Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
الٓمٓ﴿١﴾
3:1 · no commentary for this ayah
ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْحَىُّ ٱلْقَيُّومُ﴿٢﴾
3:2 · no commentary for this ayah
نَزَّلَ عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ ٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ﴿٣﴾
3:3 · no commentary for this ayah
مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ ٱلْفُرْقَانَ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ ذُو ٱنتِقَامٍ﴿٤﴾
3:4 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَخْفَىٰ عَلَيْهِ شَىْءٌ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فِى ٱلسَّمَآءِ﴿٥﴾
3:5 · no commentary for this ayah
هُوَ ٱلَّذِى يُصَوِّرُكُمْ فِى ٱلْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَآءُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ﴿٦﴾
3:6 · no commentary for this ayah
هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ مِنْهُ ءَايَٰتٌ مُّحْكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلْكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٌ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنْهُ ٱبْتِغَآءَ ٱلْفِتْنَةِ وَٱبْتِغَآءَ تَأْوِيلِهِۦ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِى ٱلْعِلْمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ﴿٧﴾
آیات محکم و متشابه
خداوند در این آیه» آیات کتابش را به دو دستةٌ محکم و متشابه تقسیم فرموده است. آیات محکم» آیاتی است که مفهوم آنها به قدری روشن است که جای گفتوگو و بحشی در آنها نیست؛ آیاتی همچون: «قل هو الثه احد» (توحید -۱) یا «لیس کمثله شیء» (شوری - ۱۱) یا آَیةٌ «للذکر مثفل حظ الانئیین» (نساء - ۱۱).... این گونه از آّیات» در قرآن» «امالکتاب» نامیده شده؛ چون اصل و مرجع و مفسّر و توضیحدهندة یات دیگر است. در مقابلء آّیات دیگری وجود دارد که در ابتدا معنای آنها پیچیده و مشکل به نظر میرسد و گاهی احتمالات مختلفی در بارة آن داده میشود؛ مانند: «ید اله فوق ایدیهم» (فتح - ۱۰) یا «و اللّه سمیع علیم» (بقره - ۲۲۴). بدیهی است نه خدا دست دارد و نه گوش؛ بلکه اینها به مفاهیم کلی قدرت و علم الهی اشاره دارد. این آّیات» متشابهات قرآّن هستند که باید برای رفع ابهام آنها به یات محکم رجوع کرد؛ مثلاً وقتی که یه «ید اله فوق ایدیهم» به آَیةٌ «لیس کمئله شیء» برگردانده شودء این نکته فهمیده میشود که منظور از دست خدا، عضوی با مشخصات مخصوص نیست؛ زیرا هیج جیز مثل خدا نیست و به این ترتیب، از این که این توهم در ذهن پدید آید که خدا دست داردء جلوگیری میشود. از امام رضا(ع) روایت شده است: «کسی که آیات متشابه را به آیات محکم باز گرداند. به راه راست هدایت شده است.» این یه نیز یادآوری میکند که یات متشابه دارای تأویل و هدف و معنایی نهایی است؛ یعنی آیاتی در قرآن هست که اسرار و معانی عمیقی دارد؛ منتها افرادی که افکارشان منحرف است و اغراض فاسدی دارنده از پیش خود تفسیر و معنی نادرستی برای آن میسازند و برای اغفال خود یا دیگران» بر آن تکیه میکنند. در شأن نزول این ای حدینی بدین مضمون نقل شده است که گروهی از پهود نزد پیامبر(ص) آمدند و حروف مقَطّعة «الم» را دستاویز خود قرار داده, گفتند: طبق حساب ابجد. الف مساوی یک و لام مساوی ۳۰ و میم مساوی ۴۰ است و به این ترتیب خبر دادهای که دوران بقای امّت تو بیش از ۷۱ سال نیست. پیامبر(ص) برای جلوگیری از این سوء استفاده فرمودند: شما چرا تنها «الم» را محاسبه کردهاید؟ مگر در قرآن «المص» و «الر» و سایر حروف مقطعه نیست؟ چرا همه را محاسبه نمیکنید؟ سپس این آیه نازل شد که در پایان آن میفرماید که تأویل و معنای حقیقی آیات متشابه را کسی جز خدا و راسخان در علم نمیدانند. در روایات بسیاری آمده است که مراد از راسخان در علم» پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) هستند که به تأویل و رموز آیات متشابه آگاهی دارند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «راسخان در علم, ما هستیم و ما تأویل آیات متشابه را میدانیم.» نکتةٌ دیگری که سزاوار توضیح است» این که اصلاً چرا بخشی از یات قرآن» متشابه هستند؟ برای این سوّال, دو پاسخ مهم داده شده است: ۱ الفاظ و عبارات متداول در میان انسانهاء برای نیازمندیهای روزمرة آنها به وجود آمده و به محض اینکه از دایرةٌ زندگی عادی خارج میشوندء نامفهوم میگردند؛ مثلا هنگامی که سخن از پروردگار نامحدود عالم به میان میآید. نارسایی الفاظ کاملاً حس میشود. همین نارساییهاء سرچشمةٌ بخشی از آّیات متشابه است. آیةٌ «ید اه فوق ایدیهم» از این نمونه است که تفسیرش با مراجعه به یات محکم به خوبی درک میشود. ۲- وجود یات متشابه» نیاز شدید مردم به پیامبر(ص) و اوصیای راستین او را به خوبی روشن میکند. این موضوع سبب میشود که مردم به حکم نیاز علمی به سراغ آنها بروند و رهبری آنها را به رسمیت بشناسند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۲» ص ۴۰۸ > ۱- نمونهء ج۰۲ ص ۴۰۸ ۲ اقتباس از نمونهء ج۲» ص ۴۳۰ و اطیبالبیان» ج» ص ۱۱۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ ٱلْوَهَّابُ﴿٨﴾
3:8 · no commentary for this ayah
رَبَّنَآ إِنَّكَ جَامِعُ ٱلنَّاسِ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُخْلِفُ ٱلْمِيعَادَ﴿٩﴾
3:9 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَن تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوَٰلُهُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمْ وَقُودُ ٱلنَّارِ﴿١٠﴾
3:10 · no commentary for this ayah
كَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ﴿١١﴾
3:11 · no commentary for this ayah
قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ﴿١٢﴾
پیشگویی قرآن در بارةٌ مغلوب شدن کافران
در شأن نزول این آیه آمده است که پس از جنگ بدر و پیروزی مسلمانان» جمعی از یهود گفتند: آن پیامبر آَمّی که ما وصف او را در کتاب دینی خود خواندهایم و در جنکَ مغلوب نمی شود، همین بیغمبر است. بعضی دیکَر کَفتند: عجله و شتاب نکنید تا نبرد و واقعه دیکَری واقع شود؛ آنگاه قضاوت کنید. هنگامی که جنگ احد پیش آمد که با شکست ظاهری مسلمانان پایان یافت» گفتند: نه» به خدا سوگند» آن پیامبری که کتاب ما بشارت به او داده, این پیامبر نیست و به دنبال این واقعه نه تنها مسلمان نشدندء بلکه بر خشونت و فاصله گرفتن از پیامبر(ص) و مسلمانان افزودند. حتی پیمانی را که با رسول خدا(ص) در مورد تعرض نکردن به مسلمانان داشتندء پیش از پایان مدت نقض کردند و شصت نفر سوار به اتفاق «کعسب بن اشرف» به سوی مکه رهسپار شدند و با مشرکان برای مبارزه با اسلام همپیمان شدند و به مدینه مراجست کردند. در این هنگام ایة ۱۳ سورةٌ آلعمران نازل شد و این پاسخ دندانشکن را به آنها داد که نتیجه را در پایان کار حساب کنید و بدانید به زودی همگی مغلوب خواهید شد. با توجه به این شأُن نزول و این که آیه بعد از جنگ احد نازل شده که مسلمانان از نظر ظاهرء قدرت و نفوذ خود را از دست داده و دشمنان اسلام با پیوستن به یکدیگر و همپیمان شدن» قدرت و نیروی چشمگیری پیدا کرده بودند» پیشگویی صریح قرآن در بارة پیروزی مسلمانان در آیندهای نزدیک را میتوان از آّیات اعجاز قرآن به شمار آورد؛ زیرا خبری صریح از امور مربوط به آینده در آن است که کاملاً تحقق یافت و مسلمانان در کمتر از ده سال بر دشمنان خود اعم از یهودیان پیمانشکن و مشرکان چیره شدند.
قَدْ كَانَ لَكُمْ ءَايَةٌ فِى فِئَتَيْنِ ٱلْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَٰتِلُ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَأُخْرَىٰ كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْىَ ٱلْعَيْنِ وَٱللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِۦ مَن يَشَآءُ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُو۟لِى ٱلْأَبْصَٰرِ﴿١٣﴾
پیروزی گروه اندک مسلمین با امداد الهی در جنگ بدر
این آیه در بارةٌ چگونگی جنگ بدر نازل شده است. چنان که مفسران گفتهاند» در جنگ بدرء شمار مسلمانان ۳۱۳ نفر بود. نفر آنها از مهاجران و ۲۳۶ نفر آنها از انصار بودند. پرچم مهاجران به دست علی(ع) بود و سعد بن عباد» پرچمدار انصار بود. آنان تنها با داشتن هفتاد شتر و دو اسب و شش زره و هشت شمشیر در این نبرد بزرگ شرکت کرده بودند. با این که سپاه دشمن بیش از هزار نفر با اسلحةٌ کافی بودند و یکصد اسب داشتندء مسلمانان با دادن بیست و دو شهید (۱۴ نفر از مهاجران و ۸ نفر از انصار) به دشمن که هفتاد کشته و هفتاد اسیر دادء غالب شدند و با پیروزی کامل به مدینه مراجعت کردند. این آیه, گوشهای از امداد غیبی خداوند به موّمنان را در ماجرای بدر بازگو میکند و میفرماید که در آن روز» مشرکان» موّمنان را با چشم خود» دو برابر آنچه بودند» مشاهده میکردند؛ یعنی اگر موّمنان ۳۱۳ نفر بودند» در چشم کفار بیش از ۶۰۰ نفر جلوه میکردند. این امداد الهی» بر وحشت آنها افزود و یکی از عوامل شکست کفار بود. این در حالی بود که پیش از شروع جنگء بر عکس بود. آنها چنان با دیدةٌ حقارت به مسلمانان نگاه میکردند که شمارشان را کمتر از آنچه بود» تصور میکردند. به تعبیر دیگر» خدا میخواست پیش از شروع جنگ» شمار مسلمانان در نظر آنان کم جلوه کند تا با غرور و غفلت وارد جنگ شوند و پس از شروع جنگه دو برابر جلوه کند تا وحشت و اضطراب, آنها را فرا گیرد و منتهی به شکست آنان گردد. از طرف دیگرء خداوند عدد دشمنان را در نظر مسلمانان کم جلوه داد تا بر قدرت و قوّت روحیّهٌ آنها بیفزاید. این همان چیزی است که در آَید ۴ سورةٌ انفال به آن اشاره شده است: «به یاد آورید هنگامی را که با دشمن در میدان جنگ رو به رو شدید. خداوند آنها را در نظر شما کم جلوه داد (تا روحیة شما برای نبرد ضعیف نشود) و شما را در نظر آنها کم جلوه داد (تا از شروع جنگی که سرانجامش شکست آنها بودء منصرف نشوند) تا خداوند کاری را که میبایست انجام گیرد. صورت بخْشند..» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, ج۲ء ص ۴۴۹ > ۱ نمونهء ج۲. ص ۴۴۹ پیشین» ص ۴۵۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Kāfī.
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ﴿١٤﴾
3:14 · no commentary for this ayah
قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَٰلِكُمْ لِلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّٰتٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَٰجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَٰنٌ مِّنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِٱلْعِبَادِ﴿١٥﴾
3:15 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ إِنَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴿١٦﴾
3:16 · no commentary for this ayah
ٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلْقَٰنِتِينَ وَٱلْمُنفِقِينَ وَٱلْمُسْتَغْفِرِينَ بِٱلْأَسْحَارِ﴿١٧﴾
استغفار در سحرگاهان
روایات معصومین(ع) استغفار در سحرها را به نماز شب و استغفار در قنوت آخر آن - که در نماز یک رکعتی وتر است - تفسیر کردهاند. از امام صادق(ع) روایت شده است: «هر کس یک سال در نماز وترء هفتاد بار در حال ایستاده بگوید استغفر ال ربی و اتوب الیه» خداوند او را در درگاه خود از مصادیق «المستغفرین بالاسحار» به حساب میآورد و آمرزش خدا برای او حتمی خواهد شد.»!
شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَأُو۟لُوا۟ ٱلْعِلْمِ قَآئِمًۢا بِٱلْقِسْطِ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ﴿١٨﴾
3:18 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلْإِسْلَٰمُ وَمَا ٱخْتَلَفَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ﴿١٩﴾
روح همة ادیان
خداوند متعال در این آیه میفرماید که روح دین در همه زمانهاء تسلیم شدن محض در برابر خداوند و دستورهای اوست. از آن رو که آیین پیامبر اسلام(ص) عالیترین و کاملترین نمونةٌ تسلیم شدن است» نام اسلام برای آَن گذارده شده است. امیرالموّمنین علی(ع) در گفتاری حقیقت اسلام را چنین بیان فرموده است: «حقیقت اسلام همان تسلیم بودن در برابر حق است و تسلیم بودن بدون یقین ممکن نیست (زیرا تسلیم بدون یقین» تسلیم کورکورانه است و نه عالمانه). یقین, همان تصدیق است (یعنی علم و دانایی کافی نیست؛ بلکه به دنبال آن» اعتقاد و تصدیق قلبی لازم است) و تصدیق, همان اقرار است (یعنی کافی نیست که ایمان تنها در منطقةٌ قلب و روح انسان باشدء بلکه با شهامت و قدرت باید آن را اظهار کند) و اقرار همان انجام وظیفه است (یعنی اقرار» تنها گفتن زبانی نیست؛ بلکه تعهد و قبول مسئولیت است) و انجام مسئولیت همان عمل است (عمل به فرمان خدا و انجام برنامههای الهمی)»؛ زیرا تعهد و مسئولیت» چیزی جز عمل نیست و آنها که نیروی خود را فقط در گفتوگوهاء طرحهاء جلسات و انجمنها و مانند آن صرف میکنند و تنها حرف میزنند» نه تعهد و مسئولیتی را پذیرفتهاند و نه از روح اسلام آگاهی دارند. این روشنترین تفسیری است که برای اسلام در تمام جنبهها میتوان بیان کرد. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.
فَإِنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِىَ لِلَّهِ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْأُمِّيِّـۧنَ ءَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا۟ فَقَدِ ٱهْتَدَوا۟ وَّإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ ٱلْبَلَٰغُ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِٱلْعِبَادِ﴿٢٠﴾
3:20 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقْتُلُونَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ ٱلَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِٱلْقِسْطِ مِنَ ٱلنَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴿٢١﴾
3:21 · no commentary for this ayah
أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴿٢٢﴾
حبط و تکفیر
این آیه میفرماید که اعمال کسانی که به آیات خدا کفر میورزند و پیامبران را به ناحق می کشند و کسانی را که به عدالت امر میکنند» به قتل میرسانند» در آخرت حَبط و نابود میشود. این دو واژه» در یات بسیاری به کار رفته است. حَبط به معنای باطل و بیخاصیت شدن است. نقطةٌ مقابل حَبطء تکفیر است. تکفیر یعنی از بین رفتن کیفر و آثار گناهان گذشته به خاطر اعمال نیک آینده. در توضیح این مطلب چنین گفتهاند که گاه میشود انسان سالیان دراز زحمت می کشد و با مشقت فراوان سرمایهای میاندوزد؛ ولی با یک ندانمکاری یا یک هوسبازی آن را از دست میدهد؛ ینی خُسّنات سابق خبط و نابود میشود. یا به عکس» مرتکب اشتباهات و خسارتهای زیادی میشود و با یک عمل عاقلانه و حسابشده» همه را جبران میکند. این نوعی تکفیر و پوشاندن اشتباهات گذشته است. در مسائل معنوی نیز همین اصل صادق است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج» ص ۱۳۷ > ۲ نمونهء ج۲ء ص ۴۷۱ > ۱- المیزان؛ ج۳. ص ۱۳۷ ۲ نمونه چ۳ ص ۴۷۱ ۳ پیشین» ص ۱۱۳ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ نَصِيبًا مِّنَ ٱلْكِتَٰبِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَٰبِ ٱللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ﴿٢٣﴾
3:23 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامًا مَّعْدُودَٰتٍ وَغَرَّهُمْ فِى دِينِهِم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ﴿٢٤﴾
3:24 · no commentary for this ayah
فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَٰهُمْ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ﴿٢٥﴾
3:25 · no commentary for this ayah
قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلْمُلْكِ تُؤْتِى ٱلْمُلْكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلْمُلْكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ بِيَدِكَ ٱلْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ﴿٢٦﴾
3:26 · no commentary for this ayah
تُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَتُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَتُخْرِجُ ٱلْحَىَّ مِنَ ٱلْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ ٱلْمَيِّتَ مِنَ ٱلْحَىِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴿٢٧﴾
بیرون آوردن زنده از مرده و مرده از زنده
منظور از بیرون آوردن زنده از مرد» همان پیدایش حیات از موجودات بیجان است. میدانیم که آن روز که زمین آمادةٌ پذیرش حیات شدء موجودات زنده» از مواد بیجان به وجود آمدند. از این گذشته» پیوسته در بدن ماو همه موجودات زندةٌ عالم» مواد بیجان جزو سلولها شده» به موجود زنده تبدیل میگردند. پیدایش مردگان از موجودات زنده نیز همواره در مقابل چشم ما مجسّم است. برای این آیه تفسیر دیگری نیز شده است که به معنایی فراتر از معنای ظاهر آن اشاره دارد و آَن» زندگی و مرگ معنوی است؛ چه این که میبینیم گاهی افراد باایمان که زندگان حقیقی هستند» از افراد بیایمان که مردگان واقعی محسوب میشوندء به وجود میآیند و گاهی به عکس. قرآن در آیات متعددی» کفر و ایمان را مرگ و زندگی معنوی تفسیر کرده است. روایاتی از اهل بیت(ع) نیز موید این تفسیر است.
لَّا يَتَّخِذِ ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلْكَٰفِرِينَ أَوْلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ ٱللَّهِ فِى شَىْءٍ إِلَّآ أَن تَتَّقُوا۟ مِنْهُمْ تُقَىٰةً وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفْسَهُۥ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِيرُ﴿٢٨﴾
تقَیْه
تقیّه از اموری است که قرآن و عترت آن را جایز شمردهاند و عقل نیز آن را تأیید میکند و بدین معناست که انسان از ترس دشمن,» در ظاهر با او موافقت کند و همرأی او شود؛ چون خداوند جز این را نمیخواهد که حق را زنده کند و جان تازهای بخشد و بسیار میشود که تقیّه و در ظاهر طبق دلخواه دشمن عمل کردن» مصلحت دین و بقای آن را چنان تأمین میکند که ترک تَقیّه و در نتیجه کشته شدن» آن طور تأمین نمیکند. این آّیه به روشنی تقیه را در شرایط خاص جایز شمرده است. روایات بسیاری نیز در بارةٌ تقیّه وارد شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «دین ندارد کسی که تقیّه نمیکند.» همچنین از امام باقر(ع) روایت شده: «تقیه در هر چیزی برای آدمی خواه ناخواه پیش میآید و خدا به همین جهت آن را حلال فرموده است.» نکتهای که باید به آن توجه داشتء این است که تقیه در همه جا یک حکم ندارد؛ گاهی واجب» گاهی حرام و زمانی نیز مباح است. وجوب تقیّه در صورتی است که بدون فایدةٌ مهمی» جان انسان به خطر بیفتد؛ اما در موردی که تقَیّه موجب ترویج باطل و گمراه شدن مردم و تقویت ظلم و ستم گردد حرام و ممنوع است. برای آگاهی بیشتر به توضیح آَیةُ ۱۰۶ سورةٌ نحل مراجعه شود. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۲» صص ۴۹۶ - ۴۹۵ ۳ المیزان» ج۳. ص ۱۷۷ و ۱۸۸ ۳ نمونه, چ۲ء ص ۵۰۱ > ۲ المیزانء ج۳ ص ۱۷۷ و ۱۸۸ > ۳ نمونهء ج۲» ص ۵۰۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
قُلْ إِن تُخْفُوا۟ مَا فِى صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ ٱللَّهُ وَيَعْلَمُ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ﴿٢٩﴾
3:29 · no commentary for this ayah
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوٓءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُۥٓ أَمَدًۢا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفْسَهُۥ وَٱللَّهُ رَءُوفٌۢ بِٱلْعِبَادِ﴿٣٠﴾
تجسم اعمال
قرآًن مجید در این آّیه و آیات زیاد دیگری از این حقیقت پرده بر میدارد که در قیامتء اعمال نیک و بد انسان» هر کدام در شکلی تجسّم مییابند و در عرصةٌ محشر حاضر میشوند. وازةٌ «نَجدٌ» از ماد وجدان به معنای یافتن است؛ یعنی هر کس اعمال خود را در قیامت مییاید و آرزو میکند که میان او و اعمال زشتش فاصلة بسیار دوری بود. یات فراوان دیگری نیز این مطلب را تأیید میکند. آَیِة ۴۹ سورةة کهف بیان میکند که گنهکاران در روز رستاخیزء تمام اعمال گذشتةٌ خود را در برابر خود حاضر میبینند. همچنین آیات ۷ و ۸ سورةٌ زلزال میفرماید: «هر کس به سنگینی ذرهای خوبی کند. آن را میبیند و هر کس به سنگینی ذرّهای بدی کند. آن را میبیند.» بنا بر این» در روز رستاخیزء انسان خود عمل خوب یا بدش را مییابد و میبیند. روایات بسیاری نیز بر این مطلب گواهی میدهند. پیامبر(ص) به یکی از کسانی که از ایشان تقاضای موعظه کرده بودء فرمود: «ای قیس, ناگزیر همنشینی داری که همراه تو دفن میشود؛ در حالی که او زنده است و تو مردهای. اگر او نیک و گرامی باشد. تو را گرامی میدارد و اگر پست و زبون باشد. تو را تسلیم (حوادث ناگوار) میکند. سپس او با کسی جز تو محشور نمیشود و تو هم با کسی جز او به صحنةٌ رستاخیز نمیآیی. از تو در بارةٌ آن سوّال میشود. بنا بر این سعی کن آن را به صورت شایستهای انجام دهی؛ زیرا اگر آن شایسته باشد. با او انس میگیری؛ وکرنه از هیج کس جز او وحشت نداری و آن عمل توست.»! در حدیثی از امام صادق(ع) می خوانیم: «هنگامی که مرده در قبر گذارده میشود. شخصی در برابر او نمایان میگردد و به او میگوید: ای انسان, ما من که عمل تو هستم و با تو ماندهام؛ ولی در نظر تو کمارزشتر از آن دو بودم.»
قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ ٱللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَٱللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿٣١﴾
3:31 · no commentary for this ayah
قُلْ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْكَٰفِرِينَ﴿٣٢﴾
3:32 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰٓ ءَادَمَ وَنُوحًا وَءَالَ إِبْرَٰهِيمَ وَءَالَ عِمْرَٰنَ عَلَى ٱلْعَٰلَمِينَ﴿٣٣﴾
برتری اهل بیت(ع)
علامه طباطبایی بر این رأی است که مراد از «آل ابراهیم» در این آیه» معصومانی هستند که از طریق حضرت اسماعیل(ع) به ابراهیم خلیل(ع) میرسند و آنها پیامیر اسلام(ص) و خاندان معصوم ایشان هستند. در روایتی که گفتوگوی حضرت رضا(ع) با مأمون را حکایت کرده» آمده است که مأْمون سوال کرد: آیا خداوند عترت پیامبر(ص) را بر سایر مردم برتری داده است؟ حضرت فرمود: «خداوند, برتری عترت بر سایر مردم را در آیات قرآن روشن کرده است.» مأمون پرسید: در کجای قرآن؟ امام رضا(ع) فرمود: «در آیة «ان ال اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین»»
آل عمران
عمران» نام پدر حضرت مریم است و مراد از آل عمران در این آیه» حضرت مریم(س) و حضرت عیسی(ع) یا آن دو به علاوةٌ همسر عمران است.
ذُرِّيَّةًۢ بَعْضُهَا مِنۢ بَعْضٍ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴿٣٤﴾
3:34 · no commentary for this ayah
إِذْ قَالَتِ ٱمْرَأَتُ عِمْرَٰنَ رَبِّ إِنِّى نَذَرْتُ لَكَ مَا فِى بَطْنِى مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّىٓ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ﴿٣٥﴾
3:35 · no commentary for this ayah
فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّى وَضَعْتُهَآ أُنثَىٰ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ ٱلذَّكَرُ كَٱلْأُنثَىٰ وَإِنِّى سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّىٓ أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ ٱلشَّيْطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ﴿٣٦﴾
زن عبادتکار
مریم در لغت به معنای زن عبادتکار و خدمتگزار است و از آن رو که این نامگذاری را مادرش بعد از وضع حمل انجام دادء نهایت عشق و علاقةٌ این مادر باایمان به وقف فرزندش در مسیر بندکی و عبادت خدارا نشان می دهد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۲ء ص ۵۰۴ ۲ پیام قرآن» ج۶. ص ۱۳۶ ۳ المیزان» ج۳ء ص ۱۹۱ و ۱۹۴ > ۴ پیشین» ص ۱۹۳ ۵ نمونه, ج۲. ص ۵۲۶ > ۵ نمونه ج۲» ص ۵۲۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Payām-i Qurʾān.
فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنۢبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا ٱلْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَٰمَرْيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴿٣٧﴾
3:37 · no commentary for this ayah
هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُۥ قَالَ رَبِّ هَبْ لِى مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴿٣٨﴾
3:38 · no commentary for this ayah
فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُصَدِّقًۢا بِكَلِمَةٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴿٣٩﴾
محراب؛ مکان جنگ با شیطان و نفس سرکش
به مکان امام جماعت در مسجلدء محراب گفته میشود. به تمام مسجد نیز محراب میگویند. گفتهاند که این کلمه از «حّرب» به معنای جنگیدن گرفته شده است؛ زیرا انسان موْمن در محراب» با نماز و عبادت خداء با شیطان و نفس سرکش میجنگد. به نظر میرسد که در این آیه» محراب به معنای تمام مسجد است. از این آیه و آیات بسیار دیگری استفاده میشود که نماز در تمام ادیان آسمانی بوده است.
قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِى غُلَٰمٌ وَقَدْ بَلَغَنِىَ ٱلْكِبَرُ وَٱمْرَأَتِى عَاقِرٌ قَالَ كَذَٰلِكَ ٱللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَآءُ﴿٤٠﴾
3:40 · no commentary for this ayah
قَالَ رَبِّ ٱجْعَل لِّىٓ ءَايَةً قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَٱذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِبْكَٰرِ﴿٤١﴾
3:41 · no commentary for this ayah
وَإِذْ قَالَتِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ يَٰمَرْيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰكِ وَطَهَّرَكِ وَٱصْطَفَىٰكِ عَلَىٰ نِسَآءِ ٱلْعَٰلَمِينَ﴿٤٢﴾
برترین زن در زمان خود
در این یه جملةٌ «اصطفاک» (تو را برگزیده) دو بار تکرار شده است. بار یکم برای بیان برگزیدگی او به طور مطلق است؛ یعنی خداوند حضرت مریم(س) را برای عبادت و بندگی مخصوص خود انتخاب فرموده. بار دومء برگزیدگی او را از میان تمام زنان جهان نشان میدهد. این یه گواه بر این است که حضرت مریم(س) بزرگترین شخصیت زن در زمان خود بوده است و این موضوع با آنچه در بارة بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه(س) رسیده است که او برترین بانوی جهان است. منافاتی ندارد؛ زیرا از پیامبر اسلام(ص) نقل شده که فرشتگان خطاب به حضرت زهرا(س) فرمودند: «مریم, بانوی زنان زمان خود بود. همانا خداوند تو را بانوی زنان دوران خودت و دوران مریم و بانوی زنان اولین و آخرین قرار داد.»
يَٰمَرْيَمُ ٱقْنُتِى لِرَبِّكِ وَٱسْجُدِى وَٱرْكَعِى مَعَ ٱلرَّٰكِعِينَ﴿٤٣﴾
3:43 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَٰمَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ﴿٤٤﴾
3:44 · no commentary for this ayah
إِذْ قَالَتِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ يَٰمَرْيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ ٱسْمُهُ ٱلْمَسِيحُ عِيسَى ٱبْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ﴿٤٥﴾
کلمة خدا
«کلمه» لفظی است که انسان را به معنای مشخصی راهنمایی میکند. بدین معنی» تمام مخلوقات عالم» کلمات خدا هستند؛ چراکه ما را به وجود آفریدگار خود راهنمایی میکنند. در یه ۱۰۹ سورة کهف میخوانیم: «بگو اگر دریاها برای نوشتن کلمات پروردگارم مرکّب شوند. دریاها پایان میگیرند؛ پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابند؛ هر چند همانشد آن دریاها را کمک آن قرار دهیم.» مفسران گفتهاند که مراد از کلمات الهی» مخلوقات اویند. در میان مخلوقات» وجود انسان» به دلیل پیچیدگی و عظمت خلقتش» بیش از همه به وجود خدا راهنمایی میکند و در میان انسانهاء پیامبران و امامان(ع)» بیش از دیگران. به همین جهت. در روایات» معصومین(ع) را کلمات الهی گفتهاند. در آَیةُ ۴۵ سورةٌ آلعمران» حضرت عیسی(ع4 کلمةٌ خدا معرفی شده است؛ چرا که نحوة به دنیا آمدن و معجزات عجیب او مانند سخن گفتن در گهواره و زنده کردن مرده و شفای کور مادرزاد و...» انسانها را به وجود پروردگار دانا و قدرتمند راهنمایی میکند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- قاموس قرآن» ج۲» ص ۱۱۵ ۲ اطیبالبیان» ج۳. ص ۱۸۷ ۳ نمونهء ج۲» ص ۵۴۲ > ۴ نمونه, ج۲. ص ۵۴۸ و اطیبالبیان» ج۳. ص ۱۹۹ > ۲- اطیبالبیان» ج۰۳ ص ۱۸۷ > ۳ نمونه ج» ص ۵۴۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
وَيُكَلِّمُ ٱلنَّاسَ فِى ٱلْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴿٤٦﴾
سخن گفتن عیسی(ع) در کهولت
کلمة «مٌهد» به معنای محلی است که برای خواب و استراحت نوزاد آماده میکنند و نزدیک به معنای گهواره در فارسی است؛ با این تفاوت که در گهواره» مفهوم جنبش و حرکت وجود دارد و مهد مفهوم عامی دارد و هر گونه محلی را که برای نوزاد آماده کنند. شامل میشود. طبق یات سورةٌ مریم» حضرت عیسی(ع) در همان روزهای آغاز تولدش زبان به سخن گشود؛ کاری که بهطور معمول برای هیچ نوزادی ممکن نیست و این خود یک معجزهٌ بزرگ بود. سخن گفتن در میانسالی اما یک امر کاملا عادی است و ذکر این دو با هم در این آیه ممکن است اشاره به این باشد که او در گهواره همانگونه سخن گفت که در کمال عمر؛ سخنانی سنجیده و پرمحتوا و حسابشده و نه سخنانی کودکانه. به علاوه این تعبیر در بارة عیسی(ع)» گویا نوعی پیشگویی و اشاره به آیندةٌ عمر اوست؛ زیرا میدانیم که حضرت مسیح(ع) هرگز در این جهان و در میان مردم به سن پیری نرسید؛ بلکه در سن ۳۳ سالگی از میان مردم بیرون رفشت و خدا او را به آسمانها برد و طبق روایات متعددی» در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) به میان مردم باز میگردد و با آنها سخن میگوید؛ همان گونه که در آغاز عمر سخن میگفت.
قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِى وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِى بَشَرٌ قَالَ كَذَٰلِكِ ٱللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴿٤٧﴾
هستیبخش موجودات
در ذیل جملةٌ «اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون» گفتهاند که منظور این است که خداوند برای به وجود آوردن چیزی» به واسطهها و ابزار و وسایل نیاز ندارد. حتی نیازی به گفتن جملة «موجود باش» نیز ندارد. منظور از این جمله» بیان ارادةٌ قطعی خداوند است؛ بدین معنی که به محض این که خداوند چیزی را بخواهد و فرمان آفرینش آن را صادر کند, فوراً لباس هستی بر آن پوشانده میشود.
وَيُعَلِّمُهُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ﴿٤٨﴾
3:48 · no commentary for this ayah
وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ أَنِّى قَدْ جِئْتُكُم بِـَٔايَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّىٓ أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ ٱلطِّينِ كَهَيْـَٔةِ ٱلطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًۢا بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَأُبْرِئُ ٱلْأَكْمَهَ وَٱلْأَبْرَصَ وَأُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِى بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴿٤٩﴾
ولایت تکوینی
از این آیه و آیات مشابه آن استفاده میشود که فرستادگان و اولیای خداء به فرمان و اذن او میتوانند به هنگام لزوم؛ در جهان تکوین و آفرینش تصرف کنند و بر خلاف عادت و جریان طبیسی» حوادثی به وجود آورند؛ زیرا جملههای «ْبرِی» (بهبود میبخشم) و «أُحی المّوتی» (مردگان را زنده میکنم) و مانند آن که به صورت فعل متکلم ذکر شده, دلیل بر صدور اینگونه کارها از خود پیامبران است و این که کار آنها تنها دعا برای تحقق این امور بوده و نه غیر آن» بیدلیل است. ظاهر این عبارات این است که آنان در جهان تکوین تصرف میکردند و این حوادث را به وجود میآوردند؛ منتهی برای این که کسی تصور نکند که پیامبران و اولیای خدا استقلالی از خود دارند و در مقابل دستگاه آفرینش,» دستگاهی بر پا کردهاند و نیز برای این که احتمال هر گونه شرک و دوگانهپرستی در خلقت و آفرینش بر طرف گرددء در چندین مورد از آیات» بر کلمةٌ اذن الهی و مانند آن تکیه شده (دو بار در این آیه و چهار بار در آَیةٌ ۱۱۰ سورةٌ مائده) و منظور از ولایت تکوینی نیز چیزی جز این نیست که پیامبران و امامان(ع) به هنگام لزوم و ضرورت» تصرفاتی در جهان خلقت به اذن پروردگار انجام میدهند و این چیزی بالاتر از ولایت تشریعی (سرپرستی مردم از نظر حکومت و نشر قوانین و دعوت و هدایت به راه راست) است. از آنچه گفته شدء پاسخ کسانی که ولایت تکوینی مردان خدا را منکر میشوند و آن را نوعی شرک میدانند. به خوبی روشن میگردد. آنها میگویند کار پیامبران منحصراً تبلیغ احکام و دعوت به سوی خداست و احیانا برای انجام گرفتن پارهای از امور تکوینی» از دعا استفاده میکنند و بیش از این کاری از آنها ساخته نیست؛ در حالی که این آیه و آیات مشابه» غیر از این میگویند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۲ء ص ۵۴۹ > ۳ نمونهء ج۲» ص ۵۵۷ > ۱- نمونهء ج۰۲ ص ۵۴۹ ۲ اطیبالبیان» ج۳» ص ۲۰۲ و نمونهء ج۲» ص ۵۵۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ ٱلتَّوْرَىٰةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ ٱلَّذِى حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُم بِـَٔايَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ﴿٥٠﴾
3:50 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَٰذَا صِرَٰطٌ مُّسْتَقِيمٌ﴿٥١﴾
3:51 · no commentary for this ayah
فَلَمَّآ أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ ٱلْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِىٓ إِلَى ٱللَّهِ قَالَ ٱلْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَٱشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ﴿٥٢﴾
3:52 · no commentary for this ayah
رَبَّنَآ ءَامَنَّا بِمَآ أَنزَلْتَ وَٱتَّبَعْنَا ٱلرَّسُولَ فَٱكْتُبْنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِينَ﴿٥٣﴾
شهادت حواریون بر صدق مسیح(ع)
در توضیح این جمله از آیه که میفرماید: «فاکتبنا مع الشاهدین» مفسران گفتهاند که حواریٌّون پس از اقرار و ایمان به آنچه که خدا نازل کرده بود و اعلام پیروی از دستورهای الهی» گواهی دادند که عیسی(ع) وحی الهی را به طور کامل به آنها رسانده و خود نیز به آن عمل کرده است و آنها ایمان و عمل پیامبرشان را سرمشق خود قرار دادند و از او تبعیت کردند. کسی که اعای پیامبری کنده اما پیام الهی را درست نرساند یا خود به آن عمل نکندء در عمل دروغگویی خود را ثابت کرده است؛ اما حوارتون با گواهی دادن به صدق عیسی(ع) در ابلاغ و عمل به وحی الهی؛ او را رهبر راستین خود دانستند و به فرامینش گوش جان سپردند.
وَمَكَرُوا۟ وَمَكَرَ ٱللَّهُ وَٱللَّهُ خَيْرُ ٱلْمَٰكِرِينَ﴿٥٤﴾
3:54 · no commentary for this ayah
إِذْ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَىٰٓ إِنِّى مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَىَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَجَاعِلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوكَ فَوْقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ثُمَّ إِلَىَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ﴿٥٥﴾
زنده بودن مسیح(ع)
از یات قرآن استفاده میشود که حضرت مسیح(ع) هم اکنون زنده است. در این آیه, خداوند از لفظ «توفی» استفاده کرده است. توفی یعنی گرفتن چیزی و علت این که به مرده متوفی گفته میشود» این است که جان او گرفته شده است. البته توفْی در این یه به معنای میراندن نیست؛ بلکه بدین معناست که خداوند». حضرت عیسی(ع) را از میان یهود گرفت و ایشان را از دست آنها نجات داد" (برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: توضیح أَیة ۱۵۷ سور نساء).
فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴿٥٦﴾
3:56 · no commentary for this ayah
وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴿٥٧﴾
3:57 · no commentary for this ayah
ذَٰلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ ٱلْـَٔايَٰتِ وَٱلذِّكْرِ ٱلْحَكِيمِ﴿٥٨﴾
3:58 · no commentary for this ayah
إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴿٥٩﴾
3:59 · no commentary for this ayah
ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْمُمْتَرِينَ﴿٦٠﴾
3:60 · no commentary for this ayah
فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا۟ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلْكَٰذِبِينَ﴿٦١﴾
مباهله؛ سندی بر حقانیت اهل بیت
مباهله یعنی یکدیگر را نفرین کردن. در ذیل این آیه» از امام صادق(ع) روایت شده است: «گروهی از مسیحیان نجران نزد پیامبر(ص) آمدند و به او عرض کردند: به چه چیز دعوت میکنی؟ حضرت فرمود: به اینکه گواهی دهید که جز اللّه خدایی نیست و من پیامبر خدا هستم و اینکه عیسی بندةٌ خلقشدهای بود که میخورد و مینوشید. پس از بحث و گفتوگوی فراوان, گروه مسیحی حاضر به قبول حق نشدند و زیر بار نرفتند که عیسی بندهای از بندگان خداست. در آن هنگام, این آیه نازل شد. پیامبر(ص) به آنها فرمودند که بیایید یکدیگر را نفرین کنیم. اگر حق با من بود. لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر حق با شما بود. لعنت خدا بر من فرود آید. آنها پذیرفتند و قرار گذاشتند که فردای آن روز در مکانی حضور یابند و با هم مباهله کنند. هنگامی که نزد رسای خود بازگشتند و مطلب را بازگو کردند , سران آنها گفتند که اگر او قوم خود را آورد. پیامبر نیست؛ ولی اگر فقط خانوادهاش را آورد. حتمأً پیامبر است. فردای آن روز پیامبر(ص) همراه علی(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) برای مباهله حاضر شد. هنگامی که گروه نصرانی این صحنه را دیدندء از پیامبر خواستند که از مباهله صرف نظر کند و اجازه دهد که آنها به دین خود بمانند و به پیامبر(ص) جزیه دهند. پیامبر(ص) نیز پذیرفت و آنها بازگشتند.» در روایتی آمده است که اسقف مسیحیان به آنها گفت: «من صورتهایی را میبینم که اگر از خداوند تقاضا کنند که کوهها را از جا بر کند» چنین خواهد کرد. هرگز با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و یک مسیحی تا روز قیامت بر صفحةٌ زمین باقی نخواهد ماند.» جریان مباهله» علاوه بر این که علم خاص پیامبر(ص) را نشان میدهدء تأثیر دعا و نیایش آن حضرت را نیز مینماید. نکتَةٌ بسیار مهم دیگر در لفظ «انفسنا» است. فردی که مصداق این لفظ استء باید از نظر کمالات و صفات نفسانی به حدّی برسد که بتوان او را «نَفس الّبی» (جان پیامبر) شمرد و چنان که گفته شدهء مراد از این لفظء شخص علی(ع) است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۳. ص ۲۳۷ ۲ نمونهء ج۲ء ص ۵۶۸ و المیزان» ج۳. ص ۲۳۹ ۳ المیزان» ج۳. ص ۲۶۴ > ۴ نمونهء ج۲ء ص ۵۷۹ > ۴ نمونهء ج۲» ص ۵۷۹ ۵- تفسیر موضوعی» ج۸ ص ۱۷۸ ۶- منشور جاوید»ء ج۷» ص ۱۰۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Tafsīr-i Mawḍūʿī.
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْقَصَصُ ٱلْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ﴿٦٢﴾
3:62 · no commentary for this ayah
فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِٱلْمُفْسِدِينَ﴿٦٣﴾
3:63 · no commentary for this ayah
قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ تَعَالَوْا۟ إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَآءٍۭ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِۦ شَيْـًٔا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ ٱللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقُولُوا۟ ٱشْهَدُوا۟ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ﴿٦٤﴾
پیروی از عالمان دینفروش؛ نوعی شرک در عبادت
برخی از مفسران» در ذیل این جمله از آیه که میفرماید «بعضی از ماء بعضی دیگر را - غیر از خدای یگانه -به خدایی نپذیرد» گفتهاند که از ایات قرآن استفاده میشود که جمعی در میان علمای اهل کتاب بودند که احکام خدا را طبق منافع یا تعصبهای خود تحریف میکردند. از نظر منطق اسلام» کسی که با آگاهی از چنین افرادی پیروی کندء به نوعی آنان را پرستیده است. دلیل این مطلب این است که قانونگذاری و تشریع حلال و حرام؛ مربوط به خداست و هر کس» دیگری را در این موضوع صاحباختیار بدانده او را شریک خدا قرار داده است. در ذیل این آیه نقل شده است که «عَدی بن حاتم» که پیشتر مسیحی بود و سپس اسلام آورد بعد از نزول این آیهء از کلمة «آرباباً» چنین فهمید که قرآن میگوید اهل کتاب» بعضی از علمای خود را میپرستیدند. پس به پیامبر(ص) عرض کرد: ما هیچگاه در زمان سابق, علمای خود را عبادت نمی کردیم. پیامبر([ص) فرمود: «آیا میدانستید که آنها به میل خود. احکام خدا را تغییر میدهند و شما از آنها پیروی میکردید؟» عدی گفت: آری. پیامبر فرمود: «این همان پرستش و عبودیت است» اسلام بردگی و استعمار فکری را نوعی عبودیت و پرستش میداند و با همان شدتی که با شرک و بتپرستی مبارزه میکند با استعمار فکری نیز که شبیه بتپرستی استء مقابله میکند.
يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمَآ أُنزِلَتِ ٱلتَّوْرَىٰةُ وَٱلْإِنجِيلُ إِلَّا مِنۢ بَعْدِهِۦٓ أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴿٦٥﴾
نه بهودی و نه مسیحی
در اخبار اسلامی آمده است که دانشمندان بهود و مسیحیان نجران نرزد پیامبر(ص) به گفتوگو و نزاع در بارةٌ حضرت ابراهیم(ع) برخاستند. یهودیان میگفتند: او پهودی بود. مسیحیان نیز میگفتند: او نصرانی بود. به این ترتیب» هر کدام مدّعی بودند که حضرت ابراهیم از آنهاست تا امتیاز بزرگی برای خود ثابت کنند؛ زیرا از پیامبر بزرگ خدا یعنی ابراهیم(ع) در میان تمام پیروان مذاهب به عظمت یاد میشد. این آیه نازل شد و ادعاهای بیاساس آنان را تکذیب کرد؛ زیرا او سالها پیش از موسی(ع) و عیسی(ع) می زیسته و تورات و انجیل پس از او نازل شده است. اگر حضرت ابراهیم(ع) بهودی و نصرانی نبود» پس چگونه مسلمان بود؟!: پاسخ این است که مُسلم در اصطلاح قرآن» تنها به معنای پیروان پیامبر اسلام نیست؛ بلکه اسلام به معنای تسلیم مطلق بودن در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هرگونه شرک و دوگانهپرستی است که ابراهیم پرچمدار آن بود.
هَٰٓأَنتُمْ هَٰٓؤُلَآءِ حَٰجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِۦ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِۦ عِلْمٌ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴿٦٦﴾
3:66 · no commentary for this ayah
مَا كَانَ إِبْرَٰهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَٰكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ﴿٦٧﴾
3:67 · no commentary for this ayah
إِنَّ أَوْلَى ٱلنَّاسِ بِإِبْرَٰهِيمَ لَلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ وَهَٰذَا ٱلنَّبِىُّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱللَّهُ وَلِىُّ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿٦٨﴾
تبعیّت؛ تنها راه رابطه با مردان خدا
در این آّیهء این حقیقت بیان شده است که هیچ رابطهای بالاتر از رابطةٌ مکتبی نیست و ارتباط با مردان خدا و اولیاء له تنها از طریق تبعیّت و پیروی از آنهاست. بنا بر این هیچ کس نمیتواند اذعای ارتباط و نزدیکی با پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) را بکند مگر از راه پیروی آنها. در روایات اسلامی نیز بر این موضوع تکیه شده است. در حدیثی از امام علی(ع) میخوانیم: «سزاوارترین مردم به پیامبران, آنهایی هستند که به دستورهای پیامبران بیش از هر کس عمل کنند.» سپس امام همین آیه را تلاوت کرد و فرمود: «دوست محمد(ص) کسی است که فرمان خدا را اطاعت کند؛ هر چند نسبتش از او دور باشد و دشمن محمد(ص) کسی است که نافرمانی خدا کند؛ هر چند قرابت و خویشاوندیاش با او نزدیک باشد» ۱- نمونهء ج۲ء ص ۵۹۴ ۱- نمونهء چ۲ء ص ۵۹۴ ۲- پیشین» ص ۶۰۴ ۳ پیشین» ص ۶۰۶ ٢ - بیشین، ص ٠٣ء ٣- پیشین، ص ع. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
وَدَّت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ﴿٦٩﴾
3:69 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ﴿٧٠﴾
3:70 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَلْبِسُونَ ٱلْحَقَّ بِٱلْبَٰطِلِ وَتَكْتُمُونَ ٱلْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ﴿٧١﴾
حقپوشانی اهل کتاب
مضمون این آیه در ید ۴۲ سورة بقره نیز آمده است که میفرماید: «و حق را با باطل نیامیزید و حقیقت را با اینکه میدانید. کتمان نکنید.» هر دوی این آیات» حاوی سرزنش اهل کتاب است که حق را با باطل میآمیختند و واقعیت را در این میان پنهان می کردند تا مردم گمراه شوند. آنها صفات پیامبر اسلام(ص) را که در تورات و انجیل آمده بود پنهان یا تحریف میکردند و راست و دروغ را مخلوط کرده, مردم را به اشتباه میانداختند. امیرالموّمنین علی(ع) در بارهٌ مخلوط شدن حق و باطل با یکدیگر میفرماید: «اگر حق به باطل پوشیده نمیگشت. زبان دشمنان یاوهگو از آن بریده میشد؛ اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را میگیرند و با هم در میآمیزند. [در این شرایط] تنها کسانی نجات خواهند یافت که وعد نیک از سوی خدا به آنها داده شده است.»
وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ ءَامِنُوا۟ بِٱلَّذِىٓ أُنزِلَ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَجْهَ ٱلنَّهَارِ وَٱكْفُرُوٓا۟ ءَاخِرَهُۥ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴿٧٢﴾
3:72 · no commentary for this ayah
وَلَا تُؤْمِنُوٓا۟ إِلَّا لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ ٱلْهُدَىٰ هُدَى ٱللَّهِ أَن يُؤْتَىٰٓ أَحَدٌ مِّثْلَ مَآ أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ ٱلْفَضْلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ﴿٧٣﴾
3:73 · no commentary for this ayah
يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ﴿٧٤﴾
3:74 · no commentary for this ayah
وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَيْسَ عَلَيْنَا فِى ٱلْأُمِّيِّـۧنَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴿٧٥﴾
امانتدار و خیانتکار
این آیهء اهل کتاب را به دو گروه تقسیم میکند: گروهی درستکار و امانتدار و گروهی دیگر که در امانت خیانت میکنند. قرآنء دلیل خیانت گروه دوم را این سخن باطل میداند که میگویند: «ما در برابر غیر یهود مسئول نیستیم» و شگفت این که» این سخن را به خدا و دین الهی نسبت میدهند. این سخن, از اعتقاد فاسد یهود - یعنی برتری نژاد یهودی بر دیگر انسانها - نشأت گرفته است. آنها معتقدند که میتوانند بر گرد دیگران سوار شوند و دیگران حق ندارند کوچکترین اعتراضی کنند. نیز میتوانند اموال مردم را بخورند؛ ولی دیگران چنین حقی را در مورد آنها ندارند. در حقیقت آنها به دیگر انسانها به چشم چارپایان بیزبانی نگاه میکنند که هرگونه که بخواهندء میتوانند از آنها استفاده کنند. همچنین از جملةٌ « الا ما دمت علیه قائْما» (مگر زمانی که بالای سر او ایستاده و بر او مسلط باشی) این اصل کلی و اساسی در بارةٌ روحیةٌ یهود استفاده میشود که بسیاری از أنها جنان هستند که در پرداخت حقوق دیکَران هیج اصلی جز قدرت را به رسمیت نمیشناسند. از این رو مسلمانان برای استیفای حقوق خود از آنهاء هیچ راهی جز این ندارند که بکوشند و کسب قدرت کنند تا آنها در مقابل حق تسلیم شوند. حوادث گوناگونی که در این سالها در خاورمیانه میگذردء این حقیقت را اثبات میکند که تصویبنامههای جهانی» افکار مردم دنیا و موضوعاتی از قبیل حق و عدالت و مانند اینها برای دشمنان اسلام هیچ گونه مفمومی ندارد و آنها تنها در برابر قدرت» تسلیم میگردند و نه چیز دیگر.
بَلَىٰ مَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِۦ وَٱتَّقَىٰ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُتَّقِينَ﴿٧٦﴾
3:76 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ ٱللَّهِ وَأَيْمَٰنِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُو۟لَٰٓئِكَ لَا خَلَٰقَ لَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴿٧٧﴾
مجازات شکستن پیمان الهی و سوگند
نقل شده است که در زمان پیامبر(ص) شخصی به نام «امروٌ القیس» و مردی از اهالی حضرموت با یکدیگر بر سر زمینی منازعه کردند و خدمت رسول خدا(ص) آمدند. حضرت به امروٌ القیس فرمود: «آیا شاهدی داری که شهادت دهد زمین برای توست؟» او عرض کرد: نه. پیامبر(ص) فرمود: «در این صورت اگر طرف مقابلت سوگند بخورد که زمین برای اوست. باید زمین را به او واگذار کنی.» امروٌ القیس گفت: به خدا سوگندء در این صورت» زمینم از بین میرود. حضرت فرمود: «اگر در واقع زمین از آن تو باشد و او با سوگند خود زمین تو را گرفته باشد؛ از کسانی خواهد بود که خدا به آنان در قیامت نمینگرد و آنها را از گناه پاک نمیکند و عذاب دردناکی برای آنهاست.» هنگامی که مرد حضرموتی این سخن را شنیده وحشت کرد و زمین را به امروٌ القیس باز گرداند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ نمونه جچ۲ء ص ۶۲۰ ۵ المیزانء ج۳. ص ۳۲۱۴ > ۴ نمونه» ج۲ء ص ۶۲۰ > ۱- نمونهء ج» ص ۶۱۱ ۲- نهجالبلاغه» خطبة ۵۰ پر المیزان» جچ ۳ ص ۲۳۰۰ > ۵ المیزان» ج۳. ص ۳۱۴ > ۳ المیزان» ج۳ء ص ۳۰۰ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Nahj al-Balāgha.
وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُۥنَ أَلْسِنَتَهُم بِٱلْكِتَٰبِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَمَا هُوَ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴿٧٨﴾
دروغ بستن ماهرانه به خدا
فعل «یّلوون» از ماه «لَیْ» به معنای پیچیدن و کج کردن است و این تعبیر در اینجا کنایةٌ شیوایی در بارة تحریف سخنان الهی است. گویا آنها هنگام تلاوت تورات؛ وقتی به صفات پیامبر اسلام (ص) - که بشارت ظهورش در یات تورات آمده بود - میرسیدند. آن را تغییر میدادند و چنان ماهرانه این عمل را انجام میدادند که شنونده گمان میکرد آنچه که میشنود. متن آیات الهی است.
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ ٱللَّهُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحُكْمَ وَٱلنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا۟ عِبَادًا لِّى مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِن كُونُوا۟ رَبَّٰنِيِّـۧنَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ ٱلْكِتَٰبَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ﴿٧٩﴾
عبادت و خضوع فقط در برابر خدا
در شأن نزول این آیه آمده است که روزی یکی از پهودیان به نام «ابورافع» و سرپرست گروه اعزامی نجران» در مدینه خدمت پیامبر([ص) آمدند و اظهار کردند: ایا مایل هستی تو را پرستش کنیم و مقام الوهیت برای تو قائّل شویم؟! شاید آنها میپنداشتند که مخالفت پیغمبر با الوهیت مسیح به خاطر این است که خود او سهمی از این موضوع ندارد و اگر او را همچون مسیح به مقام الوهیت بپذیرندء از مخالفت خود دست برمی دارد و شاید این پیشنهاد» توطئثهای برای بدنام کردن پیامبر(ص) و منحرف کردن افکار عمومی از او بود. اما پیغمبر فرمود: «معاذ الّه که من اجازه دهم کسی جز پروردگار یگانه مورد پرستش قرار گیرد. خداوند هرگز مرا برای چنین امری مبعصوث نکرده است.» این آیه» این تفکر باطل مسیحیان را رد میکند که به حضرت عیسی(ع) نسبت میدادند که ایشان فرموده است مرا فرزند خدا و خدای خود بدانید و آب و ابن و روحالقدس را بپرستید. شاید هم به بهودیان اشاره دارد که میگفتند: خداوندء خدای موسی» و موسی, خدای هارون» و هارون» خدای فرعون است. شاید هم عمومیت دارد و حتی کسانی را که پیامبر(ص) و امامان(ع) را تا حد خدایی بالا میبرندء در بر میگیرد. به طور کلی از این آیه فهمیده میشود که هر گونه پرستش غیر خدا و به ویژه بشرپرستی» محکوم و مخالف روح آزادگی و استقلال شخصیت انسانهاست؛ بلکه هرگونه تملق و چاپلوسی در برابر بندگان خدا نیز ممنوع است. حدیث آموزندهای که از امام علی(ع) نقل شده» روشنگر چهرةٌ واقعی و روحانی آن حضرت و شاهدی برای این بحث است. روزی که امام(ع) به سرزمین انبار یکی از شهرهای مرزی عراق - رسید جمعی از دهقانان - طبق سنتی که به آن خو گرفته بودند - از مرکبهایشان پیاده شدند و در برابر آن حضرت سجده کردند. امام(ع) نه تنها به این کار رضایت نداه بلکه بر آشفت و بر آنها فریاد زد: «این چه کاری بود که شما انجام دادید؟» عرض کردند: این کاری است که ما امیران خود را با آن بزرگ میداریم. امام فرمود: «به خدا سوگند. زمامداران شما از این کار بهرهای نمیگیرند و شما خود را در دنیا به رنج و در آخرت به بدبختی گرفتار میکنید! چه زیانبار است رنجی که دنبال آن کیفر خدا باشد و چه سودمند است آزادگی و آرامشی که در ی آن ایمنی از آتش دوزخ قرار گیرد.»
وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُوا۟ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِٱلْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ﴿٨٠﴾
3:80 · no commentary for this ayah
وَإِذْ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ لَمَآ ءَاتَيْتُكُم مِّن كِتَٰبٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَآءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِۦ وَلَتَنصُرُنَّهُۥ قَالَ ءَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِى قَالُوٓا۟ أَقْرَرْنَا قَالَ فَٱشْهَدُوا۟ وَأَنَا۠ مَعَكُم مِّنَ ٱلشَّٰهِدِينَ﴿٨١﴾
گرفته شدن پیمان الهی از پیامبران در باردٌ پیامبر اسلام(ص)
این آیه این نکته را بیان میکند که تمام پیامبران(ع)» طبق عهد و پیمانی که با خدا بستند» موظف بودند اگر پیامبری از پیامبران خدا را درک کردندء به او ایمان آورند و یاریاش کنند. مصداق روشن آَن» پیامبر اسلام(ص) است. روایات متعددی در این زمینه نقل شده که روشن میکند نه تنها خداوند در بارة شخص پیامبر(ص) پیمان گرفتهء در بارة وصی او نیز پیمان گرفته است. از امام صادق(ع) روایت شده است: «خداوند هیچ > **پانوشت صفحه (منابع):** > پیامبری دا مبعوث نکرد مگر اینکه از او پیمان گرفت که به نبوت محمد(ص) و پیشوایی علی(ع) ایمان > بیاورد.» > ۱- نمونه جچ۲ء ص ۶۳۰ ۲- پیشین» ص ۶۳۱ ۳ اطیبالبیان» چ۳, ص ۷۶۱ > ۴ نمونهء ج۲» ص ۶۳۵ > ۲- پیشین» ص ۶۳۱ > ۵ المیزان» چ ۳ ص ۳۸۱ > ۳ اطیبالبیان» ج۳ء ص ۲۶۱ > ۶- منشور جاویدء ج۶» ص ۱۰ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
فَمَن تَوَلَّىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَٰسِقُونَ﴿٨٢﴾
3:82 · no commentary for this ayah
أَفَغَيْرَ دِينِ ٱللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُۥٓ أَسْلَمَ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ﴿٨٣﴾
3:83 · no commentary for this ayah
قُلْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَآ أُنزِلَ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطِ وَمَآ أُوتِىَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَٱلنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُۥ مُسْلِمُونَ﴿٨٤﴾
اسباط
کلمة آسباطء جمع سبط به معنای توسعه و گسترش چیزی به آسانی و راحتی است. به فرزندان - به ویژه نوهها - و شاخههای یک خاندان» سبط و اسباط گفته میشود!. منظور از اسباط در این آیهء پیامبران از نسل حضرت یعقوب(ع) یا پیامبران از طایفههای بنیاسرائیل هستند؛ مانند: داوودء سلیمان, یونس» ایوب و غیر ایشان.
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ ٱلْإِسْلَٰمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ﴿٨٥﴾
برترین آیین
این آیه. مفهوم عام اسلام را که همان تسلیم بودن در مقابل حق استء به مفهوم خاص آن یعنی آیین اسلام منتقل میکند که کاملترین نمونة آن است و میگوید: امروز جز آیین اسلام از هیچ کس پذیرفته نیست و در عین محترم بودن همه ادیان الهی» برنامةٌ امروز بشرء اسلام است. همان گونه که دانشجویان دورةٌ دکتری در عین احترام به تمام دروس که در مقاطع گوناگون تحصیلی مانند ابتدایی» راهنمایی» دبیرستان» لیسانس و... خواندهاند» تنها دروس سطح دورةٌ خودشان را باید دنبال کنند و پرداختن به غیر از آن جز زیان و خسارت چیزی نخواهد داشت, آنها هم که با تقلید نابجا و تعصب جاهلی و مسائل نژادی و خرافات خود بسازند و پشت به این آیین کنند بدون شک گرفتار زیان و خسران خواهند شد و جز تأسف و ندامت از بر باد دادن سرمایههای عمرء نتیجهای نخواهند کَرفت.
كَيْفَ يَهْدِى ٱللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا۟ بَعْدَ إِيمَٰنِهِمْ وَشَهِدُوٓا۟ أَنَّ ٱلرَّسُولَ حَقٌّ وَجَآءَهُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴿٨٦﴾
3:86 · no commentary for this ayah
أُو۟لَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ ٱللَّهِ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ﴿٨٧﴾
لعنت همگانی بر کافران لجوج
لَعْن به معنای طرد و دور کردن آمیخته با خشم و غضب است و «لعنة اللّه» به معنای دور کردن افراد از سوی خداوند از رحمت خویش است. در مورد فرشتگان و مردم اما به معنای خشم و تنفر و طرد معنوی یا تقاضا از خداوند در بارة دور کردن این گونه افراد از رحمت است. آری» مرتدان ظالم و ستمگر که آگاهانه راه کفر و تکذیب را پیمودهاند» چنان در فساد و گناه فرو میروند که مورد نفرت همةٌ افراد عاقل اعم از انسان و فرشتگان» بلکه بالاتر از آن» مورد خشم و غضب پروردگار قرار میگیرند. ممکن است این سوّال به ذهن برسد که قرآن میفرماید همةٌ مردم» کسانی را که بعد از ایمان کافر شدهانده لعنت میکنند؛ در حالی که کافران نیز جزء مردماند و بیشک کافران خودشان را لعنت نمی کنند. در یاسخ باید کَفت که اصل لعنت الهی در قیامت أشکار مشود؛ جراکه در دنیا کافران هم مورد رحمت عام الهی هستند؛ اما در قیامت» هیچ رحمتی برای آنان نیست و حتی خود کافران نیز یکدیگر را لعنت میکنند؛ چنان که قرآن در یه ۳۵ سورةٌ عنکبوت از زبان حضرت ابراهیم(ع) که مشرکان را مورد خطاب قرار داده بود» میفرماید: «شما غیر از خدا بتهایی برای خود انتخاب کردهاید که مایةٌ دوستی و محبت میان شما در زندگی دنیا باشد. سپس روز قیامت از یکدیگر بیزاری میجویید و یکدیگر را لعنت میکنید و جایگاه همه شما آتش است و هیچ یار و یاوری برای شما نخواهد بود.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۶» ص ۴۱۱ ۲ المیزان» ج۳ء ص ۳۸۶ ۳ نمونه ج ۰۲ ص ۶۴۵ > ۴ پیشین» ص ۶۴۹ ۵ اطیبالبیان» ۰۲ ص ۲۶۹ > ۲ المیزان» ج۳ء ص ۳۸۶ > ۵- اطیبالبیان» ج۲. ص ۲۶۹ > ۳ نمونه ج۲ء ص ۶۴۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ ٱلْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ﴿٨٨﴾
3:88 · no commentary for this ayah
إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿٨٩﴾
3:89 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بَعْدَ إِيمَٰنِهِمْ ثُمَّ ٱزْدَادُوا۟ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلضَّآلُّونَ﴿٩٠﴾
3:90 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ ٱلْأَرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ ٱفْتَدَىٰ بِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴿٩١﴾
3:91 · no commentary for this ayah
لَن تَنَالُوا۟ ٱلْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا۟ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِن شَىْءٍ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌ﴿٩٢﴾
عامل مهمی در رسیدن به حقیقت نیکوکاری
«بر» به معنای وسعت و افزونی در خیر و خوبی است و این معنا شامل همةٌ خوبیهای قلبی و عملی میشود. در آَیةٌ ۱۷۷ سورةٌ بقره آمده است: «نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورده و مال (خود) را با همة علاقهای که به آن دارد. به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه خدا و سائلان و بردگان انفاق میکند و نماز را بر پا میدارد و زکات را میپردازد. (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بسته اند - وفا میکنند و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ استقامت به خرج میدهند. اینها کسانی هستند که راست میگویند و اینها هستند پرهیزگاران.» این آیه» تمام خوبیها را به اختصار ذکر فرموده و معنای جامع بر را بیان کرده است. این آیه نیز یکی از ارکان و پایههای رسیدن به بر و تمام خوبیها را این میداند که انسان موْمن از آنچه که دوست میدارد» انفاق کند و دلیل تأکید بر این نکته نیز این است که دل کندن از مال بسیار دشوار است و کسی که حاضر باشد از مال و دارایی خود دل بکندء گامی بلند در حرکت به سمت قلّة خوبها برداشته است.!
كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوْرَىٰةُ قُلْ فَأْتُوا۟ بِٱلتَّوْرَىٰةِ فَٱتْلُوهَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ﴿٩٣﴾
حلال بودن همة غذاها در ابتدا برای بنیاسرائیل
این آیه به یکی از شبهات یهود پاسخ میدهد. قصه از این قرار است که خداوند در آَیةٌ ۱۶۰ سورهٌ نساء میفرماید: «یه خاطر ظلمی که از بهود صادر شد, بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود. حرام کردیم.» بهودیان به این آیه اعتراض کردند و گفتند: این مطلب دروغ است؛ چرا که برخی از غذاهای پاکیزه مانند گوشت شتر از ابتدا بر یهود حرام بود. قرآن در این آیه در پاسخ میفرماید که تمام غذاها از ابتدا بر بنیاسرائیل حلال بود و بعداً برخی از آنها حرام شد. تنها حضرت یعقوب(ع) برخی از غذاها را - مثل گوشت شتر - بر خودش (نه دیگران) ممنوع کرد و طبق روایات به این دلیل گوشت شتر را بر خود حرام کرد که هرگاه او از گوشت شتر میخوردء دردی که در کمر داشتء» شدت میگرفت؛ اما حضرت آن را حرام.
فَمَنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴿٩٤﴾
3:94 · no commentary for this ayah
قُلْ صَدَقَ ٱللَّهُ فَٱتَّبِعُوا۟ مِلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ﴿٩٥﴾
3:95 · no commentary for this ayah
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَٰلَمِينَ﴿٩٦﴾
بّکُه
زمین خانةٌ خدا را بکّه نامیدهاند که به معنای ازدحام و شلوغی است. این تعبیر» نشاندهندة شلوغی و ازدحام جمعیت در خانةٌ خدا برای عبادتء نمازه طواف و... است ۰"
اولین خانه برای عبادت خدا
در ذیل این آیه از امام علی(ع) روایت شده: «خانههایی قبل از مکه وجود داشته است؛ ولی اولین خانهای که برای عبادت خدا قرار داده شده, کعبه است.» از روایات استفاده میشود که بنای کعبه از زمان حضرت آدم(ع) وجود داشته و مورد احترام بوده است؛ چنان که از امام علی(ع) نقل شده است: «آیا نمیبینید که خدای پاک پیشینیان از زمان آدم - درود خدا بر او باد -تا آخرین انسان این عالم را به سنگهایی آزمود 6 جالب توجه این است که کعبه در نزد همةٌ ادیان جایگاه محترمی داشته و دارد؛ جنان که محققان کَفته اند که هندوها، صابئان فارسی زبان، کلدانیان، زردشتیان، یهودیان، مسیحیان و عرب جاهلیء هر کدام به دلیل و عقیدهای خاص» کعبه را محترم میشمردند و آن را ارج مینهادند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۳» ص ۳۹۴ > ۱- المیزان» ج۳. ص ۳۹۴ ۲- پیشین» صص ۴۰۰ - ۳۹۵ ۳ پیشین» ص ۴۰۱ > ۴ پیشین» ص ۴۰۷ ۵- نیجالبلاغه» خطبة ۲۳۴ ۶-المیزان» ج۳. ص ۴۱۴ > ٣- پیشین، ص ٢٠١ > ۶- المیزان» ج۰۳ ص ۴۱۴ > و۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Mīzān.
فِيهِ ءَايَٰتٌۢ بَيِّنَٰتٌ مَّقَامُ إِبْرَٰهِيمَ وَمَن دَخَلَهُۥ كَانَ ءَامِنًا وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلْبَيْتِ مَنِ ٱسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنِ ٱلْعَٰلَمِينَ﴿٩٧﴾
3:97 · no commentary for this ayah
قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا تَعْمَلُونَ﴿٩٨﴾
3:98 · no commentary for this ayah
قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنْ ءَامَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَآءُ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ﴿٩٩﴾
3:99 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تُطِيعُوا۟ فَرِيقًا مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَٰنِكُمْ كَٰفِرِينَ﴿١٠٠﴾
3:100 · no commentary for this ayah
وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُۥ وَمَن يَعْتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدْ هُدِىَ إِلَىٰ صِرَٰطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴿١٠١﴾
3:101 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ﴿١٠٢﴾
درجات تقوی
تقوای الهی به معنای برکناری و حفظ کردن خود از عذاب خداوند است و با اطاعت و خضوع در برابر دستورهای الهی و شکر نعمتها تحقق مییابد. این ایه. موّمنان را به داشتن «حق تقوی» که بالاترین درجة آن است» دعوت میکند. حق تقوی» اطاعت محض و خضوع کامل در برابر دستورهای خداوند است. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «حق تقوی و پرهیزگاری این است که پیوسته فرمان خدا اطاعت شود و هیچگاه معصیت نشود؛ همواره او یاد شود و فراموش نشود؛ همیشه در برابر نعمتهای او شکرگزاری شود و کفران نعمت او نشود.» مسلّم است که تقوی مراتب و درجات متعددی دارد و این آیه به بالاترین درجةٌ آن اشاره میکند؛ درحالی که بسیاری از مردم» توانایی چنین تقوایی را ندارند. به همین دلیل, خداوند در أَیةٌ ۱۶ سورة تغابن میفرماید: «تا آنجا که توانایی دارید» تقوی پیشه کنید.» این آیه» در حقیقت» راه رسیدن به درجات حق تقوی را - که در آَیةٌ ۱۰۲ سورةٌ آل عمران آمده است - بیان میکند. در روایتی از امام علی(ع) میخوانیم: «به خدا قسم, هیچ کسی جز اهل بیت پیامبر (به طور کامل) به این آیه عمل نکرد. ما خدا را به یاد داریم و او را فراموش نمیکنیم. ما خدا را شکر میکنیم و هرگز ناسپاسی نمیکنیم و ما خدارا اطاعت میکنیم و هرگز او را نافرمانی نمیکنیم.» سپس امام فرمود: «هنگامی که این آیه نازل شد. اصحاب پیامبر(ص) عرض کردند: ما طاقت حق تقوی را نداریم. پس خدا (تخفیف داد و) این آیه را نازل فرمود: «تا آنجا که توانایی دارید تقوی پیشه کنید.»»
وَٱعْتَصِمُوا۟ بِحَبْلِ ٱللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا۟ وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِۦٓ إِخْوَٰنًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ﴿١٠٣﴾
ریسمان خدا
از قرآن و روایات معصومین(ع) چنین استفاده میشود که منظور از «حبلالله»» هر گونه وسیلةٌ ارتباط با ذات پاک خداوند است و اگر در روایات به قرآن یا اهل بیت(ع) تفسیر شده» به این دلیل است که قرآن و اهل بیت» مهمترین پل ارتباطی بین انسانها و خداوند متعال هستند. کته جالب توجه اینکه تعبیر حبلالله در بارةٌ این امورء اشاره به این حقیقت است که انسان در شرایط عادی و بدون داشتن مربّی و راهنماء در قعر درَةٌ طبیعت و چاه غرایز سرکش و جهل و نادانی باقی خواهد ماند و برای نجات از این درّه و در آمدن از این چاه به رشته و ریسمان محکمی نیاز دارد که به آن چنگ بزند و بیرون اید. این رشتةٌ محکم» همان ارتباط با خدا از طریق قرآن و آورندة قرآن و جانشینان واقعی اوست که مردم را از سطوح پایین و پست بالا میبرد و به آسمان تکامل معنوی و مادی میرساند.
گوشهای از وضعیت فجیع عرب جاهلی
خداوند با این جمله که میفرماید «شما بر لب حفرهای از آتش بودید» به وضعیت فجیع و اسفناک عرب جاهلی اشاره میکند. مورّخان در بارهٌ عرب قبل از بعفت» سخنان فراوانی گفتهاند. امام علی(ع) که آگاهترین فرد امت اسلامی پس از پیامبر(ص) است» در جملاتی کوتاه وضعیت عرب جاهلی را چنین بیان میفرماید: «خداوند. محمد(ص) را برانگیخت که بیمدهندةٌ جهانیان و امین وحی او باشد و شما ملّت عرب. پیش از آن, بدترین آیین را داشتید و در بدترین خانهها به سر میبردید و در زمینهای سنگلاخ و ناهموار میزیستید و با مارهای زهردار همخانه بودید. آبی تیره و ناگوارا مینوشیدید و خوراکی درشت و خشن میخوردید و خون یکدیگر را میریختید و از خویشاوندان خود بریده بودید. بتان در میان شما برپا بودند و خود غرق در گناه بودید.» المیزان» جچ۳. ص ۴۲۰ و ۴۳۲ ۲ نمونه» ید ص ۳۱ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۳. ص ۴۲۰ و ۴۳۲ ۲- نمونهء چ۳, ص ۴۱ ۳ نهجالبلاغه, خطبةٌ ۲۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Nahj al-Balāgha.
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى ٱلْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ﴿١٠٤﴾
3:104 · no commentary for this ayah
وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ تَفَرَّقُوا۟ وَٱخْتَلَفُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ وَأُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴿١٠٥﴾
3:105 · no commentary for this ayah
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَٰنِكُمْ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ﴿١٠٦﴾
3:106 · no commentary for this ayah
وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱبْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِى رَحْمَةِ ٱللَّهِ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴿١٠٧﴾
3:107 · no commentary for this ayah
تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِٱلْحَقِّ وَمَا ٱللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَٰلَمِينَ﴿١٠٨﴾
3:108 · no commentary for this ayah
وَلِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ﴿١٠٩﴾
روزی که تمام اختیارات انسان گرفته میشود
مفسران در بارة منظور این قسمت از آیه که میفرماید «و همةٌ کارها به سوی خدا باز گردانده میشود» گفتهاند که تمام کارها و اختیارات انسانها از ایشان گرفته خواهد شد و به خدا بازگردانده میشود؛ چنان که در أَیةٌ ۱۶ سورة موّمن آمده است: «(در روز قیامت گفته میشود:) امروز حکومت برای کیست؟ برای خداوند یکتای قهار است.»
كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَوْ ءَامَنَ أَهْلُ ٱلْكِتَٰبِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ ٱلْفَٰسِقُونَ﴿١١٠﴾
بهترین امت
این یه به همه مسلمانها خطاب میکند و آنان را بهترین امّتی معرفی میکند که در میان انسانها آفریده شدهاند. روشن است که برتری مسلمانها بر دیگر امتهاء به دلیل رواج امر به معروف و نهی از منکر در بین آنها و ایمان واقعی به خداست و مسلمانان تا زمانی یک امت ممتاز محسوب میگردند که دعوت به سوی نیکیها و مبارزه با فساد را فراموش نکنند و اگر روزی این وظیفه را فراموش کنند»ء دیگر بهترین امّت نخواهند بود. ممکن است این سوّال به ذهن برسد که چرا در یه ۱۰۴ همین سوره» امر به معروف و نمی از منکرء وظیفةٌ گروه خاصی از مسلمانها بیان شده؛ اما این آیه» همة مسلمانها را مخاطب قرار داده است. در پاسخ باید گفت که أَیةٌ ۱۱۰ به مرحلة فردی اشاره دارد که محدودة آن دل و زبان است و همه مسلمانها در این مرحله موظفاند که امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ اما برخورد قانونمند با منکرات که گاهی با اعمال زور و قانون همراه استء از شئون حکومت اسلامی و حاکم شرع است و بدون اجازةٌ حاکم شرع» هیچ شخصی مجاز به امر به معروف و نهی از منکر عملی نیست. به هرحال, امر به معروف و نهی از منکرء وظیفةٌ دینی بسیار مهمی است که ضامن سلامت و سعادت جامعه است. امام باقر(ع) در اهمیت این موضوع میفرماید: «امر به معصروف و نهی از منکر, واجب بزرگ الهی است که بقیةٌ واجبات به وسیلة آن بر پا میشود.ء و به وسیلةٌ آن, راهها امن کسب و کار مردم؛ حلال و حقوق افراد تأأمین میگردد و در سایةٌ آن» زمینها آباد میشود و از دشمنان انتقام گرفته میشود و در پرتو آن» همة کارها سامان مییاید.» امام علی(ع) نیز در اهمیت این وظیفة دینی فرموده است: «همةٌ اعمال نیکو و جهاد در راه خداء در کنار امر به معروف و نهی از منکر, چون انداختن قطرهای است بر دریای موّاج و پهناور.» باید دانست که امر به معروف و نهی از منکرء هیچ منافاتی با آزادی و اختیار خدادادی انسانها ندارد و در حقیقت ضامن زندگی سعادتمندانة انسانها همراه با آزادی آنهاست. پیامبر اکرم(ص) این نکته را به زیبایی چنین بیان فرموده است: «یک فرد گناهکار در میان مردم؛ همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود و هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد. تبری بردارد و به سوراخ کردن جایی بپردازد که در آن نشسته است. اگر به او اعتراض کنند. در جواب بگوید که من در سهم خودم تصرف میکنم. اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند, طولی نمیکشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ میکند و یکباره همگی در دریا غرق میشوند.» پیامبر(ص) با این مثال جالب» منطقی بودن وظیفةٌ امر به معروف و نهی از منکر را مجسّم میکند و حق نظارت فرد بر اجتماع را یک حق طبیعی میداند که ناشی از پیوند سرنوشتهاست. اطیبالبیان» چ۳ء ص ۳۱۴ ۲ نمونه ج۳. ص ۵۰ و ۶۴ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۲- نمونهء ج۳ء ص ۵۰ و ۶۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
لَن يَضُرُّوكُمْ إِلَّآ أَذًى وَإِن يُقَٰتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ ٱلْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ﴿١١١﴾
3:111 · no commentary for this ayah
ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ ٱلذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوٓا۟ إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ ٱلنَّاسِ وَبَآءُو بِغَضَبٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ ٱلْمَسْكَنَةُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا۟ يَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقْتُلُونَ ٱلْأَنۢبِيَآءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا۟ وَّكَانُوا۟ يَعْتَدُونَ﴿١١٢﴾
3:112 · no commentary for this ayah
لَيْسُوا۟ سَوَآءً مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ يَتْلُونَ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ ءَانَآءَ ٱلَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ﴿١١٣﴾
3:113 · no commentary for this ayah
يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَيُسَٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَأُو۟لَٰٓئِكَ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴿١١٤﴾
3:114 · no commentary for this ayah
وَمَا يَفْعَلُوا۟ مِنْ خَيْرٍ فَلَن يُكْفَرُوهُ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلْمُتَّقِينَ﴿١١٥﴾
3:115 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَن تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوَٰلُهُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا وَأُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴿١١٦﴾
3:116 · no commentary for this ayah
مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِى هَٰذِهِ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ﴿١١٧﴾
3:117 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا۟ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ ٱلْبَغْضَآءُ مِنْ أَفْوَٰهِهِمْ وَمَا تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلْـَٔايَٰتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ﴿١١٨﴾
مسلمانان, اسرار خود را نزد کافران فاش نکنند
در شأن نزول این آیه آمده است که عدهای از مسلمانان» به سبب قرابت یا همسایگی یا حق رضاع یا پیمانی که پیش از اسلام بسته بودند. با پهودیان دوستی داشتند و به قدری با آنها صمیمی بودند که اسرار مسلمانان را به آنان میگفتند و بدین وسیله» قوم یهود که دشمن سرسخت اسلام و مسلمین بودند و به ظاهر خود را دوست مسلمانان معرفی میکردندء از اسرار مسلمانان مطلع میشدند. این آیه نازل شد و به آنان هشدار داد که چون آنان در دین شما نیستند» نباید آنها را محرم اسرار خود قرار دهید؛ زیرا آنان در بارة شما از هیچ شر و فسادی کوتاهی نمیکنند و میخواهند شما همیشه در رنج و عذاب باشید.
هَٰٓأَنتُمْ أُو۟لَآءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِٱلْكِتَٰبِ كُلِّهِۦ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوْا۟ عَضُّوا۟ عَلَيْكُمُ ٱلْأَنَامِلَ مِنَ ٱلْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا۟ بِغَيْظِكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴿١١٩﴾
3:119 · no commentary for this ayah
إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا۟ بِهَا وَإِن تَصْبِرُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْـًٔا إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ﴿١٢٠﴾
3:120 · no commentary for this ayah
وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ ٱلْمُؤْمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلْقِتَالِ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴿١٢١﴾
دومین نبرد مسلمانان با مشرکان
محور اصلی بحثء از این آیه تا چند یه بسدء جنگ أُحد است. پس از جنگ بدر و شکست مشرکان مکه به دست لشکر کوچک اسلامء مشرکان تصمیم به انتقام گرفتند و در سال سوم هجری قمری, با لشکر عظیمی, مرکّب از سه هزار سوار و دو هزار پیاده» به سمت مدینه و با هدف نابود کردن پیامبر و مسلمانان رهسپار شدند. پیامبر(ص) پس از شنیدن این خبرء مسلمانان را جمع کرد و در بارة محل جنگ با آنان مشورت کرد. برخی بر آن بودندکه مسلمانان در شهر بمانند و در کوچههای تنگ شهر بجنگند؛ چرا که در آن صورت حتی پیرمردها و زنها نیز میتوانستند در جنگ شرکت کنند. برخی دیگر اما طرفدار جنگ در خارج از شهر بودند. در آخر تصمیم بر این شد که در خارج شهر نبرد کنند. پس پیامبر(ص) همراه چند نفر خارج شدند تا محل اردوگاه مسلمانان را در جنگ انتخاب کنند. این آیه به همین مطلب اشاره دارد. به هر حالء پیامبر(ص) همراه هزار نفر از مدینه برای جنگ خارج شدند که سیصد نفر آنها به سرکردگی عبدالله بن یی به بهانةٌ مخالفت با نبرد در خارج از مدینه در همان ابتدا از آنها جدا شدند و لشکر هفتصد نفری مسلمانان در برابر سپاه پنج هزار نفری مشرکان قرار گرفت. چون محل مواجهةٌ دو لشکرء کنار کوه احد بودء پیامبر «عبدالله بن جُبّیر» را با پنجاه نفر تیرانداز ماهر مأمور کرد که در دهانة کوه قرار گیرند و به آنها اکیداً توصیه کرد که در هر حال از جای خود تکان نخورند و پشت سر سپاه را حفظ کنند. در ابتدای جنگه مسلمانان توانستند به خوبی بر مشرکان غلبه کنند. هنگامی که تیراندازان حاضر در گردنه این وضعیت را دیدندء بیشترشان به طمع غنایم جنگیء پستهای خود را ترک کردند و به پایین کوه آمدند. در این هنگام» گروهی از مشرکان که به سرکردگی خالد بن ولید در کمین نشسته بودندء کوه را دور زدند و از پشت به سپاه اسلام یورش بردند و روند برد را به نفع خود تغییر دادند. اکثر مسلمانان فرار کردند و عدة کمی که در راأس آنان علی(ع) بوده به محافظت از پیامبر اکرم(ص) پرداختند. بدین ترتیب» مسلمانها به خاطر نافرمانی گروهی از دستور پیامبر(ص) در این جنگ شکست خوردند و با هفتاد کشته و عدة زیادی مجروح به مدینه بازگشتند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه» ید ص ۸۰ > ۱- نمونهء ج ۳ ص ۸۰ ۲ المیزان» ج۴ء ص ۱۱ و نمونهء ج۳ ص ۸۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلَا وَٱللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ﴿١٢٢﴾
دو طایفهای که نزدیک بود سستی نشان دهند
طبق نقل تاریخء دو طایفهای که در این آیه به آنهما اشاره شده استء طایفههای «بنوسلّمه» از قبیلةٌ اوس و «بنوحارثه» از قبیلةٌ خزرج بودند. دلیل تصمیم آنها در امر جهاد این بود که آنها از طرفداران نظریةٌ جنگ در شهر بودند و پیامبر با نظر آنها مخالفشت کرده بود. بهعلاوه چنان که گفته شدء عبدالله بن آبی با سیصد نفر از پهودیانی که به لشکر اسلام پیوسته بودندء به دلیل مخالفت پیامبر با ماندن آنها در اردوگاه اسلام» به مدینه بازگشتند و همین موضوع» تصمیم آن دو طایفةٌ مسلمان را برای ادامةٌ راهی که در پیش گرفته بودند»ء سست کرد؛ اما از آیه استفاده میشود که آن دو طایفه خیلی زود از تصمیم خود بازگشتند و به همکاری با مسلمانان ادامه دادند.
وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴿١٢٣﴾
امداد فرشتگان
مسلمانان در جنگ بدر نسبت به کفار در اقلیت و ضعف بودند. به نقل تاریخء آنما سیصد و سیزده نفر بودند که چند اسب و شمشیر بیشتر نداشتند؛ در حالی که شمار مشرکان نزدیک به هزار نفر با اسلحه و تجهیزات کامل جنگی بود. خداوندء مسلمانان را با چند چیز یاری کرد: یکی» ایجاد ترس در دل کافران و دیگرء تقویت دلهای موّمنان و.... از امدادهای عجیب خداوند در جنگ بدر, فرستادن فرشتگان برای یاری مومنان بود. از آیات قرآن استفاده میشود که وظیفة اصلی فرشتگان» تقویت روحیه و دلگرم کردن مسلمانها در جنگ بوده است.
إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٍ مِّنَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ﴿١٢٤﴾
3:124 · no commentary for this ayah
بَلَىٰٓ إِن تَصْبِرُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَٰذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ ءَالَٰفٍ مِّنَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴿١٢٥﴾
3:125 · no commentary for this ayah
وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦ وَمَا ٱلنَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ ٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَكِيمِ﴿١٢٦﴾
3:126 · no commentary for this ayah
لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُوا۟ خَآئِبِينَ﴿١٢٧﴾
3:127 · no commentary for this ayah
لَيْسَ لَكَ مِنَ ٱلْأَمْرِ شَىْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَٰلِمُونَ﴿١٢٨﴾
3:128 · no commentary for this ayah
وَلِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿١٢٩﴾
3:129 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَأْكُلُوا۟ ٱلرِّبَوٰٓا۟ أَضْعَٰفًا مُّضَٰعَفَةً وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴿١٣٠﴾
نمهی تدریجی ربا
روش قرآن در مبارزه با انحرافات اجتماعی, آمادهسازی و روشن کردن تدریجی افکار عمومی در مورد زشتی و زیانهای یک عمل فاسد است و پس از آن» تحریم نهایی آن عمل؛ به ویژه در مواردی که آلودگی به گناه در جامعه وسعت و کثرت دارد. ربا از جمله مفاسد اجتماعی بود که به شدت در میان عرب جاهلی شیوع داشت و سرچشمة بسیاری از بدبختیهای آنان نیز بود. به همین دلیل» قرآن برای ریشهکن کردن رباخواری» حکم تحریم آن را در چهار مرحله بیان فرمود: ۱- در یه ۳۹ سورةٌ روم» نخست در بارة ربا به یک پند اخلاقی قناعت شده است: «آنچه [به قصد ربا] ربا میدهید تا در اموال مردم سود و افزایش یابد. نزد خدا فزونی نخواهد یافت. و آنچه را به عنوان زکات میپردازید و تنها رضای خدا را میطلبید (مایةٌ برکت است). کسانی که چنین کنند. دارای پاداش مضاعفاند.»؛ ۲- در أَیةْ ۱۶۱ سور نساء ضمن انتقاد از عادات و رسوم غلط یهود»ء به عادت زشت رباخواری آنها اشاره میکند و میفرماید: «یکی دیگر از عادات بد آنها این بود که ربا میخوردند؛ با اینکه از آن نهی شده بودند.»؛ ۳- در آیات ۲۷۵ تا ۲۷۹ سورةٌ بقره» هر گونه رباخواری به شدت ممنوع اعلام شده و در حکم جنگ با خدا و پیامبر او ذکر گردیده است؛ ۴ در این یه حکم تحریم ربا به صراحت ذکر شده؛ اما تنها به نوعی از انواع ربا و نوع شدید و فاحش آن اشاره شده است. منظور از ربای فاحش این است که سرمایه به شکل تصاعدی در مسیر ربا سیر کند؛ یعنی سود در مرحلةٌ نخستین با اصل سرمایه ضمیمه شود و مجموعاً مورد ربا قرار گیرد و به همین ترتیب» در هر مرحله» سود به اضافة سرمایه» سرمایة جدیدی را تشکیل دهد و در مدت کمی, از راه تراکم سود مجموع بدهی بدهکار به چندین برابر اصل بدهی افزایش یاید و او را به کلی از زندگی ساقط کند. از روایات و تواریخ استفاده میشود که در زمان جاهلیت معمول بود که اگر بدهکار در زمان مقرر نمیتوانست بدهی خود را بپردازد از طلبکار تقاضا میکرد که مجموع سود و بدهی را به شکل سرمایة جدیدی به او قرض بدهد و سود آن را بگیرد. در عصر ما نیز این رباخواری بسیار ظالمانه فراوان است. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «کسی که ربا بخورد. خداوند شکمش را به همان اندازه که ربا خورده است. از آتش جهنم پر میکند و اگر از ربا مالی به دست آورد. خدا هیچ عملی را از او نمیپذیرد و همواره در لعنت خدا و فرشتگان خداست تا وقتی که با او قیراطی از ربا باشد.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, ج۳ء ص ۸۶ > ۴ نمونه» ۳ ص ۱.۶ > ۱- نمونهء چ۳. ص ۸۶ ۲ اطیبالبیان» جچ۳. ص ۳۳۵ ۳ نمونه, ج۷» ص ۱۰۵ > ۵ سفینةالبحارء ۳ ص ۲۹۶ > ٣- نمونه، ج٧، ص ١٠٥ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān, Biḥār al-Anwār, Safīnat al-Biḥār.
وَٱتَّقُوا۟ ٱلنَّارَ ٱلَّتِىٓ أُعِدَّتْ لِلْكَٰفِرِينَ﴿١٣١﴾
3:131 · no commentary for this ayah
وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ﴿١٣٢﴾
3:132 · no commentary for this ayah
وَسَارِعُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ﴿١٣٣﴾
آیا بهشت و دوزخ هم اکنون موجودند؟
ممکن است با خواندن این آیه این سؤال پیش آید که آیا بهشت و دوزخ هماکنون آفریده شدهاند و وجود خارجی دارند یا بعداً در پرتو اعمال مردم ایجاد میشوند و نیز با توجه به این که قرآن میفرماید «وسعت بهشت به اندازةٌ آسمان و زمین است» بهشت در کجا قرار دارد. اکثر دانشمندان اسلامی با توجه به یات و روایات بر آناند که بهشت و دوزخ هماکنون وجود دارند و در درون و باطن این جهان هستند. ما این آسمان و زمین و کرات گوناگون را با چشم خود میبینیم؛ اما عوالمی را که در درون این جهان قرار دارنده نمیبینیم و اگر دید و درک دیگری داشتیم» هماکنون میتوانستیم آنها را ببینیم؛ مانند بسیاری از امواج که با حواس پنجگانه درکشدنی نیستند؛ اما با گیرندههای مخصوص به خوبی درک میشوند. بعضی نیز در پاسخ این سوّال گفتهاند که عالم آخرت و بهشت و دوزخ» بر این عالم محیطاند و این عالم در دل آن قرار دارد و درست مثل جنینی که از عالم محیط خود بیخبر استء ما نیز از عالم محیط خود بیخبریم و از آن رو که انسان چیزی وسیعتر از آسمان و زمین نمیشناسد تا مقیاس سنجش قرار داده شود» قرآن» وسعت و عظمت بهشت را به پهنة آسمان و زمین تشبیه کرده است؛ همانطور که اگر میخواستیم با کودکی سخن بگوییم که در رحم مادر قرار دارد» میبایست با منطقی صحبت میکردیم که برای او در آن محیط درکشدنی باشد. به هر حال» بهشت آنقدر بزرگ است که از امام صادق(ع) نقل شده است: «بوی خوش بهشت از فاصلة هزار سال راه به مشام میرسد و اگر تمام جنیان و انسانها در خانهٌ کسی که پایینترین درجه را در بهشت دارد, میهمان شوند. او تمام آنها را با خوراکیها و نوشیدنیهای گوارا پذیرایی میکند و چیزی از آنچه نزد اوست. کاسته نمیشود.» آری» همةٌ اهل دنیا در خانةٌ یک بهشتی جای میگیرند؛ زیرا خانهاش به اندازةٌ نظام کیهانی وسیع است؛ نه این که وسعت مجموع بهشت که برای همةٌ بهشتیان است. به اندازة آسمانها و زمین باشد؛ بلکه وسعت بهشت هر موّمن» به اندازة مساحت نظام کیهانی است. آیا انسان عاقل هرگز حاضر میشود که آن جهان باعظمت را بدهد و این جهان فرومایه را بگیرد؟
ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِى ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلْكَٰظِمِينَ ٱلْغَيْظَ وَٱلْعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ﴿١٣٤﴾
3:134 · no commentary for this ayah
وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا۟ فَٰحِشَةً أَوْ ظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ ذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا۟ عَلَىٰ مَا فَعَلُوا۟ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴿١٣٥﴾
خننی کنندةٌ توطهٌ شیطان
از امام صادق(ع) نقل شده است: «هنگامی که این آیه نازل شد و گناهکاران توبهکار را به آمرزش الهی نوید دادء ابلیس سخت ناراحت شد و تمام یاران خود را با صدای بلند به تشکیل انجمنی دعوت کرد. آنها از وی دلیل این دعوت را پرسیدند. او از نزول این آیه اظهار نگرانی کرد. یکی از پاران او گفت: من با دعوت انسانها به این گناه و آن گناه تأثیر این آیه را خنشی میکنم. ابلیس پیشنهاد او را نپذیرفت. دیگری نیز پیشنهادی شبیه آن کرد که آن هم پذیرفته نشد. در این میان, شیطانی کهنه کار به نام وسواس خنّاس گفت: من مشکل را حل میکنم. ابلیس گفت: از چه راه؟ گفت: فرزندان آدم را با وعدهها و آرزوها به گناه آلوده میکنم و هنگامی که مرتکب گناهی شدند. یاد خدا و بازگشت به سوی او را از خاطر آنها میبرم. ابلیس گفت: راه همین است و این مأموریت را تا پایان دنیا بر عهد او گذاشت.»
اصرار بر گناه؛ مغایر با استغفار
این جمله از آّیه که میفرماید «و بر گناه اصرار نمیکنند»» این نکته را روشن میکند که اصرار و پافشاری بر گناه» با استغفار و طلب آمرزش از خدا به کلی منافات دارد. از امام صادق(ع) نقل شده است: «کسی که بر گناه پافشاری کند و در عین حال استغفار کند, همانند ریشخندکنندگان است.» همچنین از ایشان روایت شده است: «هیج گناه کوچکی با پافشاری و اصرار بر آن؛ دیگر کوچک نیست و هیچ گناه بزرگی با استغفار و طلب آمرزش, دیگر بزرگ نیست.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, ج۳. ص ۱۱۲ ۲ سفینقالبحارء چ۱ء ص ۶۶۹ > ۳ تفسیر موضوعی» چ۶» ص ۳۳و ۳۴ ۴ نمونه, ج۳. ص ۱۲۱ > ۵- اطیبالبیان» ج۳. ص ۳۶۲ ۶- المیزان» ج۴. ص ۲۶ > ۲- سفینقالبحاره ج ۰ ص ۶۶۹ > ٣- نمونه، ج٣، ص ١٢١ > ۶- المیزان» ج۴ ص ۲۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān, Tafsīr-i Mawḍūʿī, Biḥār al-Anwār.
أُو۟لَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّٰتٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ ٱلْعَٰمِلِينَ﴿١٣٦﴾
3:136 · no commentary for this ayah
قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُكَذِّبِينَ﴿١٣٧﴾
3:137 · no commentary for this ayah
هَٰذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ﴿١٣٨﴾
3:138 · no commentary for this ayah
وَلَا تَهِنُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴿١٣٩﴾
3:139 · no commentary for this ayah
إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ ٱلْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُۥ وَتِلْكَ ٱلْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ ٱلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَآءَ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴿١٤٠﴾
3:140 · no commentary for this ayah
وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَيَمْحَقَ ٱلْكَٰفِرِينَ﴿١٤١﴾
گردش روزگار؛ خالص کنندةٌ موْمنان
تمحیص - که فعل «یْمَحّص» از آن گرفته شده -به معنای خالص کردن چیزی از ناخالصیهایی است که از بیرون به آن وارد شده است. خداوند در این آّیات روشن میکند که یکی از نتایج گردش روزگار - و این که گاهی به سود انسان و گاهی به زیان اوست - این است که موّمنان از آلودگیها و ناخالصیها پاک میشوند. در روایات بسیاری نیز آمده که سختیها و مشکلات روزگار باعث پاک شدن موّمن از گناهان و آلودگیهای گذشته میشود. در روایتی از امام علی(ع) میخوانیم: «بندهای از شیعیان, به کاری که ما او را از آن نهی کردهایم, نزدیک نمیشود مگر اینکه قبل از مرگش به بلایی گرفتار شود تا گناهانش پاک گردد.» امام سپس برخی از گرفتاریها مانند گرفتاریهای مالیء جانی و.. را ذکر میکند و میفرماید: «این گرفتاریها بدان جهت است که هنگام ملاقات با خدا دیگر هیچ گناهی نداشته باشد و ممکن است گناهی از موْمنی باقی مانده باشد که در آن صورت جان دادن او سخت خواهد شد.»
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا۟ ٱلْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُوا۟ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴿١٤٢﴾
مزد سربلندی از امتحانهای الهی
قرآن کریم در این آیه و آیات دیگری بیان فرموده که اظهار اسلام با زبان به تنهایی کافی نیست و برای ورود به بهشت و رسیدن به سعادت ابدی» لازم است که مسلمانان امتحان شوند و راستگویان مجاهد از دروغگویان منافق جدا گردند. باید توجه داشت که آزمونهای الهی» جنبة پرورشی دارد؛ یعنی همانگونه که طلا را به بوته میبرند تا زیر فشار آتش بسوزد و خالص گردد یا سربازان را با کارها و اعمال سنگین و خشن تمرین مقاومت و پایداری میدهند تا سطح کارآیی آنها را بالا برند» آزمونهای المی نیز درست به همین صورت» انسانها را مقاومترء آگاهتر و خالصتر میکند. در یک کلمه آزمونهای الهی» وسیلة تکامل و پرورش روح و جسم انسان است. آری» قانون خدا بر این است که با امتحانات گوناگون» باطن و حقیقت افراد را مشخص کند و بساکه خدا به وسیلة یک بنده، هزاران نفر را آزمایش کند. برای مثال، با ثروتمند شدن یک نفر، همسر، فرزندان، خویشان، دوستان، دشمنان، همسایکَان و فقیران بسیاری امتحان می شوند؛ خود او نیز امتحان میشود که آیا شکر ثروتش را مینماید و از آن انفاق میکند یا نه. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.
وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ ٱلْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ﴿١٤٣﴾
3:143 · no commentary for this ayah
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ أَفَإِي۟ن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ ٱنقَلَبْتُمْ عَلَىٰٓ أَعْقَٰبِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيْـًٔا وَسَيَجْزِى ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ﴿١٤٤﴾
3:144 · no commentary for this ayah
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ كِتَٰبًا مُّؤَجَّلًا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ ٱلدُّنْيَا نُؤْتِهِۦ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ ٱلْـَٔاخِرَةِ نُؤْتِهِۦ مِنْهَا وَسَنَجْزِى ٱلشَّٰكِرِينَ﴿١٤٥﴾
فردپرستی ممنوع
نشر اکاذیب و تبلیغات دروغ در میدانهای نبرد»ء یکی از عوامل موّْثر در تضعیف روحیههاست و مشرکان از این حربه در اثنای نبرد احد استفاده کردند" و در حالی که آتش جنگ میان مسلمانان و بتپرستان به شدت شعلهور بودء ناگهان صدایی بلند شد و کسی گفت: محمد را کشتم.... جمعی از مسلمانان که اکثریت را تشکیل میدادند. به دست و پا افتادند و از میدان جنگ به سرعت خارج شدند؛ اما در مقابل آنهاء اقلیتی فداکار و پایدار همجون علی(ع) و ابودجانه و طلحه و بعضی دیگرء بقیه را به استقامت دعوت کردند. این ایه در این باره نازل گردید و دستةٌ یکم را سخت نکوهش کرد. فردپرستی» یکی از بزرگترین خطراتی است که مبارزات هدفدار را تهدید میکند. وابستگی به شخص معین» اگرچه پیامبر خاتم باشدء مفهومش پایان یافتن کوشش و تلاش برای پیشرفت به هنگام از دست رفتن آن شخص است و این وابستگی یکی از نشانههای بارز نبودن رشد اجتماعی است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۴» ص ۳۰ > ۴- پیام قرآن» ج۴. ص ۴۷۷ ۵- اطیبالبیان» ج۳. ص ۳۷۱ ۶- منشور جاویده چ۰۶ ص ۳۸۷ > ۷- نمونه» ج۳ء ص ۱۳۷ > ۲- سفینقالبحار» چ۰۱ ص ۳۹۴ > ۱- المیزان» ج۴ ص ۳۰ ۲- سفینقالبحار»ء ج 0 ص ۳۹۴ ۳ اطیبالبیان» ج۳. ص ۳۷۱ > ۳ اطیبالبیان» ج۳. ص ۳۷۱ > ۶- منشور جاویده چ۰۶ ص ۳۸۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān, Biḥār al-Anwār, Payām-i Qurʾān.
وَكَأَيِّن مِّن نَّبِىٍّ قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا۟ لِمَآ أَصَابَهُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا۟ وَمَا ٱسْتَكَانُوا۟ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ﴿١٤٦﴾
3:146 · no commentary for this ayah
وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّآ أَن قَالُوا۟ رَبَّنَا ٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِىٓ أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَ﴿١٤٧﴾
3:147 · no commentary for this ayah
فَـَٔاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ ثَوَابَ ٱلدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ ٱلْـَٔاخِرَةِ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ﴿١٤٨﴾
3:148 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تُطِيعُوا۟ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يَرُدُّوكُمْ عَلَىٰٓ أَعْقَٰبِكُمْ فَتَنقَلِبُوا۟ خَٰسِرِينَ﴿١٤٩﴾
اطاعت از کافران؛ با زگشت به گَذشتةٌ کفرآلود
از این آیه و چند أَیة بعد استفاده میشود که پس از جنگ احدء برخی از کفار که با موّمنان رو به رو میشدندء در لباس خیرخواهی به مسلمانان القا میکردند که جنگ با کفار قریش اشتباه بوده و به طور کلی جنگ و جهاد با کافران به صلاح آنان نیست و در آینده نباید دیگر حاضر به جهاد شوند. خلاصه, مطالبی به آنها میگفتند که باعث اختلاف و تفرقةٌ بین آنان شود و چه بسا آیات ۳ و ۱۷۵ همین سوره به این موضوع اشارهای داشته باشد؛ زیرا در این آیات» سخن از ترساندن موْمنان از سوی شیطان و شیطانصفتان و بازداشتن آنها از جهاد به میان آمده است. خداوند در این آیه به مژمنان هشدار میدهد که اگر تحت تأثیر سخنان کافران قرار گیرند, عقبگرد خواهند کرد و به دامن کفر و شرک باز خواهند اس ۱
بَلِ ٱللَّهُ مَوْلَىٰكُمْ وَهُوَ خَيْرُ ٱلنَّٰصِرِينَ﴿١٥٠﴾
3:150 · no commentary for this ayah
سَنُلْقِى فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلرُّعْبَ بِمَآ أَشْرَكُوا۟ بِٱللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِۦ سُلْطَٰنًا وَمَأْوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى ٱلظَّٰلِمِينَ﴿١٥١﴾
ترس کافران پس از جنگ احد
مفسران در ذیل این آیه گفتهاند که پس از این که آتش جنگ احد فروکش کرد و مشرکان برای بازگشت به سمت مکه حرکت کردند, ابوسفیان به مشرکان گفت: بد کاری کردیم که بقیة مسلمانان را زنده گذاشتیم؛ بیایید برگردیم و دو مرتبه به مدینه حمله کنیم و بقیةٌ آنها را نیز از ای در آوریم. هنگامی که این تصمیم را گرفتنده خداوند ترس عجیبی در دل آنها انداخت که با خود گفتند: محمد تصمیم به خونخواهی کشتهشدگان احد میگیرد و لشکری فراهم میکند و ما را بیچاره میکند. پس از تصمیمشان منصرف شدند. در روایات متعددی میخوانیم که پیغمبر(ص) فرمود: «یکی از امتیازاتی که خداوند به من داده, این است که مرا با انداختن ترس در دل دشمن پیروز میکند.» این موضوع» اشاره به یکی از عوامل مهم پیروزی در جنگها - یعنی روحیةٌ سربازان - میکند که امروزه بسیار مورد توجه است. آن قدر که روحیة عالی سربازان در پیروزی تأثیر دارده شمار و تجهیزات آنها اثر ندارد. اسلام با تقویت روح ایمان و عشق به جهاد و افتخار به شهادت و اتکای به خدای تواناء این روحیه را در مجاهدان خود به عالیترین شکل پرورش داد؛ در حالی که بتپرستان که تکیهگاهشان بتهای بیآراده و بیجان بود و عقیدهای به معاد و زندگی پس از مرگ نداشتند و خرافات» افکار آنها را آلوده کرده بودء روحیهای ضعیف و ناتوان داشتند و یکی از عوامل موّثر پیروزی مسلمانان بر آنهاء همین تفاوت روحیه بود.
وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿١٥٢﴾
پیروی نکردن از دستورهای پیامبر(ص) باعث شکست میشود
چنان که در تاریخ ذکر گردیده» صبح روزی که مسلمانان به پای کوه رسیدندء پیامبر(ص) «عبدالله بن جبیر» را با پنجاه تیرانداز ماهر مأمور کرد که در دهانة شکاف کوه قرار گیرند و به آنها اکیداً توصیه کرد که در هر حال از جای خود تکان نخورند و پشست سر سپاه را حفظ کنند و فرمود حتی اگر ما دشمن را تا مکه تعقیب کردیم یا دشمن ما را شکست داد و ماراتا مدینه مجبور به عقبنشینی کرد» باز هم سنگرگاه خود را رها نکنید؛ اما پس از آنکه سپاه اسلام» سپاه کفر را عقب راند» برخی از تیراندازانی که در گردنه بودند»ء سنگر خود را به طمع غنایم رها کردند و هر چه عبدالله بن جبیر آنها را از این کار نهی کرد, گوش ندادند. در این موقع؛ خالد بن ولید که با دویست سرباز زیده در کمین نشسته بودء کوه را دور زد و از شکاف کوه به پشت سر سپاه اسلام حمله کرد. مقاومت عبدالله بن جبیر و چند تیرانداز دیگر که در جای خود مانده بودند»ء سودی نبخشید و همه آنها به شهادت رسیدند. خالد بن ولید و سربازانش» سپاه اسلام را غافلگیر کردند و همین موضوع باعث شد که سرنوشت جنگ به عکس شود و مسلمانان شکست خورند و از صحنةٌ جنگ فرار کنند. خداوند در این آیه میفرماید که وعدةٌ پیروزی که مسلمانان قبل از جنگ از پیامبر(ص) شنیده بودند» راست بود؛ اما خود آنها باعث تغییر آن شدند. تا زمانی که دست از استقامت و پیروی از دستورهای پیامبر(ص) بر نداشته بودندء پیروزی ادامه داشت و هنگامی شکست خوردند که سستی و نافرمانی را پیش خود کردند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱ المیزان» ج۴. ص ۴۴ اطیبالبیان» ج۳. ص ۳۸۹ ۳ نمونهء ج۳. ص ۱۴۹ > ۴ پیشین» ص ۱۳۶ > ۲ اطیبالبیان» ج۰۳ ص ۳۸۹ > ۳ نمونه ج۳. ص ۱۴۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٍ وَٱلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِىٓ أُخْرَىٰكُمْ فَأَثَٰبَكُمْ غَمًّۢا بِغَمٍّ لِّكَيْلَا تَحْزَنُوا۟ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمْ وَٱللَّهُ خَبِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَ﴿١٥٣﴾
3:153 · no commentary for this ayah
ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنۢ بَعْدِ ٱلْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَىٰ طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِٱللَّهِ غَيْرَ ٱلْحَقِّ ظَنَّ ٱلْجَٰهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلْأَمْرِ مِن شَىْءٍ قُلْ إِنَّ ٱلْأَمْرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِىٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلْأَمْرِ شَىْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَٰهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِى بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقَتْلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِىَ ٱللَّهُ مَا فِى صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِى قُلُوبِكُمْ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴿١٥٤﴾
شب بعد از جنگ احد
شب بعد از جنگ احدء شب دردناک و پراضطرابی بود. مسلمانان پیشبینی میکردندکه سربازان فاتح قریش بار دیگر به مدینه باز گردند و آخرین مقاومست مسلمانان را در هم شکنند. شاید جسته گریخته خبر تصمیم بتپرستان به بازگشت نیز به آنها رسیده بود و اگر باز میگشتند» بیشک خطرناکترین مرحلةٌ جنگ رخ میداد. در این میان» مجاهدان راستین و توبه کنندگانی که از فرار احد پشیمان بودند و به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به وعدههای پیغمبر([ص) در مورد آینده دلگرم و مطمئن بودندء در میان این اضطراب و وحشت عمومی» خواب آسوده و آرامی داشتند؛ در حالی که لباس رزم در تن آنها بود و سلاح در کنارشان. منافقان و افراد سستایمان و ترسو اما در میان انبوهی از افکار ناراحتکننده تمام شب را بیدار ماندند و ناخواسته برای موّمنان حقیقی پاسداری دادند. این آیه» ماجرای آن شب را تشریح میکند.
باقیماندةٌ افکار شرک آلود در اذهان برخی مسلمانها
در توضیح این جمله از آّیه که میفرماید «آنها گمانهای نادرستی همچون گمانهای دوران جاهلیت در بارة خدا داشتند» مفسران گفتهاند که برخی از تازهمسلمانها که به فرمودةٌ این آیه» «تنها به فکر جان خویش بودنهد» پیش از اسلام و در دوران بتپرستی و جاهلیتشان معتقد بودند که هر چیزی - مثل رزق و روزی» زندگی و مرگ» عشق, جنگ. انسان هاء زمین و دریاها و... - رب و مدبّر جداگانهای برای خود دارد که خداوند امور مربوط به آن چیز را به طور کامل به او واگذار کرده و آنها در ارادةة خود شکستناپذیرند و هر چه بخواهند» همان میشود. بتپرستان آن خدایان را میپرستیدند تا سعادت را برای خویش جلب کرده» بدیها و پلیدیها را از خود دفع کنند و خداوند را نیز رب آن ارباب و به منزلةٌ پادشاهی بزرگ میدانستند که هر گروه از مخلوقات خود را به یکی از مخلوقات بزرگ خویش سپرده و به او اختیار کامل داده و او در محدودةٌ نفوذ خودء هر کاری بخواهد، می کند. هنکامی که این مشرکان اسلام آوردند، کَمان کردند که دین حق در پیشرفت ظاهری و پیامبر(ص) نیز در دعوتش شکست نمیخورد یا این که کشته نمیشود و نمیمیرد. این از همان تفکر جاهلی آنها سرچشمه میگرفت که برای خدا همتا و امثالی میپنداشتند که یکی از آنبا پیامبر بود و پیامبر(ص) را ربّی میپنداشتند که خداوندء پیروزی بر دشمن و غنیمت گرفتن از آنها را به خود آن حضرت واگذار کرده است؛ در حالی که ما میدانیم که خداوند یکی است و هیچ شریکی ندارد و تمامی کارها به دست خود اوست و هیچ کسی از خودش اختیاری ندارد. به همین جمت. ادامدٌ آیه در جواب چنین تفکر آلودهای میفرماید: «یگو همةٌ کارها (و پیروزیها) به دست خداست.»
إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَلَّوْا۟ مِنكُمْ يَوْمَ ٱلْتَقَى ٱلْجَمْعَانِ إِنَّمَا ٱسْتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا۟ وَلَقَدْ عَفَا ٱللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ﴿١٥٥﴾
3:155 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَقَالُوا۟ لِإِخْوَٰنِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ أَوْ كَانُوا۟ غُزًّى لَّوْ كَانُوا۟ عِندَنَا مَا مَاتُوا۟ وَمَا قُتِلُوا۟ لِيَجْعَلَ ٱللَّهُ ذَٰلِكَ حَسْرَةً فِى قُلُوبِهِمْ وَٱللَّهُ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴿١٥٦﴾
3:156 · no commentary for this ayah
وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ﴿١٥٧﴾
کشته شدن در راه خدا
این یه در بارة هر سفری است که در راه خدا انجام شود؛ مانند سفر برای جنگ و جهاد در راه خدا یا مسافرت برای تحصیل علوم دینی یا برای حج یا زیارت و مانند اینها؛ چنان که قَرآن در یه ۱۰۰ سورةٌ نساء میفرماید: «و هر کس برای مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او از خانة خود بیرون رود. سپس مرگش فرا رسدء پاداش او بر خداست و خداوند. آمرزندة مهربان است.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۳ ص ۱۵۵ > ۲ المیزان» ج۴» ص ۴۹ > ۱- نمونهء جء ص ۱۵۵ ۲ المیزان» ج۴» ص ۴۹ ۳ اطیبالبیان» ج۳» ص ۴۰۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى ٱللَّهِ تُحْشَرُونَ﴿١٥٨﴾
3:158 · no commentary for this ayah
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلْقَلْبِ لَٱنفَضُّوا۟ مِنْ حَوْلِكَ فَٱعْفُ عَنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِى ٱلْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُتَوَكِّلِينَ﴿١٥٩﴾
اخلاق نیکوی پیامبر(ص)
یکی از نکات برجستدٌ این آیه, اشاره به اخلاق نیکوی پیامبر اسلام(ص) است که از معجزات آن حضرت بوده و فکر و عقل نمیتواند حقیقت آن را بفهمد و آن را توصیف کند. به راستی یکی از علتهای اصلی پیشرفت اسلام، خلق نیکوی پیامبر(ص) بوده است؛ جنان که کَفتهاند سه جیز باعث پیشرفت اسلام شد: مال خدیجه(س)» شمشیر علی(ع) و اخلاق نبی(ص). امام علی(ع) که نزدیکترین شخص به پیامبر اکرم(ص) بودء او را چنین معرفی فرموده است: «همانا نگریستن در اخلاق پسندیده و حالات درست او برای کسی که اندیشه کند.ء کافی و دلیل روشنی است برای کسی که بخواهد حقیقت را دریابد؛ (ویزگیهایی) مانند: بردباری, گشادهرویی» تواضع, چشم پوشی از خطاکار, مهربانی با فقراء پاری ناتوانان, تحمل سختیهاء گرد آوردن سجایای پسندیده. زهد در دنیا (با اینکه دنیا به او رو آورده بود) و بازداشتن خود از دنیا (با اینکه دنیا به او توجه کرده بود) و بهرةٌ فراوانی که از جود و بخشش و شجاعت و دلیری داشت. روزش را با کرسنکَی می کَذراند و از شدت کرسنکَی، سنکَ بر شکمش می بست و دعوت دیکَران را میپذیرفت و مانند بردگان غذا میخورد و در میان مردم؛ مثل یکی از آنها بود و آنقدر عبادت کرد که پاهایش ورم کرد و دیگر سجایای نیکویی که تمام نمیشود و شمارشپذیر نیست و صفات پسندیدهای که پوشیده نمیماند.»!
مشورت
مفسران در بارة این قسمت از آّیه که میفرماید «و در کارها با آنان مشورت کن» گفتهاند که این دستور به خاطر این است که پیامبر(ص) پیش از جنگ احد در باره چگونگی مواجهه با دشمن» با یاران خود مشورت کرد و نظر اکثریت بر این شد که اردوگاه» دامنهٌ احد باشد؛ اما این نظر» محصول رضایتبخشی نداشت. در اینجا این فکر به نظر بسیاری رسید که در آینده پیامبر(ص) نباید با کسی مشورت کند. قرآن به این طرز تفکر پاسخ میگوید و دستور میدهد که باز هم با آنها مشورت کن؛ هر چند نتیجةٌ مشورت» در پارهای از موارده سودمند نباشد؛ زیرا به طور کلی» منافع مشورت به مراتب بیش از زیانهای آن است و اثری که در آن برای فرد و اجتماع و بالا بردن شخصیت آنها وجود داردء از همه اینها بالاتر است. به طور کلّی» اسلام اهمیت ویژهای به مشاوره میدهد. پیامبر(ص) با این که قطع نظر از وحی آسمانی» فکر نیرومندی داشت و نیازی به مشاوره نداشتء برای این که هم مسلمانان را به اهمیت مشورت متوجه کند تا آن را جزء برنامههای اساسی زندگی خود قرار دهند و هم نیروی فکر و اندیشه را در افراد پرورش دهد.ء در امور عمومی مسلمانان که جنبةٌ اجرای قوانین داشت و نه قانون گذاری» با آنها مشورت میکرد و به ویژه برای رأی افراد صاحبنظر ارزش خاصی قائّل بود. همان حضرت در اهمیت مشورت فرموده است: «هنگامی که زمامداران شماء نیکان شما باشند و توانگران شماء سخاوتمندان, و کارهایتان به مشورت انجام گیرد. در این موقع, روی زمین از زیر زمین برای شما بهتر است (یعنی شایستهٌ حیات و زندگی هستید)؛ ولی اگر زمامدارانتان؛ بّدان و ثروتمندانتان, افراد بخیل باشند و در کارها مشورت نکنید. در این صورت. زیر زمین از روی آن برای شما بهتر است.» > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.
إِن يَنصُرْكُمُ ٱللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا ٱلَّذِى يَنصُرُكُم مِّنۢ بَعْدِهِۦ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ﴿١٦٠﴾
3:160 · no commentary for this ayah
وَمَا كَانَ لِنَبِىٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ﴿١٦١﴾
دنیاخواهی؛ دلیل شکست مسلمانان در جنگ احد
جمعی از مفسران گفتهاند که این آیه به عذرتراشیهای بیاساس بعضی از جنگجویان احد پاسخ میگوید. توضیح این که وقتی بعضی از تیراندازان احد خواستند سنگر حساس خود را برای جمعآوری غنیمت تخلیه کنندء فرمانده آنان دستور داد که از جای خود حرکت نکنید؛ رسول خدا شما را از غنیمت محروم نخواهد کرد؛ ولی آن دنیاپرستان» برای پنهان کردن چهرة واقعی خود گفتند: ما میترسیم که ما را در تقسیم غنایم از نظر دور دارد؛ پس باید غنایمی برای خود دست و پا کنیم. این را گفتند و سنگرها را تخلیه کردند و به جمعآوری غنایم پرداختند و آن حوادث دردناک پیش آمد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- اطیبالبیان» ج۳ء ص ۴۰۶ > ۱- اطیبالبیان» چ۳ء ص ۴۰۶ ۲ نمونه, ج۳ء صص ۱۶۹ - ۱۶۶ ۳ نمونه, چ۳. ص ۱۷۵ > ۳ نمونه ج۳» ص ۱۷۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
أَفَمَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَ ٱللَّهِ كَمَنۢ بَآءَ بِسَخَطٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأْوَىٰهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ﴿١٦٢﴾
3:162 · no commentary for this ayah
هُمْ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِمَا يَعْمَلُونَ﴿١٦٣﴾
3:163 · no commentary for this ayah
لَقَدْ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا۟ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَٰلٍ مُّبِينٍ﴿١٦٤﴾
3:164 · no commentary for this ayah
أَوَلَمَّآ أَصَٰبَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّىٰ هَٰذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ﴿١٦٥﴾
3:165 · no commentary for this ayah
وَمَآ أَصَٰبَكُمْ يَوْمَ ٱلْتَقَى ٱلْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ ٱللَّهِ وَلِيَعْلَمَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿١٦٦﴾
3:166 · no commentary for this ayah
وَلِيَعْلَمَ ٱلَّذِينَ نَافَقُوا۟ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا۟ قَٰتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوِ ٱدْفَعُوا۟ قَالُوا۟ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَّٱتَّبَعْنَٰكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَٰنِ يَقُولُونَ بِأَفْوَٰهِهِم مَّا لَيْسَ فِى قُلُوبِهِمْ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ﴿١٦٧﴾
3:167 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ لِإِخْوَٰنِهِمْ وَقَعَدُوا۟ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا۟ قُلْ فَٱدْرَءُوا۟ عَنْ أَنفُسِكُمُ ٱلْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ﴿١٦٨﴾
3:168 · no commentary for this ayah
وَلَا تَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتًۢا بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ﴿١٦٩﴾
تا ۰.۱۷۱ مقام و عظمت شهید
از امام باقر(ع) روایت شده که این آیات در بارهٌ شهدای بدر و أُحد نازل شده است. در روایتی نقل شده است که خداوند به ارواح شهدای احد خطاب کرد و از آنها پرسید: چه آرزویی دارید؟ آنها گفتند: پروردگاراء ما بالاتر از این چه آرزویی میتوانیم داشته باشیم که غرق نعمتهای جاویدان توایم و در سای عرش تو مسکن داریم؟ تنها تقاضای ما این است که بار دیگر به جهان برگردیم و باز در راه تو شهید شویم. خداوند فرمود: فرمان تخلفناپذیر من این است که کسی دوباره به دنیا باز نگردد. عرض کردند: حالا که چنین استء تقاضای ما این است که سلام ما را به پیامبر(ص) برسانی و حال ما را به بازماندگان بگویی و بگویی که تو از ما راضی شدی و ما را از خود راضی کردی. در این هنگام» آیات 4٩ تا ۱۷۱ سورهةٌ آلعمران نازل شد. به هر حال» چنین به نظر میرسد که جمعی از افراد سستایمان» بعد از حادئةٌ احد مینشستند و بر دوستان و بستگان خود که در احد شهید شده بودند. تأسف میخوردند که چرا آنها مردند و نابود شدند. به ویژه هنگامی که به نعمتی میرسیدند و جای آنها را خالی میدیدندء بیشتر ناراحت میشدند و با خود میگفتند: ما اینچنین در ناز و نعمتایم؛ اما برادران و فرزندان ما در قبرها خوابیدهاند و دستشان از همه جا کوتاه است. این کونه افکار و سخنان، علاوه بر این که نادرست بود و با واقعیت تطبیق نمی کرد، در تضعیف روحیة بازماندکان بیاثر نبود. این آیات» خط بطلان بر این گونه افکار کشید و مقام شامخ و بلند شهیدان را یاد کرد. منظور از حیات و زندگی در اینجاء همان حیات و زندگی برزخی است که ارواح در عالم پس از مرگ دارند. اگر چه زندگی پس از مرکً به شهیدان اختصاص ندارد، از آن روکه زندکَی شهیدان یک زندکی فوق العاده عالی و آمیخته با انواع نعمتهای معنوی استء گویا زندگی سایر برزخیان در مقابل آنها چیزی نیست. امام رضا(ع) از امیرالموّمنین(ع) چنین نقل میکند که هنگامی که حضرت مشغول خطبه بود و مردم را به جهاد تشویق میکردء جوانی برخاست و عرض کرد: ای امیر موّمنان» فضیلت جنگجویان در راه خدا را برای من تشریح کن. امام(ع) در پاسخ فرمود:«من بر مرکب پیغمبر(ص) و پشت سر آن حضرت سوار بودم و از غزوةٌ «ذاتالسَلاسل» برمیگشتیم. همین سوّال را من از پیامبر (ص) پرسیدم. ایشان فرمودند: هنگامیکه جنگجویان» تصمیم به شرکت در میدان جهاد میگیرند. خداوند آزادی از دوزخ را برای آنها مقرر میدارد و هنگامی که سلاح برمیدارند و آمادة میدان میشوند. فرشتگان به وجود آنها افتخار میکنند و هنگامی که همسر و فرزند و بستگان آنها با آنان خداحافظی میکنند. از گناهان خویش خارج میشوند... از این موقعء آنها هیچ کاری نمیکنند مگر اینکه پاداش آن مضاعف میگردد و در برابر هر روز پاداش عبادت هزار عابد برای آنها نوشته میشود... هنگامی که با دشمنان رو به رو میشوند. مردم جهان نمیتوانند میزان ثواب آنها را درک کنند و هنگامی که گام به میدان نبرد بگذارند و نیزهها و تیرها رد و بدل شود و جنگ تن به تن شروع گردد. فرشتگان با پر و بال خود اطراف آنها را میگیرند و از خدا تقاضا میکنند که آنها را در میدان ثابت قدم بدارد. در این هنگام. منادی صدا میزند: بهشت. زیر سایةٌ شمشیرهاست. آنگاه ضربات دشمن بر پیکر شهید. سادهتر و گواراتر از نوشیدن آب خنک در روز گرم تابستان است و هنگامی که شهید از مرکب فرو میغلتد. هنوز به زمین نرسیده. حوریان بهشتی به استقبال او میشتابند و نعمتهای معنوی و مادی را که خدا برای او فراهم کرده است. برای او شرح میدهند و هنگامی که شهید روی زمین قرار میگیرد. زمین میگوید: آفرین به روح پاکیزهای که از بدن پاکیزه پرواز میکند. بشارت باد بر تو که نعمتهایی در انتظار تو است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر قلب هیچ انسانی خطور نکرده است و خداوند میفرماید: من سرپرست بازماندگان اویم. هر کس آنها را خشنود کند» مرا خشنود کرده و هر کس آنها را به خشم بیاورد. مرابه خشم آورده است...» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۳ء ص ۱۹۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا۟ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴿١٧٠﴾
3:170 · no commentary for this ayah
يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿١٧١﴾
3:171 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ ٱسْتَجَابُوا۟ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِ مِنۢ بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ ٱلْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا۟ مِنْهُمْ وَٱتَّقَوْا۟ أَجْرٌ عَظِيمٌ﴿١٧٢﴾
3:172 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدْ جَمَعُوا۟ لَكُمْ فَٱخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَٰنًا وَقَالُوا۟ حَسْبُنَا ٱللَّهُ وَنِعْمَ ٱلْوَكِيلُ﴿١٧٣﴾
3:173 · no commentary for this ayah
فَٱنقَلَبُوا۟ بِنِعْمَةٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوٓءٌ وَٱتَّبَعُوا۟ رِضْوَٰنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ﴿١٧٤﴾
غزوةٌ حمراءالاسد
این آیه و دو آَیةٌ پیش به غزوةٌ حمراءالاسد اشاره دارد. در پایان جنگ احد» لشکر فاتح ابوسفیان» به سرعت راه مکه را در پیش گرفت. هنگامی که به سرزمین «روحاء» رسیدندء از کار خود سخت پشیمان شدند و تصمیم به مراجعت به مدینه و نابودکردن باقیماندةٌ مسلمانان گرفتند. وقتی این خبر به پیامبر(ص) رسیدء فوراً دستور داد لشکر احد خود را برای شرکت در جنگ دیگری آماده کند. حتی دستور داد که مجروحان نیز به صفوف لشکر بپیوندند. این خبر به لشکر قریش رسید و از این مقاومت عجیب به وحشست افتادند. در این موقع» جریان دیگری نیز اتفاق افتاد که روحیةٌ لشکر ابوسفیان را ضعیفتر کرد: یکی از مشرکان به نام «معبد الخزاعی» که از مدینه به سوی مکه میرفت» با مشاهدة وضع پیامبر و یارانش به سختی متأثر شد و به پیامبر(ص) گفت: مشاهدةٌ وضع شما برای ما بسیار ناگوار است. این سخن را گفت و از آنجا گذشت و در سرزمین روحاء به لشکر ابوسفیان رسید. ابوسفیان از او در بارة پیامبر اسلام(ص) سوّال کرد. او در جواب گفت: محمد را دیدم که با لشکری انبوه در تعقیب شما است. ابوسفیان و یاران او با شنیدن این خبرء تصمیم قطعی به عقبنشینی گرفتند و برای این که فرصت عقبنشینی داشته باشند و مسلمانان آنها را تعقیب نکنندء از جمعی از قبیلةٌ عبدالقیس که از آنجا میگذشتند و به طرف مدینه میرفتندء خواهش کردند که به پیامبر اسلام(ص) خبر برسانند که ابوسفیان و بتپرستان قریش با لشکر انبوهی به سوی مدینه میآیند تا بقیة یاران پیامبر را از پا درآورند. هنگامی که این خبر به پیامبر(ص) و مسلمانان رسیدء گفتند: «حسبنا اه و نعم الوکیل»؛ اما هر چه انتظار کشیدند» خبری از لشکر دشمن نشد. از این رو پس از سه روز توقف» به مدینه بازگشتند. این آیات اشاره به این ماجرا میکند.
إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَآءَهُۥ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴿١٧٥﴾
3:175 · no commentary for this ayah
وَلَا يَحْزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِى ٱلْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّوا۟ ٱللَّهَ شَيْـًٔا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴿١٧٦﴾
3:176 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلْكُفْرَ بِٱلْإِيمَٰنِ لَن يَضُرُّوا۟ ٱللَّهَ شَيْـًٔا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴿١٧٧﴾
3:177 · no commentary for this ayah
وَلَا يَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِيَزْدَادُوٓا۟ إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ﴿١٧٨﴾
رفاه کافران و گناهکاران»؛ در ظاهر نعمت و در باطن عذاب است
این آیه به سوالی که در ذهن بسیاری وجود دارد» پاسخ میگوید که چرا جمعی از ستمگران و افراد گنهکار و آلوده این همه غرق نعمتاند و مجازات نمیشوند. قرآن میفرماید: اینها افراد اصلاحناپذیری هستند که طبق سنت آفرینش و اصل آزادی اراده و اختیار» به حال خود واگذارده شدهاند تا به آخرین مرحلةٌ سقوط برسند و مستحق حداکثر مجازات شوند. به علاوه از بعضی از یات قرآن استفاده میشود که خداوند گاهی نعمت فراوانی به اینگونه افراد میدهد و هنگامی که غرق لذت پیروزی» خوشحالی و غرور شدندء ناگهان همه چیز را از آنها میگیرد تا حداکثر شکنجه را در همین زندگی دنیا ببینند؛ زیرا جدا شدن از چنین زندگی مرفهی» بسیار ناراحتکننده است؛ چنان که در آَیةٌ ۴۴ سورةٌ انعام میفرماید: «هنگامی که (اندرزها سودی نبخشید و) آنچه را به آنها یادآوری شده بود. فراموش کردند. درهای همه چیز (از نعمتها) را به روی آنها گشودیم تا (کاملاً) خوشحال شدند (و دل به آن بستند). ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم). در این هنگام همگی مأیوس شدند (و درهای امید به روی آنها بسته شد)» به هر حال» این را باید دانست که اضافه شدن نعمتهای مادی» همیشه به خیر و صلاح انسان نیست. از امام علی(ع) روایت شده است: «ای پسر آدمء اگر دیدی که خدای سبحان نعمتش را پی در پی به تو ارزانی میدارد و تو نافرمانیاش میکنی, از کیفر او بترس.»
مَّا كَانَ ٱللَّهُ لِيَذَرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ ٱلْخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى ٱلْغَيْبِ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَجْتَبِى مِن رُّسُلِهِۦ مَن يَشَآءُ فَـَٔامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ وَإِن تُؤْمِنُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ﴿١٧٩﴾
3:179 · no commentary for this ayah
وَلَا يَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ هُوَ خَيْرًا لَّهُم بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا۟ بِهِۦ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ﴿١٨٠﴾
مجازات کسی که زکات نپردازد
در ذیل این آیه از امام باقر(ع) روایت شده است: «هر کس زکات مال خود را نپردازد. خدا آن مال را به طوقهایی از آتش تبدیل میکند. سپس به او گفته میشود: همانطور که در دنیا به هیچ قیمت. این اموال را از خود دور نمیکردی» اکنون آنها را بردار و به گردن خود بیفکن.» همچنین از معصوم(ع) در بارةٌ کسی که زکات ندهد.ء روایت شده که در روز قیامت» ماری سمّی به دور گردنش میپیچد که تا هنگامی که خلایق از حساب خود فارغ شوند» او را خواهد گزید. ۱- نمونهء ج۳ء ص ۲۰۱ ۴ نمونهء ج۳ء ص ۲۱۹ ۱- نمونهء ج۳» ص ۲۰۱ ۲- پیشین» ص ۲۱۲ ۳ نهجالبلاغه» حکمت ۲۵ ۴ نمونهء ج۳. ص ۲۱۹ ۵- اطیبالبیان» جچ۳ء ص ۴۴۱ ۳ نهجالبلاغه, حکمت ۲۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān, Nahj al-Balāgha.
لَّقَدْ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوْلَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَآءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا۟ وَقَتْلَهُمُ ٱلْأَنۢبِيَآءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلْحَرِيقِ﴿١٨١﴾
چرا بهود خدا را فقیر پنداشتند؟!
در ذیل این آیه از امام صادق(ع) روایت شده است: «به خدا سوگند, [گویندگان این سخن که خدا فقیر است] خدا را ندیدند تا بدانند که او فقیر است؛ اما هنگامی که آنها دوستان خدا را در فقر دیدند. گفتند: اگر خدا تروتمند بود. دوستانش را نیز تروتمند میکرد. پس به خاطر تروتشان» بر خدا فخرفروشی کردند.»
ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ﴿١٨٢﴾
3:182 · no commentary for this ayah
ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَآ أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىٰ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ ٱلنَّارُ قُلْ قَدْ جَآءَكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِى بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَبِٱلَّذِى قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ﴿١٨٣﴾
بهانه جویی یهود در مقابل پیامبر(ص)
بعضی از مفسران گفتهاند که این سخن بهودیان که «یک قربانی بیاورد که آتش آن را بخورد» ریشه در داستان قربانی دو پسر حضرت آدم(ع) یعنی هابیل و قابیل دارد؛ چنان که أَیةُ ۲۷ سوره مائّده میفرماید: «آنگاه که دو قربانی را عرضه کردند. از یکی از آنها پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد.» گفتهاند نشانة قبول شدن قربانی هابیل - که گوسفندی بود - سوختن آن با آتشی از آسمان بوده است. برای اطلاع بیشتر به توضیح أَیةُ ۲۷ سورة مائده مراجعه شود.
فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ جَآءُو بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَٱلزُّبُرِ وَٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُنِيرِ﴿١٨٤﴾
3:184 · no commentary for this ayah
كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ ٱلْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ ٱلنَّارِ وَأُدْخِلَ ٱلْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلْغُرُورِ﴿١٨٥﴾
هر کسی طعم مرگ را میچشد
تعبیر چشیدن» اشاره به احساس کامل است. گاهی میشود که انسان غذایی را با چشم میبیند یا با دست لمس میکند؛ ولی احساس کامل نمی کند؛ مگر زمانی که آن را بچشد. گویا در سازمان خلقت» مرگ نیز نوعی غذا برای آدمی و موجودات زنده است. نقل شده که امیرالمژژمنین علی(ع) در پی جنازهای میرفت و شنید که مردی میخندد. فرمود: «گویی که مرگ بر دیگران مقرّر شده. نه بر ما. و گویی حق بر غیر ما واجب شده و خیال میکنی این مردگان که میبینیم» مسافرانیاند که به زودی به نزد ما باز میگردند. آنها را در گورهایشان میگذاریم و اموالشان را میخوریم؛ گویی پس از آنها جاودانه خواهیم زیست...»
جاذبه و کشش دوزخ
کلمةٌ «رْحزح» به این معنی است که انسان خود را از تحت تأٌثیر کشش چیزی به تدریج دور کند و «فاز» به معنای نجات از هلاکت و رسیدن به محبوب است. آری» کسانی که از تحت تأثیر جاذبة آتش دوزخ دور شوند و داخل در بهشت گردندء نجات یافته و محبوب و مطلوب خود را پیدا کردهاند. گویا دوزخ با تمام قدرتش, انسانها را به سوی خود جذب میکند و راستی عواملی که انسان را به سوی آن میکشد. جاذبة عجیبی دارند. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «به خدا سوگند که قطعةٌ زمینی در بهشت که تنها به مقدار جایی باشد که تازیانةٌ شما اثر میگذارد. از تمام دنیا و آنچه در آن است. بهتر است.» آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: «پس کسی که از آتش دوزخ دور شود و وارد بهشت گردد. نجات یافته است.»
لَتُبْلَوُنَّ فِىٓ أَمْوَٰلِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُوٓا۟ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ ٱلْأُمُورِ﴿١٨٦﴾
آزار و اذیت مشرکان
در شأن نزول این آیه آمده است که هنگامی که مسلمانان از مکه به مدینه مهاجرت کردند و از خانه و زندگی خود دور شدند» مشرکان دست تجاوز به اموال آنان دراز کردند و آنها را به تصرف خود در آوردند و به هر کس دست یافتنده از اذیت و آزار زبانی و بدنی فروگذار نکردند و هنگامی که مسلمانان به مدینه آمدندء گرفتار بدگویی و آزار یهودیان مدینه شدند. به ویژه یکی از آنان به نام کعب بن اشرف» شاعر بدزبان و کینهتوزی بود که پیوسته پیامبر(ص) و مسلمانان را با اشعار خود هجو میکرد و مشرکان را بر ضد آنها میشوراند. حتی زنان و دختران مسلمان را موضوع غزلسرایی و عشقبازی خود قرار داده بود و وقاحت را به جایی رسانید که پیغمبر(ص) ناچار دستور قتل او را صادر کرد و به دست مسلمانان کشته شد. این ایه» طبق روایاتی که نقل شده» به این موضوعات اشاره دارد و مسلمانان را به ادامة مقاومت تشویق میکند. المیزان» ج۴. ص ۸۷ ۲ اطیبالبیان» ج۳. ص ۴۴۷ ۳ نمونهء چ۳. ص ۲۳۰ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴- نهجالبلاغه» حکمت ۱۲۲ ۵- نمونه ج» ص ۲۳۱ ۶- المیزان» ج۴» ص ۸۷ > ۷ نمونهء ج۳. ص ۲۳۳ > ۲- اطیبالبیان» ج۳ء ص ۴۴۷ > ۵ نمونهء ج۳ ص ۲۳۱ > ۳ نمونه, ج۳. ص ۲۳۰ > ۶- المیزان» ج۴ء ص ۸۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān, Nahj al-Balāgha.
وَإِذْ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ لَتُبَيِّنُنَّهُۥ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُۥ فَنَبَذُوهُ وَرَآءَ ظُهُورِهِمْ وَٱشْتَرَوْا۟ بِهِۦ ثَمَنًا قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ﴿١٨٧﴾
پیمان خدا از علما در بارةٌ تبیین معارف دین
اگرچه این آیه در بار دانشمندان اهل کتاب (یهود و نصاری) وارد شده» اخطاری به تمام دانشمندان و علمای مذهبی است که موظّفاند در تبیین و روشن کردن دستورهای الهی و معارف دینی بکوشند و خداوند از همةٌ آنها پیمان موْکّدی در این زمینه گرفته است. توجه به مادةٌ تبیین که در این آیه بهکار رفته» نشان میدهد که منظور تنها تلاوت آیات خدا و نشر کتابهای آسمانی نیست؛ بلکه منظور این است که آنان حقایق دینی را به صورت روشن و آشکار در اختیار مردم بگذارند تا همه تودهها به روشنی از آن آگاه گردند و آنها که در تبیین و توضیح و تفسیر معارف دین و روشن کردن مسلمانان کوتاهی کنند» مشمول همان سرنوشتی هستند که خداوند در این آیه و مانند آن برای علمای پهود بیان کرده است. از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است: «هر کس که دانشی را از اهل آن (کسانی که به آن نیاز دارضد) کتمان کند. در روز رستاخیز, دهنهای از آتش به دهان او زده میشود.» حسن بن عمار میگوید: روزی نزد «زهری» رفتم؛ بعد از آن که نقل حدیث را برای مردم کنار گذاشته بود. به او گفتم: احادینی که شنیدهای» برای من بازگو. به من گفت: مگر تو نمیدانی که من دیگر برای کسی حدیث نقل نمیکنم؟! گفتم: یا تو برای من حدیث بگو یا من برای تو حدیث نقل میکنم. گفت: تو حدیث بگو. گفتم: از علی(ع) نقل شده که فرمود: «خداوند از نادانان پیمان نگرفت که یاد بگیرند مگر اینکه پیش از آن» از عالمان پیمان گرفت که یاد دهند.» هنگامی که این حدیث تکاندهنده را برای او خواندم» سکوت خود را شکست و گفت: اکنون بشنو تا برای تو بگویم و در همان مجلس» چهل حدیث برای من روایت کرد.
لَا تَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَآ أَتَوا۟ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُوا۟ بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا۟ فَلَا تَحْسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍ مِّنَ ٱلْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴿١٨٨﴾
توقع ستایش برای کار نیکی که انجام ندادهاند
محدّنان و مفسران»ء شاأن نزولهای متعددی برای این آیه ذکر کردهاند؛ از جمله این که جمعی از یهود هنگامی که آیات کتاب آسمانی خویش را تحریف و کتمان میکردند و به گمان خود از این رهگذر نتیجه میگرفتندء از این عمل خود بسیار شاد و مسرور بودند و در عین حال دوست داشتند که مردم آنها را عالم و دانشمند و حامی دین و وظیفهشناس بدانند. پس این آیه نازل شد و به پندار غلط آنها پاسخ داد. البته تصور نشود که آیه فقط مخصوص بیهودیان یا منافقانی است که در صدر اسلام بودند. چه بسیارند جاهلانی که آرزو دارند به آنها دانشمند گفته شود و چه فراواناند گناهکارانی که تلاش میکنند خود را در چشم مردم؛ عابد و زاهد جلوه دهند و شیّادهایی که مردم را تحریک میکنند که آنها را به خاطر اعمالی که انجام ندادهاند, تقدیر کنند. بیشک همگی این افراد و مشابه ایشان» مشمول این آیه خواهند بود.
وَلِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ﴿١٨٩﴾
3:189 · no commentary for this ayah
إِنَّ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱخْتِلَٰفِ ٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ لَـَٔايَٰتٍ لِّأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ﴿١٩٠﴾
آیاتی مناجاتگونه شامل مجموعهای از معارف دینی
در روایات اسلامی» اهمیت خاصی به این آیات داده شده است. عطاء بن آبیریاح میگوید: روزی نزد عایشه رفتم و از او پرسیدم: شگفتانگیزترین چیزی که در عمرت از پیامیر اسلام(ص) دیدی» چه بود؟ او گفت: کار پیامبر(ص) همهاش شگفتانگیز بود؛ ولی از همه عجیبتر این که شبی از شبها که پیامبر(ص) در منزل من بودء به استراحت پرداخت. هنوز ارام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبةٌ خاص الهی اشک ریخت که جلوی لباسش از اشک چشمش تر شد. سپس سر بر سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز صبح خواند» پیامبر(ص) را گریان دید. عرض کرد: چرا چنین گریاناید؟ شما که مشمول لطف خدا هستید. فرمود: «آیا نباید بندة شکرگزار خدا باشم؟! خداوند در شب گذشته. آیات تکاندهندهای بر من نازل کرده است.» سپس شروع به خواندن یات ۰ تا ۱۹۴ سورةٌ آلعمران کرد و در پایان فرمود: «وای به حال کسی که آنها را بخواند و در آنها نیندیشد.» ۵ نمونههایی از مهاجران و مجاهدان راستین : در روایات آمده است که این آیه در بارة علی(ع) نازل شده که فواطم - یعنی فاطمه بنت اسد: مادرخودء فاطمه: دختر رسول خدا که بعداً همسر امام شد و فاطمه دختر زبیر - را با خود حرکت داد و به سوی مدینه هجرت کرد و در مکانی به نام ضجنان, ام ایمن و چند نفر از موّمنان ناتوان به آن جناب ملحق شدند و به اتفاق حرکت کردند؛ در حالی که در همه حالات, ذکر خدا میگفتند تا به رسول خدا(ص) ملحق شدند." > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۳. ص ۲۳۷ > ۳ نمونه ج۳ ص ۲۴۹ > ۱- نمونه چ» ص ۲۳۷ ۲- نمونهء ج۳ء ص ۲۳۹ و اطیبالبیان» ج ۰۳ ص ۴۵۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
ٱلَّذِينَ يَذْكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَٰطِلًا سُبْحَٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴿١٩١﴾
آیاتی مناجاتگونه شامل مجموعهای از معارف دینی
در روایات اسلامی» اهمیت خاصی به این آیات داده شده است. عطاء بن آبیریاح میگوید: روزی نزد عایشه رفتم و از او پرسیدم: شگفتانگیزترین چیزی که در عمرت از پیامیر اسلام(ص) دیدی» چه بود؟ او گفت: کار پیامبر(ص) همهاش شگفتانگیز بود؛ ولی از همه عجیبتر این که شبی از شبها که پیامبر(ص) در منزل من بودء به استراحت پرداخت. هنوز ارام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبةٌ خاص الهی اشک ریخت که جلوی لباسش از اشک چشمش تر شد. سپس سر بر سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز صبح خواند» پیامبر(ص) را گریان دید. عرض کرد: چرا چنین گریاناید؟ شما که مشمول لطف خدا هستید. فرمود: «آیا نباید بندة شکرگزار خدا باشم؟! خداوند در شب گذشته. آیات تکاندهندهای بر من نازل کرده است.» سپس شروع به خواندن یات ۰ تا ۱۹۴ سورةٌ آلعمران کرد و در پایان فرمود: «وای به حال کسی که آنها را بخواند و در آنها نیندیشد.» ۵ نمونههایی از مهاجران و مجاهدان راستین : در روایات آمده است که این آیه در بارة علی(ع) نازل شده که فواطم - یعنی فاطمه بنت اسد: مادرخودء فاطمه: دختر رسول خدا که بعداً همسر امام شد و فاطمه دختر زبیر - را با خود حرکت داد و به سوی مدینه هجرت کرد و در مکانی به نام ضجنان, ام ایمن و چند نفر از موّمنان ناتوان به آن جناب ملحق شدند و به اتفاق حرکت کردند؛ در حالی که در همه حالات, ذکر خدا میگفتند تا به رسول خدا(ص) ملحق شدند." > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۳. ص ۲۳۷ > ۳ نمونه ج۳ ص ۲۴۹ > ۱- نمونه چ» ص ۲۳۷ ۲- نمونهء ج۳ء ص ۲۳۹ و اطیبالبیان» ج ۰۳ ص ۴۵۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُۥ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ﴿١٩٢﴾
آیاتی مناجاتگونه شامل مجموعهای از معارف دینی
در روایات اسلامی» اهمیت خاصی به این آیات داده شده است. عطاء بن آبیریاح میگوید: روزی نزد عایشه رفتم و از او پرسیدم: شگفتانگیزترین چیزی که در عمرت از پیامیر اسلام(ص) دیدی» چه بود؟ او گفت: کار پیامبر(ص) همهاش شگفتانگیز بود؛ ولی از همه عجیبتر این که شبی از شبها که پیامبر(ص) در منزل من بودء به استراحت پرداخت. هنوز ارام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبةٌ خاص الهی اشک ریخت که جلوی لباسش از اشک چشمش تر شد. سپس سر بر سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز صبح خواند» پیامبر(ص) را گریان دید. عرض کرد: چرا چنین گریاناید؟ شما که مشمول لطف خدا هستید. فرمود: «آیا نباید بندة شکرگزار خدا باشم؟! خداوند در شب گذشته. آیات تکاندهندهای بر من نازل کرده است.» سپس شروع به خواندن یات ۰ تا ۱۹۴ سورةٌ آلعمران کرد و در پایان فرمود: «وای به حال کسی که آنها را بخواند و در آنها نیندیشد.» ۵ نمونههایی از مهاجران و مجاهدان راستین : در روایات آمده است که این آیه در بارة علی(ع) نازل شده که فواطم - یعنی فاطمه بنت اسد: مادرخودء فاطمه: دختر رسول خدا که بعداً همسر امام شد و فاطمه دختر زبیر - را با خود حرکت داد و به سوی مدینه هجرت کرد و در مکانی به نام ضجنان, ام ایمن و چند نفر از موّمنان ناتوان به آن جناب ملحق شدند و به اتفاق حرکت کردند؛ در حالی که در همه حالات, ذکر خدا میگفتند تا به رسول خدا(ص) ملحق شدند." > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۳. ص ۲۳۷ > ۳ نمونه ج۳ ص ۲۴۹ > ۱- نمونه چ» ص ۲۳۷ ۲- نمونهء ج۳ء ص ۲۳۹ و اطیبالبیان» ج ۰۳ ص ۴۵۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِى لِلْإِيمَٰنِ أَنْ ءَامِنُوا۟ بِرَبِّكُمْ فَـَٔامَنَّا رَبَّنَا فَٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّـَٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلْأَبْرَارِ﴿١٩٣﴾
آیاتی مناجاتگونه شامل مجموعهای از معارف دینی
در روایات اسلامی» اهمیت خاصی به این آیات داده شده است. عطاء بن آبیریاح میگوید: روزی نزد عایشه رفتم و از او پرسیدم: شگفتانگیزترین چیزی که در عمرت از پیامیر اسلام(ص) دیدی» چه بود؟ او گفت: کار پیامبر(ص) همهاش شگفتانگیز بود؛ ولی از همه عجیبتر این که شبی از شبها که پیامبر(ص) در منزل من بودء به استراحت پرداخت. هنوز ارام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبةٌ خاص الهی اشک ریخت که جلوی لباسش از اشک چشمش تر شد. سپس سر بر سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز صبح خواند» پیامبر(ص) را گریان دید. عرض کرد: چرا چنین گریاناید؟ شما که مشمول لطف خدا هستید. فرمود: «آیا نباید بندة شکرگزار خدا باشم؟! خداوند در شب گذشته. آیات تکاندهندهای بر من نازل کرده است.» سپس شروع به خواندن یات ۰ تا ۱۹۴ سورةٌ آلعمران کرد و در پایان فرمود: «وای به حال کسی که آنها را بخواند و در آنها نیندیشد.» ۵ نمونههایی از مهاجران و مجاهدان راستین : در روایات آمده است که این آیه در بارة علی(ع) نازل شده که فواطم - یعنی فاطمه بنت اسد: مادرخودء فاطمه: دختر رسول خدا که بعداً همسر امام شد و فاطمه دختر زبیر - را با خود حرکت داد و به سوی مدینه هجرت کرد و در مکانی به نام ضجنان, ام ایمن و چند نفر از موّمنان ناتوان به آن جناب ملحق شدند و به اتفاق حرکت کردند؛ در حالی که در همه حالات, ذکر خدا میگفتند تا به رسول خدا(ص) ملحق شدند." > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۳. ص ۲۳۷ > ۳ نمونه ج۳ ص ۲۴۹ > ۱- نمونه چ» ص ۲۳۷ ۲- نمونهء ج۳ء ص ۲۳۹ و اطیبالبیان» ج ۰۳ ص ۴۵۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
رَبَّنَا وَءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ ٱلْمِيعَادَ﴿١٩٤﴾
آیاتی مناجاتگونه شامل مجموعهای از معارف دینی
در روایات اسلامی» اهمیت خاصی به این آیات داده شده است. عطاء بن آبیریاح میگوید: روزی نزد عایشه رفتم و از او پرسیدم: شگفتانگیزترین چیزی که در عمرت از پیامیر اسلام(ص) دیدی» چه بود؟ او گفت: کار پیامبر(ص) همهاش شگفتانگیز بود؛ ولی از همه عجیبتر این که شبی از شبها که پیامبر(ص) در منزل من بودء به استراحت پرداخت. هنوز ارام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبةٌ خاص الهی اشک ریخت که جلوی لباسش از اشک چشمش تر شد. سپس سر بر سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز صبح خواند» پیامبر(ص) را گریان دید. عرض کرد: چرا چنین گریاناید؟ شما که مشمول لطف خدا هستید. فرمود: «آیا نباید بندة شکرگزار خدا باشم؟! خداوند در شب گذشته. آیات تکاندهندهای بر من نازل کرده است.» سپس شروع به خواندن یات ۰ تا ۱۹۴ سورةٌ آلعمران کرد و در پایان فرمود: «وای به حال کسی که آنها را بخواند و در آنها نیندیشد.» ۵ نمونههایی از مهاجران و مجاهدان راستین : در روایات آمده است که این آیه در بارة علی(ع) نازل شده که فواطم - یعنی فاطمه بنت اسد: مادرخودء فاطمه: دختر رسول خدا که بعداً همسر امام شد و فاطمه دختر زبیر - را با خود حرکت داد و به سوی مدینه هجرت کرد و در مکانی به نام ضجنان, ام ایمن و چند نفر از موّمنان ناتوان به آن جناب ملحق شدند و به اتفاق حرکت کردند؛ در حالی که در همه حالات, ذکر خدا میگفتند تا به رسول خدا(ص) ملحق شدند." > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۳. ص ۲۳۷ > ۳ نمونه ج۳ ص ۲۴۹ > ۱- نمونه چ» ص ۲۳۷ ۲- نمونهء ج۳ء ص ۲۳۹ و اطیبالبیان» ج ۰۳ ص ۴۵۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, Aṭyab al-Bayān.
فَٱسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّى لَآ أُضِيعُ عَمَلَ عَٰمِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ بَعْضُكُم مِّنۢ بَعْضٍ فَٱلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ وَأُخْرِجُوا۟ مِن دِيَٰرِهِمْ وَأُوذُوا۟ فِى سَبِيلِى وَقَٰتَلُوا۟ وَقُتِلُوا۟ لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّـَٔاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّٰتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ ثَوَابًا مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلثَّوَابِ﴿١٩٥﴾
تساوی زن و مرد از نظر قوآن
از این آیه روشن میشود که گفْتةُ پارهای از افراد بیاطلاع که گاهی اسلام را متهم میکنند که دین مردها است و نه زنهاء چه اندازه از حقیفت دور است. اگر در پارهای از قوانین اسلام» به دلیل تفاوتهای جسمی و عاطفی که میان زن و مرد وجود دارده تفاوتهایی از نظر مسئولیتهای اجتماعی دیده میشود» این به هیچ وجه به ارزش معنوی زن لطمه نمیزند و زن و مرد از این لحاظ با یکدیگر تفاوتی ندارند و درهای سعادت به طور یکسان به روی هر دو باز است. باید توجه کرد که این آیه و یات مشابه» در عصری نازل شده است که بسیاری از ملتهای دنیا در انسان بودن جنس زن تردید داشتند و زن را موجودی نفرینشده و سرچشمة گناه و انحراف میدانستند. یونانیان» زن را موجودی پلید و شیطانی میدانستند و رومی ها معتقد بودند که زن دارای روح انسانی ز.
لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى ٱلْبِلَٰدِ﴿١٩٦﴾
مال و ثروت فریبندةٌ کافران
مفسران در شأُن نزول این آیه و دو آیة بعد گفتهاند که بسیاری از مشرکان مکه»ء تجارتپیشه بودند و از این راه» ثروت بسیاری به دست آورده بودند و در ناز و نعمت به سر میبردند. یهودیان مدینه نیز در تجارت مهارت داشتند و از سفرهای تجاری خود غالباً با دست پر باز میگشتند. مسلمانان اما در آن زمان» به دلیل شرایط خاص زندگی و از جمله مهاجرت از مکه به مدینه و محاصرةٌ اقتصادی,» از نظر وضع مادی بسیار در زحمت بودند و در سختی زندگی میکردند. مقایسة این دو حالت» این سوّال را برای بعضی مطرح کرده بود که چرا افراد بیایمان چنین در ناز و نعمتاند و افراد باایمان در رنج و عذاب و فقر و پریشانی زندگی میکنند. این آیات نازل شد و به این سوّال پاسخ داد.
مَتَٰعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَىٰهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ﴿١٩٧﴾
3:197 · no commentary for this ayah
لَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّٰتٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيْرٌ لِّلْأَبْرَارِ﴿١٩٨﴾
3:198 · no commentary for this ayah
وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ لَمَن يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَٰشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ﴿١٩٩﴾
3:199 · no commentary for this ayah
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱصْبِرُوا۟ وَصَابِرُوا۟ وَرَابِطُوا۟ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴿٢٠٠﴾
لزوم داشتن همه نوع آمادگی برای دفاع از خود و جامعةٌ اسلامی
فعل «رابطوا» که از ماد رباط گرفته شده و مصدر آن مرابطة استء» معنای وسیعی دارد که همه نوع آمادگی برای دفاع از خود و جامعةٌ اسلامی را شامل میشود؛ از دفاع نظامی گرفته تا دفاع فرهنگی و عقیدتی. از این رو در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم: «علمای شیعیان ما (همانند) مرزدارانی هستند که در برابر لشکر ابلیس و یاران سرکشش صف کشیدهاند و از حملةٌ آنها به افضرادی که قدرت دفاع از خود را ندارند. جلوگیری میکنند» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۴» ص ٩۳ > ۴- پیشین» ص ۲۶۶ > ۲- نمونه, ج۳. ص ۲۵۶ > ۱- المیزان» ج۴. ص ٩۳ ۲- نمونهء ج۳, ص ۲۵۶ ۳ پیشین» ص ۲۵۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.