Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
طه﴿١﴾
طه
در بارة حروف مقطعه در ذیل یه یکم سورهٌ بقره توضیحاتی داده شده؛ اما مفسران در خصوص این آیه سخنانی گفتهاند که شایان توجه است. از امام صادق(ع) روایت شده که «طه» از اسامی پیامبر(ص) و معادل است با «یا طالب الحق, الهادی الیه»؛ به معنای ای کسی که طالب حقی و هدایتکنندهای به سوی آن. کلمةٌ «طه» مانند «یس» بر اثر گذشت زمان به تدریج به صورت اسم خاص برای پیامبر اسلام در آمده است؛ تا آتجا که خاندان پیامبر را نیز آل طه میگویند و خطاب به حضرت مهدی(عج) در دعای ندبه «یابن طه» آمده است. ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به زحمت بیفتی: روایات فراوانی در شأن نزول این آیه آمده که از مجموع آنها استفاده میشود که پیامبر اسلام(ص) بعد از نزول وحی و قرآن» بسیار عبادت میکرد. آنقدر ایستاده به عبادت مشغول میشد که پاهای او متورم میگردید. گاه برای این که بتواند به عبادت خود ادامه دهدء سنگینی خود را بر یک پا قرار میداد و گاه بر پای دیگر. گاه بر پاشنةٌ پا میایستاد و گاه بر انگشتان پا. این آیه نازل شد و به پیامبر اکرم دستور داد که اینهمه رنج و ناراحتی را بر خود تحمیل نکند.
مَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ ٱلْقُرْءَانَ لِتَشْقَىٰٓ﴿٢﴾
20:2 · no commentary for this ayah
إِلَّا تَذْكِرَةً لِّمَن يَخْشَىٰ﴿٣﴾
20:3 · no commentary for this ayah
تَنزِيلًا مِّمَّنْ خَلَقَ ٱلْأَرْضَ وَٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلْعُلَى﴿٤﴾
20:4 · no commentary for this ayah
ٱلرَّحْمَٰنُ عَلَى ٱلْعَرْشِ ٱسْتَوَىٰ﴿٥﴾
20:5 · no commentary for this ayah
لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ ٱلثَّرَىٰ﴿٦﴾
20:6 · no commentary for this ayah
وَإِن تَجْهَرْ بِٱلْقَوْلِ فَإِنَّهُۥ يَعْلَمُ ٱلسِّرَّ وَأَخْفَى﴿٧﴾
20:7 · no commentary for this ayah
ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ لَهُ ٱلْأَسْمَآءُ ٱلْحُسْنَىٰ﴿٨﴾
20:8 · no commentary for this ayah
وَهَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴿٩﴾
وضع موسی(ع) در شب دریافت رسالت
در تواریخ میخوانیم که موسی هنگامی که مدت قراردادش با شعیب(ع) در مدین پایان یافت. همسر و فرزند و گوسفندان خود را برداشت و به سوی مصر رهسپار شد. راه را در شبی تاریک و ظلمانی گم کرد. گوسفندان او در بیابان متفرق شدند. میخواست آتشی بیفروزد تا در آن شب سردء خود و فرزندانش گرم شوند؛ اما آتش روشن نشد. در این اثناء همسر باردارش دچار درد وضع حمل شد. طوفانی از حوادث سخت. او را محاصره کرده بود. در این هنگام بود که شعلهای از دور به چشمش خورد. شعلهای که آتش نبود؛ نور الهی بود. موسی به گمان این که آتش است برای پیدا کردن راه یا برگرفتن شعلهای؛ به سوی آتش حرکت کرد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء ج۰۱۳ ص ۱۴۴ > ۵ پیشین» ص ۱۶۷ > ۱- نمونهء چ۱۳, ص ۱۴۴ - پیشین» ص ۱۵۳ ۳و ۴ پیشین» ص ۱۵۶ > ۲۳و ۴-پیشین» ص ۱۵۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
إِذْ رَءَا نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ ٱمْكُثُوٓا۟ إِنِّىٓ ءَانَسْتُ نَارًا لَّعَلِّىٓ ءَاتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى ٱلنَّارِ هُدًى﴿١٠﴾
20:10 · no commentary for this ayah
فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِىَ يَٰمُوسَىٰٓ﴿١١﴾
20:11 · no commentary for this ayah
إِنِّىٓ أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِٱلْوَادِ ٱلْمُقَدَّسِ طُوًى﴿١٢﴾
20:12 · no commentary for this ayah
وَأَنَا ٱخْتَرْتُكَ فَٱسْتَمِعْ لِمَا يُوحَىٰٓ﴿١٣﴾
نماز؛ عامل تذکر
در این آیه به یکی از فلسفههای مهم نماز یعنی تذکر و یادآوری اشاره شده است. انسان در زندگی این جهان» با توجه به عوامل غافلکننده» به وسیلهای نیاز دارد که در فاصلههای متفاوت زمانی» خدا و رستاخیز و دعوت پیامبران و هدف آفرینش را به یاد او آورد و از غرق شدن در گرداب غفلت و بیخبری حفظ کند. نمازء این وظیفةٌ مهم را بر عهده دارد. نماز در صبحگاهان پس از خوابی که انسان را از همه چیز این جهان بیگانه کرده, در هنگام ظهر و پس از غرق شدن در کارهای روزانه و شب هنگام پس از یک روز فعالیت و قبل از استراحت» انسان را متوجه خالق هستی میکند و او را به یاد هدف از آفرینش خود میاندازد.!
إِنَّنِىٓ أَنَا ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعْبُدْنِى وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِذِكْرِىٓ﴿١٤﴾
20:14 · no commentary for this ayah
إِنَّ ٱلسَّاعَةَ ءَاتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا تَسْعَىٰ﴿١٥﴾
علت پنهان بودن زمان قیامت
به فرمودةٌ این آیه» علت پنهان ماندن زمان قیامت این است که هرکس در برابر سعی و کوشش خود جزا داده شود. به تعبیر دیگرء با مخفی بودن آن» نوعی آزادی عمل برای همگان بیدا می شود. از سوی دیکر، جون وقت آن دقیقاً معلوم نیست و در هر زمانی ممکن است اتفاق بیفتد، نتیجه اش حالت آمادهباش دائمی یا پذیرش سریع برنامههای تربیتی است؛ همانگونه که شب قدر مخفی مانده تا مردم همه شبهای سال یا همه شبهای ماه مبارک رمضان را گرامی بدارند و به درگاه خدا بروند. این نکته در مورد مرگ نیز صادق است؛ چرا که زمان وقوع آن همانند قیامت بر انسانها پوشیده شده و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد؛ بلکه میتوان آن را سرآغاز قیامت هر کس دانست؛ چنان که در حدیث آمده است: «چون شخصی می میرد، قیامتش بریا می کردد.»
فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَن لَّا يُؤْمِنُ بِهَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ فَتَرْدَىٰ﴿١٦﴾
20:16 · no commentary for this ayah
وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَٰمُوسَىٰ﴿١٧﴾
20:17 · no commentary for this ayah
قَالَ هِىَ عَصَاىَ أَتَوَكَّؤُا۟ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِى وَلِىَ فِيهَا مَـَٔارِبُ أُخْرَىٰ﴿١٨﴾
20:18 · no commentary for this ayah
قَالَ أَلْقِهَا يَٰمُوسَىٰ﴿١٩﴾
20:19 · no commentary for this ayah
فَأَلْقَىٰهَا فَإِذَا هِىَ حَيَّةٌ تَسْعَىٰ﴿٢٠﴾
20:20 · no commentary for this ayah
قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا ٱلْأُولَىٰ﴿٢١﴾
20:21 · no commentary for this ayah
وَٱضْمُمْ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَآءَ مِنْ غَيْرِ سُوٓءٍ ءَايَةً أُخْرَىٰ﴿٢٢﴾
ید بیضاء
گفتهاند که چون موسی(ع) دست خود را در گریبان میبرد و خارج میکرد» همچون خورشید میدرخشید. این که فرموده «بیعیب» از این جچهت است که سفیدی دست آن حضرت به خاطر بیماری پیسی نبوده؛ بلکه درخشندگی خاصی داشته که در یک لحظه ظاهر میشده و لحظةٌ دیگر از بین میرفته است.
لِنُرِيَكَ مِنْ ءَايَٰتِنَا ٱلْكُبْرَى﴿٢٣﴾
20:23 · no commentary for this ayah
ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴿٢٤﴾
20:24 · no commentary for this ayah
قَالَ رَبِّ ٱشْرَحْ لِى صَدْرِى﴿٢٥﴾
شرح صدر
در این آیه» سینة انسان به ظرفی تشبیه شده که آنچه انسان میبیند و درک میکنده» در آن ریخته میشود و چون راز نهفته میگردد. پس اگر امر بزرگی برای انسان پیش بیاید که فوق طاقت او باشد, سینهاش تنکَ مشود و نیاز به کشادکی ان دارد. موسی(ع) که می دانست در پس ان ماموریت سخت جه مشکلات طاقتفرسایی در مقابل فرعونیان و حتی قوم خود خواهد داشتء از خدا خواست که ظرفیت او را بالا ببرد.
وَيَسِّرْ لِىٓ أَمْرِى﴿٢٦﴾
تقاضاهایی دقیق برای رهبری امت
آنجه موسی(ع) در این آیات از خدا خواسته» یعنی تحمل بالاء قدرت بیان» امدادهای الهی و داشتن یار مطمئن» همگی از مواردی است که یک رهبر المی برای دگرگونی یک جامعة منحرف و ساختن جامعهای با ارزشهای معنوی و انسانی به آن نیاز مبرم دارد و این خود بیانگر این حقیقت است که موسی(ع) حتی قبل از رسالت» روحی بیدار داشت و به ابعاد مسئولیتش به خوبی آگاه بود. از روایاتی که در منابع اهل سنت و تشیع وارد شده» استفاده میشود که پیامبر اسلام(ص) نیز مواردی را که موسی(ع) برای پیشبرد اهدافش از خدا خواسته بودء تمنا کرد؛ با این تفاوت که به جای نام «هارون»» «علی» را نام برد
وَٱحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِى﴿٢٧﴾
تقاضاهایی دقیق برای رهبری امت
آنجه موسی(ع) در این آیات از خدا خواسته» یعنی تحمل بالاء قدرت بیان» امدادهای الهی و داشتن یار مطمئن» همگی از مواردی است که یک رهبر المی برای دگرگونی یک جامعة منحرف و ساختن جامعهای با ارزشهای معنوی و انسانی به آن نیاز مبرم دارد و این خود بیانگر این حقیقت است که موسی(ع) حتی قبل از رسالت» روحی بیدار داشت و به ابعاد مسئولیتش به خوبی آگاه بود. از روایاتی که در منابع اهل سنت و تشیع وارد شده» استفاده میشود که پیامبر اسلام(ص) نیز مواردی را که موسی(ع) برای پیشبرد اهدافش از خدا خواسته بودء تمنا کرد؛ با این تفاوت که به جای نام «هارون»» «علی» را نام برد
يَفْقَهُوا۟ قَوْلِى﴿٢٨﴾
تقاضاهایی دقیق برای رهبری امت
آنجه موسی(ع) در این آیات از خدا خواسته» یعنی تحمل بالاء قدرت بیان» امدادهای الهی و داشتن یار مطمئن» همگی از مواردی است که یک رهبر المی برای دگرگونی یک جامعة منحرف و ساختن جامعهای با ارزشهای معنوی و انسانی به آن نیاز مبرم دارد و این خود بیانگر این حقیقت است که موسی(ع) حتی قبل از رسالت» روحی بیدار داشت و به ابعاد مسئولیتش به خوبی آگاه بود. از روایاتی که در منابع اهل سنت و تشیع وارد شده» استفاده میشود که پیامبر اسلام(ص) نیز مواردی را که موسی(ع) برای پیشبرد اهدافش از خدا خواسته بودء تمنا کرد؛ با این تفاوت که به جای نام «هارون»» «علی» را نام برد
وَٱجْعَل لِّى وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِى﴿٢٩﴾
تقاضاهایی دقیق برای رهبری امت
آنجه موسی(ع) در این آیات از خدا خواسته» یعنی تحمل بالاء قدرت بیان» امدادهای الهی و داشتن یار مطمئن» همگی از مواردی است که یک رهبر المی برای دگرگونی یک جامعة منحرف و ساختن جامعهای با ارزشهای معنوی و انسانی به آن نیاز مبرم دارد و این خود بیانگر این حقیقت است که موسی(ع) حتی قبل از رسالت» روحی بیدار داشت و به ابعاد مسئولیتش به خوبی آگاه بود. از روایاتی که در منابع اهل سنت و تشیع وارد شده» استفاده میشود که پیامبر اسلام(ص) نیز مواردی را که موسی(ع) برای پیشبرد اهدافش از خدا خواسته بودء تمنا کرد؛ با این تفاوت که به جای نام «هارون»» «علی» را نام برد
هَٰرُونَ أَخِى﴿٣٠﴾
تقاضاهایی دقیق برای رهبری امت
آنجه موسی(ع) در این آیات از خدا خواسته» یعنی تحمل بالاء قدرت بیان» امدادهای الهی و داشتن یار مطمئن» همگی از مواردی است که یک رهبر المی برای دگرگونی یک جامعة منحرف و ساختن جامعهای با ارزشهای معنوی و انسانی به آن نیاز مبرم دارد و این خود بیانگر این حقیقت است که موسی(ع) حتی قبل از رسالت» روحی بیدار داشت و به ابعاد مسئولیتش به خوبی آگاه بود. از روایاتی که در منابع اهل سنت و تشیع وارد شده» استفاده میشود که پیامبر اسلام(ص) نیز مواردی را که موسی(ع) برای پیشبرد اهدافش از خدا خواسته بودء تمنا کرد؛ با این تفاوت که به جای نام «هارون»» «علی» را نام برد
ٱشْدُدْ بِهِۦٓ أَزْرِى﴿٣١﴾
تقاضاهایی دقیق برای رهبری امت
آنجه موسی(ع) در این آیات از خدا خواسته» یعنی تحمل بالاء قدرت بیان» امدادهای الهی و داشتن یار مطمئن» همگی از مواردی است که یک رهبر المی برای دگرگونی یک جامعة منحرف و ساختن جامعهای با ارزشهای معنوی و انسانی به آن نیاز مبرم دارد و این خود بیانگر این حقیقت است که موسی(ع) حتی قبل از رسالت» روحی بیدار داشت و به ابعاد مسئولیتش به خوبی آگاه بود. از روایاتی که در منابع اهل سنت و تشیع وارد شده» استفاده میشود که پیامبر اسلام(ص) نیز مواردی را که موسی(ع) برای پیشبرد اهدافش از خدا خواسته بودء تمنا کرد؛ با این تفاوت که به جای نام «هارون»» «علی» را نام برد
وَأَشْرِكْهُ فِىٓ أَمْرِى﴿٣٢﴾
تقاضاهایی دقیق برای رهبری امت
آنجه موسی(ع) در این آیات از خدا خواسته» یعنی تحمل بالاء قدرت بیان» امدادهای الهی و داشتن یار مطمئن» همگی از مواردی است که یک رهبر المی برای دگرگونی یک جامعة منحرف و ساختن جامعهای با ارزشهای معنوی و انسانی به آن نیاز مبرم دارد و این خود بیانگر این حقیقت است که موسی(ع) حتی قبل از رسالت» روحی بیدار داشت و به ابعاد مسئولیتش به خوبی آگاه بود. از روایاتی که در منابع اهل سنت و تشیع وارد شده» استفاده میشود که پیامبر اسلام(ص) نیز مواردی را که موسی(ع) برای پیشبرد اهدافش از خدا خواسته بودء تمنا کرد؛ با این تفاوت که به جای نام «هارون»» «علی» را نام برد
كَىْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا﴿٣٣﴾
هدف نهایی خواستههای حضرت موسی(ع)
موسی(ع)» هدف نهایی خواستههای خود را تسبیح و یاد بسیار خدا بیان کرد. روشن است که تسبیح به معنای پیراستن خداوند از تهمت شرک و نقایص امکانی است. منظور موسی(ع) این نبوده که جملةٌ «سبحان اللّه» را پشت سر هم تکرار کند؛ بلکه هدف اوء پاک کردن اعتقادات شرکآلود از مغزها و مظاهر شرک از جامعه و زنده کردن یاد خدا در اعتقاد و عمل انسانها بوده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء چ۱۳. ص ۱۷۴ > ۴ پیشین» ص ۲۱ ۵- نمونه, چ۱۳, ص ۱۸۰ ۶-المیزان» ج۰۱۴ ص ۱۴۴ > ۷ نمونهء ج۰۱۳ ص ۱۹۱ و ۱۹۳ > ۷ نمونهء ۱۳ ص ۱۹۱و ۱۹۳ ۸-پیشین» ص ۱۹۲ > ۵ نمونه چ۱۳ ص ۱۸۰ > ۸- پیشین» ص ۱۹۲ > ۳ اطیبالبیان» ج۹ ص ۱۶ > ۶ المیزان» چ۳۴ ص ۱۴۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا﴿٣٤﴾
هدف نهایی خواستههای حضرت موسی(ع)
موسی(ع)» هدف نهایی خواستههای خود را تسبیح و یاد بسیار خدا بیان کرد. روشن است که تسبیح به معنای پیراستن خداوند از تهمت شرک و نقایص امکانی است. منظور موسی(ع) این نبوده که جملةٌ «سبحان اللّه» را پشت سر هم تکرار کند؛ بلکه هدف اوء پاک کردن اعتقادات شرکآلود از مغزها و مظاهر شرک از جامعه و زنده کردن یاد خدا در اعتقاد و عمل انسانها بوده است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء چ۱۳. ص ۱۷۴ > ۴ پیشین» ص ۲۱ ۵- نمونه, چ۱۳, ص ۱۸۰ ۶-المیزان» ج۰۱۴ ص ۱۴۴ > ۷ نمونهء ج۰۱۳ ص ۱۹۱ و ۱۹۳ > ۷ نمونهء ۱۳ ص ۱۹۱و ۱۹۳ ۸-پیشین» ص ۱۹۲ > ۵ نمونه چ۱۳ ص ۱۸۰ > ۸- پیشین» ص ۱۹۲ > ۳ اطیبالبیان» ج۹ ص ۱۶ > ۶ المیزان» چ۳۴ ص ۱۴۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرًا﴿٣٥﴾
20:35 · no commentary for this ayah
قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَٰمُوسَىٰ﴿٣٦﴾
20:36 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَىٰٓ﴿٣٧﴾
20:37 · no commentary for this ayah
إِذْ أَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّكَ مَا يُوحَىٰٓ﴿٣٨﴾
معانی وحی در قرآن
کلمة «وحی» در اصل به معنای صدای آهسته یا چیزی را آهسته گفتن است. این کلمه در قرأن به معانی گوناگونی استعمال شده است. گاهی به معنای اشارةٌ رمزی به چیزی است (مریم - ۱۱) و گاه به معنای الهام غریزی است (نحل - ۶۸). گاه به معنای فرمان تکوینی است؛ فرمانی که با زبان آفرینش داده میشود (زلزال - ۵). گاه به معنای الهام میآید؛ الهامی که خدا به قلب افراد باایمان میفرستد؛ هرچند پیامیر نباشند؛ مانند آَیةٌ مورد بحث. اما یکی از مهمترین موارد استعمال آن در قرآن» پیامهای الهی است که مخصوص پیامبران است.
أَنِ ٱقْذِفِيهِ فِى ٱلتَّابُوتِ فَٱقْذِفِيهِ فِى ٱلْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ ٱلْيَمُّ بِٱلسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِّى وَعَدُوٌّ لَّهُۥ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّى وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِىٓ﴿٣٩﴾
وضعیت وخیم بنیاسرائیل در زمان ولادت موسی(ع)
از سایر یات قرآن استفاده میشود که فرعون به شدت بنیاسرائیل را تحت فشار قرار داده بود؛ مخصوصاً برای جلوگیری از قدرت و قوّت یافتن و شورش احتمالی آنها. به گفتةٌ جمعی از مورخان و مفسران» برای جلوگیری از به دنیا آمدن فرزندی که پیشبینی کرده بودند از بنیاسرائیل برمیخیزد و دستگاه فرعون را درهم میکوبد» دستور داده بود پسران آنها را به قتل برسانند و دختران را برای کنیزی و خدمتگزاری زنده نگه دارند. در این شرایط موسی به دنیا آمد و مادرش به شدت از جان فرزندش میترسید. در این هنگام» خدایی که این کودک را برای قیامی بزرگ برگزیده بودء به قلب مادرش الهام کرد که او را بعد از این به ما بسپار و ببین چگونه او را حفظ خواهیم کرد و به تو باز خواهیم گرداند.
محبتی از موسی که در دل همگان افتاد
در حدیثی از امام باقر(ع) میخوانیم: «هنگامی که موسی متولد شد و مادر دید نوزادش پسر است. رنگ از صورتش پرید. قابلةٌ او (که گفتهاند از فرعونیان بود) پرسید: چرا اینگونه رنگت زرد شد؟ گفت: از این میترسم که سر پسرم را ببرند. قابله گفت: هرگز چنین ترسی به خود راه مده (محبت موسی چنان در دل او افتاده بود که هرگونه فکر بدی را از مغفزش دور کرد) و موسی چنان بود که هرکس او را میدید. دوستش میداشت.» همین محبت بود که او را در دربار فرعون نیز کاملاً حفظ کرد.
إِذْ تَمْشِىٓ أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ مَن يَكْفُلُهُۥ فَرَجَعْنَٰكَ إِلَىٰٓ أُمِّكَ كَىْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَٰكَ مِنَ ٱلْغَمِّ وَفَتَنَّٰكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِىٓ أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَىٰ قَدَرٍ يَٰمُوسَىٰ﴿٤٠﴾
20:40 · no commentary for this ayah
وَٱصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِى﴿٤١﴾
محبتآمیزترین سخن خدا در حق موسی(ع)
«اصطناع» به معنای اصرار و اقدام موّکد برای اصلاح چیزی است. معنی آیه این است که تو را از هر نظر اصلاح کردم؛ گویی برای خودم میخواهم. این محبتآمیزترین سخنی است که خداوند در حق این پیامبر بزرگ فرموده است. به گفتةٌ بعضی,» شبیه سخنی است که حکما گفتهاند: «هنگامی که خداوند بندهای را دوست دارد»ء چنان از او تفقد میکند که دوست مهربان از دوستش.»
ٱذْهَبْ أَنتَ وَأَخُوكَ بِـَٔايَٰتِى وَلَا تَنِيَا فِى ذِكْرِى﴿٤٢﴾
20:42 · no commentary for this ayah
ٱذْهَبَآ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴿٤٣﴾
20:43 · no commentary for this ayah
فَقُولَا لَهُۥ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ﴿٤٤﴾
برخورد ملایم حتی با دشمنان
برای نفوذ در دلهای مردم - هرچند گمراه و آلوده باشند - نخستین دستور قرآًن» برخورد ملایم و توأم با مهر و عواطف انسانی است. در بعضی از روایات آمده است که حتی موسی(ع) مأُمور بود فرعون را با بهترین نامش صدا کند؛ شاید در دل تاریک او اثر بگذارد.
قَالَا رَبَّنَآ إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفْرُطَ عَلَيْنَآ أَوْ أَن يَطْغَىٰ﴿٤٥﴾
20:45 · no commentary for this ayah
قَالَ لَا تَخَافَآ إِنَّنِى مَعَكُمَآ أَسْمَعُ وَأَرَىٰ﴿٤٦﴾
20:46 · no commentary for this ayah
فَأْتِيَاهُ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَٰكَ بِـَٔايَةٍ مِّن رَّبِّكَ وَٱلسَّلَٰمُ عَلَىٰ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلْهُدَىٰٓ﴿٤٧﴾
20:47 · no commentary for this ayah
إِنَّا قَدْ أُوحِىَ إِلَيْنَآ أَنَّ ٱلْعَذَابَ عَلَىٰ مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ﴿٤٨﴾
20:48 · no commentary for this ayah
قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَٰمُوسَىٰ﴿٤٩﴾
20:49 · no commentary for this ayah
قَالَ رَبُّنَا ٱلَّذِىٓ أَعْطَىٰ كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ﴿٥٠﴾
دلایلی بر شناسایی پروردگار
در این أَیةٌ کوتاه» موسی(ع) به دو اصل اساسی از آفرینش و هستی اشاره میکند که هر یک دلیل مستقل و روشنی برای شناسایی پروردگار است: نخست اینکه خداوند به هر موجودی آنچه نیاز داشته, بخشیده است. دوم» موضوع هدایت و رهبری موجودات است که قرآن آن را با کلمهٌ «ثم» در درجهةٌ بعد از تأمین نیازمندیها قرار داده است. یعنی علاوه بر این که خدا به هر موجودی وسایل حیاتیاش را داده» به آنها درست آموخته است که چگونه هرکدام از آنها نیروهایشان را دقیقاً در مسیر ادامةٌ حیاتشان به کار گیرند. انسانها نیز دارای این هدایت تکوینی هستند؛ اما بهخاطر داشتن عقل و اختیار» وظایف و مسئولیتها و به دنبال آَنْء برنامهای تکاملی دارند که حیوانات ندارند و به همین دلیلء علاوه بر هدایتهای تکوینیء به هدایت تشریعی (دین) نیز نیاز دارندء ۱- نمونه چ۱۳ ص ۲۱۳ ۴ پیشین» ص ۲۰۵ ۵ پیشین» ص۲۱۲ ۶- پیشین» ص ۲۱۸ ۱- نمونهء ۰۱۳ ص ۲۱۳ ۲- پیشین» ص ۱۹۸ ۳ پیشین» ص ۲۰۰ ٥- بیشین، ص٢. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ٣- پیشین، ص ٢٠٠ > ۶- پیشین» ص ۲۱۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
قَالَ فَمَا بَالُ ٱلْقُرُونِ ٱلْأُولَىٰ﴿٥١﴾
20:51 · no commentary for this ayah
قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّى فِى كِتَٰبٍ لَّا يَضِلُّ رَبِّى وَلَا يَنسَى﴿٥٢﴾
پاسخ موسی(ع) به شبههةٌ فرعون
حضرت موسی(ع) در آَیة ۴۸ به صراحت, بحث معاد و کیفر و جزا را مطرح کرد. فرعون که مانند دیگر مشرکان منکر معاد بودء با تعجب پرسید که امتها و انسانهای ادوار گذشتهای که مردهاند و نابود شدهاند و دیگر خبر و اثری از ایشان نیستء چه وضعیتی دارند و چگونه پاداش و کیفر اعمال خود را میبینند؛ در حالی که جز نام و افسانهای از ایشان نمانده است؟ موسی(ع) در پاسخ این شبهه فرمود: پاداش و کیفر نسلهای گذشتهء برای کسی مشکل است که به آن آگاهی نداشته باشد؛ اما برای خداوند که علمش بر زمان و مکان احاطه دارده مشکل نیست و او از گذشته و آینده باخبر است.
ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّىٰ﴿٥٣﴾
ذکر چهار نعمت المهی
در این آیه به چهار بخش از نعمتهای بزرگ خدا اشاره شده است: ۱- زمین که مهد آرامش و آسایش انسان است و به برکت قانون جاذبه و همچنین قشر عظیم هوایی که اطراف آن را گرفته. انسان میتواند به راحتی و امن و امان روی آن زندگی کند. ۲- راهها و جادههایی که خداوند در زمین به وجود آورده است که تمام مناطق آن را به یکدیگر پیوند میدهد. همان گونه که دیدهایم» در میان سلسله جبال سر به آسمان کشیده» غالباً درهها و راههایی وجود دارد که انسان میتواند از آنها عبور کرده» به مقصد خود برسد. ۳- آبی را که مایة حیات و سرچشمةٌ همه برکات استء از آسمان نازل کرده. ۴- گیاهان گوناگونی که بخشی از مواد غذاییء مواد دارویی و مواد اولیة لباس و پوشاک و وسایل زندگی را در اختیار انسان میگذارد.
كُلُوا۟ وَٱرْعَوْا۟ أَنْعَٰمَكُمْ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّأُو۟لِى ٱلنُّهَىٰ﴿٥٤﴾
20:54 · no commentary for this ayah
مِنْهَا خَلَقْنَٰكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ﴿٥٥﴾
توجه به آفرینش انسان از خاک
بازگشت همةٌ ما به خاک یا مبعوث شدن از خاک کاملاً روشن است؛ اما برای این که چگونه آغاز همةٌ ما از خاک استء دو تفسیر وجود دارد: نخست این که همةٌ ما از آدم(ع) هستیم و او مستقیماً از خاک آفریده شده. دیگر این که حتی خود ما نیز از خاک گرفته شدهایم؛ زیرا آنجه تمام مواد غذایی بدن ما و پدران و مادران ما را تشکیل داده از همین خاک است. ضمنا این تعبیر» اخطاری به همةٌ گردنکشان و فرعونصفتان است که فراموش نکنند از کجا امدهاند و به کجا خواهند رفت. این همه غرور و نخوت و گردنکشی و طغیان از موجودی که دیروز خاک بوده و فردا نیز خاک میشود» چرا؟! در حدیثی از امیرموّمنان علی(ع) چنین نقل شده که شخصی از آن بزرگوار از معنی دو سجده در هر رکعت از نماز سوّال کرد. امام فرمود: «معنی سجدةٌ نخستینء هنگامی که سر به زمین میگذاری, این است که پروردگاراء من در آغاز از این خاک بودهام» و هنگامی که سر بر میداری» مفهومش این است که مرا از این خاک بیرون فرستادی» و مفهوم سجدةٌ دوم این است که مرا به این خاک باز میگردانی, و هنگامی که سر از سجدهٌ دوم بر میداری» مفهومش این است که تو بار دیگر مرا از خاک مبعوث خواهی کرد.»
وَلَقَدْ أَرَيْنَٰهُ ءَايَٰتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَىٰ﴿٥٦﴾
20:56 · no commentary for this ayah
قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَٰمُوسَىٰ﴿٥٧﴾
20:57 · no commentary for this ayah
فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِّثْلِهِۦ فَٱجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًا لَّا نُخْلِفُهُۥ نَحْنُ وَلَآ أَنتَ مَكَانًا سُوًى﴿٥٨﴾
20:58 · no commentary for this ayah
قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ ٱلزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ ٱلنَّاسُ ضُحًى﴿٥٩﴾
روز زینت
این تعبیر بیشک اشاره به یک روز عید است که روز آن دقیقاً مشسخص نیست؛ ولی معلوم است که مردم در آَن روز کسب و کار خود را تعطیل میکردند و آمادة شرکت در چنین برنامهای بودند.
فَتَوَلَّىٰ فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُۥ ثُمَّ أَتَىٰ﴿٦٠﴾
20:60 · no commentary for this ayah
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُم بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ ٱفْتَرَىٰ﴿٦١﴾
20:61 · no commentary for this ayah
فَتَنَٰزَعُوٓا۟ أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا۟ ٱلنَّجْوَىٰ﴿٦٢﴾
20:62 · no commentary for this ayah
قَالُوٓا۟ إِنْ هَٰذَٰنِ لَسَٰحِرَٰنِ يُرِيدَانِ أَن يُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ ٱلْمُثْلَىٰ﴿٦٣﴾
تحریک احساسات مذهبی مردم از سوی فرعون
مقصود فرعون از این راه و رسم - که به خیال خودش به حق نزدیکتر بود - طریقةٌ دو خدایی بود که مذهب رسمی مصر آن روزگار بود؛ همان پرستش خدایان» و پیش از همه آنهاء خود فرعون که خدای قبطیان بود. فرعون با این سخن میخواست تعصب مذهبی مردم را برانگیزد؛ چرا که عموم مردم» مذهب پدرشان را - هر چه باشد - مقدس میشمرند؛ به ویژه مذهبی که بر آن عادت کرده باشند و آن را سنتی پاک و آسمانی بدانند. آری» فرعون به آنها گفت که عظمت شما در گرو آیین شماست و اگر سخنان موسی را بپذیرید, شوکت شما از بین خواهد رفت. پیشین» ص ۲۳۱ ۵ المیزان» ۰۱۴ ص ۱۷۵ ۱- المیزان» ۰۱۴ ص ۱۶۹ ۲- نمونه, ۰۱۳ ص ۲۲۲ ۳ پیشین» ص ۲۲۳ ۲- نمونه چ۱۳ ص ۲۲۲ ۵- المیزان» ج۰۱۴ ص ۱۷۵ ٣- بیشین، ص ٢. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
فَأَجْمِعُوا۟ كَيْدَكُمْ ثُمَّ ٱئْتُوا۟ صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ ٱلْيَوْمَ مَنِ ٱسْتَعْلَىٰ﴿٦٤﴾
20:64 · no commentary for this ayah
قَالُوا۟ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلْقِىَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَىٰ﴿٦٥﴾
20:65 · no commentary for this ayah
قَالَ بَلْ أَلْقُوا۟ فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ﴿٦٦﴾
ساحران فرعونی چه کردند؟
بسیاری از مفسران نوشتهاند که ساحران» موادی همچون «جیوه» درون طنابها و عصاهایشان قرار داده بودند که با تابش آفتاب» و گرم شدن آن مواد فوقالعاده فراره حرکات گوناگون و سریعی به آنها دست میداد. این حرکات بیشک راه رفتن نبود؛ ولی با تلقینهایی که جادوگران به مردم کرده بودند و صحنةٌ خاصی که در آنجا به وجود آمده بودء این چنین در چشم مردم مجسم میشد که این موجودات جان گرفتهاند و مشغول حرکتاند. به طور کلی سحر با استفاده از وسایل گوناگونی انجام میشود؛ گاهی با نیرنگ و چشمبندی» گاهی با استفاده از عوامل تلقینی» گاهی با استفاده از خواص فیزیکی و شیمیایی اجسام و گاهی با کمک گرفتن از شیاطین. البته امروزه راز بسیاری از اموری که در گذشته جادو تلقی میشده» کشف گردیده و طبیعتا دیگر سحر و جادو نیست؛ ولی اصل سحر حقیقت دارد و نمیتوان منکر آن شد. سحر در اسلام حرام و از گناهان کبیره محسوب میشود. البته مانند بسیاری از احکام» موارد استثنا دارد؛ از جمله فرا گرفتن سحر برای باطل کردن ادعای مدعیان دروغین نبوت یا برای از بین بردن اثر آن در مورد کسانی که از آن آسیب دیدهاند» جایز و در مواقعی واجب است.
فَأَوْجَسَ فِى نَفْسِهِۦ خِيفَةً مُّوسَىٰ﴿٦٧﴾
ترس موسی از چه بود؟
ترس خفیفی که موسی(ع) در دل احساس کرد از صحنةٌ ترسناکی که ساحران ایجاد کرده بودندء نبود؛ بلکه از این بیم داشت که نکند مردم تحت تأثیر آن صحنه واقع شوند؛ آنچنان که بازگرداندن آنها آسان نباشد؛ یا این که پیش از آنکه موسی مجال نشان دادن معجزة خود را بیایده جمعی صحنه را ترک گویند یا از صحنه بیرونشان کنند و حق آشکار نگردد.
قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْأَعْلَىٰ﴿٦٨﴾
20:68 · no commentary for this ayah
وَأَلْقِ مَا فِى يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوٓا۟ إِنَّمَا صَنَعُوا۟ كَيْدُ سَٰحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ﴿٦٩﴾
و ۰.۷۰ تفاوت سحر با معجزه
ساحران که تا آن زمان با چنین صحنهای روبهرو نشده بودند و به خوبی سحر را از غیر سحر میشناختنده یقین کردند که کار موسی(ع) چیزی جز معجزةٌ الهی نیست و او فرستادة خدا است که آنها را به سوی حق دعوت میکند. به همین جهت انقلاب عظیمی در روحشان پدیدار گشت و دعوت موسی را پاسخ گفتند. بهطور کلی, کار ساحرء متکی به نیروی محدود انسانی است؛ ولی معجزه از قدرت بیپایان الهی سرچشمه میگیرد. از اینرو هر ساحری کارهای محدودی میتواند انجام دهد و اگر ماورای آن را از او بخواهندء عاجز میماند. او تنها کارهایی را میتواند انجام دهد که در گذشته روی آن تمرین داشته و بر آن مسلط است؛ ولی در غیر آن به کلی عاجز و ناتوان خواهد بود؛ در حالی که پیامبران چون از قدرت نامحدود خدا کمک میگرفتندء قادر به انجام هرگونه خارق عادتی بودند. از این گذشته» چون سحرء امری انحرافی و نیرنگآمیز استء ساحران نیز افرادی متقلب و حیلهگر هستند؛ در حالی که اخلاص و پاکی و درستی انبیاء سندی است که با اعجاز آنها آمیخته و اثر آَن را مضاعف میکند.
فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ هَٰرُونَ وَمُوسَىٰ﴿٧٠﴾
20:70 · no commentary for this ayah
قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِى جُذُوعِ ٱلنَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَآ أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَىٰ﴿٧١﴾
20:71 · no commentary for this ayah
قَالُوا۟ لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَىٰ مَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْبَيِّنَٰتِ وَٱلَّذِى فَطَرَنَا فَٱقْضِ مَآ أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِى هَٰذِهِ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَآ﴿٧٢﴾
20:72 · no commentary for this ayah
إِنَّآ ءَامَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَٰيَٰنَا وَمَآ أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ ٱلسِّحْرِ وَٱللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰٓ﴿٧٣﴾
اجبار ساحران از سوی فرعون
از این آیه معلوم میشود که فرعون ساحران را مجبور به سحر و مبارزه با موسی کرده بود. این اجیار, یا موقعی بوده که آنها را از شهر و دیار خود احضار کرده بوده یا هنگامی که عتاب موسی(ع) بر برخی از آنها تأثیر گذاشت و آنان در مورد ادامة راهشان در میان خود نزاع کردند (آَیةٌ ۶۲) و آنگاه مجبور به مقابله با موسی شدند.؟
إِنَّهُۥ مَن يَأْتِ رَبَّهُۥ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُۥ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ﴿٧٤﴾
جایی که نه مریَ هست ونه زندکَی
در جهنم دیکَر مرکَی وجود ندارد که جهنمیان با آن از عذاب راحت شوند؛ چنان که در آیة ۷ سورةٌ زخرف میخوانیم: «آنها فریاد میکشند ای مالک دوزخ. آرزو داریم پروردگارت ما را بمیراند (تا آسوده شویم). در پاسخ میگوید: شما در اینجا ماندنی هستید.» همچنین حیاتی که از آن لذت برند و اختیار و قدرتی در آن داشته باشندء نیست. هر چه هستء رنج است.٩ > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۱۳, ص ۲۳۷ پیشین» ص ۲۳۸ ۳ پیشین» ص ۲۴۶ > ۴ المیزان» ج۰۱۴ ص ۱۸۱ > ۲- پیشین» ص ۲۳۸ > ۴ المیزان» ج۰۱۴ ص ۱۸۱ ۵- اطیبالبیان» ج۹» ص ۶۵ > ۳-پیشین» ص ۲۴۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
وَمَن يَأْتِهِۦ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلدَّرَجَٰتُ ٱلْعُلَىٰ﴿٧٥﴾
20:75 · no commentary for this ayah
جَنَّٰتُ عَدْنٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَذَٰلِكَ جَزَآءُ مَن تَزَكَّىٰ﴿٧٦﴾
20:76 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ أَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِى فَٱضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِى ٱلْبَحْرِ يَبَسًا لَّا تَخَٰفُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَىٰ﴿٧٧﴾
آخرین مرحلةٌ مبارزه موسی با فرعونیان
این آیه و یه بعد به آخرین بخش از مبارزة موسی(ع) با فرعونیان یعنی برنامة خروج بنیاسرائیل از مصر اشاره دارد. بنیاسرائیل» آمادةٌ حرکت به سوی سرزمین موعود (فلسطین) شدند؛ اما هنگامی که به کرانههای نیل رسیدند» فرعونیان آگاه گشتند و فرعون با لشکری عظیم آنها را تعقیب کرد. آنها خود را در محاصرة دریا و دشمن دیدند. از یک سوء رود عظیم نیل بود و از سوی دیگرء دشمن نیرومند خونخوار و خشمگین؛ اما خواست خدا این بود که آن جمعیت ستمکشیده و باایمان را از چنگ ظالمان رهایی بخشد و ستمگران را هلاک کند. نکتةٌ جالب توجه این که نه تنها فرموده راهی در رود نیل گشوده شدء بلکه این راه به فرمان خدا راهی خشک (یَبَسا) بود؛ با این که معمولاً چنین است که اگر آب رودخانه یا دریا کنار برودء تا مدتها از اعماق آن نمیتوان عبور کرد.
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِۦ فَغَشِيَهُم مِّنَ ٱلْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ﴿٧٨﴾
20:78 · no commentary for this ayah
وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُۥ وَمَا هَدَىٰ﴿٧٩﴾
20:79 · no commentary for this ayah
يَٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ قَدْ أَنجَيْنَٰكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ وَوَٰعَدْنَٰكُمْ جَانِبَ ٱلطُّورِ ٱلْأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ ٱلْمَنَّ وَٱلسَّلْوَىٰ﴿٨٠﴾
من و سلوی
بنیاسرائیل پس از نجات از چنگال فرعونیان» در بیابانی سرگردان شدند. بعید نیست که «مَنْ» نوعی عسل طبیعی بوده که در کوههای مجاور آن بیابان وجود داشته؛ یا شیرههای نیروبخش مخصوص نباتی بوده که در درختانی که در گوشه و کنار آن بیابان میروییده, آشکار میگردیده. «سلوی» نیز نوعی پرندة حلال گوشت شبیه به کبوتر بوده است.
كُلُوا۟ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقْنَٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ﴿٨١﴾
20:81 · no commentary for this ayah
وَإِنِّى لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحًا ثُمَّ ٱهْتَدَىٰ﴿٨٢﴾
پذیرش ولایت رهبران الهی؛ شرط پذیرش توبه و ایمان و عمل صالح
در معنی جملة «نم اهتدی» مفسران بحثهای فراوانی دارند که از میان همة آنها دو تفسیر شیواتر به نظر میرسد: تفسیر نخست این که این آیه اشاره به ادامه دادن راه ایمان و تقوی و عمل صالح است؛ یعنی توبه, گذشته را میشوید و باعث نجات میشود؛ مشروط بر این که بار دیگر شخص توبهکار در همان در شرک و گناه سقوط نکند و پیوسته مراقب باشد که وسوسههای شیطان و نفس؛ او را به خط سابق باز نگرداند. تفسیر دیگر این که این جمله اشاره به لزوم قبول ولایت و پذیرش رهبری رهبران الهی است؛ یعنی توبه و ایمان و عمل صالح آنگاه باعث نجات میشود که در زیر چتر هدایت رهبران الهی قرار گیرد؛ چرا که یکی از ارکان دین» پذیرش دعوت پیامبر و رهبری او و سپس پذیرش رهبری جانشینان اوست. از امام باقر(ع) در ذیل این آیه روایت شده است: «منظور از جملة «ثم اهتدی» هدایت به ولایت ما اهل بیت است.» برای این که بدانیم ترک این اصل تا چه حد مرگبار است. کافی است آیات بعد را بررسی کنیم و دریابیم که چگونه بنیاسرائیل به خاطر ترک ولایت و بیرون رفتن از خط پیروی موسی(ع) و جانشینش هارون(ع) گرفتار گوسالهپرستی و شرک و کفر شدند. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): al-Kāfī.
وَمَآ أَعْجَلَكَ عَن قَوْمِكَ يَٰمُوسَىٰ﴿٨٣﴾
عشق و شتاب موسی(ع) برای رسیدن به میعاد
برنامه این بود که موسی(ع) برای گرفتن احکام تورات به کوه طور برود و گروهی از بنیاسرائیل نیز او را در این مسیر همراهی کنند تا حقایق تازهای در بارة خداشناسی و وحی در این سفر برای آنها آشکار گردد؛ ولی از آنرو که شوق مناجات با پروردگار و شنیدن آهنگ وحی در دل موسی شعلهور بوده چنان سر از پا نمیشناخت و همه چیز حتی خوردن و آشامیدن و استراحت را در این راه فراموش کرده بود که با سرعت این راه را پیمود و قبل از دیگران» به میعادگاه پروردگار رسید. از امام صادق(ع) نقل شده است: «مشتاق, نه میل به غذا میکند. نه از نوشیدنی گوارا لذت میبرد. نه خواب آسوده دارد. نه با دوستی انس میگیرد و نه در خانهای آرام خواهد داشت... [بلکه] خدا را شب و روز بندگی میکند. به این امید که به محبویش [الّ] برسد... آنچنان که خداوند از موسی بن عمران در بارةٌ میعاد پروردگارش نقل میکند: «و عجلت |لیک رب لترضی»» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ۰۱۳ ص ۲۵۷ ۲- پیشین» ص ۲۶۱ > ۳ نمونه, ج۱۳ ص ۲۶۳ المیزان» ۰۱۴ ص ۱۸۸ ۴ نمونهء ۰۱۳ ص ۲۶۷ > ۲ پیشین» ص ۲۶۱ > ۴ نمونهء ج۱۳ ص ۲۶۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
قَالَ هُمْ أُو۟لَآءِ عَلَىٰٓ أَثَرِى وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَىٰ﴿٨٤﴾
عشق و شتاب موسی(ع) برای رسیدن به میعاد
برنامه این بود که موسی(ع) برای گرفتن احکام تورات به کوه طور برود و گروهی از بنیاسرائیل نیز او را در این مسیر همراهی کنند تا حقایق تازهای در بارة خداشناسی و وحی در این سفر برای آنها آشکار گردد؛ ولی از آنرو که شوق مناجات با پروردگار و شنیدن آهنگ وحی در دل موسی شعلهور بوده چنان سر از پا نمیشناخت و همه چیز حتی خوردن و آشامیدن و استراحت را در این راه فراموش کرده بود که با سرعت این راه را پیمود و قبل از دیگران» به میعادگاه پروردگار رسید. از امام صادق(ع) نقل شده است: «مشتاق, نه میل به غذا میکند. نه از نوشیدنی گوارا لذت میبرد. نه خواب آسوده دارد. نه با دوستی انس میگیرد و نه در خانهای آرام خواهد داشت... [بلکه] خدا را شب و روز بندگی میکند. به این امید که به محبویش [الّ] برسد... آنچنان که خداوند از موسی بن عمران در بارةٌ میعاد پروردگارش نقل میکند: «و عجلت |لیک رب لترضی»» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه, چ۰۱۳ ص ۲۵۷ ۲- پیشین» ص ۲۶۱ > ۳ نمونه, ج۱۳ ص ۲۶۳ المیزان» ۰۱۴ ص ۱۸۸ ۴ نمونهء ۰۱۳ ص ۲۶۷ > ۲ پیشین» ص ۲۶۱ > ۴ نمونهء ج۱۳ ص ۲۶۷ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنۢ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ ٱلسَّامِرِىُّ﴿٨٥﴾
20:85 · no commentary for this ayah
فَرَجَعَ مُوسَىٰٓ إِلَىٰ قَوْمِهِۦ غَضْبَٰنَ أَسِفًا قَالَ يَٰقَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ ٱلْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِى﴿٨٦﴾
20:86 · no commentary for this ayah
قَالُوا۟ مَآ أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَٰكِنَّا حُمِّلْنَآ أَوْزَارًا مِّن زِينَةِ ٱلْقَوْمِ فَقَذَفْنَٰهَا فَكَذَٰلِكَ أَلْقَى ٱلسَّامِرِىُّ﴿٨٧﴾
20:87 · no commentary for this ayah
فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُۥ خُوَارٌ فَقَالُوا۟ هَٰذَآ إِلَٰهُكُمْ وَإِلَٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِىَ﴿٨٨﴾
چه کسی فراموش کرد؟
منظور از کسی که فراموش کردء «سامری» است؛ زیرا عهد و پیمانش را با موسی(ع) و خدای او فراموش کرد و راه بتپرستی پیش گرفت. این که بعضی فاعل این جمله را حضرت موسی(ع) گرفتهاند» بر خلاف ظاهر آیه است.
أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا﴿٨٩﴾
20:89 · no commentary for this ayah
وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَٰرُونُ مِن قَبْلُ يَٰقَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِۦ وَإِنَّ رَبَّكُمُ ٱلرَّحْمَٰنُ فَٱتَّبِعُونِى وَأَطِيعُوٓا۟ أَمْرِى﴿٩٠﴾
20:90 · no commentary for this ayah
قَالُوا۟ لَن نَّبْرَحَ عَلَيْهِ عَٰكِفِينَ حَتَّىٰ يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَىٰ﴿٩١﴾
20:91 · no commentary for this ayah
قَالَ يَٰهَٰرُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوٓا۟﴿٩٢﴾
20:92 · no commentary for this ayah
أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِى﴿٩٣﴾
علت برخورد تند موسی با هارون
حضرت هارون(ع) تعبیر «یاین ام» را برای فرو نشاندن خشم موسی(ع) به کار برد و با این حرف به این نکته اشاره کرد که من و تو از یک مادریم و در دامان یک نفر پرورش یافتهایم و نباید این گونه به هم خشمگین شویم. در اینجا این سوّال پیش میأید که موسی و هارون بدون شک هر دو پیامبر و معصوم بودند؛ پس این عتاب و خطاب شدید از ناحیة موسی و دفاعی که هارون از خودش کرد چگونه توجیه میشود. در پاسخ میتوان گفت که موسی یقین داشست که برادرش بیگناه است؛ اما با این عمل میخواست دو مطلب را اثبات کند: نخست به بنیاسرائیل بفهماند که گناه بسیار بزرگی مرتکب شدهاند که حتی پای برادر موسی(ع) را که خود پیامبری عالیقدر بودء به دادگاه کشانده است. دیگر این که با این عمل» بی گناهی هارون را بر همگان ثابت کرد تا بعداً در ادامةُ رسالتش متهم نگردد.
قَالَ يَبْنَؤُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِى وَلَا بِرَأْسِىٓ إِنِّى خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِى﴿٩٤﴾
20:94 · no commentary for this ayah
قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَٰسَٰمِرِىُّ﴿٩٥﴾
20:95 · no commentary for this ayah
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا۟ بِهِۦ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ ٱلرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتْ لِى نَفْسِى﴿٩٦﴾
سامری چگونه گوساله را ساخت؟
مفسران در تفسیر این آیه سخنان گوناگونی نقل کردهاند. یکی از آن نظریات که با ظاهر آیه سازگارتر است» این است که مقصود از زیورهای قوم (آَیة 4۸۷ زیورهایی طلایی از فرعونیان بوده که موسی دستور داده بود آنها را جمع آوری و با خود حمل کنند و چون آن جواهرات مال موسی یا منسوب به او بودء به آنها «آثار رسول» گفته شده است. پس سامری در جملة «من قسمتی از آثار رسول را گرفتم» میخواهد بگوید که من در کار ریختهگری و مجسمهسازی ماهرم. قدری از اموال موسی را گرفته» ریخته گری کردم و اطلاعاتی دارم که مردم ندارند. پس وسوسه مرا گرفت که خوب است با طلاهای رسول, مجسمهای بسازم. پس مشتی از آثار رسول را - که همان زیورهای طلایی باشد - گرفتم و در اتش انداختم و برای مردم گوسالهای در آوردم که صدا میکرد. آن را طوری ساختم که هر وقت هوا در شکم آن وارد میشد و با فشار از دهانش بیرون میآمدء صدای گوساله شنیده میشد.
قَالَ فَٱذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِى ٱلْحَيَوٰةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّن تُخْلَفَهُۥ وَٱنظُرْ إِلَىٰٓ إِلَٰهِكَ ٱلَّذِى ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُۥ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُۥ فِى ٱلْيَمِّ نَسْفًا﴿٩٧﴾
مجازات سامری به امر موسی(ع)
این آیه, مجازات موسی برای سامری را بیان میکند. موسی بعد از آن که جرم سامری برایش ثابت شدهء دستور داد که سامری از جامعه طرد شود. او دیگر حق نداشت با کسی تماس بگیرد و کسی هم حق نداشت با وی ارتباطی داشته باشد. به طور کلی حکم کرد که سامری تا آخر عمر تنها زندگی کند که این خود از سختترین شکنجههاست؛ چرا که این دستور حسرت دائمی و وحشت بی انجام را در بی داشت. بعضی کَفته اند که این دستور موسی(ع) نبود؛ بلکه نفرین او به سامری بودء و اثر این نفرین این شد که وی به درد بیدرمانی مبتلا شد و احدی نزدیکش نمیشد مگر آن که دچار تب شدیدی میشد و ناچار هرکس به او نزدیک میشدء فریاد میکشید: «با من تماس نکَیر.» برخی نیز کَفته اند که او به مرض وسواس مبتلا شد؛ به طوری که از مردم وحشت می کرد و میگریخت و فریاد میزد: «با من تماس نگیرید.» > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء چ۱۳. ص ۲۷۱ > ۴ المیزان» چ۰۱۴ ص ۱۹۶ ۵ پیشین» ص ۱۹۶ > ۱- نمونه چ۰۱۳ ص ۲۷۱ ۲ اطیبالبیان» چ۹» ص ۸۸ ۳ نمونه چ۱۳ ص ۲۸۴ > ۵ پیشین» ص ۱۹۶ > ۳ نمونهء چ۱۳. ص ۲۸۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.
إِنَّمَآ إِلَٰهُكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِى لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَىْءٍ عِلْمًا﴿٩٨﴾
20:98 · no commentary for this ayah
كَذَٰلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنۢبَآءِ مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ ءَاتَيْنَٰكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًا﴿٩٩﴾
20:99 · no commentary for this ayah
مَّنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُۥ يَحْمِلُ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وِزْرًا﴿١٠٠﴾
20:100 · no commentary for this ayah
خَٰلِدِينَ فِيهِ وَسَآءَ لَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ حِمْلًا﴿١٠١﴾
20:101 · no commentary for this ayah
يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ وَنَحْشُرُ ٱلْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقًا﴿١٠٢﴾
صور
در بارة «صور» ذیل أَیةٌ ۶۸ سورة زمر توضیح داده خواهد شد.
مجرمان با بدنهای کبود
واژةٌ «زرق» - جمع «ازرق» - معمولاً به معنای کبودچشم میآید؛ ولی گاه به کسی که اندامش بر اثر شدت درد و رنجء تیره و کبود شده نیز اطلاق میگردد؛ چه این که بدن به هنگام تحمل درد و رنج» نحیف و ضعیف شده» طراوت و رطوبت خود را از دست میدهد و کبود به نظر میرسد.
يَتَخَٰفَتُونَ بَيْنَهُمْ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا﴿١٠٣﴾
کوتاهی عمر دنیا و برزخ در برابر قیامت
بدون شک مدت توقف انسانها در عالم برزغ طولانی میرسد. یه کوتاهی مدت درنگ آنها قبل از برانگیخته شدن - اعم از دنیا و برزخ - است و هنگامی که حکم خلود و ابدیت برای آنها روشن می شودء زمان درنگ در دنیا و برزخ در نزدشان بسیار کوتاه به نظر دارند که یک روز اشاره به کمترین عدد تک رقمی است و از این رو به مدت کمتری اشاره میکند. > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr al-Qummī.
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا يَوْمًا﴿١٠٤﴾
درنگی یکروزه!
بیشک نه ده روز مدتی است طولانی و نه یک روز؛ ولی این تفاوت را با هم با کمترین عدد نشان داده است. قرآن» گویندةٌ این سخن را «امثلهم طریقة» ( کسی که روش و فکر او بهتر است) نامیده است؛ زیرا کوتاهی عمر دنیا یا برزخ در برابر عمر آخرت و همچنین ناچیز بودن کیفیت اینها در برابر کیفیت آن را
وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّى نَسْفًا﴿١٠٥﴾
20:105 · no commentary for this ayah
فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا﴿١٠٦﴾
20:106 · no commentary for this ayah
لَّا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجًا وَلَآ أَمْتًا﴿١٠٧﴾
20:107 · no commentary for this ayah
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ ٱلدَّاعِىَ لَا عِوَجَ لَهُۥ وَخَشَعَتِ ٱلْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا﴿١٠٨﴾
منظور از دعوت کننده
در قرآن مشخص نشده که آن دعوت کنندةٌ المی» «اسرافیل» است یا شخص دیگر؛ ولی هرکس باشدء فرمانش چنان نافذ است که هیچ کس قدرت تخلف از آن را ندارد.٩
يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحْمَٰنُ وَرَضِىَ لَهُۥ قَوْلًا﴿١٠٩﴾
شفاعت؛ کلاس عالی تربیتی
گروهی پندارهای غلطی از شفاعت دارند و آن را بیشباهت به رابطهبازیهای دنیا نمیدانند؛ در حالی که شفاعت از نظر منطق اسلام» یک کلاس عالی تربیتی است؛ درسی برای آنها که راه حق را با پای تلاش و کوشش میپیمایند. ولی گاهی گرفتار کمبودها و لغزشهایی میشوند. این لغزش ها ممکن است گرد و غبار نومیدی بر دلهایشان بپاشد. در اینجاست که شفاعت همچون یک نیروی محرک به سراغ آنها میآید و میگوید: مأیوس نشوید و راه حق را همچنان ادامه دهید و دست از تلاش و کوشش در این راه برندارید. اگر لغزشی از شما سر زده است. شفیعانی وجود دارند که به اجازةٌ خداوند رحمان که رحمت عامش همگان را فرا گرفته, از شما شفاعت میکنند. شفاعت» دعوت به تنبلی یا فرار از زیر بار مسئولیت یا چراغ سبز در برابر ارتکاب گناه نیست؛ بلکه حقیقت شفاعت, دعوت به استقامت در راه حق و کاستن گناه تا حد امکان است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ نمونه» چ۱۳, ص ۲۹۹ ۸ پیشین» ص ۳۰۳ ۶- پیشین» ص ۳۰۴ > ۴ نمونهء ج۰۱۳ ص ۲۹۹ > ۱- نمونهء ۱۳ ص ۲۹۷ ۲ پیشین» ص ۲۹۸ ۳ المیزان» ج۰۱۴ ص۲۰۹ > ٥- بیشین، ص ٣٠٣ > ۲ المیزان» ی دی ص۳۰۹ > ۶- پیشین» ص ۲۳۰۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِۦ عِلْمًا﴿١١٠﴾
20:110 · no commentary for this ayah
وَعَنَتِ ٱلْوُجُوهُ لِلْحَىِّ ٱلْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا﴿١١١﴾
20:111 · no commentary for this ayah
وَمَن يَعْمَلْ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا﴿١١٢﴾
20:112 · no commentary for this ayah
وَكَذَٰلِكَ أَنزَلْنَٰهُ قُرْءَانًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ ٱلْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا﴿١١٣﴾
20:113 · no commentary for this ayah
فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلْمَلِكُ ٱلْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِٱلْقُرْءَانِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَىٰٓ إِلَيْكَ وَحْيُهُۥ وَقُل رَّبِّ زِدْنِى عِلْمًا﴿١١٤﴾
نهی از عجله در قرائت پیش از اتمام وحی
از این آیه استفاده میشود که پیامبر(ص) از آنچه قرار بوده بر آن حضرت وحی شود آگاهی داشته و چون وحی بر او نازل میشده» پیش از این که تمام شودء شروع به خواندن قرآن میکرده است. این آَیةٌ شریفء از جمله مدارکی است که موضوع نزول دفعی قرآن را که در روایات به آن اشاره شده» تأیید میکند. طبق روایات» قرآن دو بار بر پیامبر اکرم نازل شده؛ یکبار به صورت دفعی که در شب قدر بر پیامبر نازل شد و دیگر به صورت تدریجی و در طول بیست و سه سال رسالت آن حضرت و بر اساس مصالح. اگر پیامبر اکرم(ص) از محتوای وحی آگاهی نداشتء دیگر معنی نداشت که خدا به او بفرماید: پیش از تمام شدن وحی در خواندن آن عجله نکن. به هر حال» خداوند به وسیلةٌ این آیه پیامبر را از این کار هی فرمود. باید توجه داشت که عجلة پیامبر - معاذ ال - از روی کم حوصلگی یا اظهار وجود نبوده؛ بلکه از روی عشق و علاقَهٌ زیاد به دریافت وحی و حفظ و ابلاغ آن به مردم بوده است. البته چون آن حضرت میبایست در همه چیز سرمشق مردم باشدء از همین مقدار شتابزدگی هم نهی شد تا مردم متوجه شوند که حتی برای دریافت وحی نیز نباید شتابزدگی به خرج داد.
وَلَقَدْ عَهِدْنَآ إِلَىٰٓ ءَادَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِىَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُۥ عَزْمًا﴿١١٥﴾
عصمت آدم (ع)
در بارة عصمت حضرت آدم(ع) ذیل یه ۲۳ سور اعراف بحث شده است.
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ﴿١١٦﴾
20:116 · no commentary for this ayah
فَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ ٱلْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰٓ﴿١١٧﴾
20:117 · no commentary for this ayah
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ﴿١١٨﴾
20:118 · no commentary for this ayah
وَأَنَّكَ لَا تَظْمَؤُا۟ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ﴿١١٩﴾
20:119 · no commentary for this ayah
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَٰنُ قَالَ يَٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ﴿١٢٠﴾
سوء استفادةٌ شیطان از تمایل آدم به جاودانگی
شیطان» تمایل آدم را در نظر گرفت و به اینجا رسید که او میل به زندگی جاودان و رسیدن به قدرت بیزوال دارد. از اینرو برای کشاندن او به مخالفت با فرمان پروردگار» از این دو عامل استفاده کرد. به تعبیر دیگرء همان گونه که خداوند به آدم وعده داد که اگر شیطان را از خود دور کنی» همیشه در پهشت مشمول نعمتهای پروردگارت خواهی بودء شیطان نیز در وسوسههایش روی همین نقطه متمرکز شد.
فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ﴿١٢١﴾
20:121 · no commentary for this ayah
ثُمَّ ٱجْتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ﴿١٢٢﴾
20:122 · no commentary for this ayah
قَالَ ٱهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًۢا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًى فَمَنِ ٱتَّبَعَ هُدَاىَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ﴿١٢٣﴾
زندگی سخت؛ جزای فراموشی خدا
در تفسیر این آیه فرمودهاند کسی که خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه نماید راهی جز دل بستن به دنیا برایش باقی نمیماند و تمام سعی و تلاشش به دست آوردن زندگی بهتر دنیایی خواهد شد. او روزبهروز به زندگی دنیاییاش توسعه میدهد و با آن و لذتهایش سرگرم میشود؛ اما این لذتهاء چه کم باشد و چه زیاد» او را آرام نمیکند؛ چرا که هر چه به دست آوردء باز غم چیزهایی را میخورد که به دست نیاورده و از طرفی نگران است که داراییاش را به خاطر ناملایمات و مرگ و مریضی و... از دست بدهد. پس انسان دنیاپرستی که از یاد خدا بریده -ثروتمند یا فقیر- همیشه در رنج و فشار به سر میبرد؛ اما آن که در پرتو شناخت و یاد خدا میداند که در پس این زندگی و در نزد خدا حیاتی وجود دارد که آنچه بخواهد در آن هست و هیچ آفنی در آن وجود ندارد که به او آسیبی برسانده دیگر از سرد و گرم زندگی دنیوی ترسی ندارد و به آنچه خدا برایش مقدر کرده - کم یا زیاد - خشنود است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۴ المیزان» ۰۱۴ ص ۲۳۲۴ > ۴ المیزان» ج۰۱۴ ص ۲۲۴ > ۲- نمونه, چ۱۳ ص ۳۱۳ > ۱-المیزان» ۰۱۴ ص ۲۱۴ ۲ نمونه چ۱۳ ص ۳۱۳ ۳ پیشین» ص ۳۲۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ أَعْمَىٰ﴿١٢٤﴾
20:124 · no commentary for this ayah
قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِىٓ أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا﴿١٢٥﴾
20:125 · no commentary for this ayah
قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ ءَايَٰتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَٰلِكَ ٱلْيَوْمَ تُنسَىٰ﴿١٢٦﴾
روزی که مجرمان فراموش میشوند
منظور از فراموش شدن مجرمان در جهان دیگر این نیست که خداوند آنها را فراموش میکند؛ بلکه منظورء معاملةٌ فراموشی (و بیاعتنایی) با آنها است؛ همانگونه که در تعبیرات روزمره نیز داریم که اگر کسی از دیگری بیاعتنایی دیده میگوید: چرا مرا فراموش کردی؟
وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنۢ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِۦ وَلَعَذَابُ ٱلْـَٔاخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰٓ﴿١٢٧﴾
20:127 · no commentary for this ayah
أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ ٱلْقُرُونِ يَمْشُونَ فِى مَسَٰكِنِهِمْ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّأُو۟لِى ٱلنُّهَىٰ﴿١٢٨﴾
20:128 · no commentary for this ayah
وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُّسَمًّى﴿١٢٩﴾
سنت خدا و زمان مقرر
منظور از «کلمة» در عبارت «کلمة سبقت من ربک»» همان فرمانی است که هنگام فرود آمدن آدم(ع) از بهشت به زمین از سوی خدا مقر شد؛ مبنی بر اینکه انسانها تا زمان مشخصی در زمین هستند و در این مدت در زمین زندگی خواهند کرد و از عذاب و هلاک ناگهانی در امان خواهند بود؛ مگر آن که پیامبری به سویشان بیاید که در این صورت» کسانی که به آن پیامبر ایمان نیاورند و با او به ستیز برخیزند یا تقاضای معجزهای از او کنند و پس از آوردن معجزه باز هم ایمان نیاورند» بر اثر عذاب الهی هلاک خواهند شد. امت پیامبر اسلام نیز به سبب وعدهای که در گذشته از خداوند صادر شده» از عذاب استیصال در اماناند؛ اما به خاطر بعثت پیامبر بیشک در میان موّمنان و کافران این امت داوری خواهد شد و کافران نابود میگردند؛ از آیات قرآن استفاده میشود که عذاب کافران این امت تا مدتی به تأخیر میافتد و منظور از «اجل مسمّی» (زمان مقرر) همان زمان است که وقت آن به هیچ وجه تغییر نمیکند و کافران این امت در دنیا مشمول عذاب شده» هلاک میگردند.
فَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ ٱلشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ ءَانَآئِ ٱلَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ ٱلنَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ﴿١٣٠﴾
تأثیر تسبیح خدا در روحیة انسان
در این که منظور از تسبیح در اوقات خاص چیستء مفسران سخنان گوناگونی گفتهاند که در میان آنها دو تفسیر درستتر به نظر میرسد. یکم این که منظور از تسبیح در این یه نمازهای واجب پنجگانه است و این آیه به اوقات آن نمازها اشاره دارد. دوم این که این آیه به هر گونه تسبیح -اعم از ذکر و نماز مستحبی و... - اشاره دارد که در زمانهای مشخص به آن امر شده است. دستور به حمد و تسبیح» برای تقویت روحیه و تسلای خاطر است؛ چرا که حمد و تسبیح و نمازهای شب و روزء پیوند انسان را با خدا چنان محکم میکند که دیگر به هیچ چیز جز او نمیاندیشد. از حوادث سخت نمیهراسد و با داشتن چنین تکیهگاه محکمی, از دشمنان واهمه نمیکند. به این ترتیب» آرامش و اطمینان» روح و جان او را پر میکند. جملة «لعلّک ترضی» به این نکته اشاره دارد.؟
وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ﴿١٣١﴾
20:131 · no commentary for this ayah
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْـَٔلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَٱلْعَٰقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ﴿١٣٢﴾
خانوادةٌ خود را به نماز فرمان ده
منظور از «اهل» (خانواده) در اینجا خاندان پیامبر(ص) است؛ ولی چون این سوره در مکه نازل شده در آن زمان مصداق اهل, تنها خدیجه(س) و علی (ع) بودند. البته این کلمه شاید بعضی دیگر از نزدیکان پیامبر(ص) را نیز شامل شود؛ چون با گذشت زمان» دامنةٌ خاندان پیامبر گسترده شد. در روایات آمده است که پیامبر برای این که به این آّیه عمل کندء مدتها هر روز به در منزل حضرت علی و فاطمه(ع) میرفت و دو طرف در را میگرفت و میفرمود: «نماز! خداوند رحمتتان کند. خدا میخواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاکیزه فرماید.»
عبادت؛ نیاز انسان؛ نه حاجت خدا
منظور از این جمله این است که نماز چیزی بر عظمت پروردگار نمیافزاید؛ بلکه سرمایة بزرگی برای تکامل شما انسانها و کلاس عالی تربیت است. به تعبیر دیگرء خداوند همچون پادشاهان و امیران نیست که از ملت خود باج میگرفتند و زندگی خود و اطرافیان را اداره میکردند. خداوند از همگان بینیاز است و همگان به او نیازمندند. این تعبیر» شبیه همان چیزی است که در یات ۵۶ و ۵۷ سورهٌ ذاریات وارد شده است: «من جن و انس را نیافریدم مگر بهخاطر اینکه عبادتم کنند. من از آنها روزی نمیطلبم و نمیخواهم به من غذا دهند. [چرا که] خداوند. روزیدهندةٌ همگان و دارای قدرت مستحکم است.» به این ترتیب» نتیجهٌ عبادت مستقیماً به خود عبادتکنندگان باز میگردد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۷ نمونه» چ۱۳ ص ۳۴۲ > ۴ نمونهء چ۱۳ ص ۳۳۹ > ۷ نمونه ج۱۳. ص ۳۴۲ > ۲ المیزان» ج۰۱۴ ص ۲۳۲ > ۴ نمونهء چ۱۳ ص ۳۳۹ ۵- پیشین» ص ۳۴۲ ۶-المیزان» چ۰۱۴ ص ۲۴۱ > ۱-نمونه چ۱۳ ص ۳۳۱ ۲ المیزان» ج۰۱۴ ص ۲۳۲ ۳ پیشین» ص ۲۳۴ > ۶- المیزان» ج۰۱۴ ص ۲۴۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.
وَقَالُوا۟ لَوْلَا يَأْتِينَا بِـَٔايَةٍ مِّن رَّبِّهِۦٓ أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِى ٱلصُّحُفِ ٱلْأُولَىٰ﴿١٣٣﴾
20:133 · no commentary for this ayah
وَلَوْ أَنَّآ أَهْلَكْنَٰهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِۦ لَقَالُوا۟ رَبَّنَا لَوْلَآ أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ ءَايَٰتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَىٰ﴿١٣٤﴾
20:134 · no commentary for this ayah
قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا۟ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَٰبُ ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِىِّ وَمَنِ ٱهْتَدَىٰ﴿١٣٥﴾
20:135 · no commentary for this ayah