Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
كٓهيعٓصٓ﴿١﴾
کهیعص
در ذیل آَیةُ یکم سورة بقره در بارةٌ حروف مقطعه توضیح داده شد. آنچه لازم است در اینجا اضافه کنیم» این است که در خصوص حروف مقطعةٌ این سوره» دو دسته روایت در منابع اسلامی دیده میشود: نخست. روایاتی است که هر یک از این حروف را اشاره به یکی از اسماء بزرگ خداوند (اسماءالحسنی) میداند: «کاف»» اشاره به کافی؛ «هاء»» اشاره به هادی؛ «یاء» اشاره به ولی؛ «عین» اشاره به عالم و «ص»» اشاره به صادقالوعد که همگی از اسماءالحسنی است. دومء روایاتی است که این حروف مقطعه را به داستان قیام امام حسین(ع) در کربلا ربط داده است: «کاف»» اشاره به کربلا؛ «هاء»» اشاره به هلاک خاندان پیامبر؛ «یاء»» اشاره به یزید؛ «عین»» اشاره به عطش؛ «صاد»» اشاره به صبر امام حسین(ع) و یاران جانبازش. باید توجه داشت آیات قرآَن» تاب معانی گوناگونی را دارد و گاه مفاهیمی را از گذشته و آینده بیان میکند که در عین تنوعء منافاتی با هم ندارند؛ در حالی که اگر معنا را به یک تفسیر منحصر کنیم» ممکن است از نظر وضع نزول آیه و زمان آن کَرفتار اشکالاتی بشویم. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُۥ زَكَرِيَّآ﴿٢﴾
19:2 · no commentary for this ayah
إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيًّا﴿٣﴾
19:3 · no commentary for this ayah
قَالَ رَبِّ إِنِّى وَهَنَ ٱلْعَظْمُ مِنِّى وَٱشْتَعَلَ ٱلرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيًّا﴿٤﴾
19:4 · no commentary for this ayah
وَإِنِّى خِفْتُ ٱلْمَوَٰلِىَ مِن وَرَآءِى وَكَانَتِ ٱمْرَأَتِى عَاقِرًا فَهَبْ لِى مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا﴿٥﴾
19:5 · no commentary for this ayah
يَرِثُنِى وَيَرِثُ مِنْ ءَالِ يَعْقُوبَ وَٱجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا﴿٦﴾
فرزندی که از آل یعقوب ارث میبرد
همسر زکریا(ع) از دودمان حضرت سلیمان(ع) بود و حضرت سلیمان از نسل حضرت یعقوب(ع). به همین جهت حضرت زکریا(ع) به خداوند عرض کرد که جانشینی به او ببخشد تا وارث او و دودمان یعقوب باشد.
يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّا﴿٧﴾
یحیی بدون همنام
از این آیه استفاده میشود که خداوند متعال خود نام یحیی را بر او نهاده و پیش از یحیی کسی نام او را نداشته است. البته بعید نیست که منظور از نبودن همنام برای یحیی» نبودن همانندی برای او باشد. شاهد این ادعا این است که خداوند در قرآن صفاتی را برای یحبی ذکر میکند که برای هیچ یک از پیامبران پیش از او ذکر نکرده است؛ صفاتی مانند رسیدن به نبوت در کودکی» ترک ازدواج و مشمول درود ای شدن در هنگام تولد و مرگ و برانگیخته شدن. البته حضرت عیسی(ع) نیز در این صفات با او شریک بود؛ اما باید توجه کرد که ولادت مسیح» پس از ولادت یحبی بوده است. شایان تذکر است که ترک ازدواج از سوی آن پیامبر الهی» علت خاصی داشته و این صفت برای دیگر انسانها کمال محسوب نمیشود (برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: تفسیر نمونه ذیل این آیه و یه ۳۹ سورة آل عمران). ذکر این نکته نیز لازم است که بیان ویزگی خاصی برای یک پیامبرء دلیل برتری مقام او بر دیگر پیامبران نیست؛ بلکه تنها نشاندهندة امتیاز ویژةٌ اوست.
شباهتهای امام حسین(ع) و حضرت یحیی(ع)
از روایات اسلامی استفاده میشود که امام حسین و حضرت یحیی(ع) جهات مشترکی با هم داشتند: هر دوی آنها پیش از خود همنامی نداشتند؛ سر مبارک هر دو به خاطر دفاع از دین الهی از تن جدا شد؛ قاتلان آن دو بزرگوار» حرامزاده بودند و پس از کشته شدن آنهاء آسمان تا چهل روز در هنگام طلوع و غروب خورشید سرخ بوده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ المیزان» جچ۰۱۴ ص ۱۵ ۵- نمونه» ۰۱۳ ص ۱۷ > ۱- نمونهء چ۱۳ ص ۳ ۲- پیشین» ص۶ ۳ پیشین» ص ۱۴ > ۴ المیزان» جچ۰۱۴ ص ۱۵ > ۵- نمونهء ج۰۱۳ ص ۱۷ > ۶- المیزان» ۰۱۴ ص ۲۶ و اطیبالبیان» جچ۸» ص ۴۲۰ > ٣- پیشین، ص ١٣ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِى غُلَٰمٌ وَكَانَتِ ٱمْرَأَتِى عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ ٱلْكِبَرِ عِتِيًّا﴿٨﴾
19:8 · no commentary for this ayah
قَالَ كَذَٰلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَىَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْـًٔا﴿٩﴾
19:9 · no commentary for this ayah
قَالَ رَبِّ ٱجْعَل لِّىٓ ءَايَةً قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَ لَيَالٍ سَوِيًّا﴿١٠﴾
19:10 · no commentary for this ayah
فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ مِنَ ٱلْمِحْرَابِ فَأَوْحَىٰٓ إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا۟ بُكْرَةً وَعَشِيًّا﴿١١﴾
19:11 · no commentary for this ayah
يَٰيَحْيَىٰ خُذِ ٱلْكِتَٰبَ بِقُوَّةٍ وَءَاتَيْنَٰهُ ٱلْحُكْمَ صَبِيًّا﴿١٢﴾
گرفتن کتاب خدا با قوّت
به احتمال زیادء منظور از «کتاب» در این آیه» تورات یا تورات همراه با سایر کتب پیامبران قبل از یحیی(ع) است؛ زیرا کتابی که در آن زمان مشتمل بر شریعت و احکام الهی بوده تورات بوده است. مراد از گرفتن کتاب با قَوّت نیز محقق کردن معارف و عمل به دستورها و احکام آن با توجه و جدیت است.
وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةً وَكَانَ تَقِيًّا﴿١٣﴾
محبت ویزةٌ خدا به یحیی(ع)
مفسران در این که منظور از این محبت ویژه چیست» نظریات متعددی بیان کردهاند. بعضی گفتهاند که منظور نبوت و ولایتی است که خدا به او بخشید؛ چنان که در ید ۲۸ سورةٌ هود از قول نوح(ع) میخوانیم: «و از نزد خودش رحمتی به من داده باشد» [روشن است که منظور او اعطای نوت از سوی خداوند به وی است|. همچنین گفته شده که منظور این بود که هیچ کس او را نمیدید مگر این که دوستدار او میگشت؛ چنان که در بارةٌ موسی(ع) نیز (طه - ۳۹) میخوانیم: «و من محبتی از خودم بر تو افکندم» [و در آنجا هم گفتهاند که منظور ایجاد محبت موسی در دلهای دیگران است|. همچنین گفتهاند که منظور از آن محبت ویژه» مهر و محبت او نسبت به دیگران بود. او با مردم مهربان بود و خیرخواه نان بود و آنها را به سوی خدا هدایت میکرد و ایشان را به توبه امر مینمود. اما از خود آیه استفاده میشود که بین خداوند و یحیی کشش و رابطةٌ خاصی وجود داشته که خدا او را به این صفت ستوده است. در روایتی از امام باقر(ع) میخوانیم: یا یحیی»»آ «محبت ویژَةٌ خدا به بحبی اینگونه بود که او هرگاه میگفت «یا رب»» خداوند در جوایش میفرمود: «لیبیک
وَبَرًّۢا بِوَٰلِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّا﴿١٤﴾
19:14 · no commentary for this ayah
وَسَلَٰمٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا﴿١٥﴾
وحشتناکترین مراحل زندگی انسان
از امام رضا(ع) روایت شده است: «وحشتناکترین مراحل زندگی انسان, سه مرحله است: آن روز که متولد میشود و چشمش به دنیا میافتد؛ آن روز که میمیرد و آخرت و اهل آن را میبیند؛ آن روز که برانگیخته میشود و احکام و قوانینی را میبیند که در این جهان حکمفرما نبود. خداوند. سلامت را در این سه مرحله شامل حال یحیی کرد و او را در برابر وحشتها امنیت و آرامش داد و فرمود: «و سلام علیه...».»
وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ مَرْيَمَ إِذِ ٱنتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا﴿١٦﴾
19:16 · no commentary for this ayah
فَٱتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَآ إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا﴿١٧﴾
روح
تقریباً همه مفسران معروف» «روح» را در اینجا به جبرئیل تفسیر کردهاند؛ اما در این که چرا از جبرئیل به روح تعبیر شده» گفتهاند که اوء هم موجودی روحانی است و هم وجودی است حیاتبخش؛ چرا که حامل رسالت الهی به پیامبران است که احیاکنندة همةٌ انسانهای لایق است. اضافة روح به خدا (روح ما دلیل بر عظمت و شرافت این روح است.
قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا﴿١٨﴾
19:18 · no commentary for this ayah
قَالَ إِنَّمَآ أَنَا۠ رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَٰمًا زَكِيًّا﴿١٩﴾
19:19 · no commentary for this ayah
قَالَتْ أَنَّىٰ يَكُونُ لِى غُلَٰمٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِى بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا﴿٢٠﴾
19:20 · no commentary for this ayah
قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَىَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُۥٓ ءَايَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا﴿٢١﴾
19:21 · no commentary for this ayah
فَحَمَلَتْهُ فَٱنتَبَذَتْ بِهِۦ مَكَانًا قَصِيًّا﴿٢٢﴾
19:22 · no commentary for this ayah
فَأَجَآءَهَا ٱلْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ ٱلنَّخْلَةِ قَالَتْ يَٰلَيْتَنِى مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا﴿٢٣﴾
چرا مریم از خدا تقاضای مرگ کرد؟
تقاضای مرگ از خدا کار درستی نیست؛ ولی گاه در زندگی انسان حوادث سختی روی میدهد که طعم مرگ در ذائْقَةٌ او شیرینتر از زندگی میشود. مریم نیز در آن لحظات در فکرش این تصور بود که تمام آبرو و حیئیتش در برابر مردم بیخرد با تولد این فرزند به خطر خواهد افتاد. پس ارزو کرد که کاش میمرد و به کلی فراموش میشد. این خود دلیل بر آن است که او عفت و پاکدامنی را حتی از جانش بیشتر دوست میداشت و برای آبروی خود ارزشی بیش از حیات خود قائّل بود. این افکار اما در ذهن و وجود مریم دیری نپایید و با دیدن دو معجزة الهی» از وجودش زدوده شد.
فَنَادَىٰهَا مِن تَحْتِهَآ أَلَّا تَحْزَنِى قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا﴿٢٤﴾
19:24 · no commentary for this ayah
وَهُزِّىٓ إِلَيْكِ بِجِذْعِ ٱلنَّخْلَةِ تُسَٰقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا﴿٢٥﴾
خرما؛ بهترین غذای زن باردار
از پیامبر اسلام(ص) روایت شده است: «باید اولین چیزی که زن پس از وضع حمل میخورد. رطب باشد؛ خداوند بزرگ [پس از وضع حمل مریم] به او فرمود: «و این تنة نخل را به طرف خود تکان ده تا رطب تازهای بر تو فرو ریزد».» از پارهای از روایات استفاده میشود که بهترین غذای زن باردار و داروی اوء رطب است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۰۱۴ ص ۱۸ > ۱- المیزان» ۰۱۴ ص ۱۸ ۲- پیشین» ص ۲۶ ۳ نمونهء ۰۱۳ ص ۲۷ > ۲- پیشین» ص ۲۶ > ٥ - پیشین، ص ٣٣ > ۳ نمونهء ج۱۳ ص ۲۷ > ۶- پیشین» ص ۴۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
فَكُلِى وَٱشْرَبِى وَقَرِّى عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ ٱلْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِىٓ إِنِّى نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ ٱلْيَوْمَ إِنسِيًّا﴿٢٦﴾
روزةٌ سکوت و سکوت در روزه
ظاهر این آیه نشان میدهد که مریم به خاطر مصلحتی مأمور به سکوت بود و به فرمان خدا از سخن گفتن در مدتی خاص خودداری کرد تا نوزادش عیسی لب به سخن بگشاید و از پاکی او دفاع کند که این از هر جهت موثرتر و گیراتر بود؛ اما از تعبیر آیه چنین بر میآید که نذر سکوت برای آن قوم و جمعیت» کار شناختهشدهای بوده و به همین دلیلء برای این کار بر او ایراد نگرفتند؛ هرچند این نوع روزه در اسلام مشروع نیست. از امام زینالعابدین(ع) چنین نقل شده که «روزةٌ سکوت حرام است». این به خاطر تفاوت شرایط آن زمان با زمان ظهور اسلام است. البته یکی از آداب روزة کامل در اسلام این است که انسان به هنگام روزه گرفتن زبان خود را از آلودگی به گناه و مکروهات حفظ کند و چشم خود را نیز از هرگونه آلودگی برگیرد؛ چنان که در حدیثی از امام صادق(ع) میخوانیم: «روزه تنها [خودداری] از خوردنی و نوشیدنی نیست. مریم گفت: «من برای خدای رحمان روزهای نُذر کردهام»؛ و منظورش سکوت بود. بنابر این (هنگامی که روزه هستید) زبان خود را حفظ کنید. دیدگان خود را از آنچه گناه است. بر بندید. نسبت به یکدیگر حسد نداشته باشید و نزاع نکنید.»!
فَأَتَتْ بِهِۦ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُۥ قَالُوا۟ يَٰمَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْـًٔا فَرِيًّا﴿٢٧﴾
19:27 · no commentary for this ayah
يَٰٓأُخْتَ هَٰرُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ ٱمْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا﴿٢٨﴾
مریم؛ خواهر هارون!
این که آنها گفتند «ای خواهر هارون» موجب تفسیرهای گوناگونی در میان مفسران شده است؛ اما آنچه صحیحتر به نظر میرسدء این است که هارون» مرد پاک و صالحی بود؛ آنچنان که در میان بنیاسرائیل ضربالمثل شده بود که هرکس را میخواستند به پاکی معرفی کنندء میگفتند: او برادر یا خواهر هارون است. این معنی در حدیث کوتاهی از پیامبر(ص) نیز نقل شده است. در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است که در میان بنیاسرائیل معمول بوده که افراد نیک را به پیامبران و صالحان نسبت میدادند.
فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا۟ كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِى ٱلْمَهْدِ صَبِيًّا﴿٢٩﴾
19:29 · no commentary for this ayah
قَالَ إِنِّى عَبْدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِىَ ٱلْكِتَٰبَ وَجَعَلَنِى نَبِيًّا﴿٣٠﴾
عیسی(ع)؛ بندةٌ خدا
حضرت عیسی(ع) سخن خود را با اقرار به عبودیتش نسبت به خدا آغاز و با فرمان به پرستش او (أیةُ ۳۶) تمام کرد تا از غلو غلوکنندگان در بارة خود و نسبت خدایی دادن به خویش جلوگیری کند. با این حال، همان کونه که آیة ٣٧ می فرماید، بعد از او، کروه هایی از میان پیروان او اختلاف کردند و او را خدا یا فرزند خدا خواندند.
وَجَعَلَنِى مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَٰنِى بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ مَا دُمْتُ حَيًّا﴿٣١﴾
سفارش به نماز
روایت شده شخصی از امام صادق(ع) از بهترین وسیلهها برای نزدیک شدن به خدا و محبوبترین آنها نزد خدا پرسش کرد. امام فرمود: «من بعد از شناخت خدا چیزی بهتر از نماز سراغ ندارم. مگر نمیبینی که بندةٌ صالح حضرت عیسی بن مریم(ع) میگوید: «و اوصانی بالصلاة...»؟»
وَبَرًّۢا بِوَٰلِدَتِى وَلَمْ يَجْعَلْنِى جَبَّارًا شَقِيًّا﴿٣٢﴾
مقام مادر
گرچه حضرت مسیح(ع) به فرمان ناف پروردگار از مادر و بدون پدر تولد یافت» همین اندازه که در این آیه» نیکوکاری به مادر را از افتخارات خود برشمرده» دلیل روشنی بر اهمیت مقام مادر است. در این زمینه» روایات فراوانی وارد شده تا مسلمانان نه تنها در سخن بلکه در مقام عمل نیز در این باره بکوشند. در حدیتی از امام صادق(ع) میخوانیم: مردی نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: ای پیامبر» به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: «به مادرت.» عرض کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: «به مادرت.» عرض کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: «به مادرت.» در چهارمین بار که این سوّال را تکرار کرد»ء حضرت فرمود: «به پدرت.» در حدیث دیگری میخوانیم: جوانی نزد پیامبر(ص) برای شرکت در جهاد (آنگاه که جهادء واجب عینی نبود) آمد. پیامبر(ص) فرمود: «آیا مادر داری؟» عرض کرد: آری. حضرت فرمود: «در خدمت مادرت باش که بهشت زیر پای مادران است.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ کافی, چ۳. ص ۲۶۴ ۵ نمونه چ۳ ص ۵۶ > ۴ کافی, ج۳, ص ۲۶۴ > ۱- نمونه, چ۱۳, ص ۴۵ ۲- پیشین» ص ۵۱ ۳ المیزان» ج۱۴ ص ۴۶ و نمونهء چ۱۳ ص ۶۹ > ۵ نمونه چ۰۱۳ ص ۵۶ > ۳ المیزان» وود ص ۴۶ و نمونه» ۱۳ ص ۶۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, al-Kāfī.
وَٱلسَّلَٰمُ عَلَىَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا﴿٣٣﴾
19:33 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكَ عِيسَى ٱبْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ ٱلْحَقِّ ٱلَّذِى فِيهِ يَمْتَرُونَ﴿٣٤﴾
19:34 · no commentary for this ayah
مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَٰنَهُۥٓ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴿٣٥﴾
19:35 · no commentary for this ayah
وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَٰذَا صِرَٰطٌ مُّسْتَقِيمٌ﴿٣٦﴾
19:36 · no commentary for this ayah
فَٱخْتَلَفَ ٱلْأَحْزَابُ مِنۢ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴿٣٧﴾
19:37 · no commentary for this ayah
أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَٰكِنِ ٱلظَّٰلِمُونَ ٱلْيَوْمَ فِى ضَلَٰلٍ مُّبِينٍ﴿٣٨﴾
19:38 · no commentary for this ayah
وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ ٱلْحَسْرَةِ إِذْ قُضِىَ ٱلْأَمْرُ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ﴿٣٩﴾
روزی که مرگ را میکُشند
از رسول خدا(ص) روایت شده است: «چون اهل بهشت وارد بهشت و اهل دوزخ وارد دوزخ شوند. کسی صدا میزند: ای اهل بهشت! سپس بانگ دیگری میزند: ای اهل آتش! پس هر دو گروه به صاحب صدا توجه میکنند. آنگاه مرگ را بهصورت گوسفندی سیاه و سفید میآورشد. آن صدازننده میگوید: آیا مرگ را میشناسید؟ میگویند: این است. این است. و همه او را میشناسند. پس آن شخص, آن گوسفند را سر میبُرد و بهشتیان را صدا میزند که دیگر مرگی ندارید و جاودانه در بهشت خواهید بود و دوزخیان را نیز صدا میزند که دیگر مرگی ندارید و در آتش جاودانه خواهید ماند. خداوند در این باره میفرماید: «و انذرهم یوم الحسرة»» در ادامة روایت از حضرت امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده است: «پس بهشتیان آنقدر خوشحال میشوند که اگر در آن روز مرگی برای کسی بود. بیشک از خوشحالی میمردند و دوزخیان آنقدر دچار حسرت میشوند که اگر در آن روز مرگی بود. بیشک میمردند.»!
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ ٱلْأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ﴿٤٠﴾
19:40 · no commentary for this ayah
وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِبْرَٰهِيمَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا﴿٤١﴾
19:41 · no commentary for this ayah
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِى عَنكَ شَيْـًٔا﴿٤٢﴾
پدر ابراهیم که بود؟
کسی که ابراهیم(ع) در این آیات او را پدر صدا میزند و طبق أَیةٌ ۷۴ سورة انعام» «آزر» نام داشتهء پدر حقیقی او نبوده است؛ بلکه عمو یا پدربزرگ مادری وی یا شوهر مادرش بوده که بعد از درگذشت پدر ابراهیم با او ازدواج کرده بود (برای اطلاع بیشتر به توضیح آیة ۷۴ سورةٌ انعام مراجعه فرمایید).
يَٰٓأَبَتِ إِنِّى قَدْ جَآءَنِى مِنَ ٱلْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَٱتَّبِعْنِىٓ أَهْدِكَ صِرَٰطًا سَوِيًّا﴿٤٣﴾
19:43 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَبَتِ لَا تَعْبُدِ ٱلشَّيْطَٰنَ إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ كَانَ لِلرَّحْمَٰنِ عَصِيًّا﴿٤٤﴾
شیطان را مپرست
روشن است که در اینجا منظور از عبادت» سجده کردن و نماز و روزه برای شیطان است. نقل شده است: کسی که به سخن سخنگویی گوش فرا دهد (از روی تسلیم و رضا) او را پرستش کرده. اگر این سخنگو از سوی خدا سخن گویدء شنونده خدا را پرستیده و اگر از سوی ابلیس سخن گوید. ابلیس را عبادت کرده
يَٰٓأَبَتِ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَٰنِ وَلِيًّا﴿٤٥﴾
19:45 · no commentary for this ayah
قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ ءَالِهَتِى يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَٱهْجُرْنِى مَلِيًّا﴿٤٦﴾
19:46 · no commentary for this ayah
قَالَ سَلَٰمٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّىٓ إِنَّهُۥ كَانَ بِى حَفِيًّا﴿٤٧﴾
سلام ابراهیم(ع) بر آزر!
این سلام ممکن است تودیع و خداحافظی باشد که با گفتن آن و چند جملة بعد ابراهیم پدرش آزر را ترک گفت. شاید هم سلامی باشد که برای ترک دعوا گفته میشود؛ همانگونه که در ی ۵۵ سورةٌ قصص میخوانیم: «و هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند. از آن روی میگردانند و میگویند: اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان؛ سلام ما بر شما (سلام وداع)؛ ما هواخواهان جاهلان نیستیم.» این احتمال نیز وجود دارد که منظور از سلام در این آیه» وعدةٌ امنیت و سلامت باشد؛ چرا که آزر ابراهیم را به مرگ تهدید کرد؛ اما او در مقابل به آزر وعدهٌ امنیت و سلامت داد. این اخلاق بزرگواران است که در مقابل برخورد جاهلانةٌ افراد نادان» مقابلةٌ به مثل نمیکنند؛ بلکه با بزرگواری به آنها پاسخ میگویند؛ چنان که آَیة ۳ سورهٌ فرقان میفرماید: «بندگان (خاص خداوند) رحمان کسانی هستند که... هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند) به آنها سلام میگویند و با بیاعتنایی و بزرگواری میگذرند.»
به زودی برایت تقاضای عفو میکنم
علت این که ابراهیم به آزر مشرک وعده داد که از خدا برای او تقاضای عفو کندء این بود که تا آن زمان ابراهیم امید داشت که آزر ایمان بیاورد و هنوز از هدایت او مأیوس نشده بود؛ اما همین که برای او روشن شد که زر دشمن خداست و ایمان نخواهد آورد» از وی بیزاری جست؛ چنان که در أَیِةُ ۱۱۴ سورة توبه به این نکته اشاره شده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ پیشین» ص ۸۴ ۵ و ۶-المیزان» ج۳ ص ۵۹ > ۴- پیشین» ص ۸۴ > ٢- بِیشین، ص عه > ۵ و ۶ -المیزان» ج۰۱۳ ص ۵٩۹ > ۳ نمونه ج۱۳ ص ۷۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَأَدْعُوا۟ رَبِّى عَسَىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّى شَقِيًّا﴿٤٨﴾
19:48 · no commentary for this ayah
فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا﴿٤٩﴾
19:49 · no commentary for this ayah
وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا﴿٥٠﴾
19:50 · no commentary for this ayah
وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ مُوسَىٰٓ إِنَّهُۥ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا﴿٥١﴾
19:51 · no commentary for this ayah
وَنَٰدَيْنَٰهُ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ ٱلْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَٰهُ نَجِيًّا﴿٥٢﴾
19:52 · no commentary for this ayah
وَوَهَبْنَا لَهُۥ مِن رَّحْمَتِنَآ أَخَاهُ هَٰرُونَ نَبِيًّا﴿٥٣﴾
19:53 · no commentary for this ayah
وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِسْمَٰعِيلَ إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ ٱلْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا﴿٥٤﴾
اسماعیل صادق الوعد
طبق روایاتی که از اهل بیت(ع) نقل شده» منظور از اسماعیل در این یه فرزند حضرت ابراهیم(ع) نیست؛ بلکه یکی از پیامبران خدا به نام «اسماعیل بن حزقیل» است. در روایتی از امام رضا(ع) در خطاب به یکی از اصحاب میخوانیم: «آیا میدانی چرا اسماعیل صادقالوعد نامیده شده است؟» راوی عرض کرد: نمیدانم. حضرت فرمود: «با مردی وعده کرده بود. در موعد در آنجا حاضر شد (آن شخص بر سر قرار نیامد)؛ اما اسماعیل تا یکسال به انتظار آن شخص ماند.» بدیهی است که منظور این نیست که اسماعیل کار و زندگیاش را تعطیل کرد؛ بلکه در عین ادامة برنامههایش» مراقب آمدن شخص مزبور نیز بود.
وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُۥ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِۦ مَرْضِيًّا﴿٥٥﴾
لزوم شروع تبلیغ دین از خانواده
نخستین مرحله برای تبلیغ رسالت» شروع از خانوادٌ خویشتن است که از همه به انسان نزدیکترند. به همین دلیل» پیامبر اسلام(ص) نیز دعوت خود را از خدیجه - همسر گرامیاش - و علی(ع) - پسر عمویش - شروع کرد و سپس طبق فرمان «و انذر عشیرتک الاقربین» در آَیة ۴ سور شعراء به بستگان نزدیکش پرداخت. در آَیةٌ ۱۳۲ سورةٌ طه نیز میخوانیم: «خانوادةٌ خود را به نماز دعوت کن و بر انجام نماز شکیبا باش.»
وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِدْرِيسَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا﴿٥٦﴾
ادریس(ع)
ادریس» طبق نقل بسیاری از مفسران» جد پدر نوح است. نام او در تورات» «اخنوخ» و در عربی «ادریس» است که بعضی آن را از مادة «درس» میدانند؛ زیرا او اولین کسی بود که با قلم خط نوشت. او علاوه بر مقام نبوتء» به علم نجوم و حساب و هیئت احاطه داشت و نخستین کسی بود که طرز دوختن لباس را به انسانها آموخت.
وَرَفَعْنَٰهُ مَكَانًا عَلِيًّا﴿٥٧﴾
19:57 · no commentary for this ayah
أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِن ذُرِّيَّةِ ءَادَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْرَٰٓءِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَٱجْتَبَيْنَآ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُ ٱلرَّحْمَٰنِ خَرُّوا۟ سُجَّدًا وَبُكِيًّا﴿٥٨﴾
19:58 · no commentary for this ayah
فَخَلَفَ مِنۢ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّبَعُوا۟ ٱلشَّهَوَٰتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا﴿٥٩﴾
نکوهش تجمل گرایی
از امام علی(ع) روایت شده است: «پیرو شهوات» کسی است که ساختمان محکم (و اشرافی) بسازد و مرکبی را سوار شود که چشمهای مردم را خیره کند و لباس انگشتنما بپوشد.» البته باید توجه داشت که این حدیثء مصداق روشنی از آّیه را نشان میدهد و مفهوم آن را محدود نمیکند.
إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحًا فَأُو۟لَٰٓئِكَ يَدْخُلُونَ ٱلْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْـًٔا﴿٦٠﴾
19:60 · no commentary for this ayah
جَنَّٰتِ عَدْنٍ ٱلَّتِى وَعَدَ ٱلرَّحْمَٰنُ عِبَادَهُۥ بِٱلْغَيْبِ إِنَّهُۥ كَانَ وَعْدُهُۥ مَأْتِيًّا﴿٦١﴾
19:61 · no commentary for this ayah
لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَٰمًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا﴿٦٢﴾
هدایای ممتازی که صبح و شب به بهشتیان اهدا می گردد
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «برای بهشتیان هدایای جالب و ارزشمندی از سوی خداوند. همزمان با اوقاتی که در دنیا نماز میخواندشد. میرسد.» از این حدیث استفاده میشود که این هدایای ممتاز که به هیچوجه نمیتوان ماهیت آن را حتی با حدس و تخمین بیان کرد. نعمتهایی بسیار ارزشمند است که علاوه بر نعمتهای معمول بهشتی» صبح و شام به آنها اهدا میگردد. شاید بتوان از این تعبیر استفاده کرد که زندگی بهشتیان یکنواخت نیست؛ بلکه هر صبح و شام» لطف تازهای شامل حالشان میشود و آنها با مرکبی که از اعتقادات پاک و اعمال صالحشان در دنیا فراهم کردهاند» سیر تکاملی خویش را در آنجا ادامه خواهند داد *
تِلْكَ ٱلْجَنَّةُ ٱلَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا﴿٦٣﴾
وارثان منزلگاههای کافران در بهشت
«ارث» از نظر لغت به معنای تملیک است و منحصر به انتقال مالی از میت به بازماندگان نیست. در حدیثی از پیامبر(ص) میخوانیم: «هر کس بدون استثنا منزلگاهی در بهشت و منزلگاهی در دوزخ دارد. کافران» منزلگاه دوزخی موّمنان را به ارث میبرند (و تملیک میکنشد) و موْمنان جایگاه بهشتی کافران را»
وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُۥ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَٰلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا﴿٦٤﴾
فرشتةٌ وحی جز به فرمان خدا فرود نمیآید
گرچه شأن نزولهایی برای این آیه و یه بسد نقل کردهاند. به نظر میرسد که گویی خداوند پس از نزول ۶۳ آیة پیش توسط فرشتةٌ وحی بر پیامبر» به آن فرشته فرموده که به پیامبر(ص) بگو من این سخنان را از خودم نگفتم و این سخنان کلام خداست و من جز به فرمان خدایی که پروردگار آسمان و زمین است» فرود نمیایم؛ پس باید او را بپرستی؛ چون مثل و مانندی برای او نیست. بنابر این آّیه به ظاهر سخن فرشتةٌ وحی اما در حقیقت پیام خداوند است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۰۱۴ ص ۶۴ ۲ نمونهءج ۰۱۲۳ ص ۹۵ ۳-پیشین» ص ۹۶ > ۴ پیشین» ص ۱۰۲ ۵ المیزان» ج۰۱۴ ص ۸۰ ۶- نمونهء چ۱۳ ص ۱۰۷ > ۷ پیشین» ص ۱۰۸ ۸-المیزان» ج۰۱۴ ص ۸۱ > ۲ نمونهءج ۰۱۳ ص ۹۵ > ۵- المیزان» ج۰۱۴ ص ۸۰ > ۸- المیزان» چ۰۱۴ ص ۸۱ > ۳ پیشین» ص ۹۶ > ۶- نمونهء چ۸۱۳ ص ۱۰۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَٱعْبُدْهُ وَٱصْطَبِرْ لِعِبَٰدَتِهِۦ هَلْ تَعْلَمُ لَهُۥ سَمِيًّا﴿٦٥﴾
19:65 · no commentary for this ayah
وَيَقُولُ ٱلْإِنسَٰنُ أَءِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا﴿٦٦﴾
19:66 · no commentary for this ayah
أَوَلَا يَذْكُرُ ٱلْإِنسَٰنُ أَنَّا خَلَقْنَٰهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْـًٔا﴿٦٧﴾
19:67 · no commentary for this ayah
فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَٱلشَّيَٰطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا﴿٦٨﴾
همنشینی کافوان با شیاطین
در این که چرا فرموده «آنها را همراه با شیاطین محشور میکنیم» گفتهاند که آنها بر اثر بیایمانی در دنیاء تحت ولایت و سرپرستی شیاطین قرار گرفته بودند و به همین دلیل در آخرت با سرپرستانشان محشور میشوند؛ چنان که در آیةٌ ۲۷ سورة اعراف آمده است: «ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادهایم که ایمان نمیآورند.» شاید هم بدین دلیل باشد که شیاطین در دنیا همنشین آنها بودهاند و در آخرت نیز با هم خواهند بود؛ همانطور که در آَیة ۳۶ سورةٌ زخرف میخوانیم: «و هرکس از یاد خدا رویگردان شود. شیطانی را به سراغ او میفرستیم. پس همواره قرین اوست.»
ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحْمَٰنِ عِتِيًّا﴿٦٩﴾
19:69 · no commentary for this ayah
ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِٱلَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا﴿٧٠﴾
19:70 · no commentary for this ayah
وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا﴿٧١﴾
همه وارد جهنم می شوند!
بیشتر مفسران در تفسیر این ایات کَفته اند که همه انسانها، نیک و بد، بدون استثنا وارد جهنم میشوند؛ منتها دوزخ بر نیکان» سرد و سالم خواهد بود؛ همانگونه که آتش نمرود بر ابراهیم سرد شد؛ چرا که آتش با آنان سنخیت ندارد؛ ولی دوزخیان که با آتش دوزخ تناسب دارند» همجون مادهة آتش گیر فوراً شعلهور میشوند. در روایتی میخوانیم که شخصی از جابر بن عبداله انصاری دربارة این آیه پرسید. جابر با دو انگشت به دو گوشش آشاره کرد و گفت: مطلبی با این دو گوش خود از پیامبر(ص) شنیدم که اگر دروغ بگویم» هر دو کر باد. فرمود: «ورود در این آیه به معنای داخل شدن است. هیچ نیکوکار و بدکاری نیست مگر اینکه داخل جهنم میشود. آتش در برابر موْمنان, سرد و سالم خواهد بود؛ همانگونه که بر ابراهیم(ع) بود؛ تا انجا که آتش - یا جهنم -از شدت سردی فریاد میکشد. سپس خداوند پرهیزگاران را رهایی میبخشد و ظالمان را ذلیلانه در آن رها میکند.» در حدیث دیگری از پیامبر(ص) میخوانیم: «روز قیامت, آتش به فرد باایمان میگوید: زودتر از من بگذر که نورت شعلةٌ مرا خاموش کرد.» تعبیر پرمعنایی که در بارةٌ پل صراط در روایات آمده که این پل بر روی جهنم کشیده شده» از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است نیز شاهد و گواه دیگری بر این تفسیر است. اما حکمت الهی این کار چیست و آیا موّمنان از این کار آزار و عذابی نمیبینند؟ در پاسخ باید گفت که مشاهدةٌ دوزخ و عذابهای آن» طعم نعمات بهشتی را دوچندان میکند؛ زیرا موّمنان خواهند دید که از چه مهلکهای رها شدهاند. بهعلاوهء آنها چنان سریع و قاطع از آتش میگذرند که کمترین اثری در آنها نمیتواند داشته باشد. در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است: «مردم همگی وارد آتش دوزخ میشوند. سپس برحسب اعمالشان از آن بیرون میآیند؛ بعضی همچون برق, گروهی کمتر از آن همچون گذشتن تند باد, برخی همچون دویدن شدید اسب؛ برخی همچون سوار معمولی, بعضی همچون پیادهای که تند میدود و برخی همچون کسی که معمولی راه میرود.»
ثُمَّ نُنَجِّى ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوا۟ وَّنَذَرُ ٱلظَّٰلِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا﴿٧٢﴾
همه وارد جهنم می شوند!
بیشتر مفسران در تفسیر این ایات کَفته اند که همه انسانها، نیک و بد، بدون استثنا وارد جهنم میشوند؛ منتها دوزخ بر نیکان» سرد و سالم خواهد بود؛ همانگونه که آتش نمرود بر ابراهیم سرد شد؛ چرا که آتش با آنان سنخیت ندارد؛ ولی دوزخیان که با آتش دوزخ تناسب دارند» همجون مادهة آتش گیر فوراً شعلهور میشوند. در روایتی میخوانیم که شخصی از جابر بن عبداله انصاری دربارة این آیه پرسید. جابر با دو انگشت به دو گوشش آشاره کرد و گفت: مطلبی با این دو گوش خود از پیامبر(ص) شنیدم که اگر دروغ بگویم» هر دو کر باد. فرمود: «ورود در این آیه به معنای داخل شدن است. هیچ نیکوکار و بدکاری نیست مگر اینکه داخل جهنم میشود. آتش در برابر موْمنان, سرد و سالم خواهد بود؛ همانگونه که بر ابراهیم(ع) بود؛ تا انجا که آتش - یا جهنم -از شدت سردی فریاد میکشد. سپس خداوند پرهیزگاران را رهایی میبخشد و ظالمان را ذلیلانه در آن رها میکند.» در حدیث دیگری از پیامبر(ص) میخوانیم: «روز قیامت, آتش به فرد باایمان میگوید: زودتر از من بگذر که نورت شعلةٌ مرا خاموش کرد.» تعبیر پرمعنایی که در بارةٌ پل صراط در روایات آمده که این پل بر روی جهنم کشیده شده» از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است نیز شاهد و گواه دیگری بر این تفسیر است. اما حکمت الهی این کار چیست و آیا موّمنان از این کار آزار و عذابی نمیبینند؟ در پاسخ باید گفت که مشاهدةٌ دوزخ و عذابهای آن» طعم نعمات بهشتی را دوچندان میکند؛ زیرا موّمنان خواهند دید که از چه مهلکهای رها شدهاند. بهعلاوهء آنها چنان سریع و قاطع از آتش میگذرند که کمترین اثری در آنها نمیتواند داشته باشد. در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است: «مردم همگی وارد آتش دوزخ میشوند. سپس برحسب اعمالشان از آن بیرون میآیند؛ بعضی همچون برق, گروهی کمتر از آن همچون گذشتن تند باد, برخی همچون دویدن شدید اسب؛ برخی همچون سوار معمولی, بعضی همچون پیادهای که تند میدود و برخی همچون کسی که معمولی راه میرود.»
وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٍ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَىُّ ٱلْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَّقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا﴿٧٣﴾
فخرفروشی به خاطر ثروت
از آن رو که معیار ارزش در جامعه جاهلی آن زمان و هر جامعةٌ جاهلی دیگر»ء زر و زیور و پول و مقام و شکل ظاهر بودء ثروتمندان ستمکاری همچون نضر بن حارث» بر گروه موّمنان فقیر که نخستین و وفادارترین گروهی بودند که به پیامبر ایمان آوردنده فخر فروشی کرد» میگفتند: نشانة شخصیت ما با ما است و نشانةٌ بیشخصیتی شما همان فقر و محرومیتتان استء» و این خود دلیل بر حقانیت ما و حقانیت نداشتن شماست. در روایات میخوانیم که این گروه اشرافی» زیباترین لباسهایشان را میپوشیدند و خود را زینت میکردند, جلوی یاران رسول خدا(ص) راه میرفتند و نگاه تمسخرآمیز به آنها میکردند.
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَٰثًا وَرِءْيًا﴿٧٤﴾
19:74 · no commentary for this ayah
قُلْ مَن كَانَ فِى ٱلضَّلَٰلَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ ٱلرَّحْمَٰنُ مَدًّا حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوْا۟ مَا يُوعَدُونَ إِمَّا ٱلْعَذَابَ وَإِمَّا ٱلسَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضْعَفُ جُندًا﴿٧٥﴾
مجازات پنهان
این آیه به یکی از مجازاتهای الهی که در بعضی از آیات قرآأن» «استدراج» گفته شده» اشاره دارد. گاهی خداوندء انسانهای بیایمان و کافرپیشه را برای مجازات چنان در نعمت غرق میکند و به آنها مهلت میدهد که بهکلی خدا و آیات او را فراموش میکنند و دیگر هیچ روزنةٌ امیدی برای ایمان آنها باقی نمیماند و آنها دیگر به اختیار خود ایمان نمیآورند؛ مگر این که عذاب الهی را در دنیا یا آخرت ببینند که در آن صورت ایمانشان از روی ناچاری خواهد بود و ارزشی نخواهد داشت. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۰۱۴ ص ۸۷ > ۴ پیشین» ص ۱۳۴ > ۲- نمونه ج ۱۳ ص ۱۱۸ > ۱- المیزان» ج۰۱۴ ص ۸۷ ۲ نمونه ج ۰۱۳ ص ۱۱۸ ۳ پیشین» ص ۱۲۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَيَزِيدُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱهْتَدَوْا۟ هُدًى وَٱلْبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَّرَدًّا﴿٧٦﴾
19:76 · no commentary for this ayah
أَفَرَءَيْتَ ٱلَّذِى كَفَرَ بِـَٔايَٰتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالًا وَوَلَدًا﴿٧٧﴾
ار تداد به خاطر ثروتمند شدن
در چند آَیةٌ پیش» از فخرفروشی کافران دنیادار بر موْمنان فقیر سخن به میان آمد. از سیاق آّیات استفاده میشود که برخی از موژمنان سستعقیده یا کسانی که در آستانةُ ایمان آوردن بودند, تحت تأثیر سخنان کافران قرار میگرفتند و به خیال اینکه ثروتمند شدن با کفرء و در مقابل» فقر با یمان ارتباط مستقیم داردء کافر میشدند. خداوند در این آیات با لحن تعجبآمیزی میفرماید آنها چنین ارتباطی را از کجا بهدست آوردهاند. ایا از اسرار غیب مطلع گشتهاند یا نزد خدا عهد و پیمانی دارند که چنین محکم میگویند که ثروتمند خواهند شد؟ سپس اضافه میفرماید که ما تمام ثروتش را از او خواهیم گرفت و او را تک و تنها همراه با اعتقاد کفرآمیزش محشور خواهیم کرد و بهخاطر آن عقیدةٌ فاسدء او را پیوسته عذاب خواهیم کرد.
أَطَّلَعَ ٱلْغَيْبَ أَمِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحْمَٰنِ عَهْدًا﴿٧٨﴾
19:78 · no commentary for this ayah
كَلَّا سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُۥ مِنَ ٱلْعَذَابِ مَدًّا﴿٧٩﴾
19:79 · no commentary for this ayah
وَنَرِثُهُۥ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًا﴿٨٠﴾
19:80 · no commentary for this ayah
وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةً لِّيَكُونُوا۟ لَهُمْ عِزًّا﴿٨١﴾
19:81 · no commentary for this ayah
كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا﴿٨٢﴾
بیزاری معبودها از پیروانشان در قیامت
این آیه, اشاره به همان مطلبی است که در آیات ۱۳ و ۱۴ سورةٌ فاطر میخوانیم: «.. کسانی که جز او میخوانید (و میپرستید)... روز قیامت. شرک (و پرستش) شما را منکر میشوند» همچنین در [. سورة احقاف میخوانیم: «هنگامی که مردم محشور شوند. این معبودها دشمنان آنها خواهند بود.» البته معبودهایی همجون فرشتکان یا شیاطین و جن که دارای عقل و درکاند، وضعشان روشن است؛ ولی معبودهای بیجان در آن روز ممکن است به فرمان خدا به سخن در آیند و بیزاری خود را از عابدان اعلام کنند. در حدیثی از امام صادق(ع) در ذیل این یه پس از ذکر بیزاری معبودهای مشرکین از آنها در قیامت میخوانیم: «عبادت. تنها سجود و رکوع نیست؛ بلکه حقیقت عبادت. اطاعت این و آن است. هر کس مخلوقی را در معصیت خالق اطاعت کند. او را پرستش کرده است (و سرنوشت او همان سرنوشت مشرکان و بتپرستان است)»
أَلَمْ تَرَ أَنَّآ أَرْسَلْنَا ٱلشَّيَٰطِينَ عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا﴿٨٣﴾
شیاطین؛ مایة عزت یا بدبختی
در آَیةُ ۸(۱» مشرکان علت شرک خود را «کسب عزت از معبودان» بیان می کنند، و از جمله معبودهای ایشان، کَروه جن وشیاطین بودند. این ایه می فرماید شیاطینی که مشرکان آنها را مایة عزت خود میدانستندء مایة ذلت و بدبختیشان هستند؛ چرا که آنها را به شدت به سوی شر و فساد تحریک میکنند و شقاوت ابدی را برایشان به ارمغان میآورند. بدیهی است که تسلط شیاطین بر انسانهاء یک تسلط اجباری نیست؛ بلکه این انسان است که به شیطان اجازهٌ ورود به درون قلب و جان خود را میدهد؛ همانگونه که در یه ۱۰۰ سورةٌ نحل میفرماید: «تسلّط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیدهاند. و آنها که نسبت به او [-خدا] شرک میورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خداء گردن مینهند)»
فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا﴿٨٤﴾
19:84 · no commentary for this ayah
يَوْمَ نَحْشُرُ ٱلْمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحْمَٰنِ وَفْدًا﴿٨٥﴾
19:85 · no commentary for this ayah
وَنَسُوقُ ٱلْمُجْرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرْدًا﴿٨٦﴾
19:86 · no commentary for this ayah
لَّا يَمْلِكُونَ ٱلشَّفَٰعَةَ إِلَّا مَنِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحْمَٰنِ عَهْدًا﴿٨٧﴾
عهد و پیمان؛ شرط شفاعت
به فرمودهٌ این آّیه» یکی از شرایط شفاعتکنندگان این است که دارای عهد باشند. مفسران در تفسیر عهد سخنان متفاوتی گفتهاند؛ اما با توجه به روایات اهل بیت(ع) میتوان گفت که بارزترین مصداق عهد.ء ولایت امیرالموّمنین علی(ع) و پیشوایان بعد از اوست؛ همچنین شهادت به توحید و یکتایی خداوندء شهادت به رسالت حضرت محمد(ص)» شهادت به حق بودن تمام آنچه رهآورد وحی است؛ مانند قرآًن» عترت» معادء بهشت» جهنم» حسابء» میزان درستکاری» شاد کردن دل موّمن و برپاداری نماز با مقدمات و شرایط صحیح و کامل.
وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحْمَٰنُ وَلَدًا﴿٨٨﴾
19:88 · no commentary for this ayah
لَّقَدْ جِئْتُمْ شَيْـًٔا إِدًّا﴿٨٩﴾
19:89 · no commentary for this ayah
تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ ٱلْأَرْضُ وَتَخِرُّ ٱلْجِبَالُ هَدًّا﴿٩٠﴾
متلاشی شدن آسمان و شکافته شدن زمین به چه معناست؟
این جمله, یا اشاره به این است که بر اساس تعبیرات قران، مجموعه عالم هستی دارای نوعی حیات و درک و شعور است (انعام - ٣٨ و اسراء - ٣٣) و این نسبت ناروا (فرزنددار شدن خدا) به ساحت قدس پروردگار همةٌ جهان را در وحشت عمیقی فرو میبرد؛ یا کنایه از زشتی فوقالعادةٌ آن است؛ مثل این که ما در فارسی و در مقابل کار ناپسندی که انجام شودء میگوییم: «گویی اسمان و زمین را بر سر من کوبیدند». > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ۰۱۴ ص ۱۰۲ ۲- نمونهء ۱۳ ص ۱۳۹ ۳ المیزان» ۰۱۴ ص ۱۰۷ > ۴ نمونهء چ۱۳ء ص ۱۳۲ > ۲ نمونهء ۰۱۳ ص ۱۲۹ > ۵ تفسیرموضوعی» ج ۵ ص ۱۲۳ > ۳ المیزان» ج۰۱۴ ص ۱۰۷ > ۶- نمونهء چ۰۱۳ ص ۱۴۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Tafsīr-i Mawḍūʿī.
أَن دَعَوْا۟ لِلرَّحْمَٰنِ وَلَدًا﴿٩١﴾
19:91 · no commentary for this ayah
وَمَا يَنۢبَغِى لِلرَّحْمَٰنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا﴿٩٢﴾
19:92 · no commentary for this ayah
إِن كُلُّ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ إِلَّآ ءَاتِى ٱلرَّحْمَٰنِ عَبْدًا﴿٩٣﴾
19:93 · no commentary for this ayah
لَّقَدْ أَحْصَىٰهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا﴿٩٤﴾
19:94 · no commentary for this ayah
وَكُلُّهُمْ ءَاتِيهِ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فَرْدًا﴿٩٥﴾
19:95 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحْمَٰنُ وُدًّا﴿٩٦﴾
جاذبة ایمان و نیکوکاری
ایمان و عمل صالح؛ جاذبه و کشش فوقالعادهای دارد. اعتقاد به یگانگی خدا و دعوت پیامبران که بازتابش در روح و فکر و گفتار و کردار انسان به صورت اخلاق عالی انسانی» تقوی و پاکی و درستی وامانت و شجاعت وایثار و کذشت تجلی می کند، همجون نیروهای عظیم مغناطیسی، کشنده و رباینده است. حتی افراد ناپاک و آلوده, از پاکان لذت میبرند و از ناپاکانی همچون خود متنفرند. به همین دلیلء هنگامی که میخواهند شریکی انتخاب کنند تأکید دارند که طرف آنها پاک و نجیب و امین و درستکار باشد. این طبیصی است و در حقیقت نخستین پاداشی است که خدا به مومنان و صالحان میدهد که دامنهاش از دنیا به سرای دیگر نیز کشیده میشود. در بسیاری از کتب حدیث و تفسیرء روایات متعددی در شأن نزول این آیه از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که نشان میدهد این آیه در مورد علی(ع) نازل گردیده است. در روایتی نقل شده که رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: «یگو خداونداء برای من عهدی نزد خودت قرار ده و مودّت مرا در دلهای مْمنان بیفکن.» در این هنگام» این آیه نازل گردید. شاید به همین دلیل در روایتی از خود امیرمژمنان علی(ع) چنین نقل شده: «اگر با این شمشیر بر بینی موّمنی زنمء با من دشمنی نخواهد کرد و اگر همةٌ جهان را به کام منافق ریزم که مرا دوست بدارد. دوست نخواهد داشت؛ زیرا پیامبر امّی فرمود: با علی, مْمن» تو را دشمنی نکند و منافق, تو را دوست ندارد.» البته نزول این آیه در مورد علی(ع)» مانع از عمومیت مفهوم آن در مورد همةٌ موّمنان نخواهد بود.!
فَإِنَّمَا يَسَّرْنَٰهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ ٱلْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِۦ قَوْمًا لُّدًّا﴿٩٧﴾
19:97 · no commentary for this ayah
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُم مِّنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًۢا﴿٩٨﴾
19:98 · no commentary for this ayah