Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
حمٓ﴿١﴾
44:1 · no commentary for this ayah
وَٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ﴿٢﴾
44:2 · no commentary for this ayah
إِنَّآ أَنزَلْنَٰهُ فِى لَيْلَةٍ مُّبَٰرَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ﴿٣﴾
نزول قرآن در شبی پربرکت
این کدام شب است که مبداً خیرات و سرچشمةٌ خوبیهای پایدار است؟ غالب مفسران آن را شب قدر دانستهاند؛ شب پربرکتی که سرنوشت خلایق و مقدرات یک سال در آن رقم زده میشود. آری» قرآن در شبی سرنوشتساز بر قلب پاک پیامبر(ص) نازل شد. شایان توجه این که در این یات به طور اشاره و در آّیات سورهٌ قدر با صراحت گفته شده است که قرآن در شب قدر نازل شده که مقدرات بندگان و مواهب و روزیهای آنها در آن تقدیر میشود. آیا این سخن بدان معنا نیست که مقدرات و سرنوشت ما با محتوای این کتاب پیوند و رابطةٌ نزدیک دارد؟! آیا مفهوم این کلام این نیست که نه تنها حیات معنوی ماء که حیات مادی ما نیز با آن رابطةٌ ناگسستنی دارد؟ پیروزی ما بر دشمنان» سربلندی و آزادی و استقلال ماء آبادی و عمران شهرهای ما همه با پیروی از قرآن کریم گره خورده است. آری» در آن شبی که مقدرات تعیین میشودء قرآن نیز در آن شب نازل گردید. + تا ۱۶. پدید آمدن دود آشکار در آسمان: در این که منظور از دخان (دود) چیست که در این آیات. نشانهای از عذاب الهی مطرح شدهء در میان مفسران گفتوگو است؛ اما با آیات و روایات سازگارتر این است که منظورء همان دود غلیظی است که در پایان جهان و در آستانهٌ قیامت» صفحةٌ آسمان را میپوشاند و نشانةٌ فرا رسیدن لحظات آخر دنیا و سرآغاز عذاب دردناک الهی برای ظالمان است. تنها مشکلی که این تفسیر دارد» ناسازگاریاش با آیةُ ۱۵ است؛ چراکه در پایان جهان یا در قیامت» مجازات الهی تخفیف نمییابد تا مردم به حالت کفر و گناه باز گردند. اگر اما این جمله را به صورت یک قضیةٌ شرطی معنی کنیم» مشکل برطرف میگردد و مفهوم یه چنین میشود: هرگاه ما کمی عذاب را از اینها برطرف کنیم» باز راه نخست را پیش میگیرند. این معنا شبیه ای ۲۸ سورةٌ انعام است که میفرماید: «و اگر باز گردند. به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند. باز میگردند.» شاهد دیگر برای تفسیر دوم روایاتی از پیامبر(ص) و امامان اهل بیت(ع) است که دخان را دودی تفسیر کردهاند که جهان را در آستانةٌ رستاخیز فرا میگیرد. در روایتی از امیرالمومنین علی(ع) میخوانیم که رسول خدا(ص) فرمود: «ده نشانه است که قبل از قیامت به هر حال ظاهر میشود: سفیانی, دجّال, دخان, دابّةالارض» قیام حضرت مهدی(عج). طلوع آفتاب از مغرب, نزول حضرت عیسی(ع)» زلزلهٌ فرو برندهای در مشرق و زلزلهای همانند آن در جزیرةالعرب و آتشی که از اعماق عدن برمیخیزد و مردم را به سوی محشر میراند.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۰۲۱ ص ۱۴۳ ۲- پیشین» ص ۱۴۷ و ۱۵۶ ۳ پیشین» ص ۱۶۳ > ۲- پیشین» ص ۱۴۷ و ۱۵۶ > ۳-پیشین» ص ۱۶۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ﴿٤﴾
نزول قرآن در شبی پربرکت
این کدام شب است که مبداً خیرات و سرچشمةٌ خوبیهای پایدار است؟ غالب مفسران آن را شب قدر دانستهاند؛ شب پربرکتی که سرنوشت خلایق و مقدرات یک سال در آن رقم زده میشود. آری» قرآن در شبی سرنوشتساز بر قلب پاک پیامبر(ص) نازل شد. شایان توجه این که در این یات به طور اشاره و در آّیات سورهٌ قدر با صراحت گفته شده است که قرآن در شب قدر نازل شده که مقدرات بندگان و مواهب و روزیهای آنها در آن تقدیر میشود. آیا این سخن بدان معنا نیست که مقدرات و سرنوشت ما با محتوای این کتاب پیوند و رابطةٌ نزدیک دارد؟! آیا مفهوم این کلام این نیست که نه تنها حیات معنوی ماء که حیات مادی ما نیز با آن رابطةٌ ناگسستنی دارد؟ پیروزی ما بر دشمنان» سربلندی و آزادی و استقلال ماء آبادی و عمران شهرهای ما همه با پیروی از قرآن کریم گره خورده است. آری» در آن شبی که مقدرات تعیین میشودء قرآن نیز در آن شب نازل گردید. + تا ۱۶. پدید آمدن دود آشکار در آسمان: در این که منظور از دخان (دود) چیست که در این آیات. نشانهای از عذاب الهی مطرح شدهء در میان مفسران گفتوگو است؛ اما با آیات و روایات سازگارتر این است که منظورء همان دود غلیظی است که در پایان جهان و در آستانهٌ قیامت» صفحةٌ آسمان را میپوشاند و نشانةٌ فرا رسیدن لحظات آخر دنیا و سرآغاز عذاب دردناک الهی برای ظالمان است. تنها مشکلی که این تفسیر دارد» ناسازگاریاش با آیةُ ۱۵ است؛ چراکه در پایان جهان یا در قیامت» مجازات الهی تخفیف نمییابد تا مردم به حالت کفر و گناه باز گردند. اگر اما این جمله را به صورت یک قضیةٌ شرطی معنی کنیم» مشکل برطرف میگردد و مفهوم یه چنین میشود: هرگاه ما کمی عذاب را از اینها برطرف کنیم» باز راه نخست را پیش میگیرند. این معنا شبیه ای ۲۸ سورةٌ انعام است که میفرماید: «و اگر باز گردند. به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند. باز میگردند.» شاهد دیگر برای تفسیر دوم روایاتی از پیامبر(ص) و امامان اهل بیت(ع) است که دخان را دودی تفسیر کردهاند که جهان را در آستانةٌ رستاخیز فرا میگیرد. در روایتی از امیرالمومنین علی(ع) میخوانیم که رسول خدا(ص) فرمود: «ده نشانه است که قبل از قیامت به هر حال ظاهر میشود: سفیانی, دجّال, دخان, دابّةالارض» قیام حضرت مهدی(عج). طلوع آفتاب از مغرب, نزول حضرت عیسی(ع)» زلزلهٌ فرو برندهای در مشرق و زلزلهای همانند آن در جزیرةالعرب و آتشی که از اعماق عدن برمیخیزد و مردم را به سوی محشر میراند.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۰۲۱ ص ۱۴۳ ۲- پیشین» ص ۱۴۷ و ۱۵۶ ۳ پیشین» ص ۱۶۳ > ۲- پیشین» ص ۱۴۷ و ۱۵۶ > ۳-پیشین» ص ۱۶۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
أَمْرًا مِّنْ عِندِنَآ إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ﴿٥﴾
نزول قرآن در شبی پربرکت
این کدام شب است که مبداً خیرات و سرچشمةٌ خوبیهای پایدار است؟ غالب مفسران آن را شب قدر دانستهاند؛ شب پربرکتی که سرنوشت خلایق و مقدرات یک سال در آن رقم زده میشود. آری» قرآن در شبی سرنوشتساز بر قلب پاک پیامبر(ص) نازل شد. شایان توجه این که در این یات به طور اشاره و در آّیات سورهٌ قدر با صراحت گفته شده است که قرآن در شب قدر نازل شده که مقدرات بندگان و مواهب و روزیهای آنها در آن تقدیر میشود. آیا این سخن بدان معنا نیست که مقدرات و سرنوشت ما با محتوای این کتاب پیوند و رابطةٌ نزدیک دارد؟! آیا مفهوم این کلام این نیست که نه تنها حیات معنوی ماء که حیات مادی ما نیز با آن رابطةٌ ناگسستنی دارد؟ پیروزی ما بر دشمنان» سربلندی و آزادی و استقلال ماء آبادی و عمران شهرهای ما همه با پیروی از قرآن کریم گره خورده است. آری» در آن شبی که مقدرات تعیین میشودء قرآن نیز در آن شب نازل گردید. + تا ۱۶. پدید آمدن دود آشکار در آسمان: در این که منظور از دخان (دود) چیست که در این آیات. نشانهای از عذاب الهی مطرح شدهء در میان مفسران گفتوگو است؛ اما با آیات و روایات سازگارتر این است که منظورء همان دود غلیظی است که در پایان جهان و در آستانهٌ قیامت» صفحةٌ آسمان را میپوشاند و نشانةٌ فرا رسیدن لحظات آخر دنیا و سرآغاز عذاب دردناک الهی برای ظالمان است. تنها مشکلی که این تفسیر دارد» ناسازگاریاش با آیةُ ۱۵ است؛ چراکه در پایان جهان یا در قیامت» مجازات الهی تخفیف نمییابد تا مردم به حالت کفر و گناه باز گردند. اگر اما این جمله را به صورت یک قضیةٌ شرطی معنی کنیم» مشکل برطرف میگردد و مفهوم یه چنین میشود: هرگاه ما کمی عذاب را از اینها برطرف کنیم» باز راه نخست را پیش میگیرند. این معنا شبیه ای ۲۸ سورةٌ انعام است که میفرماید: «و اگر باز گردند. به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند. باز میگردند.» شاهد دیگر برای تفسیر دوم روایاتی از پیامبر(ص) و امامان اهل بیت(ع) است که دخان را دودی تفسیر کردهاند که جهان را در آستانةٌ رستاخیز فرا میگیرد. در روایتی از امیرالمومنین علی(ع) میخوانیم که رسول خدا(ص) فرمود: «ده نشانه است که قبل از قیامت به هر حال ظاهر میشود: سفیانی, دجّال, دخان, دابّةالارض» قیام حضرت مهدی(عج). طلوع آفتاب از مغرب, نزول حضرت عیسی(ع)» زلزلهٌ فرو برندهای در مشرق و زلزلهای همانند آن در جزیرةالعرب و آتشی که از اعماق عدن برمیخیزد و مردم را به سوی محشر میراند.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۰۲۱ ص ۱۴۳ ۲- پیشین» ص ۱۴۷ و ۱۵۶ ۳ پیشین» ص ۱۶۳ > ۲- پیشین» ص ۱۴۷ و ۱۵۶ > ۳-پیشین» ص ۱۶۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ﴿٦﴾
44:6 · no commentary for this ayah
رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ﴿٧﴾
44:7 · no commentary for this ayah
لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ﴿٨﴾
44:8 · no commentary for this ayah
بَلْ هُمْ فِى شَكٍّ يَلْعَبُونَ﴿٩﴾
44:9 · no commentary for this ayah
فَٱرْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِى ٱلسَّمَآءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ﴿١٠﴾
44:10 · no commentary for this ayah
يَغْشَى ٱلنَّاسَ هَٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ﴿١١﴾
44:11 · no commentary for this ayah
رَّبَّنَا ٱكْشِفْ عَنَّا ٱلْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ﴿١٢﴾
44:12 · no commentary for this ayah
أَنَّىٰ لَهُمُ ٱلذِّكْرَىٰ وَقَدْ جَآءَهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ﴿١٣﴾
44:13 · no commentary for this ayah
ثُمَّ تَوَلَّوْا۟ عَنْهُ وَقَالُوا۟ مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ﴿١٤﴾
44:14 · no commentary for this ayah
إِنَّا كَاشِفُوا۟ ٱلْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَآئِدُونَ﴿١٥﴾
44:15 · no commentary for this ayah
يَوْمَ نَبْطِشُ ٱلْبَطْشَةَ ٱلْكُبْرَىٰٓ إِنَّا مُنتَقِمُونَ﴿١٦﴾
44:16 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَآءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ﴿١٧﴾
44:17 · no commentary for this ayah
أَنْ أَدُّوٓا۟ إِلَىَّ عِبَادَ ٱللَّهِ إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ﴿١٨﴾
44:18 · no commentary for this ayah
وَأَن لَّا تَعْلُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ إِنِّىٓ ءَاتِيكُم بِسُلْطَٰنٍ مُّبِينٍ﴿١٩﴾
44:19 · no commentary for this ayah
وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ﴿٢٠﴾
44:20 · no commentary for this ayah
وَإِن لَّمْ تُؤْمِنُوا۟ لِى فَٱعْتَزِلُونِ﴿٢١﴾
44:21 · no commentary for this ayah
فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ﴿٢٢﴾
44:22 · no commentary for this ayah
فَأَسْرِ بِعِبَادِى لَيْلًا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ﴿٢٣﴾
44:23 · no commentary for this ayah
وَٱتْرُكِ ٱلْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ﴿٢٤﴾
44:24 · no commentary for this ayah
كَمْ تَرَكُوا۟ مِن جَنَّٰتٍ وَعُيُونٍ﴿٢٥﴾
کفران نعمت؛ نابودگر آن
در روایتی آمده است که هنگامی که امیر مژْمنان علی(ع) از کنار مدائن میگذشت و آثار کسری (انوشیروان و دیگر شاهان ساسانی) را مشاهده میکرد که نزدیک به فرو ریختن بوه یکی از کسانی که در خدمتش بودء شعری را برای عبرت قرائت کرد که ترجمةٌ آن چنین است:«بادها بر آثار باقیماندةٌ سرزمینشان وزیدن گرفت. گویی آنها همگی وعدهگاهی داشتند و به سوی وعدهگاهشان شتافتند.» امام فرمود: «چرا این آیات را نخواندی؟» آنگاه این آیات را تلاوت کرد»ء سپس فرمود: «اینهاء وارشان (اموال و حکومت دیگران) بودند؛ ولی (آن نعمات را برای دیگران) به ارث گذاشتند. شکر نعمت را بهجا نیاوردند؛ پس دنیایشان به خاطر نافرمانی گرفته شد. بپرهیزید از کفران نعمت؛ مبادا که خشم الهی دامنگیرتان شود.»
وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ﴿٢٦﴾
کفران نعمت؛ نابودگر آن
در روایتی آمده است که هنگامی که امیر مژْمنان علی(ع) از کنار مدائن میگذشت و آثار کسری (انوشیروان و دیگر شاهان ساسانی) را مشاهده میکرد که نزدیک به فرو ریختن بوه یکی از کسانی که در خدمتش بودء شعری را برای عبرت قرائت کرد که ترجمةٌ آن چنین است:«بادها بر آثار باقیماندةٌ سرزمینشان وزیدن گرفت. گویی آنها همگی وعدهگاهی داشتند و به سوی وعدهگاهشان شتافتند.» امام فرمود: «چرا این آیات را نخواندی؟» آنگاه این آیات را تلاوت کرد»ء سپس فرمود: «اینهاء وارشان (اموال و حکومت دیگران) بودند؛ ولی (آن نعمات را برای دیگران) به ارث گذاشتند. شکر نعمت را بهجا نیاوردند؛ پس دنیایشان به خاطر نافرمانی گرفته شد. بپرهیزید از کفران نعمت؛ مبادا که خشم الهی دامنگیرتان شود.»
وَنَعْمَةٍ كَانُوا۟ فِيهَا فَٰكِهِينَ﴿٢٧﴾
کفران نعمت؛ نابودگر آن
در روایتی آمده است که هنگامی که امیر مژْمنان علی(ع) از کنار مدائن میگذشت و آثار کسری (انوشیروان و دیگر شاهان ساسانی) را مشاهده میکرد که نزدیک به فرو ریختن بوه یکی از کسانی که در خدمتش بودء شعری را برای عبرت قرائت کرد که ترجمةٌ آن چنین است:«بادها بر آثار باقیماندةٌ سرزمینشان وزیدن گرفت. گویی آنها همگی وعدهگاهی داشتند و به سوی وعدهگاهشان شتافتند.» امام فرمود: «چرا این آیات را نخواندی؟» آنگاه این آیات را تلاوت کرد»ء سپس فرمود: «اینهاء وارشان (اموال و حکومت دیگران) بودند؛ ولی (آن نعمات را برای دیگران) به ارث گذاشتند. شکر نعمت را بهجا نیاوردند؛ پس دنیایشان به خاطر نافرمانی گرفته شد. بپرهیزید از کفران نعمت؛ مبادا که خشم الهی دامنگیرتان شود.»
كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَٰهَا قَوْمًا ءَاخَرِينَ﴿٢٨﴾
کفران نعمت؛ نابودگر آن
در روایتی آمده است که هنگامی که امیر مژْمنان علی(ع) از کنار مدائن میگذشت و آثار کسری (انوشیروان و دیگر شاهان ساسانی) را مشاهده میکرد که نزدیک به فرو ریختن بوه یکی از کسانی که در خدمتش بودء شعری را برای عبرت قرائت کرد که ترجمةٌ آن چنین است:«بادها بر آثار باقیماندةٌ سرزمینشان وزیدن گرفت. گویی آنها همگی وعدهگاهی داشتند و به سوی وعدهگاهشان شتافتند.» امام فرمود: «چرا این آیات را نخواندی؟» آنگاه این آیات را تلاوت کرد»ء سپس فرمود: «اینهاء وارشان (اموال و حکومت دیگران) بودند؛ ولی (آن نعمات را برای دیگران) به ارث گذاشتند. شکر نعمت را بهجا نیاوردند؛ پس دنیایشان به خاطر نافرمانی گرفته شد. بپرهیزید از کفران نعمت؛ مبادا که خشم الهی دامنگیرتان شود.»
فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ ٱلسَّمَآءُ وَٱلْأَرْضُ وَمَا كَانُوا۟ مُنظَرِينَ﴿٢٩﴾
کفران نعمت؛ نابودگر آن
در روایتی آمده است که هنگامی که امیر مژْمنان علی(ع) از کنار مدائن میگذشت و آثار کسری (انوشیروان و دیگر شاهان ساسانی) را مشاهده میکرد که نزدیک به فرو ریختن بوه یکی از کسانی که در خدمتش بودء شعری را برای عبرت قرائت کرد که ترجمةٌ آن چنین است:«بادها بر آثار باقیماندةٌ سرزمینشان وزیدن گرفت. گویی آنها همگی وعدهگاهی داشتند و به سوی وعدهگاهشان شتافتند.» امام فرمود: «چرا این آیات را نخواندی؟» آنگاه این آیات را تلاوت کرد»ء سپس فرمود: «اینهاء وارشان (اموال و حکومت دیگران) بودند؛ ولی (آن نعمات را برای دیگران) به ارث گذاشتند. شکر نعمت را بهجا نیاوردند؛ پس دنیایشان به خاطر نافرمانی گرفته شد. بپرهیزید از کفران نعمت؛ مبادا که خشم الهی دامنگیرتان شود.»
وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ مِنَ ٱلْعَذَابِ ٱلْمُهِينِ﴿٣٠﴾
44:30 · no commentary for this ayah
مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ كَانَ عَالِيًا مِّنَ ٱلْمُسْرِفِينَ﴿٣١﴾
44:31 · no commentary for this ayah
وَلَقَدِ ٱخْتَرْنَٰهُمْ عَلَىٰ عِلْمٍ عَلَى ٱلْعَٰلَمِينَ﴿٣٢﴾
برتری بنیاسوائیل؛ آزمایش بزرگ ایشان
این آیه» بنیاسرائیل را امت برگزیدة زمان خودشان معرفی کرده است؛ زیرا قرآن در ایه ١١٠ سورة آل عمران، امت اسلامی - با وصف امر به معروف و نهی از منکر - را بهترین امت معرفی میکند. بعضی از مفسران معتقدند که بنیاسرائیل برتریهایی داشتند که در طول تاریخ منحصر به خودشان بوده؛ از جمله فراوانی پیامبران؛ جرا که برای هیج قومی این همه پیامبر فرستاده نشده است. البته این سخن علاوه بر اینکه مزیت مطلق أنها را ثابت نمی کند، مزیتی نیز نیست؛ جرا که ممکن است کثرت بعخت انبیا در میان آنهاء دلیل بر سرکشی زیاد این قوم باشد؛ همانگونه که حوااث گوناگون بعد از قیام موسی(ع) نشان میدهد که با این پیامبر بزرگ چه کردند. البته با توجه به اینکه این جمعیت لجوج» طبق گفتَةٌ قرآن؛ همواره پیامبران خود را آزار میدادند و با سرسختی و تعصّب خاصی در برابر احکام المی میایستادند و حتشی زمانی که تازه از نیل رهایی یافته بودندء پیشنهاد بتسازی به موسی(ع) کردند» ممکن است گفته شود که منظور از این آیه بیان امتیاز نیست؛ بلکه بیان حقیقت دیگری است و معنی آیه چنین است: با وجود اینکه ما علم داشتیم که آنها از مواهب الهی سوء استفاده میکنندء به آنها برتری دادیم تا آنان را بیازماییم. از آَیهُ بعد نیز استفاده میشود که خداوند مواهب دیگری نیز به آنها داده تا آنها را بیازماید. بر این اساس» این گزینش الهی» نه تنها دلیل بر مزیت آنها نیست» در آن یک مذمت ضمنی نیز درج است؛ چراکه حق این نعمت را ادا نکردند و از عهدةٌ امتحان بر نیامدند.
وَءَاتَيْنَٰهُم مِّنَ ٱلْـَٔايَٰتِ مَا فِيهِ بَلَٰٓؤٌا۟ مُّبِينٌ﴿٣٣﴾
44:33 · no commentary for this ayah
إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَيَقُولُونَ﴿٣٤﴾
44:34 · no commentary for this ayah
إِنْ هِىَ إِلَّا مَوْتَتُنَا ٱلْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِينَ﴿٣٥﴾
44:35 · no commentary for this ayah
فَأْتُوا۟ بِـَٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ﴿٣٦﴾
44:36 · no commentary for this ayah
أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَٰهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ مُجْرِمِينَ﴿٣٧﴾
قوم ثَبّع
«نبَع» لقب عمومی پادشاهان یمن بوده است؛ ولی قرآن در این آیه در بارة یکی از شاهان یمن سخن گفته که نام او در بعضی از روایات» «اسعد ابوکرب» ذکر شده است. جمعی از مفسران معتقدند که او مرد حقجو و موّمنی بوده و تعبیر قوم تبع در این آیه را دلیل بر این معنا گرفتهاند؛ زیرا در این دو یه شخص او مذمت نشده, بلکه قوم او مذمت شده است. در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم: «ْبَع به دو قبیلة اوس و خزرج گفت: شما اینجا بمانید تا این پیامبر یعنی پیامبر اسلام(ص) خروج کند. اگر من او را درک میکردم کمر به خدمت او میبستم و با او خارج میشدم». بعضی گفتهاند که تبّ, یکی از پادشاهان جهانگشای یمن بود که تا هند لشکرکشی کرد و تمام کشورهای آَن منطقه را به تصرف خویش در آورد. ضمن یکی از لشکر کشها وارد مکه شد و قصد داشت کعبه را ویران کند. بیماری شدیدی به او دست داد که پزشکان از درمان او عاجز شدند. در میان همراهان او جمعی از دانشمندان بودند و رئیس آنان» حکیمی به نام «شامول» بود. او گفت بیماری تو به خاطر قصد سوء به خانةهٌ کعبه است و هرگاه از این فکر منصرف گردی و استغفار کنی» شفا خواهی یافت. تبّع از تصمیم خود بازگشت و نذر کرد خانةهٌ کعبه را محترم دارد. هنگامی که بهبود یافت» پیراهنی از برد یمانی بر کعبه پوشاند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- سفینقةالیحار, ج ۸» ص ۴۴ > ۲- نمونه ج ۰۲۱ ص ۱۸۴ > ۱ سفینقالبحار» ج ۸» ص ۴۴ ۲ نمونهء چ۲۱, ص ۱۸۴ ۳ پیشین» ص ۱۹۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Biḥār al-Anwār.
وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَٰعِبِينَ﴿٣٨﴾
44:38 · no commentary for this ayah
مَا خَلَقْنَٰهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿٣٩﴾
44:39 · no commentary for this ayah
إِنَّ يَوْمَ ٱلْفَصْلِ مِيقَٰتُهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٤٠﴾
44:40 · no commentary for this ayah
يَوْمَ لَا يُغْنِى مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْـًٔا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ﴿٤١﴾
44:41 · no commentary for this ayah
إِلَّا مَن رَّحِمَ ٱللَّهُ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ﴿٤٢﴾
44:42 · no commentary for this ayah
إِنَّ شَجَرَتَ ٱلزَّقُّومِ﴿٤٣﴾
44:43 · no commentary for this ayah
طَعَامُ ٱلْأَثِيمِ﴿٤٤﴾
44:44 · no commentary for this ayah
كَٱلْمُهْلِ يَغْلِى فِى ٱلْبُطُونِ﴿٤٥﴾
44:45 · no commentary for this ayah
كَغَلْىِ ٱلْحَمِيمِ﴿٤٦﴾
44:46 · no commentary for this ayah
خُذُوهُ فَٱعْتِلُوهُ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلْجَحِيمِ﴿٤٧﴾
44:47 · no commentary for this ayah
ثُمَّ صُبُّوا۟ فَوْقَ رَأْسِهِۦ مِنْ عَذَابِ ٱلْحَمِيمِ﴿٤٨﴾
44:48 · no commentary for this ayah
ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْكَرِيمُ﴿٤٩﴾
بچش که بسیار قدرتمند و محترم بودی!
در یات پیش به پارهای از مجازاتهای جسمانی دوزخیان اشاره شده است. خداوند در این آیه» یکی از مجازاتهای جانکاه روانی آنها را بیان فرموده که به آن مجرمان سرکش و بیایمان گفته میشود: «بچش که (به پندار خود) بسیار قدرتمند و محترم بودی!» تو بودی که بینوایان را در بند و زنجیر کشیده بودی و بر آنها ظلم و ستم روا میداشتی و برای خود قدرتی شکستناپذیر و احترامی فوقالعاده قائل بودی. آری» این تو بودی که با آن همه غرورء هر جنایتی را مرتکب شدی. اکنون نتیجةٌ اعمالت را بچش که در برابر چشمان تو مجسم شده است و همانگونه که جسم و جان مردم را سوزاندی» اکنون درون و برونت در آتش قهر الهی و با آب سوزان میسوزد. در حدیثی آمده است که پیامبر اسلام(ص) روزی دست ابوجهل را گرفت و فرمود: «وای بر تو ای ابوجهل, وای بر تو!» ابوجهل گفت: مرا به چه چیز تهدید میکنی؟ نه تو و نه صاحبت قادر نیستید با من کاری کنید. در سراسر این سرزمین (مکه)» من از همه نیرومندتر و گرامیترم. این یه ناظر به همین معنا است و میفرماید: هنگامی که او را در آتش دوزخ میافکنند. به او میگویند: بچش ای مرد نیرومند و گرامی!
إِنَّ هَٰذَا مَا كُنتُم بِهِۦ تَمْتَرُونَ﴿٥٠﴾
44:50 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى مَقَامٍ أَمِينٍ﴿٥١﴾
44:51 · no commentary for this ayah
فِى جَنَّٰتٍ وَعُيُونٍ﴿٥٢﴾
44:52 · no commentary for this ayah
يَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَٰبِلِينَ﴿٥٣﴾
44:53 · no commentary for this ayah
كَذَٰلِكَ وَزَوَّجْنَٰهُم بِحُورٍ عِينٍ﴿٥٤﴾
حورالعین
یکی از مهمترین اسباب آرامش خیال و انس و نشاط در زندگی» داشتن همسری مناسب و از هر نظر صاحب کمال است.وجود چنین همسری در زندگی انسان» مرد باشد یا زن» میتواند تحمل مشکلات را آسان کند و به زندگی آدمی شادابی و شیرینی و سرور و نشاط بیخشد. به عکس, نداشتن چنین همسری -یا داشتن همسری نامناسب - کافی است تا شهد شیرین زندگی در کام انسان تلخ گردد؛ هرچند وسایل دیگر زندگی از هر نظر برای او آماده باشد. به تعبیر دیگر» همسران مناسب و صاحب کمال و فضیلت و مهربان» تنها مایة لذت چسم نیستند؛ بلکه اساس لذْت روحانی را نیز تشکیل میدهند. بیجهت نیست که قرآن مجید ضمن بیان نعمتهای گوناگون بهشتی در آّیات متعددء بر این نکته تکیه کرده و در بارة آن تعبیرات جالب توجه و حسابشدهای دارد. در چندین جای قرآن» همسران بهشتی «حورالعین» نامیده شدهاند. «حور» جمع «حوراء» است و «َحوّر» به معنای کسی است که سیاهی چشمش کاملاً سیاه و سفیدیاش کاملاً شفاف و سفید و درخشنده است و این نهایت زیبایی چشمان است. بعضی نیز آن را سفیدی اندام معنا کردهاند و ممکن است این تعبیر» هم به چشمان زیبا و هم به اندام سفید آنها اشاره داشته باشد. واژةٌ «عین»» جمع «أعیّن» و «عٌیناء» به معنای درشت چشم است و به زن یا مردی که دارای چشمان درشت و جذاب و زیبا باشدء اطلاق میشود. این که قرآن به ویژه روی زیبایی چشم آنها تکیه کرده» به این خاطر است که زیبایی انسان» پیش از هر چیز و بیش از هر چیز در چشمان اوست و این تعبیر» سمبلی برای زیبایی تمام جسم و جان است. همچنین باید توجه داشت که هم واه «حور» و هم وازةٌ «عین»» هم بر مذکر و هم بر موّنث هر دو اطلاق میگردد. از اینرو مفموم گستردهای دارد که همةٌ همسران بهشتی را شامل میشود؛ همسران زن برای مردان باایمان و همسران مرد برای زنان موّمن. در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم: «اگر حوریهای از حوریههای بهشت بر مردم دنیا بنگرد و گیسویی از گیسوانش را آشکار کند. در مردم دنیا آشوبی بهپا میشود و همانا شخص نمازگزار نماز میخواند. پس اگر از خدا نخواهد که از حورالعین به همسری او در آورد. آنها میگویند: این شخص چقدر در بارة ما بیرغبت است!» در روایت دیگری از همان حضرت میخوانیم: «بهشتیان از هیچ چیز از نعمتهای بهشت -حتی غذاها و نوشیدنیهای آن -به آن اندازه لذت نمیبرند که نزد آنها از زناشویی لذتبخشتر و دلپذیرتر باشد.» البته منظورء لذتبخشترین نعمت جسمانی بهشت است؛ چراکه از یات قرآن و روایات معصومین(ع) استفاده میشود که لذت معنوی حضور و قرب الهی و رضایت خداوند از بهشتیان» از هر لذت دیگری بالاتر و گواراتر است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء چ۲۱ ص ۲۰۵ > ۴ المیزان» ج۳. ص ۱۳۶ > ۱- نمونهء چ۲۱ ص ۲۰۵ ۲ پیام قرآن» ج۰۶» ص ۲۵۹ ۳ وسائلالشیعة, ج۶» ص ۴۶۶ > ۳- وسائلالشیعة, ج۰۶» ص ۴۶۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Payām-i Qurʾān, al-Kāfī.
يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَٰكِهَةٍ ءَامِنِينَ﴿٥٥﴾
44:55 · no commentary for this ayah
لَا يَذُوقُونَ فِيهَا ٱلْمَوْتَ إِلَّا ٱلْمَوْتَةَ ٱلْأُولَىٰ وَوَقَىٰهُمْ عَذَابَ ٱلْجَحِيمِ﴿٥٦﴾
44:56 · no commentary for this ayah
فَضْلًا مِّن رَّبِّكَ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ﴿٥٧﴾
44:57 · no commentary for this ayah
فَإِنَّمَا يَسَّرْنَٰهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴿٥٨﴾
44:58 · no commentary for this ayah
فَٱرْتَقِبْ إِنَّهُم مُّرْتَقِبُونَ﴿٥٩﴾
44:59 · no commentary for this ayah