15 · Makkī

الحجر

Al-Hijr·The Rock

✦ memorize this sūrah

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

Reading with قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

  1. الٓر تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ وَقُرْءَانٍ مُّبِينٍ﴿١﴾

    15:1 · no commentary for this ayah

  2. رُّبَمَا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوْ كَانُوا۟ مُسْلِمِينَ﴿٢﴾

    ای کاش مسلمان بودم!

    چنان که در ترجمةٌ همراه به درستی آمده» این آیه به جهان دیگر یعنی عالم آخرت اشاره دارد که کافران در آنجا آثار شوم اعمالشان را می‌بینند و آرزو می‌کنند که ای کاش مسلمان بودند. البته هرگز آرزویشان برآورده نخواهد شد؛ چرا که ایمان و اسلام در دنیا فایده دارد و نه در آخرت. در روایتی از امام صادق(ع) می‌خوانیم که «روز قیامت نداکننده‌ای چنان صدا می‌زند که همةٌ مردم می‌شنوند و می‌گوید: جز افرادی که اسلام آورده‌اند. کسی داخل بهشت نمی‌شود. (در این هنگام)» کافران آرزو می‌کنند که ای کاش مسلمان بودند»» کروهی از مسلمانان خطاکار را با آنها قرار می دهند، کفار به مسلمین می کویند: مکَر شما مسلمان نبودید؟ پاسخ می‌شنوند: آری» بودیم. کافران می‌گویند: پس تصدیق و ایمان شما هم به حالتان سودی نداشت؛ چون شما هم با ما در یک جا هستید. پس [در این هنگام] هیچ یکتاپرستی نمی‌ماند مگر این‌که خداوند متعال او را از آتش خارج می‌کند. سپس پیامبر(ص) این آیه را تلاوت کرد: «کافران چه بسا آرزو می‌کنند که ای کاش مسلمان بودند»»

  3. ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا۟ وَيَتَمَتَّعُوا۟ وَيُلْهِهِمُ ٱلْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ﴿٣﴾

    15:3 · no commentary for this ayah

  4. وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ﴿٤﴾

    15:4 · no commentary for this ayah

  5. مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَـْٔخِرُونَ﴿٥﴾

    15:5 · no commentary for this ayah

  6. وَقَالُوا۟ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِى نُزِّلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ﴿٦﴾

    15:6 · no commentary for this ayah

  7. لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِٱلْمَلَٰٓئِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴿٧﴾

    15:7 · no commentary for this ayah

  8. مَا نُنَزِّلُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَمَا كَانُوٓا۟ إِذًا مُّنظَرِينَ﴿٨﴾

    تقاضای کافران برای نابودی خویش!

    در تفسیر این آیه - که پاسخ به درخواست کافران است که در ید پیش آمده - آرای گوناگونی بیان شده است. یکی از آنها که درست‌تر به نظر می‌رسد.ء این است که سنت الهی بر این است که فرشتگان از حواس بشر پنهان باشند. اگر خداوند به خاطر درخواست کافران و از راه معجزه» فرشتگان را نازل و ظاهر کند حجت به طور کامل بر آنها تمام می‌شود و جای شک و شبهه‌ای باقی نمی‌ماند. انگاه اگر کافران ایمان نیاورندء نزول عذاب و هلاکت آنها قطعی است. چون این کافران در نهایت لجاجت و تکبر هستندء باز هم ایمان نمی‌آورند و در واقع این درخواست آنهاء درخواست نابودی خویش است. ‎.٩‏ مصونیت قرآن از تحریف: این یه یکی از دلایل تحریف نشدن قرآن است. از آیه به خوبی استفاده می‌شود که قرآن کریم به طور کلی از هر نوع تحریف و تغییر مصون مانده و این قرآن عیناً همان قرآنی است که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده است؛ زیرا خداوند به طور قطع می‌فرماید که از قرآن محافظت می‌فرماید. در آیات ۴۱ و ۴۲ سورةٌ فصلت نیز همین حقیقت بیان شده است؛ آنجا که می‌فرماید: «و این کتابی است قطعاً شکست‌ناپذیر که هیچ‌گونه باطلی نه از پیش رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمی‌آید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایستةٌ ستایش نازل شده است.»؟

  9. إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا ٱلذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ﴿٩﴾

    15:9 · no commentary for this ayah

  10. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِى شِيَعِ ٱلْأَوَّلِينَ﴿١٠﴾

    15:10 · no commentary for this ayah

  11. وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ﴿١١﴾

    15:11 · no commentary for this ayah

  12. كَذَٰلِكَ نَسْلُكُهُۥ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ﴿١٢﴾

    نالایقی مجرمان برای فهم قرآن

    در تفسیر این آیه گفته‌اند که خداوند نشانه‌های خود را از راه‌های گوناگون به مجرمان و مخالفان تفهیم می‌کند که گویی در دل آنها وارد شده است؛ اما متأسفانه نالایقی و آماده نبودن دل‌های ناپاک آنها سبب بیرون راندن و جذب نشدن آن نشانه‌ها از درون جانشان می‌گردد؛ درست مانند غذای مقوّی و مفیدی که معده و دستگاه گوارش ناسالم آن را جذب نکرده» به بیرون باز می‌گرداند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» چ۰۱۳ ص ‎٩۳‏ ۲ المیزان» ۱۲ ص ۹۵ و نمونهء ج۰۱۱ ص ۷ > ۳ المیزان» ج۰۱۲ ص ۹۶ و نمونهء ج۰۱۱ ص ۱۵ > ۵ نمونهء جچ۵۱ ص ۳۶ > ۲ المیزان» ج۰۱۲ ص ۹۵ و نمونهء ج۱۱ ص ۷ > ۴ المیزان» ج۰۱۳ ص ‎۹٩‏ و نمونه جچ۱۱ ص ۱۸ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.

  13. لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ ٱلْأَوَّلِينَ﴿١٣﴾

    15:13 · no commentary for this ayah

  14. وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَظَلُّوا۟ فِيهِ يَعْرُجُونَ﴿١٤﴾

    15:14 · no commentary for this ayah

  15. لَقَالُوٓا۟ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَٰرُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ﴿١٥﴾

    15:15 · no commentary for this ayah

  16. وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِى ٱلسَّمَآءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّٰهَا لِلنَّٰظِرِينَ﴿١٦﴾

    برج‌های آسمان

    بروج - جمع برج - در اصل به معنای ظهور است. به همین جهت. قسمت مخصوصی از دیوار اطراف شهر یا محل اجتماع لشکر که بروز و ظهور خاصی داردء برج نامیده می‌شود. منظور از برج‌های آسمانی, منزلگاه‌های خورشید و ماه است. به تعبیر دقیق‌تر» هنگامی که ما از کرة زمین به ماه و خورشید نگاه می‌کنیم» در هر فصل و موقعی از سال» آنها را در مقابل یکی از صورت‌های فلکی (مجموعة ستارگانی که شکل خاصی به خود گرفته‌اند) می‌بینیم و می‌گوییم: خورشید مثلا در برج حمل یا ثور یا میزان یا عقرب است. بدیهی است وجود این برج‌های آسمانی و منزلگاه‌های ماه و خورشید و آن نظام خاصی که برای حرکت این برج‌ها وجود دارد, تقویم مجسم جهان هستی ما را تشکیل می‌دهد و دلیل روشنی بر علم و قدرت آفریدگار عالم است.

  17. وَحَفِظْنَٰهَا مِن كُلِّ شَيْطَٰنٍ رَّجِيمٍ﴿١٧﴾

    شهاب

    توضیح در بارةٌ استراق سمع شیاطینء شوهاب و... در تفسیر آیات ابندایی سورةٌ صافات

  18. إِلَّا مَنِ ٱسْتَرَقَ ٱلسَّمْعَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌ مُّبِينٌ﴿١٨﴾

    شهاب

    توضیح در بارةٌ استراق سمع شیاطینء شوهاب و... در تفسیر آیات ابندایی سورةٌ صافات

  19. وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَىْءٍ مَّوْزُونٍ﴿١٩﴾

    نظم شگرف گیاهان

    تعبیر «موزون» که از مادةٌ وزن به معنای شناسایی اندازةٌ هر چیز است. اشاره به حساب دقیق و نظم شگرف و اندازه‌های متناسب در همه اجزای گیاهان دارد که هر یک از آنها بلکه هر یک از اجزای آنها - از ساقه و شاخه و برگ و گلبرگ و تخم و میوه - حساب و کتاب معینی دارد. شاید در کرةٌ زمین صدها هزار نوع گیاه با خواص مختلف و آثار متنوع و گوناگون وجود داشته باشد که شناخت هر یک دریچه‌ای برای شناخت «اللّه» و برگ هر کدام» دفتری از معرفت پروردگار است. بعضی از مفسران نیز گفته‌اند که مراد از این تعبیر این است که خداوند از هر گیاهی به مقدار نیاز و حاجت انسان آفریده است.

  20. وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَٰيِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُۥ بِرَٰزِقِينَ﴿٢٠﴾

    15:20 · no commentary for this ayah

  21. وَإِن مِّن شَىْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ﴿٢١﴾

    خزاین همه جیز نزد ماست

    خزاین، جمع خزانه، به معنای محلی است که انسان اموالش را برای نگه‌داری در آن جمع‌آوری می‌کند. بدیهی است کسی اقدام به جمع‌آوری و اندوختن و حفظ چیزی می‌کند که قدرتش محدود باشد و نتواند در هر عصر و زمانی» انچه را که می خواهد.ء فراهم کند. از این رو در موقع توانایی» آنجه راکه لازم می داند، برای موقع ضرورت می اندوزد و در خزانه کردآوری می کند. بی شک این مفهوم در مورد خداوند تصور نمی‌شود. به همین دلیل» جمعی از مفسران» خزاین خداوند را مقدورات الهی تفسیر کرده‌اند؛ یی همه چیز در خزانةٌ قدرت خدا جمع است و هر مقدار از آن را لازم و صلاح بداندء ایجاد می‌کند. در معنای نازل کردن در این آیه نیز گفته‌اند که نزول و انزال در اینجا به معنای ایجاد کردن و خلقت است؛ ولی چون از ناحیة خداوند نسبت به بندگان است (از بالا به پایین)» چنین تعبیر شده است.؟

  22. وَأَرْسَلْنَا ٱلرِّيَٰحَ لَوَٰقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَسْقَيْنَٰكُمُوهُ وَمَآ أَنتُمْ لَهُۥ بِخَٰزِنِينَ﴿٢٢﴾

    بادها؛ بارور کنندةٌ ابرها و گیاهان

    امروزه در مباحث گیاه‌شناسی مسلّم شده که نر و مادگی در تمام گیاهان هستء و بادها هنگام وزش» ذراتی از گردةٌ گل گیاه نر را به گیاه ماده منتقل می‌کنند و آن را بارور می‌سازند. این آیه, از همین حقیقت پرده‌برداری می‌کند. البته برخی از مفسران بر آن‌اند که این یه مربوط به تلقیح ابرها از سوی بادهاست؛ بدین صورت که بادها قطعات ابر را به هم پیوند می‌دهند و بارور می‌سازند و بدین ترتیب» مقدمة نزول باران را فراهم می‌کنند.

  23. وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْىِۦ وَنُمِيتُ وَنَحْنُ ٱلْوَٰرِثُونَ﴿٢٣﴾

    15:23 · no commentary for this ayah

  24. وَلَقَدْ عَلِمْنَا ٱلْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا ٱلْمُسْتَـْٔخِرِينَ﴿٢٤﴾

    15:24 · no commentary for this ayah

  25. وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٌ﴿٢٥﴾

    15:25 · no commentary for this ayah

  26. وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ﴿٢٦﴾

    دو بُعد متضاد انسان

    از این آّیات به خوبی استفاده می‌شود که انسان از دو بعد متضاد تشکیل یافته که یکی در بالاترین حد عظمت و بزرگی است و دیگری در پایین‌ترین حد ارزش. از طرفی» روح المی در او دمیده شده و از طرفی, از گل خشکیده و بدبویی (مانند لجن) تشکیل یافته است. تعبیر «روحی» (روح من) نشان‌دهندة روح بسیار ارزشمند و باعظمت انسان است که مقام او را حتی از فرشتگان بالاتر می‌برد؛ مانند تعبیر ماه خدا که نشانة عظمت ماه مبارک رمضان است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء چ۱۱ ص ۴۰ > ۴ نمونهء چ۱۱ ص ۵۸ > ۱- نمونه ج0۱ ص ۴۰ ۲- پیشین» ص ۵۴ ۳ پیام قرآن» ج۲» ص ۳۱۶ > ٢- پیشین، ص ٥٣ > ۴- نمونهء ج۰۱۱ ص ۵۸ ۵ المیزان» ج۰۱۲ ص ۱۴۴ ۶- نمونهء ج۰۱۱ ص ۶۱ > ۳- پیام قرأن» ج۲» ص ۳۱۶ > ۶- نمونه چ۱۱ ص ۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Payām-i Qurʾān.

  27. وَٱلْجَآنَّ خَلَقْنَٰهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ﴿٢٧﴾

    15:27 · no commentary for this ayah

  28. وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّى خَٰلِقٌۢ بَشَرًا مِّن صَلْصَٰلٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ﴿٢٨﴾

    15:28 · no commentary for this ayah

  29. فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَٰجِدِينَ﴿٢٩﴾

    دو بُعد متضاد انسان

    از این آّیات به خوبی استفاده می‌شود که انسان از دو بعد متضاد تشکیل یافته که یکی در بالاترین حد عظمت و بزرگی است و دیگری در پایین‌ترین حد ارزش. از طرفی» روح المی در او دمیده شده و از طرفی, از گل خشکیده و بدبویی (مانند لجن) تشکیل یافته است. تعبیر «روحی» (روح من) نشان‌دهندة روح بسیار ارزشمند و باعظمت انسان است که مقام او را حتی از فرشتگان بالاتر می‌برد؛ مانند تعبیر ماه خدا که نشانة عظمت ماه مبارک رمضان است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونهء چ۱۱ ص ۴۰ > ۴ نمونهء چ۱۱ ص ۵۸ > ۱- نمونه ج0۱ ص ۴۰ ۲- پیشین» ص ۵۴ ۳ پیام قرآن» ج۲» ص ۳۱۶ > ٢- پیشین، ص ٥٣ > ۴- نمونهء ج۰۱۱ ص ۵۸ ۵ المیزان» ج۰۱۲ ص ۱۴۴ ۶- نمونهء ج۰۱۱ ص ۶۱ > ۳- پیام قرأن» ج۲» ص ۳۱۶ > ۶- نمونه چ۱۱ ص ۶۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Payām-i Qurʾān.

  30. فَسَجَدَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ﴿٣٠﴾

    15:30 · no commentary for this ayah

  31. إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰٓ أَن يَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴿٣١﴾

    15:31 · no commentary for this ayah

  32. قَالَ يَٰٓإِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴿٣٢﴾

    15:32 · no commentary for this ayah

  33. قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُۥ مِن صَلْصَٰلٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ﴿٣٣﴾

    15:33 · no commentary for this ayah

  34. قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ﴿٣٤﴾

    15:34 · no commentary for this ayah

  35. وَإِنَّ عَلَيْكَ ٱللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ﴿٣٥﴾

    15:35 · no commentary for this ayah

  36. قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴿٣٦﴾

    15:36 · no commentary for this ayah

  37. قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ﴿٣٧﴾

    15:37 · no commentary for this ayah

  38. إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ﴿٣٨﴾

    سرآمد مهلت ابلیس

    بیشتر مفسران بر آن‌اند که منظور از این آیهء روز پایان دنیا و اولین دمیدن اسرافیل در صور است؛ زیرا تا آن روزء» تکلیف وجود دارد و امکان مخالفت با خدا و معصیت او هست. بر خلاف این نظر اما از یات قرآن و روایات و حتی دلایل عقلی استفاده می‌شود که بشر در حال حرکت به سوی سعادت است و به زودی در همین دنیا به کمال سعادت خود می‌رسد و جامعةٌ انسانی از گناه و بدی رهایی می‌یابد؛ به طوری که در روی زمین کسی جز خدا پرستیده نمی‌شود و بساط کفر و فسق برچیده می‌گردد و مرض‌های روحی و وسوسه‌های شیطانی از بین خواهد رفت. از این مطلب استفاده می‌شود که روز وقت معین که سرآمد مهلت ابلیس استء روزی است که جامعةٌ بشری به ارادةٌ خداوند اصلاح خواهد شد. در آن روزء ریشةٌ فساد کنده خواهد شد و این پایان دنیا نیست. در برخی از روایات» این آیه به روزگار ظهور حضرت مهدی(عج) تفسیر شده است.

  39. قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٣٩﴾

    تزیین شیطان

    بدیهی است که خداوند هرگز شیطان را گمراه نکرده بود؛ بلکه این ز نسبت شیطنت‌آمیزی بود که از ابلیس صادر شد برای این که خود را تبرئه کند و توجیهی برای اغواگری خود ترتیب دهد و این رسم ابلیس و همةٌ شیطان‌ها است که اولاً گناهان خویش را به گردن دیگران می‌افکنند و ثانیاً می‌کوشند اعمال زشت خود را با منطق‌های غلط توجیه کنند؛ نه تنها در برابر بندگان خدا؛ بلکه در برابر خود خدا که از همه چیز آگاه است! نکته دیکَر اینکه منظور از تزیین شیطان، همان وسوسه های شیطان است که زشت را در نظر زیبا می کند یا با استفاده از عوامل گوناگون خارجی» اعمال زشت را زینت می‌دهد؛ همان‌گونه که گاهی مواد کشنده را در پوشش‌هایی از شیرینی قرار می‌دهند و نیز انحرافات بزرگ را در لفافه‌هایی مانند تمدن و روشنفکری و آزاداندیشی و امثال آَن می‌پوشانند.

  40. إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ﴿٤٠﴾

    15:40 · no commentary for this ayah

  41. قَالَ هَٰذَا صِرَٰطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ﴿٤١﴾

    شیطان نمی تواند کسی را مجبور کند

    این دو آّیهء دلیل محکمی بر آزادی ارادةٌ انسان‌هاست» و این که ابلیس و لشکر او هرگز نمی‌توانند کسی را به فساد و تباهی مجبور کنند؛ بلکه کار آنها تنها تزیین گناه و فریب‌کاری و دعوت به شر و بدی است و تصمیم نهایی با خود انسان است. در واقع خداوند در این دو یه این پندار خام را که ابلیس تسلط کاملی بر انسان‌ها پیدا خواهد کرد از مغز او بیرون کرد.

  42. إِنَّ عِبَادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَٰنٌ إِلَّا مَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْغَاوِينَ﴿٤٢﴾

    شیطان نمی تواند کسی را مجبور کند

    این دو آّیهء دلیل محکمی بر آزادی ارادةٌ انسان‌هاست» و این که ابلیس و لشکر او هرگز نمی‌توانند کسی را به فساد و تباهی مجبور کنند؛ بلکه کار آنها تنها تزیین گناه و فریب‌کاری و دعوت به شر و بدی است و تصمیم نهایی با خود انسان است. در واقع خداوند در این دو یه این پندار خام را که ابلیس تسلط کاملی بر انسان‌ها پیدا خواهد کرد از مغز او بیرون کرد.

  43. وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٤٣﴾

    15:43 · no commentary for this ayah

  44. لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَٰبٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ﴿٤٤﴾

    درهای جهنم

    در قرآن به طور صریح چیزی در بارةٌ کیفیت درهای جهنم گفته نشده است؛ اما با تدبر در ایات قران و روایات معصومین(ع) استفاده می شود که منظور از درهای جهنم، طبقات دوزخ است که عذاب هر طبقه از نظر نوع و شدت با طبقات دیگر تفاوت دارد (شایان تذکر است که باب به معنای طبقه نیز هست). در روایتی در این باره می‌خوانیم که امام علی(ع) خطاب به گروهی از مردم فرمود: «آیا می‌دانید درهای جهنم چگونه است؟» آنها گفتند: لابد مثل همین درهای دنیا است. حضرت فرمودند: «نه, این‌گونه نیست؛ آنگاه یک دست را بر روی دست دیگر نهاد (که یعنی چنین است)... روایاتی نشان می‌دهد که از بعضی درهای جچهنم؛ فرعون» هامان و قارون» و از بعضی» مشرکان» و از برخی دیگرء دشمنان خاندان پیامبر(ص) وارد می‌شوند. این روایات» بیانگر آن است که طبقات جهنم» یکی از دیگری دردناک‌تر است و گروه‌هایی که وارد آنها می‌شوند. یکی از دیگری گنهکارترند و اعمالی که آنها انجام می‌داده‌اند. یکی از دیگری بدتر است. در نتیجه درهای جهنم» پیام‌آور این حقیقت است که همان‌طور که اعمال آدمی با هم متفاوت است یا گروه‌های مجرم و کافر با هم تفاوت دارند, مجازات آنها نیز در جهان دیگر یکسان نیست و با یکدیگر فرق بسیار دارد. الب توجه این که در حدیثی از امام باقر(ع) می‌خوانیم که «بهشت هشت در دارد»؛ اما در این یه می‌خوانیم که چهنم هفت در دارد. این تفاوت» اشاره به این است که هر چند درهای ورود به بدبختی و عذاب فراوان باشدء درهای وصول به سعادت و خوشبختی از آن افزون‌تر است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ج۰۱۲ ص ۱۵۸ > ۴ نمونهء جچ۰۱۱ ص ۷۳ > ۶- پیام قرآن» ج۶» ص ۴۱۸ ۷ نمونه ج۱۱ ص ۷۸ > ۲- نمونهء ج۰۱۱ ص ۷۲ > ۴ نمونهء ج۱۱ ص ۷۳ ۵- المیزان» ج۰۱۲ ص ۱۶۹ و پیام قرآن» ج۰۶» ص ۴۱۸ > ۷ نمونهء ج۱۱ ص ۷۸ > ۱- المیزان» ج۰۱۲ ص ۱۵۸ ۲- نمونه ج۱۱ ص ۷۲ ۳ پیام قرآن» ج ۰ ص ۴۱۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Payām-i Qurʾān.

  45. إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍ وَعُيُونٍ﴿٤٥﴾

    15:45 · no commentary for this ayah

  46. ٱدْخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ءَامِنِينَ﴿٤٦﴾

    15:46 · no commentary for this ayah

  47. وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٍ مُّتَقَٰبِلِينَ﴿٤٧﴾

    15:47 · no commentary for this ayah

  48. لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ﴿٤٨﴾

    15:48 · no commentary for this ayah

  49. نَبِّئْ عِبَادِىٓ أَنِّىٓ أَنَا ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴿٤٩﴾

    15:49 · no commentary for this ayah

  50. وَأَنَّ عَذَابِى هُوَ ٱلْعَذَابُ ٱلْأَلِيمُ﴿٥٠﴾

    15:50 · no commentary for this ayah

  51. وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ﴿٥١﴾

    15:51 · no commentary for this ayah

  52. إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَقَالُوا۟ سَلَٰمًا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ﴿٥٢﴾

    چرا ابراهیم از حضور میهمانان اظهار ترس کرد؟

    این سخن ابراهیم(ع) پس از آن بود که میهمانان او (فرشتگان) نشستند و ابراهیم برای آنان گوساله‌ای بریان حاضر کرد؛ ولی آنها از خوردن آن خودداری کردند (أیةُ ۷۰ سورة هود نیز به این موضوع اشاره دارد). بعد از این برخورد عجیب ابراهیم احساس ترس کرد و به آنها فرمود که از ایشان بیمناک است. برخی از مفسران بر آن‌اند که این ترس بدین خاطر بود که در آن زمان و زمان‌های بعد و حتی در عصر ما در بین بعضی از اقوام معمول است که هر گاه کسی نان و نمک کسی را بخورد.ه به او گزندی نخواهد رساند و خود را مدیون او می‌داند و به همین دلیلء دست نبردن به سوی غذاء دلیل بر قصد سوء و کینه و عداوت است.

  53. قَالُوا۟ لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٍ﴿٥٣﴾

    اسحاق؛ پسر دانای ابراهیم

    بدون شک منظور از «غلام علیم»» حضرت اسحاق(ع) است؛ زیرا هنگامی که فرشتگان این بشارت را به ابراهیم دادنده همسر او - ساره - که عقیم بود و در آن زمان یائسه هم شده بود نیز حاضر بود و این بشارت به او نیز داده شد. این را نیز می‌دانیم که ساره مادر اسحاق است و ابراهیم پیشتر از هاجر (کنیزی که به همسری انتخاب کرده بود) صاحب پسری به نام اسماعیل شده بود. این نکته سزاوار توجه است که شاید ذکر صفت «علیم» برای اسحاق» برای نشان دادن دانایی او و داشتن علمی فراتر از علوم معمولی باشد؛ یعنی او دانای به تعلیم الهی و به وحی آسمانی است؛ چنان که در أَیةْ ۱۱۲ سورةٌ صافات که شبیه به همین آیه است» می‌خوانیم: «و مااو [-ابراهیم] را به اسحاق -پیامبری از شایستگان -بشارت دادیم». این یه به ارتباط حضرت اسحاق با جهان غیب اشاره دارد.

  54. قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِى عَلَىٰٓ أَن مَّسَّنِىَ ٱلْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ﴿٥٤﴾

    15:54 · no commentary for this ayah

  55. قَالُوا۟ بَشَّرْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْقَٰنِطِينَ﴿٥٥﴾

    15:55 · no commentary for this ayah

  56. قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ﴿٥٦﴾

    15:56 · no commentary for this ayah

  57. قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا ٱلْمُرْسَلُونَ﴿٥٧﴾

    15:57 · no commentary for this ayah

  58. قَالُوٓا۟ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ﴿٥٨﴾

    15:58 · no commentary for this ayah

  59. إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٥٩﴾

    15:59 · no commentary for this ayah

  60. إِلَّا ٱمْرَأَتَهُۥ قَدَّرْنَآ إِنَّهَا لَمِنَ ٱلْغَٰبِرِينَ﴿٦٠﴾

    هلاکت همسر لوط(ع)

    همسر لوط همدست کافران و دشمن داخلی حضرت لوط(ع) بود. او با کافران قرار گذاشته بود که اگر کسی مخفیانه نزد پیامبر آمد بر بام خانه آتش روشن کند و آنها را باخبر سازد. به همین دلیل مقرر شد که از هلاک‌شوندگان باشد.٩

  61. فَلَمَّا جَآءَ ءَالَ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلُونَ﴿٦١﴾

    15:61 · no commentary for this ayah

  62. قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ﴿٦٢﴾

    15:62 · no commentary for this ayah

  63. قَالُوا۟ بَلْ جِئْنَٰكَ بِمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَمْتَرُونَ﴿٦٣﴾

    15:63 · no commentary for this ayah

  64. وَأَتَيْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴿٦٤﴾

    15:64 · no commentary for this ayah

  65. فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ ٱلَّيْلِ وَٱتَّبِعْ أَدْبَٰرَهُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَٱمْضُوا۟ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ﴿٦٥﴾

    15:65 · no commentary for this ayah

  66. وَقَضَيْنَآ إِلَيْهِ ذَٰلِكَ ٱلْأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَٰٓؤُلَآءِ مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ﴿٦٦﴾

    15:66 · no commentary for this ayah

  67. وَجَآءَ أَهْلُ ٱلْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ﴿٦٧﴾

    15:67 · no commentary for this ayah

  68. قَالَ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ ضَيْفِى فَلَا تَفْضَحُونِ﴿٦٨﴾

    15:68 · no commentary for this ayah

  69. وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ﴿٦٩﴾

    15:69 · no commentary for this ayah

  70. قَالُوٓا۟ أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ ٱلْعَٰلَمِينَ﴿٧٠﴾

    چرا لوط از پذیرفتن می‌همان نهی شده بود؟

    این سخن قوم لوط به خاطر آن بود که آنان» افرادی خسیس و بخیل بودند و هرگز کسی را به خانة خود میهمان نمی کردند» و اتفاقاً شهر آنها در مسیر قافله‌ها بود و می‌گویند آنها برای این که کسی در آنجا توقف نکنده آن عمل زشت را با بعضی از تازه واردها انجام داده بودند و کم کم برای آنها عادت شده بود. از این رو گویا هرگاه لوط پیامبر باخبر می‌شد که شخص غریبی در آن دیار گام نهاده» برای این که گرفتار آزها نشودء وی را به خانة خود دعوت می‌کرد؛ اما آنها پس از آن که از این جریان آگاه شدنده خشمگین گشتند و به او با صراحت گفتند که حق نداری بعد از این میهمانی به خانةٌ خود راه دهی. بنا بر این به نظر می‌رسد که کلمةٌ «عالمین» (جهانیان) در این آیه» اشاره به رهگذران و افرادی باشد که اهل آن شهر و دیار نبودند و گذارشان به آنجا می‌افتاد. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱-المیزان» ج۱۲ ص ۱۷۹ ۲ و ۳- نمونه چ۰۱۱ ص ۹۹ ۴ المیزان» ۰۱۲ ص ۱۷۹ > ۵- اطیب‌البیان» ج۰۸» ص ۵۴ ۶- نمونهء ج۱۱ ص ۱۱۰ > ۲ و ۳- نمونهء ج۰۱۱ ص ‎۹٩‏ > ۶- نمونهء چ۱۱ ص ۱۱۰ > ۴ المیزان» ۰۱۲ ص ۱۷۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Aṭyab al-Bayān.

  71. قَالَ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِىٓ إِن كُنتُمْ فَٰعِلِينَ﴿٧١﴾

    15:71 · no commentary for this ayah

  72. لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِى سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ﴿٧٢﴾

    سوگند خدا به جان پیامبر(ص)

    از این عباس (صحابی معروف) نقل شده است: «خداوند» کسی را که از محمد(ص) در نزدش گرامی‌تر باشد» خلق نکرده است و من نشنیده‌ام که خداوند به جان کسی جز جان او قسم خورده باشد.»!

  73. فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ﴿٧٣﴾

    15:73 · no commentary for this ayah

  74. فَجَعَلْنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ﴿٧٤﴾

    15:74 · no commentary for this ayah

  75. إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ﴿٧٥﴾

    هوشیاران باطن‌نگر

    «متوسّم» (هوشیار) به معنای کسی است که از ظاهر چیزی به باطن آن پی می‌برد. بدین ترتیب» معنای ایه چنین است که در جریان عذابی که بر قوم لوط امد و سرزمین آنها را نابود کرد علامت‌ها و آثاری باقی مانده که افراد هوشیار از دیدن آن به حقیقت جریان پی می‌برند و بر ایمان و تقوایشان افزوده می‌گردد. این صفت (پی بردن از ظاهر به باطن چیزی) به میزان ایمان هر کس در او وجود دارد؛ چنان که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمود: «از زیرکی موّْمن پروا کنید؛ زیرا او با نور خدا می‌بیند.» سپس این ایه را تلاوت فرمود. در روایت دیگری از امام باقر(ع) می‌خوانیم: «هیچ مخلوقی نیست مگر آن‌که ین دو چشمش نوشته شده موّمن یا کافرء و این نوشته. از شما پنهان است؛ ولی از نظر امامان از آل محمد(ص) پنهان نیست و بدین رو هیچ‌کس نزد ایشان نمی‌آید مگر آن‌که او را می‌شناسند که موْمن است یا کافر.» آنگاه حضرت أَیةٌ مورد بحث را تلاوت فرمود. البته روشن است که امامان(ع)» مصادیق کامل هوشیاران هستند و این آیه به ایشان محدود نمی‌شود.

  76. وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقِيمٍ﴿٧٦﴾

    ویرانه‌های سرزمین لوط

    در ذیل این آیه گفته‌اند که ویرانه‌های شهرهای بّلادیدةٌ قوم لوط بر سر راه مسافران و کاروان‌هایی که از مدینه به شام می‌رفتندء قرار داشته است و آنها به وضوح آن را مشاهده می‌کردند. در یه ۷۹ نیز به این مطلب اشاره شده است.

  77. إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ﴿٧٧﴾

    15:77 · no commentary for this ayah

  78. وَإِن كَانَ أَصْحَٰبُ ٱلْأَيْكَةِ لَظَٰلِمِينَ﴿٧٨﴾

    15:78 · no commentary for this ayah

  79. فَٱنتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ﴿٧٩﴾

    15:79 · no commentary for this ayah

  80. وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَٰبُ ٱلْحِجْرِ ٱلْمُرْسَلِينَ﴿٨٠﴾

    تکذیب یکی از پیامبران یعنی تکذیب همه آنها

    خداوند در این آیه می‌فرماید که قوم نموده تمام پیامبران را تکذیب کردند؛ با این که آنها تنها صالح(ع) را تکذیب کرده بودند؛ دلیل این مطلب این است که محتوای دعوت همةٌ انبیا یکی است. انبیاء غیر از اسلام چیزی نیاورده‌اند. اگر تفاوتی هستء در شریعت و برخی از احکام عملی است. از این رو هر یک از ان پیاماوران، پیاماور کذشته را تصدیق کرد. پس اکر کسی مطلب یکر از انبیا را نپذیرفت» مطلب (و رسالت) همه را رد کرده است.

  81. وَءَاتَيْنَٰهُمْ ءَايَٰتِنَا فَكَانُوا۟ عَنْهَا مُعْرِضِينَ﴿٨١﴾

    15:81 · no commentary for this ayah

  82. وَكَانُوا۟ يَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًا ءَامِنِينَ﴿٨٢﴾

    15:82 · no commentary for this ayah

  83. فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ﴿٨٣﴾

    15:83 · no commentary for this ayah

  84. فَمَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ﴿٨٤﴾

    15:84 · no commentary for this ayah

  85. وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَإِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَـَٔاتِيَةٌ فَٱصْفَحِ ٱلصَّفْحَ ٱلْجَمِيلَ﴿٨٥﴾

    15:85 · no commentary for this ayah

  86. إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلْخَلَّٰقُ ٱلْعَلِيمُ﴿٨٦﴾

    15:86 · no commentary for this ayah

  87. وَلَقَدْ ءَاتَيْنَٰكَ سَبْعًا مِّنَ ٱلْمَثَانِى وَٱلْقُرْءَانَ ٱلْعَظِيمَ﴿٨٧﴾

    سبع‌المثانی

    خداوند در این آیه برای دلداری پیامبر در برابر مشکلات و سختی‌ها و انبوه دشمنان» نظر آن حضرت را متوجه موهبتی می‌کند که هیچ چیزی با آن مقایسه‌شدنی نیست؛ قران عظیم و به ویژه سور مبارک حمد. سبع در لغت به معنای هفت و مثانی به معنای دوتاها است. بیشتر مفسران و روایات. «سبعاً من المثانی» را کنایه از سورهٌ حمد گرفته‌اند؛ زیرا این سوره هفت آیه دارد و از این نظر که این سوره به خاطر اهمیت و عظمت محتوایش دو بار بر پیامبر(ص) نازل گردیده یا از دو بخش تشکیل شده (نیمی از آن» حمد و ثنای خدا و نیمی از آن» تقاضاهای بندگان) یا این که در هر نمازی دو بار در نماز خوانده می‌شودء کلمهٌ مثانی بدان اطلاق شده است.

  88. لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًا مِّنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ﴿٨٨﴾

    نهایت عطوفت

    جملةٌ «و بال (عطوفت) خود را بر موْمنین فرود آر» کنایه از تواضع و نرمخویی است؛ چرا که پرنده هنگامی که بخواهد جوجه‌ها را در آغوش بگیرد.ء پر و بال خود را باز می‌کند و بر سر جوجه‌هایش می‌گستراند. شاید هم کنایه از صبر و خویشتن‌داری و سازگاری با موّمنین باشد. بدین ترتیب» زیر بال و پر گرفتن موّمنان» بدین معنی است که پیامبراکرم تمام هم و غم خود را صرف تربیت و پرورش موّمنان کند. نیز ممکن است این جمله کنایه از همراهی کردن و تنها نگذاشتن موّمنان باشد؛ همچنان که پرنده وقتی بال و پر خود را بر جوجه‌هایش می‌گستراند» دیگر پرواز نمی‌کند و از آنها جدا نمی‌شود. "به هر حال» این ید شریف» یکی از زیباترین بشارت‌های قرآن کریم برای موّمنان است. + و ‎.٩۱‏ همان‌ها که قرآن را تقسیم کردند : در تفسیر این دو آیه» دو نظر معروف وجود دارد: نظر یکم این که منظور از مقتسمین (تجزیه‌گران4 کسانی هستند که دین و احکام خدا را به خدمت منافع خویش گرفتند؛ آنچه را که با منافعشان سازگار بودء قبول می‌کردند و آنچه را که به ضررشان بود, رد می‌کردند.! دومین نظر این است که این دو یه مربوط به گروهی است که در اوایل بعثت پیامبر(ص) علیه ایشان قیام کرده» قرآن را پاره‌پاره کردند تا بدین وسیله مردم را از راه خدا باز دارند. خدا هم بر ایشان عذاب فرستاد و همگی را نابود کرد. در برخی از روایات آمده است که آنها طایفه‌ای از قریش بودند که قرآّن را پاره پاره کردند و گفتند که قرآَن, جادو و افسانه و دروغ است» و نیز راه ورودی مکه را قسمت قسمت کردند و در موسم حج» هر چند نفر از آنها بر سر راهی می‌نشستند تا نگذارند مردم نزد پیامبر(ص) بروند. ظاهراً منظور از استهزاکنندگان در أَیةٌ ۹۵ این سوره نیز همین گروه هستند. در ذیل آن آیه روایت شده که استهزاکنندگان پنج نفر بودند و هنگامی که أَیةٌ ۹۵ نازل شد» پیامبر اکرم می‌دانست که خداوند آنها را خوار خواهد کرد و سرانجام نیز همة آنها را به بدترین نحو میراند." > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱ مجمع‌البیان» ج۰۶» ص ۱۴۲ ۲ المیزان» ج۰۱۲ ص ۱۸۴ ۳ نمونهء ج۱۱ ص ۱۱۴ > ۲ المیزان» ج۰۱۲ ص ۱۸۴ > ۴ تفسیر موضوعی» ج۰۶» ص ۲۲۲ ۵-نمونهء ج۰۱۱ ص ۱۲۹ ۶- المیزان» ج۰۱۲ ص ۱۹۱ > ۳ نمونهء ج۱۱ ص ۱۱۴ > ۶-المیزان» ۰۱۳ ص ۱۹۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān, Majmaʿ al-Bayān, Tafsīr-i Mawḍūʿī.

  89. وَقُلْ إِنِّىٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلْمُبِينُ﴿٨٩﴾

    15:89 · no commentary for this ayah

  90. كَمَآ أَنزَلْنَا عَلَى ٱلْمُقْتَسِمِينَ﴿٩٠﴾

    15:90 · no commentary for this ayah

  91. ٱلَّذِينَ جَعَلُوا۟ ٱلْقُرْءَانَ عِضِينَ﴿٩١﴾

    15:91 · no commentary for this ayah

  92. فَوَرَبِّكَ لَنَسْـَٔلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٩٢﴾

    15:92 · no commentary for this ayah

  93. عَمَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ﴿٩٣﴾

    15:93 · no commentary for this ayah

  94. فَٱصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ ٱلْمُشْرِكِينَ﴿٩٤﴾

    آغاز دعوت آشکار پیامبر(ص)

    در روایات آمده است که دعوت پیامبر اسلام در سه سال اول بشت به طور مخفیانه بوده و تنها افراد کمی مانند امام علی(ع) و حضرت خدیجه (و شاید تنها همین دو نفر) به پیامبر ایمان آورده بودند. هنگامی که این آیه نازل شدء پیامبر دستور یافت که دعوت خویش را اشکار کند و از آن پس به تبلیغ علنی پرداخت.

  95. إِنَّا كَفَيْنَٰكَ ٱلْمُسْتَهْزِءِينَ﴿٩٥﴾

    15:95 · no commentary for this ayah

  96. ٱلَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ﴿٩٦﴾

    15:96 · no commentary for this ayah

  97. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴿٩٧﴾

    15:97 · no commentary for this ayah

  98. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴿٩٨﴾

    15:98 · no commentary for this ayah

  99. وَٱعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ ٱلْيَقِينُ﴿٩٩﴾

    چرا از مرگ به یقین تعبیر شده است؟

    معروف و مشهور در میان مفسران این است که منظور از یقین در این آیه همان مرگ است و به این جهتء مرگه یقین نامیده شده که یک امر مسلم است و انسان در هر چیز شک کند.ء در مرگ نمی‌تواند تردید کند و به آن یقین دارد؛ یا این که به هنگام مرگ» پرده‌ها کنار می‌رود و حقایق در برابر چشم انسان آشکار می‌شود و حالت یقین برای او پیدا می‌گردد.