۴ پیشین» ص ۱۷۵ ۵- مجمعالبیان» ج »٩ ص ۳۵۱ > ۵- مجمعالبیان» ج »٩ ص ۳۵۱ > ۳- پیشین» ص ۱۶۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Majmaʿ al-Bayān.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٤٧﴾
55:47 · no commentary for this ayah
ذَوَاتَآ أَفْنَانٍ﴿٤٨﴾
55:48 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٤٩﴾
55:49 · no commentary for this ayah
فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ﴿٥٠﴾
55:50 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٥١﴾
55:51 · no commentary for this ayah
فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٍ زَوْجَانِ﴿٥٢﴾
55:52 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٥٣﴾
55:53 · no commentary for this ayah
مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ فُرُشٍۭ بَطَآئِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى ٱلْجَنَّتَيْنِ دَانٍ﴿٥٤﴾
55:54 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٥٥﴾
55:55 · no commentary for this ayah
فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّ﴿٥٦﴾
55:56 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٥٧﴾
55:57 · no commentary for this ayah
كَأَنَّهُنَّ ٱلْيَاقُوتُ وَٱلْمَرْجَانُ﴿٥٨﴾
55:58 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٥٩﴾
55:59 · no commentary for this ayah
هَلْ جَزَآءُ ٱلْإِحْسَٰنِ إِلَّا ٱلْإِحْسَٰنُ﴿٦٠﴾
55:60 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٦١﴾
55:61 · no commentary for this ayah
وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ﴿٦٢﴾
55:62 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٦٣﴾
55:63 · no commentary for this ayah
مُدْهَآمَّتَانِ﴿٦٤﴾
55:64 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٦٥﴾
55:65 · no commentary for this ayah
فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ﴿٦٦﴾
55:66 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٦٧﴾
55:67 · no commentary for this ayah
فِيهِمَا فَٰكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ﴿٦٨﴾
55:68 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٦٩﴾
55:69 · no commentary for this ayah
فِيهِنَّ خَيْرَٰتٌ حِسَانٌ﴿٧٠﴾
55:70 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٧١﴾
55:71 · no commentary for this ayah
حُورٌ مَّقْصُورَٰتٌ فِى ٱلْخِيَامِ﴿٧٢﴾
55:72 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٧٣﴾
55:73 · no commentary for this ayah
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّ﴿٧٤﴾
55:74 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٧٥﴾
55:75 · no commentary for this ayah
مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِىٍّ حِسَانٍ﴿٧٦﴾
55:76 · no commentary for this ayah
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٧٧﴾
55:77 · no commentary for this ayah
تَبَٰرَكَ ٱسْمُ رَبِّكَ ذِى ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِ﴿٧٨﴾
55:78 · no commentary for this ayah