43 · Makkī

الزخرف

Az-Zukhruf·Ornaments of gold

✦ memorize this sūrah

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

  1. حمٓ﴿١﴾

    43:1 · no commentary for this ayah

  2. وَٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ﴿٢﴾

    43:2 · no commentary for this ayah

  3. إِنَّا جَعَلْنَٰهُ قُرْءَٰنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴿٣﴾

    43:3 · no commentary for this ayah

  4. وَإِنَّهُۥ فِىٓ أُمِّ ٱلْكِتَٰبِ لَدَيْنَا لَعَلِىٌّ حَكِيمٌ﴿٤﴾

    43:4 · no commentary for this ayah

  5. أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ ٱلذِّكْرَ صَفْحًا أَن كُنتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِينَ﴿٥﴾

    43:5 · no commentary for this ayah

  6. وَكَمْ أَرْسَلْنَا مِن نَّبِىٍّ فِى ٱلْأَوَّلِينَ﴿٦﴾

    43:6 · no commentary for this ayah

  7. وَمَا يَأْتِيهِم مِّن نَّبِىٍّ إِلَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ﴿٧﴾

    43:7 · no commentary for this ayah

  8. فَأَهْلَكْنَآ أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشًا وَمَضَىٰ مَثَلُ ٱلْأَوَّلِينَ﴿٨﴾

    43:8 · no commentary for this ayah

  9. وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ ٱلْعَزِيزُ ٱلْعَلِيمُ﴿٩﴾

    43:9 · no commentary for this ayah

  10. ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ﴿١٠﴾

    نعمت راه‌ها

    این نعمت که بارها در قرآن مجید به آن اشاره شده» از نعمت‌هایی است که بسیاری از آن غافل‌اند. می‌دانیم که تقریباً سراسر خشکی‌ها را چین‌خوردگی‌های بسیار فرا گرفته و کوه‌های بزرگ و کوچک و تپه‌های مختلف آن را پوشانده است و جالب اینکه در میان بزرگ‌ترین سلسله جبال دنیا غالباً بریدگی‌هایی وجود دارد که انسان می‌تواند راه خود را از میان آنها پیدا کند و کمتر اتفاق می‌افتد که این کوه‌ها به کلی مایة جدایی بخش‌های زمین گردند و این یکی از اسرار نظام آفرینش و از مواهب بزرگ الهی بر بندگان است. از این گذشته» بسیاری از قسمت‌های زمین به وسیلةٌ راه‌های دریایی به یکدیگر مربوط می‌شوند که این خود نیز در عمومیت مفهوم یه وارد است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۲۰, ص ۵۰۵ ۲ نمونه» ج۲۷, ص ۱۰۳ ۳ نمونه چ ۲۱ ص ۳ > ٣- بیشین، ص ١٧ > ۲- نمونه, چ۲۷, ص ۱۰۳ > ۳ نمونه ج ۰۲۱ ص ۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  11. وَٱلَّذِى نَزَّلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۢ بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِۦ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَٰلِكَ تُخْرَجُونَ﴿١١﴾

    43:11 · no commentary for this ayah

  12. وَٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْفُلْكِ وَٱلْأَنْعَٰمِ مَا تَرْكَبُونَ﴿١٢﴾

    43:12 · no commentary for this ayah

  13. لِتَسْتَوُۥا۟ عَلَىٰ ظُهُورِهِۦ ثُمَّ تَذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا ٱسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا۟ سُبْحَٰنَ ٱلَّذِى سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقْرِنِينَ﴿١٣﴾

    یاد خدا هنگام بهره‌گیری از نعمت‌ها

    در این آیه دو هدف برای ذکر آفرینش مرکب‌های دریایی و صحرایی بیان شده: نخست. یادآوری نعمت‌های پروردگار هنگام استقرار بر آنهاء و دیگرء تنزیه خداوندی که اینها را مسخر فرمان انسان کرده و کشتی‌ها را چنان آفریده که بتواند سین امواج را بشکافد و به سوی مقصد حرکت کند و چهارپایان را رام و تسلیم در برابر انسان قرار داده است. آریء اگر لطف خدا نبوده ما هرگز توانایی نگهداری این مرکب‌ها را نداشتیم. بادهای مخالف, کشتی‌ها را پیوسته واژگون می‌کردند و ما از رسیدن به ساحل نجات باز می‌ماندیم و اگر روح تسلیم براین حیوانات نیرومند که قدرت آنها به مراتب از انسان بیشتر است» حاکم نمی‌شد» هرگز انسان نمی‌توانست حتی تا نزدیک آنها برود. به همین دلیل گه‌گاه که یکی از این حیوانات خشمگین شده» روح تسلیم را از دست می‌دهد. به موجود خطرناکی مبدل می‌شود که حتی چندین نفر هم قدرت مقابله با آنها را ندارند؛ در صورتی که در حال عادی ممکن است ده‌ها یا صدها رأس از آنها را به ریسمانی ببندند و دست بچه‌ای بسپارند تا هرچه خواهدء بکند! از نکات جالب توجهی که در آّیات قرآن به چشم می‌خورد. این است که دعاهایی به مژّمنان تعلیم داده که هنگام بهره‌گیری از مواهب الهی بخوانند؛ دعاهایی که با محتوای سازنده‌اش روح و جان انسان را می‌سازد و آثار غرور و غفلت را می‌زداید. این آیه» دستور شکر نعمت‌های پروردگار و تسبیح او را هنگام قرار گرفتن بر مرکب‌ها می‌دهد و هر گاه خلق و خوی انسان چنین گردد که هنگام بهره‌گیری از هر نعمتیءبه یاد منعم حقیقی و مبداً آَن نعمت باشدء نه در ظلمت غفلت فرو رود و نه در پرتگاه غرور افتد؛ بلکه مواهب مادی برای او پلی به سوی خدا می‌شود. در حالات پیامبر اسلام(ص) آمده است که هر گاه برای سوار شدن بر مرکب پای خود را در رکاب می‌گذاشت» می‌فرمود «بسم الله» و هنگامی که بر مرکب استقرار می‌یافتء می‌فرمود: «الحمد له علی کل حال. سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین و انا الی ربّنا لمنقلبون.» از پاره‌ای از روایات استفاده می‌شود که هر کس این آیه رابه هنگام سوار شدن بر مرکب بگوید.ء به فرمان خدا آسیبی به او نخواهد رسید. چقدر تفاوت است میان تعلیمات سازندة اسلام با آنچه از گروهی هوس‌ران و مغرور سر می‌زند که مرکب‌های خود را وسیلةٌ خودنمایی و فخرفروشی و گاه وسیله‌ای برای انجام انواع گناهان قرار می دهند.!

  14. وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ﴿١٤﴾

    43:14 · no commentary for this ayah

  15. وَجَعَلُوا۟ لَهُۥ مِنْ عِبَادِهِۦ جُزْءًا إِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ﴿١٥﴾

    چگونه ملائکه را دختران خدا می‌خواندند؟

    این آیات به این عقیدةٌ جاهلانةٌ مشرکان اشاره دارد که آنها فرشتکَان را دختران خدا و معبودان خود می ینداشتند؛ اما جرا این خرافه در میان عرب جاهلی پیدا شد و چرا هم اکنون نیز رسوبات آن در اندیشةٌ گروهی باقی مانده؛تا آنجا که فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم می‌کنند و حتی «فرشتةٌ آزادی» را در چهرةٌ زنی با قیافه و موهای فراوان تجسم و ترسیم می‌کنند. این پندار ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که فرشتگان از نظر مستورند و زنان نیز غالباً مستور بوده‌اند. حتی در لغت عرب نیز این معنا دیده می‌شود و مثلاً خورشید را موّنث مجازی می‌دانند و ماه را مذکر؛ چرا که قرص خورشید معمولاً در میان امواج نور خود پوشیده است و نگاه کردن به آن به آسانی امکان ندارد؛ ولی قرص ماه چنین نیست. شاید هم لطایف وجود فرشتگان سبب شده که آنها را هم‌جنس زنان که نسبت به مردان موجودات لطیف‌تری هستندء بدانند و عجب این‌که بعد از این همه مبارزهٌ اسلام با این تفکر خرافیء باز هم هنگامی که می‌خواهند زنی را به خوبی توصیف کنندء می‌گویند او فرشته است؛ ولی در مورد مردان چنین تعبیری به کار نمی‌رود. ۱-نمونه چ۲۱ ص ۲۱ ۲- پیشین» ص ۲۶ ٢- بیشین، ص ٢. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  16. أَمِ ٱتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَىٰكُم بِٱلْبَنِينَ﴿١٦﴾

    چگونه ملائکه را دختران خدا می‌خواندند؟

    این آیات به این عقیدةٌ جاهلانةٌ مشرکان اشاره دارد که آنها فرشتکَان را دختران خدا و معبودان خود می ینداشتند؛ اما جرا این خرافه در میان عرب جاهلی پیدا شد و چرا هم اکنون نیز رسوبات آن در اندیشةٌ گروهی باقی مانده؛تا آنجا که فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم می‌کنند و حتی «فرشتةٌ آزادی» را در چهرةٌ زنی با قیافه و موهای فراوان تجسم و ترسیم می‌کنند. این پندار ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که فرشتگان از نظر مستورند و زنان نیز غالباً مستور بوده‌اند. حتی در لغت عرب نیز این معنا دیده می‌شود و مثلاً خورشید را موّنث مجازی می‌دانند و ماه را مذکر؛ چرا که قرص خورشید معمولاً در میان امواج نور خود پوشیده است و نگاه کردن به آن به آسانی امکان ندارد؛ ولی قرص ماه چنین نیست. شاید هم لطایف وجود فرشتگان سبب شده که آنها را هم‌جنس زنان که نسبت به مردان موجودات لطیف‌تری هستندء بدانند و عجب این‌که بعد از این همه مبارزهٌ اسلام با این تفکر خرافیء باز هم هنگامی که می‌خواهند زنی را به خوبی توصیف کنندء می‌گویند او فرشته است؛ ولی در مورد مردان چنین تعبیری به کار نمی‌رود. ۱-نمونه چ۲۱ ص ۲۱ ۲- پیشین» ص ۲۶ ٢- بیشین، ص ٢. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  17. وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَٰنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ﴿١٧﴾

    چگونه ملائکه را دختران خدا می‌خواندند؟

    این آیات به این عقیدةٌ جاهلانةٌ مشرکان اشاره دارد که آنها فرشتکَان را دختران خدا و معبودان خود می ینداشتند؛ اما جرا این خرافه در میان عرب جاهلی پیدا شد و چرا هم اکنون نیز رسوبات آن در اندیشةٌ گروهی باقی مانده؛تا آنجا که فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم می‌کنند و حتی «فرشتةٌ آزادی» را در چهرةٌ زنی با قیافه و موهای فراوان تجسم و ترسیم می‌کنند. این پندار ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که فرشتگان از نظر مستورند و زنان نیز غالباً مستور بوده‌اند. حتی در لغت عرب نیز این معنا دیده می‌شود و مثلاً خورشید را موّنث مجازی می‌دانند و ماه را مذکر؛ چرا که قرص خورشید معمولاً در میان امواج نور خود پوشیده است و نگاه کردن به آن به آسانی امکان ندارد؛ ولی قرص ماه چنین نیست. شاید هم لطایف وجود فرشتگان سبب شده که آنها را هم‌جنس زنان که نسبت به مردان موجودات لطیف‌تری هستندء بدانند و عجب این‌که بعد از این همه مبارزهٌ اسلام با این تفکر خرافیء باز هم هنگامی که می‌خواهند زنی را به خوبی توصیف کنندء می‌گویند او فرشته است؛ ولی در مورد مردان چنین تعبیری به کار نمی‌رود. ۱-نمونه چ۲۱ ص ۲۱ ۲- پیشین» ص ۲۶ ٢- بیشین، ص ٢. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  18. أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ﴿١٨﴾

    چگونه ملائکه را دختران خدا می‌خواندند؟

    این آیات به این عقیدةٌ جاهلانةٌ مشرکان اشاره دارد که آنها فرشتکَان را دختران خدا و معبودان خود می ینداشتند؛ اما جرا این خرافه در میان عرب جاهلی پیدا شد و چرا هم اکنون نیز رسوبات آن در اندیشةٌ گروهی باقی مانده؛تا آنجا که فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم می‌کنند و حتی «فرشتةٌ آزادی» را در چهرةٌ زنی با قیافه و موهای فراوان تجسم و ترسیم می‌کنند. این پندار ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که فرشتگان از نظر مستورند و زنان نیز غالباً مستور بوده‌اند. حتی در لغت عرب نیز این معنا دیده می‌شود و مثلاً خورشید را موّنث مجازی می‌دانند و ماه را مذکر؛ چرا که قرص خورشید معمولاً در میان امواج نور خود پوشیده است و نگاه کردن به آن به آسانی امکان ندارد؛ ولی قرص ماه چنین نیست. شاید هم لطایف وجود فرشتگان سبب شده که آنها را هم‌جنس زنان که نسبت به مردان موجودات لطیف‌تری هستندء بدانند و عجب این‌که بعد از این همه مبارزهٌ اسلام با این تفکر خرافیء باز هم هنگامی که می‌خواهند زنی را به خوبی توصیف کنندء می‌گویند او فرشته است؛ ولی در مورد مردان چنین تعبیری به کار نمی‌رود. ۱-نمونه چ۲۱ ص ۲۱ ۲- پیشین» ص ۲۶ ٢- بیشین، ص ٢. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  19. وَجَعَلُوا۟ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمْ عِبَٰدُ ٱلرَّحْمَٰنِ إِنَٰثًا أَشَهِدُوا۟ خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَٰدَتُهُمْ وَيُسْـَٔلُونَ﴿١٩﴾

    چگونه ملائکه را دختران خدا می‌خواندند؟

    این آیات به این عقیدةٌ جاهلانةٌ مشرکان اشاره دارد که آنها فرشتکَان را دختران خدا و معبودان خود می ینداشتند؛ اما جرا این خرافه در میان عرب جاهلی پیدا شد و چرا هم اکنون نیز رسوبات آن در اندیشةٌ گروهی باقی مانده؛تا آنجا که فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم می‌کنند و حتی «فرشتةٌ آزادی» را در چهرةٌ زنی با قیافه و موهای فراوان تجسم و ترسیم می‌کنند. این پندار ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که فرشتگان از نظر مستورند و زنان نیز غالباً مستور بوده‌اند. حتی در لغت عرب نیز این معنا دیده می‌شود و مثلاً خورشید را موّنث مجازی می‌دانند و ماه را مذکر؛ چرا که قرص خورشید معمولاً در میان امواج نور خود پوشیده است و نگاه کردن به آن به آسانی امکان ندارد؛ ولی قرص ماه چنین نیست. شاید هم لطایف وجود فرشتگان سبب شده که آنها را هم‌جنس زنان که نسبت به مردان موجودات لطیف‌تری هستندء بدانند و عجب این‌که بعد از این همه مبارزهٌ اسلام با این تفکر خرافیء باز هم هنگامی که می‌خواهند زنی را به خوبی توصیف کنندء می‌گویند او فرشته است؛ ولی در مورد مردان چنین تعبیری به کار نمی‌رود. ۱-نمونه چ۲۱ ص ۲۱ ۲- پیشین» ص ۲۶ ٢- بیشین، ص ٢. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  20. وَقَالُوا۟ لَوْ شَآءَ ٱلرَّحْمَٰنُ مَا عَبَدْنَٰهُم مَّا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ﴿٢٠﴾

    43:20 · no commentary for this ayah

  21. أَمْ ءَاتَيْنَٰهُمْ كِتَٰبًا مِّن قَبْلِهِۦ فَهُم بِهِۦ مُسْتَمْسِكُونَ﴿٢١﴾

    43:21 · no commentary for this ayah

  22. بَلْ قَالُوٓا۟ إِنَّا وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّهْتَدُونَ﴿٢٢﴾

    43:22 · no commentary for this ayah

  23. وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِى قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقْتَدُونَ﴿٢٣﴾

    43:23 · no commentary for this ayah

  24. قَٰلَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ ءَابَآءَكُمْ قَالُوٓا۟ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴿٢٤﴾

    43:24 · no commentary for this ayah

  25. فَٱنتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُكَذِّبِينَ﴿٢٥﴾

    43:25 · no commentary for this ayah

  26. وَإِذْ قَالَ إِبْرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦٓ إِنَّنِى بَرَآءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ﴿٢٦﴾

    43:26 · no commentary for this ayah

  27. إِلَّا ٱلَّذِى فَطَرَنِى فَإِنَّهُۥ سَيَهْدِينِ﴿٢٧﴾

    43:27 · no commentary for this ayah

  28. وَجَعَلَهَا كَلِمَةًۢ بَاقِيَةً فِى عَقِبِهِۦ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴿٢٨﴾

    43:28 · no commentary for this ayah

  29. بَلْ مَتَّعْتُ هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمْ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلْحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِينٌ﴿٢٩﴾

    43:29 · no commentary for this ayah

  30. وَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلْحَقُّ قَالُوا۟ هَٰذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴿٣٠﴾

    43:30 · no commentary for this ayah

  31. وَقَالُوا۟ لَوْلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلْقُرْءَانُ عَلَىٰ رَجُلٍ مِّنَ ٱلْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ﴿٣١﴾

    چرا قرآن بر یکی از ثروتمندان نازل نشده؟

    این آیه به یکی دیگر از بهانه‌های واهی و بی‌اساس مشرکان اشاره کرده که می‌گفتند چرا این قرآن بر مرد سرشناس و ثروتمندی از دو شهر مکه و طائف نازل نشده است. البته آنها از یک نظر حق داشتند سراغ چنین بهانه‌ای بروند؛ زیرا از دیدگاه آنهاء معیار ارزش انسان‌هاء مال و ثروت و مقام ظاهری و شهرت آنان بود و تصور می‌کردند ثروتمندان و شیوخ ظالم قبایل آنهاء مقرب‌ترین مردم در درگاه خدا هستند. از این رو تعجب می‌کردند که موهبت نبوت و رحمت بزرگ الهی بر یکی از این گونه افراد نازل نشده و به عکس, بر یتیم و فقیر و تهیدستی به نام محمد نازل شده است. آری» آن نظام ارزشی نادرست چنین استنباطی هم به دنبال داشت» و بلای بزرگ جوامع بشری و عامل اصلی انحراف فکری آنها نه تنها در آن زمان بلکه در همه دوران‌هاء همین نظام ارزشی غلط است که گاه حقایق را کاملا واژگون نشان می‌دهد. حامل دعوت الهی باید کسی باشد که روح تقوی سراسر وجودش را پرکرده است؛ انسانی آگاه» بااراده» مصمم» شجاع» عادل و آشنا به درد محرومان و مظلومان. این است ارزش‌هایی که برای حمل این رسالت آسمانی لازم است؛ نه لباس‌های زیبا و قصرهای گرانبها و مجلل و انواع زینت‌ها و تجملات. به ویژه هیچ‌یک از پیغمبران خدا دارای چنین شرایطی نبودند تا ارزش‌های اصیل با ارزش‌های دروغین اشتباه شود.

  32. أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَٰتٍ لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ﴿٣٢﴾

    آیا قرآن تسخیر انسان را به وسیلة انسانی دیگر پذیرفته است؟

    پاسخ این سوّال با دقت در متن آیه روشن می شود. کسانی که جنین ایرادی می کنند، تصورشان این است که مفهوم آیه این است که گروه معیّنی از بشر می‌تواند گروه دیگری را مسخر خود کند؛ آن هم تسخیر به معنای بهره‌کشی ظالمانه. مطلب چنین نیست؛ بلکه منظورء استخدام عمومی مردم از یکدیگر است. هر گروهی از مردم؛ امکانات و استعدادها و آمادگی‌های خاصی دارند که در یک رشته از مسائل زندگی می‌توانند فعالیت کنند. طبعاً خدمات آنها در آن رشته در اختیار دیگران قرار می‌گیرد؛ همان‌گونه که خدمات دیگران در رشته‌های دیگر در اختیار آنها قرار می‌گیرد. این یعنی استخدام متقابل و خدمت دوطرفه و تعاون در امور زندگی. ناگفته پیداست که اگر همةٌ انسان‌ها از نظر توانایی‌های روحی و جسمی یکسان باشنده هرگز نظام اجتماعی سامان نمی‌یابد؛ همان‌گونه که اگر سلول‌های تن انسان از نظر ساختمان و ظراشت و مقاومت همه شبیه هم بودندء نظام جسم انسان مختل می‌شد. سلول‌های بسیار محکم استخوان پاشنة پا کجا و سلول‌های ظریف شبکیةٌ چشم کجا؟! هر کدام از این دو مأموریتی دارند که برای آن ساخته شده‌اند. آآری» عدالت بدین معنا نیست که همه چیز مانند هم باشند و شرایط کاملاً یکسانی داشته باشند؛ بلکه بدین معناست که هر چیز در جای مناسب خود قرار گیرد. ممکن است افرادی در مقام شعار» کلمة مساوات را بدون توجه به مفهوم واقعی آن در همه جا به کار برند؛ ولی در عمل هرگز برقراری نظم بدون توجه به تفاوت‌ها امکان‌پذیر نیست البته وجود این تفاوت‌ها نباید بهانه‌ای برای استثمار انسان از انسان دیگر گردد. همه باید آزاد باشند که نیروهای خلاق خود را به کار گیرند و نبوغ خود را شکوفا کنند و از نتایج فعالیت‌های خود بی کم و کاست بهره گیرند و آنها که قدرت دارندء برای رفع نارسایی‌ها بکوشند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء چ۲۱ ص ۴۸ > ۱- نمونهء چ ۰۲۱ ص ۴۸ ۲- پیشین» ص ۵۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  33. وَلَوْلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةً وَٰحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِٱلرَّحْمَٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ﴿٣٣﴾

    43:33 · no commentary for this ayah

  34. وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَٰبًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِـُٔونَ﴿٣٤﴾

    43:34 · no commentary for this ayah

  35. وَزُخْرُفًا وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ﴿٣٥﴾

    43:35 · no commentary for this ayah

  36. وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ ٱلرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُۥ شَيْطَٰنًا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٌ﴿٣٦﴾

    43:36 · no commentary for this ayah

  37. وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ﴿٣٧﴾

    43:37 · no commentary for this ayah

  38. حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَنَا قَالَ يَٰلَيْتَ بَيْنِى وَبَيْنَكَ بُعْدَ ٱلْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ ٱلْقَرِينُ﴿٣٨﴾

    43:38 · no commentary for this ayah

  39. وَلَن يَنفَعَكُمُ ٱلْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى ٱلْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ﴿٣٩﴾

    43:39 · no commentary for this ayah

  40. أَفَأَنتَ تُسْمِعُ ٱلصُّمَّ أَوْ تَهْدِى ٱلْعُمْىَ وَمَن كَانَ فِى ضَلَٰلٍ مُّبِينٍ﴿٤٠﴾

    43:40 · no commentary for this ayah

  41. فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ﴿٤١﴾

    43:41 · no commentary for this ayah

  42. أَوْ نُرِيَنَّكَ ٱلَّذِى وَعَدْنَٰهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ﴿٤٢﴾

    43:42 · no commentary for this ayah

  43. فَٱسْتَمْسِكْ بِٱلَّذِىٓ أُوحِىَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴿٤٣﴾

    ۳۵ در هم شکستن ارزش‌های نادرست

    به راستی تعبیری رساتر از آنچه در این آیات آمده» برای درهم شکستن ارزش‌های دروغین پیدا نمی‌شود. برای دگرگون کردن جامعه‌ای که محور سنجش شخصیت افراد در ان، شمار شتران و مقدار درهم و دینار و غلامان و کنیزان و خانهها و وسایل است، تا آنجا که تعجب می‌کنند که چرا محمد یتیم و از نظر مادی فقیر به نبوت برگزیده شدهء اساسی‌ترین کار این است که این چهارچوب‌های غلط ارزشی درهم شکسته شود و بر ویرانة آن. ارزش‌های اصیل انسانی مثل پرهیز کَاری و دانش وفداکاری و شهامت و کَذشت بنا کَردد. در غیر این صورت، همة اصلاحات، روبنایی وسطحی ونایایدار خواهد بود. این همان کاری است که اسلام وقران و شخص پیامبر اسلام(ص) به عالی‌ترین وجهی انجام دادند و به همین دلیل, جامعه‌ای که از عقب‌افتاده‌ترین و خرافی‌ترین جوامع بشری بودء در مدت کوتاهی چنان رشد و نمو کرد که در صف اول قرار گرفت. در حدیتی از پیامبر(ص) در تکمیل این برنامه می‌خوانیم: اگر دنیا به اندازة بال مگسی نزد خداوند وزن داشت. خداوند به کافر حتی جرعة آبی نمی‌نوشاند.»!

  44. وَإِنَّهُۥ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْـَٔلُونَ﴿٤٤﴾

    ۳۵ در هم شکستن ارزش‌های نادرست

    به راستی تعبیری رساتر از آنچه در این آیات آمده» برای درهم شکستن ارزش‌های دروغین پیدا نمی‌شود. برای دگرگون کردن جامعه‌ای که محور سنجش شخصیت افراد در ان، شمار شتران و مقدار درهم و دینار و غلامان و کنیزان و خانهها و وسایل است، تا آنجا که تعجب می‌کنند که چرا محمد یتیم و از نظر مادی فقیر به نبوت برگزیده شدهء اساسی‌ترین کار این است که این چهارچوب‌های غلط ارزشی درهم شکسته شود و بر ویرانة آن. ارزش‌های اصیل انسانی مثل پرهیز کَاری و دانش وفداکاری و شهامت و کَذشت بنا کَردد. در غیر این صورت، همة اصلاحات، روبنایی وسطحی ونایایدار خواهد بود. این همان کاری است که اسلام وقران و شخص پیامبر اسلام(ص) به عالی‌ترین وجهی انجام دادند و به همین دلیل, جامعه‌ای که از عقب‌افتاده‌ترین و خرافی‌ترین جوامع بشری بودء در مدت کوتاهی چنان رشد و نمو کرد که در صف اول قرار گرفت. در حدیتی از پیامبر(ص) در تکمیل این برنامه می‌خوانیم: اگر دنیا به اندازة بال مگسی نزد خداوند وزن داشت. خداوند به کافر حتی جرعة آبی نمی‌نوشاند.»!

  45. وَسْـَٔلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَآ أَجَعَلْنَا مِن دُونِ ٱلرَّحْمَٰنِ ءَالِهَةً يُعْبَدُونَ﴿٤٥﴾

    ۳۵ در هم شکستن ارزش‌های نادرست

    به راستی تعبیری رساتر از آنچه در این آیات آمده» برای درهم شکستن ارزش‌های دروغین پیدا نمی‌شود. برای دگرگون کردن جامعه‌ای که محور سنجش شخصیت افراد در ان، شمار شتران و مقدار درهم و دینار و غلامان و کنیزان و خانهها و وسایل است، تا آنجا که تعجب می‌کنند که چرا محمد یتیم و از نظر مادی فقیر به نبوت برگزیده شدهء اساسی‌ترین کار این است که این چهارچوب‌های غلط ارزشی درهم شکسته شود و بر ویرانة آن. ارزش‌های اصیل انسانی مثل پرهیز کَاری و دانش وفداکاری و شهامت و کَذشت بنا کَردد. در غیر این صورت، همة اصلاحات، روبنایی وسطحی ونایایدار خواهد بود. این همان کاری است که اسلام وقران و شخص پیامبر اسلام(ص) به عالی‌ترین وجهی انجام دادند و به همین دلیل, جامعه‌ای که از عقب‌افتاده‌ترین و خرافی‌ترین جوامع بشری بودء در مدت کوتاهی چنان رشد و نمو کرد که در صف اول قرار گرفت. در حدیتی از پیامبر(ص) در تکمیل این برنامه می‌خوانیم: اگر دنیا به اندازة بال مگسی نزد خداوند وزن داشت. خداوند به کافر حتی جرعة آبی نمی‌نوشاند.»!

  46. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِـَٔايَٰتِنَآ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَقَالَ إِنِّى رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ﴿٤٦﴾

    هم‌نشین شیاطین

    به فرمودةٌ این آیات. غفلت از یاد خدا و غرق شدن در لذات دنیا و دلباختگی به زرق و برق آن موجب می‌شود که شیطانی بر انسان مسلط گردد که همواره قرین اوست. بدیهی است که جا ندارد کسی از این یه تصور جبر کند؛ چرا که این پیامد» نتیجةٌ اعمالی است که خود آنها انجام داده‌اند. اعمال انسان» به ویژه غرق شدن در لذات دنیا و آلوده شدن به انواع گناهان» نخستین تأثیرش این است که بر قلب و گوش انسان مهر می‌نهد و بر چشم او پرده‌ای می‌افکند و آدمی از خدا بیگانه می‌شود و شیاطین بر او مسلط می‌گردند و تا آنجا ادامه می‌یابد که گاه راه بازگشت به روی او بسته می‌شود؛ چراکه شیاطین و افکار شیطانی از هر سو او را احاطه می‌کنند و این» نتیجهٌ عمل خود انسان است. این احاطةٌ شیاطین باعث می‌شود که انسان دیگر بین هدایت و انحراف فرقی قائل نشود و در حالی که گمراه استء» خیال کند که هدایت یافته است. انسان فطرتاً به حق و حقیقت تمایل دارد و دوست دارد حقیقت و درستی را بشناسد؛ اما اگر حقیقت بر کسی عرضه شود و او به خاطر پیروی از هوای نفس از حقیقت روی گرداند و به این حالت ادامه دهدء خداوند بر دلش مهر می‌زند و چشم حق‌بینش را کور می‌کند و برای او هم‌نشینی از شیاطین قرار می‌دهد و در آن حال دیگر نمی‌فهمد که حق چیست و مطلب حقی را که هر فطرت پاکی می‌پذیرد. بر باطلی که شیطان به سوی آن دعوت می‌کندء تطبیق می‌کند و خیال می‌کند که هدایت شده استء در حالی که گمراه استء و می‌پندارد که برحق استء در حالی که بر باطل است. امیر موْمنان علی(ع) در این باره می‌فرماید: «منحرفان. شیطان را معیار کار خود قرار دادند و شیطان نیز آنان را شریک خود کرد. پس در سینه‌هایشان تخم گذاشت و جوجه بر آورد و بر روی دامنشان جنبیدن گرفت و به راه افتاد. از راه چشمانشان نگریست و از زبانشان سخن گفت. به راه خطایشان افکند و هر نکوهیدگی و زشتی را در دیده‌شان بیاراست؛ چنان‌که گویی بر زبان ایشان سخن می‌راند.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, ج۲۱ ص ۵۸ > ۴- نهج‌البلاغه» خطبةٌ ۷ > ۱- نمونه ج۲۱, ص ۵۸ ۲ پیشین» ص ۶۴ ۳ المیزان» چ۱۸, ص ۱۰۳ > ۳ المیزان» چ۱۸ ص ۱۰۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Nahj al-Balāgha.

  47. فَلَمَّا جَآءَهُم بِـَٔايَٰتِنَآ إِذَا هُم مِّنْهَا يَضْحَكُونَ﴿٤٧﴾

    ۳۵ در هم شکستن ارزش‌های نادرست

    به راستی تعبیری رساتر از آنچه در این آیات آمده» برای درهم شکستن ارزش‌های دروغین پیدا نمی‌شود. برای دگرگون کردن جامعه‌ای که محور سنجش شخصیت افراد در ان، شمار شتران و مقدار درهم و دینار و غلامان و کنیزان و خانهها و وسایل است، تا آنجا که تعجب می‌کنند که چرا محمد یتیم و از نظر مادی فقیر به نبوت برگزیده شدهء اساسی‌ترین کار این است که این چهارچوب‌های غلط ارزشی درهم شکسته شود و بر ویرانة آن. ارزش‌های اصیل انسانی مثل پرهیز کَاری و دانش وفداکاری و شهامت و کَذشت بنا کَردد. در غیر این صورت، همة اصلاحات، روبنایی وسطحی ونایایدار خواهد بود. این همان کاری است که اسلام وقران و شخص پیامبر اسلام(ص) به عالی‌ترین وجهی انجام دادند و به همین دلیل, جامعه‌ای که از عقب‌افتاده‌ترین و خرافی‌ترین جوامع بشری بودء در مدت کوتاهی چنان رشد و نمو کرد که در صف اول قرار گرفت. در حدیتی از پیامبر(ص) در تکمیل این برنامه می‌خوانیم: اگر دنیا به اندازة بال مگسی نزد خداوند وزن داشت. خداوند به کافر حتی جرعة آبی نمی‌نوشاند.»!

  48. وَمَا نُرِيهِم مِّنْ ءَايَةٍ إِلَّا هِىَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَٰهُم بِٱلْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴿٤٨﴾

    ۳۵ در هم شکستن ارزش‌های نادرست

    به راستی تعبیری رساتر از آنچه در این آیات آمده» برای درهم شکستن ارزش‌های دروغین پیدا نمی‌شود. برای دگرگون کردن جامعه‌ای که محور سنجش شخصیت افراد در ان، شمار شتران و مقدار درهم و دینار و غلامان و کنیزان و خانهها و وسایل است، تا آنجا که تعجب می‌کنند که چرا محمد یتیم و از نظر مادی فقیر به نبوت برگزیده شدهء اساسی‌ترین کار این است که این چهارچوب‌های غلط ارزشی درهم شکسته شود و بر ویرانة آن. ارزش‌های اصیل انسانی مثل پرهیز کَاری و دانش وفداکاری و شهامت و کَذشت بنا کَردد. در غیر این صورت، همة اصلاحات، روبنایی وسطحی ونایایدار خواهد بود. این همان کاری است که اسلام وقران و شخص پیامبر اسلام(ص) به عالی‌ترین وجهی انجام دادند و به همین دلیل, جامعه‌ای که از عقب‌افتاده‌ترین و خرافی‌ترین جوامع بشری بودء در مدت کوتاهی چنان رشد و نمو کرد که در صف اول قرار گرفت. در حدیتی از پیامبر(ص) در تکمیل این برنامه می‌خوانیم: اگر دنیا به اندازة بال مگسی نزد خداوند وزن داشت. خداوند به کافر حتی جرعة آبی نمی‌نوشاند.»!

  49. وَقَالُوا۟ يَٰٓأَيُّهَ ٱلسَّاحِرُ ٱدْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ﴿٤٩﴾

    هم ساحرش خواندند و هم دست به دامانش زدند!

    این آّیه تعبیر عجیبی دارد. فرعونیان» هم موسی(ع) را ساحر خواندند و هم برای رفع بلا دست به دامانش زدند و هم به او وعدةٌ قبول هدایت دادند. البته کسانی که با طرز فکر و شیوةٌ سخن گفتن جاهلان از خود راضی و مستکبران مغرور و طاغوت‌های مستبد آشنا باشنده می‌دانند که آنها از این گونه تعبیرات ضد و نقیض فراوان دارند. آنها در عین احساس نیاز به موسی(ع)» وعدةٌ دروغین به او می‌دادند؛ ولی حتی هنگام بیچارگی و عرض حاجت نیز از مرکب غرور پیاده نمی‌شدند. به همین جهت. از کلمات «ربک» و «بما عهد عندک» استفاده می‌کردند و «رینا» و «بما عهد عندنا» نمی‌گفتند؛ با این که موسی(ع) با صراحت به آنها گفته بود که من فرستادة پروردگار عالمیانم؛ نه پروردگار خودم. اینها همه درس‌هایی است زنده و گویا برای مسلمانان و تسلیت خاطری است برای شخص پیامبر(ص) که از لجاجت و سرسختی مخالفان هرگز خسته نشوند و گرد و غبار یأس و نومیدی بر روح و جانشان ننشیند و با استقامت و پایمردی هرچه بیشتر به راه خود ادامه دهند؛ همان‌گونه که موسی(ع) و بنی‌اسرائیل ادامه دادند و سرانجام بر فرعونیان پیروز گشتند. همچنین هشداری است به دشمنان لجوج و سرسخت که آنها هرگز از فرعون و فرعونیان قوی‌تر و قدرتمندتر نیستند؛ سرانجام کار آنها را ببینند و در عاقبت کار خویش بیندیشند.

  50. فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ ٱلْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ﴿٥٠﴾

    ۳۵ در هم شکستن ارزش‌های نادرست

    به راستی تعبیری رساتر از آنچه در این آیات آمده» برای درهم شکستن ارزش‌های دروغین پیدا نمی‌شود. برای دگرگون کردن جامعه‌ای که محور سنجش شخصیت افراد در ان، شمار شتران و مقدار درهم و دینار و غلامان و کنیزان و خانهها و وسایل است، تا آنجا که تعجب می‌کنند که چرا محمد یتیم و از نظر مادی فقیر به نبوت برگزیده شدهء اساسی‌ترین کار این است که این چهارچوب‌های غلط ارزشی درهم شکسته شود و بر ویرانة آن. ارزش‌های اصیل انسانی مثل پرهیز کَاری و دانش وفداکاری و شهامت و کَذشت بنا کَردد. در غیر این صورت، همة اصلاحات، روبنایی وسطحی ونایایدار خواهد بود. این همان کاری است که اسلام وقران و شخص پیامبر اسلام(ص) به عالی‌ترین وجهی انجام دادند و به همین دلیل, جامعه‌ای که از عقب‌افتاده‌ترین و خرافی‌ترین جوامع بشری بودء در مدت کوتاهی چنان رشد و نمو کرد که در صف اول قرار گرفت. در حدیتی از پیامبر(ص) در تکمیل این برنامه می‌خوانیم: اگر دنیا به اندازة بال مگسی نزد خداوند وزن داشت. خداوند به کافر حتی جرعة آبی نمی‌نوشاند.»!

  51. وَنَادَىٰ فِرْعَوْنُ فِى قَوْمِهِۦ قَالَ يَٰقَوْمِ أَلَيْسَ لِى مُلْكُ مِصْرَ وَهَٰذِهِ ٱلْأَنْهَٰرُ تَجْرِى مِن تَحْتِىٓ أَفَلَا تُبْصِرُونَ﴿٥١﴾

    43:51 · no commentary for this ayah

  52. أَمْ أَنَا۠ خَيْرٌ مِّنْ هَٰذَا ٱلَّذِى هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ﴿٥٢﴾

    43:52 · no commentary for this ayah

  53. فَلَوْلَآ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ﴿٥٣﴾

    43:53 · no commentary for this ayah

  54. فَٱسْتَخَفَّ قَوْمَهُۥ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًا فَٰسِقِينَ﴿٥٤﴾

    استعمار فکری؛ روش همة حکومت‌های فاسد

    راه و رسم همةٌ حکومت‌های جبار و فاسد این است که برای ادا خودکامگی» مردم را در سطح پایینی از فکر و اندیشه نگه دارند و با انواع وسایل انها را تحمیق کنند؛ انها را در یک حال بی خبری از واقعیتها فرو برند و ارزش های دروغین را جانشین ارزش‌های راستین کنند و پیوسته آنها را از حقایق و واقعیت‌ها دور نگه دارند؛ چرا که بیدار شدن ملت‌ها و آگاهی و رشد فکری آنهاء بزرگ‌ترین دشمن حکومت‌های خودکامه و شیطانی است که با تمام قوا با آن مبارزه می‌کنند. این شیوةٌ فرعونی یعنی استخفاف عقول» با شدت هر چه تمام‌تر در عصر و زمان ما بر همة جوامع فاسدء حاکم است. اگر فرعون برای دستیابی به این هدفء وسایل محدودی در اختیار داشت، طاغوتیان امروز با استفاده از وسایل ارتباط جمعی، مطبوعات و فرستندههای رادیو و تلویزیونی و وسایل دیگر نظیر آنها به استخفاف عقول ملت‌ها می‌پردازند تا در بی‌خبری کامل فرو روند و از آنها اطاعت کنند. به همین دلیل,» دانشمندان و متع‌مدان دینی که خط فکری و مکتبی انبیا را تداوم می‌بخشندء وظیفةٌ سنگینی را در مبارزه با برنامة استخفاف عقول بر عهده دارند. جالب توجه این که این آیه با این جمله پایان یافته است: «آنان قومی فاسق بودند.»؛ اشاره به این که این قوم گمراه اگر فاسق و خارج از اطاعت فرمان خدا و حکم عقل نبودندء تسلیم چنین تبلیغاتی نمی‌شدند و اسباب گمراهی خود را به دست خویش فراهم نمی‌کردند. به همین دلیلء آنها هرگز در این گمراهی معذور نبودند. درست است که فرعون عقل آنها را دزدید و به اطاعت خویش وا داشت؛ ولی آنها نیز با تسلیم کورکورانه؛ موجبات این امر را فراهم کردند. آری» آنها فاسقانی بودند که از فاسقی تبعیت می‌کردند.؟ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه» ۳۱ ص‌ ۸۰ > ٢- بیشین، ص ٨٨ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  55. فَلَمَّآ ءَاسَفُونَا ٱنتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَٰهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٥٥﴾

    43:55 · no commentary for this ayah

  56. فَجَعَلْنَٰهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِّلْـَٔاخِرِينَ﴿٥٦﴾

    43:56 · no commentary for this ayah

  57. وَلَمَّا ضُرِبَ ٱبْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ﴿٥٧﴾

    43:57 · no commentary for this ayah

  58. وَقَالُوٓا۟ ءَأَٰلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًۢا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ﴿٥٨﴾

    43:58 · no commentary for this ayah

  59. إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَٰهُ مَثَلًا لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ﴿٥٩﴾

    43:59 · no commentary for this ayah

  60. وَلَوْ نَشَآءُ لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَٰٓئِكَةً فِى ٱلْأَرْضِ يَخْلُفُونَ﴿٦٠﴾

    43:60 · no commentary for this ayah

  61. وَإِنَّهُۥ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَٱتَّبِعُونِ هَٰذَا صِرَٰطٌ مُّسْتَقِيمٌ﴿٦١﴾

    مسیح(ع)؛ نشانةٌ روز قیامت

    در تفسیر این جمله دو احتمال وجود دارد: ۱- تولد مسیح(ع) بدون پدر دلیلی بر قدرت بی‌پایان خداوند است که مسئلةٌ زندگی بعد از مرگ در پرتو آن حل می‌شود. طبق روایات متعدد, عیسی(ع) در آخرالزمان از آسمان نازل می‌شود و این مطلب دلیلی بر نزدیک شدن برپایی قیامت است. در روایتی از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «حضرت عیسی نازل می‌شود و امیر مسلمانان (امام زمان(عج)) می‌گوید: بر ما نماز بگزار (تا بر شما اقتدا کنیم). حضرت عیسی(ع) عرض می‌کند: نه؛ [شما بر ما نماز بگزارید] چرا که بعضی از شما امام و امیر بعضی دیگرید که این احترامی است که خدا برای این امت قائُل شده است ( سپس حضرت مسیح به حضرت مهدی(عج) اقتدا می‌کند).»

  62. وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ﴿٦٢﴾

    43:62 · no commentary for this ayah

  63. وَلَمَّا جَآءَ عِيسَىٰ بِٱلْبَيِّنَٰتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِٱلْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ ٱلَّذِى تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ﴿٦٣﴾

    43:63 · no commentary for this ayah

  64. إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَٰذَا صِرَٰطٌ مُّسْتَقِيمٌ﴿٦٤﴾

    43:64 · no commentary for this ayah

  65. فَٱخْتَلَفَ ٱلْأَحْزَابُ مِنۢ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ﴿٦٥﴾

    43:65 · no commentary for this ayah

  66. هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا ٱلسَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ﴿٦٦﴾

    43:66 · no commentary for this ayah

  67. ٱلْأَخِلَّآءُ يَوْمَئِذٍۭ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلْمُتَّقِينَ﴿٦٧﴾

    دشمنی دوستان

    این آیه که توصیفی از صحنه‌های قیامت استء به خوبی نشان می‌دهد که منظور از «ساعة» در ایةٌ پیش نیز روز رستاخیز است؛روز از هم گسستن پیوندهای دوستی» مگر پیوندهایی که برای خدا برقرار شده است. تبدیل شدن چنین دوستی‌هایی به عداوت در آن روز طبیعی است؛ چراکه هر کدام از آنما دیگری را عامل بدیختی و بیچارگی خود می‌پندارد. تنها پرهیزگاران‌اند که پیوند دوستی آنها جاودانی است؛ چرا که بر محور ارزش‌های جاودانی دور می‌زند و نتایج پربارش در قیامت آشکارتر می‌شود و استحکام بیشتری می‌یابد. امام صادق(ع) می‌فرماید: «آگاه باشید هر دوستی‌ای که در دنیا برای خاطر خدا نباشد. در قیامست به دشمنی تبدیل می‌شود.» در روایت دیگری از همان حضرت می‌خوانیم: «در جست‌وجوی برادری (و دوستی) با پرهیزگاران باش» اگر چه در ظلمات زمین باشد و اگر چه عمرت را در جست‌وجوی آنها سپری کنی؛ چرا که خداوند عزّ و جلٌ بر روی زمین بعد از پیامبران(ع) بهتر از ایشان نیافریده است. و خداوند متعال بر بنده‌ای نعمتی مانند هم‌نشینی با آنها عطا نکرده است. خداوند متعال می‌فرماید: «دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند مگر پرهیزگاران» و گمان می‌کنم کسی که در این زمان در پی دوست بدون عیب باشد. بدون دوست خواهد ماند.»

  68. يَٰعِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ ٱلْيَوْمَ وَلَآ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ﴿٦٨﴾

    43:68 · no commentary for this ayah

  69. ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَكَانُوا۟ مُسْلِمِينَ﴿٦٩﴾

    43:69 · no commentary for this ayah

  70. ٱدْخُلُوا۟ ٱلْجَنَّةَ أَنتُمْ وَأَزْوَٰجُكُمْ تُحْبَرُونَ﴿٧٠﴾

    43:70 · no commentary for this ayah

  71. يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ ٱلْأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلْأَعْيُنُ وَأَنتُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴿٧١﴾

    هر لذتی در بهشت هست

    اگر تمام خلایق جمع شوند تا انواع نعمت‌های بهشتی را توصیف کنندء هرگز قادر نخواهند بود چیزی بر آنچه در این جمله آمده» بیفزایند. چه تعبیری از این زیباتر و جامع‌تر که به گستردگی عالم هستی است و به وسعت آنچه امروز در ذهن ما می‌گنجد یا نمی‌گنجد؛ تعبیری که بالاتر از آن تعبیری نمی‌توان یافت و به گفتةٌ شاعر: «آنچه بینیء دلت همان خواهد / وانچه خواهد دلتء همان بینی». در اینجا این سوّال برای مفسران مطرح شده که آیا عمومیت و گسترش مفهوم این ایه» دلیل بر این است که اگر مطالبی را که در دنیا حرام استء در آنجا تقاضا کنندء به آنها داده می‌شود. طرح این سوال» نتیحهٌ توجه نکردن به این نکته است که محرمات و زشتی‌ها همچون غذایی نامناسب برای روح انسان است و مسلّماً روح سالم اشتهای چنین غذایی نمی کند و فقط روح بیمار کَاه به غذاهای نامناسب و مسموم متمایل مشود. بیمارانی را می بینیم که در هنگام مرض حتی تمایل به خوردن خاک یا اشیاء دیگری از این قبیل پیدا می‌کنند؛ اما به مجرد این که بیماری برطرف شودء آن اشتهای کاذب ساقط می‌گردد. آری» بهشتیان هرگز به چنان اعمالی گرایش پیدا نخواهند کرد؛ چرا که تمایل و کشش روح به چنین آموری» از ویژگی‌های ارواح بیمار دوزخی است. در حدیث وارد شده است که یک اعرابی نزد پیامبر(ص) امد و عرض کرد: آیا در بهشت شتر هم پیدا می‌شود؟ زیرا من بسیار به شتر علاقه مندم. پیامبر(ص) که می دانست در آنجا نعمتهایی است که با وجود أنها، مرد اعرابی شتر خود را فراموش خواهد کردء در پاسخ او با عبارتی کوتاه و پرمعنا فرمود: «ای اعرابی, اگر خدا تو را وارد بهشت کند. آنچه دلت بخواهد و چشمت از دیدنش لذت بَرّد, در آنجا خواهی یافت.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ نمونه, چ۲۱. ص ۱۱۵ > ۴ نمونهء چ۰۲۱ ص ۱۱۵ > ۱- نمونهء ج۲۱ ص ۱۰۰ ۲- پیشین» ص ۱۱۰ ۳ نورالثقلین» ج ۰۶ ص ۴۴۴ > ۳ نورالثقلین» ج ۶» ص ۴۴۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.

  72. وَتِلْكَ ٱلْجَنَّةُ ٱلَّتِىٓ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴿٧٢﴾

    43:72 · no commentary for this ayah

  73. لَكُمْ فِيهَا فَٰكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِّنْهَا تَأْكُلُونَ﴿٧٣﴾

    43:73 · no commentary for this ayah

  74. إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى عَذَابِ جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴿٧٤﴾

    43:74 · no commentary for this ayah

  75. لَا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ﴿٧٥﴾

    43:75 · no commentary for this ayah

  76. وَمَا ظَلَمْنَٰهُمْ وَلَٰكِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلظَّٰلِمِينَ﴿٧٦﴾

    43:76 · no commentary for this ayah

  77. وَنَادَوْا۟ يَٰمَٰلِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مَّٰكِثُونَ﴿٧٧﴾

    43:77 · no commentary for this ayah

  78. لَقَدْ جِئْنَٰكُم بِٱلْحَقِّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَٰرِهُونَ﴿٧٨﴾

    43:78 · no commentary for this ayah

  79. أَمْ أَبْرَمُوٓا۟ أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ﴿٧٩﴾

    43:79 · no commentary for this ayah

  80. أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَىٰهُم بَلَىٰ وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ﴿٨٠﴾

    43:80 · no commentary for this ayah

  81. قُلْ إِن كَانَ لِلرَّحْمَٰنِ وَلَدٌ فَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلْعَٰبِدِينَ﴿٨١﴾

    اگر خدا فرزندی داشتء من نخستین پرستندة او بودم

    اگر چه مضمون این آیه برای گروهی از مفسران پیچیده به نظر رسیده و آنان به توجیهات گوناگونی پرداخته‌اند که بعضاً بسیار عجیب به نظر می‌رسدء محتوای یه هیچ‌گونه پیچیدگی ندارد و این روش جالبی است که در برابر افراد لجوج به کار می‌رود؛ مثل این که به شخصی که از روی اشتباه می‌گوید فلان کس از همه عالم‌تر است - در حالی که هیچ علم و دانشی ندارد - می‌گوییم «اگر او عالم‌تر باشدء اولین کسی که از وی پیروی می‌کند. ما هستیم» تا به این وسیله او در اندیشه فرو رود و به فکر یافتن دلیلی برای مدعای خویش بیفتد و بعد که حقیقت روشن شدهء از خواب غفلت بیدار شود.

  82. سُبْحَٰنَ رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ رَبِّ ٱلْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ﴿٨٢﴾

    43:82 · no commentary for this ayah

  83. فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا۟ وَيَلْعَبُوا۟ حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَ﴿٨٣﴾

    43:83 · no commentary for this ayah

  84. وَهُوَ ٱلَّذِى فِى ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٌ وَفِى ٱلْأَرْضِ إِلَٰهٌ وَهُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْعَلِيمُ﴿٨٤﴾

    43:84 · no commentary for this ayah

  85. وَتَبَارَكَ ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِندَهُۥ عِلْمُ ٱلسَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿٨٥﴾

    43:85 · no commentary for this ayah

  86. وَلَا يَمْلِكُ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ ٱلشَّفَٰعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِٱلْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴿٨٦﴾

    چه کسی قادر به شفاعت است؟

    در این آیات همچنان سخن در بارة باطل نمایاندن شرک و بیان سرانجام تلخ مشرکان است. آیة مورد بحث بیان می‌کند که اگر آنها به گمان شفاعت به سراغ این معبودان می‌روندء باید بدانند کسانی را که غیر از او می‌خوانندء قادر به شفاعت نیستند؛ بلکه شفاعت در پیشگاه خداوند تنها به اذن و فرمان او مجاز است و خداوند حکیم هرگز چنین اذن و فرمانی را به این سنگ و چوب‌های بی‌ارزش و بدون عقل و شعور نداده و نمی‌دهد؛ اما چون در میان معبودان آنها فرشتگان و بندگان خاص خدا نظیر حضرت عیسی(ع) وجود داشتند, در ذیل آیه آنها را استثنا کرده می‌فرماید: «مگر آنها که شهادت به حق داده‌اند.»؛ همان‌ها که توحید و یگانگی خدا را در تمام مراحل پذیرفته و در برابر حق به طور کامل تسلیم‌اند. آری» این گروه به اذن پروردگار مالک شفاعت‌اند. البته چنین نیست که آنها هم برای هر کس» هر چند بت‌پرست و مشرک و منحرف از آیین توحید باشندء شفاعت کنند؛ بلکه آنها به‌خوبی آگاه‌اند که برای چه کسانی اجازةٌ شفاعت دارند. این آیه» شرط عمدة شفاعت‌کنندگان در پیشگاه خدا را مشخص می‌کند. آنها کسانی هستند که بر حق گواه‌اند و حق را در تمام مراحل می‌شناسند و از روح توحید به خوبی آگاه‌اند و از شرایط شفاعت‌شوندگان نیز باخبرند.

  87. وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ فَأَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ﴿٨٧﴾

    43:87 · no commentary for this ayah

  88. وَقِيلِهِۦ يَٰرَبِّ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوْمٌ لَّا يُؤْمِنُونَ﴿٨٨﴾

    43:88 · no commentary for this ayah

  89. فَٱصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَٰمٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ﴿٨٩﴾

    منظور از سلام در آیه

    در حقیقت این سلام شبیه سلامی است که در آَیةٌ ۶۳ سورةٌ فرقان آمده است: «و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب کنند (و سخنان نابخردانه گویند) به آنها سلام می‌گویند (و با بی‌اعتنایی و بزرگواری می‌گذرند)»"؛ سلامی که نشانةٌ بی‌اعتنایی توأم با بزرگواری استء نه ناشی از ضعف و ناتوانی؛ سلامی که دلیل عدم مقابلةً به مثل در برابر جاهلان و سبک‌مغزان است؛ سلام وداع و جدایی با سخنان بی‌رویة آنهاء نه سلام تحیّت که نشانهٌ محبت و پیوند دوستی است؛ خلاصهء سلامی که نشانة حلم و بردباری و بزرگواری است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ نمونه چ ۸۵ ص ۱۴۹ > ۱- نمونه, چ ۲۱ ص ۱۲۷ ۲- پیشین» ص ۱۳۴ ۳ پیشین» ص ۱۳۸ > ۲- پیشین» ص ۱۳۴ > ۳ پیشین» ص ۱۳۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.